• بین‌الملل
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

islamic_scholar_sheikh_ibrahim_el-zakzaky_pixشیخ ابراهیم یعقوب زاکزاکی ۵۷ ساله، رهبر شیعیان نیجریه است. نیجریه بیش از هفت میلیون شیعه دارد که برخی از آن‌ها در قالب گروه بزرگی به نام «جنبش اسلامی» فعالیت می‌کنند. هم‌اکنون اعضای این جنبش بیش از یک میلیون نفرند. جملاتی که در پی می‌آید قسمت‌هایی از سخنرانی شیخ زاکزاکی است که در کنفرانس امام خمینی(ره) ایراد شده است. وی در این سخنرانی روند مبارزه و رهبری امام خمینی را بیان می‌کند. شنیدن این جملات و بیان این خاطرات با جزئیات دقیق توسط یک شخصیت غیر ایرانی جذابیت خاصی دارد.

شرایط پیش از بازگشت امام به ایران

در دهه هفتاد میلادی دو قدرت شرق و غرب در سایه دو مکتب فکری کاپیتالیسم و کمونیسم در جهان حکومت می‌کردند. در این میان کشورهایی هم با نام دول غیر متحد وجود داشتند که به هیچ‌یک از این دو مکتب وابسته نبودند.

در آن دوران در دانشگاه‌های جهان، مسلمان را فردی مرتجع و عقب‌مانده می‌دانستند که برخلاف حرکت جامعه حرکت می‌کند. ایدئولوژی مارکسیسم به رهبری کارل مارکس، ایدئولوژی غالب آن دوران بود و نوعی انقلاب ایدئولوژیک در جهان شمرده می‌شد. طرفداران مارکسیسم نیز اسلام را تنها دینی ارتجاعی می‌دانستند.

در اوج دنیای ماتریالیستی و مادی‌گرای آن دوران، در اواخر دهه هفتاد میلادی ناگهان صدای جدیدی گوش‌به‌گوش و دهان‌به‌دهان در جهان پیچید. نام امام خمینی برای اولین بار به صورت جدی در سال ۱۹۷۸ از رسانه‌های غربی به گوش می‌خورد. اینجا بود که کمونیست احساس کرد یک ایدئولوژی جدید، عظمت و بزرگی قدرت‌های جهان را با چالش جدی مواجه کرده است.

پدر آقا روح‌الله مردی پرهیزگار از دیار خمین بود که در دوران حمله روس‌ها به ایران به شهادت رسید. خاندان خمینی در گذشته از عراق به کشمیر و از آنجا به ایران مهاجرت کرده بودند. آیت‌الله پسندیده اولین استاد آقا روح‌الله بود. طلبه جوانی که بعدها قرار بود سرنوشت ملتی را تغییر دهد، برای تکمیل تحصیلات حوزوی‌اش از خمین به اراک و سپس در حالی که تنها دارایی‌اش یک تخته پتو بود به قم نقل مکان کرد تا در محضر علمای بزرگ قم کسب علم کند.

هنگامی که وی به عنوان یک عالم برجسته مطرح می‌شود، یکی از مهم‌ترین بحث‌هایش در این باره است که چه کسی حق حکومت بر مردم را دارد. امام خمینی اولین نویسنده نظریه ولایت فقیه نیست، اما اولین شخصی است که این نظریه را وارد زندگی مردم کرده است.

امام با شاه مبارزه می‌کند

با شروع اعتراض‌ها و مبارزه‌های امام در مقابل محمدرضا پهلوی و با اوج گرفتن این مبارزات، دستور اعدام امام توسط رژیم صادر شد که با مخالفت و اعتراض علما همراه شد. شاه گمان می‌کرد حکومت و سیاست تنها مسئله‌ای است که هیچ‌گونه ارتباطی با علما نخواهد داشت، ولی امام می‌فرمود رهبری جامعه باید به دست فقیه مجتهد جامع‌الشرایط باشد.

کتاب حکومت اسلامی امام در سال ۱۹۵۲ منتشر شد که در آن، مدلی از جامعه اسلامی و دولت اسلامی ارائه شده است. البته امام خمینی پیش از آن نیز کتاب کشف الأسرار را در پاسخ به برخی شبهات درباره ولایت و حکومت نوشته بود.

شاه که دریافته بود با وجود اعمال تمام فشارها نمی‌تواند با امام مقابله کند، شروع به فشار بر شاگردان و مریدان ایشان کرد. شاه به امام هشدار داده بود که حرفی علیه آمریکا هم نزند.

امام به عراق تبعید شد، ولی شاه همچنان وی را تهدیدی برای خود می‌دانست؛ زیرا ایران و عراق به مثابه یک ملت بودند که در دو کشور زندگی می‌کردند؛ به همین دلیل امام به کویت تبعید شد. اما کویت ایشان را نپذیرفت و در حالی که همه منتظر بودند تا مقصد بعدی آیت‌الله را بدانند، در نهایت ترکیه حاضر به پذیرش رهبر شیعیان ایران شد.

