یادداشت وارده؛

به همراه پاسخ موسسه فقاهت و تمدن‌سازی اسلامی

  • علم و اجتهاد
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • ۱۲ دیدگاه (RSS)

مدتی است که جریانی در حوزه، هجمه‌هایی بر فقه جواهری داشته و با ارائه بحث‌های ناقص و سطحی در بین طلاب محترمی که هنوز تسلط کاملی بر عمق و دقت مطالب علم اصول نداشته و برای قضاوت نسبت به صحت و سقم مطالب، خبرویّت لازم را ندارند، عمده مباحث علم اصول را زائد، بدون فایده و ثمره، ناشی از ضعف فقاهتی علما و ناشی از عدم تتبع در آیات و روایات دانسته و صرف عمر برای خواندن آنها را اتلاف عمر می‌نمایاند.

این جریان همچنین معتقد است که تنها راه درست، همان تعداد تالیفات مختصری است که از طرف آنها نوشته و از معرض نقد صاحبنظران حوزوی پنهان نگهداشته شده است. روشن است که چنین کاری، ثمری جز دلسرد کردن طلاب از درس خواندن و سست شدنانگیزه آنان در راه کسب علم ندارد.

واضح است که صاحبنظران حوزه، مخالف لزوم پویایی و تعالی آموزش فقه و اصول نیستند و اساتید نیز مدعی عاری بودن برنامه و کتب موجود از هر عیب و نقصی نیستند، اما راه صحیح انتقاد و کمک به تحول و تغییر صحیح، ارائه مباحث و نقدها در بین فضلا و اندیشمندان حوزه است تا در صورتی که سخنی بر اساس ضوابط علمی و معیارهای صحیح اجتهاد باشد، مورد پذیرش قرار گرفته و در میدان عمل نیز وارد شود.

اما جریان مزبور بعد از ناتوانی در اقناع جمع کوچکی از علما و فضلای حوزه علمیه قم در جلسه پیش‌نظریه‌پردازی که توسط پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و با حضور حضرات آیات و حجج اسلام و المسلمین ابوالقاسم علیدوست، جعفر نجفی (بستان)، ظهیری، محمدی قائنی، سید محمد نجفی یزدی و محمود حکمت‌نیا در تاریخ ۲۷ آبان ۱۳۹۴ برگزار شده است، و حتی امتناع از شرکت در جلسه دوم، و بعد از عدم توانایی کسب حداقل امتیازات لازم برای کرسی نظریه‌پردازی و طرح در مجامع علمی، عموم طلاب محترم حوزه را هدف قرار گرفته است.

پس از آنکه این اقدام مشکوک با هشیاری و دقت علما و فضلا مورد بی‌توجهی و بی‌اعتنایی قرار گرفت، برای هر چه بیشتر مطرح شدن، راهکار ایجاد هیاهو و جنجال را برگزیده و هر روز بر طبل مقابله امنیتی، خفه کردن صدای مخالف، بستن راه نقد و بررسی و … می‌کوبند. راهکار غوغاسالاری، این جماعت را اخیرا به رفتاری به دور از اخلاق کشانده، و برای جلب توجه فضلای حوزه به تبلیغ همایشی با حضور یکی از اساتید مطرح و بنام حوزه اقدام نموده است.

جریان مزبور، چند هفته پیش در تماس با حضرت آیت الله محمد محمدی قائنی، وی را برای شرکت در مناظره‌ای زنده برای بررسی زوائد علم اصول دعوت کرده بودند و استاد مذکور، صراحتا به دفتر جریان مزبور اعلام کرده‌اند که شرکت در اینگونه مجالس را کمک به ترویج باطل می‌دانند و اگر مدعیان جریان مزبور، بر صحت مبانی و نظرات خود معتقدند، راه درست، شرکت در جلسات خصوصی و اقناع علما و فضلا و اثبات حرفشان در اینگونه جلسات است.

