https://mobahesat.ir/about

رسانه فکری تحلیلی حوزه و روحانیت

مقدمه: در آستانه ماه محرم و هم‌زمان با آغاز موسم برگزاری مجالس و هیئات حسینی، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های پیش روی فعالان فرهنگی و دست‌اندرکاران عرصه تبلیغ دینی، چگونگی بهره‌گیری از ظرفیت عظیم عزاداری برای ترویج معارف اهل‌بیت(ع) و در عین حال مواجهه با آسیب‌ها و چالش‌های این عرصه است. از سوی دیگر، بحث نسبت میان «جذب حداکثری» و «حفظ خلوص و موازین شرعی» در سال‌های اخیر به یکی از موضوعات مهم و محل گفت‌وگو در فضای دینی و فرهنگی کشور تبدیل شده است.

در همین زمینه، در گفت‌وگویی تفصیلی با آیت‌ﷲ ابوالقاسم علیدوست داشته‌ایم که ایشان به همین مناسبت به مسائل مختلف حضور مردم در خیابان‌ها در حمایت از دفاع مقدس سوم نیز پرداخته‌اند. ایشان با تأکید بر ضرورت گشودن درهای تجمعات به روی اقشار مختلف جامعه، در عین پاسداری از مرزهای شریعت، دیدگاه‌های خود را درباره شیوه صحیح مواجهه با این مسئله و الزامات تبلیغ دینی در شرایط امروز جامعه بیان کرده است.

آنچه در ادامه می‌خوانید، مشروح این گفت‌وگو است:

 

  • بسم ﷲ الرحمن الرحیم. بسیار متشکریم که اجازه فرمودید خدمت‌تان برسیم. در آستانه ماه محرم قرار داریم و اهمیت این ماه بر همگان آشکار است و به تعبیر برخی بزرگان، بقای اسلام به همین عزاداری‌های ماه محرم است. ماه محرم ظرفیت‌های بسیار گسترده‌ای در خصوص مسائل مختلف اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دینی دارد. مبلغانی که از طرف حوزه علمیه یا به تصمیم و اراده خودشان در مجالس و محافل مختلف، از دورترین نقاط کشور تا مرکز کشور، حضور پیدا می‌کنند و همچنین مداحانی که در این عرصه انجام وظیفه می‌کنند و ضلع سوم این مثلث نیز عموم مردم و عزاداران هستند.حضرت‌عالی در ابتدا نگاه مجددی به این ظرفیت بسیار مهم داشته باشید و تصریح بفرمایید که این ظرفیت به چه صورت است؟ با توجه به این ظرفیت گسترده، طبیعتاً امکان دارد برخی آسیب‌ها نیز وجود داشته باشد. در گذشته برخی از اعاظم و برخی از اساتید به مناسبت‌هایی به آسیب‌های مختلف عزاداری پرداخته‌اند. البته پرداختن به این آسیب‌ها هدفی کاملاً مقدس و محترم است. ما در خدمت شما هستیم. در ابتدا ظرفیت عزاداری در ماه محرم را بفرمایید و پس از آن، اگر آسیب‌هایی وجود دارد، بیان فرمایید. سپس من یکی دو سؤال دارم. حضرت‌عالی نیز اخیراً در یکی از سخنرانی‌ها نکاتی را مطرح فرموده‌اید و از دو کلیدواژه مهم نام بردید که در ادامه، ان‌شاءﷲ سؤال خود را مطرح خواهم کرد.

بسم ﷲ الرحمن الرحیم. من نیز خدمت شنوندگان و بینندگان محترم عرض سلام دارم و از جنابعالی و تیم‌تان که در این وقت بسیار مناسب و با این موضوع بسیار مناسب حضور پیدا کردید و این توفیق را برای من فراهم کردید، تشکر می‌کنم. ان‌شاءﷲ پاداش‌تان را از خداوند بزرگ دریافت کنید.

