مسأله مستحدثه فضای مجازی

تبلیغ از جمله مباحث راهبردی و تخصصی در میان رشته‌­های حوزوی است که درواقع غایت و هدف همه رشته­‌های دیگر محسوب می­‌شود و آنچه در میان برنامه­‌های تبلیغی، در رأس قرار گرفته و جایگاهی ویژه و انفکاک‌ناپذیر از دیگر برنامه­‌ها دارد، «منبر» و «جماعت» است. این در حالی است که مباحث تبلیغی امروزه با مسأله مستحدثه­‌ای روبرو شده که عبارت است از «رسانه» که این امر مبانی تبلیغ سنتی را به چالش کشیده، تحت عنوان فضایی مدرن، اَشکال جدیدی را مطالبه می­‌کند. آنچه در اینجا حائز اهمیت است، این است که «گستردگی فضای ارتباطی مدرن در جامعه امروزی» از یک‌سو و «اثرگذاری کلان آن از حیث شکلی» و نیز «ارتباط تنگاتنگ آن با مسأله تبادل فرهنگ» از سویی دیگر، نه تنها انتفاء آن از مجموعه برنامه‌­های تبلیغی را غیرممکن کرده، بلکه ضرورت و اهمیتی غیرقابل اغماض بدان بخشیده که می­‌بایست در رأس اَشکال تبلیغی قرار گیرد و در غیر این صورت، اسلوب‌های تبلیغی توانایی غلبه و اثرگذاری بر مخاطبین را از دست داده، منفعل و ناکارآمد خواهد شد! لذا، اهمیت مسأله رسانه در نشر و بازتاب شعائر ارزشی و نوع انعکاس آن در تبلیغ فراگیر مبانی دینی با عنایت به عمق اثرگذاری روانی گسترده­‌ای که خط­‌دهی متحدانه جوامع را رقم می‌­زند، از واجب‌ترین زوایای شکلی امر تبلیغ است. لکن، اگرچه این امر در برخی رسانه‌­های یک‎‌سویه همچون صدا و سیما جای خود را پیدا کرده، اما در رسانه‌­های دوسویه همچون فضای مجازی، گرفتار بحران و التهاب است!

نکته قابل تأمل این است که دو امر «منبر» و «جماعت» که در رأس برنامه‌های تبلیغی و از اساسی­‌ترین و اصولی­‌ترین قالب‌های تبلیغ سنتی است، جایگاهی متزلزل و یا ناممکن در فضای مجازی دارد. چرا که فضای مدرن رسانه فضایی غیرحضوری و الکترونیکی است و احکام جماعت را برنمی‌­تابد و حتی اگر هم صرف جوانب آرمانی و تشویقی آن در این فضا مورد تأکید قرار گیرد، مسأله تفاوت افق‌ها خود نوعی معضل در همراهی و هماهنگی جمع‌های مرتبط در فضای مجازی است؛ اگرچه این مسأله در رسانه‌­های یک‌سویه نقش خود را تعریف کرده و این معادله را به طور نسبی حل نموده است.

مسأله دیگر «منبر و خطابه» است. حال آنکه خطابه نیز در رسانه­‌های یک‌سویه جایگاه خود را تثبیت نموده، اما دوسویه بودن فضای مجازی، در صدد اشکال بر این شیوه تبلیغی و به انفعال کشاندن آن است. لذا، آنچه پیرامون این چالش طرح بحث می­‌کند، رجحان بین دو امر «تحمیل و تحکیم منبر در فضای مجازی» و یا «انزوای آن و جایگزینی این امر با روش‌های مدرن» است. آیا می‌­توان از جایگاه نفوذ کلام و اثرگذاری معجزه‌­آسای وعظ که به عنوان شیوه اساسی، همیشه در رأس برنامه‌­های تبلیغی بوده، در این فضای مدرن صرف‌نظر کرد؟! در این نوشتار با عنایت به قابلیت‌های مدرن این رسانه دوسویه، فضای حاکم بر آن را مورد بررسی قرار داده و مواردی را در این باره به بحث می­‌گذاریم تا شاید بتوان راهکارهای کارآمدی برای خطابه‌­های مجازی بیابیم.

قالب‌های ارائه منبر

قالب‌های ارائه منبر در فضای مجازی بر دو نوع است. گاهی خطابه در فضای حقیقی صورت می­‌گیرد و به صورت زنده از طریق ویدئو کنفرانس در فضای مجازی منعکس می­‌شود و گاهی خود محفل سخنرانی در فضای مجازی تشکیل شده، شخص خطیب در فضای مجازی به منبر می­‌رود. این در حالی است که نفس گوینده و انتفاء نگاه چشم در چشم خطیب به مخاطبین، در مسأله روح دادن به فضای مجلس و ایجاد فضای معنوی لازم، خود از لحاظ فنی محل بحث است.