این جریان بعد از ناامیدی از قبول دعوت از طرف حضرت آیت الله قائنی، با پسرعموی وی که همنام اوست و خارج از قم زندگی می‌کند تماس گرفته و وی را برای شرکت در همایشی با موضوع «تغییر متون آموزشی حوزه» – نه موضوع بررسی زوائد علم اصول – دعوت می‌کنند و سپس در شهر قم، تبلیغاتی با مضمون حضور استاد محمد محمدی قائنی در همایش زوائد علم اصول منتشر کرده‌اند، تا برای همایش و جریان خود اعتباری کسب کنند و وجهه بتراشند!

این تبلیغات غیراخلاقی، بیش از گذشته منش غیرعلمی، غوغاسالارانه و بی‌مایه جریان مزبور را آشکار ساخته و تشت رسوایی آنان را به زمین انداخته است. بی شک این نوع اقدامات غیراخلاقی، از نظر شرع و قانون و عرف مذموم و محکوم است. و آخر دعوانا أن الحمدلله رب العالمین.

جوابیه مدیر ارتباطات موسسه فقاهت و تمدن‌سازی اسلامی، به دومین بیانیه جمعی از اساتید حوزه علمیه قم

مدیر ارتباطات مؤسسه فقاهت و تمدن‌سازی اسلامی در مصاحبه اختصاصی با خبرگزاری سایت فقاهت، نکاتی را در رابطه با بیانیه اخیر اساتید حوزه قم بیان کرد که در ادامه تقدیم می‌گردد.

حجت‌الاسلام مهدی مهدوی در ابتدای این گفتگو در خطاب به منتشرکنندگان این بیانیه اینطور گفت: بنده به اساتید محترمی که اقدام به انتشار چنین بیانیه‌هایی می‌کنند که سراسر مملو از تهمت، افترا و ادعاهای بدون سند و دلیل است، توصیه می‌کنم به جای نسبت دادن آن به «جمعی از اساتید»، نام خودشان یا لااقل تعدادشان را بنویسند. چرا که این نوع بیانیه‌ها با این نوع ادبیات سخیف، واقعا در شأن فضلا و اساتید محترم حوزه علمیه قم نیست. هر چند اگر واقعا به گفته‌های خود ایمان دارند، اصلا وجهی ندارد که نام خود را پنهان کنند.

وی در ادامه با گلایه از رفتار غیرمنطقی برخی اساتید، افزود: متاسفانه اطلاعات عزیزانی که این بیانیه را منتشر کرده‌اند بسیار ناقص است و انتظار می‌رود قبل از انتشار بیانیه، کمی بیشتر راجع به وقایع مربوطه اطلاعات کسب کنند، تا خدای‌نکرده منجر به تحریف واقعیات نشود.

حجت‌الاسلام مهدوی در ادامه به بیان چند نکته در مورد بیانیه اخیر پرداخت و گفت: پیش‌کرسی نظریه‌پردازی در دو جلسه برگزار شد و ما هم در هر دو جلسه شرکت کردیم. اولین جلسه در ۶ خرداد ۹۴، و دومین جلسه هم همانطور که در بیانیه اساتید آمده بود، در ۲۷ آبان ۹۴ برگزار شد. لذا جلسه‌ای که در بیانیه اساتید به عنوان اولین جلسه ذکر شده، در واقع دومین جلسه بوده است. البته داوران محترم با ادامه جلسات و تبدیل شدن آن به کرسی نظریه‌پردازی موافقت نکردند و به همین دلیل هم جلسه سومی برگزار نشد. پس اصلا امتناعی از جانب ما نبوده است.

وی ادامه داد: نکته دوم اینکه بسیار جای تاسف دارد که برخی مسئولین و اساتید محترم، داوری در مسائل علمی و نظریه‌پردازی را با قضاوت و داوری قضایی اشتباه گرفته‌اند و گمان می‌کنند پس از داوریِ چند نفر در یک کرسی محدود، دیگر جای بحث نیست و گویا حکم قطعی صادر شده است. اگر ما این منطق را بپذیریم،‌باب تولید علم باید بسته شود، چرا که بالاخره هر نظریه‌ای عده‌ای مخالف از اساتید و علمای آن علم خواهد داشت. همانگونه که نظریه استاد هم موافقین و مخالفینی دارد. خوب این غیرمنطقی است که ما دائم مخالفت چند استاد را به رخ بکشیم، در حالی که اساتیدی هم هستند که با اصل یا بخش‌های زیادی از نظریه موافقند.

