مباحثات

رسانه فکری تحلیلی حوزه و روحانیت

جدی شدن خطر داعش در عراق، باعث شده است تا بار دیگر این مسأله در ذهن متفکران دینی پررنگ شود که تفکر داعشی از چه سرچشمه‌هایی آب می‌خورد؟ زمینه‌های تاریخی آن کدام‌اند؟ راه برخورد با آن چگونه است؟ اساساً در تاریخ اسلام از چه زمانی تفکر اعتدال‌گرا و افراطی در مقابل هم قرار گرفته‌اند؟ و به‌طور خاص، بررسی و توجه به نهضت حسینی، به‌عنوان یکی از اولین نمونه‌های بارز قرارگیری اعتدال در مقابل افراطی‌گری چگونه می‌تواند به حل مسأله تروریسم داعشی در منطقه کمک نماید؟
شاید همین زمینه فکری باعث شده است که فصلنامه «الاصلاح الحسینی» در دهمین شماره خود در پرونده ویژه‌ای به مسأله «نهضت حسینی در مقابله با افراطی‌گری» بپردازد. این فصلنامه‌ که نشریه‌ای تخصصی درباره‌ی نهضت حسینی است، از سوی مرکز مطالعات تخصصی نهضت حسینی در نجف اشرف و شهر مقدس قم و تحت اشراف هیأت علمی حضرات آیات شیخ محمد سند، سید عادل علوی، سید منیر خباز، شیخ محمد جواد فاضل لنکرانی، سید ریاض حکیم، دکتر شیخ محمدباقر مقدسی و علامه شیخ عبدالمهدی کربلایی منتشر می‌شود. با توجه به اهمیت این موضوع، نگاهی خواهیم داشت به برخی از این مقالات و خلاصه‌ی آن‌ها.

«سیاست امام حسین در مواجهه با تروریسم دولتی»(شیخ قیصر تمیمی): نگارنده در این مقاله ابتدا معنای تروریسم (ارهاب) و تروریسم دولتی را مورد مداقّه قرار داده و دلایل رشد این نوع تروریسم و آثار آن را بررسی می‌نماید. همچنین با اشاره به داستان حضرت موسی(ع) و فرعون، به‌عنوان یک نمونه کامل از تروریسم دولت فرعون علیه ملت خود – که به قتل و طغیان فرعون علیه مردم خودش انجامید – بحث را به نهضت عاشورا و امام حسین(ع) و حرکت ایشان در مقابل تروریسم دولتی اموی می‌کشاند که البته تفصیل این بحث را به بخش بعدی مقاله خود موکول می‌نماید.

«جایگاه ارزش‌های نهضت حسینی در مواجهه با تروریسم»: این عنوان مصاحبه‌ای با علامه سید حسین حکیم است درباره‌ی اصول حرکت حسینی در مواجهه با تروریسم. وی پس از بیان ویژگی‌های ارتباط بین جریان عاشورا و تروریسم، به مهم‌ترین رویکردهای حرکت حسینی در مبارزه با تروریسم می‌پردازد و اصول پنج‌گانه‌ی آن را چنین برمی‌شمارد: فکر، اطلاع رسانی، آمادگی نظامی، دفاع از اسلام تا آخرین نفس و ارزش‌های اخلاقی در مبارزه. محور دیگر این مصاحبه بر امکان استفاده از این محورها در برخورد با ارهابیون در زمان حاضر است. از نظر سید حسین حکیم، این اصول تنها راه از بین بردن ارهابیون است.

«افراطی‌گری در جدال مذهب» (علامه شیخ معین دقیق عاملی): افراطی‌گری از مسائلی است که جامعه بشری هنوز هم با آن مواجه است و گاهی در مباحث دینی نیز نمود پیدا می‌کند. نگارنده بحث خود را در این زمینه با بررسی معنای «افراطی‌گری (تطرّف)» آغاز می‌نماید و به این نکته اشاره می‌کند که «افراطی‌گری دینی»، به‌معنای خروج از حدّ میانه در امور دینی است. ایشان به این نکته اشاره می‌کند که عمل به وظایف شرعی و عدم عبور از حدود الهی که خداوند آن‌ها را وضع نموده است، تنها راه جلوگیری از افراطی‌‌گری و غلو یا کوتاه‌آمدن از حدود شرعی است. نگارنده ضمن این‌که بحث و جدل مذهبی را یکی از ورطه‌های سقوط انسان در ورطه افراطی‌گری می‌داند، به نمونه‌هایی از روش صحیح جدل مذهبی اشاره می‌کند؛ مانند مناظراتی که بین شیخ مفید و برخی معاصرینش روی داد یا مناطراتی که بین سید شرف‌الدین عاملی و امام سلیم البشری رخ داد که در کتاب المراجعات ثبت گردیده است.