هویت خطیب فضای مجازی

از جمله موضوعات بسیار مهم خطابه در فضای مجازی، ابهام یا شفافیت شخصیت منبری در میدان مجازی است و اینکه منبری با شخصیت مجازی به این فضا ورود کند یا با شخصیت حقیقی، خود مسأله­‌ای است که باید به تناسب شرایط و موقعیت، کارشناسی گردد. «اعتبار محتوای وعظ»، «ذبح شخصیت منبری در قالب جنگ روانی»، و «نوع و میزان اثرگذاری وعظ به تناسب ظرفیت جمعیت»، از جمله مواردی هستند که در این باره حائز اهمیت‌اند؛ ضمن اینکه منبری باید با استعانت از روش‌های شکلی طرح مباحث تخصصی، مراقب باشد سنت‌­گذاری خطابه مجازی به گونه­‌ای صورت نگیرد که این امر دکانی برای غیرمتخصصین گردد! بخصوص در شرایطی که پیاده‌نظام دشمن با شخصیت‌های جعلی خود را روحانی معرفی کرده، اینچنین برای ضربه زدن جلب اعتماد می­‌کنند و مبانی دینی را در لباس منبری تحریف می‌­نمایند!

اثرگذاری بر روی مخاطبین و یا داشتن مخاطب خاص و یا عام، خود از اموری است که می­‌بایست در انتخاب شخصیت گمنام از حیث شخصیت حقوقی و یا شخصیت شناخته شده، بررسی گردد. البته در برخی موارد، در صورت خروج از مجازیت و معرفی شخصیت حقیقی یا حقوقی، ملاحظات امنیتی نیز باید در نظر گرفته شود.

جبران محرومیت از محافل وعظ در خارج از کشور

فضای مجازی یک فضای جهانی است و یک خطابه می‌­تواند در اقصی نقاط دنیا منعکس گردد. این در حالی است که روح معنوی حاکم بر کشور ما و نیز دسترسی به محافل وعظ، در بسیاری از کشورها چندان ممکن نیست. از سویی ایرانیان مقیم کشورهای خارجی و از سویی دیگر مسلمانان و انسان‌های آزاده‌ای در بیرون مرزها وجود دارند که تشنه و مشتاق حضور در محافل وعظ و سخنرانی هستند و مع الأسف به آن دسترسی ندارند. فضای مجازی این فرصت را فراهم کرده تا منبرها و مجالس وعظ چه زنده و چه غیرمستقیم، با سهولت در دسترس این افراد قرار گیرد و لهذا برگزاری منبر و مجالس وعظ در فضای مجازی، اهمیت وافر دارد که می‌­بایست بدان توجه کرد. ضمن اینکه چنین ابزاری در فضای داخلی کشور نیز حائز اهمیت بوده، کار مبلغان و منبریان را در جمع منبر و دیگر برنامه‌هایشان در یک زمان تسهیل می‌­نماید.

فضای حاکم بر محیط مجازی

فضای مجازی فضایی تأسیس شده توسط جوامع غربی است. جوامعی که هیچگونه آشنایی و یا سنخیتی با مبانی سنتی ما نداشته و تحت تفکر لیبرالی تدبیر شده است. لذا شاید دوسویه بودن آن هم بی‌­ارتباط با این موضوع نباشد. به این معنا که از نظر تفکر غربی، دوسویه بودن مکالمات، روح مباحثات کمال‌­گرا جهت رسیدن به نظریه صحیح­‌تر و دقیق‌­تر نداشته و با محترم شماردن همه تفکرات بدون هیچ خط قرمزی، صرفاً مجالی برای هفت‌رنگ کردن آسمان مجازی با هویت­‌بخشی کاذب به تمامی تفکرات است؛ غافل از اینکه آسمان خدا یک رنگ بیشتر نیست؛ اگرچه این امر فریبکارانه و به نفع اندیشه پشت پرده جریان لیبرال است. از این‌رو، روح وعظ و خطابه را برنمی­‌تابد و صدارت و مافوق بودن برای یک تفکر خاص قائل نیست؛ ولو آن تفکر مبنا و معیاری کارشناسانه در بر داشته باشد! با این توصیف قالب «منبر» در روح حاکم بر فضای مجازی مرسوم نیست. البته اینکه روح حاکم بر فضای مجازی منبر را برنمی­‌تابد، تنها به خاطر عدم مرسوم بودن این قالب سنتی نیست؛ بلکه عامل سیاسی نیز دارد. چرا که عوامل دشمن در این فضای باز جهانی، مأمور به مبارزه با این امر از طرق جنگ روانی هستند که به این موضوع در بندهای بعد پرداخته خواهد شد.