همان‌طور که شما به‌صورت گذرا اشاره کردید، اگر بخواهم بحثی منصفانه را، البته با رعایت فرصت، بیان کنم ـ زیرا بالاخره بینندگان نیز حوصله‌ای دارند ـ خوب است که در ابتدا از ظرفیت‌های عزاداری و ظرفیت‌های هیئت‌داری و اداره هیئت سخن بگویم و اینکه در طول تاریخ چه ظرفیت‌هایی وجود داشته است. من در این فرصت کوتاه به‌صورت فهرست‌وار عرض می‌کنم؛ زیرا هر یک از این موارد می‌تواند موضوع یک سخنرانی مستقل باشد.

اولاً، در طول تاریخ، این پدیده عزاداری و هیئت‌ها مذهب و اسلام را حفظ کرده است. هیچ‌کس نمی‌تواند بگوید که اگر در طول تاریخ، از زمان امام صادق(ع)، امام باقر(ع) و حتی امام سجاد(ع)… . روایتی می‌خواندم که بسیار عجیب بود؛ امام سجاد(ع) برای زنان عزادار فاطمی(س) آشپزی می‌کردند؛ یعنی خودشان نیز این کار را انجام می‌دادند. برقی در «محاسن» نقل می‌کند.

می‌خواهم عرض کنم که این جریان از آن زمان آغاز شده و ادامه یافته است. همین عزاداری‌ها در طول تاریخ صدها میلیون انسان را به ثواب عظیم رسانده است. ما معتقدیم که یک قطره اشک برای سیدالشهداء(ع)، ارزش بسیار والایی دارد. میلیون‌ها انسان را هدایت کرده است. چه بسیار افرادی که نامسلمان و غیرشیعه بودند، آمدند، دیدند و جذب اهل‌بیت(ع) شدند. چه تعداد احکام الهی بیان شده است. شما در نظر بگیرید که در جلسات روحانیان خوش‌سلیقه، چه اندازه احکام الهی به همین بهانه برای مردم بیان می‌شود و چه مقدار به فقرا اطعام می‌شود. من افراد بسیاری را می‌شناسم و اکنون نیز خودتان مشاهده می‌کنید که جلساتی برگزار می‌شود و در آن به فقرا اطعام می‌شود؛ فقرایی که شاید در طول ماه، با توجه به وضعیت کشور ما، نتوانند غذای مناسبی داشته باشند و از این طریق به آنان کمک می‌شود.

از این موارد نیز که بگذریم، اساساً واقعه عاشورا حافظ وحدت ملی کشور ما بوده است. شما نگاه کنید؛ بهترین زمان اقتدار ایران، دوران صفویه است. از کار ناشایستی که برخی انجام داده‌اند و از صفویه فقط چهره‌های نامطلوب را نشان داده‌اند، بگذریم؛ اما آن اقتدار، آن وحدت ملی و آن حفظ کشور، بیشتر در زمان صفویه بوده و بخش عمده آن نیز از طریق همین عاشورا و عزاداری‌ها حاصل شده است.

باز هم از این موضوع می‌گذریم. من در انتهای بحث می‌خواهم به این نکته اشاره کنم و این به معنای درجه پنجم یا ششم بودن آن نیست، بلکه می‌خواهم بر آن تمرکز کنم و آن، مسئله سیاسی است. خیلی دور نرویم. در همین انقلاب اسلامی، از سال ۴۲ و سپس از سال ۵۷ تاکنون، بهترین ظرفیتی که رهبران دینی، امام خمینی و دیگران از آن استفاده کرده‌اند، چه بوده است؟ عاشورا و تاسوعای سال ۵۷ یک رفراندوم برای مرام مرحوم امام خمینی و جمهوری اسلامی بود. اکنون نیز جمهوری اسلامی از این واقعه عاشورا استفاده می‌کند. یعنی این واقعه نقشی عظیم سیاسی و اجتماعی دارد.

شما اکنون در نظر بگیرید؛ امسال سال ۱۴۰۵ است و محرم نیز نزدیک است. اگر هیئت‌های ما خلوت باشد و مردم حضور پیدا نکنند، تا زمانی که مردم حضور جدی و پرنشاط داشته باشند، می‌بینید که این موضوع چه پیام سیاسی مهمی دارد؛ علاوه بر جهات مذهبی، هدایت، ثواب و مباحث پیشین.

