درگذشت آیتﷲ زینالعابدین قربانی لاهیجی، نماینده پیشین ولیفقیه در گیلان و امام جمعه سابق رشت در تاریخ ۲۰ مهرماه ۱۴۰۵، فرصتی برای بازخوانی زندگی یکی از روحانیونی است که مسیر حیاتش را نمیتوان تنها با مسئولیتهای پس از انقلاب توضیح داد. آیتﷲ قربانی پیش از آنکه به چهرهای شناختهشده در ساختار رسمی جمهوری اسلامی تبدیل شود، سالهایی طولانی را در حوزه علمیه قم گذرانده بود؛ سالهایی که در آن، درس و بحث حوزوی با فعالیتهای مطبوعاتی، تأملات اجتماعی و مبارزه سیاسی درهم آمیخته بود.
برای شناخت او، باید به روزگاری بازگشت که طلبهای از روستای پنجاه آستانهاشرفیه، در جستوجوی دانش به لاهیجان و سپس قم رفت و در فضای پرتحول حوزه دهههای سی و چهل شمسی بالید.
از لاهیجان تا قم؛ شکلگیری یک طلبه
زینالعابدین قربانی در سال ۱۳۱۲ در روستای پنجاه، از توابع آستانهاشرفیه، به دنیا آمد. آغاز طلبگی او با یاری یکی از مالکان محلی و ورود به مدرسه علمیه لاهیجان همراه شد. او در همانجا مقدمات علوم حوزوی را فراگرفت و در سال ۱۳۲۸، برای ادامه تحصیل راهی قم شد.

قم آن روزگار، تنها محل تحصیل علوم دینی نبود؛ شهری بود که در کنار نظام شناختهشده درس و بحث، بهتدریج درگیر پرسشهای تازه درباره نسبت دین و جامعه، وضعیت سیاسی ایران و شیوه حضور روحانیت در عرصه عمومی میشد. قربانی در چنین فضایی به تحصیل پرداخت و از محضر استادانی چون آیتﷲ سیدحسین بروجردی، امام خمینی، علامه سیدمحمدحسین طباطبایی، امام موسی صدر و آیتﷲ سیدرضا صدر بهره برد.
در خاطرات خود، از استفاده علمی از درسهای فقه و اصول امام خمینی و بهرهگیری فلسفی و تفسیری از محضر علامه طباطبایی یاد کرده است. او همچنین با شماری از طلاب و فضلای آن روزگار هممباحثه بود؛ کسانی که برخی از آنان بعدها در عرصههای علمی، سیاسی و فرهنگی ایران به چهرههایی شناختهشده تبدیل شدند.
اما آنچه در زندگی قربانی اهمیت دارد، صرفاً فهرست استادان و همدرسانش نیست. او در سالهایی تحصیل میکرد که نسل تازهای از روحانیون میکوشیدند میان دانش حوزوی و مسائل روز جامعه پیوند برقرار کنند. قربانی نیز از همان سالها به فعالیتهایی فراتر از درسهای متعارف حوزه روی آورد.
نواب صفوی، امام خمینی و تجربه مبارزه
در روایت خودنوشت قربانی، آشنایی با شهید نواب صفوی و جریان فدائیان اسلام، نقطه آغاز گرایشهای سیاسی و مبارزاتی اوست. او از دیدار با نواب و ارتباط با برخی از همراهان او یاد کرده و نوشته است که این آشنایی در شکلگیری روحیه ضدستمشاهیاش تأثیر گذاشت.
پس از شهادت نواب صفوی و یارانش در سال ۱۳۳۴، قربانی برای مدتی به مشهد رفت و در آنجا، در کنار ارتباط با برخی از طلاب و فعالان مذهبی، در درس آیتﷲ میلانی و شیخ هاشم قزوینی شرکت کرد. در خاطراتش از آشنایی و دوستی با شماری از روحانیون جوان آن دوره نیز یاد شده است.
با درگذشت آیتﷲ بروجردی در سال ۱۳۴۰، فضای مرجعیت و حوزه وارد مرحله تازهای شد. قربانی مینویسد که در زادگاهش مردم را به تقلید از امام خمینی ارجاع میداد. پس از طرح مسئله انجمنهای ایالتی و ولایتی و آغاز رویارویی امام با حکومت پهلوی، او نیز به این جریان پیوست.
