حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ حسن میلانی:

حجت‌الاسلام والمسلمین حسن میلانی از جمله روحانیونی است که ورود عرفان و فلسفه را در فکر اسلامی بر نمی‌تابد و آن‌ را جز گمراهی نمی‌داند. وی مولانا جلال‌الدین بلخی را شخصیتی معرفی می‌کند که افراد بیگانه، او را به فرهنگ اسلامی وارد کرده‌اند و به‌واسطه‌ی آن، فکر انحرافی را در دین ترویج می‌دهند. میلانی در این مصاحبه، علاوه بر این‌که انتقادات تندی بر ملای رومی و شمس تبریزی عنوان می‌کند، بر داعیه‌داران فلسفه و عرفان نیز خرده وارد می‌آورد. ایشان، تیغ تند انتقادات خود را به جانب مرحوم علامه طباطبایی و حسن زاده آملی نیز نشانه می‌رود. دیدگاه وی نسبت به مولوی و نگاه عرفانی را در این گفت‌وگو می‌خوانید.

– در مورد مولوی در بین علما چه دیدگاه‌هایی وجود دارد و موافقین و مخالفین وی چه کسانی هستند؟

در مورد مولوی دیدگاه اشخاص و علما در یک جهت است. هرچند ممکن است که اشعار مولوی مورد توجه قرار گرفته باشد. و یا به صورت «تقیه» به او توجه شده باشد. اما این بدان معنا نیست که عقاید مولوی مورد پذیرش علما باشد و یا مطابق قرآن باشد. در نتیجه دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد؛ که این دیدگاه‌های متفاوت ناشی از اعتقادات افراد است. به همین خاطر گمان نمی‌برم در بین علما، شخصی باشد که توجه خاص تأییدی نسبت به عقاید و مطالب مولوی داشته باشد؛ هرچند ممکن است برخی از ویژگی‌های او را تأیید کنند.

– اما برخی از علما نیز گرایش عرفانی دارند؛ مثل علامه جعفری که برای مثنوی شرح مفصلی هم نوشته‌اند و برخی دیگر از علما که دیدگاه مثبتی نسبت به مولوی دارند؛ نظر شما در این مورد چیست؟

در بین علما افرادی که دیدگاه مثبت نسبت به مولوی دارند، بسیار اندک هستند. آقای جعفری خودشان فرموده بودند که من از نوشتن شرح مثنوی پشیمانم و ای کاش این وقت را برای تفسیر نهج البلاغه صرف می‌کردم. بعد از آن نوشتن شرح مثنوی توسط آقای جعفری، ایشان نقد مفصلی بر مثنوی هم زدند. مولوی آدمی بود وحدت وجودی؛ یعنی ضد فقه، ضد عقل، ضد شیعه و فردی که مثلاً ابن ملجم را تبرئه می‌کند و معتقد است که او آلت دست خداوند بوده و گناهی مرتکب نشده است و به همین خاطر هم خود علی بن ابی‌طالب(ع) می‌فرمایند من شفاعت ابن ملجم را می‌کنم.

هیچ بغضی نیست در جانم ز تو/ زانک این را من نمی‌دانم ز تو

آلت حقی تو فاعل، دست حق/ چون زنم بر آلت حق طعن و دق

لیک بی غم شو شفیع تو منم/ خواجه روحم نه مملوک تنم

– گرایش‌های صوفیانه، فقه گریزانه و ضدشیعه مولوی و شمس را به اهل سنت نسبت داده‌اند؛ نظر شما در این مورد چیست؟

در مورد مولوی و شمس تبریزی و افکار و کارهایشان، مقاله‌ای وجود دارد که در شماره‌ی ۷ مجله سمات به چاپ رسیده است. یکی از آقایان مقاله‌ای نوشت که شمس تبریزی همان امام زمان است و این‌که مولوی می‌گوید به خدمت شمس رسیدم، منظورش این بوده که به خدمت امام زمان رسیدم. ما در مقاله سمات سعی کردیم تا مقاله این شخص را نقد کنیم و همچنین بیان کنیم که شمس تبریزی، فرد منحط و بی‌سوادی  بوده که در عرفیاتش هم مشکل داشته؛ چه برسد به عقایدش. مولوی نیز به تبع او این‌گونه بوده است. مولوی در مورد توحید نظرات منحطی دارند. مثلاً شمس معتقد است تمام سوره‌ی اخلاص که در مورد ذات خداست، در مورد مولوی تطابق دارد. آنان همچنین به وحدت وجود محض معتقدند و خلقت را قبول ندارند. در واقع عالم را تجلیات و امواج ذات خدا می‌دانند. در مورد نبوت نیز عقایدی دارند که گویا می‌خواهند شخصیت پیامبر را تخریب کنند و پیامبر اکرم را منحط جلوه دهند. در بحث امامت نیز به دفاع از خلفا می‌پردازند و از معاویه دفاع می‌کنند. مولوی و شمس به جبر محض ایمان دارند و معتقدند کسب جبر با ماست، فعلش را خداوند با ما خلق می‌کند و همان ادله‌ای را که فلاسفه در مورد جبر می‌آورند، ایشان دوباره بیان می‌کنند. آنان همچنین مثال‌های رکیکی را بیان می‌کنند که بیشتر هدفشان شهوترانی است؛ نه رسیدن به زهد. در همین رابطه مثال معروفی وجود دارد؛ می‌گویند که شمس تبریزی از مولوی زن خواست، مولوی زنش را آورد؛ دختر خواست، دخترش را آورد؛ پسر خواست، پسرش را آورد. هدف از آوردن این مثال به اعتقاد آنان این است که اگر کسی قطب بود، باید نیازهایش برطرف شود و مرید از این‌که بخواهد خودش را در اختیار مراد قرار دهد، نباید ابایی داشته باشد. در واقع تصوف مخالف خدا و ائمه است. آنان همچنین نبوت و امامتی که از جانب خداوند و براساس ملاک‌های عقل و متکی بر علم و عصمت باشد را قبول ندارند.

– مولوی شعری دارد با این تعبیر که :

هر که باشد از زنا و زانیان/ این بَرَد ظن در حق ربانیان

گر نبودی او نتیجه مرتدان/ کی چنین گفتی برای خاندان

گفته می‌شود که این ابیات در خصوص منکران خاندان اهل بیت(ع) گفته شده است. به این معنا که هر کس این خاندان را قبول ندارد را نسبت به زنا زاده می‌دهد. نظرتان در این مورد چیست؟

اگر چنین شعری که به مولانا نسبت داده شده، صحت داشته باشد ـ که البته بعید میدانم ـ باید گفت که آنان در عین حال که به جبر معتقدند ولی خودشان را جبری نمی‌دانند و این را به گروهی دیگر منتسب می‌کنند. تمام توجیهات در این امور هم وجود دارد؛ مثلاً چگونه مقام عثمان را بالا می‌برد و او را مقدم بر علی بن ابی‌طالب(ع) می‌کند و مطاعن او را می‌پوشاند. مولانا و شمس نمی‌توانند خلاف کتاب‌های اهل سنت نظری بدهند. در کتاب‌های اهل سنت هم بارها بیان شده که یا علی؛ دشمنان تو منافقند و… به همین خاطر مولوی و شمس هم نمی‌توانند خلاف این نظر را ادعا کنند. لذا در عین حال که ابن ملجم را مقدم می‌دارند و توجیه می‌کنند، سخنان دیگری را هم بیان می‌کنند.

– به نظر جنابعالی از طریق عرفان نمی‌توان به خدا رسید و عرفان لزوماً فقه ستیز است؟

کلمه‌ی عرفان به لحاظ لغوی به معنای معرفت است؛ ولی در اصطلاح، عرفان تماماً مخالف مبانی عقلی و شرعی است. عرفان، فلسفه و تصوف در نهایت یک چیز است. خود این آقایان اعتراف می‌کنند برخی از کتبی که در حوزه در حال تدریس شدن است، چکیده و خلاصه‌ی اصول و مبانی کتاب اسرار الآیات ملاصدراست و برخی دیگر معتقدند که کتاب اسرار ملاصدرا در واقع چکیده‌ی  فصوص ابن عربی است که همه‌ی این‌ها وقتی به ریشه برمی‌گردیم، نهایتاً یک چیز است. مثلاً آمده است که وقتی موسی از کوه طور آمد، برادرش با او دعوا کرد و می‌گفت چرا مردم را از گوساله‌پرستی نهی کردی و تو دعوت به توحید را نمی‌دانی. همچین آمده که نوح بر ضلالت بوده و… . منتها در کتاب‌های بعدی مطالب پوشیده‌تر بیان شده است. مثلاً در کتاب نهایة البدایة که در حوزه تدریس می‌شود، یازده مرحله را بیان می‌کند که همه‌اش غلط و نادرست است.  مثلاً در اثبات اختیار، جبر را اثبات می‌کند و در اثبات حدوثِ عالم، اثبات عدم می‌کند. بعد در باب حادی العشر که می‌رسد و می‌خواهد واجب الوجود (خدا) را اثبات کند، بیان می‌کند که حقیقة الوجودی که اصالت دارد و عین عیان و حاق الواقع است و عینیت دارد (مثل زمین و آسمان و جن و انس، ماه و خورشید و جماد و…) واجب و در وجود بالذاتی هاست. در آخر هم می‌گوید که ما خالق و خدایی نداریم و همین عیانی که می‌بینید، واجب الوجود است. در حالی‌که کمونیست‌ها هم چنین اعتقادی دارند.

آقایانی که استاد فلسفه و عرفان هستند، قبل از این‌که وارد حوزه شوند، عقاید کلامی صحیح را یاد نگرفتند و لذا تعبیرات باطل را پذیرفتند و دو جنبه‌ی شخصیتی دارند: یک جنبه از قرآن و حدیث و منبر و محراب دارند که مطابق شریعت است و جنبه‌ای دیگر که از عرفان و فلسفه گرفتند و متوجه نیستند که باطل است. اما چرا متوجه نیستند که باطل است؟ به‌خاطر این‌که آنان از صفرِ باطل شروع کردند و اکنون علامه باطل شدند. مثلاً فخر رازی آدم بی‌سوادی نیست ولی از همان ابتدا در راه  باطل علامه شده است و مثلا آقای صمدی آملی یا حسن‌زاده…

این حرف‌ها بدان معنا نیست که آقای طباطبایی کمونیست  و یا دهری می‌باشند؛ ولی ایشان التفات ندارند در مورد آن‌چه یاد گرفتند. آن هم به این خاطر است که آقایانی که استاد فلسفه و عرفان هستند، قبل از این‌که وارد حوزه شوند، عقاید کلامی صحیح را یاد نگرفتند و لذا تعبیرات باطل را پذیرفتند و دو جنبه‌ی شخصیتی دارند: یک جنبه از قرآن و حدیث و منبر و محراب دارند که مطابق شریعت است و جنبه‌ای دیگر که از عرفان و فلسفه گرفتند و متوجه نیستند که باطل است. اما چرا متوجه نیستند که باطل است؟ به‌خاطر این‌که آنان از صفرِ باطل شروع کردند و اکنون علامه باطل شدند. مثلاً فخر رازی آدم بی‌سوادی نیست ولی از همان ابتدا در راه  باطل علامه شده است و مثلا آقای صمدی آملی یا حسن‌زاده که می‌فرمایند «همه اشیا کانال‌های ذات خداست و حتی فرعون و موسی هم یکی هستند»؛ از آن‌جایی که این افراد اولین استادشان صوفی بوده و کلام را قبل از فلسفه نیاموختند، به استادشان به چشم یک آدم ماورایی نگاه می‌کردند؛ مثلاً از اول پیش آقای الهی قمشه‌ای رفته و او را به‌عنوان ولیّ خداوند و متصل به مبدأ  قبول می‌کنند. بنابراین با این دیدگاه هر چه فرد علامه‌تر باشد از واقعیت دورتر است. این افکار و عقاید بعدها در تشیع آورده شده؛ ولی علامه‌های بزرگ ما چون شیخ مفید و شیخ طوسی و علامه حلی هیچ‌گاه چنین عقایدی نداشته‌اند و همیشه به تکفیر این عقاید پرداخته‌اند.

– منظور شما این است که اعتقاداتی که هم اکنون این آقایان دارند، پوشیده شده‌ی اعتقادات مولوی است و آنان سعی نکردند این عقاید را با عقل محصور کنند؟

خیر؛ بلکه صریحاً همان اعتقادات است. مثلاً فرض کنید داعشی‌ها و وهابی‌ها، عقاید یهودی‌های ضد پیامبر را در قالب اسلام ارائه دادند و پیامبری را معرفی می‌کنند که هر گناهی را مرتکب می‌شود. تمام معارف انبیا مبنی بر حدوث عالم است؛ یعنی خدایی وجود داشته و دارد که دنیا را خلق کرده است؛ اما فلاسفه معتقدند که دنیا پرتو یا سایه و یا جزئی از ذات خداست. اما عرفا می‌گویند که عالمی وجود ندارد و همه‌چیز همان خداست. جالب این جاست که دست به کتاب‌های کلامی ما هم می‌زنند؛ مثلا کتاب‌های کشف المراد و شرح التجدید و …که کتاب‌های بسیار وزینی هستند؛ البته اگر اساتید به خوبی تدریس کنند. این کتاب‌ها اثبات حدوث عالم می‌کنند و ادله‌ی فلاسفه را می‌آورند و همه را رد می‌کنند؛ اما آقای حسن‌زاده در کتابش پاورقی می‌زند که «لیس له تواف فضل لم یکون حادثاً او قدیماً»؛ یعنی عالمی نداریم به جز خدا که بخواهیم از  قدم آن بحث کنیم. این بحث کجا و احادیث ما کجا؟ و یا مثلاً بحث جدال‌برانگیز جبر و اختیار انسان؛ که فلاسفه قائل به جبر اما علما قائل به اختیار هستند. اما این آقایان می‌گویند: «ما بحثی در مورد جبر و اختیار نداریم؛ چون انسانی وجود ندارد؛ در واقع انسان همان خداست و ما بحثی در مورد خدا نداریم». این‌ها عرفان را شرعی نکردند که این محال است؛ بلکه شریعت را تأویل کردند؛ البته مطابق با حرف‌های فیلسوفان و صوفیان.

