تأملی در مرام مداحی

  • علم و اجتهاد
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

ملا احمد نراقی هم زبان به گلایه گشوده بود. وی برخی واعظان و منبریان و مداحان را نقد می‌کرد که چرا به قصد اشک‌ریزی، هر سخنی را بر زبان می‌­آورید و هر قصه­‌ای را می‌پرورید: «گروهی دیگر از واعظان، خود را مشغول قصه‌خوانی و نقالی ساخته و گزافه‌ها و طاماتی چند پرداخته و در کلمات خود سجع و قافیه به هم انداخته، سعی در یادگیری قصه­‌های غریبه و احادیث عجیبه می‌­نمایند، و همیشه طالب آن‌­اند که مستمعان صداها به گریه بلند کنند و صیحه کشند و در سر و صورت خود بزنند و از شنیدن کلمات آنان حرکات شوقیه نمایند. و از انواع این امور لذت می‌­برند. و بسا باشد که احادیث کاذب جعل کنند و قصه‌­های دروغ بر هم بافند برای به رقّت آوردنِ عوام و ایجاد شوق در ایشان؛ و شکی نیست که امثال این اشخاص شیاطینی به‌صورت آدمیان‌اند و خود گمراه و مردمان را نیز گمراه می‌­کنند. و شایسته مقام وعظ و ارشاد فقط کسی است که قصد او جز هدایت مردم نباشد و کمترین چشمداشتی به خلق نداشته باشد».‏[۱]‎

باری! این دغدغه­‌های نراقی تا هنوز هم ادامه دارد. مداحان مورد طعنند که چرا بر احساسات متدینان تمرکز کرده‌­اند و قصه‌­های ناروا برمی‌­سازند. علی شریعتی حتی مداحی و تشریفاتِ سوگواری را وسیله‌­ای می‌­دانست که مردم از شناخت حقیقت و تفکر در هدف‌های اصلی مکتب تشیع و انقلاب کربلا غافل بمانند.‏[۲]‎ وی چنان از این‌گونه مراسم گلایه داشت که آن را ابداع عمر بن سعد و یزید معرفی می‌­کرد.‏[۳]‎ جلال آل احمد نیز در نقد این‌گونه مراسم، کتاب «عزاداری‌های نامشروع» را ترجمه کرد.‏[۴]‎ در آن کتاب برخی آداب و مناسک محرّم «فجیع‌­ترین خیانت» لقب داده شده بود.

انتقادها بر مداحان بسیار است. اما و هزار اما که مداحان مورد اقبال عمومند. به هر نقد و طرد و انکاری نمی‌­توان آن‌ها را از میدان به‌در کرد؛ نه هنگامی که ملا احمد نراقی برخی از مداحان را سبب‌ساز گمراهی می‌­داند، اقبال به این جماعت کاسته می‌­شود و نه وقتی که علی شریعتی آن را ابداع عمر بن سعد می‌­خواند از ارج و قرب ‌آ‌‌‌‌ن‌ها می‌­کاهد.  به‌نظر می‌رسد که مواجهه سلبی با این‌گونه امور، نه رواست و نه در خور اعتنا.

می‌توان به پیرایش امر مداحی اندیشید؛ می‌­توان انگاره‌­هایی را در نظر آورد که بر اساس آن، مدح مداحان سبب‌ساز رغبت دینی گردد و دل‌ها را گرم کند و ایمان دینی را بیفزاید. مداحی اما به چه کار دینداران می‌­آید؟ بر چه مؤلفه‌­هایی می­‌توان انگشت نهاد و از مداحان رزق ایمانی و دینی طلبید؟

انتقادها بر مداحان بسیار است. اما و هزار اما که مداحان مورد اقبال عمومند. به هر نقد و طرد و انکاری نمی‌­توان آن‌ها را از میدان به‌در کرد؛ نه هنگامی که ملا احمد نراقی برخی از مداحان را سبب‌ساز گمراهی می‌­داند، اقبال به این جماعت کاسته می‌­شود و نه وقتی که علی شریعتی آن را ابداع عمر بن سعد می‌­خواند از ارج و قرب ‌آ‌‌‌‌ن‌ها می‌­کاهد.  به‌نظر می‌رسد که مواجهه سلبی با این‌گونه امور، نه رواست و نه در خور اعتنا.

