• بین‌الملل
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

جنبش صهیونیسم، با شعار فریبنده «بازگشت به سرزمین موعود» شکل گرفت و نخستین همایش صهیونیست­‌ها، به ریاست تئودر هرتزل در سال ۱۸۹۷م در شهر بال سوئیس برگزار گردید. تلاش‌­های هرتزل، به صدور اعلامیه قیمومیت فلسطین در سال ۱۹۲۰م انجامید و سرانجام، در سال ۱۹۴۸م تأسیس رسمی دولت اسرائیل اعلام گردید و در سال ۱۹۶۷م نیز قدس اشغال شد؛ اما تشکیل دولت اسرائیل، ایستگاه اوّل حرکت صهیونیسم است و هدف اصلی، تشکیل حکومت جهانی یهود است. صهیونیست­‌ها با استفاده ابزاری از ایدئولوژی یهود، برای استیلا بر تمامی سرزمین­‌ها و تشکیل حکومت جهانی خویش برنامه‌ریزی می‌کنند و اسرائیل، تجسم بخشی از نقشه صهیونیستی است. گرچه جنبش صهیونیسم با آیین یهودی تفاوت‌های اساسی دارد، اما این جنبش همواره از دین و مذهب به‌عنوان وسیله‌ای مؤثر و قدرتمند برای دستیابی به طرح‌های استعماری استفاده کرده است. امروزه با گذشت حدود ۷۰ سال از تشکیل رژیم صهیونیستی و نفوذ جهانی این رژیم در عرصه‌­های سیاسی، اقتصادی و رسانه­‌ای، شناخت آن بیش از هر زمان دیگری ضرورت یافته است. در این نوشتار، با استفاده از منابع یهود، مهم­‌ترین ویژگی­‌های صهیونیسم مورد بررسی قرار می­‌گیرد.

۱. نژاد­پرستی

امتیازطلبی و نژادپرستی که از مهم‌ترین ویژگی‌­های صهیونیسم است، در منابع یهود به طور صریح و فراوان انعکاس یافته است. روحیه نژادپرستی که زاییده افکار و پندارهای باطل آن‌هاست، منشأ بسیاری از انحراف‌ها و رفتارهای ناپسند شده است. آن‌ها خود را ملت برگزیده خداوند و سایر ملت‌ها را حیوانات انسان­‌نما می‌­دانند.

مطابق برخی منابع یهود، از جمله نوشته‌­های «ربّی ‏[۱]‎ اشنویر زالمن»‏[۲]‎ تمایز میان یهود و غیریهود را این‌گونه ذکر شده است: هر یهودی، دارای دو روح است: روح حیوانی و روح الهی؛ روح حیوانی، در بالاترین طبقات نیروهای شیطانی ریشه دارد. این روح، منبع شُرور است؛ اما در عین حال، منشأ خیرهای طبیعی مانند مهربانی و نیک­‌خواهی نیز هست؛ چراکه در «طبقه نور» نیز ریشه دارد؛ یعنی نزدیک­‌ترین نقطه از شاکله عالم شیاطین به کناره عالم قدس؛ اما روح الهی، در خدا ریشه دارد و یا به یک معنا، بخشی از خداست. بیگانگان، نه تنها فاقد روح الهی هستند، بلکه روح حیوانی آنان نیز در مقایسه با روح حیوانی یهودیان، از لایه‌­های پایین‌­تری از عالم شیطانی ریشه می‌گیرند.‏[۳]‎

تلمود‏[۴]‎ می‌گوید: «این منّت، بر ارواح یهود نهاده شده است که جزئی از خداوند باشند. این نفوس، از جوهر خداوند جو‌انه می‌زنند؛ چنان‌که فرزند از جوهر و ذات پدر بیرون می‌آید. اگر یهودیان نبودند، برکت از روی زمین رخت برمی‌بست و باران نمی‌بارید و خورشید نمی‌تابید. پس، بدون اسرائیلیان، ملت‌های روی زمین قادر به زندگی نیستند».

بر اساس تعالیم تلمود، همان‌گونه‌که انسان بر حیوان فضیلت دارد، یهودیان نیز برترین ملت‌­های روی زمین‌اند و گورهای غیریهود، دل‌های فرزندان اسرائیل را خنک می‌کند؛ زیرا فقط یهودیان بشرند و ملت‌های دیگر چیزی جز گونه­‌های مختلف حیوان نیستند.