لازم به ذکر است اگرچه جو حاکم بر این فضا در صدد متناقض جلوه دادن «منبر» با این محیط مدرن است؛ اما فعالیت‌های مبلغین و افسران جنگ نرم در سال‌های اخیر توانسته این طلسم را بشکند و با برگزاری برنامه‌­های اینچنینی، این فرهنگ سنتی را از محیط جامعه به فضای مجازی منتقل کند. لکن این کفایت نمی­‌کند و آنچه می­‌بایست در دستور کار قرار گیرد، بازخوانی مبانی سنتی مربوطه در رویارویی با فضای مجازی و اتخاذ تدابیر لازم جهت انتقال کارشناسانه این فرهنگ به فضای مجازی است تا ابعاد مختلف فنی در اثرگذاری به تناسب محیط و ممانعت از دست­‌اندازهای پیش‌رو در آن لحاظ گردد.

قالب پنتاگونی

از جمله موارد قابل تأمل در فضای مجازی، قالب پنتاگونی آن است. چرا که فضای مجازی موجود با قالب‌های فعلی که دارد، بر خلاف تصور خیلی‌ها که گمان می­‌کنند صرفاً یک فضای ارتباطی است، در واقع توسط «پنتاگون» و تحت سیطره وزارت جنگ آمریکا تعبیه شده و غرض از آن اجرای تکنیک‌های جنگ نرم بوده، قالبی تخریبی دارد. حال آنکه این جنبه تخریبی، نقطه معکوس اهداف «منبر» است. این موضوع می­‌طلبد بصیرت لازم در اتخاذ شگردهای اثرگذاری در برابر شرایط حاکم مدنظر قرار گیرد تا منبری بتواند قالب‌های موجود را جهت تولی و تبرای محتوای خود مصادره کند و نیز مراقب باشد اثرگذاری خطابه او، توسط قالب‌های تخریبی این فضا خنثی نشده و استحاله نگردد که این خود بحثی مفصل و دارای ابعاد متعدد کارشناسی بوده، مجالی مجزا از این نوشتار می­‌طلبد.

بازتاب روانی غیرمستقیم

ابعاد اثرگذاری منبر در فضای سنتی محدود نیست؛ به گونه‌­ای که آثاری معجزه­‌آسا در تحول مخاطبین را می‌­توان از آن انتظار داشت. حال آنکه در فضای پیشرفته مجازی، قابلیت‌هایی نرم‌­افزاری تعبیه شده که می­‌تواند اینگونه اثرگذاری معجزه‌­وار را چندین برابر ­کند. «در دسترس مستقیم قرار گرفتن اصنافی که سر و کاری با مسجد و منبر ندارند»، «فراگیری انعکاس محتوا و جهانی بودن آستانه آن»، «سهولت ذخیره و انتشار محتوا» و مهمتر از همه «شگردهای نفوذ روانی در ماهیت رسانه­‌های نوین»، از جمله اینگونه قابلیت‌ها است که می‌­بایست با زاویه نگاه تبلیغ و خطابه بازخوانی شده، به صورت کاربردی مورد استفاده قرار گیرد. نکته قابل توجه این است که این گونه قابلیت‌ها هم ­اکنون توسط دشمن در فضای مجازی بر علیه ما قرار گرفته که از جمله آن همین شگردهای نفوذ روانی است که نمونه­‌ای از آن، مشغول کردن مخاطب به مرکزیت محتوا و تأثیرگذاری در حاشیه امر و تأثیر بر روی ناخودآگاه مخاطبین از این طریق است. کما اینکه نیروهای دشمن با نفوذ در سامانه­‌های پاسخگویی به عنوان پرسشگر، با طرح سؤالاتی تاکتیکی پاسخگویان را به حکم مشغول و به این صورت با طرح موضوعات خاص آمارسازی کاذب می­‌کنند تا فرهنگ‌سازان دینی را گرفتار اشتباهات محاسباتی و تدابیر آنها را ناکارآمد نمایند! بنابراین، مبلغین و منبریان می­‌بایست ضمن اینکه با هوشیاری و اعمال بصیرت نسبت به این موضوع این گونه فعالیت‌های دشمن را خنثی می­‌کنند، خود با به کارگیری صحیح چنین قابلیت‌هایی جهت اثرگذاری فراتر، از فرصت استفاده نمایند.