در این خصوص ابتدا می‌­باید اصناف دین‌ورزی را در نظر آورد. بر اساس یک تقسیم‌بندی، دینداران به سه قسم دیندار مصلحت­‌اندیش عامیانه، دیندار معرفت‌­اندیش عاقلانه و دیندار تجربت‌­اندیش عارفانه تقسیم می‌­شوند.‏[۵]‎

دینداران مصلحت‌اندیش، به قصد انجام ثواب و پروای از انجام گناه، به اعمال دینی اقدام می‌­کنند و هرچه بیشتر بر تار و پود مباحث فقهی اهتمام ورزند، دینداری متعالی‌­تری را نصیب برده­‌اند. در این نحوه از دینداری، قرآن‌خواندن و نمازگزاردن و به حج رفتن، جز با هدف کسب ثواب به انجام نمی‌­رسد. این سبک از دینداری البته نه مذموم است و نه مورد انکار؛ بسیار پسندیده است؛ و خوشا افرادی که در چنین مرامی گام نهاده‌­اند و کسب رضای خداوندی را طلب می‌­کنند. این سبک از دینداری اما رویّه‌­ی تمام دینداران نیست؛ برخی از متدینان، مرامی خردورزانه در دین را پیشه ساخته‌اند؛ آ‌‌‌ن‌ها را دیندار معرفت‌اندیش می‌نامند. آنان نگاه نقادانه به دین داشتن و خردورزی را نیز عملی دینی می‌­دانند و بر این مرام پای می‌­فشرند. چنین دینداری‌ای، بر گزاره‌­های دینی، جزم‌اندیشی ندارد و دست از پرسشگری بازنمی­‌دارد. آموزه‌­های دینی در نظر چنین افرادی، می‌­باید با تار و پور عقلانیت مزیّن شوند.

اما سَبک دیگری از دینداری نیز وجود دارد که آن‌ را دینداری تجربت‌اندیشانه می‌­نامند. در این رویّه، معنویت را به‌چنگ‌آوردن و آرامشِ روحی و باطنی طلبیدن از مهم‌ترین اهداف دینداران است. آنان‌ که مرام عرفانی پیشه ساخته‌­اند و دم به دم بر آ‌ن‌ها رزق معنوی می‌بارد، در این سلک از دینداری جای گرفته‌­اند.

باری؛ مرام‌های دینداری متفاوت است. هر کدام از این اصناف دینداری اما می­‌توانند از مدح مداحان رزقی را برگیرند. دیندارانی که بر مرام دینداری مصلحت‌اندیش سلوک می‌کنند و چنین طریقتی را پیشه ساخته‌اند، به کسب ثواب در محفل عزاداری حاضر می‌شوند. همین که اشکی بریزند و قدم در محفلی دینی بگذارند، رسالت و وظیفه خود را به نیکی به انجام رسانده‌­اند. در روایات است که «اجر و مزد هر قطره آن این است که شخص همیشه در بهشت منزل کند».‏[۶]‎ و در روایتی دیگر است که «گریه‌کننده بر امام حسین(ع) در بهشت با ایشان و هم درجه ایشان خواهد بود».‏[۷]‎ چنین روایاتی کافی است تا دینداران مصلحت‌اندیش، به قصد اجر اخروی در این محافل حاضر شوند و وظیفه‌­ی دینی خود را به انجام رسانند.

مداحان در مواجهه با این قشر می‌­باید رفتارهای شخصیِ خود را به زیور اخلاق بیارایند. دیندارانِ مصلحت‌اندیش، نگاه تام و تمامی بر افرادِ منبری و مداحان حسینی می‌­کنند. در این سبک دینداری اگر عیب و ایرادی از فردی روحانی سر زند و یا فردی مداح، رذیلتی اخلاقی را به انجام رساند، گویی دین و ایمان دینداران را نیز به مخاطره انداخته است. دینداران مصلحت‌اندیش نه‌تنها دل از آن فردِ مداح بر‌می‌­کنند، که حتی اصل و اساسِ دین را نشانه می‌­روند. کم نبوده است نابخردی‌هایی که از جانب برخی متدینان به انجام رسیده و جماعتی را نسبت به دین دلسرد کرده است. کلیپی کوتاه، سخنی ناروا و عملی نابه‌جا کافی است تا فردی از دین دل بر دارد و از آن رمیده شود. یکی از مهم‌ترین آداب مداحی در این قبیل امور، آن است که مرام اخلاقی و دینی را پاس دارند و رغبت مخاطبان را روز به روز بیشتر کنند و از سیئات اخلاقی برحذر باشند. این کمترین انتظاری است که می‌­توان از مداحان داشت.