تلمود به یهودیان می­‌گوید: «هرگاه یک فرد یهودی با غیریهودی اختلاف پیدا کرد، تو باید از او پشتیبانی کنی و به آن غریبه بگویی: این چیزی است که شریعت ما از ما می‌­خواهد و چنان‌چه شریعت آن غریبه با یهود همراهی نشان دهد، باید برادرت را کمک کنی تا در دعوا حاکم شود و به غریبه بگویی: این چیزی است که شریعت تو از تو می‌خواهد. در صورتی که چنین نباشد، ‏[۵]‎ وظیفه داری که پیرامون آن غریبه، تارهای تزویر و نیرنگ بتنی و او را در آن دام افکنی تا یهودی پیروز شود». ‏[۶]‎

در عصر حاضر برخی اندیشمندان روشنفکر یهودی با انتقاد از اندیشه‌ها و سیاست‌­های نژادپرستانه، عملکرد یهودیان متعصب را به چالش کشیده‌اند. اسرائیل شاهاک که خود یک یهودی منتقد است، می‌­نویسد: «هرکس در اسرائیل زندگی کرده باشد، به‌خوبی می‌داند که نگرش تنفرآمیز و ظالمانه نسبت به غیریهودیان در میان اکثر یهودی‌های اسرائیل تا چه حد عمیق و گسترده است…».

هنگامی‌که قوم بنی‌اسرائیل پس از ۷۰ سال تبعید به دستور کوروش از بابل به سرزمین خود بازگشتند، اقدام به بازسازی خانه خدا نمودند و تلاش کردند معبدی را که توسط سلیمان(ع) بنا شده بود، بازسازی کنند. وقتی ساکنان منطقه باخبر شدند که یهودیانِ تبعیدشده بازگشته و مشغول بازسازی خانه خدا هستند، نزد سران قوم بنی‌­اسرائیل رفته، گفتند: «بگذارید ما هم در بازسازی خانه خدا با شما همکاری کنیم؛ چون ما هم مثل شما خدای یکتا را می‌­پرستیم و همیشه برای خدای شما قربانی کرده‌ایم». ولی سران قوم یهود گفتند: «به شما اجازه نمی‌دهیم در این کار شریک باشید. خانه خداوند، خدای اسرائیل، باید به دست قوم بنی‌اسرائیل ساخته شود».‏[۷]‎

در عصر حاضر نیز می­‌توان از طرز برخورد و رفتار جنبش «حسید»‏[۸]‎ با غیریهودیان، به‌عنوان یکی از مصادیق نژادپرستی یهودیان یاد کرد. حسیدیسم، هنوز یک جنبش زنده و موجود با صدها هزار عنصر فعال است که متعصبانه گوش به فرمان «ربّی‌های مقدس» خود هستند؛ ربّی‌هایی که برخی از آن‌ها در اسرائیل و در میان رهبران اغلب احزاب و حتی در رده‌های بالای ارتش، نفوذ فوق‌العاده‌ای به دست آورده‌اند.

کتاب مشهور و اساسی «هاتانیا»‏[۹]‎ از جنبش «هباد»‏[۱۰]‎ که یکی از مهم‌ترین شعبه‌های جنبش حسیدیسم است، غیریهودیان را مخلوقاتی شیطانی معرفی می‌کند که در آن‌ها مطلقاً چیز خوبی وجود ندارد و حتی یک جنین غیریهودی از حیث کیفیت، با جنین یهودی تفاوت دارد. اصولاً یک غیریهودی، موجودی «زیادی» است؛ زیرا تمام کائنات فقط به هدف یهودیان خلق شده‌اند.

این کتاب به دفعات و در تیراژ بالا در اسرائیل چاپ شده و به طرز وسیعی، در میان عموم، مدارس و ارتش منتشر گردیده است. این تبلیغات «هباد»، به‌خصوص قبل از هجوم اسرائیل به لبنان در مارس ۱۹۸۷م به منظور وادارکردن پزشکان و پرستارها به مضایقه کمک دارویی از «مجروحان غیریهودی» شدت یافت و این روش یا ایده شبه نازی، فقط متوجه اعراب یا فلسطینی‌ها نبود؛ بلکه هر غیریهودی‌ای را شامل می‌شد.‏[۱۱]‎

گفتنی است، در عصر حاضر برخی اندیشمندان روشنفکر یهودی با انتقاد از اندیشه‌ها و سیاست‌­های نژادپرستانه، عملکرد یهودیان متعصب را به چالش کشیده‌اند. اسرائیل شاهاک که خود یک یهودی منتقد است، می‌­نویسد: «هرکس در اسرائیل زندگی کرده باشد، به‌خوبی می‌داند که نگرش تنفرآمیز و ظالمانه نسبت به غیریهودیان در میان اکثر یهودی‌های اسرائیل تا چه حد عمیق و گسترده است. این نگرش، طبعاً از دیگران (خارج از اسرائیل) پنهان نگه داشته شده است.‏[۱۲]‎

