مرحوم موسوی دهسرخی هر آن‌چه را که دستاورد امروز بشری می‌­دانست، برنمی‌­تابید؛ دعوت دیگران را نمی‌­پذیرفت؛ چرا که در خانه از ابزاری بهره می‌­برند که در متون دینی سخنی از آن نرفته است. گویی هر آن‌چه را که رد پایی از آن در متون دینی یافت نشود، حکم حرمت می­‌یابد. اما امروزه کمتر فقیهی است که گوش به رادیو نسپارد؛ فقها و روحانیون نه‌تنها خود از این ابزارها به غایت در راه تبلیغ دین بهره می‌­برند، که خود بانی شبکه­‌های ماهوار­ه‌­ای می‌شوند.

گفته شده است که در این اجتماع، بیش از یک میلیون نفر شرکت کرده بودند. احمد آقا یک روز پس از این، گفته بود: «آقا دیشب با دقت تمام خطبه­‌های نماز جمعه را تماشا کردند… بسیار خوشحال شدند و گفتند عجب نمازی شد!». اجتماعی که در کمتر از دو روز اطلاع‌رسانی شده و با کمترین امکانات برگزار شد، به یکی از باشکوه­ترین نمازهای تاریخ تبدیل شده بود.

تأملی در مرام مداحی

ملا احمد نراقی هم زبان به گلایه گشوده بود. وی برخی واعظان و منبریان و مداحان را نقد می‌کرد که چرا به قصد اشک‌ریزی، هر سخنی را بر زبان می‌­آورید و هر قصه­‌ای را می‌پرورید. علی شریعتی حتی مداحی و تشریفاتِ سوگواری را وسیله‌­ای می‌­دانست که مردم از شناخت حقیقت و تفکر در هدف‌های اصلی مکتب تشیع و انقلاب کربلا غافل بمانند.

گزارشی از کتاب «امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی»؛ اثر مایکل کوک

مؤلف می‌کوشد تا مواجهه فرقه‌های مختلف اسلامی را با این فریضه مورد توجه قرار دهد و عنوان کند که چگونه، زیستِ سیاسی این افراد و فرقه‌ها، مواضعشان را در خصوص امر به معروف و نهی از منکر، متغیر می‌کرده است. به عنوان نمونه، احادیثی که از شهر شام نقل شده است، موضعی نسبت به امر به معروف دارند که احادیث شهر کوفه چنین رویکردی را ندارند. وی با این تفکیک بر این باور است که بسیاری از روایات در این خصوص، از سویه‌ای سیاسی حکایت می‌کند.

مروری بر آرای برخی از علما درباره مولوی

مواجهه با مولوی، دو طیف فکری کاملاً متفاوت را نشان می‌دهد؛ دو طیفی که افق‌های متفاوتی دارند. شاید سرّ این اختلاف همان نکته‌ای است که امام خمینی به آن اشاره کرده بود؛ این‌ که عدم درک موقعیت و مرتبه مولوی و هم‌افق نبودن با وی، سبب‌ساز فهم ناصحیح از اقوال این عارف شده است: «قول عرفا باطل نیست؛ ولی ما نمی‌توانیم قول ایشان را هضم کنیم؛ زیرا فهم قول آن‌ها ذوق عرفانی لازم دارد…».

مراجع تقلید غالباً می‌کوشیدند تا اعضای خانواده و عمدتاً فرزندان خود را مسئول اصلی بیت قرار دهند. برخی از مراجع همانند آیت‌الله بروجردی اما خدمتکارانی داشتند که این ورود و خروج‌ها را تنظیم می‌کردند. بعضاً گفته می‌شود که خادمانِ بیت، قدرت بسیاری کسب کرده و می‌توانستند بر روی مرجع نیز اثر بگذارند. قدرتِ خادمان، گاه بیش از حد انتظار می‌رود؛ قدرتی که روحانی مقتدری چون آیت‌الله خمینی نیز از آن گلایه می‌کرد: «اگر آقای بروجردی این حاجی احمد را بیرون کند ما حتی برای آقا ظرف آب پر می‌کنیم».

به‌مناسبت درگذشت

یک روز پس از واقعه فیضیه، وی به آن محل رفت و آن چه را که خودش به عینه دید را مکتوب کرد؛ درهای شکسته‌ی حجره‌ها، آثارِ خونِ پخش‌شده بر در و دیوار و عمامه‌های افتاده بر روی زمین، همگی مورد توجه وی قرار گرفت و به شرح آن پرداخت و کتاب «از فیضیه ۴۲ تا فیضیه ۵۷» را منتشر کرد. سید مهدی گلپایگانی (فرزند آیت‌الله گلپایگانی) زمانی گفته بود که پدر و مادرم با خواندن این کتاب، متأثر شده و گریه کرده بودند.

روحانیت و سیاست اخلاقی در انتخابات (۲): مواجهه مراجع نسل اول انقلاب با انتخابات

برگزاری همه‌پرسی و انتخابات‌های مکرر در جمهوری اسلامی، اعلام موضع مراجع تقلید را می‌طلبید. از این بزرگواران انتظار می‌رفت تا نسخه‌ای در اختیار مقلدین قرار دهند و راهکار سیاسی مشخصی را پیش روی آن‌ها بنهند. منش صحیح مراجع اما چنین بود که این امر سیاسی را به انتخاب مردمی وا نهاده بودند و بر توصیه‌هایی کلی در انتخاب فردی صالح تأکید داشتند.

مروری بر سه کتاب منتشرشده درباره‌ی حضرات آیات سیدمحمدتقی خوانساری، احمد خوانساری و علامه طباطبایی

در کتاب «آشنای آسمان» که درباره‌ی علامه‌ی طباطبایی است از قول ایشان نقل شده که «… نمی‌دانم چگونه و چرا به محضر حضرت آیت‌الله بروجردی عرض کرده بودند که می‌گفتند دستور ایشان است که شهریه آن‌هایی که به درس اسفار می‌روند قطع شود. وقتی این خبر رسید، با خود گفتم که خداوندا؛ … اگر درس اسفار تعطیل شود، لطمه‌ی بزرگی به سطح علمی و عقیدتی طلاب وارد خواهد شد…».

به‌مناسبت سالگرد درگذشت

مرحوم آشتیانی در مورد سید جمال‌الدین معتقد بود که وی «سیاسی‌کار بود» و «خیلی هم ملاّ نبود» و در فلسفه هم دستی نداشت و شاهکار وی، رساله‌ای در ردّ دهریین است که اگر بخوانید می‌بینید که پرمحتوا نیست. آیت‌الله خسروشاهی اما موارد عدیده‌ای از اِشراف علمی سید جمال را برشمرده و بر این دیدگاه مرحوم آشتیانی خرده گرفته است.