نکته قابل تأمل دیگر درباره قابلیت‌های روانی این فضا این است که بسیاری از مردم و حتی اقشار تحصیل کرده با تصوری که از فضای مجازی دارند، آن را از حیث محتوایی گیرنده می­‌پندارند؛ حال آنکه چنین نیست و فضای مجازی از این نظر در واقع فرستنده است! به تعبیر دیگر بر خلاف کسانی که فضای مجازی را رسانه­‌ای می‌­دانند که شرح حال جامعه را در خود منعکس می­‌کند، واقعیت معکوس این تصور است و فضای مجازی آنچه در بر دارد و توسط جریانات خاص در آن طرح می‌­شود را به جامعه تزریق می­‌کند! لذا عنایت به این نکته نیز ضرورت دارد تا مبادا با اشتباه گرفتن جای علت و معلول در این امر، از این حیث ضربه­‌پذیر گردیم! بلکه می‌­بایست شناخت صحیح مبنی بر فرستنده بودن فضای مجازی را داشته باشیم تا اولاً هنگام ارائه آمار، پازل دشمن را کامل نکنیم و ثانیاً با استفاده از فضای مجازی به عنوان فرستنده، خود بر آن مسلط شده، محتوایی سازنده از آن به جامعه تزریق نماییم؛ بلکه از انفعال در فضای مجازی خارج گردیم که توجه به این دو نکته برای منبری، جهت موفقیت در هدف از خطابه بسیار ضروری است.

مجازیت مخاطب

از جمله لوازم منبر، مخاطب شناسی است. تسلط بر مخاطبین و شناخت مقاطع آنها، اثرگذاری چشم در چشم، کنترل روح معنوی مجلس در قالب یک فضای زنده، احاطه بر غرض شنونده و پیش‌­بینی عکس‌العمل‌ها و رساندن پیام با ایماء و اشاره متکی بر حرکت دست‌ها، از جمله اموری است که یک منبری می­‌بایست جهت موفقیت عمل خود بدان التزام داشته باشد. این در حالی است که مخاطبین فضای مجازی شخصیت‌های مجازی و به عبارتی شخصیت‌های مبهم و ناشناخته هستند و این ابهام که ناشی از غیرحضوری بودن ارتباط در فضای مجازی است، بر همه مواردی که ذکر شد سایه افکنده، فنون یک منبر فنی و سنتی را تحت‌الشعاع قرار داده است.

مسأله مخاطب‌شناسی در همه ابعاد بخصوص از حیث میزان درک مطلب مخاطب و مقطع سنی و هویت اجتماعی او، از لوازم ضروری منبر است که می­‌بایست برای تحقق آن در فضای مجازی تدبیر شود. این امر منبری را بر آن می­‌دارد که حداقلِ مهارت شناخت اجمالی مخاطبین را به واسطه روانشناسی نوع مجازیت آنها فرا گیرد و از سویی شگردهای لازم برای یک منبر عام‌المنفعه در مجلس مختلط را دانسته و از همه اینها مهم­تر با شناخت فنی فضای موجود، عکس‌العمل‌های محتمل را پیش­‌بینی و خود را برای رویارویی با آن آماده کند. چرا که نیت شنونده از جمله جوانب مهمی است که یک منبری در هرجا باید به آن توجه داشته باشد. نکته دیگر در این باره اغراض و جبهه‌­گیری‌های محتمل برخی افراد شرکت‌کننده در این جلسات به اقتضای فضای حاکم است که در بندهای بعدی بدان پرداخته خواهد شد.

قابلیت‌های آماری فضای مجازی

از جمله نکاتی که خطیب فضای مجازی باید حواسش بدان باشد، آمار مخاطبین است. چرا که هر کاربر فضای مجازی می‌­تواند با چندین شناسه در یک محیط وارد شود و نقش شخصیت‌های متعددی را اجرا نماید. می‌­تواند ربات‌های گفتگو ایجاد کرده، آنها را به عنوان شخصیت‌هایی وارد جمع نماید و این خود می­‌تواند تکنیکی باشد برای اجرای بسیاری از تاکتیک‌های جنگ روانی که مهمترین آن به اقتضای فضای منبر و خطابه، «تأیید و تکذیب روانی مطالب و یا شخصیت‌ها به صورت آماری» است. کافی است شخصی معاند بخواهد اعتبار یک واعظ را خدشه­‌دار نماید و به این منظور با چندین شناسه یا ربات وارد شده، همان یک نفر در پوشش چندین شخصیت متفاوت، مقبولیت وی را زیر سؤال ببرد و یا چنانچه آماری از سوی منبری پیرامون مقبولیت دین یا نظام ارائه شد، با همین شگرد تکذیب نماید!