– روایتی وجود دارد مبنی بر این‌که اگر مؤمنی چهل روز گناه نکند، خداوند چشمه‌های معرفت و حکمت را به قلبش باز می‌کند. آیا می‌توان مضامینی از این قبیل را در راستای عرفان آورد؟ 

خیر؛ چرا که عرفان اذکار و مضامین و عقاید مشخصی دارد؛ ولی در این روایت که بیان می‌کند اگر شخصی چهل روز گناه نکند چنین آثاری بر او مترتب می‌شود، اشتباه است. احد‌الناسی نمی‌تواند بگوید که من چهل روز گناه نکردم و خلوص داشتم؛ چراکه انسان بین خوف و رجاست و وظیفه‌اش دوری از گناه است و چنان‌چه این حرف را بزند، در واقع نشان‌دهنده‌ی این است که به غرور افتاده و این ایمنی از مکر خداست. لذا تا قیامت که  همه‌ی افراد در محضر خداوند و ائمه حاضر و پذیرفته نشوند، نمی‌توان چنین ادعایی کرد و هرکس که فکر کند پذیرفته شده است، به غرور و املا رسیده و این خطرناک است؛ مگر این‌که کسی که صاحب معجزه است ـ مثل پیامبر ـ بگوید که فلان شخص از اهل بهشت است. حال چنان‌چه شخص بگوید: «من در خواب دیدم که صاحب ولایت شده‌ام»، غلط است. در حالات بسیاری از علما آمده که به کشفیاتی رسیدند و اگر احساس می‌کردند که با شریعت همخوانی دارد، ادامه می‌دادند و اگر نه، ادامه نمی‌دادند. می‌گویند که شیطان ۹۹ در از خیر را به سوی تو باز می‌کند؛ ولی سرانجام تو را به یک شر مبتلا می‌کند. پس این بیانات در مورد ولایت، همه از روی غرور و جهل مرکب است و حرف این افراد، همان حرف فلاسفه و عرفا و مشی آن‌هاست. انحلال روح و بدن و مدت اختیاری  و… همه از سوی صوفیان می‌باشد. این افراد گمان می‌کنند که اگر با یک عالم ماورایی و نامرئی ارتباط برقرار کنند، یعنی با خدا ارتباط برقرار کردند. در حالی که شیاطین در عالم نامحسوس و ماورایی هزاران برابر این عالم کار می‌کنند. شیطان اگر سعی می‌کند فردی را فاسد کند، هزاران برابر آن زحمت می‌کشد تا عالمی را فاسد کند. شاهکار شیطان، تحریف علماست. علما معتقدند که این مکاشفه‌ها باطل است و این در حالی است که فکر می‌کنید حقیقت را دیده‌اید. گفته می‌شود که شیطان نیز می‌تواند به معراج ببرد.

– منابعی که برای فهم دین وجود دارد، کدام است؟

منابع دین بر می‌گردد به کتاب و سنت. عقل و اجماع هم هر آنچه می‌گویند، مربوطِ به سنت است. طریق عقل و سنت متفاوت است؛ ولی اصلش یکی است و کتاب سنت برای عاقل حجت است.

– آیا متن قرآن را می‌توان به کمک عقل دریافت یا حتماً باید به احادیث رجوع شود؟

آقای طباطبایی معتقد است سنی‌ها به عترت بی‌توجه شدند و شیعه‌ها به سنت. این حرف، حرف بسیار خطرناکی است. این حرف را ماسون‌ها و ضد دین‌ها ساختند برای این‌که بگویند اسلام باطل است؛ شیعه و سنی باطل است؛ پس دیگر دینی باقی نخواهد ماند. علمای ما مفصل در علم اصول، به تبیین حدود حجت قرآن، حجت ظواهر (مادامی که امام معصوم آن را از ظاهرش برنگردانده باشد) پرداخته‌اند و علمایی چون شیخ طوسی خیلی زیبا در این مورد بحث کرده‌اند.

بعضاً احساس می‌شود که حضرت عالی در مباحثتان آن‌قدر قضیه را محصور می‌کنید که نهایتاً به احادیث می‌رسد؛ آیا این چنین است و جایگاه عقل و یا قرآن تا حدودی تنگ می‌شود؟

روایات و احادیث ما، بالاترین و بهترین مطالب عقلی را نیز تبیین کردند و به ما یاد دادند و چون از معلمین معصوم صادر شده‌اند، برای عقل ما راهبرند. اگر قرار است من با عقل خود دم خانه‌ی ارسطو بروم، چرا دم خانه‌ی امام معصوم نروم. در حالی‌که معصومین بالاترین مطالب عقلی را در احادیث و روایات به ما گفته‌اند و جایی برای بحث نگذاشته‌اند. ولی اگر منظور شما این است ما آیه و روایتی را قبول کنیم که مخالف عقل است، باید گفت که ما اصلاً چنین آیه و روایتی نداریم؛ ولی اگر پذیرفتیم که آیه برخلاف عقل است، آن روایت دیگر پذیرفته نیست.

– از آن‌جایی که احادیث و روایات ما برای زمان صدر اسلام صادر شده‌اند، معمولاً بر سر مصادیق آن در زمان حال، بحث‌هایی به‌وجود می‌آید؛ مثلاً اگر بتوان با استفاده از روایاتی ساختار اقتصادی یک کشور را استخراج کرد، ممکن است بر سر مسائلی از این قبیل بحث و جدال به‌وجود بیاید که آیا باید عین این احادیث، قوانینی را وضع کرد و یا فلسفه و حکمت احکام صدر اسلام را درک کرد و بر اساس آن، قانون‌گذاری کرد؟ و یا مثلاً طبق روایات، در سیره‌ی پیامبر، خود ایشان حاکم بودند و خودشان حکام سایر شهرها را منصوب می‌کردند؛ ولی الآن پس از چندین سال می‌خواهیم نوع حکومت را تعیین کنیم؛ حال باید نوع ساختار حکومتی یا اقتصادی جامعه چگونه باشد؟

از آن‌جایی که اسلام دینی جاودانه است، ائمه معصومین برای یک دوره خاص و با خصوصیاتی خاص، مطالبی را نفرموده‌اند که ما نتوانیم حرف ایشان، حکم ایشان و وظایفمان را استخراج کنیم. ائمه‌ی اطهار به نحو احسن تمام شرایط را فرموده‌اند و نهایتاً به اصول اولیه می‌رسیم که خود اهل بیت(ع) این موارد را تبیین و تفسیر کردند. اما شاید منظور شما این باشد که آیا قرآن را باید به کمک روایات و احادیث درک کنیم  و یا درک به‌وسیله‌ی عقل هم ممکن است؟ اگر منظور شما از این سؤال این جمله باشد، در جواب باید گفت از آن‌جایی که عقل ما عقل مطلق از خطا نیست، تنها به عقل نمی‌توان بسنده کرد؛ بنابراین دین را باید فهمید و عمل کرد و چون عقل خطا دارد؛ نمی‌توان تنها به فهم، مکلف شد.

اما باز برگردیم به بحث مولوی.

همان‌طور که در شماره‌ی هفتم مجله سمات هم آوردیم، مولوی کسی است که مبلغین آن در همه‌ی دوره‌ها افراد خارجی بودند. این هم از آن جهت است که اگر بخواهند شخصیتی منحرف را بین ما جا بیندازند، کار دشواری است. پس به همین خاطر آن‌ها فردی منحرف را از بین خودمان پیدا کردند و او را الگو کردند؛ مثلاً یک بحثی وجود دارد و آن این‌که مولوی و اصحابش ادعای خدایی دارند و خود را از مخلوقات نمی‌دانند. به شمس تبریزی گفتند: مولونا را چون شناختی؟ گفت: قول مولانا کن فیکون است. این غلط است. کن فیکون فقط خداست. دقت کنید خلقت یا من شیء است یا لا من شیء؛ مثل این‌که نانوا بخواهد از خمیر نان بپزد و یا این‌که بخواهد وجود ببخشد و از خود مایه بگذارد. وجود و موجود بر اساس ادله عقلی دو قسمت است: یکی ذات بدون اجزا و دیگری ذات دارای اجزا. ذات بدون اجزا، اجزایی ندارد که از خودش مایه بگذارد؛ ولی ذات متجزی همیشه از خودش مایه می‌گذارد؛ مثل ابر که از ذرات وجودی خودش باران می‌سازد. امیرالمؤمنین می‌فرمایند: به جز خداوند و ذات احدیت همه‌چیز متجزی است؛ به این معنا که اگر چیزی خلق کند، از خودش کم می‌شود. بنابراین اگر کسی گمان می‌کند که اهل بیت خالق عالم‌اند یا باید گفت که اهل بیت متجزی هستند و مکان و زمان ندارند؛ مانند خدا؛ یا این‌که بگوییم از ذات خودش مایه گذاشته. مثلاً این‌که بگوییم امیرالمومنین(ع)  ـ نعوذ بالله ـ از ذات خودش مایه گذاشته و زمین را خلق کرده، پس باید گفت تو هنگام راه رفتن روی علی پای می‌گذاری و این‌گونه ـ نعوذ بالله ـ حیوانات هم می‌شوند جزئی از ذات اهل بیت.

– این نقلی را که از شمس آوردید، آیا به این معنی نیست که شمس خواسته تا شخصیت مولوی را به بهترین شکل توصیف کند و به همین خاطر هم شاید از چنین الفاظی استفاده کرده است؟

شخصیتی منحرف‌تر از شمس و مولانا نداریم. شمس در جایی از فعل مولوی می‌گوید: «کل یوم هو فی شأن»؛ یعنی در هر لحظه آفرینش دارد، بخشش دارد، خلقت دارد و… و این ویژگی خداوند را در مورد مولوی به‌کار می‌برد و باز راجع به صفت مولوی می‌گوید: «قل هو الله احد». احدیت فقط مال خداست و حتی اهل بیت(ع) هم این ویژگی را ندارند؛ چون ویژگی متجزی دارند. احد یعنی جزء ندارد، زمان و مکان ندارد و… . در واقع باید به شمس گفت که تو اصلاً خدا را نمی‌شناسی که این‌گونه از مولوی (به‌جای خداوند) سخن می‌گویی. شمس راجع به ذات مولوی می‌گوید: «لیس کمثله شیء و هو السمیع البصیر»؛ فقط خداوند است که این ویژگی را دارد . حتی پیامبر اکرم و امام علی نیز مثل داشتند و اگر خداوند امثال این دو را خلق نکرده است، چون نخواسته است؛ نه این‌که نتوانسته است. همه‌ی این‌ها نشان از این است که آن‌ها هیچ از توحید نمی‌دانند. مولوی می‌گوید: «پیر من و مراد من/ درد من و دوای من/ فاش بگفتم این سخن/ شمس من و خدای من». باید به مولوی گفت که اگر شمس خدای توست، پس تو بت‌پرستی. «آن زعشق جان دوید و این ز دین/عشق کو و بیم کو، فرقی از این». منظور این است که ما اهل عشقیم؛ نه اهل خوف. این حرف از شیطان است و این‌ها به غرور و غفلت افتاده‌اند؛ چرا که از خدا ترسی ندارند و می‌پندارند که معصوم از گناه هستند. حتی معصومین هم می‌فرمایند ما از خداوند خوف داریم؛ «مردم را سخن نجات خوش نمی‌آید؛ سخن دوزخیان را خوش می‌آید»؛ منظور این است که مردم را از جهنم نترسان و بگذار خوش باشند؛ «لاجرم ما دوزخ را چنان بترسانیم که بمیرد از بیم». این‌جا آقای شمس می‌خواهد جهنم را خاموش کند و این از غرور است که این‌گونه سخن می‌گوید.

شمس در مورد روایت برخورد حضرت فاطمه(س) با آن شخص کور می‌گوید: «چون درآمد آن ضریر از در شتاب/عایشه بگریخت بهر احتجاب». او در واقع فضیلت حضرت فاطمه(س) را به عایشه نسبت می‌دهد و در مورد حضرت علی(ع) سعی دارد تا چنین قطبیتی را برای خودش و امثالش بسازد: «گفت پیغمبر علی را، که ای علی/ شیر حقی، پهلوانی، پردلی»؛ در این‌جا می‌خواهد بگوید که علی پهلوان بود؛ ولی قطب رهبری که نبوده است؛ «لیک بر شیری مکن هم اعتمید/ اندرآ بر سایه نخل امید»؛ ای علی درست است که پهلوانی، ولی این کافی نیست و باید برای خودت پیری و پیغمبری پیدا کنی؛ «اندرآ در سایه‌ی آن عاقلی/ کش نتاند برد از ره  ناقلی/ ظل او در زمین چون کوه قاف/ روح او سیمرغ، بس عالی طواف/ گر بگویم تا قیامت نعت او/ هیچ او را مقطع و غایت مجو». در نهایت بیان می‌کند که امام علی(ع) هیچ قطبی برای هدایت ندارد: «چون گرفتت پیر، هین تسلیم شو /  همچو موسی زیر حکم خضر رو/صبر کن بر کار خضری بی نفاق/ تا نگوید خضر رو هذا فراغ / چون گزیدی پیر، نازک دل نباش/ سست و ریزیده چو آب و گل مباش».

