به مناسبت پنجم ذی الحجه وفات شیخ محمد حسین کمپانی

  • تاریخ و سیره
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

Kompaniشیخ محمد حسین کمپانی از بزرگان روحانیت شیعه است. وی از شاگردان آخوند خراسانی بود. در مورد ویژگی‌های ظاهری شیخ محمد حسین گفته‌اند: «اندکی کوتاه‌قامت ولی چهارشانه بود. اواخر عمرش لاغر شده بود. رنگ بشره او هم به زردی گراییده بود. خلاف دیگران او همیشه عمامه کوچک بر سر می‌بست. محاسنش پرپشت و چشمانش تیزبین بود. اما بیشتر سر به پایین داشت و زمین را می‌نگریست. و حتی به طرف خطاب خود هم بیش از یک نگاه گذران نگاه دیگری نمی‌انداخت یعنی چشمانش به کسی خیره نمی‌شد. بر سیمایش همیشه ابهامی دیده می‌شد که گمان می‌رفت این قیافه همیشه غمناک است. همیشه در فکر مستدام خود غرق بود و مع‌هذا سریع الذهن و حاضرجواب بود. سخنانش غالباً چاشنی لطیفه و مزاح داشت تا آنجا که در هنگام تقریر مطالب علمی هم از این بذله‌های شیرین خودداری نمی‌کرد. محفلی گرم و مألوف و و معاشرتی دور از تکلّف و گفتاری سرورانگیز داشت و در عین حال حشمت زهد و وقار علم همچون هاله‌ای شکوهمند وجود عزیزش را احاطه کرده بود و با همه حسن معاشرت و لطف مشرب این حریم همواره میان او و مردم برقرار بود».

بیان اعتقادات در قالب نظم

شیخ محمد حسین در ادبیات تبحّر یافت. او هم در ادبیات عربی و هم فارسی آثاری را به جا گذاشت که زبا‌ن‌زد شده بود. از آثار منظوم او در عربی که به صورت قصیده انشاء شده بود اکنون چیزی در دست نیست. شیخ محمد حسین، ادبیات عرب را نزد سید جمال الدین اسدآبادی آموخته بود. او نقل می‌کند که روزی سید جمال به خانه پدرش می‌رود و در آنجا با سید محمدحسین آشنا می‌شود. سید جمال به استعداد مرحوم کمپانی پی می‌برد و او را ترغیب به آموختن زبان عربی می‌کند و خود تعلیمات اولیه وی را بر عهده می‌گیرد. (به نقل از کتاب زندگینامه حاج امین الضرب)

دیوان فارسی مرحوم کمپانی که مشحون از مدایح اهل بیت(ع) و غزل‌های عرفانی است امروز شعرا و ادبای ایران را در برابر خود مبهوت کرده است. دیوان کمپانی حاوی اشعاری است که در منقبت اهل بیت(ع) به نگارش در آمده است. این اثر علاوه بر امامان معصوم علیه السلام، از زینب کبری(س) و ابالفضل العباس و مسلم بن عقیل هم سخن به میان آمده و در مدح آنان نیز اشعاری سروده شده است.

وی در مدح حضرت رسول(ص) ابیات بلندی را می‌سراید و این‌گونه می‌آورد:

ای خاک ره تو خطه خاک پاکی ز تو دیده عالم پاک

آشفته موی تست، انجم سر گشته کوی تست افلاک

ای بر سرت افسر لعُمرک وی زیب برت قبای لولاک

ای رهبر و رهنمای گمراه وی هادی وادی خطرناک

عالم ز معارف تو واله تو نغمه سرای «ما عرفناک»

دامان جلالت ای شهنشاه هرگز نیافتد به دست ادراک

این بنده و مدح چون تو شاهی؟ حاشاک از این مدیحه حاشاک

فرموده به شانت ایزد پاک لولاک لما خلقت الافلاک (دیوان کمپانی، ص ۸)

کمپانی در رثاء سید المرسلین نیز اشعاری سروده است. وی در اشعار خود پرده از دانش فلسفی خود نیز برمی‌دارد. وی در رثاء پیامبر(ص) این‌گونه می‌سراید:

ماتم جهان‌سوز خاتم النبیین است یا که آخرین روز صادر نخستین است

این در آموزه‌های فلسفی است که گفته می‌شود، نخستین موجودی را که خداوند آفرید، عقل بود. اول ما خلق الله العقل. و از قول پیامبر(ص) نقل شده است که فرمود: اول ما خلق الله نوری. به این معنا که نخستین موجودی که آفریده شد، نور پیامبر(ص) بود. نور پیامبر(ص) همان عقلی است که فیلسوفان از آن سخن گفته‌اند. در این شعر مرحوم کمپانی به این نکته اشاره شده است و از صادر نخستین که همان وجود نور شریف پیامبر(ص) است سخن به میان آمده است.