در جلسه مذکور، داوران محترم به جز آیت الله علیدوست، شئون داوری را رعایت نکرده و انتهای جلسه در قامت ناقد ظاهر شدند و هر کدام به صورت مستقل شروع به نقد مباحث کردند. یعنی عملا با این کار صلاحیت داوری را از خود سلب نمودند. جالب بود که یکی از آقایان داور بعد از انتهای جلسه که طلاب به ایشان هجمه آوردند که چرا نقد کردید و شئون داوری را رعایت نکردید، گفتند من ترسیدم شما گول زرق و برق مباحث را بخورید، لذا خواستم شما را از گمراهی درآورم.

نکته چهارم اینکه در مورد جناب استاد محمد محمدی قائینی که به درخواست برخی از بزرگان به همدان رفته‌اند و کرسی درس خارج هم دارند، ما ایشان را بیش از یک ماه پیش به مؤسسه دعوت کردیم و به طور کامل برنامه‌های علمی مؤسسه را برایشان توضیح دادیم. بعد از این جلسه بود که با ایشان تماس گرفتیم و دعوت کردیم که در یکی از همایش‌های ما در موضوع «بررسی زوائد علم اصول» شرکت کنند. ایشان هم قبول کردند. یعنی در واقع تماس با ایشان، قبل از تماس با آیت الله قائینی که در قم ساکن هستند بوده است.

البته همزمان با ایشان، با حدود ۴۰ استاد دیگر نیز تماس گرفتیم. بسیاری از اساتید محترم از جمله جناب آیت الله قائینی از حضور در جلسات امتناع کردند، ولی برخی اساتید محترم هم مثل حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی قائینی دعوت ما را پذیرفتند. حال شما خود قضاوت کنید که آیا تشابه اسمی دو استاد محترم، تقصیر ماست؟ البته تصور ما این بود که این دو بزرگوار فقط در نام خانوادگی مشترک هستند، برای همین به دوستان تاکید کردیم که هم در پیامک‌های تبلیغاتی و هم در بنرها و پوسترها نام کامل استاد دعوت شده را قید کنند تا سوءتفاهمی نشود. واقعا از اساتیدی که ما را متهم به سوءاستفاده از نام آیت الله قائینی کرده‌اند تعجب می‌کنم که با چه سند و مدرکی ما را متهم می‌کنند؟ گذشته از این، ما آبرو و اعتبار خود را به قدرت و اتقان بحث‌های علمی‌مان می‌دانیم، نه به مایه گذاشتن از اسم و رسم افراد.

ما این نوع نامه‌نگاری‌ها و بیانیه‌ها را که در آن مراعات تقوی و اخلاق نشده، دون شأن آیت الله قائینی می‌دانیم و با شناختی که از تقوا، متانت، حلم و منطق ایشان داریم، مطمئنیم که ایشان هم از این نوع ادبیاتی که در بیانیه استفاده شده، راضی نیستند.

نکته پنجم آنکه یکی دیگر از شواهد اطلاعات غلط و ناقص دوستان، بیان این جمله است که «تالیفات خود را از معرض نقد صاحبنظران حوزوی پنهان نگهداشته‌اند»؛ در حالی که با کمی پرس و جو می‌توانستند مطلع شوند که ما با حدود ۲۰۰ تن از بزرگان و اساتید از جمله مدیریت سابق و فعلی حوزه، اعضای شورای عالی، برخی از اعضای مجلس خبرگان، برخی از اعضای جامعه مدرسین، اساتید درس خارج و سطح عالی دیدار داشتیم و نه تنها تالیفات خود را به آنها هدیه کرده‌ایم، بلکه از آنها تقاضا نموده‌ایم مباحث موجود در کتاب‌های مؤسسه را به طور جدی نقد کنند. از شما می‌پرسم آیا مجموعه‌ای را در قم سراغ دارید که تولیدات خود را قبل از چاپ اینگونه در معرض نقد و بررسی اساتید قرار داده باشد؟

یادداشت فوق، لزوما بازتاب‌دهنده دیدگاه‌های مباحثات نیست و صرفا از باب انتشار دیدگاه‌های مختلف منتشر شده است. مباحثات، آماده انتشار پاسخ‌های احتمالی است.