لذا ابن سیرین در کتابش می‌نویسد: امر خلافت دایر شد بین اعلم و اکثر؛ آن‌که عاقل تر است، باید خلیفه شود و اعلم‌تر باید وزیرش شود؛ مثلاً در آن قصه جعلی که نفس امام علی بر او غلبه کرد، هنگامی که همرزمش آب دهان به سوی او پرتاپ کرد، می‌گوید: «چون خدو انداختی بر روی من / نفس جنبید و تبه شد خوی من»؛ چگونه امام که قلبش وتر اراده الهی است، می‌تواند از روی هوای نفس کاری انجام دهد؟! «نیم بهر حق شد و نیمی هوا / شرکت اندر کار حق نبود روا»؛ به این معنا که هوای نفسش بر او غلبه کرد.

(شمس) می‌گوید پیامبر اهل نماز و روزه نبود و نماز و روزه را آورد، چرا که معتقد بود اگر این‌ها نباشد، مردم به دنبال غفلت می‌روند و ما که با خداوند مشغولیم دیگر به نماز و روزه نیازی نداریم؛ می‌گوید گرسنگی و روزه تو را از خدا غافل می‌کند، پس دیگر روزه نگیر. می‌گوید: «بدعت اولیای حق به مثابه‌ی سنت انبیاست»؛ یعنی بدعت در دین، مثل سنت انبیاست.

در مورد روایتی  که پیامبر اسلام می‌فرمایند: «اصحاب من چو کشتی نوح هستند»، مولانا می‌گوید: «گفت پیغمبر که من / همچو کشتی ام به طوفان  زمن/ ما و اصحابیم چو کشتی نوح / هرکه دست اندر زند یابد فتوح».

آقای حسن زاده در کتاب تفسیر قرآن به قرآن، به نقل از پیامبر اکرم می‌گوید: برای تفسیر به اصحاب من رجوع کنید. می‌پرسند اصحاب کیستند؟ می‌فرمایند: اهل بیت(ع). ولی ایشان متأسفانه اهل بیت را در این روایت حذف می‌کنند: «در پی خورشید وحی آن مه دوان / آن صحابه در پی‌اش چون اختران / ماه می‌گوید که اصحاب نجوم/ للسری قدوه و للطاغی رجوم».
از شمس نقل می‌کنند که شمس بر خاندان پیامبر می‌گریست و ما بر وی می‌گریستیم. در واقع در این‌جا نیز منظور تمسخر افرادی است که بر خاندان پیامبر گریه می‌کنند و همچنین افرادی که برای مردگان گریه می‌کنند؛ چرا که معتقد بودند برای فردی که به خدا پیوسته نباید گریه کرد. اگر این افراد چنین اعتقادی دارند، پس چرا برای عثمان عزاداری می‌کنند و پس از مرگش هم خون‌خواهی کردند؟! این‌جا مشخص می‌شود که این افراد ناصبی هستند. «کی توان با شیعه گفتن از عمر/ کی توان بربط زدن در پیش کر»؛ این‌جا هم می‌خواهد بیان کند که شیعیان به شدت افرادی هستند متعصب. «من همی گویم بر او جف القلم»؛ به این معنا که قضا و قدر وجود دارد و هرچه اتفاق می‌افتد، دست ما نیست و خداوند است که قضا و قدر را تغییر می‌دهد. به همین خاطر هم امام علی(ع) به ابن ملجم گفت که من هیچ دشمنی با تو ندارم؛ چرا که تو آلت دست حق بودی و من از تو بغضی ندارم و حتی تو را نیز شفاعت می‌کنم: «هیچ بغضی نیست از جانم ز تو/ زان‌که این را من نمی‌دانم ز تو/ عالم حقی تو فاعل دست حق/ کی زنم بر آلت حق طعن و دق / لیک بی غم شو شفیع تو منم/ خواجه‌ی روحم نه مملوک تنم». ولی این‌جا اشتباهی وجود دارد و آن این‌که اگر آلت دست خداوند بوده است که دیگر به شفاعت نیازی ندارد.

– از آنجایی که زبان شعر زبان خیال است، آیا فکر نمی‌کنید ممکن است هدف از بیان این اشعار، بیان  رحمانیت خداوند باشد؟ آیا الفاظ به جهت مبالغه و اغراق و برای زیبایی آورده نشده‌اند؟

شعر دو حالت دارد؛ ممکن است که فقط مناظر زیبا را توصیف کند و یا ممکن است فلسفه را به شکل شعر آورده باشد؛ مثل کتاب سبزواری. مولوی حق ندارد به‌وسیله‌ی تحریف عقاید و القای اعتقادات غلط به شعرش زیبایی ببخشد. «خلق حق اعمال ما را موجد است»؛ یعنی حتی شراب خوردن ما هم جبری است و فعل ما را خداوند ایجاد کرده: «گفت آدم که ظلمنا نفسنا / او ز فعل حق نبد غافل چو ما». این‌که ما بخواهیم گناهانمان را از باب خداوند بدانیم و از روی ادب بگوییم که ما گناه را انجام دادیم، هم کفر است و هم خارج از عقل. «در گنه او از ادب پنهانش کرد / زان گنه بر خود زدن او بربخورد / بعد توبه گفتش ای آدم نه من/ آفریدم در تو آن جرم و محن»؛ مولوی در اشعارش ذکر کرده که خداوند فرموده است که من گناهان را به وسیله‌ی شما خلق کردم؛ ولی چون تو از باب ادب آن را بر عهده می‌گیری، من تو را می‌بخشم. سپس او از فرعون دفاع می‌کند و… . خلاصه این که معتقد است دنیا از ذات خداست و همه‌ی اتفاقات نیز از اوست.

آقای حسن‌زاده هم گفتند که شمر و امام حسین(ع)، همچو امواج دریا و برحسب قضا و قدر در این دنیا جنگیدند؛ ولی هر دو در آخر از دریا هستند و از یک چیزند؛ پس دعوایی نباید وجود داشته باشد. «ما که باشیم که تو ما را جان جان / تا که ما باشیم با تو در میان»؛ در واقع همه‌ی ما از ذات خدا هستیم و هیچ دوئیت و دعوایی وجود ندارد و هستی جهان و اعمال ما نیز از ذات خداست و خداوند هم بی‌نهایت است. بعد دوباره در قصه‌ی حلاج می گوید: «چون قلم در دست غداری بود/ بی گمان منصور بر داری بود/ چون سفیهان راست این کار و کیا/ لازم آمد یقتلون الانبیاء»؛ در واقع او از منصورحلاج که ادعای خدایی داشت و ملحد و جادوگر بود، دفاع می‌کند و می‌گوید اعدام او کار اشتباهی بود؛ چراکه همه‌ی ما از ذات خداوندیم.
پس دعوت انبیا برای همین است که «ای بیگانه به صورت تو جز منی / از من چرا بی‌خبری/ بیا ای جزو ز من بی خبر مباش». اگر ما از خدا هستیم؛ پس یعنی خدا نیز جسم دارد و خدا خودش را وارد جهنم و بهشت می‌کند. اصول و معارف را شمس با این اشتباهات فاحشش زیر سؤال می‌برد. در دیباچه‌ی پنجم دفتر مثنوی هم آورده شده است که «چون رسیدی به مقصود،آن حقیقت است و جهت این گفته‌اند لو ظهرت الحقایق، بطلت الشرایع»؛ به این معنا که بعد از این‌که ما به این حقیقت رسیدیم که جزیی از خداوند هستیم، دیگر نماز و روزه‌ای به کار نیست و این‌که گفتیم زنا و لواط انجام نده، به این خاطر بوده که به حقیقت برسی که جزئی از خدا هستی؛ حال که به این حقیقت رسیدی هر کاری جایز است. «صوفه‌ای گشته است بهر این  لئام / الخیار و اللواط والسلام». صوفیانی که جوانان را در طول شب‌های دراز به خانقاه‌ها می‌بردند و عقاید مزخرف را به آنان القا می‌کردند، حتما لواطی هم صورت می‌گرفته؛ در حالی که شعرهای شهوت‌انگیز و اسمای ثلاثه را هم بارها و بارها می‌خواندند. و یا این مثال که می‌گوید شریعت همانند آموختن علم طب است و چنانچه آن را یاد بگیری از بیماری‌ها رهایی می‌یابی و دیگر نیازی به خوردن داروها نیست و یا به عبارتی، چون به حقیقت و تصوف رسیدی، دیگر به علم و حتی قرآن هم کاری نداشته باش؛ در حالیکه پیامبر می‌فرمایند: طلب علم واجب است.

بعد استاد شمس تبریزی در پاسخ شیخ اوحدالدین کرمانی از او می‌خواهد تا در بغداد بماند: «گفت روزی چه باشد اگر با ما باشی؟ گفت به شرط آن‌که با ما بنشینی و آشکارا شراب بخوری پیش مریدان و من نخورم. گفت تو چرا نخوری؟ گفتم تا تو فاسقی باشی نیکبخت و من فاسقی باشم بدبخت». بعد در مورد عبادات می‌گوید: «شیوه‌ی عبادات مهم نیست؛ بلکه به نیات نظر دارد». نماز هم نخوانی مهم نیست؛ نیت و سماع را که انجام دهی کافی است.

می‌گوید پیامبر اهل نماز و روزه نبود و نماز و روزه را آورد، چرا که معتقد بود اگر این‌ها نباشد، مردم به دنبال غفلت می‌روند و ما که با خداوند مشغولیم دیگر به نماز و روزه نیازی نداریم؛  می‌گوید گرسنگی و روزه تو را از خدا غافل می‌کند، پس دیگر روزه نگیر. می‌گوید: «بدعت اولیای حق به مثابه‌ی سنت انبیاست»؛ یعنی بدعت در دین، مثل سنت انبیاست. مولانا و شمس تا آخر عمر به سماع و رقص و جلسات مختلط زنانه و مردانه مشغول بوده و همه‌ی این‌ها بیانگر عقاید اشتباه مولوی و شمس تبریزی است.

منبع: تقریرات، شماره ششم، اسفند ۱۳۹۵

دیدگاه‌ها

  1. الف

    واقعا بد نیست یکم فکر کنند نحوه ی زندگی و سلوک امثال علامه طباطبائی و فلاسفه ی صدرایی کجا و این تهمت ها کجا؟! بحث علمی باید به شیوه ی علمی باشد . در حالیکه این آقایان تنها مشاجره ی سطحی می کنند.
    شیوه و نگاه علامه حسن زاده و طباطبائی در نحوه ی زندگی و سلوکشان به عینه دیده می شود که به وضوح اعتقاد ایشان به حق و معصوم بودن ائمه هدی و اینکه تنها راه حقیقت از مسلک این بزرگواران و شریعت دوازده امامی می گذرد ، دیده می شود.
    یه جای سخنان و مصاحبه های سطحی درباره ی رابطه عرفان و برهان و قرآن و ائمه، مناظره ها و نقد های اصولی بذارید. همین آقای میلانی اتفاقا بعضا نقد هایی به شیوه ی تفسیری علامه کرده اند که جای فکر دارد .

    1. رضا

      برادر عزیزم آقای الف؛ نحوه زندگی و سلوک رحمانی و اثنی عشری منافاتی با اشتباه کردن در برخی عقائد و باورها ندارد. در این متن هم تا جایی که من فهمیدم آقای میلانی متعرض شخص مرحوم علامه طباطبایی یا آقای حسن زاده حفظه الله نشدند اما عقائد اونها رو اشتباه می دونستند. این هم منحصر به ایشون نیست و نگاه عمومی (نه همه) علما و مراجع و حتی برخی نقل ها از ائمه هداه مهدیین (مثل نقل های مرتبط با برخورد امام صادق ع و سفیان ثوری و یا توقیع منسوب به امام زمان عج در مورد حسین منصور که توسط حسین بن روح ره اعلان شده) از قدیم به همین صورت بر رد عرفا بوده. در عصر اخیر هم نگاه کنید به طرد عملی استاد کل مرحوم قاضی ره توسط مرحوم آسید ابوالحسن اصفهانی ره و یا محدودیت هایی که حضرت امام ره داشتند یا مرحوم طباطبایی ره در زمان آیت الله بروجردی ره داشتند. به نظرم عرفان شیعی باید از فرصتی که با پیروزی انقلاب و مرجعیت عامه مرحوم امام ره و مشی عرفانی ایشون ایجاد شده استفاده کند و با نگاهی نقادانه نسبت میان خود و عرفان برکشیده شده از زمان سفیان ثوری تا ابن عربی و شمس و مولوی و شیخ صفی را مشخص کند. نگاه صفر و صدی به ابن عربی و مولوی مثل نگاه صفر و صدی به هر چیز دیگری درست نیست. چه دوست داشته باشیم چه نه از فتوحات تا دیوان شمس بسیاری از مطالب گفته شده با عقاید عامه شیعی تعارض جدی دارند. اگر این فرصت از دست برود گمان من این هست که پس از نسل فعلی بزرگان عرفانی حوزه مثل آقای حسن زاده و آیت الله جوادی آملی حفظهم الله، باز هم حوزه سالکان این مسیر رو محدود خواهد کرد و به حاشیه خواهد راند.

      1. الف

        بحث های دقیق تر و علمی تری نسبت به عرفان حقیقی و باطل وجود دارد. دقیقا مراد بنده از گفته ام همین بود که این نوع بیانات و مصاحبه ها ، ره به جایی نمی برد در تمیز عرفان و عقلانیت ناب و عرفان باطل.
        بنده با نقد علمی علامه هیچ مشکلی ندارم . هیچ کس نباید بت عقلی شود جز منبع وحی و سنت اما به روش درست.

