معروف است که درس خارج اصول آیت‌الله خویی حدود ۶ سال به طول می‌انجامید. این را از تاریخ انتهای دوره‌ی دوم (الهدایه فی الاصول ۱۳۶۹ق) و دوره‌ی سوم (دراسات فی علم الاصول۱۳۷۵) نیز می‌توان آگاه شد. البته برخی دوره‌ها به بیش از ۶ سال نیز می‌رسید.

در نگاه ابتدایی، می‌توان این ایراد را به دروس خارج اصول در داخل ایران گرفت:

«وقتی محقق خویی که بی تردید از بزرگترین اصولیانِ تاریخِ اجتهاد شیعی است، درس اصول خویش را در ۶ سال به انجام رسانده است، درس‌های ۱۰ الی ۱۵ ساله‌ی خارج اصولِ برخی مجتهدین چه توجیه و ضرورتی دارد؟».

باید گفت در این مقایسه، تاملاتی باید داشت! تعداد جلسات دروس خارج نجف بسیار بیشتر از  ایران است. این فزونی، به دلیل پایین بودن عدد تعطیلاتِ رسمیِ کشور عراق است. همچنین حوزه‌ی نجف، شخصا تعطیلات فراوان را نمی‌پسندد. براساس اسناد تاریخی، دروس نجف در سه ماه‌ی تابستان نیز برقرار بوده است. البته آقای خویی ۴۵ روز از آن را تعطیل کردند و به جای آن از همان معدود تعطیلات بین سال کاستند. در عراق، روز اول سال شمسی رسما تعطیل است و مانند ایران تا سیزدهم تعطیل نیستند. تابستان نیز به جای سه ماه، حدود یک ماه و نیم تعطیل هستند. ناگفته نماند که تعطیلاتِ دهه‌ی اول محرم، دهه‌ی آخر صفر، ماه رمضان، پنجشنبه و جمعه و برخی وفیات و اعیاد، بین حوزه‌ی نجف و ایران مشترک است.

آنچه در واقع شاهدیم این است که میانگینِ دروسِ خارج در ایران ۱۰۰ جلسه است که با میانگین ۱۶۰ جلسه در نجف بسیار تفاوت دارد. یعنی هر یکسال درس در نجف، معادل بیش از یکسال و نیم درس در ایران است و هر ۶سال، معادل ۱۰ سال!

در خصوصِ آقای خویی، وقتی صوتِ درس اصول ایشان را می‌شنویم، متوجه سرعت بالای ایشان و حجم فراوانِ مطالب می‌شویم که از میانگینِ سرعت و حجمِ تدریس بسیاری از خارج گویان بالاتر است. این نکته نیز مقایسه یاد شده را مخدوش‌تر می‌سازد و هر ۶سال درس ایشان را معادل با بیش از ۱۰ سال دروسِ اکثر عالمان قرار می‌دهد.

آری، قرار بر این نیست که آیت‌الله خویی را الگوی زمان‌بندی تدریس سایرِ عالمان قرار دهیم؛ اما مناقشات وارده بر مقایسه‌ی درس اصول ایشان با دروس اصولِ ایرانی را نیز نادیده نمی‌گیریم.

۷ دیدگاه دربارهٔ «به وقتِ نجف: تاملی در مقایسه‌ زمانی دروس خارج نجف و ایران»

  1. ناشناس

    تامل نویسنده قابل تقدیر است ، ولی خودش خالی از تامل نیست (از حیث تعداد جلسات درسی عراق و ایران) !
    فارغ از مناقشه در مواد استدلال ، به هر حال آنچه غیر قابل انکار و مشهور است همان سرعت محقق خویی در بیان مطلب و در کنار دسته بندی و نظم بحث به علاوه عدم اشکال و جواب در میان درس است که تاثیر بسزایی دارد ، ضمنا در همان نجف نیز درس های بسیار طولانی تر بوده و هست

  2. محمد

    باعرض سلام
    ادعای اینکه میانگین دروس در ایران ۱۰۰جلسه است واقعا مضحک است. یاخبر ندارین یاهدف دیگه ای پشت این ادعای کذب است
    همین الان در قم درس بعض آقایان جلسه ۱۱۵ برگزارشد. یعنی تا آخر سال حداقل۱۴۰ جلسه درسی. البته امسال چون با ماه مبارک رمضان مواجه شده است ۱۴۰ جلسه است و الا .‌‌..

