تأملی در مرام مداحی

ملا احمد نراقی هم زبان به گلایه گشوده بود. وی برخی واعظان و منبریان و مداحان را نقد می‌کرد که چرا به قصد اشک‌ریزی، هر سخنی را بر زبان می‌­آورید و هر قصه­‌ای را می‌پرورید. علی شریعتی حتی مداحی و تشریفاتِ سوگواری را وسیله‌­ای می‌­دانست که مردم از شناخت حقیقت و تفکر در هدف‌های اصلی مکتب تشیع و انقلاب کربلا غافل بمانند.

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن مهاجرنیا

از موضوعاتی که این روزها در شبکه‌های اجتماعی به آن دامن زده می‌شود، تمدن‌گرایی و ایرانشهرگرایی به مناسبت روز کوروش  است. گذشته‌ی هر ملتی هویت تاریخی اوست؛ مثبت‌بودن آن باعث افتخار و منفی‌بودنش سبب ناخوشایندی است. گذشته‌ی خوب یا بد قابل انکار نیست. انکار هویت تاریخی حماقت است؛ همان‌طور که بازگشت به گذشته نیز حماقت است.

استاد رسول جعفریان:

فرق است بین وقتی که یک دانش را در حد عمومی و تمدن‌زا استفاده کنیم؛ یا صرفاً در حد چهار متخصص که فقط بلدند محاسبات کنند. مسأله مهم‌تر این‌که ما مسلمان‌­ها انقلاب علمی نکردیم و فقط حرف­‌های یونانی‌ها را به اندازه یک سانت جلو بردیم. ما هیچ­‌وقت نتوانستیم فیزیک را از قید جوهر و عرض رها کنیم. ما اگر این همه ریاضی بلد بودیم، چطور نتوانستیم یک دوچرخه ساده بسازیم؟!

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار هفتم: دکتر سعید زیباکلام

فلسفه علم وقتی از ابتدای انقلاب، وارد ایران شد، بدون توجه به تاریخ علم مطرح شد؛ در حالی‌که در غرب، این حوزه عمدتاً با عنوان فلسفه و تاریخ علم شناخته می‌شود. این تاریخ علم است که فلسفۀ علم را از پرواز در آسمان و سخنان انتزاعی دور می‌کند و به روی زمین می‌آورد. با این نگاه است که می‌توانیم دریابیم که بخش زیادی از نظریات و سخنان نیوتن که اینشتاین او را بزرگ‌ترین دانشمند همۀ اعصار می‌نامد، ربطی به مشاهده و آزمایش ندارد.

اقتصاد اسلامی و کارکرد کلامی (گفتار اول):

در حالی که علم اقتصاد سیاسی غربی ناظر به امر واقع بود، علم اقتصاد اسلامی همچون دیگر علوم اسلامی متن‌محور بود؛ یعنی علما در تلاش برای مواجهه با علم اقتصاد سیاسی غربی به‌جای رجوع به امر واقع و فهم قوانین و قواعد جاری و ساری در آن، تلاش کردند تا قواعد این علم را از درون منابع اسلامی نظیر قرآن، سنت و حدیث کشف و استخراج نمایند. می‌توان گفت تفاوت علم اقتصاد اسلامی با علم اقتصاد سیاسی مانند تفاوت علم کلام و فلسفه است.

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار ششم: استاد محمدمهدی میرباقری

برای فهم کلام معصوم باید قلب فرد زنده شود. اگر خدای متعال ارادۀ هدایت کسی را داشته باشد، این علم در قلبش واقع می‌شود. باید دائما اهل طلب و استفهام بود تا از خدای متعال طلب فهم کرد. علم، آن اسرار الهی است که به کسی می‌دهند که می‌خواهد امانت خدا را جای خودش مصرف کند. اگر بخواهی خود را مالک علم ببینی و آن را هر جور که دلت می‌خواهد خرج کنی، به تو علم نمی‌دهند و هر آن‌چه داری قیل‌وقالی بیش نیست.

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار پنجم: دکتر سید حمید طالب‌زاده

ما مسلمانان تقریباً بعد از آشنایی با تمدن مدرن، در حال اخذ دستاوردهای علمی و تکنولوژیک آن هستیم. با این حال شاید کمتر دربارۀ ماهیت آن‌چه از غرب اخذ می‌کنیم و تأثیرات فرهنگی آن اندیشیده‌ایم. این دستاوردها دربرگیرنده نظریه‌ها و ارزش‌هایی هستند که لزوماً با جهانی که مسلمانان تاکنون در آن زیسته‌اند، سازگار نیستند. یکی از این ناسازگاری‌ها تلقی مدرن و ریاضیاتی از علم است که اساساً ماهیت امور را ریاضیاتی می‌فهمد؛ در حالی‌که در میان مسلمین، ریاضیات اساساً علمی ابزاری برای درک روابط میان اشیا بوده است.

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار چهارم: حجت‌الاسلام والمسلمین پارسانیا

چینش علوم در طبقه‌بندی‌های مختلف و حتی چینش نهادی آن‌ها ناظر به یک نطق معرفتی متفاوت است و باید ناظر به فرهنگی باشد که آن‌را پذیرفته‌ایم؛ در غیر این‌صورت امکان استحالۀ یک فرهنگ در فرهنگ دیگر چندان دور از نظر نیست.

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار سوم: حجت‌الاسلام والمسلمین رهدار

در جامعه دینی، شما به یک منطق زیست تکاملی نیاز دارید که دو مرحله دارد؛ یک مرحله مقدماتی که من به از آن به نام الگوی عدالت یاد می‌کنم و یک مرحله استکمالی که از آن به عنوان الگوی ایثار یاد می‌کنم. جامعه تمدنی و جامعه کامل مهدوی بر پایه عدالت نیست؛ برپایه ایثار است.

تأملاتی در مواجهه ما با جهان جدید؛ گفتار دوم: دکتر محمدعلی رجبی دوانی

نهضت اصلاح دینی هرچند در بدو امر برای اصلاح رذائل موجود در مسیحیت پایه‌ریزی شد، اما در نهایت به استحالۀ خود دین منتهی گردید. احکام حلال و حرام مسیحیت به کلیسا نسبت داده شد و برای رهایی از آن‌ها ارجاع مستقیم به خود کتاب مقدس در دستور کار قرار گرفت. این فرایند با جدایی دین از سیاست، منجر به شکل‌گیری پروتستانتیسم گردید و دین را محدود به عرصۀ خصوصی و رابطۀ شخصی بین انسان و خدا نمود.