هرچند! آنکه این رخت از تن می‌کَنَد، از ناتوانی در ایفای نقش اجتماعی دم می‌زند اما، پیام مخفی این کنش و حتی توجیه و توضیح صریحی که به دنبالش می‌آید، آنست که افرادی در این صنف و لباس، دیگر حاضر نمی‌شوند که بار کمرشکن دفاع از دین سنتی و حاکمیت پر‌چالش مبتنی بر آن را به گُرده‌ی خویش بکشند؛ آنها ترجیح می‌دهند که حتی در فصل شکوفایی طلبگی‌شان هم که شده، عشق و علاقه‌شان به دین و حکومت دینی را نزد خود و در پستوی دل‌شان انباشت نمایند و حیات اجتماعی‌شان را از نو و با هویتی نوین بسازند. ⬿

با انتشار فتاوای مراجع عظام پیرامون ساخت سریال «مست عشق»، موضوع عرفان و تصوف و تشیع، دوباره به معرکه‌ی آرا مبدل شد. مخالفین تصوف که از فتوای بزرگان حمایت می‌کنند، انگشت بر ضعف‌های اعتقادی منعکس‌شده در متون متصوفه و عرفا می‌گذارند و در مقابل، ارادتمندان به عرفان و بزرگانش که ابن‌عربی و مولانا لاجرم داخل در آنهایند، پشت افرادی چون امام خمینی، رهبری، علامه طباطبایی، علامه حسن‌زاده و امثالهم سنگر می‌گیرند. ⬿

مرجعیت مقامی نیست که در چارچوب قوانین صفر و یک بگنجد. قرار هم نیست که با فیلترهایی، مراجع یک‌جور و یک‌طراز تحویل دهیم. مراجع سابق و کنونی تقلید نیز مراتب و فواصل علمی چشمگیری در قیاس باهم دارند، اما از طرف دیگر، اکنون که مرجعیت‌گریزی لاقل در میان برخی، جایش را به مرجعیت‌خواهی داده، زیبنده نیست که امر مرجعیت، بالجمله یله و رها شود و یا تماماً دستمایه‌ی بازیگردانان سیاسی گردد. ⬿

در ضرورت نسبت‌سنجی میان سنت حوزوی و زیست مدرن طلاب

یک سر این جاده بن‌بست است. امکان ندارد و به صلاح هم نیست که راه آشنایی طلاب را به سوی دستاوردهای جهان مدرن مسدود کنند، پس می‌ماند آن یکی مسیر پیش‌رو که چیزی نیست بجز خودآگاهی و خودانتقادی از ریشه‌های پیشتر مسلّم‌مان. در یک کلام، رسالت روشنفکران حوزوی ما، اندیشیدن به این پرسش انتقادی است که: روش‌های جمع میان سلوک اصیل طلبگی با مظاهر مختلف مدرنیته چیست!؟ ⬿

یادداشت وارده

اغراق نیست اگر بگوییم در ایران پس از انقلاب، با فاصله اندکی بعد از مقوله‌ی بحث‌انگیز اختیارات ولی فقیه، مبحث حجاب اجباری پررنگ‌ترین خط‌کشی‌ها را در میان ایدئولوژی حکومت و مخالفین آن ترسیم کرده است. طی این چهل سال، دو … ⬿