    وجدان و آگاهی و انصاف رو در نوشتن مدنظر داشته باشید والعاقبه للمتقین

  3. مهدی

    عجیب ما حوزویان درگیر جزییات هستیم و این گاهی باعث می شود اصل مطلب را فراموش کنیم
    توجه به جزییات یک ابزار برای رسیدن و فهم اصل متن و مطلب است اما متاسفانه برای ما شده مانعی برای فهم اصل متن و دور شدن از آن و نقد و زیر سوال بودن آن

    این حرف و نقد کاملآ واضح طولانی بودن دروس اصول را به چالش کشیده است
    آن هم از طرف کسی که خود کرسی تدریس درس خارج دارد
    اما متاسفانه عوض فهم آن ما شروع به بررسی واژه به واژه و نقد و بررسی آن کرده ایم
    بارها گفته ایم و شنیده ایم که در مثال مناقشه نیست اما عملا اصلا توجهی به آن نداریم و و با نقد مثال طوری برخورد می کنیم که انگار اصل مطلب اشتباه است

  4. محمدحسین کفیل

    چند نکته برای نپذیرفتن:
    ۱ طبعا ایراد به دروسی که شرکت کننده بیشتری دارد می‌تواند مشرف باشد. به طور مثال درس استاد شهیدی تا قبل از عید ۱۷۱۶ جلسه داشته و جلسه ۱۱۰ امسال بوده است. درس استاد گنجی نیز قبل از عید جلسه ۱۱۳ آن بوده است پس صد جلسه کو؟! میانگین درس آقای شهیدی ظاهرا حدود ۱۲۵ در سال شد(۱۷۱۶ در چهارده سال) و تازه واقعا چه کسی به سرعت و سیر سریع و کامل این دو بزرگوار درس را ادامه می‌دهد تازه بگذریم که جلسات درس مثل استاد شهیدی نیز خیلی از مواقع بیش از پنجاه دقیقه است. پس با یک مقیاس نهایتا بگویید هفت هشت سال نه پانزده سال!!!
    ۲ اصلا این نقد فقط ناظر به زمان است یا شاید یک نکته مهمتری دارد: آقایان ما قمی هستیم ولی از نجفی ها در اصول نجفی تر شده ایم!!
    و شاید این نقد نظر به این باشد که این قدر طول درس نیاز نیست، زودتر او را به فلسفه ها و مبانی برسانید تا خود او به کند و کاو اصولی برسد.

  5. مهدی

    این ویژگی هایی که از درس استاذ الفقها و المجتهدین و مکتب نجف شمردید،همان ویژگی های یک حوزه پویا و منضبط است…انشااللّه حوزه مقدسه قم نیز به همین سمت حرکت کند.

  6. ناشناس

    به نظر می رسد منظور نویسنده از ۱۰۰ جلسه درس خارج، دروس خارج مراجع تقلید بزرگ است که در مسجد اعظم قم برگزار می گردد، کسانی که مخالفت کرده اند به دروس اساتیدی مثل شهیدی یا گنجی استناد کرده اند که اگرچه احتمالا ازمراجع تقلید آینده هستند ولی فعلا محظورات مراجع تقلید بزرگ را ندارند در دروس مراجع تقلیددر مسجد اعظم در بسیاری از وفیات و … مداحی و روضه خوانی هم علاوه بر درس در زمان درس انجام می گردد یا موضع گیری سیاسی یا درس اخلاق در روزهای چهارشنبه وجود دارد که ملزومات دروس مراجع تقلید است بعلاوه که در مواقع تعطیل شدن دروس بخاطر محرم یا رمضان زودتر تعطیل شده و دیرتر هم شروع می شوند تا تمامی طلاب جمع شوند این محظورات در دروس اساتید گنجی و شهیدی نیست و می توانند هنگام محرم و رمضان بسیار دیرتر تعطیل کنند و زودتر شروع کنند و اهمیتی ندهند که برخی طلاب هنوز نیامده اند یا روز چهارشنبه درس اخلاق ندهند و ممحض در درس اصلی باشند علاوه به دلیل معمر بودن مراجع تقلید بزرگ برخی تعطیلات به دلیل بیماری مراجع هم وجود دارد حتی برخی وفیات مثل شهادت حضرت رقیه (س) یا برخی تاریخ های شهادت که اختلافی هست برخی مراجع بزرگ به دلیل حساس نشدن مردم ناچار به تعطیلی هستند ولی این محظورات برای آقایان دیگر نیست معمولا دروس خارج سالانه با حذف مطالب سیاسی و مداحی و دروس اخلاق … نود جلسه بیشتر نیست نه صدجلسه در نهایت اینکه امسال به دلیل اینکه حج تمتع در تابستان قرار گرفته بود و حج عمره نیز صورت نمی گیرد تعداد دروس خارج بیشتر شده است والا باید چهل روز تعطیلی بخاطر حج تمتع را اضافه می کردیم جلسات مربوط به توجیه زائران در شهرستان را حساب نکردم فقط خود حج تمتع چهل روز تعطیلی دارد

  7. عباس

    فرضا این میانگین صد جلسه ای که در این یادداشت نوشته شده، ۱۲۰ تا باشد. ولی از اون طرف هم میانگین نجف از ۱۶۰ بیشتر هست. باز هم ادعای نویسنده ثابت میشه. ثانیا ما در برخی دروس قم و مشهد ۶۰ جلسه هم داریم. ۷۰ هم داریم. ۱۰۰ و ۱۲۰ و ۱۳۰ هم داریم. میانگین همان ۱۰۰ می شود.

پاسخ دهید