بررسی سیره آیتﷲ سید موسی شبیری زنجانی، فراتر از مرور ویژگیهای شخصیتی یک مرجع تقلید، فرصتی برای تأمل در برخی از مسائل بنیادین حوزه علمیه و جایگاه اجتماعی روحانیت است. شیوه ارتباط با مردم، نسبت مرجعیت با نظام سیاسی، نحوه مواجهه با اختلافنظرها و حساسیت نسبت به انحرافات دینی، از جمله محورهایی است که در مطالعه زندگی ایشان اهمیت دارد.
آیتﷲ شبیری زنجانی سالها در حوزه علمیه قم از محضر استادانی همچون آیتﷲ بروجردی و محقق داماد بهره برد و به جایگاهی برجسته در فقاهت و تحقیقات حوزوی دست یافت. بازتاب گسترده درگذشت ایشان در میان علما و مراجع تقلید و برگزاری مجالس بزرگداشت در قم، نجف و دیگر شهرها، نشاندهنده جایگاه علمی و اجتماعی ایشان است. با این حال، اهمیت بررسی سیره ایشان تنها در جایگاه علمی و مرجعیت خلاصه نمیشود؛ بلکه برخی از وجوه رفتاری و اجتماعی این شخصیت میتواند موضوع تأملی جدی درباره کارکردهای حوزه علمیه در روزگار کنونی باشد.
۱. ارتباط با مردم؛ یکی از مؤلفههای مرجعیت اجتماعی
ارتباط مستقیم با مردم، از ویژگیهای برجسته سیره آیتﷲ شبیری زنجانی بود. حضور طولانیمدت ایشان برای اقامه نماز جماعت در شبستان امام خمینی(ره) و مدرسه فیضیه، زمینه ارتباط مستمر با مردم و طلاب را فراهم میکرد. در سالهایی که امکان پیادهروی داشتند، مسیر منزل تا حرم مطهر را پیاده طی میکردند و در طول مسیر به پرسشهای مردم و طلاب پاسخ میدادند. در سالهای پایانی نیز جلسات علمی دفتر مرجعیت، با وجود محدودیتهای جسمانی، امکان ارتباط با اقشار مختلف را حفظ میکرد.
این شیوه ارتباط، یادآور یکی از کارکردهای تاریخی مرجعیت شیعه است: پیوند میان جایگاه علمی و دینی عالمان با زندگی روزمره مردم. استمرار این ارتباط میتواند در تقویت اعتماد اجتماعی به نهاد روحانیت مؤثر باشد؛ بهویژه در شرایطی که فاصله گرفتن نهادهای دینی از مسائل و پرسشهای جامعه، یکی از چالشهای پیش روی آنهاست.
۲. حمایت از نظام اسلامی و تأکید بر استقلال حوزه
آیتﷲ شبیری زنجانی از علمایی بودند که سابقه آشنایی با امام خمینی(ره) و رهبر شهید انقلاب، آیتﷲ خامنهای(ره)، داشتند و از مدافعان نظام جمهوری اسلامی به شمار میرفتند. دیدارهای ایشان با رهبر شهید و پیام صادرشده به مناسبت شهادت ایشان، بیانگر عمق این ارتباط بود. در پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب، آیتﷲ سید مجتبی خامنهای، نیز از ایشان با عناوین «استاد معظم» و «فقیه عالیمقام» یاد شد و بر توان علمی و دقت نظر ایشان تأکید گردید.
در عین حال، حمایت از نظام اسلامی در نگاه ایشان به معنای نادیده گرفتن استقلال حوزه علمیه نبود. تأکید بر حفظ سنتهای حوزوی، نگرانی از افول جایگاه روحانیت و انتقاد از ورود بیضابطه برخی روحانیون به منازعات سیاسی و حمایت مصداقی از اشخاص، از وجوه دیگر این رویکرد بود.
اهمیت این دیدگاه در آن است که رابطه حوزه و نظام سیاسی را نمیتوان صرفاً در حمایت یا مخالفت با سیاستهای روز خلاصه کرد. حفظ استقلال علمی و اجتماعی حوزه، در کنار تعامل و حمایت از نظام اسلامی، میتواند به تقویت ظرفیت نقد، اصلاح و میانجیگری روحانیت در مسائل عمومی کمک کند. برخورداری آیتﷲ شبیری زنجانی از احترام طیفهای مختلف فکری و سیاسی نیز تا اندازهای با همین موقعیت قابل تحلیل است.
