ملاحظاتی چند در ناشناختگی مولانا و اندیشه‌هایش در میان منتقدان

پاسخی به اظهارات شیخ حسن میلانی

نقد، جرح، تاخت و تاز، دشنام‌گویی، تفسیق، تکفیر و اموری از این دست، سهم عارفان و صوفیان مسلمان از ناحیه قشریان و متشرعان و ظاهرنگران در قرون اخیر بوده است. البته سهم نقد در این میان بسیار اندک‌تر از دیگر روش‌ها بوده است. بیشتر منتقدان و منکران عرفان، مطالعات چندانی درباره آموزه‌های آن نداشته‌اند و حتی نمی‌دانند آن‌چه را نقد می‌کنند، در چه منبعی و به چه صورت آمده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین علی نصیری:

اساساً رمز و راز جاودانگی قرآن همین نکته است که قرآن به رخدادهایی که در گذشته اتفاق افتاده ـ اعم از آن‌که مربوط به پیش از دوره رسالت یا ناظر به دوران رسالت باشد ـ هیچ‌گاه به عنوان یک رخداد محض تاریخی نمی‌نگرد؛ بلکه آن‌ها را مَعبری برای ارتباط با همه آدمیان در همه اعصار و ادوار می‌شناسد. سرّ این امر مسأله «تشابه قلوب» ـ یعنی برابری حقیقت، هویت، امیال، غرایز و فطریات آدمیان در همه زمان‌ها ـ است.

به‌مناسبت سالروز شهادت

رعایت حال پرسشگر از موارد اساسی در پاسخ‌گویی به سؤال است؛ دلیل آن هم گاه درنظرگرفتن سطح فهم پرسش‌گر است (یعنی نباید به همه افراد به یک‌گونه پاسخ داد) و گاه  توجه به شرایط و حساسیت‌های اجتماعی. از آن‌جا که امامان معصوم در زمان حکومت‌های ستمگر بودند و خود و شیعیانشان در حال تقیه، سعی می‌کردند در موارد خاص این نکته را رعایت کنند تا مشکلی برای یاران و اصحاب ایجاد نشود.

دل‌نوشته‌ای از حجت‌الاسلام والمسلمین عالم‌زاده نوری

مأموریت اصلی من و تو ابلاغ کلام دین و سخن پروردگار بود و قرار بود همه‌ی آن منابع شناخت را در خدمت به‌فهمی سخن دین به کار بگیریم و قرینه‌های تفسیر و فهم آن بدانیم؛ نه این‌که سخن دین را به کلی کناری نهیم و ارتباط خود را با منابع ذخار قرآن و حدیث قطع کنیم و یک‌باره به آثار غربیان مراجعه کنیم و از مونتاژ و تلخیص و بررسی آن، مقالتی فراهم آوریم.

جامعه‌شناسی کنشگری روحانیت در انتخابات (۵): دکتر علی انتظاری:

سنت آگوستین مردم را به دو دسته تقسیم می‌کند: «مردان شهر آسمانی» و «مردان شهرزمینی»؛ و می‌گوید آدم‌ها که به دنیا می‌آیند بالذات یا آسمانی هستند یا زمینی. بر اساس این نگاه، این تلقی وجود دارد که امر آسمانی کاملاً در تقابل با امر زمینی قرار دارد و این در تفکر مسیحیت خیلی تداوم پیدا کرده است. اسلام مبتکر تلفیق این دو ساحت است؛ توحید به نوعی همین تلفیق آسمان و زمین است.

حجت‌الاسلام والمسلمین منصور میراحمدی:

با ظهور انقلاب اسلامی از سویی ایده تقیه کنار گذاشته می‌شود و از سوی دیگر اصل و مشروعیت نظام سلطنتی زیر سؤال می‌رود؛ که هر دو نکته را می‌توان در فقه سیاسی امام خمینی(ره) به روشنی مشاهده کرد.  در این دوران پرسش جدیدی فراروی فقه سیاسی قرار می‌گیرد و آن سؤال از مشروعیت یا عدم مشروعیت نظام مردمی است؛ یعنی عدم مشروعیت نظام سلطنتی امری مفروغ عنه است.

به‌مناسبت روز حجاب و عفاف

آیت‌الله مکارم شیرازی: گاهى دشمنان تعبیر مى‌کنند که اگر ما موفق شویم حجاب را از سر مسلمانان یا از سر زنان ایرانى برداریم، در واقع تا حد زیادى توانستیم اسلام یا نظام جمهورى اسلامى را شکست دهیم. آیت‌الله نوری همدانی: اساساً شأن فقیه بیان کلیات احکام خداست؛ اما شکل حجاب و خصوصیات آن را باید به خود خانم‌ها واگذار کنیم یا از نظرات مشورتى آنان استفاده کنیم.

نگاهی دیگر به جریان‌شناسی حوزه:

دکتر طباطبایی‌فر: اسپریگنز بر این عقیده است که در یک موضوع، هر متفکری با توجه به بحرانی که در آن موضوع تشخیص می‌­دهد، سعی می‌­کند راه حلی را ارائه نماید. مبنای کار در این کتاب، نظریه­‌ی ایشان است؛ تلاش کردم بدانم دغدغه‌­ی اصلی هر یک از این جریانات متکثر در حوزه‌­ی علمیه‌­ی قم چیست و چه چیزی بحران و مسأله­‌ی اصلی آن‌ها بوده است و در مقابل چه بحران‌­هایی این راه‌حل‌­ها را ارائه کرده‌­اند.

حجت‌الاسلام والمسلمین مسیح بروجردی:

امام می‌گوید: پویایی فقه جواهری را من ابداع نکرده‌ام؛ بلکه در طول تاریخ فقه شیعه چنین چیزی وجود داشته. فقهی که از قدیم تا حالا در حوزه‌ها گفته شده غلط نیست؛ فقط مسائلی در این فقه بوده که به آن توجه نشده و باید مورد توجه قرار گیرد. خصوصیت فقه سنتی این است که با متن ادله کار دارد و اگر استدلال فقه پویا از متن روایات و آیه نباشد من به آن معتقد نیستم.

جامعه‌شناسی کنشگری روحانیت در انتخابات (۴): حجت‌الاسلام والمسلمین مجتبی نامخواه:

تعبیری که امام دارند این است که تحجر می‌تواند نسبت روحانیت با سیاست را  توضیح دهد. قبل از انقلاب، صورت غالب تحجر عبارت است از تنزه‌طلبی و ورکشیدن رخت و دامن افراد و جریان‌های حوزوی از میدان سیاست و میدان مبارزه با امر سیاسی. اما بعد از انقلاب عبارت است از تلاش برای به انحصاردرآوردن عرصه سیاسی؛ که تعبیر امام در این‌باره «قیم‌مأبی» است.