۲. آیین اختصاصی

یهودیان، صحرای سینا را صحنه‌ی به‌یادماندنی از عهد و پیمانی می­‌دانند که «یهوه» را خدای بنی‌اسرائیل و بنی‌­اسرائیل را امت برگزیده گردانید. آنان معتقدند عهدی که در صحرای سینا بسته شد، ریشه در میثاق خداوند با ابراهیم(ع) داشت که پیشینه‌های آن نیز به پیمان خداوند با نوح(ع) بازمی‌­گشت.‏[۱۳]‎ این پیمان، به‌مثابه یک لطف به وسیله ارباب در نظر گرفته شده که باید وفاداری سپاسگزارانه رعیت را برانگیزاند و مفاد این معاهده در عمل تجلی یابد.‏[۱۴]‎. هنگامی که موسی(ع) الواح شریعت را دریافت کرد، شکل بسیار دقیق‌­تری از عهد و پیمان خدا با بنی‌اسرائیل ظاهر شد؛ عهدی که تمامی بنی‌اسرائیل آن را پذیرفته، متعهد می‌­شوند به آن عمل نمایند. سفر تثنیه، به دوسویه‌بودن این پیمان اشاره دارد:«امروز به‌ یَهُوَه‌ اقرار نمودی‌ که‌ خدای‌ توست و این‌که‌ به‌ طریق­ه‌ی‌ او سلوک‌ خواهی‌ نمود و فرایض‌ و اوامر و احکام‌ او را نگاه‌ داشته‌، آواز او را خواهی‌ شنید. خداوند امروز به‌ تو اقرار کرده‌ است‌ که‌ تو قوم‌ خاص‌ او هستی؛‌ چنان­‌که‌ به‌ تو وعده‌ داده‌ است و تا تمامی‌ اوامر او را نگاه‌ داری و تا تو را در ستایش‌ و نام‌ و اکرام ‌از جمیع‌ امت‌هایی‌ که‌ ساخته‌ است‌، بلند گرداند و تا برای‌ یَهُوَه‌، خدایت‌، قوم‌ مقدس‌ باشی؛ چنان­‌که‌ وعده‌ داده‌ است‌». ‏[۱۵]‎

با دقت در کتاب مقدس عبری به‌روشنی می­‌توان به این واقعیت دست یافت که انتخاب و برگزیدگی قوم یهود، تنها مشروط به ایمان به خدا و وفاداری و رعایت عهد است و در صورت پیمان­‌شکنی، این موهبت الهی از آنان گرفته خواهد شد. در تورات به آنان هشدار داده شده است که چنان‌چه دیگر خدایان را عبادت کنند و قوانین الهی را پاس ندارند، لعنت و عذاب خدا و رسوایی و خواری و سرگردانی در میان سایر ملل و نیز انواع گرفتاری­‌ها و بیماری‌­ها گریبان‌­گیر آنان خواهد شد.‏[۱۶]‎

تاریخ یهود و متون مقدس یهودیان، بیانگر آن است که بنی‌اسرائیل عهد و پیمان با خدا را رعایت نکرده، بارها پیمان‌شکنی نموده­‌اند. تورات، پیمان‌­شکنی بنی­‌اسرائیل را که خشم و عذاب خدا را در پی داشته، یادآوری نموده و می‌گوید: «خدا به موسی گفت: تو خواهی مُرد و به پدرانت ملحق خواهی شد. بعد از تو، این قوم در سرزمین موعود، به من خیانت کرده، به پرستش خدایان بیگانه خواهند پرداخت و مرا از یاد برده، عهدی را که با ایشان بسته‌­ام، خواهند شکست. آن‌گاه خشم من بر ایشان شعله‌ور شده، ایشان را ترک خواهم کرد و رویم را از ایشان برخواهم گرداند تا نابود شوند».‏[۱۷]‎

پیمان‌شکنی قوم یهود موجب می‌شود آنان از سوی خدا طرد شوند: «شما قوم من نیستید و من خدای شما نیستم».‏[۱۸]‎ در نتیجه، همان عهدی که عامل اصلی برگزیدگی آنان بود، به عامل تعیین‌کننده طرد این قوم منتهی شد.