 آنچه یک منبری در هر شرایطی باید بدان ملتزم باشد، این است که در محافلی که ادوات مدیریتی در اختیار جریان معاند است، منبر نرود؛ مگر در موارد استثنائی مرتبط با ضرورت عملیات‌های جنگ نرم که پیرامون آن نیز باید تدابیر کارشناسانه اندیشیده شود.

خطیب فضای مجازی باید آمادگی رویارویی با چنین صحنه‌­هایی را داشته باشد تا مبادا با چنین شگردهایی ضربه روحی به او وارد گردد و یا اعتماد به نفس و جرأت خطابه او را تحت‌الشعاع قرار دهد. همچنین یک خطیب باید ضمن ملاحظه فضا در تدبیر شکلی محتوای خود، تسلط لازم برای استدلال جهت نقض چنین تکنیک‌هایی را نیز داشته باشد. البته در این میان مسئولیت فقط متوجه منبری نیست و افسران جنگ نرم شرکت‌کننده در این گونه محافل نیز وظائف خود را در پاتک به چنین اقداماتی دارند.

کنترل و مدیریت جلسه

مسأله حضور مغرضانه دشمن در محافل وعظ فضای مجازی و نیز هیجانات خود کاربران ایرانی که فضای مجازی را فضایی امن از حیث شناسایی یافته­‌اند، هردو می‌­تواند این گونه محافل مجازی را با بحران روبرو کند. لذا مدیریت بحران و کنترل جلسه در چنین شرایطی از جمله اموری است که باید در کنار مسأله مدیریت فضای معنوی منبر مورد عنایت منبری باشد. در واقع «مدیریت نظم جلسه» و «مدیریت فضای اثرگذاری و حال معنوی جلسه» باید توأمان صورت گیرد که این مهارتی دوچندان از سوی شخص منبری می‌­طلبد و باید به گونه­‌ای عمل شود که هم حرمت و ابهت مجلس حفظ گردد و هم تسلط منبری بر محتوا را حفظ نماید. نکته قابل توجه این است که منبرهای مجازی که به صورت مستقیم اجرا می‌­گردد، عموماً همراه با روبرویی با فضایی مکتوب نیز هست که این نکته تمرکزی دوچندان نیاز دارد تا هم رشته کلام قطع نشود و هم موضوعیت و مراتب بحث‌ها در این فضای دو سویه حفظ گردد.

اگرچه برخی در این شرایط برای نظم جلسه از نیروی کمکی استفاده می‌­کنند و دو نقش «مدیریت» و «سخنرانی» از هم تفکیک می‌­گردد که این روش هم مطلوب است؛ اما این راهکار نباید صورت مسأله را پاک کند؛ چرا که مهارت دوجانبه منبری در منبرهای فضای مجازی، خود شیوه­‌ای تخصصی است که باید برای مواقع مورد نیاز در معرض آموزش قرار گیرد. در این میان آنچه یک منبری در هر شرایطی باید بدان ملتزم باشد، این است که در محافلی که ادوات مدیریتی در اختیار جریان معاند است، منبر نرود؛ مگر در موارد استثنائی مرتبط با ضرورت عملیات‌های جنگ نرم که پیرامون آن نیز باید تدابیر کارشناسانه اندیشیده شود. به هر حال عمل به توصیه مؤکد رهبر معظم انقلاب که خطاب به جریان حزب‌الله دستور عدم اختلاط با تریبون‌های جریان مخالف دادند، از جمله اصولی است که باید در منبرهای فضای مجازی نیز رعایت گردد.

