«غنا» و «موسیقی»، دو موضوع از موضوعات محرم در دین مبین اسلام است که تأکیدات فراوان بر حرمت این دو عمل و وجوب پرهیز از آن در قرآن و روایات معصومین(ع) وارد شده است. کما اینکه در روایات زیادی به مضرات و تبعات بد و آسیب‌های ارتکاب این دو گناه در زندگی دنیایی انسان و عذاب‌ها و عقاب‌های اخروی آن اشاره شده است.

در اینجا به تعریف غنا و موسیقی از دیدگاه فقهای عظام شیعه که با استنباط از ادله احکام شرعیه بیان کرده‌اند می‌پردازیم:

الف: «غنا»

«غنا» عبارت است از صوت و آواز انسانی که دارای کیفیتی باشد که در اثر شنیدن آن، حالت «وجد» و «طرب» در شنونده متعارف و معمولی ایجاد می‌شود.

توضیح آنکه غنا، صدایی است که از حنجره یک انسان خارج می‌شود و دارای نوا و آوازی است که مشتمل بر گونه‌ای از تحریرها و ترجیع‌ها و زیر و بم‌ها و چه‌چهه‌زدن‌ها و کشیدن صدا و امثال آن است که سبب می‌شود صدا دارای حالت و کیفیتی گردد که در شنونده ایجاد «وجد» و «طرب» کند.

و اما طرب، به معنی یک نوع سبُک شدن و خفت نفس و لذت بردن به همراه از دست دادن درجاتی از کنترل و اختیار است و به عبارتی تأثیرپذیری ناخودآگاه روان انسانی و احساس لذت از پدید آمدن حالت سرور یا حزن کاذب و غیراختیاری است که در پی گوش دادن به صوت غنایی ایجاد می‌شود.

حتی اگر محتوای مفیدی مثل اشعار شامل بر نصیحت، یا آموزش و تعلیمات علمی، یا مطالب مذهبی با صوت غنایی خوانده شود، باز هم حرام است.

حال اگر صوتی دارای این کیفیت باشد، غنا محسوب می‌شود و ایجاد این صوت از طرف خواننده و شنیدن آن از طرف شنونده حرام است.

در اینجا اشاره به چند نکته لازم است:

نکته اول: در حرمت غنا فرقی نمی‌کند که شعر یا سخن و کلامی که خواننده با صوت غنایی می‌خواند در چه موضوعی و با چه محتوایی و به چه زبانی باشد. حتی اگر محتوای مفیدی مثل اشعار شامل بر نصیحت، یا آموزش و تعلیمات علمی، یا مطالب مذهبی با صوت غنایی خوانده شود، باز هم حرام است. تا جایی که اگر قرآن را به صورت غنا بخوانند حرام است؛ بلکه حرمت غنا با محتوای اشعار مذهبی و متون مقدسه دینی، بیشتر و مؤکد‌تر است.

نکته دوم: موضوع حرمت غنا، صوت انسانی است و فرقی نمی‌کند که این صوت به همراه نواختن آلات موسیقی باشد یا نباشد، و موسیقی همراه این صوت، موسیقی لهوی و حرام باشد یا غیر آن.

نکته سوم: در حرمت صوت غنایی، فرقی نیست بین اینکه این صوت با نوای سرور و وزن شادی‌انگیز خوانده شود یا دارای نوای حزن و وزن غم‌انگیز باشد؛ زیرا ملاک حرمت در غنا، ایجاد طرب و تأثیر ناخودآگاه در انسان است؛ اعم از اینکه طرب ایجاد شده، از نوع سرور و شادی باشد یا از نوع غم و افسردگی. پس اگر این صوت باعث ایجاد حالت طرب در انسان باشد، حرام می‌شود؛ چه شاد باشد، چه غم‌انگیز. و اگر حالت طرب ایجاد نکند حلال است؛ چه شاد باشد، چه غم‌انگیز.

نکته چهارم: طبق نظر اکثر فقهای عظام، ملاک در ایجاد طرب، «طرب نوعی» است. یعنی صوت غنایی صوتی است که در اکثر افراد عادی و مردم معمولی ایجاد طرب می‌کند. حال اگر صوت غنایی در مورد شخص خاصی ایجاد طرب نکند، باز هم شنیدن آن برای آن شخص حرام خواهد بود و اگر صوتی غنایی نباشد ولی شنیدن آن برای شخص خاصی موجب طرب باشد، این صوت مشمول حرمت غنا نخواهد بود.

