• نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

شماره جدید مجله قدیمی حوزه وابسته به پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی که اکنون به شماره ۱۷۵ خود رسیده، در هفته سوم فروردین ۱۳۹۵ منتشر شد. این شماره نیز مانند دو شماره قبلی به سبک زندگی اسلامی اختصاص داشت. هرچند مجله حوزه از قدیم‌الایام با مصاحبه‌هایش با چهره‌های مطرح حوزوی و نیز معرفی کتب شاخص حوزوی شناخته می‌شد و می شود؛ اما روال جدید این نشریه همچون شماره‌های اخیر این نشریه بیش‌تر دربرگیرنده مجموعه مقالاتی در رابطه با یک موضوع خاص است. در این نوشتار به معرفی مطالبی که در شماره ۱۷۵ این نشریه آمده است می‌پردازیم.

سرمقاله: نگاهى نقادانه به سهم روحانیان در سبک زندگى امروز جامعه ایران

در سرمقاله که به قلم احمد ترابی نوشته شده می‌خوانیم: موضوعِ محورى این شماره از نشریه نیز «سبک زندگى» و سهم آن در توسعه فرهنگى، اجتماعى، اخلاقى، علمى، سیاسى، اقتصادى و حقوقى جامعه اسلامى است؛ عناصرى که مى‏‌توانند با اعتلاى خود، بنیان یک تمدن را پى‏ریزند و با ضعف و انحطاط خود، پایه‏‌هاى یک تمدن را فرو ریزند.

به نوشته وی در دو شماره پیشین از نشریه و نیز شماره حاضر، موضوع «سبک زندگى» از زوایاى گوناگون به بحث و تحقیق گذاشته شده است. ترابی می‌نویسد: «در این مقال نیز برآنیم از مقوله‌‏اى سخن به میان آوریم که پیوندى ژرف و دقیق با حوزه و روحانیان دارد؛ مقوله‌‏اى که عنوان و رسالت اصلى این نشریه است».

به باور وی اساساً «نگاه نقادانه به خود»، از گزاره‏‌هایى است که در حیات اجتماعى سیاسى و فرهنگى جامعه ما جایگاهى ندارد و به آن بهایى داده نمى‌‏شود. البته شعار آن، گاه از زبان رجال سیاسى در دو دهه اخیر شنیده شده و به‌طور خلاصه انتقاد از کارکرد و بازده کارِ مدیران اجرایى و گاه فرهنگى در شمار برنامه‏‌هاى صدا و سیما یا نشریه‌‏ها قرار گرفته است؛ ولى هنوز، کم‏تر به چشم مى‌‏آید که احزاب و گروه‌‏ها و نهادهاى فرهنگى و سیاسى، رجال سیاسى یا مجموعه‏‌هاى علمى و صنفى، به نقد خود بپردازند و کارکرد خویش را در به حقیقت پیوستن هدف‌ها و برنامه‌‏ها، به ارزیابى دقیق و همه‌‏سویه – با بیانِ کاستى‏‌ها و سستى‌‏ها – نشسته باشند؛ زیرا در بسیارى موارد، خود بزرگ‏‌بینى و خودخواهى، مانع دیدن کاستی‌ها و کژی‌هاى خویش است و در مواردى هم افراد، احزاب و مجموعه‏‌ها، نگران سوء استفاده مخالفان از اقرارها و اعتراف‌هاى آنان علیه خویش‏اند!

ترابی می نویسد: ما نیز، برخلاف این‌که نگران سوءاستفاده بدخواهان و دشمنان هستیم و احتمال مى‌‏دهیم، این نقّادى مصلحانه و از روى خیرخواهى، از سوى آنان به مانند اعترافى علیه خود ما انگاشته شود؛ امّا ضرورت و ناگزیرى این نگاه مى‏‌طلبد، خطر کنیم و به اشتیاق رویارویى با واقعیت، خار این مسیر را بر جان بخریم.