می‌خواهم عرض کنم که این واقعه و این پدیده عزاداری چنین جایگاهی دارد و عجیب این است که هرچه زمان می‌گذرد، نقش این عزاداری‌ها ملموس‌تر و محسوس‌تر می‌شود. یعنی اکنون نسبت به ۵۰ سال پیش و ۵۰ سال پیش نسبت به ۱۰۰ سال قبل، هرچه جلوتر می‌رویم، می‌بینیم که این نقش عظیم‌تر می‌شود.

اکنون فرصت نیست که بیش از این روی این موضوع درنگ کنم. امیدواریم که ان‌شاءﷲ روزبه‌روز این نقش، عظیم‌تر، بهتر و پاک‌تر خود را نشان دهد. اگر موافق باشید، این بحث را در همین‌جا به پایان می‌رسانم؛ هرچند همچنان معتقدم که ما تازه پرونده را گشوده‌ایم.

در همین‌جا از فرصت استفاده می‌کنم؛ زیرا بالاخره افراد بسیاری این مصاحبه را مشاهده خواهند کرد. اگر برخی این موضوع را به عنوان یک پایان‌نامه انتخاب کنند، یا رساله‌ای در سطح ۳ و ۴، یا رساله دکتری و یا پایان‌نامه کارشناسی ارشد درباره این موضوع نوشته شود و کسی این نقش را برجسته کرده و به‌صورت جامع گردآوری کند، ابتدا به تراث اسلامی مراجعه کند ـ که من اصلاً وارد آن بخش نشدم ـ و سپس ابعاد سیاسی و اجتماعی آن را در طول تاریخ دنبال کند، کار بسیار ارزشمندی خواهد بود.

  • متشکرم. همان‌طور که حضرت‌عالی فرمودید، ناچار بودید ظرفیت‌های ماه محرم را به‌صورت کلی و در حد سرفصل بیان فرمایید، اما متناسب با همین ظرفیت بسیار گسترده، طبیعتاً آسیب‌هایی نیز متوجه این مسئله است. همان‌طور که عرض کردم، در گذشته برخی از اعاظم به مناسبت‌هایی وارد این بحث شدند و نکاتی را تذکر دادند. جنابعالی نیز اگر در این خصوص نکته‌ای دارید، بفرمایید.

من چون می‌دانستم موضوع بحث ما عزاداری، ظرفیت‌ها و آسیب‌های آن خواهد بود، چند مورد را یادداشت کرده‌ام تا به‌صورت فهرست‌وار بیان کنم. باز هم مانند همان ظرفیت‌ها، این‌ها صرفاً عناوینی هستند که می‌توان روی آن‌ها کار کرد.

به عنوان مقدمه عرض کنم که هر پدیده‌ای هرچه ظرافت و اهمیت بیشتری پیدا کند، به موازات همان ظرافت و اهمیت، آسیب‌هایی نیز پیدا می‌کند و لذا باید به‌شدت مراقب این آسیب‌ها بود.

اگر شما را به صدها سال قبل ببرم، وقتی کتاب‌ها را بررسی می‌کنیم، یکی از مسائلی که همواره مورد دغدغه بوده است ـ هرچند ممکن است اکنون برای برخی دغدغه نباشد و نمی‌خواهم بگویم که حتماً درست بوده یا نبوده ـ بحث غنا و موسیقی بوده است. به همین دلیل می‌بینید که در کتب فقهی، شیخ انصاری و دیگران باب مستقلی دارند که آیا اگر عزاداری همراه با غنا ـ یعنی آوازخوانی ـ یا موسیقی ـ یعنی نواختن آلات موسیقی ـ باشد، جایز است یا حرام؟ این موضوع دغدغه‌ای بوده که فقها درباره آن بحث کرده‌اند.

بحث دیگری که مطرح بوده و شما به‌راحتی آن را در منابع پیدا می‌کنید، بحث آسیب زدن به بدن است. این نیز موضوعی مورد بحث بوده است. اینکه زنجیرزنی و قمه‌زنی چه حکمی دارد؟ در این زمینه نیز اختلاف نظر وجود داشته است؛ به‌گونه‌ای که عده‌ای آن را حرام، عده‌ای جایز و عده‌ای مستحب می‌دانستند. جالب این است که همین اختلاف اکنون نیز به همین شکل وجود دارد.

