حجت‌الاسلام والمسلمین میرموسوی در گفت‌وگو با مباحثات:

به‌مناسبت سالگرد درگذشت آیت‌الله محمدحسین نائینی

مرحوم نائینی نماینده‌ی جریان نواندیشی دینی در گفتمان مشروطیت است و رویکرد او به مسائل مدرن ـ که حکومت قانون در کانون آن قرار دارد ـ با استفاده از روش‌شناسی اجتهادی بود؛ یعنی تلاش می‌کرد در چارچوب روش‌شناسی اجتهادی، برخی از مهم‌ترین مسائل دولت مدرن و حاکمیت قانون را مورد بررسی قرار دهد. ⬿

حجت‌الاسلام والمسلمین سید علی میرموسوی:

در پرتو ادعاهای پسااسلام‌گرایی ما شاهد نوعی بازگشت و بازاندیشی در فقه سیاسی هستیم؛ بازگشت به فضای پیش از اسلام سیاسی؛ بازاندیشی تجربه فقهای دوران مشروطه؛ فقهایی مانند نایینی. نوعی نایینی‌گرایی جدید در حال رخ‌دادن است تا ما بهتر بتوانیم مسائل مربوط به دولت را درک کنیم و به آن‌ها پاسخ بدهیم. ⬿

روحانیت و مردم‌سالاری (بخش پایانی)

با وجود چیرگی نگرش منفی نسبت به دموکراسی، روحانیت موضع یک‌سانی نسبت به تمامی شاخص‌های دموکراسی و ترتیب‌های نهادی آن ندارد. شاخص‌ها و ترتیب‌های صوری مانند انتخابات نسبت به شاخص‌های ماهوی مانند حاکمیت قانون، تفکیک قوا، حقوق بشر که به کاهش اقتدار سیاسی روحانیت می‌انجامد، از اقبال بیش‌تری برخوردار می‌باشند. ⬿

روحانیت و مردم‌سالاری (بخش سوم)

عدم برداشت انحصارگرایانه از دین و برابری فرصت طرح دریافت‌های متفاوت از آموزه‌های دینی شرط لازم برای حفظ مدنیت نهاد روحانیت است. داوطلبانه‌بودن، هم در مورد عضویت و پیوستن و گسستن از این نهاد و هم در کنش‌های مربوط به سامان‌دهی آن است؛ مثلاً در مورد مرجعیت تقلید ـ که یکی از سلسله مراتب اقتدار در سازمان روحانیت است ـ قدرت سیاسی و دولت هرگز نمی‌توانند مداخله و یا اعمال نفوذ کنند. ⬿

روحانیت و مردم‌‌سالاری (بخش دوم)

آیا روحانیت مجموعه‌ای از افراد است یا نهادی اجتماعی؟ آیا روحانیان یک صنف‌‌اند که به اعتبار نقش و کارکرد اجتماعی از دیگر اصناف متمایز می‌شوند؟ یا طبقه‌ای اجتماعی‌اند که به اعتبار شیوه‌ی معیشت و پایگاه اجتماعی و جایگاه‌شان در روابط تولیدی از دیگر طبقات متمایز می‌شوند؟ از دیدگاه جامعه‌شناختی، روحانیت گونه‌ای قشربندی اجتماعی است که بر پایه‌ی کارویژه‌هایی مانند تفسیر دین و دفاع از تعالیم آن، اجرای احکام و مراسم دینی، گرفتن و توزیع وجوه شرعی، از دیگر گروه‌های اجتماعی متمایز می‌شود. ⬿

روحانیت و مردم‌سالاری (بخش اول)

دموکراسی در ذات، مفهومی غیردینی داشته و مؤلفه‌ی اصلی آن حاکمیت مردم بوده و مبتنی بر دو اصل برابری سیاسی و نظارت همگانی است. هم‌چنین در تعابیر گوناگونی که از دموکراسی ارائه شده، هیچ‌کدام حذف یا ستیز با دین و دین‌داری را به‌همراه ندارد. بنابراین غیردینی‌بودنِ مفهوم دموکراسی، به‌معنای ضددینی بودن آن نیست. البته تعابیر اقتدارگرایانه و ایدئولوژیک از دین با دموکراسی ناسازگار است. ⬿