گزارش و نقد کتاب «بازگشت به اسلام»

این جریان می‌تواند مطمح گروه‌های مردمی قرار گیرد که از یک سو از حاکمیت‌های کشورهای اسلامی شیعه و سنی خسته شده‌اند و از سوی دیگر چشم انتظار ظهور منجی‌اند. بازخوانی فرهنگی بر اساس نقد باورهای پیشین و ارائه تفسیری نو از اسلام نیز می‌تواند ضامن احساس آرامش بیشتر حامیان هاشمی خراسانی باشد.

گزارشی از یک گعده آنلاین با موضوع «زی طلبگی»

بر خلاف حدود احکام الهی که به‌صورت کاملاً مشخص در توضیح‌المسائل توضیح داده شده است، زی طلبگی تعریف دقیقی ندارد. نمی‌توان نقش تأثیرگذار سبک زندگی بزرگان حوزوی و خصوصاً مراجع تقلید را در تعیین استانداردهای طلبه‌زیستن منکر شد؛ اما در عین حال بعضی از مسائل زی طلبگی بسته به عرف مناطق و حتی جمع‌هایی که طلاب با آن سر و کار دارند متفاوت است. به راستی چه چیزهایی با مفهوم طلبگی همخوانی دارد و چه چیزهایی مناسب با شأن زندگی طلبگی نیست؟

نگاهی به مقاله جدید حیدر الخوئی

نویسنده مدعی است ایران به‌دنبال به‌دست‌گرفتن مرجعیت نجف پس از آقای سیستانی است! و سال‌هاست برای آن برنامه دارد؛ یکی از نشانه‌های آن، کتابی است با عنوان «الخامنئی قائدی» که مؤسسه «اسلام اصیل» در نجف منتشر کرده است. در ابتدای این کتاب به نقل از آقای سیستانی آمده است:

مروری بر آخرین شماره فصلنامه

دکتر رسول جعفریان در مصاحبه خود با مجله، دو ویژگی‌ درباره شعائر حسینی را نام می‌برد: «تقدس حادثه عاشورا» و «برخورداری آن از زمینه مناسب برای ایجاد مراسم عزاداری». وی با رد ادعای غلط برخی افراد در تلاش برای شبیه دانستن مراسم عزاداری امام حسین(ع) به افسانه‌های قدیمی قومی، درباره زیاده‌روی و مبالغه در شعائر حسینی هشدار داده است.

از نگاه مرکز سلطنتی تحقیقات استراتژیک اسلامی در اردن:

«حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای» در این سالنامه به‌عنوان چهارمین فرد مؤثر در جهان اسلام شناخته شده است. پیش از ایشان شاه عبدالله دوم، شاه اردن، شیخ احمد الطیب و شاه سلمان بن عبدالعزیز به‌ترتیب در رتبه‌های اول تا سوم قرار دارند. در رتبه‌ی نهم این سالنامه «مرجع اعلی آیت‌الله العظمی سیستانی» قرار دارد و از وی به‌عنوان یکی از مورد احترام‌ترین مراجع شیعه در دنیا و بالاترین مقام در علم اصول فقه شیعه اثنی عشری نام برده شده است.

نقد کتاب

کتاب اشکالات بسیاری دارد؛ طوری که حتی نمی‌توان آن را در حد یک کتاب متوسط ارزیابی کرد. ارتباط سیاسی مرجعیت با انگلستان و سیاست‌های آن را نمی‌توان صرفاً به‌صورت ادعا مطرح کرد؛ چنین اتهام سنگینی نیاز به سند و مدرک محکم دارد که در این کتاب چنین مدرکی ارائه نشده است.

علامه بهبهانی معتقد است فقیه باید فهم خود را به اجتهادات دیگر فقها ارائه کند؛ درصورتی که فهم و اجتهاد جدید، مطابق فهم فقهای پیشین بود، اعوجاجی در آن نیست والا آن فقیه در اجتهادش دچار کج‌سلیقگی شده است. وی می‌گوید: «گاهی شیطان در قلب فقیه این را القا می‌کند که موافقت با فقها، تقلید از آن‌هاست و تقلید بر من مجتهد حرام است… چنین فردی سخت در اشتباه است و حال او مانند کسی است که در اثر مشکل بینایی همه‌چیز را سبز می‌بیند و به دیگران می‌گوید که همه‌چیز سبز است…»

آیت‌الله سید منیر خباز

وقتی یک مسلمان به غرب می‌رود، با مکاتب فکری قوی و در عین حال متفاوتی روبه‌رو می‌شود که اولاً از آزادی بیان برخوردارند و ثانیاً به دلیل سهل‌الوصول بودن وسایل ارتباط جمعی، هرکس می‌تواند افکار و آرای خود را به‌راحتی تبلیغ کند. از همین رو وقتی وی با این پدیده‌ها روبه‌رو می‌شود، در مقابل این تمدن فکری بزرگ احساس ضعف می‌کند. حتی یک طلبه نیز ممکن است به این فکر بیفتد که ما در حوزه علمیه با چنین چیزهایی روبه‌رو نیستیم و مقهور این وضعیت فکری شود.

اجمالی از تاریخچه و برخی فعالیت‌های شورای عالی حوزه‌های علمیه

آیت‌الله خامنه‌ای یک‌سال و اندی پس از آغاز رهبری‌شان در سفری به شهر قم انتظارات خود از حوزه را بیان نمودند. تغییرات کلانی که رهبر جدید انقلاب اسلامی به‌دنبال آن بود، در درون بخشی از نخبگان حوزوی پیگیری شد و ساختار جدیدی با نام «شورای عالی حوزه‌های علمیه» برای مدیریت حوزه ایجاد گردید. اعضای هفت‌نفره‌ی این شورای برای یک دوره چهارساله تعیین می‌شوند و از جمله وظایف آن می‌توان به تعیین مدیر حوزه علمیه، برنامه‌ریزی در امور تحصیلی، جذب و گزینش، امور تبلیغی، معیشتی و سایر موارد مرتبط با زندگی طلاب اشاره کرد.

حجت‌الاسلام والمسلمین سبحانی

از فواید مهم نقد تمدنی پدیده تکفیر این است که نگاهی گسترده‌تر به مقوله تکفیر ایجاد می‌شود و طبعاً افراد بیش‌تری علیه جریان تکفیر همراه خواهند شد؛ زیرا هدف اصلی در این نقد، نشان‌دادن مخالفت نگرش تکفیری با هرگونه علم‌گرایی و اخلاق‌گرایی است. ما نتوانسته‌ایم ذهنیت جریان روشنفکری را علیه تکفیر درگیر کنیم و این مشکل حتی در ایران نیز به چشم می‌خورد. جریان تکفیر نمی‌گوید زیارت و امامت شما کفر است؛ بلکه می‌گوید اساس تمدن و مسلمانی شما، اسلام نیست