حوزه و روحانیت در چهلمین سال انقلاب

پرونده ویژه

هنگامی‌ که مرحوم شیخ انصاری(ره) فتاوایش پیرامون دایره اختیارات ولی فقیه را، تنها به گستره چند صفحه از کتاب مکاسب، طرح و بسط می­‌نمود، شاید کمتر کسی گمان می­‌کرد که یک صده بعد، این موضوع به یکی از چالش­‌انگیزترین سوژه‌­ها در حلقات بحثی فقها تبدیل شود. چالشی که دهه­‌های پیاپی به­‌طول انجامید، و درپی آن انشعابی دنباله­‌دار میان ارباب افتاء پدیدار گشت که در یک دو­شقی نه­‌چندان محصّل، عده‌­ای حیطه­ اختیارات فقیه را محدود در مقام فتوا و قضاوت بدانند و قرائتی دیگر برای او مقام تولیت در اجرای حدود شرع و شأن حاکمیت بر امت مسلمان نیز قائل شوند.

در این قرائت، فقیه جامع­‌الشرایط نه تنها مجاز به برپایی حکومت می‌­باشد، بلکه بر وی واجب است برعلیه حاکم جور دست به قیام بزند و در واقع چاره‌­ای جز این­کار، پیش­رو ندارد. این نظریه گرچه همواره مخالفین تمام­‌قدی را در مقابل خویش دیده و می­‌بیند، اما دامنه مخالفت­‌ها هیچ­گاه تا بدین­جا کشانده نشده که حجیت شرعی عمل به نظریه مزبور، قائلینش را زیر سؤال برود. مخالفت­‌های نخبگانی و درون­‌گفتمانی علما، به نوعی مباحثه علمی به جهت تأثیر در رأی و نظر مجتهد دیگر تلقی می­‌شده، نه تقابلی سخت و تکفیر­گونه.

شاهد این مدعا، برگ­‌برگ از کتاب قطور تاریخ روحانیت است که به استناد آن می‌توان مدعی شد با شروع نهضت و سپس پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره)، نه تنها مخالفت عملی از جانب سایر مجتهدین هم­‌طراز صورت نگرفت، بلکه در موارد بسیاری، سکوت علمای مخالف شکسته شد و توصیه­‌هایی از زبان ایشان، به نفع قیام امام­ خمینی به گوش­ها رسید که همگان را به نصرت نهضت و تشکیل حکومت اسلامی فرا­  می­‌خواندند.

با این ­وجود همدلی زعما و علمای حوزه با انقلاب اسلامی، چه از جانب موافقین آن و چه از سوی مخالفین تئوریکش، با افزوده شدن سال­های عمر جمهوری ­اسلامی قرین دل­‌نگرانی­‌هایی نیز شده است. نگرانی­‌هایی که معطوف به عملکرد حوزه و روحانیت در فضا و مناسبات جدید و عصر حاکمیت اسلام به محوریت فقیه جامع­‌الشرایط می­‌باشد. از این حیث دل‌مشغولی و نگرانی اساسی حوزویان که می‌تواند سنگ محکی بر ارزیابی عملکرد روحانیت در بعد نسبت روحانیت-حکومت باشد را می‌توان در سه دسته برشمرد:

اول: روحانیت محبوب شیعی که قرن­ها مأمن و پناه مستضعفین بوده و ندای اعتراض و حق­‌خواهی‌­اش از جوار امت مسلمان، همواره بر سر حکّام جور بلند بوده است، در عصر انقلاب به بدنه قدرت متصل گشته و از ابتدای انقلاب تاکنون نیز روز­به­‌روز بر شمار طلاب و روحانیون شاغل در ارگان­های حکومتی افزوده می‌­شود و این روند مستمراّ رو به افزایش است. در ارزیابی روحانیت از این منظر می‌توان شاخصه‌هایی همچون کشورداری، مردم‌داری، رسانه‌داری، سبک زندگی روحانیت قبل و بعد از انقلاب و نیز ارتباطات و تعاملات بین‌المللی را  مدنظر قرار داد.

دوم: نهاد حوزه که در طول سالیان مدید، همواره با حفظ استقلال مالی خویش، دستش را در مقابل حکومت­ها کوتاه نگه داشته و در عوض زبانش بر سر ایشان دراز بوده، حالا صاحب فرزندی ا­ست که بدون منّت، او را مشمول کمک­‌های قابل توجه خود می‌­نماید و برای بخش‌­های مختلف مادر تئوریک خود یعنی حوزه علمیه، ردیف بودجه­ اختصاص می‌دهد. در این عرصه می‌توان تغییر و تحولات نظام اقتصادی حوزه‌های علمیه بعد از انقلاب، میزان و کیفیت گسترش کالبدی مراکز و نهادهای حوزوی و آثار و تبعات دریافت بودجه مستقیم از دولت و… را مورد بررسی قرار داد.