        1. ناشناس

          همین حرف توبت سازی است وتاابدپیروان دورخودمی چرخند

        2. Mohamad.ranjbar_20

          اینا همه عرض اند آدما فقط دنبال حرف اند حرف حرف کی خوب کی بده، بابا خودت برا خودت چه کرده ای بابا اگه یک صدم ما مردم مثل من بیسواد یک هزارم حرفای شعرهای مولانا رو درک میکردیم و با گوشت پوست حس میکردیم و به جان زنده میشدیم الان ایران گلستان بود چرا این من من مال من اسم و مستعار من با همین حرفها مردم رو از دین و خدا بری کرده اید همه انسانها مخلوق خدا هستند همه از نور خدا هستند حالا اونی که از آتش از شیطان هست خب خودش درش خواهد سوخت چرا اینقدر آدما رو باید از هم جدا کرد مهم یکتاپرستی و وحدت است چرا نباید نیمه پر لیوان رو ببینیم و دنبال ایرادگیری و بد کردن دیگران اونم بزرگی مثل مولانا باشیم میدونی چرا چون ذهن میخواد با کوچک کردن دیگری خودش رو بالا بکشه و این خود شیطان است. نور خدا درونتان احساس کنید و با تمام دردها و رنج ها بسازید تا خود آینه ای شویم برای خود و دیگران…. یا حق

        3. مسعود

          خموشید خموشید که تا فاش نگردید که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا

      2. ناشناس

        به نظر من مولانا یک انسان بسیار شریف ، پاک هستند که توانستند من ذهنی خود را کنترل کنند و شیخ حسن میلانی که بسیار اشتباه بزرگی کرده است باید از خود خجالت بکشد که درباره مولانا همچین چیزی را گفته است به نظر من دیدگاه شیخ حسن میلانی بسیار و بسیار منفی است و باید خجالت بسیار بکشد من با نظر ایشون ( شیخ حسن میلانی) کاملا مخالف هستم خواهش میکنم برای اینکه بخواهید مقام خود را بالا ببرید به انسان های بسیار پاک و دانا تهمت نزنید 👎😟

        1. رضا

          مولانا در خفلت اشکار بوده.دقیقا ب بلایی که شیطان گرفتارش شده دوچار شده.و ترویج غفلتش باعث شده تا قیامت براش لعنت فرستاده شود.

          1. م

            مولانا و حافظ و انديشمندان و بزرگان از اين حيث بزرگند كه سوال برانگيزند عقل را بيدار و وادار به حركت ميكنند
            راي ميدهند حدس ميزنند و باطل ميكنند
            خوب براي ذهن پويا و نترس چه چيزي جالبت از اين
            و اگر فكري كوتاه باشد در خيرش هم ثوابي براي ديگران نيست
            ره به معني نبرد انكه به صورت نگرد

            من بيدار هميشه بهتر از من اسوده است

          2. مریم

            تو که راجع به مولانا و شمس اینقد بد میگی خودت یه کتاب بنویس اول در حده مولانا قوی باش بعد بدشون رو بگو . تو امثال تو و حسن میلانی کور مذهب و بی مخ و بیشعورین و بیشتر ازین درک و فهم ندارین

          3. محمد

            إِنَّ الْمُنافِقِينَ يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ وَ إِذا قامُوا إِلَى الصَّلاةِ قامُوا كُسالى‌ يُراؤُنَ النَّاسَ وَ لا يَذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا «نساء۱۴۲»
            همانا منافقان با خدا مکر و حیله می‌کنند و خدا نیز با آنان مکر می‌کند، و چون به نماز آیند با حال بی‌میلی و کسالت نماز کنند و برای ریاکاری آیند و ذکر خدا را جز اندک نکنند.

        2. نایب

          آقای میلانی انسان خوب بد دیگران را میپوشد و غیبت نمیکند شما که خوب هستی چرا بد مولانا را میگی و در واقع غیبت میکنی مگه تو اون زمان باهاش نون و ماست خوردی از غیبت کردنت پی بردم باید این تهمت رو به خودت میزدی نه مولانا

          1. تیمور

            به اینگونه نظریه ها نقد میگن با غیبت دا ی چیزا کلی فرق داره حهلا با درستی یا نا درستی حرفش یه بحث دیگست

        3. علی

          عزیز دل اقای میلانی با دلیل مولانا و شمس رو رد کردن شماهم اگه میتونی با دلیل عرفان این دوتا رو ثابت کن. این دو نفر صوفی بودن و امام هادی(ع) در مورد صوفی ها روایت دارن که کاملا اونا رو رد میکنن و کافر میدونن و گفتند اگر کسی به زیارت یک صوفی چه در حال حیات و چه بعد از مرگ بره انگار رفته به زیارت یزید و شمر و معاویه و ابوسفیان . هرکس صوفی رو یاری کنه انگار که این افراد رو یاری کرده . حالا اگه میخوای بر خلاف سخن امام حرف بزنی دیگه خود دانی سندشم خیلی محکم و قویه

          1. ناشناس

            متاسفم كه چنين افرادي هنوز وجود دارن دقيقا مانند زمان خود مولانا، مولانايي كه در تمام مباحثاتش از قران بهره مي گيرد
            زمان ان نرسيده كه تحولي در تفكرات پوسيده اي كه همانند تفكر ۱۴۰۰ سال پيش هست داشته باشين؟
            زمان ان نرسيده كه در قران بازنگري كنيد؟
            توصيه مي كنم كناب خانم صديقه وسمقي رو مطالعه كنيد البته بدون تعصب و حمييت
            گرچه وقتي به مولاناي حان تهما زده بشه ديگه چه جايي براي اين محقق و پژوهشگر قراني خانم وسمقي باقي خواهد ماند
            اقا بس است مردم از افكار پوسيده امثال شما خسته شده اند
            بيزارم از ان كهنه خدايي كه تو داري

          2. ناشناس

            مه فشاند نورو سگ او او کند هرکسی بر تینت خود متند

          3. مرصاد

            این است حکایت طرفداران و مریدان مولوی
            قرآن و اسلام رو قبول ندارن ولی مولوی رو قبول دارن و انتظار دارن همه تقدیسش کنن

            حکایت همون احترام سفیر انگلیس به خدای هندی هاست
            کی میخوایم بیدار بشیم؟

          4. مهدی حفظه الله...

            میلانی ،چی زدی خداییش؟

          5. علی

            هر ذی شعوری میداند که این سخنان از روی تعصب وجهل است شما کجا ومولانا کجا واقعا متاسف بر شما وامثال شما

          6. .علی.

            وااااای
            وااااای از آن هایی که بی تامل هستند
            خدایا خود آنان را با خودت آشنایشان کن
            خدا خود آنان را در راه درست قرار ده
            نامش حئ است، چطور می تونید چنین غیبت کنید
            شمس، مولانا، حلاج و … همگی از انسان هایی شریف و بزرگی بودند که شناختشان از خدا بسیار بالا و توصیفشان از خدا بسیار زیبا و عمیق است،
            ولی رنج زندگی شان از آدم هایی بود که خدا را درک نمی کردند

          7. جاهد

            ایشان هیچ دلیل قانع کننده ای جز اظهار تعصب و دروغ بستن نیاورده بلکه برای اثبات حرف خود پشیمانی را به علمه جهفری نسبت داده که دروغ محض است . اگر واقعیت دارد سندش را بیاورند. مثنوی را هم نخوانده وگرنه داستان صوفی و فقیه و علوی را انکار نمی کرد که در آنجا مولوی از خاندان پیامبر دفاع کرده است.

        4. ی بنده خدا

          اره واقعا

          1. صوفی

            وای ک چقد خندیدم
            ی آخوند بیاد مولانا و شمس رو نقد کنه😁😁😁😁😁
            💥💥💥📣📣📣مولانایی که نظریه تکامل را شرح داده قبل از همه بعد این کسی که از خداهم چیزی نمیفهمه میاد این شخص رو نقد میکنه.
            جالبش هم اینجاست که ی عده ای هم باهاش موافقند.
            بابامولاناااااااست
            میگه پس به هر دوری ولی قائم است
            آزمایش تا قیامت دائم است

          2. ناشناس

            درکی از مولانا و شمس تبریری ندارد وگر نه اینجوری حرف نمیزده. مولوی و شمس از وزنه های ادبیات و شعر و عرفان این مرز و بوم و از مفاخر ادبیات جهان اند. بهتر است قبل از اظهار نظر های سطحی و بی ربط اول مطالعه کرد و شناخت و سپس در حد درک سخن گفت

          3. صادق

            مخالفان محترم آقای میلانی، جالبش اینه که یه دلیل محکم در رد صحبت های ایشون ندارید فقط می گین “تو کجا مولانا کجا…” یا می گین: مولوی و شمس انسانهای شریفی هستند.
            خیلی واضحه که عقاید اینها با عقاید امامان شیعه در تضاد جدی است، این نشان دهنده تعصب کور شماست که نمی تونید عقاید رو نقد کنید.
            ما با همون دعای جوشن کبیر و توصیفات زیبایش از خدا حال می کنیم، وقتی آب هست تیمم نارواست.

          4. رهگذر

            حرف ایشان و اوشان را کاری ندارم؛ اما از همه خنده دار تر نقد بچگانه شما بود.
            و خنده دار تر از ان، شعری که آخر کار آوردید و شک ما را در بی سوادیتان به یقین تبدیل کردید.

        5. امیرعباس

          اخه چه تهمتی جالب تمام حرفایی که در رد مولوی زده شد شاهدمثالش ازاشعار خود مولوی بود.شما برداشت دیگه ای غیرازاین دارید؟ ا

          1. بهزاد

            حتما جنابشان خواهند فرمود آفتاب آمد دلیل آفتاب

        6. ه.ی

          لطفا وقتی از دین و خدا و پیغمبر و معصومین هیچی نمیدونید نطر ندین که نطراتون مایه ننگه شما ها واقعا چطوری میتونید یه ادم لواط کار رو پاک بدونید یه ادمی که همش مست بوده عقلی هم داشته اصلا بدونه خدا چیه

      3. الف قد

        درنیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام….

        1. ناشناس

          احسنت مرحبا

          1. Parsamasoodiniaiii

            افرين بر ادراك شما

          2. سپ

            مجلس تو آن تو مجمع من ان من فکر پریشان تورا زلف معنبر مرا

        2. ۰۱

          دوستان بجای این مباحث مخالف و موافق که فقط از باور دیگر افراد دفاع کنیم. خودتان صدا بزنید وارد شوید تا خوانده شوید.

        3. ناشناس

          متاسفم

      4. فریاد

        اول از همه مخالف این روحانی عزیز هستم و ایشون تعبیر زشتی کردند از مولانا .
        بیایید زیبا تر به اشعار بزرگواران نگاه کنیم بیایید ( بیخیال حال انکه اندکی اشتباه در کار ایشان بوده ( که من فکر نمیکنم ) ولی باز هم اگر بوده اینگونه راجعب استوره هامان راجب هنر هامان راجب فرهنگ غنی فارسی مان درست حرف بزنیم الت دست این و ان نکنیمشان که بخاهند هر کسی امد انگی بچسباند و برود اگر شما و مولانا از همدیگر زیبا تعریف کردند نیاییم بگوییم فکر میکردند خدا بودند ایشان در وصف مرام و رفاقت و دوست داشتن اینگونه از هم تعریف کردند و میخاستند اوج دوست داشتنشان به همدیگر را به خاننده برسانند .
        وقتی یک بیت از مولانا میشنوم تمام وجودم به لرزه میافتد از زیبایی کلام این بزرگوار و خوب واقعا برای من سخت هست که همچین صفات زشتی به ایشان نسبت داده بشه و سکوت کنم امید وارم روحانی عزیز تجدید نظر کنند در مورد حرف هاشان ( بنده باوری به اسلام ندارم ولی اینگونه کسی رو خطاب نخاهم کرد و نمیکنم )

      5. باران

        آقای رضا
        مباحث ابن عربی درباره انسان کامل دقیقا مطابق امام در شیعه است. حالا اگه توفیق نداشته اینو بفهمه دلیل نمیشه ما دنباله روی امثال میلانی بشیم و از صدرالمتالهین و طباطبایی و حسن زاده و خمینی کبیر چشم بپوشیم!!!!

      6. s.jalal.b

        جالبه..طرفداران شمس و مولانا چنان متعصب و آتشی هستند..که اگه آقای میلانی جلوشون باشه حتما یقه ایشان رو میگیرن..ابیات ایشان در رد نیاز به عبادت خداوند از راه خوانده نماز و گرفتن روزه بعد از طی کردن مراحل تصوف به تعبیر خودشون(وصل شدن به خدا)یعنی بخشی از خدا شدن..چنان روشن و مبرهن هست که گارد گرفتن نداره.منم اشعار رو می خونم و لذت میبرم ولی دلیل بر بت ساختن از این بزرگواران نیست..ما قرار نیست بگیم منزه از گناه بودن
        در حالی که با باز خوانی افکارشون(اشعار) معلومه که ، خود رو بی نیاز از انجام اعمال میدانند..
        با تشکر از وبلاگ خوبتون

        1. شیمااااا

          چرا طرف داری نکنیم. به آقای میلانیتون بگو بده پا منبرش از علی ۱سال بگه تو گوش بده فقط . بعدش برو اشعار مولانا که برای علی شاه شاهان گفته بخون به واسطه تاثیری که شمس روش گذاشته بوده ببین کدوم اثرش بیشتره
          باید قبول کنیم اخوندا دارن پا از گلیمشون دراز تر میکنن .
          مولانا بزرگه چون لیاقت میخواد برای علی شعر گفتن و اون بزرگ به همچین لیاقتی رسید

    2. ناشناس

      خا موش وای بر شما با این تعبیرتان

    3. ف

      ایشون خیلی راحت میگن، وقتی جوانانی شب تا صبح توی خانقاه ها بودن، پس لواط هم در کار بوده!!!! اصلا به بقیه حرفهاش کاری ندارم، یه انسان خداشناس به این راحتی تهمت میزنه؟!