«دوگانه افراطی‌گری اموی و اعتدال حسینی» (شیخ اسکندر جعفری): این مقاله به مسأله «افراطی‌گری دینی» که از مهم‌ترین زمینه‌های شکل‌گیری تعصّب، تکفیر و ارهاب است می‌پردازد و در سه محور اصلی بحث خود را ارائه می‌نماید: اول: افراطی‌گری: نویسنده در آن به بررسی مفهومی این اصطلاح پرداخته و زمینه‌های اجتماعی آن مانند تعصّب، عدم پذیرش دیگری، قشری‌گرایی، تکفیر و اتهام به دیگران را بررسی می‌کند. همچنین در این بخش، صورت‌های دیگری از تندروی مانند زیاده‌روی در عبادات، اخلاق و عقیده را نیز مورد مداقّه قرار داده و به دلایل تندروی در عقیده نیز می‌پردازد. دوم: نگارنده به بررسی نقیض تندروی، یعنی میانه‌روی می‌پردازد و اثبات می‌کند که اسلام دین اعتدال است. همچنین به این نکته می‌پردازد که میزان اعتدال در دین اسلام، تبعیت از قرآن و عترت(ع) در کنار یکدیگر است و ترک هر دو یا ترک یکی از آن‌دو موجب گرایش و زیاده‌روی در طرف دیگر خواهد شد. سوم: نگارنده در این بخش صرفاً به بررسی مفهوم اعتدال و میانه‌روی در نهضت حسینی(ع) می‌‌پردازد؛ چرا که این نهضت، سدّ محکمی در برابر تندروی اموی بود. از همین رو نگارنده با توضیح زمینه‌های تندروی حکومت اموی به این نکته توجه می‌کند که عاشورا چگونه توانست جامه‌ی تزویر را از تن حکومت جائر اموی به در کند.

«نشانه‌های تروریسم فکری در اردوگاه اموی» (شهید سید طالب موسوی): نگارنده در این مقاله، به مسأله تروریسم فکری پرداخته است؛ نوعی از تروریسم که خطرناک‌ترین نوع تروریسم قلمداد می‌شود و اردوگاه اموی کامل‌ترین مصداق برای این نوع تروریسم قلمداد می‌گردد. از همین رو نگارنده، تلاش می‌کند روش‌هایی را برای خواننده به تصویر بکشد که اردوگاه اموی از آن برای ترویج تروریسم فکری استفاده نمود. روش‌هایی مثل: مکانیزم اعتمادسازی در مقابل ظالمان و همراه شدن با آنان، سیاست نادان‌پنداری و از بین بردن آگاهی مردم، افراطی‌گری در برنامه‌ریزی جنگ. نگارنده همچنین نمونه‌هایی برای این موارد از متن تاریخ ذکر می‌نماید. در این مقاله، مهم‌ترین نتایج مترتب بر این حرکت نیز بررسی می‌شود.

«فاجعه عاشورا و جرم قطع سرها و نمایش دادن آن‌ها و هدیه کردن‌شان» (شیخ منتظر اماره): این مقاله به‌طور خاص به یکی از مظاهر ارهاب و تروریسم در عاشورا یعنی مسأله قطع کردن سرهای شهدای کربلا می‌پردازد. نگارنده با نگاهی تاریخی این مسأله را از پیش از اسلام تا دوره حکومت اموی و واقعه عاشورا دنبال می‌کند و به این نتیجه می‌رسد که تا پیش از حکومت اموی مسأله قطع سر کشته‌شدگان جنگی، یک مسأله رایج نبوده و تنها گهگاه و به صورت فردی رخ می‌داده است. اما با آمدن امویان این سنّت بد پایه‌گذاری شد و در حادثه عاشورا به عنوان مظهر کامل این کار، خود را نشان داد. این مقاله در کنار نگاه تاریخی، به تحلیل زمینه‌‌های این کار غیرانسانی نیز پرداخته و برخی اسباب آن را بررسی می‌کند. مسائلی همچون: کینه‌ها