نویسنده در ادامه این سرمقاله و ذیل عنوان «سهم روحانیان در مدیریت سبک زندگى مردم» می‌نویسد:

اگر دین را در جامعه‌‏هاى بشرى، به‌ویژه در جامعه‌‏هاى اسلامى، از عناصر مهم و اصلى زندگى‌ساز و اثرگذار بر سبک زندگى دیندارانه بدانیم، مروّجان، مبلّغان و منادیان دین، سهم به‌سزایى در منش و کنش شهروندان جامعه داشته و خواهند داشت و با این‌که جامعه‏‌هاى اسلامى در چند قرن اخیر، تحت تأثیر فرهنگ سلطه‌جو و نفوذگراى غرب، قرار گرفته‏‌اند، امّا همچنان تأثیرپذیرى توده‌‏هاى مردم از عالمان دین، سهم به‌سزایى در زندگى آنان دارد؛ به‌ویژه رخداد انقلاب اسلامى در منطقه‌‏اى که جزیره امن سلطه‏‌هاى نظامى اقتصادى و فرهنگى شناخته مى‌‏شد، نشان داد که اسلام، نه‌تنها افیون جامعه‏‌ها نیست و آنان را به برتابیدن خوارى، پستى و فقر و بى‌‏فرهنگى تشویق نمى‌‏کند، که نیرومندتر از هر مکتب سیاسى و انقلابى، مى‏تواند امت اسلامى را به شگفت‌‏ترین انقلاب اسلامى و فرهنگى فراخواند و آنان را تا رسیدن به پیروزى رهبرى کند.

رهبرى فکرى و عملى روحانیان، در به حقیقت پیوستن انقلاب اسلامى و استمرار حیات آن، نشان داد که هنوز روحانیان منادیان و مروّجان دین سهمی بس مهم و نقش‌آفرین در مدیریت اندیشه‌‏ها، آرمان‌ها، هدف‌ها و زندگى مردم دارند.

به باور نویسنده سرمقاله، هدف این نوشته از بیان نکته‌‏هاى یاد شده، ستایش و بزرگ‌شمارى روحانیان و خودستایى و فخرفروشى نیست! بلکه هدف، بیان این حقیقت است که اگر منادیان دین و معرفت ‏دینى، چنین جایگاهى در جامعه دارند، پس باید رسالت خود را نیز بشناسند و بپذیرند و حق این جایگاه و منزلت را به‌جا آورند.

مقاله دوم: رسالت حوزه در نهادینه‌سازى سبک زندگى اسلامى اختصاص

محمد صادق مزینانی در این مقاله، پس از بیان چیستى و معناى سبک زندگى و زمان‏‌بَرى و آهستگىِ به حقیقت پیوستن آن و… با استفاده از روش توصیفى – تحلیلى، به مهم‏‌ترین رسالت و وظیفه حوزه در فرهنگ‌‏سازى براى پیاده شدنِ سبک زندگى اسلامى، در جامعه پرداخته است.

به باور وی، نمایاندن زوایاى سبک زندگى اسلامى، تلاش در جهت نمودِ خارجى دادنِ به آن، شناساندنِ نمونه‌‏ها و شاخص‌ها، اصلاح رفتار متولیانِ فرهنگى، نقد الگوها و نمونه‏‌هاى منفى، سبک‌هاى ویران‏گر و تباهى‏آفرین و انگیزاندن روح‌ها، روان‌ها و خردها براى سرلوحه زندگى قرار دادنِ سبکِ زندگى اسلامى و پیوند دقیق و سازنده و اثرگذار با نظام اسلامى، از رسالت‌هاى بَس مهمِ عالمان دین، حوزه‌‏ها و روحانیت است.

مزینانی معتقد است: این رسالت و کارى که برعهده حوزه‏‌ها قرار دارد، بسیار گسترده و حسن انجام آن، در گروِ نگهداشت نکته‏‌ها و اصولى است که پاره‏اى از آن‌ها در این نوشتار، فرادید نهاده خواهد شد.

سومین مقاله: نقش حوزه در اصلاح سبک زندگى

سیدحسین همایون مصباح، نویسنده این مقاله، پس از تعریفى کوتاه از مفهوم اصلاح و سبک زندگى، نقش و سهم حوزه علمیه در جهت اصلاح و بازسازى سبک زندگى بر بنیاد آموزه‏هاى اسلامى، از طریق ساختارِ اجتماعى را در سه محور تبیین کرده است که این سه محور عبارتند از: «عامل و فاعلِ ساختار اجتماعى»، «سازه‏ها در ساختار اجتماعى» و «هدف در ساختار اجتماعى». به باور وی، در ساحت فاعل و عامل، حوزه باید سرمایه فرهنگى و فکرى و در ساحت سازه‏ها، سرمایه اجتماعى فراگیر و سرمایه معنوى را در اختیار نسل معاصر بگذارد. همچنین در عرصه هدف و مقصد، سه کار کلیدى را باید انجام بدهد:

  1. شناسایى ضروریات و نیازمندی‌هاى زندگى معاصر؛
  2. تأمین و فراهم‏سازى زیبا و نیکوى آن‌ها؛
  3. ایجاد تقاضا و خواست در نسل معاصر و دگرسازى سبک زندگى اسلامى به خواست همگانى.