رکورد صدا

تسهیلات نرم افزاری فضای الکترونیکی همچون ضبط صدا، همانطور که می‌تواند فرصتی باشد تا منبری سوابق فعالیت‌های خود را جمع‌­آوری کند و یا موجب نشر و تبلیغ حداکثری آن گردد، همچنین می‌­تواند تهدید هم باشد. چرا که امکان رکورد صدای او به صورت مستقیم یا غیرمستقیم فراهم است و چه بسا کسی که اقدام به رکورد صدا می­‌کند، از عوامل نفوذی و یا معاند باشد و از این قابلیت، سوء استفاده نماید. سخنران فضای مجازی می­‌بایست علاوه بر اینکه شرایط موجود را هنگام خطابه مدیریت می­‌کند، در خطابه خود بصیرت و سیاست لازم را لحاظ کرده، فنون لازم در امر خطابه، به تناسب، موقعیت فضای مجازی را رعایت نماید. در این خصوص لازم است حدیث مولای متقیان(ع) که فرمود: «کن فی الفتنـة کابن اللبون لا ظهر فیرکب و لاضرع فیحلب»‏[۱]‎، به صورت کاربردی مورد عنایت ویژه قرار گیرد. پیوستگی عبارات، دقت همه جانبه در انتخاب قیود و تعابیر، چینش و ترتیب محتوا، زاویه ورود به مطلب و بسیاری از این قبیل موارد، از جمله فنونی است که هنگام ایراد خطابه در فضای مجازی، می‌­تواند تا حد زیادی امکان سوء استفاده از محتوای منبر را کاهش دهد و کار رکوردهای مغرضانه را در تحریف، تقطیع و تفسیر به رأی، دشوار نماید.

اینکه رهبر معظم انقلاب خطاب به جریان حزب‌الله دستور عدم اختلاط با تریبون‌های جریان مخالف دادند، از جمله اصولی است که باید در منبرهای فضای مجازی نیز رعایت گردد.

نکته دیگری که با توجه به مسأله رکورد صدا ضرورت دارد مورد توجه منبری قرار گیرد، محیط‌محور بودن فعالیت در فضای مجازی است که اقتضاء دارد منبری تأثیر آنی و پذیرش فردی از سوی مخاطب را در اولویت دوم قرار داده، پیش از آن، تأثیرگذاری بر محیط به واسطه نشر فراگیر عرایض خود را در نظر بگیرد تا کلامش به گوش آن که باید برسد، برسد؛ ولو شخصیت حقیقی مخاطب مستقیم‌اش که در نقاب مجازی خود را وجیه نشان می‌­دهد، طالب حق نباشد.

مدیریت محتوا در بحران

همانطور که ذکر شد، فضای مجازی یک فضای باز جهانی و نیز محیطی تخریبی و پنتاگونی است. این در حالی است که نیروهای دشمن در این محیط در میان ما سازماندهی شده­‌اند. پیاده‌­نظام صهیونیست و متحدان آنها از قبیل مجاهدین خلق، نهضت آزادی و غیره با پشتیبانی پشت صحنه دست‌اندرکاران شبکه‌­های «من و تو» و «بی­بی­سی» فارسی و در یک کلام پیاده‌نظام دشمن، در فضای مجازی به میان ما گسیل شده­‌اند. این در حالی است که افسران جنگ نرم صهیونیست آموزش زبان فارسی دیده و مأمورند با نام کاربری ایرانی با ما همراه شوند‏[۲]‎ و با این تکنیک، اغراض و اهدافی را دنبال کنند که از جمله آنها، می‌­توان «ایجاد فضای تنش‌­آمیز در محافل وعظ»، «تخریب شخصیت واعظ و یا پاسخگو»، «طرح شبهات تاکتیکی» و «مصادره اطلاعات و مبانی دینی به منظور مهندسی معکوس آن» را مثال زد. بنابراین، برگزاری منبر و جلسات دینی در فضای مجازی، نوعی فعالیت در فضای بحرانی است و یک منبری فعال در فضای مجازی می‌­بایست تاکتیک‌ها و تکنیک‌های دشمن در این فضا را بشناسد و بدون تدابیر تاکتیکی، اقدام به طرح بحث در این فضا نکند. لذا مهارت منبری در سبک اجرای منبر در فضای مجازی و نیز طبقه­‌بندی اطلاعات مدنظر در نوع ارائه آنها به منظور عدم ارائه محتوا به دشمن، از جمله امور مهمی است که می‌­بایست در منبرهای فضای مجازی رعایت گردد تا مبادا فتنه‌­ای که عبد­الوهاب‌ها با حضورشان در حوزه‌­های ما جریان­‌سازی کرده­‌اند، در فضای مجازی تکرار شود!