از گذشته، اعتقاد یهودیان بر این بوده که یهودیت، حاصل تعالیم و فرمان­‌هایی است که از پیمان اختصاصی بین خدا و بنی‌اسرائیل به دست آمده است. بنابراین، یهودیت، دینی از ادیان نیست و در کنار سایر ادیان قرار نمی‌­گیرد. علاوه بر آن، غیریهودیان که از نژاد بنی­‌اسرائیل نیستند، نمی‌توانند به این آیین درآیند. امروزه در میان یهودیان سنّتی، در خصوص توصیف یهودیت به‌عنوان دینی از ادیان، مقاومت وجود دارد؛ زیرا این امر به نظر آنان کوچک‌شمردن شأن یهودیت است. آنان یهودیت را با مسیحیت، اسلام و بودایی در یک رده نمی­‌دانند؛ زیرا معتقدند از آن‌جا که یهودیت، تعالیم الهام‌شده خدا را به شکل عهد خدا با بنی‌اسرائیل در خود ثبت نموده است، مقوله­‌ای خاص و بی­‌نظیر است.‏[۱۹]‎

تعالیم تورات، به شکل پیچیده‌­ای با زندگی و تجارب بنی­‌اسرائیل و تصوری که آنان از بی‌­شباهتی خود به دیگران دارند، گره خورده است. این درهم‌تنیدگی موجب شده است تأملات کلامی یهودیان درباره نسخ تعالیم یهودی با تردید همراه باشد. ازیک‌سو، تورات دربردارنده پیامی از سوی خدا به انسان است؛ پیامی که گرچه توسط انبیای بنی‌اسرائیل به ما رسیده، از اعتباری عام برخوردار است و ازسوی‌دیگر، تورات، بخش محوریِ پیمان اختصاصی بین خدای بنی‌اسرائیل و قوم برگزیده‌­اش، یهود است. وجود این عناصرِ نسبتاً معارض در تورات، دو دیدگاه جهان­شمول و اختصاصی در میان یهویان پدید آورده است.‏[۲۰]‎

از گذشته، اعتقاد یهودیان بر این بوده که یهودیت، حاصل تعالیم و فرمان­‌هایی است که از پیمان اختصاصی بین خدا و بنی‌اسرائیل به دست آمده است. بنابراین، یهودیت، دینی از ادیان نیست و در کنار سایر ادیان قرار نمی‌­گیرد. علاوه بر آن، غیریهودیان که از نژاد بنی­‌اسرائیل نیستند، نمی‌توانند به این آیین درآیند. امروزه در میان یهودیان سنّتی، در خصوص توصیف یهودیت به‌عنوان دینی از ادیان، مقاومت وجود دارد؛ زیرا این امر به نظر آنان کوچک‌شمردن شأن یهودیت است.

در دیدگاه جهان­شمول، تلقی مثبتی نسبت به امر تبلیغ دین و فعالیت‌های تبلیغی وجود دارد؛ به‌ویژه در دوران امپراتوری روم و پیش از آغاز سلطه مسیحیت، یهودیت به‌گونه‌­ای معرفی می‌­شد که برای تمامی امت‌­ها حامل پیام است. ازاین‌­رو، گرویدن به یهودیت نیز معمول بود. فرازهای زیر از عهد جدید نیز این موضوع را تأیید می‌­نماید:

«وای بر شما ای علمای دین و فریسیانِ ‏[۲۱]‎ ریاکار! شما دریا و خشکی را درمی­‌نوردید تا یک نفر را به دین خود بیاورید و وقتی چنین کردید، او را دو چندان بدتر از خود، فرزند جهنم می‌سازید». ‏[۲۲]‎

در دوره‌­های جدیدتر، برخی یهودیان مترقی، با هدف پیرویابی، بر همه‌­گرایی آیین یهود تأکید می‌­نمایند؛ اما برای یهودیان معاصر، ویژه‌­گرایی قابل‌قبول‌­تر است؛ زیرا در آن صورت، آنان ملزم نیستند که سایر سنّت‌­های دینی را منکر شوند؛ مگر این‌­که آن سنّت‌­ها بت‌­پرست باشند. با نگاه ویژه‌­گرایی، تکثرگرایی و تحمل دینی راحت‌­تر است؛ اما پذیرش همه­‌گرایی، دربردارنده این معناست که یهودیت، آیینی همگانی است و یگانه راه برای رسیدن به خدا، از یهودیت می­‌گذرد؛ درحالی‌که ویژه‌­گرایی، راه‌­های مختلفی به سوی خدا را مجاز می‌­داند.‏[۲۳]‎

امروزه، یکی از چالش ­های جدّی صهیونیست­ ها در اسرائیل، این است که یهودی کیست؟ موضوع هویت یهودی و این که «چه کسی را می‏ توان یهودی دانست»، از آغاز برپایی دولت اسرائیل و حتی پیش از آن، مورد بحث و جدل همه سیاست‌مداران، حقوق‌دانان، متفکران و رهبران دینی بوده است. ماجرای ذیل، به‌خوبی این موضوع را نشان می‌­دهد:

خانم «ریتا آتیانی» عضو شورای شهر ناصریه علیا (منطقه یهودی‌نشین) و نماینده‏ حزب ماپام بود. وی بارها با پیشنهاد اعطای کمک‌‏های مالی به مدارس دینی‏ مخالفت ورزید و این امر، خشم دین‏‌گرایان متعصّب را برانگیخت و به تحقیق در گذشته او پرداختند. او اصالتاً یک آلمانی بود که مادرش دین مسیحی و پدرش آیین یهودی داشتند و پس از آن‌که پدرش به دست نازی‏‌ها کشته شد، در محله‏ یهودی‌نشین ورشو می‏‌زیست. سپس، به اردوگاهی که انگلیسی‌ها برای اسکان موقّت‏ یهودیان در قبرس برپا کرده بودند، انتقال یافت و سرانجام در سال ۱۹۴۷م به فلسطین‏ اشغالی مهاجرت کرد و خدمت وظیفه خود را در ارتش گذراند و با یک شوهر یهودی ازدواج کرد و فرزندان خود را به شیوه یهودی تربیت کرد و در سال ۱۹۵۲م تابعیت اسرائیلی گرفت.

به دنبال کشف گذشته او، وزیر کشور که عضو حزب دینی مفدال بود، از وی‏ خواست که گذرنامه‌‏اش را که بر اساس اظهارات کذب دریافت کرده بود، مسترد نماید. حاخامی‌‏گری مرکزی نیز ازدواج او با یک مرد یهودی را غیرمشروع دانست و از او خواست که برابر احکام و مقرّرات دینی، به دیانت یهود بگرود؛ اما خانم آتیانی بر این تصمیمات اعتراض کرد و ماجرا را به روزنامه‌‏ها و افکار عمومی کشانید و وزیر کشور که تحت فشار شدید افکار عمومی قرار گرفته بود، در مارس ۱۹۶۵م حکم قبلی خود را پس گرفت. در این جریان، بسیاری از متفکران، تصمیمات وزیر کشور و حاخامی‌‏گری مرکزی را «نژادپرستی بیولوژیکی» نامیدند و آن‌ها را همانند نژادپرستی نازی‌‏ها شناختند. در ضمن، این ماجرا نشان داد که‏ حاخام‌‏ها و دین‌‏گرایان متعصب چگونه در برابر فشار افکار عمومی و قدرت حزب‏ حاکم ـ که آتیانی عضو آن بود ـ از ادعاهای خود می‏‌گذرند و از موضع اعتقادی خود عقب‏‌نشینی می‏‌کنند.‏[۲۴]‎

۳. بیگانه‌­ستیزی

بیگانه‌ستیزی، از جمله مهم‌­ترین ویژگی­‌های صهیونیسم است. در کتاب تلمود، قوانین بسیار بی‌­رحمانه‌­ای درباره غیریهودیان نوشته شده است. اسرائیل شاهاک، نویسنده یهودی ـ اسرائیلی با اشاره به تأثیر فراوان تلمود بر قوانین حاکم بر روابط میان‏ یهودیان و غیریهودیان، معتقد است که بدون در نظر گرفتن تأثیر عمیق قوانین تلمود، نمی‌‏توان از صهیونیزم و سیاست‌­های اسرائیل سردر آورد. وی نقطه انزجار خویش و بازگشت از مکتب تلمود را حادثه زیر می‌‏داند:

یک روز متوجه شدم که یک یهودی بسیار مذهبی اجازه نداد تا در روز شنبه از تلفنش به منظور درخواست آمبولانس برای یک غیریهودی‏ که در همسایگی او (اورشلیم) سکته کرده بود، استفاده شود. من به‏ جای آن‌که موضوع را به‌سادگی به مطبوعات گزارش کنم، طیّ ملاقات با اعضای دادگاه شرع اورشلیم که متشکل از ربّی­‌های ‏منصوب دولت‏ اسرائیل بودند، از آنان پرسیدم که آیا این رفتار با تفسیر آنان از دین یهود مطابقت دارد؟ پاسخ دادند که یهودی موردنظر درست و در واقع، وظیفه‌شناسانه رفتار کرده است و برای دفاع از این رأی خود، مرا به یک‏ پاراگراف از متن خلاصه و معتبر مجمع‌القوانین تلمود که در همین قرن‏ نوشته شده، ارجاع دادند. من هم این حادثه را به روزنامه مهم عبری‌زبان «هاآرتص»گزارش کردم. گزارشی که انتشارش موجب بروز رسوایی در رسانه‌‏های گروهی شد.