دغدغه دیگری که همواره به عنوان یک آسیب مطرح بوده، انجام حرکاتی است که موجب تخفیف و توهین به دین می‌شود. همان‌طور که می‌دانید، برخی از فقهای ما اگر نسبت به قمه‌زنی اشکال دارند، اشکال آن‌ها از باب عنوان ثانوی است؛ گذشته از عنوان اولی که ممکن است پاسخ‌هایی برای آن وجود داشته باشد. به اعتقاد آنان، در دنیای امروز این کار ممکن است موجب وهن دین شود. البته برخی پاسخ می‌دهند و برخی نیز این پاسخ‌ها را نمی‌پذیرند. من اکنون صرفاً در حال بیان آسیب‌ها هستم.

بحث دیگر، خلاف شرع‌هایی است که رخ می‌داده است. به یاد دارم که برخی از فقها در دوران ما، درباره تشبّه مردان به زنان ـ مثلاً در نقش اسیران، لباس زنانه پوشیدن ـ می‌گفتند که این تشبّه به زنان است و چون مرد به زن تشبّه پیدا می‌کند، حرام است. همچنین صدای طبل و شیپور را نیز حرام می‌دانستند.

بحث دیگری که در تمام تاریخ مطرح بوده، همان است که مرحوم میرزا حسین نوری در کتاب «لؤلؤ و مرجان» آورده است. ایشان از دروغ‌هایی که گفته می‌شود، نالان است؛ دروغ‌هایی که گاه از سوی مداحان، عزاداران و یا حتی بعضی از روحانیون، طلبه‌ها و آخوندهایی که سواد لازم را نداشتند، بیان می‌شد.

بحث دیگری که به شدت مورد عنایت بوده و همواره در این عزاداری‌ها یک آسیب محسوب می‌شده و امروز نیز متأسفانه نه تنها کم‌رنگ نشده، بلکه گاهی پررنگ‌تر هم می‌شود، غلو یا خداانگاری اهل‌بیت(ع)، خداانگاری امیرالمؤمنین(ع)، امام حسین(ع) و مطالبی است که خارج از هرگونه ضابطه شرعی، عقلی و عرفی بیان می‌شود و ما نام آن را غلو می‌گذاریم.

بحث دیگر، جابه‌جایی ارزش‌ها است. ببینید، ما عزاداری برای امام حسین(ع) را داریم و آن را بسیار ارزشمند می‌دانیم، اما این‌ها هیچ‌گاه جای عمل صالح را نمی‌گیرد. قرآن کریم وقتی می‌خواهد نجات را مطرح کند، ده‌ها بار می‌فرماید: «آمنوا و عملوا الصالحات». ما گاهی در این هیئات می‌بینیم که گفته می‌شود: اگر یک قطره اشک بریزید، هر چه گناه دارید، اگر از فرق سر تا نوک پا غرق در گناه باشید، بخشیده می‌شوید و اهل بهشت خواهید بود.

من می‌دانم که اگر اکنون کسی که صدای مرا می‌شنود اهل فضل باشد، فوراً می‌گردد و روایتی هم پیدا می‌کند. آقا، ما در این‌باره ده گروه روایت و ادله داریم. غیر از روایات، قرآن نیز داریم. این‌ها را باید عالمانه جمع کرد. این کار هر کسی نیست که به این شکل تمسک کند و بحث نماید. بله، انسان باید به محبت اهل‌بیت(ع) امیدوار باشد، اما اینکه از فرق سر تا نوک پا آلوده به انواع گناه باشد و سپس یک قطره اشک بریزد و همه این‌ها پاک شود، ما چنین چیزی نداریم. روایات معارض وجود دارد. من نگفتم ده روایت داریم؛ گفتم ده گروه روایت داریم. اگر واقعاً کسی همین‌ها را جمع‌آوری و بررسی کند، بسیار ارزشمند است؛ همان کاری که فقها در یک مسئله شرعی انجام می‌دهند؛ یعنی روایات، معارض‌ها، مخالف‌ها، سندها و دلالت‌ها را بررسی می‌کنند و سپس آن‌ها را بر قرآن عرضه می‌نمایند.

