• علم و اجتهاد
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • ۷ دیدگاه

همیشه در آغاز و پایان ماه رمضان بحث امکان و عدم امکان رؤیت هلال ماه نو و آغاز ماه جدید داغ می‌شود.
اما چه چیزی باعث این همه اختلاف نظر و عدم توان تعیین آغاز ماه می‌شود؟ بسیاری می‌پرسند چرا با وجود پیشرفت علم نجوم، مؤمنین به داده‌های نجومی استناد نمی‌کنند؟ بسیاری از فقها فتوا داده‌اند که اگر با داده‌های نجومی یقین به آغاز ماه حاصل شود، می‌تواند معیار عمل قرار گیرد؛ پس چرا این مشکل همچنان پابرجاست و همچنان در تعیین آغاز ماه دچار مشکلیم؟

ریشه این مشکل برمی‌گردد به معیار تعیین آغاز ماه. معیار تعیین آغاز ماه رؤیت و یا حداکثر امکان رؤیت هلال ماه است؛ نه حلول و تولد ماه نو؛ و چون مؤلفه‌های متعدد و متغیری چون فاصله و جدایی زاویه‌ای خورشید و ماه، ارتفاع از افق، فاصله غروب خورشید تا غروب ماه و سن و ضخامت هلال در بررسی امکان رؤیت‌پذیری هلال دخیل هستند، پیش‌بینی قطعی امکان رؤیت هلال در هلال‌های بحرانی( یعنی هلال‌هایی که سن و ضخامت آن‌ها بسیار پایین است) تقریباً ممکن نیست. بنابراین امکان استناد به گفته منجمین در این امر ممکن نیست.
با توجه به تعدد و تغییر مؤلفه‌های مؤثر در امکان رؤیت‌پذیری هلال، ممکن است هلالی در سن ۸ ساعت و حتی کم‌تر هم رؤیت شود، ولی هلال دیگری با سن بالای ۲۴ ساعت رؤیت نشود. مثلاً همین امروز در بیست و هشتم رمضان ۱۴۳۹ ساعت ۱۲ ظهر که این یادداشت را می‌نویسم، هلال ماه شوال متولد شده است؛ ولی به‌علت غروب ماه پیش از غروب خورشید، نه‌تنها امکان رؤیت آن در غروب امشب وجود ندارد، حتی ممکن است فرداشب نیز رؤیت نشود.
پس تا معیار آغاز ماه بر اساس رؤیت باشد، این اختلافات پابرجا خواهد بود و باعث رنجش مؤمنین و وهن دین.

اما علت و چاره کار در چیست؟ علت در یک نکته است؛ معیار فقها در تعیین آغاز ماه، سنت دینی سلف است که آغاز ماه را با رؤیت تعیین می‌کردند. اما پرسش این‌جاست که آیا مؤمنین سلف در قرون گذشته، امکاناتی جز چشم و رؤیت برای تعیین اول ماه داشتند؟ پاسخ واضح است؛ رؤیت تنها امکان و ابزار تعیین آغاز ماه بود. پس امروز می‌توان از امکانات و ابزارهای جدید و از داده‌های علم نجوم در تعیین آغاز ماه استفاده کرد. بدین ترتیب که حلول و تولد ماه نو را معیار قرار داد و هر قسمت از کره زمین که وارد شب شد، در آن‌جا آغاز ماه محسوب شود؛ بدین ترتیب هم وحدت رویه حاکم می‌شود و هم از تعیین روزهای مختلف برای آغاز و پایان ماه جلوگیری می‌شود و در عرض ۲۴ ساعت تمام مناطق کره زمین وارد ماه جدید می‌شود.

در پایان تذکر چند نکته برای تایید و استحکام بحث لازم است:
۱. از آن‌جا که تقویم قمری با غروب خورشید و آغاز شب شروع می‌شود، حلول یا رؤیت صبحگاهی نمی‌تواند معیار عمل قرار گیرد (در حالی‌که اخیراً برخی فقها هلال صبحگاهی را نیز معتبر دانسته‌اند)؛

۲. این‌که برخی فقها اشتراک افق و اشتراک شب را برای آغاز ماه معتبر می‌دانند، مطابق مبنای رؤیت‌پذیری مورد قبول خودشان، نادرست است؛ چرا که اولاً حلول یا رؤیت در مناطقی که غروب آن بعد از غروب ما اتفاق می‌افتد، نمی‌تواند عطف بما سبق شده و معیار عمل ما باشد. ثانیاً به‌علت انحراف و زاویه محور زمین، امکان رؤیت‌پذیری هلال ماه بر روی نقشه‌های رؤیت‌پذیری کره زمین، بر روی خطی منحنی و مورب سیر می‌کند و معیار قراردادن نصف النهارها، و اشتراک افق خورشید، در مبنای رؤیت‌پذیری هلال کاملاً غلط است. در واقع در نقشه‌های رؤیت‌پذیری هلال، به علت زاویه محور زمین، نصف‌النهارها تعیین‌کننده نیستند؛ بلکه مختصات مجموعه نصف‌النهار و مدار تعیین‌کننده است.