نکته پنجم: مطالب طرح شده در این نوشته، برای آشنایی با کلیات بحث حرمت غنا است و به جهت احتمال اختلاف نظرات فقها در بعضی از جزئیات بحث و نیز برای اطلاع از فروع شرعی بحث، لازم است هر شیعه مقلدی به فتاوای مرجع تقلید خود مراجعه کند.

ب: «موسیقی» 

«موسیقی» عبارت است از صدایی که از نواختن «آلات لهو» تولید می‌شود. آلات لهو، دستگاه‌ها، وسایل و ابزاری هستند که توسط انسان جهت ایجاد صداها و اصوات زیبا و لذت‌بخش ساخته شده‌اند.

ملاک حرمت موسیقی در نحوه و چگونگی نواختن آلات و ابزار موسیقی است

طبق نظر اکثر فقهای معظّم، اگر آلات موسیقی به نحوه و وزن لهوی نواخته شود، حرام است و نواختن آن و شنیدن صدای آن گناه است و در این راستا ساختن آلات موسیقی و خرید و فروش آن و آموزش دادن و یادگیری موسیقی حرام می‌باشد.

طبق این نظر، ملاک حرمت موسیقی در نحوه و چگونگی نواختن آلات و ابزار موسیقی است. بدین معنی که اگر نواختن به نحوه لهوی و مطابق اوزان مجالس لهو وگناه باشد، حرام است.

مقصود از نحوه لهوی آن است که کیفیت نواختن با آن وسیله و ضرباهنگ آن و ریتم و وزن صدای تولید شده از آن دستگاه، مطابق یا مشابه ضرباهنگی که در مجالس رقص و پایکوبی یا ترانه و عروسی به‌کار می‌رود باشد و متناسب با صوت و نوای موسیقی اهل معصیت و طرب و لذت‌های حرام باشد.

بنابراین آنچه سبب می‌شود موسیقی، لهوی و حرام باشد، آن است که ضرباهنگ آن مطابق یا مشابه یا متناسب با مجالس معصیت و اوزان و الحان لهوی باشد و صدای تولید شده قابلیت استفاده در مجلس رقص و شادی و عروسی و جشن و پایکوبی و لهو و لعب و عیش و طرب داشته باشد. و لذا شامل مواردی مانند طبل و شیپوری که برای جنگ یا در عزاداری نواخته می‌شود و طبل زورخانه و امثال آن نمی‌شود.

در اینجا اشاره به چند نکته لازم است:

نکته اول: طبق نظر بعضی از فقهای معظم، نواختن آلات لهو و شنیدن آن به طور مطلق حرام است؛ چه اینکه با ضرباهنگ لهوی نواخته شود یا به گونه دیگر. و طبق نظر بعضی دیگر از فقهای عظام، از بین آلات موسیقی، «مزمار» یعنی «نی» بطور مطلق حرام است؛ به هر نحو که نواخته شود، ولی سایر آلات موسیقی تنها اگر به نحوه لهوی نواخته شود حرام است.

بنابراین با توجه به اختلاف نظر در این مسأله، هر کدام از شیعیان مقلد باید طبق نظر مرجع تقلید خود عمل کنند و شایسته است برای اطلاع از جزئیات و فروع فقهی بحث، قبل از شنیدن یا نواختن هر نوع موسیقی به فتاوای مرجع تقلید خود مراجعه نمایند.

نکته دوم: در حرمت موسیقی لهوی، فرقی نمی‌کند که به همراه صوت انسانی و صدای خواننده نواخته شود یا آنکه فقط صوت موسیقی باشد. بنابراین بر فرض که به همراه موسیقی لهوی، صوت خواننده‌ای باشد؛ چه این صوت غنایی باشد یا غیرغنایی، با لحن شاد باشد یا غمناک، با محتوای مطالب باطل و اشعار منحرف باشد یا مطالب مفید، تأثیری در حرمت موسیقی ندارد.

حرمت و معصیت در اشعار مذهبی و مضامین دینی که با موسیقی لهوی اجرا شده است، بیشتر و مؤکد‌تر خواهد بود.