بر اساس شرح حالی که خود در سال ۱۳۷۹ نوشته، در سال ۱۳۴۲ بازداشت شد و پس از آزادی، فعالیتهای تبلیغی و انتقال اعلامیههای امام خمینی به شهرهای مختلف را ادامه داد. او همچنین از سخنرانی علیه حکومت پهلوی و بازداشتهای مکرر خود سخن گفته است.
این مسیر در سالهای بعد نیز ادامه یافت. قربانی در شرح زندگیاش از بازداشت در سال ۱۳۵۰، پس از سخنرانی در مجلس ترحیم یکی از روحانیون مبارز در گیلان، یاد میکند. به روایت او، در پی این ماجرا به شش ماه زندان و پنج سال ممنوعیت منبر و خروج از کشور محکوم شد.
اهمیت این بخش از زندگی قربانی در آن است که فعالیت سیاسی او به سالهای نزدیک پیروزی انقلاب محدود نمیشد. او از دل فضای مبارزاتی حوزه در دهههای سی و چهل برخاسته بود و تجربه زندان، محدودیت تبلیغ و ارتباط با شبکه روحانیون مخالف حکومت را پشت سر گذاشته بود.

طلبهای که قلم را هم جدی گرفت
وجه دیگری از زندگی قربانی که در مرور مسئولیتهای رسمی او کمتر دیده میشود، فعالیت قلمی و مطبوعاتی اوست. او از نویسندگان و همکاران نشریات دینی پیش از انقلاب بود و در شرح حال خود، از همکاری با مجله «مکتب اسلام»، «مکتب تشیع»، «نسل جوان» و نشریه «در راه حق» نام برده است. در برخی از این مجموعهها، عضویت در هیئت تحریریه نیز داشت.
این حضور را باید در زمینه تاریخی مطبوعات دینی آن دوره فهمید. نشریات حوزوی در آن سالها، افزون بر انتشار مباحث اعتقادی و فقهی، میکوشیدند به پرسشهای اجتماعی و فکری نسل جدید پاسخ دهند. موضوعاتی مانند حقوق بشر، وضعیت جوامع اسلامی، آموزش، اخلاق اجتماعی و نسبت اسلام با جهان جدید، بهتدریج در فضای نوشتاری بخشی از حوزه جایگاه پررنگتری پیدا میکردند.
قربانی در همین فضا، هم به نگارش مقاله پرداخت و هم در کارهای پژوهشی گروهی شرکت کرد. از جمله در مجموعههایی که با مشارکت شماری از فضلای قم درباره مسائل اعتقادی و اجتماعی تدوین میشدند، حضور داشت. کتابهایی مانند «اسلام در قلب اجتماع» و «زن و انتخابات و بلاهای اجتماعی قرن ما» در روایت او از همین تلاشهای جمعی برآمدهاند.
همکاری او با سیدهادی خسروشاهی در ترجمه و انتشار برخی آثار نیز از پیوندهای فکری و قلمی او در آن سالها حکایت دارد. این همکاریها نشان میدهد که قربانی، دستکم در بخشی از فعالیتهای علمی خود، در شبکهای از نویسندگان و فضلای حوزوی قرار داشت که به ترجمه، تألیف و طرح مسائل جهان اسلام توجه نشان میدادند.
از میان آثار او، «به سوی جهان ابدی»، «اسلام و حقوق بشر»، «علل پیشرفت اسلام و انحطاط مسلمین» و آثار مربوط به تاریخ و فرهنگ اسلامی قابل ذکرند. ترجمه بخشهایی از «الغدیر» نیز در فهرست کارهای او آمده است؛ کاری که بنا بر روایت

خودش، بخشی از آن را در دوران زندان انجام داد.
آیتﷲ قربانی بعدها در تفسیر و پژوهشهای اسلامی، بهویژه در زمینه آیاتالاحکام، فعالیت گستردهتری یافت. مجموعه «تفسیر جامع آیاتالاحکام» و نوشتههای او در حوزه اخلاق، حدیث و تاریخ اسلام، از استمرار همین وجه علمی حکایت میکنند.
پس از انقلاب؛ از مسئولیت اجرایی تا امامت جمعه رشت
پیروزی انقلاب اسلامی، فصل تازهای در زندگی قربانی گشود. او در شرق گیلان مسئولیت کمیته انقلاب اسلامی را بر عهده گرفت و سپس به مسئولیت قضایی در دادگاههای انقلاب رسید. در ادامه، با حکم امام خمینی به امامت جمعه لاهیجان منصوب شد و در دوره دوم مجلس شورای اسلامی نیز نمایندگی مردم آستانهاشرفیه را بر عهده داشت. او ریاست کمیسیون ارشاد مجلس را نیز تجربه کرد.
