به بهانهٔ کناره‌گیری سید مقتدی صدر از سیاست؛

مقتدی صدر پیش از این هم در تابستان گذشته اعلام کرده بود که هر گونه فعالیت سیاسی را کنار می‌گذارد؛ اما طولی نکشید که به عرصهٔ سیاسی بازگشت. در آن زمان وی علت اقدام خود را اعتراض به اقدامات مسلحانه برخی از هم‌فکرانش، اوضاع نابسامان کشور و سکوت اهل سیاست در قبال مصالح ملت اعلام کرده بود.

در حاشیه اکران فیلم سینمایی رستاخیز؛

انتقاد جامعه دینی و پس از آن علما و مراجع به اشکالات عدیده فیلم رستاخیز دست مدیران فرهنگی کشور را در آزمونی قرار داده است که با تدبیر و درایت می‌توان از آن سربلند بیرون آمد.

تأثیر متقابل حوزه و انقلاب/ ۵

فقه ما یک فقه مترقی است؛ فقهی که متناسب با زمان‌ها و مکان‌های مختلف، حرفی برای گفتن دارد. ایشان معتقد بودند به اینکه اساساً آیات الهی و روایات وارده از اهل بیت (علیهم السلام) چنان طراوت، زیبایی و درخشندگی‌ای دارد که می‌تواند پاسخگوی همه نیازها در همه عصرها باشد.

در خاطرات بسیاری از روحانیون مبارز پیش از انقلاب از سنگی در مدرسه فیضیه با عنوان «سنگ انقلاب» نام برده می‌شود که مرور این خاطرات خالی از لطف نیست. گفتنی است این سنگ تا چند سال پیش در ضلع جنوبی مدرسه فیضیه و نزدیک درب ارتباطی مدرسه با حرم قرار داشت که به هنگام تعمیرات سال‌های اخیر به زیر رواق شمالی این مدرسه منتقل شده است.

تأثیر متقابل حوزه و انقلاب/ ۲

آیت الله جلالی خمینی از سال ۱۳۴۲ و به درخواست امام خمینی عازم تهران شد و نقش مؤثری در تبلیغ و شکل‌گیری مبارزه در شرق تهران داشت. پس از انقلاب نیز از سوی امام به عنوان امام جمعه خمین و یک سال به عنوان شورای نمایندگی در حج منصوب شد. مسئولیت کمیته‌های شرق تهران و عضویت در شورای مرکزی بنیاد مسکن و تأسیس مدرسه علمیه از دیگر فعالیت‌های وی است.

تأثیر متقابل حوزه و انقلاب/ ۱

به نظر من همان جریان‌های قبل از انقلاب در حوزه علمیه امروز هم حضور دارند و این تقسیم‌بندی به هم نخورده است. اگرچه کم و کیف آنها ممکن است فرق کرده باشد. البته برخی معتقدند بعد از انقلاب ظواهر فساد از بین رفته است اما برخی دیگر معتقدند نگاه مردم به روحانیت و مسائل اعتقادی تضعیف شده است.

ویژه اندیشه سیاسی اسلام؛

در اندیشه سیاسی امام خمینی، رأی هیچ کس بر هیچ کس حجت نیست. هیچ بشری نباید بر دیگری حکومت کند؛ چرا که حکومت بر دیگران، به منزله تصرف در اموال و اَعراض مردم به شمار می‌رود. در واقع باید گفت «أصالة عدم ولایة أحد علی أحد بالذات» است.