اما من دوست دارم روی این آسیب تکیه کنم؛ آسیبی که نسبتاً جدید است. اگر اکنون بگویم، ممکن است بعضی بگویند کجای این موضوع تازه است؟ عرض می‌کنم.

من چند شب پیش در یکی از سخنرانی‌هایم در میدان توحید قم تعبیری داشتم. هیئات مذهبی و یا حتی همین حضور شبانه مردم در خیابان را در نظر بگیرید. این مسئله اختصاصی به عزاداری، محرم و صفر هم ندارد. به‌طور کلی، در تجمعات مذهبی ما، آسیبی که اکنون خود را نشان می‌دهد و باید برای آن چاره‌ای اندیشید ـ و من نسبت به آن حساس هستم ـ این است که از یک طرف، این هیئات و تجمعات باید جذب افراد مختلف را مدنظر قرار دهند.

هنر این نیست که ما، به تعبیر امام(ع)، شاغول بیندازیم و هر کسی که مانند ما فکر نمی‌کند، مانند ما لباس نمی‌پوشد، مانند ما سخن نمی‌گوید و دقیقاً مانند ما عمل نمی‌کند را رد کنیم.

همین‌جا از یک حدیث استفاده کنم. شخصی خدمت امام صادق(ع) آمد و عرض کرد: آقا، من به شما ارادت دارم و هر کسی که با ما باشد او را قبول می‌کنم و هر کسی که نباشد، او را رد می‌کنم. یعنی گفت: «إنّا نمدّ المِتمار»؛ ما شاغول می‌اندازیم.

امام فرمودند: متمار چیست؟ همان شاغولی که بناها می‌گذارند و می‌بینند دیوار کج است یا راست؟

او گفت: بله، همان شاغول است.

او گمان می‌کرد که امام خواهند فرمود: آفرین، بارک‌ﷲ، دل ما به شما گرم است و چشم ما به شما روشن است که این‌قدر سخت و استوار هستید.

گفت: هر کسی ولایت شما را قبول کند، او را در جمع خودمان راه می‌دهیم وگرنه او را طرد می‌کنیم.

سپس امام فرمودند: «أین المستضعفون؟ أین الذین خلطوا عملاً صالحاً و آخر سیئات؟»

خلاصه اینکه بعضی افراد، خالصِ خالص نیستند. امام شش گروه را برشمردند. یعنی امام می‌خواهند بگویند که شما باید جذب داشته باشید.

من خاطره‌ای عرض کنم؛ این‌ها واقعیت‌های جامعه ما است.

مدتی پیش در یکی از مشاهد مشرفه بودم که نام آن را نمی‌برم تا آقایان آنجا گلایه‌ای نکنند. می‌خواستم برای زیارت وارد حرم شوم. جوانی در ورودی برادران آمد و گفت: حاج‌آقا، می‌خواهم وارد شوم اما اجازه نمی‌دهند. من چه مشکلی دارم؟

این آقا شلواری پوشیده بود که پاره بود. من نمی‌دانم چرا بعضی‌ها بخشی از شلوارشان را پاره می‌کنند؛ گویا مُد است. به اندازه کف دست شلوارش پاره بود و خدمه حرم اجازه ورود نمی‌دادند.

به آن خادم نیز دستور داده بودند که کسی با چنین شلواری وارد حرم نشود؛ چون اهانت به امام و امام‌زاده محسوب می‌شود. در حالی که ما می‌دانیم و بلدیم که شرعاً چنین دلیلی نداریم.

از طرفی اگر به آن جوان می‌گفتم بیخود می‌گویند، آن خادم می‌گفت من مأمورم و دستور دارم. از طرف دیگر، اگر جانب خادم را می‌گرفتم، باید سخنی خلاف شرع می‌گفتم.