حضور در مجلس خبرگان رهبری و سپس انتصاب به نمایندگی ولیفقیه در استان گیلان، دامنه مسئولیتهای او را گستردهتر کرد. از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۷، امامت جمعه رشت و نمایندگی ولیفقیه در گیلان، مهمترین جایگاه عمومی او بود؛ دورهای طولانی که نام او را با حیات دینی و سیاسی استان پیوند زد.
در کنار این مسئولیتها، آیتﷲ قربانی به تدریس در مراکز دانشگاهی و حوزوی ادامه داد و در شکلگیری دانشگاه آزاد اسلامی واحد لاهیجان نیز نقش داشت. تدریس فقه، اصول، تفسیر و معارف اسلامی، از جمله فعالیتهایی بود که در دورههای مختلف زندگی او استمرار یافت.
میراث یک زندگی چندوجهی
آیتﷲ زینالعابدین قربانی را میتوان از چند منظر به یاد آورد: طلبهای که در فضای علمی قم رشد کرد؛ روحانیای که پیش از انقلاب وارد فعالیتهای مبارزاتی شد؛ نویسندهای که در مطبوعات دینی حضور داشت؛ پژوهشگری که بخشی از عمرش را صرف تألیف و ترجمه کرد؛ و شخصیتی که پس از انقلاب، مسئولیتهای مهم دینی و سیاسی در سطح استان و کشور پذیرفت.
زندگی او را نباید تنها از انتهای مسیر، یعنی از سالهای امامت جمعه رشت و نمایندگی ولیفقیه در گیلان، خواند. بخش مهمی از شخصیت او در قمِ پیش از انقلاب و در پیوند میان درس، قلم و مبارزه شکل گرفته بود؛ فضایی که در آن، مرز میان فعالیت علمی، تبلیغ دینی و کنش سیاسی همیشه روشن و جدا از یکدیگر نبود.
بازخوانی این زندگی، افزون بر ثبت سرگذشت یک روحانی، دریچهای به تاریخ اجتماعی حوزه در دهههای پیش از انقلاب نیز میگشاید؛ تاریخی که در آن، نشریات دینی، حلقههای بحث، ارتباطات میان طلاب و تجربههای سیاسی، در شکلگیری نسلهایی از روحانیون اثرگذار بودند.
منابع:
۱. قربانی، زینالعابدین، «زندگینامه خودنوشت آیتﷲ زینالعابدین قربانی»، انتشارات رنگ ایمان؛ بازنشر زندگینامهای که در ۶ شهریور ۱۳۷۹ نوشته شده و در کتاب خبرگان ملت به چاپ رسیده است. مطالعه متن
۲. مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، «درباره آیتﷲ زینالعابدین قربانی»؛ شامل شرحی از زندگی، تحصیلات حوزوی و مسئولیتهای علمی و سیاسی او. مطالعه متن
۳. قربانی، زینالعابدین، «آیتﷲ زینالعابدین قربانی؛ عضو مجلس خبرگان رهبری (یاد خسرو قلم و اندیشه)»، مرکز بررسیهای اسلامی؛ حاوی خاطراتی از ارتباط او با سیدهادی خسروشاهی، فعالیتهای مطبوعاتی و فضای فکری و سیاسی پیش از انقلاب. مطالعه متن
۴. انتشارات رنگ ایمان، «روحانیون مبارز گیلانی و نهضت فدائیان اسلام»؛ شامل مطالبی درباره خاطرات قربانی از سالهای شکلگیری شخصیت علمی و سیاسیاش و ارتباط با نواب صفوی و فدائیان اسلام. مطالعه متن
۵. قربانی، زینالعابدین، زادگاه من، رشت: انتشارات سلار، ۱۳۹۰؛ از منابع قابل مراجعه برای آشنایی با زندگی شخصی، زادگاه و خاطرات نویسنده.
۶. جعفریان، رسول، جریانها و سازمانهای سیاسی ـ مذهبی ایران (۱۳۲۰ـ۱۳۵۷)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ پنجم، پاییز ۱۳۸۳؛ برای بررسی زمینه تاریخی فعالیتهای سیاسی و مذهبی پیش از انقلاب.
