• مصائب تصحیح متون و شرح‌‌حال‌نویسی در گفت‌وگو با استاد رضا مختاری

    درباره‌ی میراث فقهی غنا و موسیقی آیت‌الله خرازی فرمودند که این کتاب پنجاه درصد کار فقیه را انجام داده است. آیت‌الله جوادی نیز آن را سر درس می‌بردند و از روی کتاب می‌خواندند که خودش برای ما تشویق بود. بعدها مقام معظم رهبری هم در درس خارجشان در بحث غنا و موسیقی، تمام احادیث را از روی این کتاب خواندند و از آن تجلیل کردند.

  • این آفت بیان‌گر آن است که در نظام تربیتی حوزه، اجتهاد در فربگی تاریخی خود، فارغ از «مسأله اجتماعی» موضوعیت یافته و نیازمند قطب علمی و نهادهای متمرکز آموزشی است. البته پیش از انقلاب این تمرکز به بهانه قدرت مرجعیت شیعه تقویت می‌شد؛ اما پس از انقلاب، با وجود حاکمیت فقیه در پایتخت سیاسی، قم به‌عنوان پایتخت دینی، در معنایی سکولارتر و علم‌گرایانه‌تر به بقا و توسعه خود ادامه داد.

  • یادداشتی کوتاه در مواجهه فقها با مقوله غنا

    جدال میان موسیقی و روحانیت گویی پایانی ندارد. بعد از این‌که ماجرای برگزاری کنسرت‌های موسیقی نقل محافل بود و پای برخی از مراجع را نیز به ماجرا کشاند، این بار طلبه‌­ی جوانی، علیه کنسرت موسیقی اقدامی انجام داده و آتش مواجهه روحانیت و موسیقی را بار دیگر افروخته کرده است. مراجع عظام تقلید اما در خصوص حکم موسیقی، اختلاف دیدگا‌‌ه‌هایی دارند

  • حجت‌الاسلام والمسلمین سعید رحیمیان:

    همراه با تأملی آسیب‌شناسانه بر رفتارهای حوزه و روحانیت

    همان‌طور که سمی اندک در منبع آب همه منبع را زهرآلود می‌کند، ورود انحراف و خرافه یا قصور و تقصیر در عرضه‌ی درست دین نیز می‌تواند اندیشه دینی را حداقل در برخی ابعادش مسموم سازد و نتیجه معکوس به‌بار آورد. تفکر طالبان و داعش و مسلک سلفی‌تکفیری، صرف‌نظر از خاستگاه‌های آن، نمونه‌‌هایی از رسوخ این سموم در جریانات دینی و ایمانی‌اند؛ سمومی از قبیل جهل مقدس،

شیخ عبدالسلام محمد استاد دانشگاه الازهر:

در وقاحت و بی‌شرمی برخی از گروه‌های تبشیری همین بس که در همایشی که در ۱۹۵۴ تشکیل دادند، ادعا کردند قرآن، کتابی است مجهول‌المؤلف که ما باید مؤلف آن را پیدا کنیم! ما در مصر با مسیحیان و قبطی‌ها ارتباطِ اجتماعیِ صمیمی داریم و ایشان نیز در دستگاه‌های دولتی حضور پررنگی دارند.

مدیر حوزه‌های علمیه و رئیس جامعة‌المصطفی:

گرچه جامعةالمصطفی در رشته‌سازی، در جهان اسلام بین مراکز فرهنگی واقعاً پیشرو است؛ ولی باز هم معتقدم  خلأ زیادی در ایجاد رشته‌هایی همچون فقه و اصول با رویکرد فرهنگ‌شناسی هستیم. در فقه نیازمند فرهنگ‌شناسی هستیم و فقها باید به فقه فرهنگی بیش‌تر توجه کنند و یکی از ابواب فقه را به فرهنگ و فقه فرهنگی اختصاص دهند.

آیت‌الله کریمی جهرمی در نشست نکوداشت صاحب‌جواهر

صاحب‌جواهر مشهور به این بود که در مقام اجتهاد و استنباط از محدوده انصاف خارج نمی‌شد و از تعصبات پیروی نمی‌کرد. توجه زیادی بر تصدیق احکام بر اساس قوت و تعدد روایات داشت و جمع و حمل روایات را مورد توجه قرار می‌داد و حرمت روایات را بسیار مراعات می‌کرد.

به‌مناسبت مبعث

از نظر او همه‌ی افراد جامعه موظف به مقاومت در برابر ستمکاران هستند و نباید نقش تماشاگر ایفا بنمایند و می‌فرمود برادرت را چه ظالم باشد و چه مظلوم یاری نما! اصحاب گفتند معنی یاری‌کردن به مظلوم را فهمیدیم؛ ولی ظالم را چگونه یاری کنیم؟ فرمود دستش را بگیرید تا نتواند به کسی ستم کند.

در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام هرمز معاون امور فرهنگی کمیته امداد استان قم

دغدغه‌ی طلاب مددکار در ارائه‌ی کمک به مددجویان عزیز، گاهی فراتر از وظایفشان و بدون انگیزه‌ی مالی و از روی احساس وظیفه‌ی جهادی و با انگیزه‌ی معنوی و دینی است و به همین جهت است که کار برکت پیدا می‌کند و  بزرگان هم، کار را تأیید می‌کنند؛ مثلاً آیت‌الله حسینی بوشهری گفتند اگر نگوییم این طرح بی‌نظیر است، قطعاً کم نظیر است.

آسیب‌شناسی اجمالی رابطه مردم و روحانیت پس از انقلاب

اولین و بدیهی‌ترین ذهنیتی که از روحانیت در اذهان بسیاری از مردم ـ به‌ويژه جوانان ـ وجود دارد این است که روحانیت عنصری است که با گرفتن پول و بودجه از مردم و حکومت برای خودش درس می‌خواند و در نهایت هم در مقابل خواسته‌های ذاتی و طبیعی مردم می‌ایستد. فارغ از میزان صحت و سقم این ذهنیت، روحانیت باید وجود چنین ذهنیتی را بپذیرد.

گفتاری از آیت‌الله مددی

این مطلب از خصوصیات کلیه مکاتب انبیای الهی است که دقیق‌ترین و عالی‌ترین مسائل را با ساده‌ترین و روشن‌ترین تعابیر بیان می‌کنند. در این مکتب‌ها نه دیدن دوره‌های تخصصی لازم است و نه داشتن امتیازات خاص. این جا دیگر آکادمی افلاطون نیست که بر سر در آن بنویسند: هرکس هندسه نمی‌داند، وارد نشود.

برخی از روحانیون اما بر آن شده‌­اند تا علاوه بر مرام طلبگی به اشتغال دیگری نیز روی بیاورند. از این گونه موارد انگشت‌شمار وجود دارد که علاوه بر مشی طلبگی، به اشتغال دیگری نیز گرایش یافته­‌اند. نقل است که مرحوم علامه طباطبایی پس از این‌که در نجف اشرف مشغول به تحصیل بوده، به دلیل عدم دریافت مقرری، به تبریز بازمی‌­گردد و مدت ده سال به کشاورزی می‌­پردازد.