• تاریخ و سیره
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

جایگاه اهل بیت(ع) و احادیثی که در شأن آنها وارد شده، به گونه‌ای است که بعضا سویه‌های فراعقلانی می‌یابد و التفات بدان دشواریاب می‌شود. همین عامل سبب شده است که برخی بدان خرده بگیرند و آن را برنتابند.

در حدیثی قدسی در شأن حضرت زهرا(س) آمده است که «لولاک لما خلقت الافلاک، و لولا علی لما خلقتک، و لولا فاطمه لما خلقتکما». در این حدیث شریف، خطاب به خاتم الانبیا(ص) گفته می‌شود که اگر تو نبودی، جهان را نمی‌آفریدم و اگر علی نبود، تو را، و اگر فاطمه نبود، شما را پدید نمی‌آوردم. بر این عبارات ایراد وارد آورده‌اند که آیا در این روایت، مشکل فلسفی، نظیر لزوم «تقدم الشی علی نفسه» و یا مشکل فلسفی دیگر رخ نمی‌دهد؟ آیا این حدیث دلالت بر این نمی‌کند که معلول، علتی برای ایجاد خود می‌گردد؟

آیت الله سید صادق روحانی در پاسخ به این اشکالات بر این باورند که در این حدیث، غایت و هدف جهان آفرینش مورد اشاره قرار گرفته است، و نه علت‌های مادی. به باور ایشان، هف نهایی از آفرینش جهان، حضرات معصومین(ع) هستند و خداوند این وعده را بیان کرده است. اشکال و محذور فلسفی تنها در علت موجبه است که می‌تواند ایجاد شود. به این معنا که اگر رابطه علت و معلولی را در نظر بگیریم و به‌واسطه آن، بر حدیث لولاک نظر کنیم، علت و معلول‌های مادی می‌تواند این شبهه را به سرانجام برساند.

اما معنای حدیث این است که وجود ارزشمند حضرات معصومین(ع)، میوه و رهاورد همه پدیده‌های هستی هستند و آنان در حقیقت غرض و هدف نهایی آفرینش و افلاک هستند. به تعبیر آیت الله روحانی، دقت عقلی در آموزه‌های درست دینی، پدیدآورنده و هستی‌بخش ناچیزترین ذرات و بزرگ‌ترین کهکشان‌ها، تنها خدای یکتاست، اما در این حقیقت جای گفتگو نیست که قانون جهانشمول «علّیت» در نظام هستی، اصلی است که خِرد انسان آن را اثبات نموده و از ضروریات عقلی و علّی نیز بر آن بنیاد می‌گردد.

قانون علیت درست است، اما در ایجاد و پدید آوردن و نه هدف آفرینش و یا علت نهایی دیدن؛ وگرنه علت از معلول متأخر خواهد شد که باطل است، پس اشکال فلسفی تقدم الشیء علی نفسه، در حدیث مورد بحث پیش نمی‌آید.

آیت الله روحانی با پیش کشیدن مباحث فلسفی، خُرده‌ای را که بر این حدیث وارد آمده است پاسخ می‌گوید و حضرات معصومین(ع) را نه در علل مادی، که در علت غایی و نهایی آفرینش تفسیر می‌کند و شبهه را فرومی‌نشاند.

 

اُمّ ابیها

یکی از القاب حضرت فاطمه زهرا(س) را «ام ابیها» دانسته‌اند. پرسشی که طرح شده، این است که آیا این صفت، بیانگر دانش و کمال آن حضرت است؟ آیت الله روحانی با واکاوی واژه‌شناسانه و پیش‌کشیدن معنای لفظ در ادبیات و فرهنگ عرب، می‌کوشد تا این مفهوم را بررسی کند. به تعبیر ایشان از واژه «اُمّ» و نحوه استفاده آن در ادبیات و فرهنگ عرب، چنین دریافت می‌شود که در عرب، گردآورنده کار بزرگ، یا پیشگام در آن که پیروان و رهروانی داشته باشد را «ام» می‌نامند. به همین جهت است که به کاسه و پوششی که مغز را در خود گرفته «اُم الرأس» و به پرچمی که لشکری زیر آن گرد آمده‌اند «اماّ» می‌گویند.

در قرآن نیز «ام الکتاب» برای لوح محفوظ به کار رفته است که می‌فرماید: «و عنده ام الکتاب». و نیز بر آیات محکم «ام الکتاب» اطلاق شده است که می‌فرماید: «هنَّ ام الکتاب». بنابراین از تعبیر پیامبر(ص) در مورد دخترش حضرت فاطمه(س) که او را «ام ابیها» می‌خواند، با توجه به مقام والای معنوی آن حضرت که آخرین فرستادگان خدا و سالار برترین پیامبران و جلوه‌گاه کامل پیامبران و جلوه‌گاه کامل پیام و پیامبری به سوی همه بشریت است، و به گواهی روشن قرآن، از روی شیفتگی و هوای دل سخن نمی‌گوید، بلکه هماره سنجیده و حکیمانه سخن می‌گوید، چنین دریافت می‌شود که آن بزرگوار با این تعبیر در مورد آن بانوی بزرگ، در حقیقت بر آن است که زیبایی پهناور بلکه اقیانوس بی‌کران از فضیلت‌ها را با این تعبیر برای ما گردآورد و عالَمی بزرگ از مکارم اخلاق و انسانی را که در وجود ارجمند حضرت فاطمه(س) موج می‌زند به ما نشان دهد، تا دنیایی از ارزش‌ها و گنجینه‌هایی از افتخارات بزرگ که رسالت نبوی را آراسته و پایه‌های آن را برپا ساخته و امامت و ولایت راستین را بنیان و استوار نموده است، در برابر ما جلوه‌گر شود.

با این تعبیر پرمعنا، «ام ابیها» به روشنی جایگاهی پرشکوه و عظمتی بی‌نظیر را برای آن بانوی معنویت و کمال ترسیم می‌کند.

آیت الله صادق روحانی می‌کوشد تا بسیاری از منقولات در مورد سیره حضرت زهرا(س) را تبیین منطقی و عقلانی کند. او اما مدتی است که دست به گریبان کسالت احوالی است. برای ایشان آرزوی سلامتی و شفای کامل داریم.

نقل‌ها از کتاب: فضائل و مصائب حضرت زهرا(س)، سید صادق روحانی

پاسخ دهید