در دینداری معرفت‌اندیش اما سخن از این فراتر است و مداحان می­‌باید رسالتی دیگر را بر شانه‌­های خود احساس کنند. ذکر حقیقتِ وقایع، استناد به مدارک معتبر و برگزیدن سخنانی معقول و سنجیده، از کمترین وظایفی است که یک مداح در این عرصه می­‌باید بدان عمل کند. دیندار معرفت‌اندیش، نگاه نقادانه‌­ای به دین دارد و به سنجشِ عقل پای به میدان دینداری نهاده است. مداحان می­‌باید پاس این مقام را بنهند و از ظرایف عقلانی در این میدان بهره گیرند. شأن و هدف اصلی از وقایعی چون عاشورا را برکشیدن و در دام سخنان سخیف نیفتادن از رسالت‌های مداحان در این عرصه است.

بر اساس یک تقسیم‌بندی، دینداران به سه قسم دیندار مصلحت­‌اندیش عامیانه، دیندار معرفت‌­اندیش عاقلانه و دیندار تجربت‌­اندیش عارفانه تقسیم می‌­شوند. دینداران مصلحت‌اندیش، به قصد انجام ثواب و پروای از انجام گناه، به اعمال دینی اقدام می‌­کنند؛ دینداران معرفت‌اندیش نگاه نقادانه و خردورزانه به دین دارند؛ در دینداری تجربت‌اندیش، معنویت را به‌چنگ‌آوردن و آرامشِ روحی و باطنی طلبیدن از مهم‌ترین اهداف دینداران است. مداحان باید در محافل خود، این سه دسته از دینداران را حاضر و ناظر ببینند و برای همگی آن‌ها خوراک در خوری مهیا آورند.

در نظر بگیرید دینداری را که مرام معرفت‌­اندیشانه پیشه ساخته و با تعابیری به غایت ناروا و خردستیز مواجه می‌­شود. چنین فردی چگونه می‌­تواند از مدح مداحان ارتزاق کند؟ شهید مرتضی مطهری وقتی که از تحریفات عاشورا سخن می‌­گفت، بر این بود تا سهم دینداران معرفت‌اندیش را بگذارد. آیت‌الله مکارم شیرازی در نقدی بر ادبیات ناروایی که بعضاً در خصوص ماجرای عاشورا به‌کار می‌­رود، برخی از این تعابیر را نقد کرده است. وی با نقل این عبارت که «یقین دارم که در دل آرزویی به جز دامادی اکبر نداری»، این‌گونه تعابیر را فراموش‌ساختن هدف و رسالت حرکت حسینی دانسته است. در عبارتی دیگر که در خصوص امام زمان(عج) بیان شده، برخی مداحان این‌گونه عنوان کرد‌ه‌­اند که « نمی‌دانم آواره کدام بیابان هستی که من هم در آن آواره شوم؟». این در حالی است که در اعتقادات شیعه هیچ‌گاه امام زما(عج) را فردی آواره ترسیم نکرد‌ه‌­اند. از این غفلت می‌باید برحذر داشت.‏[۸]‎

در این امور می‌­باید دل به متونِ اصیلِ دینی داد و از بیان خرافه‌پروری اِبا کرد. دینداری معرفت‌اندیش، جز به تأملاتی خردورزانه میسّر نمی‌­شود. مداحان نیز می‌­باید بر این امر التفات یابند و کلام خود را به انواع سوهان‌های عقلانی جلا دهند و رغبت چنین مخاطبانی را افزون کنند.

