حجت‌الاسلام والمسلمین علی نصیری:

اساساً رمز و راز جاودانگی قرآن همین نکته است که قرآن به رخدادهایی که در گذشته اتفاق افتاده ـ اعم از آن‌که مربوط به پیش از دوره رسالت یا ناظر به دوران رسالت باشد ـ هیچ‌گاه به عنوان یک رخداد محض تاریخی نمی‌نگرد؛ بلکه آن‌ها را مَعبری برای ارتباط با همه آدمیان در همه اعصار و ادوار می‌شناسد. سرّ این امر مسأله «تشابه قلوب» ـ یعنی برابری حقیقت، هویت، امیال، غرایز و فطریات آدمیان در همه زمان‌ها ـ است.

دل‌نوشته‌ای از حجت‌الاسلام والمسلمین عالم‌زاده نوری

مأموریت اصلی من و تو ابلاغ کلام دین و سخن پروردگار بود و قرار بود همه‌ی آن منابع شناخت را در خدمت به‌فهمی سخن دین به کار بگیریم و قرینه‌های تفسیر و فهم آن بدانیم؛ نه این‌که سخن دین را به کلی کناری نهیم و ارتباط خود را با منابع ذخار قرآن و حدیث قطع کنیم و یک‌باره به آثار غربیان مراجعه کنیم و از مونتاژ و تلخیص و بررسی آن، مقالتی فراهم آوریم.

حجت‌الاسلام والمسلمین مسیح بروجردی:

امام می‌گوید: پویایی فقه جواهری را من ابداع نکرده‌ام؛ بلکه در طول تاریخ فقه شیعه چنین چیزی وجود داشته. فقهی که از قدیم تا حالا در حوزه‌ها گفته شده غلط نیست؛ فقط مسائلی در این فقه بوده که به آن توجه نشده و باید مورد توجه قرار گیرد. خصوصیت فقه سنتی این است که با متن ادله کار دارد و اگر استدلال فقه پویا از متن روایات و آیه نباشد من به آن معتقد نیستم.

گزارشی از دویست و نود و پنجمین شب از شب‌های بخارا با حضور اندیشوران و فرهیختگان

معاویه به لحاظ هوش و نبوغ سیاسی در تاریخ کم‌نظیر است. او، هم بزرگترین آرزویش این بود که با علی دربیفتد و هم وحشت داشت از این تقابل؛ این دوگانگی در جاهای مختلف ظهور کرد. در ترور امام، دست خود معاویه در کار بود و این را طوری طراحی کرده بود که خودش و عمروعاص هم آسیب ببینند. معمولاً مقدسین ابزار همین شیاطین می‌شوند. این مسأله‌ای طبیعی است در تاریخ.

حجت‌الاسلام والمسلمین قائم‌مقامی:

نتیجه‌ی نگاه عارفانه‌ی مخصوص تجلیات اسمای کلیه الهی (نه عرفان فردی تحت تجلیات اسمای جزئیه الهی) در روابط اجتماعی، پذیرش واقعیت کثرت و اختلاف است؛ یعنی کثرت را تضادی نمی‌بیند؛ بلکه تفاهمی می‌بیند و معتقد است از دل این کثرت می‌توان به توحید رسید. امام با انشعاب مجمع روحانیون موافقت کرد؛ اختلاف را تأیید کرد؛ چون تکثر را می‌خواست نهادینه کند.

استاد حسینی ژرفا در پاسخ به گفته‌ اخیر آقای محمدجواد لاریجانی درباره ربنای استاد شجریان:

این ادعا (تأثیر و تأثر ایقاع و مفاهیم) مربوط به اهل فن شریف موسیقی است و بهتر است امثال من و نیز گوینده این سخن، به حیطه تخصصی اهل موسیقی ورود نکنیم. اگر در قلمرو هنر یا علم، سلیقه‌ای خاص ـ اعم از سیاسی و غیرسیاسی ـ داریم، از دین و فقه برای آن مایه نگذاریم و همین مقدار از دیانت را که برای مردم این دیار باقی نهاده‌ایم، سودای این گونه مناقشات نکنیم.

دکتر شریف لک‌زایی در تبیین فلسفه سیاسی صدرالمتألهین:

صدرالدین شیرازی آن‌جا که از اجتماعی‌بودن انسان سخن می‌گوید و بر این نظر است که برای انتظام‌یافتنِ حیات خویش (نه فقط نظم‌یافتن) نیاز به تمدن و اجتماع و تعاون است، به نیازمندی انسان از قانون سخن می‌گوید؛ اما آن‌چه موجبات جاری‌شدن قانون در جامعه را فراهم می‌سازد، همانا عدالت است. از نظر ملاصدرا، عدالت در این‌جا نقشی ایجابی دارد و به نفی آنچه درست نیست می‌پردازد: «هر فکر و عمل و رفتار معتدل آن است که از اضداد خالی باشد».

حجت‌الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی:

ما یک منبع هستی دین داریم که آن وحی است؛ اما آن‌چه به‌عنوان نقل یاد می‌کنیم، منبع نیست؛ بلکه دلیل و راهنماست؛ نقل می‌آید تا وحی را بکاود و از آن حقیقت استفاده کند؛ همان‌گونه که عقل چنین نقشی دارد؛ یعنی عقل و نقل سراج هستند و وحی صراط است. عقل و نقل با هماهنگی یکدیگر به‌دنبال این هستند که حقیقت دین را واکاوی کنند. بنابراین آن نقلی که در عقلانیت سنتی ارائه شده است، در عقلانیت وحیانی نیست.

غالب علل موجود در روایات (علل الشرایع)، در واقع حکمت هستند که به شکل علت آمده‌اند/ شریعت سنگلجی بی‌دین نبود؛ شیعه بود؛ ولی کجی‌ها و انحرافاتی داشت/ درباره «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و…» اگر موضوع عوض شود و عنوان یک حکم از بین برود، دیگر آن حکم حلیت و حرمت هم از بین خواهد رفت/درباره کتاب «فقه‌الرضا» صدوق هیچ اشاره‌ای نکرده و پیداست که آن زمان، کتابی با این عنوان دست آن‌ها نبوده است.

در مناظره حجت‌الاسلام والمسلمین خسروپناه و دکتر مهدی گلشنی مطرح شد:

چرا الآن علم دینی مطرح است و چرا در تمدن اسلامی مطرح نبوده؟ چرا ما دنبال علم اسلامی و دینی هستیم؟/معتقد نیستم که در دوره تمدن اسلامی متفکران ما دنبال اسلامی‌سازی علوم نبوده‌اند. ما الآن وقتی به اسلامی‌سازی علوم می‌­پردازیم، درواقع راه آن‌ها را ادامه می‌دهیم؛ اما اقتضائات، مسائل، مبانی و مکاتب تفاوت کرده است.