خلاصه به نحوی قضیه را جمع کردم، اما در نهایت هم موفق نشدم آن جوان را وارد کنند.

ببینید، این‌گونه برخورد کردن آسان است؛ اینکه بگوییم باید خالص باشد، هیئات جای پاکان، خالصان و افراد امام حسینی(ع) است و دیگران نیایند.

در این صورت ما در سیاست خلوص موفق بوده‌ایم؛ خلوصی که منظورم از آن، یکپارچگی و حفظ موازین شرعی است؛ اما در جذب موفق نبوده‌ایم.

از سوی دیگر، اگر بگوییم هیئات ما سفره امام حسین(ع) است و هر کسی می‌خواهد بیاید و قدمش روی چشم ما است، این هم یک سوی قضیه است؛ همان چیزی که برخی گفتند و درباره آن مصاحبه هم کردند. اما به نظر من در این زمینه نیز باید جدی‌تر برخورد کرد.

  • یعنی حضرت‌عالی احتمالاً طریق سومی را در نظر دارید؛ زیرا واقعاً مرز بسیار باریکی دارد و به همین دلیل، گاهی اوقات شاهد افراط یا تفریط هستیم. حضرت‌عالی مشخصاً نظرتان را در این زمینه بفرمایید.

من می‌خواهم عرض کنم که از یک طرف، جذب حداکثری و از طرف دیگر، حفظ خلوص و مبتنی بر شرع بودن هیئات و رعایت موازین شرعی مطرح است. من نمی‌گویم که این دو متضاد هستند، بلکه متضادنما هستند. مدیریت متضادنماها همواره از دشوارترین کارها بوده است. یعنی اگر بخواهیم دو چیزی را که چندان متضاد نیستند با هم جمع کنیم، کار دشواری نیست. یک هیئت خانگی راه می‌اندازیم، کارت دعوت ویژه نیز می‌فرستیم؛ یک هیئت عزادار می‌آید و خانمی هم که مثلاً حجاب او اندکی مشکل داشته باشد، نمی‌آید. این کار آسانی است.

اگر از آن طرف نیز راه را باز کنیم و بگوییم که مسائل شرعی… . این سخنان را نیز گفته‌اند.

  • یعنی گفته اند : مسائل شرعی در شرایط کنونی اولویت ندارد؟!

بله، گفته‌اند که اولویت این است و آن مسائل کنار گذاشته شود. سپس برخی مسائل را به برخی مسائل دیگر تشبیه کرده‌اند که نباید چنین تشبیهی صورت می‌گرفت.

ببینید، من معتقدم این مدیریت متضادنما شدنی است. سؤال خوبی کردید، خداوند خیرتان دهد. اتفاقاً می‌خواهم بر همین موضوع تمرکز کنم. ببینید، ما باید چند اصل را در نظر بگیریم:

اول؛ راه را نبندیم. یعنی نباید راه را بست، اما نباید سوبسید هم داد.

جالب است که به شما بگویم، همین الان که می‌خواستم برای مصاحبه آماده شوم و داشتم لباس می‌پوشیدم که بیایم، در تلویزیون برنامه‌ای را دیدم که سه یا چهار نفر از آقایان داش‌مشدی و سرکرده‌های محل را ـ که نمی‌خواهم تعبیر خاصی درباره آنان به کار ببرم، در حالی که برخی از رفتارهای آنان نیز در چارچوب شرع نیست و در برخی بزنگاه‌ها کارهایی انجام می‌دهند ـ آورده بودند و تبلیغ و ترویج می‌کردند که این افراد هر شب حضور دارند؛ آفرین، بارک‌ﷲ.

ببینید، نباید راه را بست، اما نباید فرش قرمز هم پهن کرد و به‌گونه‌ای رفتار نمود که گویی هیچ مشکلی وجود ندارد. آن بنده خدا گفت: «ما از تار موی این‌ها هم امید شفاعت داریم.» خیر، شما اشتباه می‌کنید.

اینکه کسی بیاید و خیابان، سفره امام حسین(ع) باشد یا ظهر عاشورا و تاسوعا مجوسی، یهودی، مسیحی، بودیست، هندوئیست و ماتریالیست بیایند، بنشینند و بی‌احترامی هم نشود، هیچ اشکالی ندارد؛ اما مرزها باید مشخص باشد.