نتایج این رسوایی، برای من نسبتاً منفی بود. تاکنون هیچ‌یک از مقامات روحانی‏ اسرائیل و روحانیون جوامع یهودی خارج از اسرائیل‏، رأی‏ خود را در این مورد که یک یهودی نباید قانون شنبه را به جهت حفظ جان‏ یک غیریهودی زیر پا بگذارد، تغییر ندادند. مقدار زیادی هم مهملات‏ مقدس­‌مآبانه در این جهت که چنانچه تبعات چنین عملی، جان یهودیان را در معرض خطر قرار بدهد، زیرپا گذاشتن قانون شنبه مجاز شمرده‏ خواهد شد، به آن افزودند.‏[۲۵]‎

فضای حاکم بر تورات نیز بیان‌گر برتری قوم یهود و بی‌­اعتنایی به سایر اقوام است؛ اما در برخی موارد، تورات، یهودیان را به دوستی با اقوام غیریهود ترغیب می‌نماید؛ ‏[۲۶]‎ حال آن‌که این‌­گونه فرمان‌­ها، در تعامل صهیونیست­‌های افراطی با دیگران جایگاهی ندارد.

۴. ترویج فساد و فحشا

از جمله ویژگی‌­های صهیونیست­‌ها، ترویج فساد و بی‌­بندوباری در میان جوامع غیریهودی، به‌ویژه جوامع مسلمان است. سران صهیونیسم در پروتکل شماره یک دانشوران صهیون، به‌صراحت اعتراف کرده‌­اند که جوانان غیریهودی به وسیله عوامل آنان به بی‌­بندوباری سوق داده می‌­شوند. این مأموریت از طریق افرادی چون معلمان خصوصی، خدمتکاران، زنانی که در خانه‌‏های‏ ثروتمندان بچه‌‏داری می‌‏کنند، منشی‌­ها و کارمندان امور دفتری و زنان یهودی که در عشرتکده‏‌ها و محل‏‌های عیاشی اشتغال دارند، انجام می‌­شود. از این پدیده که به منظور فساد و عیاشی طراحی‌ شده، به «انجمن بانوان» یاد شده است. ‏[۲۷]‎

از جمله ویژگی‌­های صهیونیست­‌ها، ترویج فساد و بی‌­بندوباری در میان جوامع غیریهودی، به‌ویژه جوامع مسلمان است. سران صهیونیسم در پروتکل شماره یک دانشوران صهیون، به‌صراحت اعتراف کرده‌­اند که جوانان غیریهودی به وسیله عوامل آنان به بی‌­بندوباری سوق داده می‌­شوند. این مأموریت از طریق افرادی چون معلمان خصوصی، خدمتکاران، زنانی که در خانه‌‏های‏ ثروتمندان بچه‌‏داری می‌‏کنند، منشی‌­ها و کارمندان امور دفتری و زنان یهودی که در عشرتکده‏‌ها و محل‏‌های عیاشی اشتغال دارند، انجام می‌­شود.

صهیونیست­‌ها برای رسیدن به اهداف خود و نیز توسعه نفوذ خویش، از ابزارهای گوناگون استفاده می‌­نمایند. یکی از این راه‌ها، مسائل جنسی و تقدیم فاحشه‌هاست؛ به‌عنوان نمونه، «عبدالجبّار ایوب» در خاطرات خود ماجرایی را ذکر می­‌کند که در زمانی که وی رئیس زندان «کوت» در عراق بوده، برای وی اتفاق افتاده است؛ او می‌‏نویسد:

یک روز از سوی حکومت، سه زندانی مهم را به من سپردند و سفارش کردند تحت مراقبت‏ شدید قرار گیرند. من نیز به جهت اهمیت موضوع و اجرای دستور، نگهبانی از آنان را شدت بخشیدم. پس از مدت کوتاهی، دو تاجر مهمّ یهودی از بغداد نزد من آمده و گفتند: سه زندانی مسلمان که از یهود هم نیستند، در این زندان هستند. ما نمی‏‌خواهیم از طریق احساسات دینی درباره آنان گفت‌وگو کنیم؛ بلکه سخن‏ ما در رابطه با آنان، صرفاً به لحاظ انسانی است و نیز از این جهت که خانواده‏ و فرزندان آنان در وضع ناگواری به سر می‏‌برند. لذا از تو خواسته‏‌ای ساده‏ داریم و آن این‌که ایشان را به زندان بغداد منتقل کنی ‏[۲۸]‎ و این چیزی است که به ‏تو زیانی نمی‌‏رساند؛ نه در برابر دولت و نه در برابر وجدان؛ بلکه‏ برعکس با این کار، خدمتی انسانی انجام داده‏‌ای. آن‌گاه برای من آیاتی از قرآن خواندند و سخنانی از حضرت موسی و عیسی‏ (علیهما‏السّلام) را بیان کردند. اما با این همه سخن ملاطفت‌‏آمیز… با انتقال آن سه زندانی به بغداد مخالفت کردم و تلاش آنان به شکست انجامید… پس از چند روز، دوباره بازگشتند و با من گفت‌وگو کردند. قانع‌کردن ایشان و مخالفت با آنان، کار دشواری بود. یکی از آنان گفت: نوشتن این سه کلمه برای تو کار سختی نیست: «لا مانع لدی» ‏[۲۹]‎؛ برای هر کلمه، صد دینار به تو می‌‏دهیم.‏[۳۰]‎ اما این پیشنهاد فریبنده او را نیز نپذیرفتم. لذا برای ترغیب بیشتر من گفت: چه‏ می‌‏خواهی؟ خانه؟ انتقال آنان به بغداد را بنویس و هرچه می‌‏خواهی بگیر. باز هم قبول نکردم. اصرار کردند؛ اما فایده‌‏ای نداشت… و رفتند.

