یادداشت وارده

از آنجایی‌که بنا به اعلام نظر بخش قابل توجهی از متخصصین مبنی بر اینکه «عدم اجرای قوانینی چون FATF ضررهای زیادی  بر اقتصاد کشور و نیز به اموال مردم می‌رساند»، طبق قاعده‌ی لاضرر، ممنوع و حرام است که بخواهیم این حجم از ضرر را بر کشور و مردم تحمیل نماییم.

نوع تعامل روحانیت با محیط پیرامون خود در تمام عرصه‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و حتی اقتصادی طی چند سال اخیر، دچار تغییرات اساسی شده است. جایگاه روحانیت به عنوان گروه مرجع، مورد خدشه قرار گرفته و گزارش‌هایی از تنزل قابل توجه روحانیت در مرجعیت منتشر شده، از لحاظ اقتصادی برنامه‌های توسعه‌ای حوزه‌های علمیه بیش از آنکه متکی به حمایت‌های مردمی باشد به بودجه‌های دولتی وابسته گشته

به‌مناسبت درگذشت

با پیروزی انقلاب نیز سید قاسم از مرام سابق خود دست نکشید و به امور سیاسی وارد نشد. در سال‌های اول انقلاب در برابر اصرارها مبنی بر پذیرش شغل و سِمتی در انقلاب، نیز پای پس کشیده و دل به امور اداری نداده بود. در حضور امام خمینی در مقابل این پافشاری‌ها گفته بود که من نوکر جد شما هستم و همین مرا بس است.

مسؤولین در حکومت اسلامی باید منافع ملی و عمومی را در تصمیم گیری‌ها ملاحظه کرده و حق ندارند تصمیم‌هایی که لازمه آن فعل حرامی بوده یا موجبات سلطه کافران را ایجاد می‌کند اتخاذ نمایند. از سویی دیگر روشن است که لازمه پیوستن به کنوانسیون پالرمو و CFT فعل حرام بوده و موجبات سلطه کافران را بر امور مسلمانان ایجاد می‌کند.

گفت‌وگوهای تصویری مباحثات

صفحات اساتید مباحثات

نقدی بر دیدگاه شهید مطهری

به‌مناسبت روز بزرگداشت حافظ

به نظر می‌آید تصویری که ارزیابی همه‌جانبۀ اشعار حافظ از شخصیت او به ما می‌دهد بیش از آن که عارفی دل‌سوخته را برای ما تداعی کند، ما را با انسانی مواجه می­‌سازد که اشعار او در عین حال که در بستر اجتماعی ـ تاریخی خاصی سروده شده­‌اند، چندین وجه از وجوه مختلف فرهنگ ایرانی را بازنمایی می‌کنند.

گزارش  مناظره

سبحانی: حرکت امام حسین، نمی‌تواند به هدفِ تحقق فقط یکی از اهداف فوق، انجام شده باشد؛ این اهداف و یا حداقل برخی از آنها می‌توانند در کنار هم قرار بگیرند/اسفندیاری: آقای سبحانی ادعا می‌کند که یکی از اهداف امام امر به‌ معروف و نهی از منکر بوده است. این اشتباه را مرحوم شهید مطهری بر زبان‌ها انداخت

با موضوعات «حوزه علمیه قم و فلسفه»، «منشور روحایت» و «تبلیغ»

علی‌رغم آن‌که بعد از پیروزی انقلاب و شکل‌گیری حوزه‌ٔ علمیه در قامت جدید، دروس عقلی و به‌ویژه فلسفه به‌صورت رسمی در برنامه‌ٔ درسی طلاب قرار گرفت، اما واقعیت آن است که همچنان پرداختن به فلسفه در حوزه ـ هم در بخش آموزش و هم در بخش پژوهش ـ حساسیت‌‌هایی را به همراه دارد؛ حتی برخی مراجع و اساتید به‌طور جدی مخالف آن‌اند و از ابراز این مخالفت نیز ابایی ندارند.

کاهش روز‌افزون سرمایه اجتماعی روحانیت نیز دیگر همانند گذشته قدرت بسیج و هدایت افکار عمومی را ندارد. طبیعتاً از چنین حوزه‌ای که سلاح انقلاب و اصلاحاتش به «توجیه» وجود نظام اسلامی بر زمین مانده و از سوی دیگر به واسطه عدم توجه لازم به پیوند اجتماعی، پشتوانه مردمی خود را کمرنگ کرده است نمی‌توان انتظار داشت در تحولات اجتماعی نقشی فراتر از تألیف کتاب، بیانیه‌نویسی و برگزاری تجمعات مقطعی ایفا نماید.