کمپانی در ادامه این شعر و رثای پیامبر(ص) می‌فرماید:

روز نوحه قرآن در مصیبت طاها است روز ناله فرقان از فراق یاسین است

خاطری نباشد شاد در قلمرو ایجاد آه و ناله و فریاد در محیط تکوین است

کعبه را سزد امروز رو نهد به ویرانی زانکه چشم زمزم را سیل اشک خونین است

صبح آفرینش را شام تار باز آمد تیره اهل بینش را دیده جهان‌بین است

رایت شریعت را نوبت نگونساری است روز غربت اسلام روز وحشت دین است (دیوان کمپانی، ص ۱۵)

شیخ محمد حسن کمپانی در بیان میلاد امیر المومنین(ع) نیز داد سخن می‌دهد و این‌گونه می‌سراید:

گوهری را از صدف آورده طبعم در کنار یا که از خاک نجف تابنده دُرّی آبدار

برد تا حد عدم تا قاب قوسین وجود رفرف طبع مرا، یک غمزه زان دل دلسوار

شاهد بزم ولایت شاه اقلیم وجود شمع ایوان هدایت نَیّر گیتی مدار

صورت زیبای او یا طلعت «الله نور» معنی والای او یا سرّ «لَم تَمسَسهُ نار»

خط دلجویش طراز مصحف کون و مکان خال هندویش مدار گردش لیل و نهار

پرتویی از نور رویش طور سینای کلیم بنده درگاه کویش صد سلیمان اقتدار

گوش جان بگشا و بشنو از امین کردگار: لا فتی الاّ علی لا سَیف الاّ ذوالفقار (دیوان کمپانی، ص ۱۷)

مرحوم کمپانی از مسلم بن عقیل هم به نیکی یاد می‌کند و در مدح و منقبت او نیز اشعاری می‌سراید. وی مسلم را این‌گونه مورد تمجید قرار می‌دهد که:

ای قبلهٔ عقول و امام بنی عقیل صلوات بر تو باد بالاشراق و الاصیل

ای بدر مکه، نور حرم، ماه بی نظیر وی مالک رقاب اُمم، شاه بی بدیل

ای درگه تو کعبهٔ آمال هر فریق وی خرگه تو قبلهٔ آمال هر قبیل

ای در منای عشق وفا اولین ذبیح وی در مقام صبر و صفا دومین خلیل

ای طرّهٔ ترا شده والّیل رهنما وی روی نازنین تو را والضّحی دلیل

ای سرو معتدل که به میزان عدل نیست در اعتدال شاخه سرو تو را عدیل

یک نفخه‌ ای ز بوی تو هر هشت باغ خُلد یک رشحه ای ز کوثر لعل تو سلسبیل

بی‌خانمان به کوفه فتادی غریب‌وار ای منزل رفیع تو ماوای هر نزیل

شدّاد عاد و نسل خطا زادهٔ زیاد داد ستم بداد بر آن عنصر اصیل

کی عاقر ثمود جفایی چنین نمود؟ از یاد رفت واقعه ناقه و فصیل

هرگز ندیده هیچ مسلمان ز کافری ظلمی که دید مسلم از آن کافر محیل (دیوان کمپانی، ص ۱۱۶)

مرحوم کمپانی با اشعار خود عشق و ارادت به ساحت اهل بیت(ع) را به تصویر می‌کشید. وی علاوه بر این منظومه، در ساحات دیگری نیز کتاب‌هایی به نظم نگاشته بود. منظومه‌هایی در بیان روزه و اعتکاف نیز از مرحوم کمپانی به یادگار مانده است. وی در بیان مطالب فلسفی نیز کتاب «تحفه الحکیم» را به نظم در آورده بود. مرحوم کمپانی با قلم توانایی که داشت، رسالت روحانیت خود را به انجام می‌رساند. وی زبان نظم را در بسیاری از امور راهگشا می‌دانست. روشی را که او اتخاذ کرد، می‌تواند شیوه‌ای مناسب و روشی منطقی در بیان اعتقادات شیعی باشد؛ شیوه‌ای راهگشا که شیخ محمد حسین کمپانی به ما آموخته است.

پاسخ دهید