چند روز بعد، مجدداً به همراه سه دختر جوان بسیار زیبا بازگشتند و خواسته خود را تکرار کردند؛ اما من رد کردم. به بهانه‏ نوشیدن آب، از اتاق خارج شدند و مرا با آن سه دختر جوان تنها گذاشتند. پس از چند لحظه، بازگشتند و از آنان در مورد عکس‏‌العمل من جویا شدند و پاسخ منفی شنیدند. آن‌گاه یکی از آنان با جدّیت گفت: جناب «عبدالجبّار ایوب»! ابتدا حلّ این مشکل را از راه عاطفی و انسانی از تو خواستار شدیم؛ مخالفت‏ کردی. سپس، از راه مال؛ باز هم رد کردی. و بالأخره از راه دختران؛ باز هم‏ نپذیرفتی. پس، خود را برای بلا آماده کن. آن‌گاه مرا واگذاشتند و خارج شدند. طولی نکشید که من از مدیریت‏ زندان عزل و به پست دیگری منتقل شدم. بعد که تحقیق کردم، دریافتم آن‏ سه زندانی، پس از انتقال به بغداد، آزاد شده‌‏اند». ‏[۳۱]‎

امروزه، انهدام ارزش‌­های اخلاقی و معنوی در هتل‌‏هایی که سیاحان و توریست‌‏ها در آن‌ها اقامت می‌‏کنند و همچنین، در کنار مرزهایی که اسرائیل را از سایر کشورهای عربی جدا می‏‌کند، به بالاترین میزان خود رسیده است. در کنار مرزهای اسرائیل همواره تعدادی از نگهبانان ارتشی زن، در حال گشت و نگهبانی هستند تا با نیروهای پاسدار صلح (گشت‏‌های شورای امنیت) و سربازان نیروهای بین‌‏المللی بیگانه، مراوده‌‏ای ننگین و خفت‌‏بار داشته باشند؛ همان کسانی که منبع مهم و پایان‌ناپذیر اسرار یهود به شمار می‌‏روند و اسرائیل از طریق این زنان و دختران، آنان را تخلیه اطلاعاتی می‏‌کند.

مجله «هبولم هازیه»، در یک تحقیق و کنکاش مطبوعاتی چنین اعتراف‏ می‏‌کند: «یک نیروی پاسدار صلح و یا یک افسر پلیس را نخواهی یافت که رفیق‌ه‏ای‏ یهودی نداشته باشد! آنان هدایای خویش را که به قیمت ارزان از سرزمین‏‌های عربی‏ خریده‌‏اند، نثار معشوقه خود می‌‏کنند و همراه این هدایا، همچنین، اخبار و اطلاعات ریز و درشت خود را نیز ارائه می‌‏نمایند».‏[۳۲]‎

به نظر می‌‏رسد که استمرار و ممارست یهود بر ابتذال و فسق و فجور، چیز جدیدی نیست. آنان حتی در متون مقدس خود، نسبت‌­های ناروایی به رهبران و پیامبران الهی داده­‌اند؛ از جمله در تورات تحریف‌شده فعلی، گفته شده: داود به همسر یکی از افسران خویش هتک حرمت نمود!‏[۳۳]‎ همچنین، از سلیمان ‏[۳۴]‎ حکیم چهره‌‏ای شهوت‌ران به تصویر کشیده شده و ادعا گردیده که او دارای‏ ۷۰۰ زن و ۳۰۰ معشوقه بوده است!‏[۳۵]‎