ظرافت‌های ابعاد شکلی و محتوایی

مسأله دیگر ظرافت‌های برخی ابعاد شکلی و محتوایی در خطابه است که هرچند از جهاتی زیرشاخه بند قبل است، اما از جهاتی هم برجسته بوده، در کنار بند قبل قابل ذکر است. از جمله فنونی که در منبرهای فضای مجازی ضرورت اجرا دارد، مقابله شکلی و محتوایی با تاکتیک‌های دشمن است. چرا که از جمله فنون خطابه، رعایت حال و مقتضیات مجلس و تأثیر آن در درک مطلب مخاطبین است؛ بخصوص در جو مسموم فضای مجازی و در تیررس مستقیم تاکتیک‌ها و تکنیک‌های دشمن که هر گونه سخنی با قرائن حالیه و قالیه موجود در این فضا فهمیده شده و یا از آن برداشت می­‌شود. بنابراین منبری باید در تنظیم خوف و رجاء و اقبال و ادبار مخاطبین رعایت جوانب لازم را بکند؛ چه از نظر محتوایی که می­‌بایست به اقتضای فضای موجود دست روی مباحث مبتلابه گذارد و به این گونه موارد بپردازد و چه از نظر شکلی که با سیاه­‌نمایی فراگیر دشمن در این فضا روبرو است و ارائه هر گونه آمار منفی ولو صحیح هم باشد، به نوعی کامل کردن پازل دشمن است. لذا منبری باید به این موضوع توجه نماید که وقتی در تنظیم خوف و رجاء طرف خوف را دشمن با جنگ روانی خود پوشش داده، خود همت بیشتر را بر غلبه طرف رجاء گذارد! و قس علی هذا دیگر ابعاد شکلی و محتوایی که بصیرت یک خطیب را هنگام ایراد خطابه در فضای مجازی می­‌طلبد.

آنچه در اینجا واجب است یادآوری گردد، پرهیز دادن منبری از تعصب و تحجر نسبت به مبانی است تا مبادا جریانات فکری مخالف و یا معاند، مجال سر نیزه کردن مباحث دینی را پیدا کنند و چه بسا گاهی شکل تأکید ما بر روی مقدسات، چنین فرصتی را برای دشمن در فضای مجازی فراهم کند. به عنوان مثال وقتی دشمن مسأله «توکل به خدا» را مصادره نموده تا با شگردهای روانی خود از آن شرک بودن تکیه زن به شوهر را به نفع فمینیسم اسلامی استنتاج کند، پرداختن منبری به مسأله توکل بدون تدابیر لازم، کمک به دشمن برای سر نیزه کردن این توصیه اخلاقی است!

مسئولیت‌شناسی در اتقان مباحث و مستندات

از آنجا که سخنران فضای مجازی در محیطی گسترده­‌تر و همگانی‌­تر ایراد سخن می­‌کند و نشر و انعکاس صدای او در بسیاری از موارد انعکاس جهانی داشته و چه بسا توسط کاربران زیادی به صورت مستند به «تاریخ و پایگاه نشر» مکتوب می­‌گردد، مسئولیتی سنگین­‌تر و فراتر از دیگر محافل وعظ را برای او رقم می‌­زند و اگرچه امکان اصلاح اشتباهات با اقلام ویرایشی متنوع صوتی و کتبی وجود دارد، اما اقدام به ویرایش بعد از تکثیر، در واقع اقدامی پس از مرگ سهراب است! از این‌رو خطیب فعال در فضای مجازی باید در اعتبار و قطعیت محتوای خود حساسیتی بیش از موقعیت‌های دیگر داشته، در انتخاب منابع و مستندات خود، دقتی افزون­‌تر برای فعالیت خود روا دارد. اگرچه در فضای مجازی که محیطی آزاد است، مؤاخذه‌­ای در ازای اشتباهات در میان نباشد.

محیط‌محور بودن فعالیت در فضای مجازی است که اقتضاء دارد منبری تأثیر آنی و پذیرش فردی از سوی مخاطب را در اولویت دوم قرار داده، پیش از آن، تأثیرگذاری بر محیط به واسطه نشر فراگیر عرایض خود را در نظر بگیرد تا کلامش به گوش آن که باید برسد.

آنچه اهمیت وافر قطعیت مباحث را در فضای مجازی تبیین می­‌کند، رقابت مبانی از سوی مقابل و مهندسی معکوس مبانی وحی توسط دشمن است. چرا که شگردهای روانشناسانه جبهه‌­های متحد معاند، شیوه­‌هایی حرفه‌­ای در مستندسازی و ارائه آمار کاذب در بر دارد که مهمترین تکنیک‌های جنگ روانی را پوشش داده است و این امر رقابتی همسان و متعادل جهت غلبه بر تدابیر دشمن می­‌طلبد‏[۳]‎ و اگرچه فضای خاکستری اختلاط مبانی صحیح و غلط برای دشمن مطلوب است، اما این امر برای مبلغی که انگیزه زدودن نفاق و تفکیک حق از باطل را دارد، پذیرفته نیست. چرا که می‌­تواند محاسبات نادرست در نتیجه‌­گیری از جمع گزاره­‌های درست و غلط را به دنبال داشته باشد!