۱۲ دیدگاه دربارهٔ «تبلیغات غیراخلاقی برای حذف زوائد علم اصول؟»

  1. م

    انصافا بیانیه منتسب به استادان سطوح عالی دارای تهمت و خلاف شرع است و از مدعیان فقاهت توقع نمی رود چنین بی اخلاق باشند. دلیل واضح ما این است که از نزد خود نیت خوانی کرده اند و بدون وجه وجیهی افراد را به سوء استفاده و … متهم کردند. بگذریم از تعابیر موهن دیگرشان که کتاب قایم کردند و … اما میدان آزمون این به اصطلاح استادان سطوح عالی! این است که با این خبط و خطای آشکار اگر واقعا بهره از تقوا و اخلاق و فقاهت (در عمل نه در حرف) دارند بیایند و به عنوان یک واجب و تکلیف فقهی و اخلاقی برای این اشتباه عذرخواهی کنند. چون وقتی موسسه فقاهت بیانیه داده که ما هیچ نیتی در سوء استفاده از نام آقای قائینی (ساکن قم) نداشتیم و این دو استاد تشابه اسمی دارند، هر انسان و هر وجدان و هر دین و مرام و اخلاقی حکم می دهد که حق و تکلیف است شما استادان محترم حرف آنان را قبول کنید و از انان عذرخواهی کنید و به خاطر تهمتتان حرفتان را اصلاح کنید. اگر نکردید بدانید که آبروی خود و آبروی جمع کثیری از استادان حوزه را بردید. البته ما می دانیم شما نماینده استادان حوزه نیستید و جمعی کوچکید. بلکه از استادان سطوح عالی حوزه جدا می خواهیم از این بیانیه ها تبری بجویند. این بیانیه های گناه آلود که با واضحات فقه و اخلاق مخالف است در فضای مجازی و حقیقی (عند الله) می ماند و مایه شرمساری هر دو سرا است اگر اصلاح نشود.
    برای بار چندم بیانیه حضرات را خواندم. پر از کلمات زشت و اهانت و از سر نفرت و خشم و سرکوب و تحقیر و توهین و … خواهشندم این کلمات را در جدولی استخراج کنید که چند بار این تعابیر را آن هم با چه بار معنایی وحشتناک و نیز با چه نفرتی که در پشت هر واژه هست تحلیل کنید و روی سایت بگذارید و متانت خود را هم از دست ندهید و مبادا مقابله به مثل کنید. حوزه دارد می بیند و نسل تو دارد روز به روز از این افکار پوسیده و دور از دیانت فاصله می گیرد. ما عقل و فکر داریم و چشم بسته به حرف ها و روش های نادرست این چند نفر به اصطلاح استاد سطوح عالی گوش نمی دهیم. خشم و عصبانیت گویا می خواهد واژه ها را بترکاند. تشت خودشان از بام افتاده بود و الان افتادنش برای همه بیشتر آشکار می شود. به برادر آقای اکبرنژاد سلام بنده را برسانید و بگویید: و لا یستخفنک اللذین لا یوقنون. مبادا و مبادا شما از جاده متانت و انصاف و اخلاق و عدل خارج شوید. شما ماندگار و راست قامت جاودانه خواهید ماند واین خشم و نفرت پراکنی و بی منطقی بالاخره پایان می یابد و خودش دارد به تاخت به سمت سقوط حرکت می کند مگر اینکه شما هم راه اینها در پاسخ دادن در پیش بگیرید که مطمئن باشید که تذهب ریحکم و ارزش کارتان را یکسره از بین می برید و بهانه هم دست انها می افتد بیشتر به شما بتازند.