پانوشت‌ها

  1. ربّی (Rabbi) به رهبران مذهبی یهودی اطلاق می‌­شود. [↪]
  2. R.Schneur Zulman. [↪]
  3. آنترمن، الن، باورها و آیین یهود، ص۳۵۰. [↪]
  4. تلمود، پس از تورات، مهم‌ترین منبع دینی و اعتقادی یهود است. [↪]
  5. یعنی یهودیان دارای قاضی نباشند و قوانین مخصوص به خود نداشته باشند [↪]
  6. نویهض، عجاج، پروتکل‌های دانشوران صهیون، صص ۶۰۵ ـ ۶۰۷ به نقل از تلمود. [↪]
  7. عزرا، ۴: ۱ ـ ۳. [↪]
  8. حسید (Hassid)، در اصل، یک فرقه یهودی قبل از مسیحیت بود که اعضای آن به اجرای بی‌چون‌وچرای قوانین یهود سخت پایبند بودند. [↪]
  9. .Hatanya [↪]
  10. هباد (Habbad) شعبه فرعی جنبش مذهبی و اجتماعی حسیدیسیم است. [↪]
  11. شاهاک، اسرائیل، تاریخ یهود؛ آیین یهود، صص ۶۳ ـ ۶۴. [↪]
  12. همان، ص ۱۸۴. [↪]
  13. یهودیت؛ بررسی تاریخی، ص ۱۳. [↪]
  14. Wenham, Gordon “Law in the Old Testament “, in: The Oxford Handbook of Biblical Studies.p 357 [↪]
  15. تثنیه، ۲۶: ۱۷ ـ ۱۹. [↪]
  16. تثنیه، ۲۸: ۱۳ ـ ۳۷. [↪]
  17. تثنیه، ۳۱: ۱۶ ـ ۱۷. [↪]
  18. هوشع، ۱: ۹. [↪]
  19. ر.ک: اَلن آنترمن، باورها و آیین­های یهودی، ص ۲۱ ـ ۲۲. [↪]
  20. ر.ک: همان، ص ۲۲ ـ ۲۳. [↪]
  21. فریسیان‌، بانفوذترین‌ رهبران‌ مذهبی یهودی در‌ زمان‌ عیسی بودند و در عین‌ حال،‌ بزرگ‌ترین‌ گروه‌ رهبران‌ مذهبی محسوب‌ می‌شدند. آن‌ها قانون‌گذاران‌ متعصبی بودند که‌ نظری سخت‌گیرانه نسبت‌ به‌ قوانین‌ و سنن‌ داشتند. به طور کلی‌، به جهت روحیه‌ طمعکارانه‌ و ریاکاری خویش‌، معروف‌ بودند. آنان خود را عادل‌ و کامل،‌ ولی دیگران‌ را قاصر و گناهکار می‌­پنداشتند. [↪]
  22. متی، ۱۵: ۲۳. [↪]
  23. آنترمن، اَلن، باورها و آیین‌­های یهودی، ص ۲۶. [↪]
  24. عبدالفتاح، محمد ماضى، سیاست و دیانت در اسرائیل، صص ۲۷۹ ـ ۲۸۰. [↪]
  25. شاهاک، اسرائیل، تاریخ یهود؛ آیین یهود، ترجمه رضا آستانه‌پرست، صص ۱۹ ـ ۲۰. [↪]
  26. تثنیه، ۱۰: ۱۷ ـ ۱۹: «یهُوَه‌، خدای‌ شما… یتیمان‌ و بیوه‌زنان‌ را دادرسی‌ می‌کند و غریبان‌ را دوست‌ داشته‌، خوراک‌ و پوشاک‌ به‌ ایشان‌ می‌دهد. پس‌، غریبان‌ را دوست‌ دارید؛ زیرا‌ در زمین‌ مصر غریب‌ بودید». [↪]
  27. نویهض، عجاج، پروتکل‌های دانشوران صهیون، پروتکل شماره ۱، ص۲۵۶. [↪]
  28. ظاهراً علت درخواست انتقال آنان به بغداد، سهولت آزادی‏شان از زندان بوده است؛ زیرا تجّار یهودی به علت روابط خود با مسئولان در بغداد، می‌‏توانستند به‌آسانی زندانیان را آزاد کنند. [↪]
  29. از نظر من، منعی ندارد [↪]
  30. در آن زمان، این مبلغ بسیار زیاد بود؛ زیرا برای مصرف ماهیانه یک خانواده، صرفاً چند دینار کافی بود. [↪]
  31. شیرازی، سید محمد، خطر صهیونیسم و صلح اعراب و اسرائیل، صص ۳۲ ـ ۳۴. [↪]
  32. فواد عبدالرحمن الرفاعی، نفوذ صهیونیسم بر رسانه‌های خبری، ص ۱۲۰. [↪]
  33. ر.ک: دوم سموئیل، ۱۱: ۲ ـ ۵. [↪]
  34. قرآن کریم، پیامبران الهی را از هرگونه زشتی و ناپاکی منزه می‌داند و از حضرت داود و سلیمان(ع)، همانند سایر پیامبران الهی به نیکی یاد کرده است (ر.ک: انعام: ۸۶؛ نمل: ۱۵؛ صاد: ۱۷ و ۳۰). [↪]
  35. ر.ک: اوّل پادشاهان ۱۱: ۳. [↪]

پاسخ دهید