آیت‌الله محمد یزدی در بیان همراهی مراجع تقلید با انقلاب اسلامی و تبعیت آن‌ها از امام خمینی، تصویری ارائه می‌دهد که بیان‌کننده جایگاه میرزا هاشم در تبعیت و همراهی با امام(ره) است: «آیت‌الله گلپایگانی معمولاً به دیدگاه حضرت امام نزدیک بودند و زودتر حمایت می‌کردند؛ در حالی که آقای شریعتمداری دیرتر به قافله می‌پیوستند. در این میان بزرگانی همچون حضرات آملی و مرعشی به سرعت از تصمیم امام استقبال و پشتیبانی می‌کردند.

میرزا هاشم آملی، مِهر امام خمینی را بر دل داشت. وی با این‌که خود مرجع تقلید بود، اما گفته بود فرزندان من همه مقلد امام خمینی هستند. ‏[۱]‎ وی می‌کوشید در حرکت‌های سیاسی نیز پشت سر امام(ره) حرکت کند. در شوخ‌طبعی زبان‌زد بود و در جایی گفته بود: «(در جریان انقلاب) همه ما اعلامیه می‌دادیم؛ اما همین که کشت و کشتار می‌شد، قضایا را به گردن امام خمینی می‌انداختیم. ‏[۲]‎ وی همچنین گفته بود که امام قیام کرد و ما هم تنها از دور طبل می‌‌زدیم.(همان) شوخ‌طبعی میرزا هاشم زبانزد بود. زمانی که بحث بر سر تشکیل جامه مدرسین بود و برخی با تشکیل آن مخالفت می‌کردند، میرزا هاشم با همان روحیه شوخ‌طبعی می‌گوید: «شاید آن آقا که جلسه جامعه را تحریم کرده، فکر می‌کند جامعه از جماع است…»‏[۳]‎ همراهی و همدلی میرزا هاشم با امام خمینی به‌گونه‌ای بود که زمانی که سید صادق روحانی با میرزا هاشم گفت‌وگو می‌کرده، میرزا از امام خمینی با عنوان «رفیق ما» یاد می‌کند.‏[۴]‎ زمانی که بحث بر سر مسأله ولایت فقیه در گرفته بود، آیت‌الله صالحی مازندرانی نزد میرزا هاشم می‌رود تا نظر وی را در خصوص این بحث جویا شود: «به ایشان گفتم که در این بحث چه نظری دارید؟ می‌خواهید ولایت فقیه را اثبات یا رد کنید؟» و ادامه دادم: چون بحث حکومت اسلامی و ولایت فقیه امام را خوانده و به آن معتقد بودم، اگر بخواهید این بحث را مطرح کرده، در پایان رد یا بر آن نقض و ابرام وارد کنید، من بعد از اتمام بحث می‌آیم؛ ولی در صورتی که بخواهید آن را تثبیت کنید، در بحث شرکت می‌کنم؛ که ایشان خندیدند و فرمودند: من این بحث را رد نمی‌کنم و همان‌گونه که امام آن را مطرح کردند، بیان می‌کنم. ‏[۵]‎

در ماجرای تبعید و سپس رهایی امام(ره) نیز گفته شده است میرزا هاشم از نخستین افرادی بود که به استقبال و دیدن ایشان رفت. عبدالمجید معادیخواه می‌گوید: زمانی که امام از تبعید رهایی یافت «دوان‌دوان به خیابان ارک آمدم؛ دیدم آقا میرزاهاشم آملی نیز در حالی که عبایش را زیر بغل گرفته بود، به سمت بیت امام آهسته می‌دوید… ‏[۶]‎

آیت‌الله محمد یزدی در بیان همراهی مراجع تقلید با انقلاب اسلامی و تبعیت آن‌ها از امام خمینی، تصویری  ارائه می‌دهد که بیان‌کننده جایگاه میرزا هاشم در تبعیت و همراهی با امام(ره) است: «آیت‌الله گلپایگانی معمولاً به دیدگاه حضرت امام نزدیک بودند و زودتر حمایت می‌کردند؛ در حالی که آقای شریعتمداری دیرتر به قافله می‌پیوستند. در این میان بزرگانی همچون حضرات آملی و مرعشی به سرعت از تصمیم امام استقبال و پشتیبانی می‌کردند؛ اما دیگرآقایان خود را به اندیشه و تأمل بیش‌تری نیازمند می‌دیدند و اغلب جانب احتیاط را نگاه می‌داشتند. بعضی موارد عذر می‌آوردند که آقای خمینی در خارج از ایران هستند و از شرایط داخلی ایران اطلاع دقیقی ندارند و ممکن است برخی از تصمیم‌گیری‌های ایشان منجر به تکرار حادثه فیضیه شود و دروس حوزه تعطیل گردد».‏[۷]‎ در این روایت، جایگاه میرزا هاشم آملی در تبعیت از امام(ره) به نیکی نشان داده شده است. البته این‌طور نبود که فقط میرزا دلبسته آیت‌الله خمینی باشد؛ امام نیز حرمت وی را پاس می‌داشت. آیت‌الله گرامی در خاطره‌ای از مشورت امام خمینی با آیت‌الله آملی سخن می‌گوید؛ به‌گونه ای که امام، نظر میرزا را به‌عنوان رأیی صائب می‌پذیرد و بدان عمل می‌کند.‏[۸]‎

