مباحثات

رسانه فکری تحلیلی حوزه و روحانیت

یکی از مهمترین چالشها در زمینه عاشورا و سیدالشهداء این است که آیا ما پیرو امام حسین هستیم یا امام حسین پیرو ما هستند؟ آیا ما ابتدائا سیره و اهداف سیدالشهدا را شناسایی می‌کنیم و سپس بر مبنای آن رفتار می‌کنیم یا ابتدا بر اساس امیال و گرایشها و خواسته‌های خودمان اهدافی را مشخص می‌کنیم و سپس تصویری از سیدالشهدا نشان می‌دهیم که موید هدفمان باشد؟

قبل از انقلاب تصویری که توسط انقلابیون و نویسندگان انقلابی از امام حسین ارائه می‌شد، تصویر یک امام مبارز و انقلابی بود که علیه حاکم ظالم زمان خود اقدام مسلحانه انجام می‌دهد و در همین حین عده‌ای امام حسین را صرفا امامی می‌دانستند که مسیح وار مصائبی را به جان خرید تا پیروانش را از عذاب جهنم نجات دهد؛

در وقایع سیاسی یک دهه اخیر هم عده‌ای امام حسین را امامی می‌دانستند که علیه سلطان جائر زمان خود قیام کرد و عده‌ای راه تبعیت از امام حسین را تبعیت از ولی فقیه می‌دانند.

بعد از ماجرای برجام برخی امام حسین را امام مذاکره و مصالحه معرفی کردند و برخی امامی دانستند که هیهات مناالذله گویان با هیچ ظالمی مذاکره نکرد.

بالاخره امام حسین کدام این امام‌هاست؟ جالب اینکه تمام اینان نیز برای اثبات حرف خود به سخنی یا سیره‌ای از حضرت استناد می‌کنند و منابع ما تاب تمام این تفاسیر را دارد.

عاشورای امسال مصادف شده بود با سالگرد ربایش امام موسی صدر و خوب است به همین بهانه از ایشان نیز یاد کنیم.
از آنجایی که امام موسی صدر دیگر در بین ما نیستند به نظر می‌رسد هرکسی امام صدر خودش را ساخته و همان را دوست دارد.
یکی از انقلاب طرفداری میکند و استناد می‌کند به امام صدر، یکی با انقلاب مخالفت می‌کند و استناد می‌کند به امام صدر، یکی طرفدار جنبشهای مسلح منطقه است و استناد می‌کند به امام صدر و دیگری نیز که طرفدار گفت‌وگو و صلح است نیز استناد می‌کند به امام صدر.
بالاخره سید موسی صدر کدام یک از این تصویرهاست؟

نمونه دیگر مساله مختار است. داود میرباقری گفته من احساس کردم که ما نیاز به یک گلادیاتور وطنی داریم و برای همین مختارنامه را ساختم. یعنی ایشان در ابتدا یک هدف برای خودش تعیین کرده و سپس مختاری را ساخته که با اهداف خود سازگار بوده و لزوما منطبق با مختاری که در برخی منابع تاریخی گزارش شده نیز نمی‌باشد.

خلاصه آنکه به نظر می‌رسد با توجه به تعدد نقل‌ها و تواریخ و تفاسیر، هرکسی ابتدا هدف و مسیرش را مشخص می‌کند و سپس برای تایید خود سراغ سیدالشهدا میرود تا از ایشان نیز به عنوان موید خود استفاده کند.

و البته در این میان سوالی پیشینی و مهمتر نیز به وجود می‌آید و آن اینکه با توجه به این واقعیت که تنها راه شناخت ما از سیدالشهدا همین تواریخ و منقولات و روایت‌هاست، آیا اساسا راهی برای شناخت امام حسین خالص و بدون روتوش وجود دارد؟ آیا می‌توان امام حسین حقیقی را شناخت؟
جواب به این سوال قطعا ساده نیست!

  • انتشار یادداشت‌های وارده لزوما دیدگاه مباحثات نبوده و برای بحث و اظهارنشر بین اهل نظر و نقد منتشر می‌شود.

رده‌های مرتبط

پاسخ دهید