منبرهای حقیقی متأثر از فضای مجازی

جا دارد در کنار بحث وعظ و منبر در فضای مجازی، اشاره‌­ای هم به منبرهای حقیقی شود. همانطور که گفته شد، فضای مجازی فضایی ملتهب از حیث محتوایی است و این در حالی است که امروزه همه اقشار از جمله خود روحانیون و منبریان با فضای مجازی سر و کار دارند. خطر خطای محاسبه پیرامون واقعیت‌های روز و جامعه و نیز پیرامون خود مبانی و محتوایی که در دستورکار تبلیغی یک منبری است، امری است که می‌­تواند در ظرافت‌های خود، مبلغین را نیز تحت تأثیر قرار دهد. لذا یک خطیب حتی اگر بخواهد در فضای حقیقی منبر برود، ضرورت دارد که در أخذ اطلاعات حکمی و موضوعی خود نهایت دقت را داشته و به گونه­‌ای بصیرت را ملاک کار خود قرار دهد که تحت تأثیر اطلاعات فضای مجازی قرار نگیرد و تلاش کند فرهنگ جامعه را از سرایت آمار مشتبه فضای مجازی بیمه گرداند!

ضرورت اقدام

آنچه ذکر شد فرصت‌ها و تهدیدهای فضای مجازی و قابلیت‌ها و موانعی است که در این فضا پیش رو است. حال از آنجا که قابلیت‌ها توسط دشمن مصادره شده و آن همه موانع ساختاری و انگیزشی نیز در این فضا برای تبلیغ و خطابه وجود دارد، آیا وقت گذاشتن در این فضا مطلوب است؟ ضرورت اجرای منبر و خطابه در فضای مجازی تا چه حد است؟ نگاهی به شرایط موجود و تحلیل صحیح این شرایط حکایت از آن دارد که برگزاری چنین برنامه‌­هایی در فضای مجازی، اهم و اشد ضرورت را دارد. چرا که فضای مجازی کانالی است به روی تمامی دنیا و این در حالی است که در میان تبلیغات سنگین، پیچیده و گسترده استکبار جهانی، وظیفه مجاهدت تبلیغی برای روحانیون هرگز قابل انکار و انتفاء نیست. فضای مجازی فرصت و موهبتی است تا نهضتی که روزی در قم جرقه زد و در مدت زمانی در فضای کشور ایفای نقش نمود، حال جهت زمینه­‌سازی برای جهانی شدن قدم بردارد تا بلکه به یاری خدا شرایط ظهور حجت حق فراهم گردد و این تکلیفی راهبردی و بسیار سنگین برای جامعه مبلغین و روحانیون است. این در حالی است که منبر و خطابه همیشه گل سرسبد برنامه­‌های تبلیغی بوده و با توجه به ماهیت اثرگذاری معجزه‌آسا و ابعاد متعددی که در ایجاد تحول قالب‌های فنی آن در مخاطبین دارد، باید در فضای مجازی کاربردی گردد تا با قرار گرفتن روحانیون در خط حمله و پرهیز ایشان از انفعال، این امر در فضای مجازی سنت‌گذاری شده، با تحجر وانمود کردن آن در این محیط مقابله گردد. چرا که آنچه در جامعه موجب فساد و تباهی بشریت می­‌گردد، فاصله گرفتن از وعظ و موعظه و شگردهای بیداری وجدان در انسانها است. باشد که این نوشتار نقطه شروعی باشد برای احیای این امر در فضای مجازی و از این طریق نشر جهانی مبانی اسلام سنت‌گذاری گردد؛ ان شاء‌الله.

پانوشت‌ها

  1. نهج البلاغه، حکمت ۱: «در فتنه‌ها مانند بچه شتری باش که نه پشتی دارد تا سوارش شوند و نه شیری دارد که بدوشند!» [↪]
  2. کانال fazaymajazi@ در پیام­رسان سروش، پست شماره ۲۶ [↪]
  3. بقره، ۱۹۴: «فمن اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم» [↪]

پاسخ دهید