اما در این خوان کَرَم، دینداران تجربت‌اندیش نیز می‌­توانند از مرام مداحان کام خود را شیرین کنند. اشک‌ریزی یکی از سنّت‌های حسنه­‌ی عرفانی است. اشک سبب‌ساز عروج و تعالی است. در ادبیات عارفانه به کرّات از این مهم پرده برداشته شده و مورد تأکیدهای مکرّر قرار گرفته است. گریه سرمایه جهاد اکبر است؛ اسلحه­‌ی انسان در مبارزه با دشمن درونی است؛ چنان‌که حضرت امیر(ع) در دعای شریف کمیل می‌­فرماید: «و سلاحه البُکاء». با این اسلحه می­‌توان به ظفرمندی‌های بسیارِ معنوی نائل آمد. در تفسیر آیه‌­ای از قرآن نیز این مهم مورد توجه قرار گرفته است؛ وقتی که برادران یوسف به نزد پدر می‌­روند و عذر تقصیر به جانب وی می­برند: «وَ جاءَوا اَباهُم عِشاءً یَبکونَ».‏[۹]‎ شب‌هنگام به جانب پدرشان بازگشتند؛ در حالی که گریان بودند. گویی مرام صحیح توبه در این عبارات ترسیم شده است؛ ۱- شب‌هنگام؛ ۲- بازگشتن؛ ۳- به جانب پدر؛ ۴- گریان.

باری! گریه کردن و اشک ریختن گویی در تعالی انسانی موضوعیت دارد؛ و چه محفلی مناسب‌­تر از محافل حسینی که این مهم در آن‌جا به انجام رسد. می‌­توان از این قطرات اشک پر کشید و معنویت طلبید. دینداران تجربت‌اندیش که به تعالیِ روحی خو می‌اندیشیند، می‌­توانند رزق وافر اشک‌ریزی را در این محافل نصیب ببرند. و این مهم زمانی مهیا می‌­شود که مداحان به این رسالت واقف گردند و اشک را به قصد تعالی روحی از مردم بگیرند. در این عرصه، فریادهای ناروا سر دادن، مجالس را به میدان لعن و نفرینِ دیگران بدل کردن و آرامش اشک‌ریزان را بر هم زدن البته روا نیست. می­‌توان پاس حُرمتِ خلوت و سکوت و سکون دینداران تجربت‌اندیش را نیز نهاد و کام آن‌ها را به ذوق مداحی و به قصد اشک‌ریزی مهیا کرد.

مداحان می­‌توانند و می‌­باید این سه طریقت دینداری را در نظر آورند و در محافل خود، این سه دسته از دینداران را حاضر و ناظر ببینند و برای همگی آن‌ها خوراک در خوری مهیا آورند. در این صورت است که مرام مداحی مورد تمجید و ترغیب و تشویق بسیار خواهد بود؛ مدح آنان، مداحیِ خورشید خواهد بود؛ و هر آن‌ که مدح خورشید کند، بر بینایی و سلامت و سعادت خود مُهر صحّه نهاده و دیگران را نیز دیده‌­ای بینا عطا کرده است.

مادِحِ خورشید مداح خود است
که دو چشمم روشن و نامُرمَد است
ذمّ خورشیدِ جهان، ذمّ خود است
که دو چشمم کور و تاریک و بد است

(این متن در شماره ۱۲۳ مجله خیمه منتشر شده)

پانوشت‌ها

  1. نراقی، ملا احمد، معراج السعاده؛ ص۵۸۴. [↪]
  2. شریعتی، علی، مجموعه آثار، ج۹، ص۱۷۹. [↪]
  3. همان، ص۱۹۹؛ همچنین ر.ک: همو، فاطمه فاطمه است، ص۱۰۱. [↪]
  4. سید محسن امین عاملی، رسالة التنزیه، ترجمه جلال آل احمد، تاریخ انتشار ۱۳۲۲ش. [↪]
  5. ین تقسیم‌بندی را عبدالکریم سروش بیان کرده است. رک : سنت و سکولاریسم، عبدالکریم سروش و دیگران. [↪]
  6. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار،  ج۴۴، ص۲۸۹؛ کامل الزیارات، باب ۳۲، ص۱۰۱. [↪]
  7. همان، ص۲۷۸؛ صدوق، امالی، ج۱۷، ص۶۸ [↪]
  8. ر.ک: آفات مداحی از دید آیت الله مکارم شیرازی، سایت شفقنا. [↪]
  9. یوسف:۱۶. [↪]

پاسخ دهید