سوم: برنامه مدیریتی هم­خوان با دستورات شریعت مقدس اسلام و متناسب با نیازهای نو­به­‌نو شونده­ و به نسبت گسترده­‌ی جامعه ایران، آنهم در عصر فراگیری انبوه دانش و فناوری‌­های وارداتی رقیب، که در ذات خود تعهدی به موازین دینی ما ندارد و در ساده‌­ترین حالت، محتاج پالایش­های علمی و اساسی می­‌باشند که در کلیت آن تنها از دست حوزویان ساخته است. مباحثی چون علوم انسانی اسلامی، فقه نظامات، شیوه برخورد با تولیدات علمی جامعه غرب، تعاملات علمی با سایر ادیان و مذاهب و همزمانی انقلاب و تحولات تکنولوژیک غرب و نحوه مواجه روحانیت با این تحولات به ویژه در زمینه رسانه، فضای مجازی و پیداش شبکه‌های اجتماعی بدون مرز در این بخش قابلت بحث، تحلیل و ارزیابی دارد.

بر­کسی پوشیده نیست که حضور فعال روحانیت در عرصه قدرت و سیاست، فی‌­نفسه خالی از ایراد است. اما کیست که نداند زمین سنگلاخ سیاست، آوردگاه پیل­‌افکنی است که جستن از آفت­های آن بر همگان میسور نیست. امام خمینی(ره) به سبب همین آفت­های احتمالی که ابتدا به حیثیت روحانیون و در وهله دوم به وجاهت دین در منظر عوام لطمه می‌زند، در سالهای پیش و نخستین انقلاب، از مخالفین حضور طلاب در عرصه سیاست بودند. استاد شهید مطهری نیز در سخنرانی­‌هایشان پیرامون انقلاب اسلامی، به تصریح متذکر این نکته شده‌­اند که آحاد روحانیت می­‌بایست از پست­های دولتی حذر کرده و صرفاّ در جایگاه ارشاد دولت­ها ایفای نقش کنند.‏[۱]‎

لکن اکنون که بنا­به­‌ دلایل متعدد، حضور طلاب و روحانیت در عرصه­‌های سیاسی و حاکمیتی گریزناپذیر گشته، بهتر آنست که با طرح­‌ریزی­‌های دقیق، بر سطح کیفی این حضور افزوده شود و از آسیب­‌های احتمالی پیشگیری به‌­عمل آید. حضور طلاب و روحانیون در عرصه‌های سیاسی و حاکمیت آن­ زمانی مشکل­‌زا خواهد شد که میان روحانیت و رسالت اجتماعی‌­اش شکاف اندازد. همچنان که دریافت بودجه‌های دولتی، اگر منجر به چشم­‌پوشی از ایرادات موجود و لب بستن از انتقادات سازنده گردد، مخرب و آسیب‌زا خواهد بود.

حضور روحانیون در عرصه‌های سیاسی و حاکمیت آن زمانی مشکل‌زا خواهد شد که میان روحانیت و رسالت اجتماعی‌اش شکاف اندازد. همچنان که دریافت بودجه‌های دولتی، اگر منجر به چشم‌پوشی از ایرادات موجود و لب بستن از انتقادات سازنده گردد، مخرب و آسیب‌زا خواهد بود.

اما دغدغه سوم یعنی فقدان نقشه ­راه مدیریتی که بخش مهمی از آن را بایستی حوزه علمیه متکفل شود، موج­‌های گوناگونی را در میان حوزویان به ­راه انداخته و سبب بروز اختلافات مبنایی و بنایی مهمی نیز در سطوح گوناگون علما و فضلای حوزه شده است. این اختلاف نظرات که به اقرار همگان از ذات دانش و اندیشه بر­می­‌خیزد، در عین آن­که بالضروره بایست پروسه­ خود را طی کند، نباید به ساحل امن انتزاع و إن­قلت قلت‌های صرف محدود شود.  البته نباید پیش از پختگی لازم نیز، به عرصه عمومی کشانده شود؛ بلکه می­‌طلبد تا تدابیری اندیشیده شود و در فضایی نخبگانی و آزاد، کرسی‌­های نقادی، جدی­‌تر از قبل پا بگیرد و طی فرایندی پژوهشی–عملیاتی ، تولیدات علمی فضلای حوزه بازآفرینی شده و به زبانی قابل فهم‌­تر در اختیار جامعه قرار بگیرد تا تولیدات از حالت انتزاعی صرف بودن خارج گشته و جنبه عینی و انضمامی نیز بیابد.

اکنون در چهل سالگی انقلاب بر­آمده از دامن حوزه‌­های علمیه، می‌توان گفت که وجود چهار دهه­‌ای حکومت و قدرت ­سیاسی در دست روحانیون، منافع و مضارّی را برای نهاد حوزه و طلاب دینی به ارمغان آورده که ضروری است آثار و تبعات این هم‌نشینی روحانیت و حکومت، توسط صاحب‌نظران و متخصصان آشنا به این عرصه‌ها، مورد کنکاش قرار گیرد تا در کنار شناسایی و تبیین محاسن پر­شمار، زمینه و فرصتی برای رفع کاستی‌ها و اصلاح فراهم گردد.

پانوشت‌ها

  1. پیرامون انقلاب اسلامی؛ ص۱۸۶ [⤤]

دیدگاه‌ها

  1. صادق

    بسیار عالی

پاسخ دهید