• مکاتب فکری
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

مرگ‌اندیشی و التفات به واقعهٔ عظیم مرگ، امری است که نه‌تنها ادیان، بلکه متفکران غیر مذهبی را نیز به خود واداشته است. از سقراط که فلسفه را تمرین مرگ می‌دانست تا ارنست بکر -روانشناس اگزیستانسیالیت- که مرگ‌اندیشی را نشانهٔ سلامت روان می‌دانست، همگی به دنبال فهم و دریافت این واقعهٔ بزرگ هستند.

مرحوم شیخ مفید نیز از جمله اندیشمندان بزرگ شیعی است که مرگ‌اندیشی در آثار او موج می‌زند. التفات بر واقعهٔ عظیم مرگ و تذکار مکرر این واقعه در آراء شیخ مفید تا به آنجاست که شیخ، فصول مجزایی را به بحث از اندیشهٔ مرگ اختصاص داده است. رویکرد ایشان بر واقعهٔ مرگ البته مستنبط از متون اسلامی است و دریافت واقعهٔ مرگ را در خلال این متون جست‌وجو می‌کند.

شیخ مفید بر این باور است که عدم التفات نسبت به حقیقت مرگ سبب شده است عده‌ای به فهم ناصحیح از مرگ دست یابند و زندگانی را بر کام خود تلخ کنند. وی بیان می‌کند: «از حضرت امام محمد تقی(ع) سؤال شد که این مسلمانان را چه حال است که از مرگ کراهت دارند؟ فرمود از جهت آنکه نشناختندش، از آن جهت مکروهش داشتند و اگر شناخته بودندنش و به حقیقت از دوستان خدا بودند هر آینه دوستش می‌داشتند و هر آینه می‌دانستند که آخرت برای ایشان به از دنیاست». (الإعتقادات و تصحیح الإعتقاد، ص ۶۶)

شیخ مفید در بیان شناخت مرگ بر این باور است که اگر کسی به حقیقت مرگ آگاهی یابد می‌داند که مرگ از دوایی برای درمان نیکوتر است. «هر کس مستعد مرگ شود چنانچه باید، خواهد دانست که مرگ نافع‌تر بوده برای او از دواء برای آن محتاج علاج، بدرستی که اگر دانند که مرگ به چه نعمت‌هایی منجر می‌شود، هر آینه می‌طلبیدندش؛ اشد از آنکه عاقل عاقبت‌اندیش او را طالب است. جهت دفع آفت‌ها و تحصیل انواع سلامت».

شیخ مفید با تمسک به مبانی اندیشه اسلامی بر این باور است که اطلاع‌یابی از واقعهٔ مرگ، سبب‌ساز آرامش و دوری از تشویش خاطر است. وی روایتی را نقل می‌کند که بر اساس آن حضرت امام علی النقی(ع) بر بالین مریضی از اصحاب خود وارد شدند در وقتی که می‌گریست و جزع از مرگ می‌نمود. پس آن حضرت فرمود: ای بنده خدا از مرگ می‌ترسی به علت اینکه آن را نمی‌شناسی. آیا خود را چنان می‌بینی که چون چرکین شود جامهٔ تو و کثیف گردد از شدت کثافت و چرک باعث جراحت و بیماری تو گردد و بدانی که شست‌وشوی آن، همهٔ این بیماری‌ها را نابود می‌کند، آیا در این صورت نمی‌خواهی به حمام روی و این‌ها را از خود بشویی؟ آیا بر تو شاق نیست که به حمام نروی و این‌ها بر تن تو به جای ماند؟ عرض نمود بلی یابن رسول الله. فرمود پس آن مرگ همان است و آن آخر فقره‌ایست که باقی بوده بر تو از صاف نمودن گناهان تو و پاکیزه ساختن تو از بدی‌های تو. پس چون تو وارد شوی بر مرگ و از آن گذشتی نجات یافتی و از هر غمی رهانیده شدی و به شادی رسیدی. پس از این سخنان آن مرد آرام گرفت. چشم بر هم نهاد و روانه آخرت شد.» شیخ مفید این روایت را نقل می‌کند و عنوان می‌کند که هرگاه حقیقت مرگ مکشوف گردد اینچنین سبب‌ساز آرامش می‌گردد.

شیخ مفید در فصل مجزایی که در کتاب الإرشاد به بحث از مرگ اختصاص داده است، یادآوری مرگ در زندگی را توصیه می‌کند و یاد کردن آن را سبب شناخت دنیا و گرایش به عقبی می‌داند. وی بارها از کلام امیر المؤمنین(ع) مدد می‌گیرد و این رویکرد به مرگ را یادآوری می‌کند. «ای مردم شما هدف‌هایی هستید که کمان‌های مرگ به سوی شما کشیده می‌شود. هر غذایی که می‌خورید همراه با اندوه‌هاست و هرگونه آبی که می‌آشامید آلوده با گرفتاری‌هاست. خدا گواه است هر نعمتی که به دست شما بیاید و موجبات نشاط شما را فراهم سازد بلافاصله به فراق دیگری مبتلا گردد». (الارشاد، ص ۲۲۹)

شیخ مفید در ادامهٔ تبیین مواضع خود نسبت به مرگ، معتقد است که مرگ به صورت ناگهانی وارد می‌شود و با یکی از دو چیز همراه است. یا اینکه همراه با خیری است که هیچ‌گونه شری در آن وجود ندارد و یا اینکه همراه با شری است که هیچ‌گونه امید خیری از آن نمی‌رود.

وی سپس عنوان می‌کند که شناخت نسبت به مرگ می‌تواند تا پیش از واقعهٔ عظیم مرگ به ارادهٔ انسان حاصل شود. می‌توان از کلام معصومان مدد گرفت و نسبت به مرگ به شناخت کامل حاصل کرد. شیخ مفید اما عنوان می‌کند که اگر شناخت نسبت به مرگ به ارادهٔ آدمی حاصل نشود، در هنگامهٔ احتزار به این دانش نائل خواهد شد. از این روست که شیخ توصیه می‌کند که تا پیش از آن هنگامه باید در فکر این واقعهٔ عظیم بود و از چشم‌پوشی نسبت به آن دوری گزید. «راستی که روح هیچ یک از مردم از کالبدش جدا نشود جز اینکه می‌داند به کدام یک از دو سرمنزل می‌رسد، به بهشت یا به دوزخ، دشمن خداست یا دوست اوست. پس اگر دوست خدا باشد درهای بهشت یا دوزخ به رویش گشوده شود و راه‌های آن برایش باز گردد و آنچه را که خداوند برایش مهیا ساخته ببیند و از هر کاری آسودگی یابد و هر بار سنگینی از دوش او برداشته شود و چنانچه دشمن خدا باشد درهای دوزخ به رویش گشوده شود و راه‌های آن برایش باز گردد و آنچه را که خداوند برایش آماده کرده مشاهده کند. پس با هر ناخوشایندی روبه‌رو گردد و هر شادی و سروری را رها سازد. همه این‌ها به هنگام مرگ انجام می‌گیرد و در همان وقت یقین به یکی از دو اصل حاصل آید». (امالی شیخ مفید، ص ۲۹۵)

شیخ مفید، مرگ‌آگاهی را سبب رستگاری می‌داند. ایشان با تمسک به آموزه‌های دینی، شناخت مرگ را سبب آرامش می‌داند؛ آرامشی که می‌تواند هم به سعادت دنیوی بینجامد و هم سعادت اخروی را به همراه بیاورد.

پاسخ دهید