پس در شرایط امروزین و با توجه به پیشرفت‌های علم نجوم و امکانات در دسترس، و بر اساس مبنای تقویم قمری در تاریخ‌گذاری بر اساس غروب آفتاب، باید به داده‌های قطعی علم نجوم در تولد ماه جدید اعتنا کرد و هر قسمت از کره زمین که بعد از تولد ماه جدید وارد شب شد، از ماه جدید محسوب شود.

(تصویر ابتدای مطلب از ایسنا)

۷ دیدگاه دربارهٔ «عید فطر و رؤیت هلال؛ ماجرای بی‌پایان»

  1. ناشناس

    ؟؟؟؟؟!!!
    در مسأله فقهی اگر نظر می دهیم باید لااقل کمی فقه را هم لحاظ کنیم، راه چاره ای که بیان شده چقدر به لحاظ فقهی استقامت علمی دارد؟
    از مباحثات بعید به نظر می رسید انتشار چنین مقاله ای

  2. مرتضی اکبری

    سلام و عرض ادب
    اما چند نکته:
    اول اینکه فرمودید باید حداقل‌های از علم فقه در بیان نظرات رعایت بشه. باید پرسید هدف علم فقه چیست؟ آیا چیزی جز رسیدن ب مقصود و مطلوب شارع هست؟ یا اینکه هدف درگیری در بازی‌های رجالی و لغتی هست تا اینکه نه امروز، بلکه صدها سال دیگر هم ب مطلوب و مقصود نرسیم و در انبوهی از نظرات گرفتار آییم و باعث سرگردانی مؤمنین و وهن دین شویم؟
    ثانیا؛ اینکه آغاز و پایان ماه چه زمانی هست، نه یک مساله فقهی است و نه مساله ای حکومتی. نه فتوا می‌خواهد و حکم حکومتی. مساله آغاز و پایان ماه یک مساله طبیعی و نجومی هست. اینکه فلان ماه شروع شده یا نه، ربطی به فقه و فتوا ندارد. از هر راهی این علم حاصل شد، کافیست. قبلا ابزاری جز رویت نبود، الان انواع و اقسام ابزار وجود دارد.
    ثالثا؛ انتزاع و بریدن یک حکم از زمینه اش و پرداختن به آن در فضای خلاء و بی زمینه، نشان از عدم آگاهی و انحراف در مسیر دینداری ست. اینکه کسی بدون توجه به مبنای تاریخ قمری که بر اساس غروب خورشید و آغاز شب گذاشته می‌شود و ریشه چند هزار ساله و پیش از اسلام دارد، بصرف استناد به احادیث رویت هلال، رویت هلال صبحگاهی را هم در اثبات آغاز ماه معتبر بداند، نشان از عمق ناآگاهی از حکم و زمینه ایست که حکم در آن زمینه صادر شده است. انتزاع حکم از زمینه حکم، باعث اشتباه و انحراف در فتوا می‌شود.

    ممنون از توجهی که مبذول داشتید.

