https://mobahesat.ir/about

رسانه فکری تحلیلی حوزه و روحانیت

شوق طلبگی؛ در پیچ و ‌خم سنت و الگوی رسانه‌ای

در این روزگار دو چالش بزرگ، نَفَس نظام سنتی حوزه را به شماره انداخته است. چالشی که اگر مسئولان آن را جدی نگیرند، به زودی با نسلی از طلاب روبه‌رو خواهیم شد که یا از حوزه می‌روند، یا در آن می‌مانند اما بی‌تأثیر.

چالش نخست: مرگ تدریجی «حوصله»
در سپهر کنونی، گسترشِ غیر متعارفْ فزاینده ی فضای مجازی با کلیپ‌های چند ثانیه ای و محتواهای موجز، ذهن و ذائقه‌ی نسل نو را بسوی بی حوصلگی سوق داده است. در نتیجه تمرکز طولانی بر متون مفصل و ژرف، که زمانی ستون فقرات تحصیل حوزوی محسوب می‌شد، اینک برای بسیاری شبیه شکنجه است. حقیقت آن است که متون کلاسیکِ فقهی و اصولی همچون شرح لمعه، رسائل و مکاسب، در نگاه بسیاری از طلاب امروزی، مطول و فاقد جذابیت کاربردی و نتایج ملموسِ است.

چالش دوم: فاصله میان الگوهای موفق و مبانی آموزشی
از سوی دیگر، در رسانه‌های جمعی و فضای مجازی، دائماً تصویری جذاب و اثرگذار از برخی روحانیون ارائه می‌شود. افرادی مانند: آقایان قاسمیان، مرادی، روح‌بخش و… که مردم، دل به کلامشان می‌سپارند. اما موفقیت این بزرگواران عمدتاً بر پایه‌ی مهارت‌های ارتباطی استوار است، و تسلط بر ادبیات عربی یا مباحث عمیق فقه و اصول، کمترین نقش را در این موفقیت ایفا می کند! اینجا تضادی دردناک پدید می‌آید: طلبه، باید سال‌ها عمرش را صرف مبانی علمی کند، اما الگوهای موفقیت اجتماعی به او می‌گویند: «راه، جای دیگری است!»
مشاهده‌ی طلاب فاضلی که با وجود احاطه‌ی علمی، از جایگاه اجتماعی محروم مانده‌اند و دستاوردشان غالباً منحصر به تألیف آثاری کم‌خواننده و کم‌تأثیر شده، این چالش را عمیق‌تر می‌کند.
نتیجه: حالا طلبه‌ی نسل جدید با دو پدیده مواجه شده است:
از یک سو، حوصله ی غرق شدن در علوم سنتی را ندارد.
از سوی دیگر، الگوهای موفقیتِ عینیِ عاری از پیچیدگی‌های علمی، و طلاب فاضلِ بی مخاطب، ضرورت تعمق در علوم حوزوی را نفی می کنند.
این یک زنگ خطری است برای بازنگری اساسی در «اهداف»، «روش‌ها» و «پیوند حوزه با جهان واقعی». حل این معضل صرفاً با ساده‌ سازی متون میسر نیست. حوزه‌ی علمیه تنها با نوآوری در شیوه‌های تربیتی و تلفیق حکمت دیرپای خود با نیازهای زمانه می‌تواند هویتی یکپارچه و تأثیرگذار برای طلاب امروز بیافریند.