• علم و اجتهاد
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • یک دیدگاه

کتاب دوجلدی با عنوان اصلی «منبع شناخت»، همراه با توضیح «نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی» روی جلد، از سلسله منشورات کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی است که ابتدا در اواخر سال ۱۳۹۵ در ۱۱۸۲ صفحه به چاپ رسیده، سپس در  بهار ۱۳۹۶، با اضافاتی در ۱۵۰۹ صفحه، دوباره چاپ شده است.

بنابر آن‌چه در صفحه شناسنامه اثر مذکور آمده، نویسنده کتاب، حجت‌الاسلام اکبر محمودی، دانش‌آموخته دکتری دانشگاه معارف اسلامی قم و ناظر علمی اثر، حجت‌الاسلام والمسلمین محمدعلی رضایی اصفهانی، دبیر علمی و عضو شورای سیاستگذاری و همچنین عضو شورای علمی کنگره مذکور است.

در پیش‌گفتار کتاب که به قلم «محمدعلی رضایی اصفهانی» نگاشته شده، بر سرعت آماده‌سازی کتاب منبع شناخت تأکید شده تا در اختیار پژوهشگران کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی قرار گیرد و همچنین اشاره شده که نیاز به تکمیل دارد. گرچه در چاپ دوم، موارد بسیاری به کتاب افزوده شده؛ اما کاستی‌های عمدتاً کیفی که در چاپ اول به چشم می‌خورد، همچنان دست‌نخورده باقی مانده است که در ادامه یادداشت، به برخی موارد اشاره خواهد شد.

کتاب منبع شناخت، پس از بخش اول که به بیان پیش‌نیازهای پژوهش پرداخته، در بخش دوم، با عنوان «نگاشته‌های علمی»، فهرستی از کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها و مقاله‌هایی را به همراه توضیح مختصر آورده که به باور نویسنده، یا به صورت مستقیم به مطالعه و بررسی درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی پرداخته‌اند، یا درباره شخصیت‌ها و آثاری سخن گفته شده که نقشی در پیدایش و گسترش علوم اسلامی داشته‌اند و یا شخصیت‌ها و آثاری که می‌توانند سوژه‌ای برای بحث درباره نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی باشند.

نگاهی حتی تصادفی به اثر مذکور، نشان می‌دهد که «منبع شناخت» به جای آن‌که مرجعی برای آشنایی با عوامل تأثیرگذار شیعی در پیدایش و گسترش علوم اسلامی باشد، تنها فهرستی خام از عوامل مذکور و خالی از هر نوع تحلیل و بررسی مرتبط با موضوع کتاب است.

چنان‌که نویسنده در مقدمه کتاب تصریح کرده، منابعی در این کتاب ذکر می‌شود که واجد یکی از این سه ویژگی باشند. با این حال، نه در بخش دوم کتاب و نه در فصول بعدی، به طبقه‌بندی منابع موردنظر نویسنده، از منظر ویژگی‌های سه‌گانه ذکر شده، پرداخته نشده و به ذکر عناوین به همراه توضیح مختصر اکتفا شده است. بر همین اساس، کتاب مذکور که می‌توانست به مثابه مرجعی برای آشنایی با منابع شیعی در ارتباط با موضوع نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی باشد، به فهرستی بلندبالا و خام تبدیل شده و مشخص نیست چه حجمی از کتاب مستقیماً مرتبط با معرفی منابعی است که از نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی سخن گفته‌اند؛ چرا که به‌نظر می‌رسد بیش‌تر حجم کتاب به معرفی منابعی از گونه دوم و سوم اختصاص یافته که به‌طور مستقیم به‌عنوان کنگره مرتبط نیست و بحثی درباره نقش شیعه در تولید و گسترش علوم اسلامی در آن‌ها نمی‌توان یافت.

بخش سوم کتاب، معرفی مراکز علمی، اعم از حوزه‌های علمیه، مراکز غیرحوزوی و کتابخانه‌هاست و بخش چهارم، مفصل‌ترین بخش کتاب، معرفی فعالیت‌های علمی در شش فصل است: رشته‌ها و گرایش‌های اسلامی، مجله‌های اسلامی، نرم‌افزارهای اسلامی، سایت‌های اسلامی، شبکه‌های اسلامی، و سرانجام، همایش‌ها و جشنواره‌های اسلامی شیعه.