در نتیجه اگر هر نوع سرود، یا شعر، یا دکلمه مفید با محتوای آموزشی یا ملی یا انقلابی یا مذهبی یا مدایح و مراثی اهل‌بیت(ع) یا مضامین قرآنی، با نواختن آلات موسیقی به نحوه موسیقی لهوی همراه شود، حرام و معصیت خواهد بود. بلکه چنانچه قبلا اشاره شد، حرمت و معصیت در اشعار مذهبی و مضامین دینی که با موسیقی لهوی اجرا شده است، بیشتر و مؤکد‌تر خواهد بود.

همچنین اگر موسیقی لهوی به همراه فیلم‌های سینمایی یا مستند یا هر نوع برنامه تلویزیونی؛ اعم از خبری، سرگرمی، علمی، آموزشی، ورزشی و غیره پخش شود، حرمت آن مرتفع نخواهد شد. کما اینکه اگر همین موسیقی لهوی برای انجام حرکات ورزشی نواخته شود یا در محافل علمی و آموزشی یا مجالس مذهبی و اماکن عمومی و غیره پخش شود و یا حتی به‌طور شخصی در خلوت گوش داده شود، حرام و معصیت خواهد بود.

نکته سوم: موسیقی لهوی غالبا موجب طرب نوعی می‌شود، گرچه به فتوای اکثر فقها ملاک حرمت موسیقی، وزن و آهنگ لهوی است و در حرمت آن شرط نیست که حتما در شخص شنونده طرب شخصی حاصل شود یا آن موسیقی موجب طرب نوعی باشد.

سخن پایانی: 

روایات زیادی از پیامبر اکرم(ص) و اهل‌بیت معصومین(ع) درباره وضعیت جوامع اسلامی در آخرالزمان به لحاظ کثرت ارتکاب گناهان و شیوع معاصی و حلال شمردن محرمات وارد شده است و نسبت به فتنه گناهان در آخرالزمان هشدار داده شده است.

در بعضی از این روایات، اشاره شده است که زمانی خواهد رسید که در بسیاری از جوامع اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر ترک خواهد شد و پس از آن، زمانی خواهد رسید بدتر از زمان قبل که در آن امر کردن و تشویق بر ارتکاب منکرات و بدی‌ها و گناهان و نهی کردن از امور معروف و خوبی‌ها و مذمت بر انجام واجبات رواج پیدا خواهد کرد و پس از آن، زمان بدتری خواهد رسید که منکر تبدیل به معروف شده و معصیت و گناه، نیکو و ارزشمند و زیبا و پسندیده شمرده می‌شود، و معروف، تبدیل به منکر شده و قبیح و زشت و مورد مذمت و نکوهش قرار خواهد گرفت. یعنی ارزش‌ها و ضدارزش‌ها، خوبی‌ها و بدی‌ها، واجبات و محرمات جابجا شده و این امر به شکل فرهنگ غالب درخواهد آمد.

در خصوص غنا و موسیقی، روایات اشاره می‌کند که در آخرالزمان، غنا و نواختن آلات لهو که از محرمات الهی است، حلال شمرده خواهد شد و شایع و همه‌گیر می‌شود، و به امری عادی و پسندیده تبدیل می‌شود، تا جایی که زمانی خواهد رسید که قرآن کریم و مضامین الهی و دینی، همراه با نواختن آلات موسیقی یا با صوت و الحان غنایی خوانده خواهد شد!

پس بیایید با دانش و فهم و بصیرت دینی و با تلاش و مجاهدت مخلصانه، جامعه اسلامی خود را که از نعمت زندگی در آن برخوردار هستیم، از شرور و فتنه‌های معاصی آخرالزمان پاک نگه داریم و مهمترین راهکار در این زمینه، اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر و تشویق بر تقوی و پرهیزکاری و انجام واجبات و ترک محرمات است.

و این میسر نیست مگر آنکه قبل از هر حرکتی و انجام هر عمل و برنامه‌ای، از حکم شرعی آن اطلاع کامل به دست آوریم و با مراجعه به فقها و مراجع تقلید، درباره حلال و حرام الهی و واجبات و محرمات، دانش و آگاهی کافی پیدا کنیم، تا به لطف خدا و یاری معصومین(ع) جامعه‌ای بسازیم که لیاقت حضور و حاکمیت مستقیم ولیّ خدا، و قابلیت حمایت و اطاعت از حجت حق، حضرت بقیةالله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف را داشته باشد.

پاسخ دهید