    1. ناشناس

      بنده بیشتر در بیان شما خشم و نفرت را دیدم تا جای دیگر چقدر شما زود رنج هستید
      ((خشم و عصبانیت گویا می خواهد واژه ها را بترکاند))

  2. جمکرانی

    نظر حقیر اینه که استاد اکبرنژاد دنبال شهرتند و گرنه هیچ توجیه موجهی برای این همه هیاهو وجود ندارد
    ایشون در صحبتهایشان طوری حوزه را زیر سوال میبرند که انگار حوزه تا الان کاری نکرده
    خیلی منفی گرا هستند
    خیلی هتاک هستند
    خیلی ادعا دارند
    به نظر بنده باید دادگاه ویژه یه تذکری بهش بده و اگر موفق نشد برخورد ویژه کند
    نتیجه تمام حرفهای ایشون دلسرد کردن طلاب از حوزه است
    من نمیدونم چرا شورای مدیریت و شورای عالی و جامعه مدرسین با این ادم هتاک برخورد نمیکنند

    1. طلبه درس خارج

      ایشون کجا هتاکی کردن
      طلبه ها همین الان دلسرد هستن و ربطی استاد اکبر نژاد نداره
      چرا نباید یه طلبه از اول بدونه خیلی از مباحثی که در اصول بحث می شه کاربرد عملی نداره
      چرا به جای هیاهیو و حذف فیزیکی به فکر اصلاح نظام نا کار امد حوزه نیستید؟؟؟

  3. شاگرد

    استاد اکبرنژاد دنبال شهرتند و ….
    من چند مورد از مطالب ایشون راجع به زوائد علم اصول را خواندم مخصوصا مطلب تعقب العام بضمیر یرجع الی بعض افراده و …. را و حقیقتا باید گفت ایشون جا داره اصول را از اول پیش یه استاد خوب بخونه تا استاد اصول بشه
    ایشون با این هیاهو داره خودش رو مطرح میکنه
    در مورد حوزه طوری صحبت میکنند که گویا تا الان حوزه همه اش ضرر بوده و هیچ نفعی برای اسلام و مردم نداشته
    حقیقتش ایجور هتاک تا الان ندیده بودم
    شما یه سرس به سایت موسسه این شخص بزنید ببینید چه هتاکی هایی راجع به حوزه روا داشته
    در حالی که خودش از حوزه بز رگ شده و نون حوزه رو خورده
    تنها راهش پیگیری این جور مباحث در جلسات تخصصی است نه عمومی
    و گرنه باید برخورد انقلابی کرد با هتاکین

    1. طلبه درس خارج

      این که نظر شما در باره سواد ایشون چیه برای خودتون محترمه اما خوبه بدونید در موسسه فقاهت و تمدن سازی اسلامی بدون این که هیچ شهریه ای به طلبه ها بدن و با وجود این جو سنگینی که علیه این مجموعه وجود داره و از طرف هیچ نهادی هم حمایت نمیشه باز هم طلبه های زیادی (بیش از ۷۰ نفر) مشغول تحقیق و تحصیل هستند( و اگر این مجموعه محدودیت امکانات نداشت متقاضیان شرکت در اون در هر دوره ثبت نام بیش از ۱۰۰ نفر هستند)
      همین نشون می ده استاد اکبرنژاد حرفی برای گفتن داره و حرفشون ارزش شنیدن داره که بسیاری از طلبه های سطح و درس خارج با وجود این همه مخالفت و هیاهیو نظرات ایشون را قبول می کنن