منبع شناخت، گرچه می‌تواند فهرستی برای آشنایی اولیه با منابع، مراکز، شخصیت‌ها و آثار اسلامی و شیعی باشد، اما چندان در جهت اهداف اعلام‌شده در بخش اول کتاب با عنوان «پیش‌نیازهای پژوهش» گام برنداشته است؛ چرا که به عنوان نمونه، درباره روش تحقیق، تصریح شده است که در این کتاب «روش نقش‌آفرینی و سهم‌داری شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی، مورد تحلیل، بررسی و مطالعه قرار می‌گیرد». بر این اساس تصریح شده است که «نوع و ماهیت تک‌تک خدمات، فعالیت‌ها و آثار شیعه در مسیر پایه‌گذاری و گسترش‌دهی علوم اسلامی، زیر ذره‌بین دقیق علمی، مورد تحلیل فنی و روشی قرار می‌گیرد»؛ در حالی که روش وعده‌داده‌شده به هیچ رو در اثر اجرا نشده و با اطمینان می‌توان گفت که متن اثر، اصولاً به دنبال کشف تأثیر منابع ذکرشده در راستای پایه‌گذاری و گسترش‌دهی علوم اسلامی، نیست. آن‌چه اهداف اثر خوانده شده نیز به هیچ رو از متن کتاب قابل برداشت نیست؛ از اثبات مرجعیت علمی اهل بیت در جهان اسلام، تا تبیین نقش علمای شیعه در شکوفایی تمدن اسلامی. با این حال این یادداشت تلاش می‌کند برای اثربخشی بیش‌تر و نگاهی دقیق‌تر به متن کتاب، نمونه‌هایی از اشکالات و کاستی‌های اثر مذکور را یادآوری کند تا یاری‌ای هرچند اندک به افزایش کیفیت آثار کنگره بین‌المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی برساند.

فهرست خام به جای منبع‌شناسی

همان‌طور که پیش‌تر گفته شد، نگاهی حتی تصادفی به اثر مذکور، نشان می‌دهد که «منبع شناخت» به جای آن‌که مرجعی برای آشنایی با عوامل تأثیرگذار شیعی در پیدایش و گسترش علوم اسلامی باشد، تنها فهرستی خام از عوامل مذکور و خالی از هر نوع تحلیل و بررسی مرتبط با موضوع کتاب است.

برای نمونه در چاپ اول کتاب، از صفحه ۲۶۹ تا صفحه‌ ۳۷۸، حدود ۶۰ پایان‌نامه معرفی شده است که همه موارد بر اساس یک الگوی واحد نوشته شده که ابتدا عنوان، نویسنده، راهنما، مشاور، زبان پایان‌نامه و دانشگاه و سرانجام سال دفاع ذکر شده و سپس تمام یا بخشی از چکیده پایان‌نامه، بی‌کم‌وکاست نقل شده و علاوه بر این‌که تحلیل یا تبیینی درباره نقش شیعه در تولید یا گسترش علوم اسلامی در آن به چشم نمی‌خورد، اشاره‌ای هم به این موضوعات نشده است. با این حال، نویسنده، تلاش کرده است پایان‌نامه‌های مذکور را در موضوعاتی از قبیل پایان‌نامه‌های قرآنی، حدیثی، فقهی و… دسته‌بندی کند.

همین رویکرد را می‌توان در معرفی مقالات هم مشاهده کرد که از صفحه ۳۷۹ تا صفحه ۵۲۴ کتاب را به خود اختصاص داده و بیش از ۳۰۰ مقاله، بر اساس یک الگوی واحد معرفی شده است. بر این اساس، در بسیاری از موارد، تنها به ذکر عنوان مقاله، نویسنده،‌ زبان، منبع و تعداد صفحات اکتفا شده و در مواردی، چکیده مقاله بی‌کم‌وکاست نقل شده است.

در بخش معرفی کتاب‌های مرتبط با نقش شیعه در پایه‌گذاری و گسترش علوم اسلامی که از صفحه ۱۷ تا صفحه ۲۶۸ کتاب منبع شناخت را دربرگرفته، گرچه در موارد اندکی تلاش شده رویکردی در جهت اهداف کتاب اتخاذ شود، اما در مجموع، تنها به بیان کلیاتی درباره کتاب‌ها اکتفا شده است. برای نمونه در معرفی کتاب نقش شیعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، نوشته دکتر علی‌اکبر ولایتی که یکی از مرتبط‌ترین آثاری است که کتاب منبع شناخت می‌توانست به تحلیل و بررسی آن بپردازد، گرچه در مقایسه با دیگر کتاب‌های معرفی شده، صفحات بیش‌تری را به خود اختصاص داده، اما همچنان فاقد نگاه تحلیلی و تبیینی است و نویسنده، تنها به معرفی مفصل‌تر فصول متعدد کتاب اکتفا می‌کند و به گزارش کوتاه و نقل‌قول‌های بلند از کتاب ولایتی می‌پردازد. نمونه دیگر، معرفی کتاب الشیعة الإمامیة و نشأة العلوم الإسلامیة است که نویسنده بی آن‌که به بررسی و تحلیل کتاب بپردازد، تنها تعداد صفحات بیش‌تری به این کتاب اختصاص داده است.