اگرچه میرزا هاشم روابط حسنه‌ای با امام خمینی داشت و از سر مِهر با ایشان برخورد می‌کرد؛ اما برخی یاران امام، میرزا هاشم را به عدم همراهی با انقلاب متهم می‌کردند و علیه وی برمی‌آشفتند. با فروکش کردن اقدامات انقلابی پس از سال ۴۲، اعتراضات میرزا نیز علیه حاکمیت پهلوی کمتر شد. در سال ۱۳۴۵ش که تعدادی از طلاب به نشانه اعتراض به حاکمیت پهلوی، در منزل آیت‌الله آملی تجمع کرده بودند، با این پاسخ ایشان مواجه می‌شوند: «من اقدامات لازم را انجام می‌دهم؛ اما شما سعی کنید آرامش شهر را حفظ کنید».‏[۹]‎ این رویّه و منش آیت‌الله در این سال‌ها بود که برخی یاران و نزدیکان امام را دلگیر کرده بود.

گفته می‌شود میرزا هاشم در پرداخت شهریه به افرادی که مشی انقلابی داشتند امتناع ورزید. گروهی به نام «ضربت» که در میان طلاب تشکیل شده بود و اقدامات انقلابی را در پیش گرفته بود، مورد انتقاد آیت‌الله آملی قرار گرفتند. گروه ضربت گروهی بود با محوریت قدرت‌الله علیخانی که عده‌ای از طلاب جوان را گرد خود جمع آورده بود. گفته می‌شود  این گروه علیه آیت‌الله گلپایگانی نیز اقداماتی را انجام داده بودند. آیت‌الله آملی نیز شهریه این افراد را قطع کرده بود. این مسأله باعث می‌شود چهل و پنج نفر از طلاب پس از قطع شهریه‌شان توسط میرزا هاشم، تصمیم بگیرند مقسمین شهریه را کتک بزنند. قدرت‌الله علیخانی و علی‌اصغر فقیه مشکینی تحریک‌کننده اصلی این ماجرا بودند. مقسمین شهریه از این ماجرا مطلع می‌شوند؛ دفتر شهریه را جمع و از پرداخت شهریه خودداری می‌کنند و اسامی آن طلاب را به میرزا هاشم آملی می‌دهند. قدرت‌الله علیخانی و علی اصغر فقیه، طلبه‌ها را تحریک می‌کنند که در نماز جماعت صریحاً به آملی بگویند چنانچه شهریه ما آماده نشود، آزار و اذیت خواهی شد. ‏[۱۰]‎ مرحوم آملی نیز از این افراد نزد آیت‌الله شریعتمداری گلایه می‌کند. مرحوم شریعتمداری واسطه می‌شود و قرار بر آن می‌شود تا آیت‌الله آملی در آن ماه  به‌طور خصوصی به آن طلاب شهریه پرداخت نماید و از ماه آینده از روی دفتر آیت‌الله خویی به کسانی که امتحان داده‌اند شهریه پرداخت شود. ساواک اما گزارش داد که مرحوم آملی از دادن شهریه به این چهل‌وپنج نفر خودداری کرده و لذا قدرت‌الله علیخانی و علی اصغر فقیه، آنان را تحریک می‌کنند که در نماز جماعت صریحاً به آملی بگویند چنانچه شهریه ما آماده نشود، آزار و اذیت خواهی شد.‏[۱۱]‎

منش سیاسی آیت‌الله آملی در اوج فعالیت‌های انقلابی هم چندان تند و آتشین نبوده است؛ به‌گونه‌ای که ساواک چندان حساسیتی بر روی ایشان نشان نمی‌داده است. در یکی از گزارش‌های ساواک حتی برای دوری مردم از مرجعیت امام خمینی، توصیه شده است که از میرزا هاشم آملی حمایت شود تا مردم از رجوع به آیت‌الله خمینی سر باز زنند. ‏[۱۲]‎ در قسمت بعد به عملکرد مرحوم آملی در آستانه انقلاب اسلامی اشاره خواهیم کرد.

پانوشت‌ها

  • ۱. [^] خاطرات آیت الله صالحی مازندرانی، ص۷۴.
  • ۲. [^] خاطرات آیت الله احمدی میانجی، ص۲۷۶.
  • ۳. [^] خاطرات آیت الله گرامی، ص۲۹۱.
  • ۴. [^] امام خمینی در آینه اسناد، ج۱۰، ص۴۴۷.
  • ۵. [^] خاطرات آیت الله اسماعیل صالحی مازندرانی، ص۷۲.
  • ۶. [^] خاطره عبدالمجید معادیخواه، نقل از تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ص۱۵۰.
  • ۷. [^] خاطرات آیت الله محمد یزدی، ص۲۶۷.
  • ۸. [^] خاطرات آیت الله گرامی، ص۱۰۵.
  • ۹. [^] یاران امام به روایت اسناد ساواک، آیت‌الله عبدالرحیم ربانی شیرازی، ص۵۳.
  • ۱۰. [^] امام خمینی در آینه اسناد ساواک، ج۱۰، صص۲۶۹-۲۷۰.
  • ۱۱. [^] همان
  • ۱۲. [^] همان، ج۱۱، ص۳۴۳.

پاسخ دهید