  3. ناشناس

    اگرچه آقای سیستانی امسال یک روز دیرتر عید فطر اعلام کردند و فکر می کنم خیلی ساده ایشون شروع ماه رمضان را هم دقیقا به همین دلیل رویت غیر مسلح دیرتر اعلام کردند، بنابراین روز اول ماه این آن طرف مرزی ها بودند که دلشون بحال ایرانی ها می سوخت (البته بعید می دانم در دمای پنجاه درجه جنوب اصولا کسی روزه بگیره) نکته دیگه اینکه این اختلاف رویت به دقیقه شروع حمره مشرقیه هم بر می گرده و بر سر دقیقه دقیق زمان اذان صبح یا مغرب اختلاف هست، و این دقیقه ای که اذان صبح گفته می شه مربوط به دقیقه ای است که افق خورشید روی مدار خاصی می آید در حالیکه شرع مدار مشخصی را تعیین نکرده و مساله را عرفی دانسته ، به همین دلیل نمازها هیچ وقت سردقیقه مشخص شروع نمی شوند و برای احتیاط صبر می کنند، نکته آخر اینکه فکر می کنم ماه رمضان دو سال قبل یا سال قبل بود که با چشم مسلح ماه رویت شد ولی مقام رهبری عید اعلام نکردند، دلیل خیلی ساده بود، چشم زیادی مسلح بود یعنی با دوربین قوی ماه دیده شده بود با دوربین ضعیف ولی رصد گر بسیار کارکشته حرفه ای هم باز دیده شده بود و عکس ماه که با دوربین ضعیف اش گرفته بود به ستاد استهلال رهبری هم فرستاده بود ولی با عموم دوربین های معمولی یا رصد گرهای عادی دیده نشده بود چون خیلی خیلی نازک بود ماه، اینجا تکلیف چیست؟ رهبری عیداعلام نکردند در حالیکه همان فرد در تمام سایتها عکس ماه نازک در اینترنت منتشر شد ، یعنی چشم مسلح اصلاً معیار مشخصی نداره به چه چشمی مسلح می گویند؟ دوربین شماره چند؟ چون در برخی انواع ماه فقط دوربین قوی یا دوربین ضعیف ولی رصدگیر خیلی حرفه ای قادر به رصد هست ولی عرفاً باید گفت خیر رویتی صورت نگرفته چنانچه موردی که گفتم رصد گیر حرفه ای حتی عکسی منتشر کرد که با دوربین ضعیف اش توانسته بود از ماه بگیرد و به ستاد استهلال رهبری هم برساند و ولی رویت اعلام نشد و عید اعلام نکردند

  4. سیدحسینی

    با سلام
    چند نکته مهم:
    ۱- نویسنده محترم باید یک مطلب اساسی رو حلّ کنه و اون اینکه «رؤیت» – که در لسان برخی از ادله موضوع برای وجوب صوم و افطار قرار گرفته – موضوعیت داره یا طریقیت؟!! اگه موضوعیت داره پس چرا میگن اگه «کسی – از هر طریقی مثل شیاع – بداند که با نگاه کردن به آسمان می تواند هلال ماه را ببیند ولی با این حال به آسمان نگاه نکند»، اول ماه برای چنین شخصی نیز ثابت میشود؟ اگه طریقیت داره، چرا طرق علم آور دیگر – غیر از رؤیت – را معتبر نمی دونن؟
    ۲- البته این نکته رو هم اضافه کنم که در صورت قبول قول به «طریقیت» داشتن «رؤیت» باید بررسی بشه که رؤیت طریق برای «تولد ماه» است یا «هلال ماه». به نظر می رسه که در لسان ادله، «هلال ماه» موضوع قرار داده شده. بنابراین «تولد ماه» در هر صورت نمی تواند ملاک دخول ماه جدید باشد حتی اگر علم به تولّد حاصل شود.
    ۳- از نکات دیگر تعیین کننده، بحث از معنای «هلال» است. به نظر می رسد هلال به مقداری از ماه گفته می شود که بواسطه خروج از محاق، به قدری نور گرفته که قابل رؤیت شده است. در این صورت با حمل معنای «روّیت» بر «رؤیت متعارف» ناگزیر قول به رؤیت با چشم غیر مسلح ثابت می شود.
    فتحصل من جمیع ما ذکرنا: نویسنده محترم باید دقت داشته باشند که در لسان ادله، موضوع حکم شرعی چه چیزی قرار گرفته است: هلال به معنای متعارف آن و یا هلال به معنای دقیق و علمی و فنی آن؟
    کما اینکه در بحث نجاست خون هم همین سؤال مطرح می شود: موضوع حکم به نجاست، «خون» متعارف است و یا «خون» به معنای فیزیکی و دقّی؟؟

    1. مرتضی اکبری

      سلام و عرض ادب
      ۱.مکرر و در جای جای قرآن کریم با این عبارات مواجه می‌شویم، کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْ‌آیاتِ… وکذلک نفصل الایات… مشخصا می‌توان گفت مقصود شارع و خداوند سبحان از بیان آیات و احکام ایجاد اختلاف و تشتت در میان مردم و مؤمنین نیست. بلکه اگر اختلافی پیش می آید ناشی از اختلاف اجتهاد و اشتباه در تفاسیر ما هست. مشخصا مساله رویت هلال یک مساله اختلافی هست ک می‌توان گفت مقصود شارع نبوده است. چرا که فارغ از اختلاف نظر در کم و کیف رویت، خود مساله رویت هم اختلافی هست. جایی دیده می‌شود و جایی دیده نمی‌شود. حتی در افقهای نزدیک و مشترک هم ممکن هست بعلت زمان غروب خورشید و نور آن اختلاف در رویت پیش آید. یا بعلت ابری یا غبارآلود بودن هوا باز هم اختلاف در رویت پیش آید والخ. مشخصا رویت چون یک مساله انسانی هست، اساسا مساله اختلاف اندازی هست.