  4. ناشناس

    یریدون لیطفئوا نور الله والله متم نوره و لو کره الکافرون

  5. ناقد دلسوز

    آنچه که از بیانات، بیانیه ها و مطالب کانال فقاهت به نقل از آقای اکبرنژاد بر می آید چند مطلب روشن و مسلم است:
    ۱. ایشان خیلی خودش را عالم و نابغه عصر می داند که یک تنه می تواند مبانی تمامی علمای گذشته و حال را ابطال نموده و نظریات جدیدی مطرح نماید که جایگزین مباحث گذشتگان شود.
    ۲. ایشان به استناد مطالبات رهبر معظم انقلاب اسلامی و با نقل جملاتی منتخب از فرمایشات معظم له اقدام به این حرکت نموده، در حالیکه رهبری معظم همواره بر حفظ حرمت بزرگان تاکید داشته و این روش را به قطع و یقین نمی پسندد. بنابراین استفاده ایشان از بیانات رهبری صرفا یک استفاده ابزاری است و نه از روی اعتقاد.
    ۳. ادبیات انتخاب شده توسط ایشان با ادبیات مورد استفاده در کتاب و سنت و همچنین سیره عالمان دین در طول تاریخ در تضاد است. توهین و تحقیر بزرگان حوزه و متهم کردن آنان به نادانی، ناتوانی و اشتباهات مستمر در طول تاریخ حوزه های علمیه شیعه که زمینه ساز پذیرش ستمگران شده است؛ و کهنه دانستن محتوای دروس و مباحث مطرح شده در کتب حوزه که در سطح وسیعی برخاسته از کتاب و سنت است؛ از یک مدعی تحصیل در حوزه بسیار جای تعجب دارد مگر اینکه انسان خدای ناکرده حمل بر مسائل دیگر کند.
    ۴. بهترین دلیل بر حوزه ای نبودن ایشان اینکه؛ به جای دایر کردن کرسی درس و بحث قوی در حوزه و طرح دیدگاه ها و نظراتشان در درس که به صورت جدی توسط شاگردان فاضل نقد خواهد شد؛ روش رسانه ای کردن مطالب را برگزیده است. روشی یک طرفه که مخاطبین مختلفی دارد و غالبا مخاطبین آن را طلاب جوان تشکیل می دهند که آشنای به مباحث دقیق علمی نیستند و با شعارهایی که ظاهری جذاب دارند تحت تاثیر قرار می گیرند.
    ۵. انتشار بیانیه هایی پر زرق و برق و چاپ رنگی با عکس هایی خاص از ایشان در کنار عکس رهبر معظم انقلاب و با این محاسن بلند غیرمتعارف در این سنین جوانی و انتشار چنین تصاویر نامناسبی در فضای مجازی نیز حاکی از عطشی سخت برای کسب شهرت در جایگاهی علمایی آن هم در سطح مراجع عظام و رهبری معظم انقلاب است که برای یک جوانی در سنین ایشان امری خلاف اخلاق حوزه ای و طلبگی است که فضلای حوزه ای همواره نسبت به اساتید خویش حرمت قائل بودهاند و تا زمان حیات استاد خویش، بدون امر و اجازه استادشان، اقدام به تدریس معادل درس استاد خویش نمی کردند. البته شاید مشکل این باشد که آقای اکبرنژاد استاد ندیده، و به همین دلایل عذر ایشان از مدرسه بناب خواسته شده است.
    ۶. طبعا خواست طلاب و اساتید حوزه این است که آقای اکبر نژاد به روش متعارف حوزه در فقه جواهری که مورد تاکید امام راحل و مراجع عظام گذشته بوده و اکنون نیز مورد تاکید مکرر رهبر معظم انقلاب و مراجع عظام دامت برکاتهم است برگردد و با شرکت در مباحثات متعارف حوزه نظرات خویش را در بوته نقد اساتید و شاگردان قرار دهد تا برایشان معلوم شود که امور علمی هم بی مایه فتیر خواهد بود.
    ۷. مواردی از افترا و نشراکاذیب نیز در بیانات ایشان وجود دارد که طبعا موجب تشویش اذهان عمومی طلاب حوزه شده و انگیزه تحصیل جمع زیادی از طلاب جوان را دچار آسیب کرده است که پی گیری و رسیدگی به این امور نیز به مربوط به مسئولان امر در حوزه است. گرچه که از دفتر رهبر معظم انقلاب نیز انتظار می رود جلوی سوء استفاده ایشان و جمع محدودی که اطراف ایشان هستند از نام رهبری معظم را بگیرند و بیش از این به معظم له توسط این جمع ستم نشود.

  6. مهدی

    الان شما فقط دارید تهمت می زنید و بی خود شلوغ می کنید
    این شون کجا هتاکی کردن و حرمت برزگان رو نگه نداشتن؟؟ اگه می تونید فقط یک مورد ذکر کنید!!
    تا جایی که بنده خبر دارم از طرف دفتر رهبری چند باز از این موسسه دیدن کردن و با استاد اکبرنژاد هم صحبت کردن و بسیار هم تقدیر کردن

