ماجرای اعتراض به برگزاری کنسرت که از طرف حجت‌الاسلام علم‌الهدی امام جمعه مشهد کلید خورد و اکنون به قم و اعتراض برخی مراجع تقلید رسیده است، داستانی دنباله‌دار و جدالی بی‌پایان در جمهوری اسلامی بوده است. از مهندس معین‌فر وزیر نفت کابینه مهندس بازرگان شنیدم که سال ۵۸ چند نفر از مسؤولین وقت برای کسب نظر مراجع قم درباره پخش موسیقی از رادیو و تلویزیون به قم می‌آیند، اما مذاکرات آن‌ها بی‌نتیجه می‌ماند. حتی مسئولین دفتر مرحوم آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی به این هیأت گفته بودند که آقا حتی شنیدن صدای ساعت‌های آونگ‌دار را شبهه‌ناک می‌دانند.
همچنین شنیده‌ام که مرحوم آیت‌الله‌العظمی میلانی در شنیدن صدای نقاره‌های حرم امام رضا(ع) هم احتیاط می‌کرده‌اند. در میان مراجع کنونی نیز تا جایی که می‌دانم حضرات آیات وحید خراسانی، صافی گلپایگانی، سید محمد شاهرودی و سید صادق روحانی موسیقی را به‌طور کامل و مطلق حرام می‌دانند. حتی برخی از آن‌ها قائل به تعزیر مروجین و آموزش‌‌دهندگان موسیقی هستند. از همین رو موضع‌گیری اخیر آیت‌الله صافی جای چندان تعجبی نداشت و اشاره کردم که پدر همسر ایشان مرحوم آیت‌الله‌العظمی گلپایگانی نیز چنین موضعی داشته است.

با این حال تعدادی از مراجع بزرگ معاصر بین موسیقی حرام و حلال تفکیک قائل شده و آهنگ‌هایی را که مناسب مجالس لهو و لعب و گناه باشد، مصداق موسیقی حرام دانسته‌اند. اما از میان همین عده که قائل به موسیقی حلال هستند، فقهایی داریم که آموزش موسیقی را جایز نمی‌دانند. از جمله می‌توان به فتوای رهبری در ابتدای دهه هفتاد اشاره کرد که آموزش موسیقی را منافی اهداف نظام جمهوری اسلامی دانسته و آن را حرام دانسته بود.

درباره دلیل تعدیل فتوای امام خمینی درباره موسیقی نیز دلایل مختلفی مطرح شده است. برخی سرود شهید مطهری را عامل موافقت امام با پخش موسیقی سنتی ‏[۱]‎ از صدا و سیما می‌دانند و برخی نیز چند سال پیش در نشریه وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی گفته بودند که آلبوم نوا و مرکب‌خوانی شجریان و به ویژه تصنیف «جان جهان» در این ماجرا اثرگذار شده است.

اما آن‌چه در عمل شاهد بوده‌ایم رواج روزافزون آموزش موسیقی از طرف نهادهای رسمی از جمله صدا و سیما و وزارت ارشاد بوده و رشته‌ موسیقی از رشته‌های قدیمی دانشکده‌های هنر و صدا و سیما بوده است. در همین قم نیز آموزش موسیقی مقامی و سنتی از دیرباز رواج داشته و مورد حمایت همه دولت‌های بعد انقلاب بوده است. هنوز مشخص نیست که مخالفت‌های اخیر با موسیقی، ناشی از نظر شخصی برخی ائمه جمعه است و یا تصمیم جدی نظام را پشت خود دارد. آقای علم‌الهدی که اخیراً گفته است مخالفتش نه با خود موسیقی، بلکه با حواشی مفسده‌انگیز آن است، ندیدم که درباره وجود چنین حواشی مشابهی در سینماها، تئاترها و پارک‌ها و حتی رسانه ملی اظهار نظری کرده باشد. ایشان اخیراً در جمعی گفته بود که دادستان مشهد می‌تواند چندین دلیل قانونی برای ممنوعیت کنسرت در کل کشور اقامه کند.

همین گزارش کوتاه نشان می‌دهد که جدال بر سر آهنگ و موسیقی تمامی نخواهد داشت؛ آن هم در حالی که رسانه ملی و همه رسانه‌های رسمی و غیررسمی با سرعت و شدت تمام مشغول ترویج انواع و اقسام موسیقی‌اند؛ فارغ از آن‌که نتیجه این جدال‌ها چه باشد. گویا مشکل همیشگی جدایی تئوری و عمل در ایران تمامی نخواهد داشت.

پانوشت‌ها

  • ۱. [^] زمان امام خمینی(ره) فقط موسیقی سنتی در صدا و سیما پخش می‌شد. از ابتدای دهه هفتاد بود که صدا و سیما موسیقی پاپ را نیز به رسمیت شناخت و به ویژه در دوره ریاست علی لاریجانی بر صدا و سیما، پخش موسیقی پاپ بر سنتی سبقت گرفت. فکر می‌کنم آهنگ «گل می‌روید ز باغ» در این زمینه خط‌شکن بود.

۲ دیدگاه دربارهٔ «آهنگ ناتمام یک جدال!»

  1. فاکر

    علی اشرف از اساتیدی نظیر صانعی و بیات بپرس که آیا در ابتدای انقلاب تاکنون و حتی قبل از انقلاب کنسرتی در قم برگزار شده یا نه؛ بعد بیا بگو به قم رسید؛ مشهد می‌خواست مانند قم برای حفظ حرمت حضرت رضا(ع) کنسرت را ممنوع کند.

    1. علی‌اشرف فتحی

      سلام. سابقه برگزاری برنامه‌های هنری رو از حوزویان نمی‌پرسند. این هم یک نمونه برای اطلاع شما که در زمان دولت سابق برگزار شده
      http://donya-e-eqtesad.com/news/382119

پاسخ دهید