چهارمین مقاله: سبک زندگى معصومان(ع)

علی‌اکبر ذاکری – نویسنده مقاله – بر این باور است که سبک زندگى، زوایاى گوناگونى دارد؛ بخشى از آن کسب و کار و هزینه‌‌کردن درآمد است. وی می نویسد: «ما در این مقاله برآنیم تا این دو مقوله را در سیره رفتارى معصومان(ع) بررسى کنیم و از سبک زندگى آنان در چگونگى به‌دست آوردن درآمد و هزینه آن، آگاهى یابیم و آن را بشناسیم و بشناسانیم و روشن کنیم برترین‌هاى عالم هستى، روزگار خود را به گوشه‌نشینى و عبادت سپرى نمى‏‌کردند؛ بلکه کار را عبادت مى‌‏دانستند». به باور وی از گزارش‌هاى تاریخى استفاده مى‌‏شود که معصومان در تولید ثروت پیشگام بوده‌‏اند. درآمد آنان از راه کارگرى، دامدارى، کشاورزى، تجارت و گاه بیت‌‏المال بوده است. همچنین آنان درآمد خود را صرفاً برای خانواده هزینه نمی‌کردند؛ بلکه از آن برای رفع نیاز نیازمندان، اصلاح بین شیعیان، آزادى بردگان و مقوله‌ی وقف نیز استفاده می‌کردند. 

آخرین مقاله: مهندسى فرهنگ، مبناى سبک زندگى اسلامى

سیدمصطفی احمدزاده، نویسنده این مقاله بر این باور است که «پایه سبک زندگى اسلامى که در صدرِ گزاره‌‏هاى مدیریت فرهنگى کشور قرار دارد، مهندسى فرهنگ است. در مهندسى فرهنگ، از پیش‏‌فرض‌هاى فرهنگى، مبانى فرهنگى، اهداف فرهنگى، اصول فرهنگى و سیاست‌هاى فرهنگى سخن به میان مى‏‌آید. بررسى مبانى مهندسى فرهنگ از دیدگاه قرآن کریم، سنگ زیرین سبک زندگى اسلامى است که در فضاى کنونى کشور، از اهمیت بسیارى برخوردار است. مرحوم استاد على صفایى حائرى از قرآن‏پژوهانى است که با درک شرایط فرهنگى نظام، در آثار قرآنى خود، مستقیم و غیرمستقیم، به این مبانى پرداخته است. در این مقال، به روشن‏‌گرى درباره مبانى قرآنى مهندسى فرهنگ از دیدگاه ایشان و زمینه‌‏سازى جهت تبیینِ مبانى سبک زندگى اسلامى مى‏پردازیم».

به نوشته وی، این پژوهش، با الهام از روش توصیفى – تحلیلى، آثار قرآنىِ مکتوبِ استاد را مورد مطالعه و بررسى قرار داده و بر اساس طرح نویسنده در دسته‌‏بندىِ مقوله‌‏ها و مؤلفه‌‏هاى فرهنگ، دیدگاه‌‏هاى قرآنى – فرهنگى استاد صفایى استخراج و توصیف شده و سپس بر مبناى دیدگاه‌‏هاى قرآنى ایشان، این دیدگاه‌‏ها تبیین و تحلیل شده‏‌اند.

احمدزاده می نویسد: از این نگاه، قرآن کریم نقطه آغاز و انتهاى فرهنگ جامعه را تربیت انسان برشمرده است. باید در مهندسى فرهنگ بر تربیت انسان – چه از طریق آموزش، چه از مسیر پژوهش، چه از راه تربیت و چه از راه تبلیغ – متمرکز شد تا فرهنگ جامعه تعالى پیدا کند و به‌دنبال آن، سبک زندگى اسلامى در معناى واقعى‌اش به حقیقت بپیوندد. تربیت از خانواده آغاز و با تعلیم و تربیت (مدرسه و دانشگاه) تقویت و از طریق رسانه، جهت‏دهى مى‏شود. به دیگر سخن، تربیت میان سه سطح فرهنگ، یعنى فرهنگ عمومى (خانواده)، فرهنگ تخصصى (مدرسه، دانشگاه و حوزه) و فرهنگ حرفه‌‏اى (رسانه) پیوند برقرار مى‌‏سازد.

پاسخ دهید