یادداشت وارده؛

در ایامی که مشغول به تحصیل در مکاسب ورسائل بودم بارها به خودم تلقین می‌کردم که خواندن این دروس برای رسیدن به مقام اجتهاد لازم است وسعی می‌کردم سخن مخالف را نشنوم و به صورت منظم کلاس‌ها را شرکت می‌کردم، اما یک سؤال ذهنم را آزار می‌داد وآن سؤال این بود: «من که می‌خواهم در علم کلام کار کنم و در این زمینه متخصص و صاحب نظر شوم، چرا باید رسائل بخوانم؟ چرا باید اصول عملیه مثل استصحاب و برائت را بخوانم که یقین دارم در هیچ روایتی از روایات اعتقادی قابلیت استفاده را ندارد؟ زیرا مبنای اصول عملیه شک در مقام عمل است واصول اعتقادی ربطی به عمل ندارد.»

روزی این سؤال را از آیت الله هادوی تهرانی پرسیدم و ایشان در جواب، با تأیید حرف بنده فرمودند: این کتاب‌ها به شما طریقه شناگری را آموزش می‌دهد، طریقه شنا را که بلد شدی در هر زمینه‌ای از اسلام وارد شدی، می‌توانی نظریه‌پردازی نمایی. این حرف مرا کمی آرام نمود تا حدی این جواب می‌توانست توجیه‌کننده خواندن مکاسب و رسائل باشد.

اما یک مثال. اگر فردی بخواهد مکانیک ماشین بشود، آیا شما او را کنار هواپیما می‌بری تا به او نحوه استفاده از آچار را یاد بدهی یعنی بگویی درست است که شما می‌خواهی مکانیک ماشین بشوی اما ما الان درسی به نام مکانیک ماشین نداریم شما بیا عمر خودت را بگذار و مکانیکی هواپیما را یاد بگیر آن وقت می‌توانی مکانیکی ماشین هم انجام بدهی. وضعیت امروز حوزه ما هم همین‌طور است. هر فردی بخواهد متخصص در هر زمینه‌ای از دین بشود باید طریقه اجتهاد را از کانال فقه و اصولی که برای فقه الاحکام نوشته شده طی کند.

هرچند به جهت کمبود منابع و استاد متخصص در مسائل جدید باید روش اجتهاد در تمامی زمینه‌ها را از مسیر فقه الاحکام و اصول فقه پیمود ولی ادامه این مسیر و عدم عزم جدی برای رشد کردن ابواب فقهی جدید و نوشته شدن اصول تخصصی متناسب با این ابواب می‌تواند در درازمدت به بدنه علمی حوزه آسیب جدی وارد نماید.

جریان دادن همه طلاب از پایه هفت به سمت تخصص داشتن در فقه الاحکام با توجه به عدم استعداد و علاقه گروهی و همچنین عدم نیاز جامعه در این سمت از جهتی و نیاز مبرم جامعه وحکومت اسلامی در پاسخگویی در زمینه‌های جدید، عزم جدی اساتید را می‌طلبد تا با تلاش و کار بیشتر و با تکیه بر فقه جواهری و اجتهاد سنتی، حوزه درسی خود را به سمت موضوعات جدید تغییر دهند.

ورود به مباحث جدید موجب طروات و بالندگی علمی حوزه و همچنین رونق یافتن فضای علمی حوزه می‌گردد. و الا تکرار هر ساله موضوعاتی که قرن‌ها بر روی آن کار شده و تمامی احتمالات آن بررسی شده و مطالب زیادی پیرامون آن به نگارش درآمده نمی‌تواند تحول مهمی در فضای علمی حوزه ایجاد نماید.

نویسنده: اسماعیل امامی

پاسخ دهید