پس از مدت کوتاهی حضور در ترکیه، امام پایتخت فرانسه را برای ادامه تبعید خود برگزید. در آنجا بود که آزادی بیان بیشتری برای ایشان حاصل شد و توانست پیام خود را به جهانیان برساند. سخنرانی‌های امام در میان ایرانیان مقیم پاریس به روش‌های مختلف و البته به سختی به تهران می‌رسید. امام پیام می‌داد و ضبط می‌شد، در فرانسه کاست پشت تلفن گذاشته و ضبط‌صوت در قم و تهران آن را روی کاست دیگری ضبط می‌کرد. این کاست تکثیر می‌شد و تبدیل به صدها و هزارها کاستی می‌شد که بلافاصله در سراسر ایران پخش می‌شد. رژیم که از این موضوع به شدت کلافه شده بود هر روشی را برای خنثی کردن و متوقف کردن آن انجام داد و حتی از جست‌وجوی خانه به خانه باکی نداشت، ولی قادر به مهار آن نبود.

رژیم در موارد متعددی قصد آسیب‌رساندن به امام داشت، ولی فالله خیرٌ حافظاً!

وقتی شاه متوجه شد هیچ راه نجاتی ندارد و روزهای حیاتش به شماره افتاده است، شروع به کشتار وسیع مردم کرد. مردم بی‌گناه وحشیانه قتل عام می‌شدند. استراتژی شاه حتی در مقابل فرماندهان نظامی‌اش که به طور مخفیانه به تک‌تک آن‌ها ابلاغ شده بود این بود: «جلوگیری از برگزاری هرگونه جلسه بین سران نظامی برای اطمینان خاطر از عدم وقوع کودتا علیه رژیم!!»

در این شرایط که شاه احساس کرد کنترل از دستش خارج شده است، دولت آمریکا به طور مخفیانه ژنرال رابرت هایزر را به ایران فرستاد. وی به دستور مستقیم جیمی کارتر در ایران عمل می‌کرد و تمام شرایط و امکانات و نیروهای نظامی به طور کامل تحت اختیار او بودند.

از طرف دیگر امام خمینی(ره) برای پیروزی در مبارزه به شیوه اسلامی در موقعیت‌های مختلف تاکتیک‌های خاصی را به کار می‌گرفت. مثلاً زمانی که نیروهای ارتش به روی مردم تظاهرکننده شلیک می‌کردند، امام به مردم فرمودند که با ارتشیان صحبت کنید. مردم نیز در مقابل شلیک‌های نظامیان فریاد می‌زدند: «ارتش! تو یار ما باش». ارتشیان نیز در جواب، با شاخه‌های گل از مردم استقبال می‌کردند.

امام توانست با این تاکتیک جلوی کشته شدن بسیاری از مسلمانان را بگیرد و دل‌های ارتشیان را به سوی خود جذب کند. بسیاری از ارتشیان به مردم پیوستند. بسیاری از سربازان به دستور امام ترک پست کرده، از پادگان‌ها فرار کردند و به صف معترضان ملحق شدند. شاه هیچ چاره‌ای جز فرار نداشت!

با فرار شاه همه امور به نخست‌وزیر بختیار واگذار شد. وی تمام تلاشش را کرد تا با امام درباره تشکیل حکومت اسلامی مذاکره کند. وی در صحبت‌هایش ادعا می‌کرد همه امور را با هماهنگی آیت‌الله پیش خواهد برد، اما چیزی که همچنان در عمل دیده می‌شد همانا ادامه قتل عام و کشتار مردم و سرکوب معترضان بود!

امام وقتی دید کشتار مردم حتی پس از فرار شاه ادامه دارد تصمیم گرفت به ایران برگردد. مردم پیش از بازگشت امام، خیابان‌ها را شسته و با گُل تزیین کردند. امام با شکوه و عظمتی وصف‌ناپذیر وارد ایران شد که تاکنون شبیه آن را تاریخ به یاد نمی‌آورد. مردم ایران شش روز پیش از ورود امام در خیابان‌ها منتظر وی بودند.

چند روز پس از ورود امام گروهی از افسران نیروی هوایی که پیش از آن جزء نیروهای وفادار شاه بودند، در دیدار امام، تبعیت و وفاداری خود را به امام امت ابراز کردند. مردم شادمان از حضور رهبرشان، ۱۰ روز پرحادثه و هیجان‌انگیز را پس از حضور امام در جای‌جای خیابان‌های تهران و شهرستان‌ها شاهد بودند و در یازدهمین روز با تسخیر صداوسیما و پادگان‌ها و مراکز حساس پیروزی را به ارمغان آوردند.

مبارزات قبل و بعد از پیروزی

امام، دین را حتی در میان غیرمسلمانان زنده کرد. شخصی مسیحی به نام «ویلدیهان» می‌گفت امام خمینی باعث شد که من به مسیحی بودنم افتخار کنم. امام تفکر مردم را نسبت به دین تغییر داد. گروهی دین را افیون توده‌ها می‌دانستند که امام این تصور را هم باطل کرد.

اسلام محمد (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌و‌سلم) هیچ‌گاه ظلم نمی‌کند. کسانی که دین را وسیله‌ای برای ستم بر مردم قرار داده‌اند، اسلامی مخصوص خود را اختراع کرده‌اند.

والسلام علیکم و رحمت الله

ترجمه: حسین بهرامی

پاسخ دهید