۳. مدارا در اختلافات؛ اخلاق بهمثابه سرمایه اجتماعی مرجعیت
مدارا با صاحبان دیدگاههای متفاوت، از دیگر ویژگیهای سیره آیتﷲ شبیری زنجانی بود. ایشان تصریح کرده بودند که با وجود اختلاف سلیقه با برخی شخصیتهای حوزوی، پیوند مودت میان آنان همچنان برقرار مانده است.
نامه یکی از شخصیتهای حوزوی در واکنش به دیدار ایشان با برخی چهرههای جریان اصلاحطلب، از حاشیههای مهم دوران مرجعیت ایشان بود. با وجود لحن تند این نامه و دغدغههای مطرحشده درباره صیانت از حریم نظام اسلامی، آیتﷲ شبیری زنجانی سکوت را برگزیدند و اطرافیان خود را نیز به سکوت توصیه کردند.
فارغ از ارزیابیهای متفاوت درباره آن ماجرا، این رفتار را میتوان از منظر اخلاق در اختلافات بررسی کرد. در فضایی که منازعات سیاسی و رسانهای گاه به تخریب روابط شخصی و علمی میانجامد، پرهیز از تشدید اختلاف و حفظ حرمت اشخاص میتواند به صیانت از سرمایه اجتماعی حوزه کمک کند. البته مدارا به معنای چشمپوشی از اختلافنظر نیست؛ بلکه میتواند راهی برای جلوگیری از تبدیل اختلاف فکری به تقابل فرساینده باشد.
۴. صیانت از سنت دینی؛ ضرورت نقد و مستندگرایی
حساسیت نسبت به ورود انحرافات به عرصه دین، از دیگر وجوه سیره آیتﷲ شبیری زنجانی بود. ایشان برگزاری مراسم عزاداری در دهههای طولانی را مصداق افراط میدانستند و معتقد بودند چنین رویکردی ممکن است در نهایت به تفریط و کاهش پایبندی به مناسک مذهبی بینجامد. همچنین درباره انتساب برخی روزها بهعنوان سالروز ولادت یا وفات شخصیتهای برجسته شیعه، در مواردی بر فقدان مستندات تاریخی تأکید میکردند.
این مواضع، فارغ از موافقت یا مخالفت با هر مورد خاص، بر اهمیت مستندگرایی و امکان طرح دیدگاه انتقادی در مسائل دینی دلالت دارد. صیانت از سنتهای مذهبی، علاوه بر حفظ شعائر، مستلزم توجه به پشتوانههای تاریخی و علمی آنهاست. از این منظر، نقش عالمان دین تنها تأیید رویههای رایج نیست؛ بلکه بررسی نقادانه آنها نیز بخشی از مسئولیت علمی و دینی حوزه به شمار میرود.
جمعبندی:
بررسی سیره آیتﷲ شبیری زنجانی، چهار موضوع مهم را پیش روی حوزه علمیه قرار میدهد: حفظ ارتباط با مردم، جمع میان حمایت از نظام اسلامی و استقلال حوزه، مدیریت اخلاقی اختلافات و پایبندی به مستندات علمی در مسائل دینی. اهمیت این موضوعات، فراتر از زندگی یک شخصیت حوزوی است و به چگونگی تداوم کارکردهای اجتماعی و معنوی روحانیت ارتباط پیدا میکند.
درگذشت شخصیتهایی با چنین جایگاه علمی و اجتماعی، ضرورت توجه به مسئله انتقال تجربه و تربیت نسلهای بعدی را برجسته میسازد. پرسش اصلی این است که حوزه علمیه تا چه اندازه توانسته است زمینه پرورش شخصیتهایی را فراهم کند که علاوه بر دانش و فقاهت، از قدرت ارتباط با جامعه، استقلال رأی، سعهصدر و توان هدایت اخلاقی برخوردار باشند. پاسخ به این پرسش، نیازمند ارزیابی مستمر سازوکارهای علمی، تربیتی و اجتماعی حوزه است؛ زیرا تداوم نقشآفرینی روحانیت در جامعه، به پیوند میان دانش دینی و شایستگیهای اخلاقی و اجتماعی وابسته است.