      1. ناشناس

        به نام خداوند حکیم.^//
        چرا خدای حکیم ؟ مگر ن میگوییم خدا حکیم است ؟ یعنی فلسفه را از زیرمجموعه های حکمت میدانیم.خدا حکمت رادوست میدارد پس عقل که از ابزار حکمت است را دوست دارد وخود عقل را آفرید ناانسان با استفاده ازآن فلسفه را وسیله ای برای حرکت به سوی خدا قراردهد.تعطیل کردن فلسفه یعنی تعطیل کردن عقل و حکمت. تعطیل کردن فلسفه یعنی مجوز ورود خرافات در دین.تعطیل کردن فلسفه یعنی ظهور دوباره خوارج در دین یعنی ظهور وهابیت و بهائیت و پیدایش داعش .دهن کجی به فلسفه اهانت به شعور علمای زحمتکش شیعه در گذشته وحال می باشد و در آخر بزرگترین و ناب ترین حکمای اسلام خود امامان معصوم ورسول اکرم بوده اند که در واقع سرشار از حکمت وفلسفه واستدلال و برهانهای الهی بوده اند. //

      2. مریم

        میدونی چرا تهمت زده؟ چون کافر همه را به کیش خویش پندارد . خودش همه کارس فکر میکنه مولانا هم مثل خودشه

        1. رضا

          شما هم که همین کار را کردی یعنی …

    4. ناشناس

      عالی افرین

    5. گمراه

      گلاویز شدن با حق جهت اثبات حق ، ثبب خنده حق میشود .
      جناب علامه از درک ضعیف ما اینگونه حاصل شد اگر فلاسفه عرفا و… به حق نرسیدند شما هم بنا به هر نوع برداشت سطحی وعمقی از آیات وروایات به شناخت چه در لغت وچه در اصطلاح حتی نزدیک هم نشدید شاید هم هرچه بیشتر سایتون روی سر ما باشه خدایی نکرده روز به روز دور تر هم بشید.
      یک انسان گمراه دراین باره میفرماید:
      این مدعیان در طلبش بی خبرانند
      کان را که خبر شد خبری باز نیامد
      که البته روی سخن این شعر با انسان های نادانی مثل ماست نه شما
      خداوند متعال هم طی پیامی تشکر خودشونو مبنی بر دفاع جنابعالی از هویت واقعیشون ورسوایی گمراهان بالفطره اعلام کردن
      افمن زین له سوء عمله ی فرآه حسنا
      !
      در پایان خوبه که بدونید عزت در تخریب نیست
      من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا
      هر کس عزت میخواهد عزت جمیعا نزد خداوند است

      1. مهناز و سیروس

        ما در اینجا نه به عنوان یک زوج مسلمان، مسیحی، یهودی و …یا یک یکتا پرست، بلکه به عنوان شخصیتهایی منطقی با بلخی و حافظ و سعدی، به عنوان شخصیتهایی غیر منطقی مخالف هستیم. الف) آنها جهان را نه خلق خدا بلکه قسمتی از خودِ خدا می دانند! ب) تنبلی، تن پروری و عیاشی را تبلیغ می کنند! ج) نتیجه اینها عموما بی بند و باری جنسی و حتی همجنس بازی است! در مورد هر کدام از این موارد چند کلمه اساسی را در گوگل سرچ کنید و یافته ها را با منطق بررسی نمایید. آثار محقق صاحبنظر شمیسا را به یاد داشته باشید. مهناز و سیروس (سیناز)؛ روانشناس

        1. عرفان الهی

          متاسفانه برداشتی بسیار سطحی و ناپخته از مفاهیم دارید. مضمون حدیث است: انّ الله خَلَقَ آدمَ علی صورته. یعنی: خداوند انسان را در هیئت خود آفرید. باید بیشتر مطالعه کنید.

          1. ناشناس

            تاسف به اینهمه افکار زشت و پلید و کهنه شما. ازخدابرای شماطلب بخشش میخوام که با دارید به گذشته ادب و عرفان ماتوهین میکنید بافقرفرهنگیتون

          2. ناشناس

            این که چطور یک موضوع و عقیده را رد کرد یک هنر است و ناقد باید بتواند طوری مطلبش را بیان کند که از استفاده از عبارتهایی که باعث واکنش احساسی می شود بپرهیزد.
            ولی متاسفانه در کامنت ها بدون آوردن هیچ دلیلی به رد مقاله یاد شده پرداختند و معیار اکثر آن ها، شخصیت ها هستند (مثلا فلانی بزرگ است و تو کوچک) و نه حرف ها و گفته های آن ها. ای بسا بسیاری از آنها ندونند در چه موردی داره صحبت می شه و یا حتی دو کلام از اینور اونور خونده باشند. در حالی که امیرالمونین می فرمایند ببین حرف چیه نه این که چه کسی اون رو گفته میخواد علامه باشه، می خواد روحانی باشه، می خواد اسطوره باشه یا هرکس دیگه ای.
            خدا خیرتون بده کامنت مخالفتتون همراه با قول و استدلال بود. کاش بقیه هم اگر مخالفتی دارند اینطوری بیان کنند.
            ولی باید عرض کنم خدمتتون برداشت شخصی شما از این روایت مخالف سخن صریح معصوم است:
            حدیث امام باقر (ع) در جلد ۱ کتاب کافی: باب روح در مورد همین عبارتی که نقل کردید:
            ” آن صورتى است پديده و مخلوق كه خدا آن را انتخاب كرده و بر ساير صورتهاى مختلف برگزيده است و بخود نسبت داده است همچنان كه كعبه و روح را بخود نسبت داده و فرموده است: خانه من و دميدم در او از روحم.”
            این که خدا یک چیزی را به خودش نسبت بده خیلی فرق داره با این که بگیم اون از خداست. قطع مسلم این که العیاذ بالله بگیم ما جزئی از خداییم سخنی باطل است چرا که آیه صریح قرآن لیس کمثله شی آن را رد می کند.

        2. Mohamad.ranjbar_20

          منم متاسفم از این که به دیده جسمی و جنسی نگاه میکنید هر کسی هر گونه قضاوتی از دیگری دارد حتما اول در اوست این رو خود مولانا گفته این نگاه شما مال قبل انقلاب اوایل انقلاب بود که از جهل می معنوی و مستی عشق الهی رو با می خواری و عیاشی یکی میدانستند اونم حافظی که حافظ کل قرآن بوده و مثنوی مولانایی که با گلچین های زیبایی آیات الهی به قرآن ناطق معروف است و در دانشگاههای بزرگی تدریس میشود و شماها که فکر نکنم درصدی از تفسیر قرآن را خوانده و در زندگی عمل کرده باشید اینگونه می نگرید. هشدار میدم تبدیل شوید تا روزگار شما را تبدیل نکرده است.

        3. ناشناس

          مولانا اشعار فوق العاده عمیق و سنگینی داره و امکان درک کردنش برای هر کس نیست ،و شما اقای میلانی در اون درجه نیسنید که درباره اشخاصی همچون مولانا و حافظ نظری بدید ،باید اینقدر ریاضت کشیده باشی و اینقدر بندگی کرده باشی تا بتونی درک مطلب کنی

        4. .علی.

          هییییی از فرهنگ ضعیف و افکار جاهلانه

    6. محمد

      اتفاقا این سایت هست و این مطلب است که کاملا منحرف هست . درباره آن شخصیت افرادی مثل میلانی که در جایگاهی در دین نیست حق حتی اظهار نظر هم ندارند . دریغا از یک کرامت یا خرق عادت از این میلانی در خواب غفلت که حالا او درباره کسی حرف بزند که از او کرامات و خوارق عادات بسیار است . در ضمن خطاب به این سایت : بیل به دست گرفتن و بیل زدن طلبگان اتفاقا از وظایف ذاتی آنان هم هست . انقدر مطالب منحرف را از افراد منحرف نقل ندهید در سایتتان . والسلام علی من اتبع الهدی .

    7. ابرام

      با این تفکر که این آقا دارند
      پس سیر و سلوک و نحوه زندگی آیات عظام، امام خمینی، علامه بهجت، علامه جعفری، دستغیب،نخودکی و حسن زاده آملی و جوادی آملی و… همه و همه دروغ و اشتباه بوده است، البته راجع به مولوی منم تایید میکنم تفکرات انحرافی رو ولی راجع به عرفان علمای شیعه نه،

    8. ابراهیم

      واقعا نمی‌دونم چی بگم، باور کردنش سخته تا این حد کوردلی، این آقا روی سلمان رشدی رو سفید کرده تا این حد تعصب و کوردلی، حالا میشه فهمید چرا اکثر پیامبران بدست پیروان همان دین کشته شدند به صلیب کشیده شدند، کسانیکه روزی چند ساعت نماز می‌خواندند سر از تن مبارک حضرت علی علیه السلام و امام حسین جدا کردند حلاج را بدار کشیدند

      1. رحیم

        سر حضرت علژ را جدا نکردند بر فرق ایشان ضربت زدند.

    9. معلم

      سلام.هرکسی از ظن خود شد یار من

    10. رها

      جدا که خندادار بود! وااااای از عامانی که اینچنین سطحی درباره آنچه نمیدانندحرف میزنند و از همه هم بهتر میفهمند! چقدر علامه ها از دست جهل شما باید بکشند! کاش دو واحد عرفان میخواندید! کاش…

    11. ناشناس

      در مناظره ی شمس با یکی از علمای متعصب در مکتب خونه ای که خود عالم تدریس میکرد، شمس در نهایت حکایتی رو گفت:
      چهار بازرگان در مسجدی خالی نماز میخواندند. همان موقع موذن وارد میشود. بازرگان اول نمازش را نیمه کاره رها میکند و فورا می پرسد:«جناب موذن! اذان گفتند؟ یا هنوز وقت داریم؟»
      بازرگان دوم نمازش را رها میکند و به دوستش می گوید :« ای بابا نمازت را نیمه کاره رها کردی،چرا حرف زدی؟ نمازت باطل شد. یالا زود باش از اول بخوان ببینم!»
      سومی هم تا اینو شنید دخالت کردو گفت «ای وای احمق! چرا اونو سرزنش میکنی تو باید نمازتو خودت تموم میکردی ، الان نماز تو هم باطل شد!»
      بازرگان چهارم طاقت نیاورد و زیز لب گفت این بی عقلا رو ببین هر سه نمازشونو هدر دادند! خدایا شکر میکنم تو رو که نذاشتی گول بخورم و مثل اون ها نمازمو نیمه کاره رها کنم!
      بعد از این حکایت شمس از شاگردای اون عالم میپرسه که به نظرت نماز کدومشون درست بود..
      خیلیا جواب دادن اما یک نفر که بر خلاف بقیشون خیلی از شمس مثل بقیه متعصبین بدش نمیومد در نهایت گفت:« هر چهار بازرگان به دلایل مشابه خطاکارند.از طرف دیگه نمیتونم به هیچ‌کدومشون بگم خطا کار چون حکم کردن درباره اون ها وظیفه من نیست!! من از کجا بدونم نمازشون قبول بوده . من فقط به کارخودم میپردازم؛ذوب کردن نفْسم و پروردن دلم!»..
      در ادامه باز هم عالم با شمس مشاجره ای میکنند و بعد از اینکه شمس رو از کلاسش بیرون میکنه ، شمس به همه سلام میده و میگه« نه استادتان بیش از ان می داند که در توانش است بداند و نه من بیش از ان میدانم که در توانم است بدانم. شاید هم او کور است ،هم من کورم.مهم این است:کور بودنِ بیننده خللی به نور خورشید نمیرساند. همین طور، مباحثه ادیمزاد تاثیری بر خداوند ندارد.»
      -ملت عشق.صفحه ۳۸۱-۳۸۹

  2. کرم سیاوشی

    سلام
    به این آقای میلانی بفرمایید:
    از سخن شما درباره مولوی معنای ضرب المثل “الناس اعداء ما جهلوا ” را به درستی فهمیدیم.