      ۲. خداوند سبحان در قرآن کریم می‌فرماید، یرید الله بکم الیسر و لا یرید بکم العسر. خداوند در بیان و تشریع احکام و عبادات قصد ایجاد مشقت ندارد. مته به خشخاش گذاشتن در این امور باعث غفلت از اصل موضوع مورد تشریع و گرفتاری در امور فرعی می‌شود که قطعا مراد شارع نبوده. وقتی شارع زمانهایی را برای برخی عبادات نظیر صوم و حج تعیین می‌کند، مراد همان عبادت است و تعیین زمان بیشتر جنبه ایجاد وحدت و شکل دهی به مساله عبادات هست. اینکه اصل موضوع را رها کنیم و در مراد خداوند در زمانی که معین نموده اختلاف کنیم، بیشتر شبیه به ایرادات بنی اسرائیلی و سوالات مکرر یهود از کم و کیف گاویست که میبایستی قربانی می‌کردند. خداوند در قرآن از این عمل به نیکی یاد نمی‌کند.
      ۳. شارع برای برخی عبادات مثل روزه و حج و… زمان تعیین کرده است. مثلا گفته رمضان یا ذی حجه یا هر ماه دیگری. روزه بگیرید و یا حج بروید و امثالهم. ولی زمان رمضان و ذی حجه و سایر ماه‌ها را معین نکرده است. چرا که اساسا تقویم یک مساله قراردادی و غیر اصیل هست. و پیشینه تقویم قمری به هزاران سال قبل از اسلام برمی‌گردد. یعنی اینکه رمضان یا ذی حجه چه زمانیست، ربطی به شرع ندارد. یک مساله تقویمی و نجومی هست.
      لهذا از آنجا که در اعصار گذشته طریقی جز رویت برای تعیین آغاز ماه وجود نداشته، و با نظر به سه مورد پیش گفته، بنظر من موضوعیت رویت هلال کلا بی معنی و منتفی هست و رویت هلال طریقیت داشته است.

      بله می‌شود این اشکال و انقلت را مطرح کنید که همین تقویم قمری که پیشینه چند هزار ساله دارد، از همان قبل از اسلام مبتنی بر رویت هلال بود. بله این اشکال می‌تواند مطرح باشد، که اساس تقویم قمری بر رویت هلال است و همان قرارداد انسانی در تعیین اوقات سال، مبتنی بر همان استهلال بوده. اما همانگونه که پیشتر عرض کردم از آنجا که خود تقویم یک مساله قراردادی هست و نیز اختلافاتی که بسبب عوامل طبیعی در رویت پیش می آید و نیز عدم وجود راه دیگری جز استهلال در تعیین آغاز ماه و نیز با عنایت به آیه یرید الله بکم الیسر و قاعده نفی حرج، می‌توان قانع شد که همان حلول کافی و وافی مقصود است و علم به حلول کافیست و نیازی به رویت هلال نیست.

      ممنون از عنایتی که داشتید و نکته مهمی که مطرح کردید، که باعث تکمیل بحث شد.
      سپاس

  5. ناشناس

    مطلب مهمی که وجود دارد بودجه عظیم ستاد استهلال رهبری است در سایتهای اینترنتی گفته شده است که بودجه ای بالای چند ده میلیون تومان برای این ستاد استهلال در بودجه سالانه کشوری اختصاص یافته است در حالیکه این ستاد به احتمال زیاد بطور رایگان از هواپیماهای ترابری نظامی سپاه و هلی کوپتر ها ارتش و دوربین های نظامی نیروی دریایی و سایر امکانات نظامی و دولتی برای استهلال استفاده می کند، سوال اینجاست اگر ما شیوه استهلال سنتی را قبول نداریم و استهلال چند ده میلیون تومانی با استفاده از هواپیما هلی کوپتر و دوربین های پرقدرت نظامی را قبول داریم در کشورهایی نظیر چین و آفریقای سیاه و … و دیگرکشورهایی که مسلمان به جرم مسلمان بودن کشته می شود یا مسلمانان بسیار بسیار فقیر هستند چگونه باید استهلال به این پرخرجی و پیچیدگی باید صورت گیرد؟ اگر خدای نخواسته روزی بودجه چند ده میلیونی این ستاد چند روز قبل از عید فطر ناگهان قطع شود آن وقت مردم چه باید بکنند؟

  6. ناشناس

    از برادر اکبری بابت کامنت های بی ارزش مان که لیاقت پاسخگویی نداشت عذرخواهیم

پاسخ دهید