نقل بدون علامت نقل قول و بدون منبع‌دهی

بسیاری از حجم ۱۱۸۲ صفحه‌ای چاپ اول کتاب را می‌توان واجد نقل‌قول از منابع مختلف دانست که حجم فراوانی از این مطالب، یعنی بیش‌تر آن‌چه در جلد دوم کتاب آمده، بدون تصریح به منبع است. برای نمونه می‌توان به تمامی صفحات معرفی «نرم‌افزارهای اسلامی شیعه» اشاره کرد که از صفحه ۸۹۴ تا صفحه ۱۰۹۸، از متن معرفی نرم‌افزارهای علوم اسلامی نور، در سایت مرکز علوم اسلامی نور برداشته شده و هیچ اشاره‌ای در متن کتاب دیده نمی‌شود که روشن کند نویسنده کتاب، این متون را از سایت مذکور نقل کرده یا دست‌کم با استفاده از اطلاعات موجود در سایت، نرم‌افزارها را معرفی کرده است. برای مثال، همه آن‌چه در صفحات ۱۰۳۹ تا ۱۰۴۱ کتاب منبع شناخت، برای معرفی نرم‌افزار مجموعه آثار امام خمینی آمده، یا بی‌کم‌وکاست از سایت مرکز کامپیوتری علوم اسلامی نور برداشته شده و یا بر اساس اطلاعات موجود در آن نوشته شده است.

بسیاری از حجم ۱۱۸۲ صفحه‌ای چاپ اول کتاب را می‌توان واجد نقل‌قول از منابع مختلف دانست که حجم فراوانی از این مطالب، یعنی بیش‌تر آن‌چه در جلد دوم کتاب آمده، بدون تصریح به منبع است.

نمونه‌ای دیگر، اولین جمله‌ای است که در معرفی حوزه علمیه مدینه، در صفحه ۵۲۷ آمده است: «حوزه علمیه شیعه در شهر مدینه، به دوره‌ها و اعصار گوناگون تقسیم می‌شود و یکی از مهم‌ترین و پرتحرک‌ترین حوزه‌های علمیه شیعه در عصر معصومین به شمار می‌رود». همین جملات با تغییری چندکلمه‌ای، در سایت «اندیشه قم» آمده و تصریح شده که از کتاب حوزه‌های علمیه در گستره جهان، نوشته سید علیرضا سیدکباری، با اندکی تلخیص گرفته شده است. جمله نقل‌شده در سایت اندیشه قم چنین است: «حوزه علمیه مدینه منوره به دوره‌های مختلف و اعصار گوناگون تقسیم می‌شود و یکی از مهم‌ترین و پرتحرک‌ترین حوزه‌های علمیه شیعه در عصر معصومین است».

بخش اعظمی از معرفی حوزه علمیه خراسان در صفحات ۵۴۶-۵۴۷، بی‌کم‌وکاست از دانشنامه جهان اسلام اخذ شده است. همین‌طور معرفی جامعة المصطفی العالمیة از صفحه ۵۴۹ تا صفحه ۵۵۱، بی‌کم‌وکاست، از سایت ویکی شیعه اخذ شده است. با این حال، گاه تغییراتی در جمله‌ها ایجاد شده است. برای نمونه،‌ در ویکی شیعه آمده است: «سازمان مرکزی جامعة المصطفی در ایران و در شهر قم قرار دارد و بیش از ۱۷۰ واحد آموزشی وابسته آن در داخل و خارج کشور مستقر است». این جملات در کتاب منبع شناخت، چنین آمده است: «سازمان مرکزی جامعة المصطفی العالمیة در کشور ایران و شهر قم، وجود دارد و بیش از ۱۷۰ واحد آموزشی وابسته آن در داخل و خارج کشور، مستقر است». بخش اعظم معرفی کتاب «معجم رجال الحدیث»، در صفحات ۱۷۵-۱۷۸ کتاب نیز از ویکی شیعه برداشته شده است؛ همچنین است معرفی حوزه علمیه اصفهان به جز پاراگراف انتهایی و همچنین تمامی جمله‌های معرفی حوزه علمیه سامرا.

همه آن‌چه گفته شد، نمونه‌های اتفاقی و روشنی از نقل قول بدون علامت نقل قول و حتی بدون ذکر در منابع انتهای کتاب است و احتمالاً صرف زمان بیش‌تر می‌تواند به وضوح نشان دهد که هرکدام از معرفی منابع، دقیقاً از چه منبعی اتخاذ شده است. به امید آن‌که در تهیه منشورات کنگره بین المللی نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی، و همچنین آثار علمی دیگر نهادهای علمی حوزوی، دقت و اتقان علمی بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد.

یک دیدگاه دربارهٔ ««منبع شناخت»؛ تحلیل و بررسی یا فهرست خام؟»

  1. استاد دکترمن من

    بسیار عالی!

پاسخ دهید