https://mobahesat.ir/about

رسانه فکری تحلیلی حوزه و روحانیت

هر سال با فرارسیدن ماه ربیع‌الاول، فعالیت رسانه‌ای جریان‌های منتسب به خاندان شیرازی بار دیگر مسئله نحوه تعامل با اهل‌سنت، دیگر مذاهب و جریان‌های تقریبی حوزه را در کانون توجه قرار می‌دهد. شبکه‌های ماهواره‌ای و رسانه‌های مجازی این جریان، «نهم ربیع» را با عنوان «عید غدیر ثانی» و به‌عنوان سالروز کشته‌شدن عمر بن خطاب، خلیفه دوم، گرامی می‌دارند و فاصله آن تا شانزدهم ربیع‌الاول را «هفته برائت» نام‌گذاری کرده و به اظهار شادی می‌پردازند. با این حال، درون همین خاندان، قرائتی متفاوت از تعامل با دیگر مذاهب اسلامی نیز قابل پیگیری است.

کتاب «قولوا للناس حسناً و لا تسبّوا» نوشته آیت‌ﷲ سید مرتضی شیرازی، از مدرسان درس خارج حوزه نجف اشرف، نماینده این رویکرد متفاوت است. این کتاب نخستین‌بار در سال ۱۳۹۸ منتشر شد و نویسنده آن در گفت‌وگویی که به‌تازگی با «قناة حیرة» منتشر شده، دیدگاه‌های خود را روشن‌تر از گذشته تبیین کرده است. [۱]

سید مرتضی شیرازی معتقد است کسانی که از «حربه دشنام و بدگویی» استفاده می‌کنند، امکان دفاع منطقی و علمی از باورهای خود را ندارند. او با استناد به آیاتی مانند «قولوا للناس حسناً» و «قل لعبادی یقولوا التی هی أحسن»، قاعده نخستین در تعامل با پیروان دیگر مذاهب و ادیان را گفت‌وگوی مسالمت‌آمیز و پرهیز از توهین به مقدسات آنان می‌داند.

او در کتاب خود، روایات مربوط به دشنام‌دادن به بدعت‌گذاران و مخالفان را دسته‌بندی کرده و برجسته‌سازی نصوصی را که دشنام به آنان را جایز دانسته‌اند، نمی‌پذیرد. از نگاه وی، مجموعه روایات باید به‌دست مجتهد جامع‌الشرایط بررسی شود و فقیه نیز متناسب با شرایط جامعه، دیدگاه نهایی را ارائه کند[۲]؛ نه اینکه سخنان هیجان‌زده و مبتنی بر احساسات جوانان مبنا قرار گیرد.[۳]

به باور سید مرتضی شیرازی، نمی‌توان به نصوصی که از دشنام‌دادن معصومان سخن می‌گویند، استناد عام کرد؛ زیرا این موارد غالباً ناظر به شخص یا شرایط زمانی خاص بوده‌اند. او نمونه‌هایی را ذکر می‌کند که معصوم عملی انجام داده، اما امکان استناد عمومی به آن وجود ندارد. بر این اساس، روایات جواز دشنام به مخالفان در برابر اصل نخستینِ حرمت دشنام‌دادن به دیگران، یا ناظر به موارد استثنایی همچون جنگ و درگیری‌اند یا از باب تزاحم مطرح شده‌اند.

از سوی دیگر، در میراث حدیثی شیعه تأکید فراوانی بر مدارا با مردم وجود دارد و دوران غیبت امام مهدی(عج) نیز دوران ترک مخاصمه با مخالفان توصیف شده است؛ توصیفی که نشان می‌دهد رفتار تحریک‌آمیز نسبت به مذاهب دیگر، در این دوران مورد رضایت معصومان(ع) نبوده است. [۴]

کتاب «قولوا للناس حسناً و لا تسبّوا» به بخش قابل توجهی از پرسش‌های جریان‌های «برائتی» پاسخ می‌دهد. نویسنده در پاسخ به ادعای اجماع صاحب جواهر درباره جواز دشنام‌دادن به اهل بدعت، قدر متیقن این جواز را به زمانی اختصاص می‌دهد که این رفتار زیانی برای مؤمنان نداشته باشد. او بلافاصله تصریح می‌کند که دشنام علنی در شرایط کنونی، بدون تردید موجب آزار مؤمنان شده و آنان را در بسیاری از کشورها در معرض ستم و دشواری قرار می‌دهد. [۵]

این مواضع، به مذاق برخی از طرفداران خاندان شیرازی خوش نیامده است. یاسر الحبیب در پاسخ به پرسشی درباره کتاب «قولوا للناس حسناً» نوشته است: «این اثر نشانه‌هایی از خامی و فقدان پختگی دارد؛ محتوای آن به دلیل محدودیتِ دامنهٔ بحث و همچنین صورت‌بندی‌های نظری که با روایت‌های تاریخی و واقعیت‌های عملی، چه در گذشته و چه در حال، فاصله دارند، تضعیف شده است.» [۶]

او نگارش چنین آثاری را نشانه فراگیری پدیده «برائت علنی» می‌داند و معتقد است از این پس باید با توان بیشتری، عقیده به برائت را در تألیفات، سخنرانی‌ها و کنفرانس‌ها ابراز کرد.

هم‌زمانی و برجستگی این دو رویکرد در اندیشه خاندان شیرازی، میدان تازه‌ای را برای پیگیری تحولات این جریان پیش می‌گذارد؛ میدانی که نسبت میان تأکید بر برائت علنی و دعوت به مدارا و گفت‌وگو، می‌تواند در ترسیم خط‌مشی آن در سال‌های پیش رو نقشی تعیین‌کننده داشته باشد.

[۱] https://www.youtube.com/watch?v=l_-HLIIdmPE&t=2065s

[۲] ص۴۷.

[۳] ص۹۴.

[۴] ص۱۸۸.

[۵] ص۱۶۳.

[۶] https://al-qatrah.net/an3261