    1. نایب

      به آقای میلانی بگویید اگه شما راه درست میرفتید وضعییت کشور این نبود

      1. رضا

        سلام علیکم .
        آنکس که بد دیگران پیش تو آورد و شمرد
        بی گمان بد تو پیش دیگران خواهد برد .آقای میلانی در مقامی نیستند کهدر این سطح نظر بدهند .اما نظرشان برای خودشان قابل احترام .هر چند که دهان باز الله است و ورود و خروجش باید کنترل شود .آیت الله حسن زاده آملی فرجی‌دانا و از دانشمندان حال حاضر می باشند.که سطح علم و معرفت ایشان بالاست .نظر خواهی از افراد فاقد شرایط از پایه اشتباه می‌باشد .ایشان نیاز به دریافت درک و فهم و شعور دارند والسلام

  3. ناشناس

    خطاب من به دست اندر کاران سایت مباحثات هست که چرا دست به نشر افکار اینچنین سطحی زده اید و ترهاتی اینچنین سخیف را گسترش داده اید

  4. ناشناس

    باسلام
    شعر را بایر با زبان شعر و دستگاه شعر نقد کرد نه با دستگاه کلامی
    فهم این کار میبرد

    1. نایب

      آفرین مولانا با کلمات بازی کرده بخاطر همینم اسمش رو گذاشتیم ادبیات تفسیر اشعار مولانا با ذهن قابل فهم نیست

      1. صادق

        بارکلا
        بارکلا
        بارکلا
        حتما حتما با علم شما لواطی بوده
        اینگونه هم شما را و هم مولانا آنهای که نشناخته شناخت

  5. ناشناس

    عزیزم شما سلامتی و آرامشت رو در این کشور مدیون امام راحل(فیلسوف بزرگ) هستی😞😞

    1. ناشناس

      خخخخخخخ

      1. نایب

        آفرین مولانا با کلمات بازی کرده بخاطر همینم اسمش رو گذاشتیم ادبیات تفسیر اشعار مولانا با ذهن قابل فهم نیست

        1. فرشید

          ایشون عاقل هستن ؟

        2. سدید

          مولانا منحرف نیست
          این افکار خشک و پوسیده و دور از عقلانیت شماست که منحرفه و بوی تعفن میده

    2. نازنین

      ببخشید دقیقا کدوم آرامش ؟؟؟؟ لطفا از جانب خودتون حرف بزنید . کسی انقدر بزرگ نکنیم

  6. سید حسین

    سلام و درود و رضوان پروردگار و اهل بیت علیهم السلام بر شیخ حسن میلانی که با تمییز عرفان حقیقی از عرفان های دروغین ما رو آشنا به معارف حقه ساخته و تشکر فراوان از سایت مباحثات ،بحث های علمی خارج از مسائل دیگر است،اینکه شما میگویید فلسفه رو نقد نکنیم چون امام(ره)فیلسوف بود عین جهالت است
    بعدش هم اگه به کتاب مقالات فلسفی امام رجوع کنید ایشان از خواندن فلسفه و اسفار نهی میکنند و به طلاب توصیه کردند که اینها دام بزرگ ابلیس است و تنها راه نجات طریقه آل محمد علیهم السلام میباشد

    1. ناشناسم

      آقای محترم با تشکر از کتابی صحبت کردن شما باید بگم تموم حرفاتون حرفای بیهوده اگر شما پیرو امام هستید باید بدونید که امام نیز شیفنه مولانا بودن در غیر این صورت هرگز شاعر نمیشدن یکی از شعرهای معروفشون در جواب حضرت مولاناست با یکم تحقیق جواب بدید خواهش میکنم

      1. ناشناس

        واقعاً متأسفم برای جامعه علما که آنقدر بی سواد هستند که که نمی‌توانند بفهمند واقعا چرا و پرت گفتند (معنی این آیه چیست اینما تولوا فثم وجه الله)هرجا می‌نگریم وجه خداست ما ظاهر میبینیم و قرآن برای من و تک تک ما ها آمده اینکه من درحد فهم خودم آن را بفهمم من نگاه میکنم به جهان باید وجه الله را ببینم چه میبینم غیر از این ظاهر میبینم .این آقای واقعا جاهل هستند نه قرآن میخوانند نمیدانم اینها چطور شیعه ای هستند مگر علامه طباطبایی وعلامه حسن زاده غیر از قرآن و روایت میگویند اگر مفهمیدید اینگونه سخن نمی‌گفت (سوره غافر آیات ۷۳,۷۴ ثم قیل لهم این ما کنتم تشرکون،من دون الله قالوا ضلوا عنا بل لم نکن ندعوا من قبل شیئا کذلک یضل الکافرین)به مشرکان گفته میشود کجایند آنان که شریک قرار دادید بجای خدا میگویند چیزی نیست بلکه ما اصلا چیزی را نمیخواندیم یعنی غیر خدا چیزی نمیخواندن و فکر میکردند بت می‌پرستند در واقع خدا را می‌پرستیدند و خدا اینگونه گمراه میکند )شما اصلا آیات را نفهمیده اید روایات را نفهمیده اید منان دین شده است قرآن،سنت،عقل،اجماع، عقل و اجماع از کجا آمده وارد شریعت شده همه اینها از اهل سنت گرفته شده به شیعه وارد شده و براساس آن دارند فتوا میدهند روایات صحیح ما را با عقل و اجماع به دیوار میزنند این عقل ضعیف پست شما کجا درک شریعت دارد کجا میتواند بفهمد که مثلاً یه خط صیغه خواندن چه اثری دارد این مخالف عقل است دیگر بیا این را هم به دیوار بزن شما ها هستید که شریعت را مثل جامه ایی پاره پاره کردید .خدا از شما بگذرد که خون به دل امام زمان ﷺ کردید وای برشما

        1. ناشناس

          به حرف های واهب این آخوند های بی سواد اصلا نباید توجه کرد.

        2. ناصرزاده

          لطفا اصلا از خودتان چیزی به ترجمه قرآن کریم اضافه نکنید و تفسیر به رای نکنید. این قسمت که:”…یعنی غیر خدا چیزی نمیخواندن و فکر میکردند بت می‌پرستند در واقع خدا را می‌پرستیدند!!!” را از کجا به ترجمه چسباندید؟! در تفسیر نمونه آمده:
          … ولی آنها با سر افکندگی و سرشکستگی در پاسخ «می‌گویند: همه از نظر ما پنهان و گم شدند» (قالُوا ضَلُّوا عَنَّا).
          سپس آنها می‌بینند که اصل اعتراف به عبودیت بتها داغ ننگی بر پیشانیشان است، لذا در مقام انکار بر می‌آیند و می‌گویند: «ما اصلا قبل از این چیزی پرستش نمی‌کردیم»! (بَلْ لَمْ نَکُنْ نَدْعُوا مِنْ قَبْلُ شَیْئاً).
          اینها اوهام و خیالاتی بیش نبودند که ما آنها را واقعیتهایی می‌پنداشتیم، اما امروز برای ما روشن شده که آنها اسمهایی بی‌مسمی و الفاظی بی‌معنی و مفهومند که پرستش آنها جز ضلالت و گمراهی و بیهودگی هیچ نبود، بنابر این آنها یک واقعیت غیر قابل انکار را بازگو می‌کنند.
          در تفسیر المیزان هم اینطور آمده:
          ” قالُوا ضَلُّوا عَنّا”‌-‌ ‌يعني‌ مي‌گويند: ‌آن‌ آلهه‌ ‌از‌ نظر ‌ما غايبند، چون‌ كلمه‌” ضل‌” ‌به‌ معناي‌” غاب‌” ‌است‌، مي‌گويند:” ضلت‌ الدابة” ‌يعني‌ حيوان‌ ناپديد ‌شده‌ و مكانش‌ معلوم‌ نيست‌. ‌اينکه‌ جمله‌ پاسخي‌ ‌است‌ ‌از‌ ‌آن‌ ندايي‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌ايشان‌ مي‌شود:” أَين‌َ ما كُنتُم‌ تُشرِكُون‌َ مِن‌ دُون‌ِ اللّه‌ِ”.

          ” بَل‌ لَم‌ نَكُن‌ نَدعُوا مِن‌ قَبل‌ُ شَيئاً”‌-‌ ‌اينکه‌ جمله‌ تتمه‌ جواب‌ آنان‌ و اعراض‌ ‌از‌ جواب‌ اولشان‌ ‌است‌، چون‌ متوجه‌ مي‌شوند ‌که‌ ‌آن‌ آلهه‌اي‌ ‌که‌ ‌در‌ دنيا شركاي‌ ‌خدا‌ مي‌پنداشتند بجز اسمايي‌ بدون‌ مسمي‌ نبودند. مفاهيمي‌ بودند ‌که‌ ‌در‌ سراسر عالم‌ ‌با‌ هيچ‌ چيز تطبيق‌ نداشتند، و عبادتهايي‌ ‌که‌ ‌براي‌ ‌آنها‌ كردند همه‌ بيهوده‌ ‌بود‌، و لذا منكر عبادت‌ ‌خود‌ مي‌شوند و مي‌گويند: اصلا ‌ما بت‌ نمي‌پرستيديم‌. ‌در‌ مواردي‌ ديگر ‌به‌ ‌اينکه‌ معنا اشاره‌ نموده‌، مي‌فرمايد:” فَزَيَّلنا بَينَهُم‌”«۳» و نيز مي‌فرمايد:” لَقَد تَقَطَّع‌َ بَينَكُم‌ وَ ضَل‌َّ عَنكُم‌ ما كُنتُم‌ تَزعُمُون‌َ”«۴».
          بعضي‌«۵» ‌هم‌ گفته‌اند: جمله‌ مورد بحث‌ يكي‌ ‌از‌ دروغهاي‌ روز قيامت‌ مشركين‌ ‌را‌ حكايت‌ مي‌كند، ‌هم‌ چنان‌ ‌که‌ ‌آيه‌” وَ اللّه‌ِ رَبِّنا ما كُنّا مُشرِكِين‌َ”«۶» دروغ‌ ديگري‌ ‌از‌ آنهاست‌.
          منبع:
          http://wiki.ahlolbait.com/%D8%A2%DB%8C%D9%87_74_%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87_%D8%BA%D8%A7%D9%81%D8%B1#%D8%AA%D9%81%D8%B3%DB%8C%D8%B1%20%D9%86%D9%88%D8%B1

    2. سروش

      عرفان حقیقی را مولانا بنیان گذاری کرده ودراصل امثال آقای میلانی عرفان را قبول ندارد عرفان دروغین چیه که اختراع کردین مردم وسردرگم نکنین عرفان عرفانه

      1. وحید حبیبی

        سلام فکر نکنم عرفان عرفان باشه مثلا وقتی عرفان سلمان با ابوذر در حد صدور حکم کفر سلمان باشد.دوم اینکه احساس میکنم امام ره و آقای خامنه ای فلسفه رو تایید میکنن اما برای عدم وجود درک کافی در حوزه خیلی اقرار نمیکنن.بعد اینکه فکر کنم آقای میلانی بیشتر در حال اثبات اصول هستن که اصلا نیازی نبود برای اثبات یک مساله اثبات شده دیگری رو تخریب کرد و به نظرم کسانی که برای اثبات توحید از فلسفه کمک میگیرن ولی در عمل از اصول پیروی میکنن درست ترین راه رو میرن.ا لبته حکمتی که از ایران با حمله مقدونی ها به رم بره بعد در اندلس وارد اسلام بشه رو هم نمیشه سریع تایید یا رد کرد اما اینکه سلمان به علی شناختی داشت که ما از درکش غافلیم رو نمیشه رد کرد ولی هر کسی اجازه نداره با اشاره به این موضوع خودش رو عارف بدونه یکی از ائمه احتمالا سید الساجدین ع فرمودند مارو از مقام ربوبیت پایین بیارید اگر هم چیزی هست به اذن خداست این قبول همزمان عرفان و اصول میتونه ره یافتی باشه برای جلوگیری دو شقه شدن حوزه از زمان شیخ بهایی در اصفهان تا کنون. عرفان هم به جلال الدین بر نمی گرده حداقل به جاماسب و شاید تا جمشید وادم هم پیش بره تاریخش

        1. علیرضا

          هیچ دردی بدتر از جهل نیست
          جهلی که ناشی از تعصب به مذهب باشد ترکیب زهرآلودی خواهد بود
          انسانی که در بند پایه ای ترین سطوح دین گیر کرده و درباره الفبای دینی شخصیتی بزرگی مثل مولانا نظر میده
          امیدوارم به سمت خداوند برگردید و دشمنی با اولیای الهی رو کنار بگذارید که البته اگر هم برنگشتید بزرگترین زیان کار خودتون هستید
          اگر بخوام سطوح علم و عرفان رو اندازه بگیریم رسیدن به سطح یک مرجع تقلید در حد پنجم ابتدایی و عرفان صوفی یعنی انسان صاف، بالاتر از سطوح دکتراست و طبیعیه که مفاهیم سطح دکترا رو یک دانش آموز ابتدایی درک نخواهد کرد البته اگر شخصی ادعای صوفی بودن داشت بدونید قطعا صوفی نیست.
          توصیه من به هر انسانی فارغ شدن از تعصب و رجوع به خودشه

          دنبال گمشده زیر نور چراغ نگردید
          محل گم شدن رو دریاب

      2. جواد

        سلام بزرگوار
        از روی علم و آگاهی نظر بده این سیاهیا چیه که اظهار کردی؟
        و لا تقف ما لیس لک به علم

  7. ناصر

    مراجعه به تفسیر سوره حمد وکتب عرفانی امام خمینی وتاکید مکرر ایشان بر هدف واحد اصحاب علوم ازفقه وتفسیروفلسفه وعرفان موید این است که دعوای آنها به دلیل قصور فهم و ذوق واندیشه هر گروه از کنه ادعای سایرین است ودرصورت حصول جامعیت علمی( بسان امام )این دعواها برطرف می شود.

  8. زهرا

    عوامی مثل من که علم چندانی نسبت به بحث های کلامی ندارند، شعر را در دستگاه شعری می فهمند و به جای جست و جو برای پیدا کردن تعارض ها و دشمنی ها، دنبال پیام اصلی شاعر در پیمانه شعر و حکایت هستند، و هیچ گاه به چنین نتایجی از اشعار شمس و مولانا نمی رسند البته اگر امثال آقای میلانی اذهان را به چنین سمت و سویی نکشند و اجازه بدهند ما عوام با خواندن اشعار عارفانه به خدا و پیام اهل بیت نزدیک تر بشیم و خدا را عاشقانه تر ستایش کنیم.
    علامه طباطبایی معصوم نبودند و می توان ایشان را هم نقد کرد اما آقای میلانی باید ابتدا بدانندد که آیا اصلا در جایگاهی هستند که درباره علامه بگویند “ایشان بر چیزی که یاد گرفتند التفات نداشتند” یا “عقاید کلامی را درست نیاموختند” یا ” از صفر باطل شروع کردند”؟!

  9. ...

    چون قلم در دست غداری بود…

    1. جلال الدین

      عالی أحسنت بر این دقت وباریک اندیشی

  10. عبدالله پور محمد

    از مناظرات جناب میلانی که دیدم متوجه شدم ایشان فقط در تخریب به درجه ی استادی رسیده اند . اساتید بزرگتر از ایشان هم از این طرز تفکر راه به جایی نبردند. بسیاری از شبهات هست که اگر مطرح شود آقایان با میزان سوادشان باید فقط ناظر باشند و هیچ جوابی ندارند.