باید معلوم باشد که، برای مثال، حجاب از ضروریات دین است. هیئات ما نباید از واعظان متعظ، آخوندهای باسواد و روحانیون خوش‌سلیقه خالی باشد. مجالس هیئت‌های مذهبی ما نباید بدون بیان احکام برگزار شود.

چه کسی گفته است که دو ساعت و نیم عزاداری شود، اما نه یک حکم شرعی بیان گردد، نه یک حدیث و نه یک روایت صحیح خوانده شود؟

اگر در هیئات، کسانی حضور داشته باشند که احکام و معارف را بیان کنند، روشن خواهد شد که اگر ما جذب حداکثری را دنبال می‌کنیم، به این معنا نیست که از شریعت مطهر عدول کرده‌ایم.

امروز «امت مبعوث» به یک اصطلاح تبدیل شده است. من نیز در سخنرانی‌هایم گفته‌ام که این تعبیر، هرچند در کلمات رهبر شهید دیده شد، اما ریشه آن به پیامبر(ص) بازمی‌گردد و ذیل آیه ۵۳ سوره مائده مطرح شده است.

امت مبعوث، اولاً شریعت‌مدار است؛ ثانیاً سیاست‌مدار است، فریب نمی‌خورد، در زمین دشمن بازی نمی‌کند و در اوج حملات دشمن، مسائل اختلافی را مطرح نمی‌کند؛ ثالثاً ولایت‌مدار است، یعنی بر محور ولایت و امامت حرکت می‌کند.

لذا هنگامی که خداوند به موسی(ع) فرمود: «موسی، به تبلیغ برو»، عرض کرد: «خدایا، بروم و چه بگویم؟»

مرحوم مجلسی این روایت را در بحار نقل می‌کند. خداوند فرمود: از چهار چیز سخن بگو؛ از منِ خدا بگو، مرا محبوب بندگانم کن و بندگانم را محبوب من گردان؛ از احکام واجب، حرام، مستحب، صحیح و باطل بگو؛ از اخلاق بگو و از امام زمان بگو.

امام زمانِ زمان موسی(ع)، خود او بود. یعنی از امام زمان و امامت سخن بگو.

این مطالب باید در هیئات مطرح شود.

بنابراین، راه را نبندند؛ این خط قرمز است. هیچ‌کس نمی‌گوید که راه را ببندند. من با برخی از این تشرها مخالفم، هرچند ممکن است افراد واقعاً ناراحت باشند. نمی‌خواهیم بگوییم غرضی دارند؛ نه، ناراحت هستند و ناراحتی خود را ابراز می‌کنند؛ اما این روش موفق نیست.

از آن طرف نیز گاهی می‌بینیم ـ مانند تز و آنتی‌تز ـ که طرف مقابل سخنی می‌گوید که در چارچوب شریعت نیست.

مرزها باید مشخص باشد. ممکن است فرزند شما ـ خدای ناکرده ـ تارک‌الصلاة باشد. چه باید کرد؟ باید به او فهماند که نماز مهم است و ترک نماز کار نادرستی است؛ در عین حال نباید او را از خانه بیرون کرد یا زندانی نمود. این مسئله نیازمند مدیریت است.

  • متشکرم. اجازه دهید من نیز برداشتی را خدمت حضرت‌عالی عرض کنم. نوع مواجهه با کسانی که خطوط قرمز شرع را رعایت نمی‌کنند نیز نکته مهمی است. اغلب افراد به اصل مسائل آگاهی دارند و از جهت نظری می‌پذیرند که چه باید باشد؛ اما هنگامی که به مرحله اجرا می‌رسند، جایی که هم باید شریعت را حفظ کنند و هم جذب داشته باشند، گاهی در عمل با مشکلاتی مواجه می‌شوند.

به نظر من، در عین حال که باید شریعت رعایت شود، این رعایت باید با زبانی نرم و با حالتی بسیار مهربانانه انجام گیرد و همراه با تندی نباشد.

