آیت‌الله سید منیر خباز:

در دیدار با آیت‌الله‌العظمی سیستانی بحثی را درباره مسأله سرعت بی‌اعتقادشدن به باورهای دینی، خصوصاً در بین جوانانی که به کشورهای غیر اسلامی می‌روند مطرح کردیم. مسأله‌ای که باعث می‌شود باور دینی برخی از جوانان در مقابل مجموعه‌ای از سؤالات و شبهات دینی و عقیدتی شکسته شود و حتی گاهی اوقات از مسلمانی معتقد، به منتقد شدید باورهای دینی تبدیل شوند. از همین رو پرسش اساسی درباره روش نتیجه‌بخش در تعامل با این پدیده بود.

حجت‌الاسلام سید فرید حاج‌سید‌جوادی:

در نظریه «مردم‌سالاری اسلامی» مشروعیت الهی حکومت منوط به اراده و خواست مردم است. از سوی دیگر مردم وظیفه دارند، برای برپایی حکومت ولی مرضیّ خداوند تلاش و با وی بیعت کنند. آن‌جا که مردم به تکلیف خود عمل کنند، ولیّ تعیین‌شده از سوی خداوند حق حکومت و اِعمال ولایت دارد. در جایی که مردم از تکلیف خود سرباز زنند، معاقب و گناهکارند؛ اما آن فردِ دارای صلاحیتِ ولایت بر مردم، حقی برای حکومت ندارد.

گزارشی از دویست و نود و پنجمین شب از شب‌های بخارا با حضور اندیشوران و فرهیختگان

معاویه به لحاظ هوش و نبوغ سیاسی در تاریخ کم‌نظیر است. او، هم بزرگترین آرزویش این بود که با علی دربیفتد و هم وحشت داشت از این تقابل؛ این دوگانگی در جاهای مختلف ظهور کرد. در ترور امام، دست خود معاویه در کار بود و این را طوری طراحی کرده بود که خودش و عمروعاص هم آسیب ببینند. معمولاً مقدسین ابزار همین شیاطین می‌شوند. این مسأله‌ای طبیعی است در تاریخ.

جامعه‌شناسی کنشگری روحانیت در انتخابات (۳): دکتر حسین بادامچی:

نهاد روحانیت، به‌واسطه نفوذ اقتدار سیاسی، ساختار بورکراتیک پیدا کرده است و نهادهایی حاکمیتی مانند شورای عالی حوزه‌های علمیه، جامعه مدرسین، جامعه روحانیت و دادگاه ویژه روحانیت، آن را اداره و هدایت می‌کنند و بر آن نظارت دارند. اختصاص طبقات حاکمیتی خاصی مثل قضاوت و عضویت در شورای نگهبان، پیوند میان روحانیت و حاکمیت را مضاعف کرده است.

به‌مناسبت نوزدهم رمضان

حتی معاویة بن ابی سفیان که از جمله دشمنان به‌نام و قسم خورده‌ی امیر مؤمنان علی(ع) بود وسالیانی متوالی سبّ آن حضرت می‌کرد ـ بلکه دستور سبّ آن حضرت را بر بالای منابر داده بود ـ همان سخن ابن عباس را مکرر به زبان می‌آورد و می‌گفت: «هیهات که دیگر زنان، شخصیتی چون علی بزایند».

حجت‌الاسلام والمسلمین مهاجرنیا:

یادداشت وارده

مقام معظم رهبری مردم انقلابی و حزب‌اللهی را به سربازان آماده‌ی اقدام، تشبیه کرده‌اند که در شرایطی که مسئولان در مقابل ناهنجاری‌ها، مفاسد و انحرافات و کجروی‌های فکری و رفتاری بی‌تفاوت هستند، آن‌ها موظفند با تشخیص وظیفه در چارچوب اصول به صورت خودجوش و داوطلبانه به مسئولیت اصلاحی خود عمل کنند. البته با توجه به سابقه مصادره جناحی بیانات مقام معظم رهبری، حساسیت نخبگان فکری به این موضوع قابل فهم است.

آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی:

اگر یک حادثه کوچکی در یک گوشه‌ای از کشور اتفاق افتاد، هیچ ترسی نباید به خود راه داد. مرحوم کاشف‌الغطا می‌گوید: وجود مبارک امیرالمؤمنین از حسین بن علی شجاع‌تر بود؛ حسین بن علی روز روشن مسلحانه وارد میدان شد؛ اما امیرالمؤمنین با دست خالی به جای پیغمبر خوابید؛ در حالتی که چهل شمشیردار آمدند که او را تکه پاره کنند. اما همین علی می‌گوید در شب جنگ بدر دیدم وجود مبارک پیامبر از سر شب تا صبح، کنار یک درخت دارد با خدا زمزمه می‌کند؛ گویا اصلاً فردا جنگی نیست.

جامعه‌شناسی کنشگری روحانیت در انتخابات (۲): دکتر علیرضا شجاعی زند

برای روحانیت مهم نیست که بر قدرت باشد یا در قدرت. این‌ها صورت مسأله است؛ در هر زمانی و بر حسب شرایط و مصالح ممکن است در قدرت باشد یا بر قدرت. برای روحانیت مهم این است که در صحنه باشد و برکنار از قدرت و بی‌اعتنا به جامعه و مناسبات قدرت نباشد. همچنین روحانیت باید توجه کند قدرت چه مسیری به‌دست آمده است (با زور و شمشیر یا…) و در چه مسیری از آن استفاده می‌شود و چه اهدافی را دنبال می‌کند. بنابراین بر قدرت و در قدرت بودن اهمیت ثانویه دارد.

تصور بسیاری از روحانیون و علما این است که پرداختن بیش از حد معمول حوزویان به امور سیاسی و حزبی، جایگاه مرجعیتی آنان را کاهش داده و این نهاد اثرگذار را تا سطح طرف دعوای دیگر گروه‌های سیاسی تنزل داده است. نتیجه چنین رفتارهایی، به گمان جریان غیرسیاسی فعلی، کاهش دینداری و اخلاق در جامعه است و روحانیت اکنون وظیفه دارد که با کمرنگ‌کردن فعالیت‌های سیاسی و اجرایی خود، فکری به حال بحران اخلاق و دینداری جامعه کند.

استاد رسول جعفریان:

تاریخ تفکر، ضروری‌ترین چیزی است که به کار یک مرکز علمی مانند قم می‌آید. این که بداند از نظر فکری، چه فراز و فرودهایی داشته است؛ چرا در ادوار مختلف، وضع علمی متفاوت داشته است؛ چرا یک زمان سراغ فلسفه یا کلام رفته و وقتی دیگر اخباری شده است؛ این اتفاقات مسلماً قانون‌مند است. مثلاً فهم این نکته توسط ابن خلدون، که یک دانش چه زمانی شکل می‌گیرد و چه زمانی می‌میرد، برای فکر ما مهم است.