  11. ناشناس

    امثال این آقایان همان قاتلین عین القضاتها و حلاجها هستند !! کسی که از دستش خون. می چکد و از قلمش حکم قتل صادر می شود باید که اززبانش هم آتش شعله کشد !!! اینها را چه به مباخث عرفانی و عشق و انسانیت !!! اینها به همان مباحث فقهی استحاضه بپردازند !!! هر کسی را بهر کاری ساختند !!!

    1. ناشناس

      من هیچ کاری به اقای میلانی و عرفا و فقها و اینها ندارم
      این مطلب را دیدم و نظر شما برایم جالب بود، اگار آتش را با آتش خاموش می کنید …

    2. ناشناس

      گل گفتید!!

    3. باران

      دقیقا حرف دل منو زدید

    4. ناشناس

      شما هم گویا دست کمی از ایشان نداری

  12. ناشناس

    این آقای میلانی فقط حرف مفت و چرت و پرت میزنه.

  13. خموش

    مولوی زندگی منو تغییر داد. متاسفم برای شما آقای میلانی.با خوندن مثنوی های مولوی من عاشق خدا شدم . عشقی که توی هیچ مسجد و کتاب حدیثی پیدا نکردم.
    پیشنهاد میکنمکتاب مشهور تر از خورشید رو بخونید بلکه جهان بینی تون بهتر شه!

    1. مرجان

      موافقم زندگی منم تغیر کرد اون منو عاشق خدا کرد منکه فقط قران میخوندم حالا منعنیشو که بعضی جاها برام کرده منو روشن کرده

      1. امید

        الهی قربونت بشم مرجان جان
        منو هم عاشق تو کرد…

      2. Alpha carinae

        خخخخ این همه کتاب و پیامبرا و امامان نتونست اونوخ مولانا تونست.مشکل از خودته لابد.خخخ

    2. مصطفی

      شما اگه توحید شیخ صدوق و خطب نهج البلاغه رو فهم میکردی نمی گفتی با خوندن کتب حدیث عشق رو پیدا نکردم شرح توحید صدوق قاضی سعید بخون شرح جامعه کبیره آشیخ جواد کربلایی بخون تا بفهمی عشق یعنی چه.

    3. ناشناس

      درود بر تو👌 دقیقاً باهات موافقم.
      اینا جز خودشون هیشکی رو قبول ندارن؛ سر خودتو درد نیار باطبل تو خالی

  14. مازیار

    واقعا این افکار آقای میلانی با باورهای ابوبگرالبغدادی و بن لادن چه تفاوتی دارد

  15. علیرضا

    واوای وای وای وای مردم به روحانیت شیعه اعتقاد ندارن کی میخواید توجیه کنید گناهانتونو خب این بابا دلایلی اورده که ردش حتی برا خوده مولویم اگه زنده بود.(اینا نمیگم که تعریف باشه و مغرور بشی)نمیتونست جواب بده بعد شماها که فقط ظاهره شعرا می بینین و نمیدونین اگه چند بار این مثنویا با دقت بخونین ممکنه همین عشق به خدا را هم از دست بدین و باطنشا بیشتر درک کنین اونوقت میاین علما را مسخره می کنین واقعا که نمیدونید شمس و مولوی در چه زمانی زندگی می کردند در زمان حکومت سلجوقیان حکومتی که پایش سنی بود سنی یه مذهب انحرافیه قبول دار بشیم و برای تو جیه دین و حکومتشون از این عناصر مشرک استفاده کرده اند و علم قدیم قطعا مثل الان نبود و مدارس مثل الانه نبوده پس شدیدا دچار انحراف شدند و زمینو زمانا برا توجیح اهل سنت و مذهب های شرک اسلام بهم ریختند از اقای میلانی ممنونم که چنین مطالبی را برای فهم بیشتر مردم میزارن تا بفهمن بهشون توصیه میکنم بیشتر در فضای مجازی فعالیت کرده و جونای امروزا که کتاب نمیخونن و دنبال اراجیف هستند اگاه کنند به همه ی علمای شیعه تو صیه میکنم همانطور که شهید حججی فرمود که همانطور که دشمنان اسلام و امریکا کار ها و گناهانشونا به رخ مردم در فضای مجازی می کشن و در فضای مجازی بشدت فعالیت می کنن من مخالف بستن فضای مجازی بوده و افراد با ایمان و علما را به ترویج فرهنگ شیعه در این فضا تشویق می کنم و خودش اول اینکارو کرد و به قول همسرش ساعت ها در فضای مجازی برای هدایت مردم بود تا شهادتشم حتی برخی را هدایت کرد روحش شاد این جوانمرد ما همه دنباله روی شهیدان اسلامیم والسلام نامه تمام

    1. سليمي پور

      ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي
      اين ره كه تو مي روي به تركستان است

    2. محمد

      وای وای وای وای به حال شما و امثال شما …

    3. یگانه

      وقتی حتی املای درست کلمات رو نمی دونین چطور به‌خودتون اجازه می دین افکار متعصبانتون رو که ذره ای روش فکر نشده بیان کنین؟
      شمس می گه آدمهای متعصب فکر می کنن تمام حقیقت چیزیه که می بینن. کلمه رو می بینن اما نمی فهمنن. آدمهای متعصب همون انسانهایی هستن که فکر می کنن فکر کردن به آیات قران یعنی دخالت توی کار خدا.
      کسایی که فقط ظاهر رو می بینن و متعصبانه از باطن حرف می زنن.

    4. ناشناس

      اسلام رو دوباره مرور کن مثل این که هنوز هیچی نمیفهمی

    5. ناشناس

      فکر واندیشه الهی و قرآنی در مثنوی موج می زند. دین‌فروشان با افکار کوچکشان بهتر است به همان روضه‌خوانی و پول به جیب زدن مشغول باشند.

      1. مصطفی

        افتخار میکنم روضه خون ابا عبدالله هستم خون حسین در رگامه نه خون مولوی دوستدار خلفا،و جای سوالش باقیه که چرا این افکار الهی و قرآنی مولوی که میگی در وجود جناب عالی موج نمیزنه و راحت دیگران رو متهم به پول تو جیب زدن میکنی،راستی اگه دوباره صدامی پیدا شد و قصد ایران کرد روضه خوانها و پامنبریهاشون میرن مقابل صدامیها یا عاشقان مولوی.

        1. من

          شما و این آقایان آخوند حق دارید مولانا را نفهمید اتفاقا مولانا هم نمی خواد که بفهمید می دانید چرا آخه حیفه هر کسی هر چیزی را بفهمد شما مداح اهل بیت نیستید اهل بیت نیازی به مدح کسی ندارند اهل بیت راه هدایتند نه راه درآمد شما و رهبران به اصطلاح عالمتان مصداق همان قاریان توراتید که خدا به خرانی تشبه کرده که کتاب ها یی بر دوش می کشند ولی هیچ چیز از آن نمی دانند می دانم خیلی برایتان این حقایق سخت است اما واقعیت همین است .شما انقدر در بازی کثیفتان غرق شده اید که خودتان هم باورتان شده پیرو حقیقی ائمه اطهار و منتظرین امام زمانید زینب و حسین نیازی به روضه شما ندارد اگه ملایید و روضه بلدید سر قبر خودتان بخوانید بلکه بیدار شوید .شماها مصداق بارز آیات ۸ تا ۲۰ سوره بقره ید خداوند چقدر زیبا در باریتان گفته:
          و هنگامی که به آنان گفته می شود همانند سایر مردم ایمان بیاورید. می گویند: آیا همچون ابلهان ایمان بیاوریم؟ بدانید اینها همان ابلهانند ولی نمی دانند!!!
          شما هم بهتره کاری به کار مولوی و… نداشته باشید فعلا که دور دور خودتونه شما همون رساله امام و بخونید و سخنرانی قرائتی گوش بدید کافیه.
          جمعه ها هم پشت سر جنتی نماز بخونید بلکه توی یه اداره ای جایی مشغول به خدمت شدید به هر حال حیف استعداد به این خوبی دارید جذب نظام مقدس نشید.
          و در آخر راجع به جنگ این هم پر واضحه همون طور که در جنگ قبل پدرامون رفتن در یه جنگ دیگه خودمون میریم البته نه برای دفاع از نظامتون واین رو بدونید کالای اشتباهی رو برای تبلیغ نظام دروغینتون انتخاب کردید ائمه و شهدا کالا نیستند. شهدا فرزندان ما مردمند نه ابزارتبلیغاتی و اهرم فشار شما!

          1. ناشناس

            بنظرم برخی با انتقاد تند و تیز از عالمان و عرفای بزرگ همچو علامه طباطبایی و حسن زاده آملی دنبال بزرگ کردن خود هستند.

    6. سمانه شریفی منفرد

      نادان کتاب دید خیال کرد عالم است

      نادان به کشتی نشست پنداشت ناخداست

    7. خموش غ

      اره دوره سلجوقیان سنی بودن
      مگه سنت چیه؟اهل تسنن به کی میگن ؟
      کسانی که سنت پیغمبر رو پیش گرفتن سنت
      اهل سنت بر سر خلیفه ستیز داشتند
      این دلیل بر ناکامل بودن و انحرافی بودن دین سنی نمیشه
      حضرت مولانا….دید وسیعی به انسانیت و عالم هستی داشتند
      هیچوقت من یا شما یا اقای میلانی نمیتوانیم عمق حرفها و عشق حضرت مولانا را به یگانه هستی درک کنیم
      بهتر است “خموش”باشیم

      1. رضا

        تو که نمیدونی بهتره ک خموش باشی.ریشه سنی باطله و مولانا فقط تو باطل علامه شده بود.اخرشم فک کرد ک خداست.و از همه بدتر این ک جهلش ب دوره های دیگه هم رسید و اندکی هم نادان را نادان تر کرد

        1. صحرا

          واقعا براتون متاسفم که همچین انسان های جاهل و بی فکر و اندیشه ای هستید که خودتون هم حرفاتون رو نمیفهمید و ادعای جامعه یکپارچه دارید و شعارتون وحدته..عقاید و افکار شما از داعش و گروه های تکفیری هم بدتره که دقیقا همینطوری هیچ عقیده ای رو جز عقاید خودشون درک نمیکنند

        2. زهرا

          هیچ چیزی ثابت و بر جای نیست

          جمله در تغییر و سیر سرمدی است

          ذره ها پیوسته شد با ذره ها

          تا پدید اید همه ارض و سماء.

          تا که ما آن جمله را بشناختیم

          بهر هر یک اسم و معنی ساختیم

          ذره ها از یکدیگر بگسسته شد

          باز با شکل دگر پیوسته شد

          ذره ها بینم که از ترکیبشان

          صد هزاران آفتاب آمد عیان

          صد هزاران نظم و آئین خدا

          علت صوری این خورشیدها

          باز این خورشید ائین ها

          بر گرفته سوی گرداب فنا

          ای زمین پست بی قدر و بها

          با تمام برها و بحرها

          انچه داری در طریق کهکشان

          از ثوابت یا که از سیارگان

          جملگی ترکیبشان زین ذره ها

          تا که روزی می شوید از هم جدا
          الان تازه دارن تو قرن بیست و یکم می فهمن که مولانای به قول شما جاهل در مورد چه چیزهایی صحبت می کرده .

    8. نایب

      آقای بفهم شیعه و سنی را امثال آقای میلانی ساخته اند وقتی اولین آدم بود که شیعه و سنی نبود آقای تعصبی

    9. ناشناس

      اول کوروش الانم مولوی ….

    10. یلده

      اقای محترم که اهل سنت رو منحرف میدونی ، اصل دین رسیدن انسان ها به ذات حقیقی حست که خداوند براشون قرار داده و دین وسیله و کتاب راهنمایی هست که ما داریم هر دینی که به انسانیت پیرداخته و اهمیت داده باشه محترم هست و هیچ کس حق اهمنت بهش رو نداره

  16. علیرضا

    مطلبتون واقعا جالب بود ممنون

    1. ناشناسم

      نه واقعا چیش جالب بود 😐یکم فهم داشته باش

      1. ناشناس

        اره واقعا یکم فهم و درک خوبه به خدا

        1. صالح

          در دین اسلام بن بستی وجود ندارد اقای میلانی افرادی مثل مولانا این مطلب را با زحمت وریاضت به دنیا معرفی کردند وشما با کوته نظری جوانانمان را منحرف نکنید ،لطفا کمی نرم خو با شید

    2. بی

      توم ادم جالبی هستی

  17. ر.ن

    واقعا تاسف برانگیزه که این چنین تعبیری از فرد بزرگی همچوم مولانا دارید به هر حال هر کسی قدرت فهم شخصیت و عشق واقعی او را به خداوند ندارد

  18. ناشناسم

    خداییش خود دین اسلامو ازش رابطه ی جنسی رو بگیری کل احکامش میشن یه صفحه ی پشت و رو ما حتی در مورد رابطه جنسی با شتر هم تبصره داریم تو احکام آقایی که مولانا و شمس رو نقد میکنید نعوذ به الله مگه شما خدایید ؟ مگر شما عالم الغیب هستید ؟تمومه حرفاتون حدس و گمانه زنیه کسایی که با شمس و مولانا مخالف بودند چرا سخن کسایی رو نمیخونین که باهاشون موافق بودن در هر صورت روز قیامت هر کسی رو سیاه از گناه خودشه خدا کنه که اون روز شما رو سیاه نباشید خداوند به موسی فرمود تو برای وصل کردن آدمی نی برای فصل کردن هر کسی یک جور خدا رو عبادت میکنه مهم اینه که کی از درون به خدا نزدیکتره و اینکه آبروی مومن حق الناسه جوابشو چی میخواید بدید ؟