در اینجا نکته‌ای وجود دارد؛ بسیاری از افراد از جهت نظری این مسئله را قبول دارند، اما هنگام اجرا، ناخودآگاه دچار تندی‌هایی می‌شوند که به نام شریعت‌مداری ثبت می‌شود.

ببینید، ما نباید همه مردم را درگیر کنیم. این خود نکته مهمی است. مثلاً هیئات مذهبی افرادی را مأمور کنند که کنترل و تذکر دهند. فرض کنید در مجلسی صد نفره که صد خانم حضور دارند، ده نفر را مأمور کنند که کنترل کنند و تذکر بدهند. من می‌خواهم بگویم که به نظر من این کار غلط است. نباید این مسئله را به کف جلسات و خیابان کشاند و همه را درگیر کرد. افراد خاصی باید عهده‌دار این موضوع شوند.

قرآن چه می‌فرماید؟ روی این آیه دقت بفرمایید:

«وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ»

با اینکه می‌دانید امر به معروف و نهی از منکر وظیفه‌ای همگانی است، اما قرآن می‌فرماید این وظیفه همگانی باید نظم و نسقی نیز داشته باشد و افرادی عهده‌دار آن شوند.

لذا خود هیئات باید این مسئله را مدیریت کنند؛ به این معنا که دو یا سه نفر پخته و دارای زبان نرم مسئول این کار باشند.

امروز زبان خشن و تند پاسخ نمی‌دهد. به نظر من، اگر این مسئله همگانی نشود، به کف خیابان و هیئات کشیده نشود و هر کسی خود را آمر به معروف و ناهی از منکر نداند، بخش زیادی از مشکل حل خواهد شد.

البته نمی‌خواهیم بگوییم صد درصد حل می‌شود و هیچ تنشی ایجاد نخواهد شد یا هیچ‌کس از ضوابط شرعی خارج نمی‌شود؛ اما بسیار مؤثر خواهد بود.

اگر این مسئله را به هیئت امنا یا روحانی جلسه واگذار کنند و بگویند شما در سخنان خود این مسائل را بیان کنید، نتیجه بهتری خواهد داشت.

فرض کنید کسی متعهد شود که ده شب محرم برای تبلیغ برود. اتفاقاً این فقط یک فرض نیست و خود من نیز چنین کاری می‌کنم.

در جلسه می‌دانم که افراد مختلفی حضور دارند. دلیلی ندارد که در یک گوشه مجلس خانمی بلند شود و در گوشه دیگر آقایی بلند شود و تذکر بدهد.

یک روحانی فاضل باید خود عهده‌دار این مسئله باشد و موضوعات را بیان کند؛ مسئله حجاب، نماز، طهارت و نجاست را بگوید و در مباحث سیاسی نیز مسائل سیاسیِ معقول، نه جناحی، را مطرح کند. در این صورت، طبیعتاً اثرگذار خواهد بود.

  • متشکرم، استفاده کردیم. دو کلیدواژه «خلوص» و «جذب» که چند شب پیش در سخنرانی حضرت‌عالی مطرح شد، برای من بسیار جالب بود. اکنون موضوع گسترده‌تر شد و هم به ماه محرم پرداختید و هم به مباحث مربوط به این شب‌ها در خیابان.

برای خود من بسیار جالب و قابل استفاده بود. بسیار متشکرم. ان‌شاءﷲ برای مخاطبان که اغلب طلاب، فضلا و دست‌اندرکاران برنامه‌ها و تشکل‌های دینی هستند نیز مفید باشد. اگر نکته تکمیلی وجود دارد، بفرمایید تا بحث را به پایان برسانیم.

من مجدداً از جنابعالی تشکر می‌کنم که این زحمت را متحمل شدید. از دوستانی که حضور پیدا کردند و همکاری می‌کنند نیز تشکر می‌کنم. امیدواریم که ان‌شاءﷲ هر آنچه صلاح بوده، بر زبان ما جاری شده باشد.

ان‌شاءﷲ. متشکرم. والسلام علیکم و رحمة‌ﷲ و برکاته.

پایان

پاسخ دهید