  7. طلبه تحول خواه

    اینه حوزه علمیه ای که ادعای آزاد اندیشی داره ؟؟
    مگه استاد اکبر نژاد چی گفته که این طور مورد هجمه تکفیر و تهدید قرار گرفته؟؟
    این که مبانی اصول شیخ انصاری قابل نقد و بررسی باشه جرمه مگه شیخ مرحوم شیخ معصوم بودن که نشه نقد کرد؟؟
    این که ادعا می کنن برخی مباحث اصول کاربرد عملی نداره خلاف شرعه؟ هتاکیه؟ جرمه؟
    حضرت امام آیت الله بروجردی و خیلی های دیگه هم تصریح کردن که اصول متورم شده. ینی مباحث زائد داره. پس اونها هم باید مجازات می شدن…

  8. دارای اجازه اجتهاد

    الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی
    اول از اینکه اگر کتابی یا نظریه ای قوت لازم را داشته باشد لازم نیست اینقدر در بوق و کرنا کرد بلکه خودش جای خودش را در مجامع و محافل حوزوی باز خواهد کرد.
    دوم اینکه بنده کتاب منطق تفسیر متن ایشان را مطالعه کردم که جز چند مساله نوآوری نداشت ولی چنان گوش فلک را کر میکند که گویا منجی تشیع بلکه منجی بشریت ظهور کرده است. کاش سری میزد به کتابهای فاضل سامرایی که خط به خطش نوآوری است بی هیچ ادعایی.
    سوم اینکه اخیرا کتاب زوائد اصول ایشان را نیز خواندم و به خاستگاه هجمه های وی به فقه و اصول پی بردم و آن این است که ایشان در هر مساله ای نظریه ای را اتخاذ میکند که تا اینجای کار مشکلی نیست، مشکل از اینجا سرآغاز میگیرد که دیگر نظریه ها را باطل می داند و میگوید اینها زوائد است و باید از چرخه مباحث اصولی سترده شود. در واقع اصولی که اینها میگویند چیزی در مایه های کتاب کلثوم ننه است.
    چهارم اینکه بنده پیدایش این دست از جریانات را اتفاقی نمیدانم بلکه بی تردید دستهایی در کار است.
    پنجم اینکه اقدامات این جریان بیشتر به تهور میماند تا تحول.
    ششم اینکه کجایند سید رضی ها و سید مرتضی ها و شیخ انصاری ها تا ببینند چه کسانی سکان دار تحول شده اند و خود را جانشین سلف صالح میدانند.
    هفتم اینکه اجتهادی که اینان ترسیم میکنند آدمی را به یاد ساندویچ میاندازد.
    هشتم اینکه حقیر در همایش رونمایی از کتاب زوائد علم اصول شرکت جستم؛ در دست بسیاری از افراد تلخیص دروس آقای قلی پور را دیدم یعنی پایه های ۷ و ۸ و … بودند که با خود گفتم علی الاسلام السلام.
    نهم اینکه آنچه از کتابهای ایشان برمیاید این است که به عمق مطالب پی نبردند و بسیار سطحی نگر هستند و علتش این است که نزد استاد تلمذ نکرده اند.
    دهم والسلام علی من اتبع الهدی

  9. حق جو

    سلام بر همه عزیزان.
    تمام نقدها را خواندم. برایم جالب است و البته نگران کننده و تأسف آور که اکثر نقد ها نقد شخصیت حاج آقای اکبر نژاد بود تا مطالب ایشان.
    اصلا گیرم ایشان هتاک، شهرت طلب، درس نخوانده، استاد ندیده و مخاطبینش اکثرا پایه ۷ و ۸ باشند ….
    شما را به خدا کمی بیندیشید. همه مخالفین را اینگونه نقد میکنید؟!!!
    به گمانم اگر به جای شهید مطهری بودید به جای نقد مبانی مارکس و فروید و… شخصیتشان را نقد میکردید!!
    اصلا گیرم آقای اکبر نژاد طلبه نباشد، و از اصول هیچ نداند بالاخره نظراتی داده که خیلی ها را به خود جذب کرده است. حتی اگر نظراتشان مخالف نظرات رهبری هم باشد دلیل نمیشود شخصیتشان را تخریب کنیم. از مارکس و فروید که بدتر نیست!!
    تنها راه برای اقناع ذهن مخاطبین ایشان استدلال است و منطق نه تخریب و جدل و…
    فتأمل…..

پاسخ دهید