  19. ناشناسم

    البته آقای میلانی حق دارن 😀میگن هر کس عیب بقیرو بگه خودش رو میخواد تبرئه کنه و اینکه از نظر ایشون کلا هر کسی شعر میگه و مردایی که باهم صمیمی هستن حتما لواط هستن ایشون حق دارن چون داریم در دنیایی زندگی میکنیم که طلبه ها بیشترین تجاوزا بهشون شده معلم قرآن و کسی که این همه کباده ی قرآن رو به دوش میکشه به دانش آموزاش تجاوز میکنه بهشون حق بدین ایشون دیدن که میگن

    1. ناشناس

      کمی ادب هم بد نیست

    2. ناشناس

      چه بی تربیت

  20. سليمي پور

    دوستان دشمني بين فقه ايستا با عرفان پويا تاريخچه اي بس زياد و عميق دارد. اين موضوع از گذشته ها بوده در واقع اين دشمني در عهد صفويان كه فقيهان چاپلوس و وابسته به حكومت به قدرت رسيدند به اوج خود رسيد و عارفان فقيه چون ميرفندرسكي شيخ بهايي و ملاصدرا را به سخره و تهمت آزردند . مشكل اينان با امثال مولوي مواردي كه آقاي ميلاني فرمودند نيست زيرا مي دانند كه اين موارد در مقابل عظمت مولوي نا چيز است و آنچه مولانا مي گويد از رمز است كه به زبان عامه بيان مي شود مشكل آنان اين است كه عرفان آزاد انديشي و كشف را تشويق مي كند تا انسان از طريق عقل كشف عمل به نفس سپس خداي واحد برسد لذا اين فقيهان ايستا كه خود را قيم انسان مي دانند و انتظار دارند هر انساني تقليد وار معارف الهي را بايد از دكان آنان بخرد با جهان بيني عرفاني در ستيز هستند حكايت موسي و شبان در شناخت و عبادت خدا از جمله آزاد انديشي هايي است كه به آن تاكيد مي شود و فقيهان ايستا را به خشم در مي آورد. در زمانه خودمان هم بودند فقيهان خشك مغز وايساتيي كه عارفان فقيه چون مرحوم امام خميني مرحوم علامه طباطبايي و علامه حسن زاده آملي را به دليل چهان بيني عرفاني اذيت كرده و مي آزارند و اين آزار تا زمانيكه فقه پويا با عرفان شهودي همراه نشود تا ابد ادامه خواهد داشت. در وصف فقه ايستا و فقه پويا همراه با عرفان مرحوم ملا فيض كاشاني معلم اخلاق و عارف فقيه خالق كتاب اخلاقي محجة البيضا كه خود از آزار و دقل بازي و فقهاي ايستا زمان خود به ستوه آمده بود در كتاب اشعار خود اين شعر را سرود كه به بخش هايي از آن اشاره مي شود

    این فقیهان که بظاهر همه اخوان همند

    گر به باطن نگری دشمن ایمان همند

    جگر خویش و دل هم ز حسد می‌خایند

    پوستین بره پوشیده و گرگان همند

    آه ازین صومعه‌داران تهی از اخلاص

    کز حسد رهزن اخلاص مریدان همند

    و در وصف عرفا مي فرمايد

    اهل معنی همه جان هم و جانان همند

    عین هم قبله هم دین هم ایمان همند

    در ره حق همگی هم سفر و همراهمند

    زاد هم مرکب هم آب هم و نان همند

    همه در روی هم آیات الهی خوانند

    همه قرآن هم و قاری قرآن همند

    1. natasha

      با نظر شما کاملا موافقم.در زمینه عرفان و فلسفه دانشی ندارم اما خرده مطالعاتی که تا کنون داشتم به ابن باور رسیدهام که فرق بین تقلید با کشف و تحقیق از زمین تا اسمونه و اشعار مولانا بسیار زیبا ما رو به سمت درک و فهم هستی میکشونه و واقعا لذت درک خداوند و تجربه اش قابل توصیف برای دیگران نیست همونطور که مرگ رو نمیشه با نگاه کردن به مرده فهمید.مولا نا و شمس فیلسوف و عارف و صوفی و هر چه باشندمحترمند برای ما که این راه رو نرفتیم و لذت شناخت ذات خدا رو نچشیدیم هر کلامشون یک فانوس و چراغ که نقاط تاریک ذهن رو روشن میکنه.

  21. حسنعلی

    بنام خدا .باسلام من پدرم درویش وخودم احل مسجدعاشق اقای قاضیم استاده علامه طباطبای وخودعلامه تمام سخن رانیهای اقای مجتحدی ودکترشریعتی واقای مطهری روگوش کرده وخوندم .اگربرای شمااز پدرم تعریف کنم فکر میکنیدشاگردحضرت علی (ع)است .امابعددقدیم تومحلهای جنوب شهرمثلی بودکه میگفتن میخوای گنده بشی باید.یه کسی که خیلی گنده وبزرگه روبزنی تامعروف شی .اقای میلانی همچین کاری میکنه .ایراد گرفتن کاری نداره شما چه کتاب بدرد بخور برای راهنمای دیگران دارید.دکترشعریتی زنده نیست.اماکتاباش هست.علامه طباطبای نیست.اماالمیزانش هست.ودیگربزرگان شمااقای میلانی چیداری روکن .ازعلی اموز اخلاص عمل شیرحق رادان منضح ازدقل.یاعلی مدد

  22. اهورا

    ماها بواسطه مولانای عزیز به اسلام رو آوردیم ، وگرنه همقطاران فکری شما چه دادند؟ چه حالی و صفایی به انسان میدهند؟ جز دستور خشک احکام فقهی و تا ابد دولاراست شدن و تا ابد گریستن و غم دار بودن و لعنت به همه فرستادن. شما رنگ دین راغمگین و افسرده و بی حال کردید و عرفان رو در برسر کوفتن خویش میدانید ، شما توهین به مفاخر ملی مانند کوروش و داریوش رو که غرب رو سرش میزاره رو ، باب کردید،،،، افکار شما طی چند دوره دویست ساله و هشتصد ساله و اکنون ۴۰۰ ساله تلاش کرد تا زبان فارسی رو نابود کنه، نتونستید ، خواستید مفاخر ملی رو نابود کنید ولی نتونستید، خواستید عشق وعرفان مولانا رو نابود کنید ولی زهی خیال باطل،،بخدا اگه بتونید قله دماوند رو کوتاه میکنید تا مردم یاد بررگی های کشور و قهرمانانشون نیفتن … خلاصه … به ریش نیست به ریشه است…

  23. رضا

    «وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ، أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ، وَ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ما لا يَفْعَلُونَ»؛ شعرا (۲۶)، آيات ۲۲۴ تا ۲۲۶.؛ «تنها افراد گمراه از شاعران پيروى مى‏كنند! آيا نمى‏بينى كه آنان درباره هر چيزى به دروغ سخن مى‏گويند، و آنچه را كه مى‏گويند عمل نمى‏كنند؟!»

    1. حدیث

      به ایه ی بعدش هم توجه کنید😐

    2. نایب

      شاعر تا شاعر هست فرض کنید پیامبر قران را به صورت شعر در اختیار مردم گذاشته بود.هشکل باغی هم شعر بود و شاعر داشت

  24. ناشناس

    مولوی ی مشت داستان های مزخرف رو به عنوان درس خداشناسی مطرح کرده: موسی و شبان( در این داستان بی سر و ته معرفت یک چوپان گوسفند چران نفهم را از معرفت یک پیامبر اولوالعزم – نستجیر باالله – بالا تر می داند. یا داستان جنگ علی و عمروبن عبدود ( در این داستان جعلی امام معصوم را مثل آدم ها ی معمولی نفس پرست می داند ) و قس علی هذا…

    1. سید علی

      شما کلاس چندمی کوچولو؟!

    2. مرصاد

      دیدگاه عقل کل پیغمبر ما هم خودش چوپانی میکرد. بعد چهل سال به پیامبری مبعوث شد.
      حالا چوپان زمان موسی شد نفهم.
      به غمار خانه رفتم همه پاک باز دیدم
      چو به صومعه رسیدم همه زاهد ریایی

  25. سید علی

    سلام.
    حضرت آقا، کسی دیگه موند که پنبه اش رو بزنی ؟! نکنه آمیرزا مهدی اصفهانی اعلم العلماء و علامه دهر هست؟! یادم اومد، آیت اللّه جوادی آملی رو فراموش کردی تکفیر کنی!!! چقدر خوبه انسان پاش رو به اندازه نمد علمی اش!! دراز بکنه.
    یا حق

  26. حسام

    من هم شخصیتی منحرف تر از شما ندیدم………

    1. ترانه

      متاسفم که حتی نفهمیده با حرف مولانا رو آووردی
      مولانا آدمیه که تو کلام از کلمات رکیک استفاده می کنه
      اعمال جنسی رو متصور میشه
      ممکنه احساس روشنفکری کنی و داد بزنی ای بابا سطح رو نگاه کردین

      خیر
      بسیاری روایتهای مولانا دزدی و سرقت ادبی از کتب حدیث بوده
      فقط اون زمان
      سرقت علمی و رسوا کردن سارق باب نشده بود

  27. ناشناس

    ن بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده ام
    این بار من یک بارگی از عافیت ببریده ام

    دل را ز خود بر کنده ام با چیز دیگر زنده ام
    عقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده ام

    ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی
    دیوانه هم نندیشد آن کاندردل اندیشیده ام

    دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته
    من با اجل آمیخته در نیستی پریده ام

    امروز عقل من ز من یکبارگی بیزار شد
    خواهد که ترساند مرا پنداشت که من نادیده ام

    من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده ام
    حبس از کجا من از کجا مال که را دزدیده ام

    چندانک که خواهی در نگر در من که نشناسی مرا
    زیرا از آن کم دیده ای من صد صفت گردیده ام

    در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا
    زیرا برون از دیده ها منزلگهی بگزیده ام

    تو مست مست سرخوشی من مست بی سر سر خوشم
    تو عاشق خندان لبی من بی دهان خندیده ام

    من طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن
    بی دام و بی گیرنده ای اندر قفس خیزیده ام

    زیرا قفس با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان
    بهر رضای یوسفان در چاه آرامیده ام

  28. حسين

    هرکسی از ظن خود شد یار من

    از درون من نجست اسرار من

    1. بهنام

      حکایت مولانا و مانند او داستان دریاییاست که از درون آثارشان هزاران غواص معانی در این هفت هشت سده ، در و گهر ربوده اند و البته گه گاه کودکانی دست به سنگ شده و به پندار ناراستشان آهنگ آسیب رساندن کرده اند که هرآینه آب را در هاون کوبیده اند و بعضا مانند برادر حاتم طایی چیزی جز بدآوازه ای بهره نبرده اند .

  29. اریا

    من متاسفم برای این روحانی.
    چرا که داره ادبیات کشورشو زیر سوال میبره…
    این آقا یک ایرانی نیست.و یک ملای عرب بی سواد است

    1. تماشاچی

      دوست عزیز ایشون هر چی باشن ولی واقعا شایسته نیست در مورد یک‌انسان این القاب رو به کار ببرین . عرب بودن نه افتخار هست و نه ذلالت . یک نژاد هست و قابل احترام مثل باقی نژاد ها

  30. حسین

    من نمی گویم که آن عالی جناب هست پیغمبر ولی دارد کتاب
    مثنوی او چو قرآن مدلّ هادی بعضی را مضلّ

  31. کیانا هاواکیان

    آزمودم عقل دوراندیش را
    بعداز این دیوانه سازم خویش را

    امیدوارم یه روزی انسانها به اندازه فهمشون اظهار فضل کنن نه صرفا بخاطر دیده شدن حضرت مولانا افتخار ایران و ایرانی بوده هست و خواهد بود تا زمانی که اشعارش در سرتاسر دنیا خونده میشه تدریس میشه همینطور باشکوه میمونه افتخار میکنم شاعری داشتم که شرق و غرب بهش افتخار میکنن در نوع خودش اعجوبه ای بوده و اصلا هم قابل انکار نیست حتی با تحلیل های بی منطق و آب دوغ خیاری یه سری انسان بیسواد هم جایگاهشون رو از دست نمیدن و کمااینکه دید مردم باز تر هم میشه و متوجه میشن که داریم در جامعه با چه موجوداتی زندگی میکنیم

    1. مصطفی

      آقای میلانی به کنار ولی جناب عالی هم ظاهرا ید طولایی در خطابه داری یه بار دیگه متن خودت رو بخون مثلا استدلال آوردی تحلیلات خیلی منطقیه خیلی با سوادی اصلا مبانی مثنوی و مبانی مخالفین مثنوی رو خوندی نه طرفدار میلانی ام و نه طرفدار مثنوی چند ساله پیگیرم مطالعه میکنم و کلاس میرم به هر دو طرف اشکالاتی وارده با اساتید فلسفه و عرفان هم بحث کرده ام حداقل یه کشف المراد،یه تمهیدالقواعد،یه نهایه الحکمه بخونید بعد تازه شاید اونم شاید بتونید درباره دو طرف حرف بزنید

  32. ناشناس

    همه مطالب از صدر تا ذیل بخاطر اینه که بیکارید یه روز بیاید تو زمینهای کشاورزی کار کنید این مطالب بیهوده رو نمی‌گید

  33. غریبه

    تکبیر✋😄✋

  34. تیمور

    نه بابا ؟

  35. مارشال

    جناب میلانی شما معنی ومفهوم عرفان در شعر مولوی را نفهمیدی والا با مطالعه دقیق می فهمی وقتی شراب در دست مولوی تبدیل به سرکه میشود ایشون در چه درجه ای از عرفان قرار دارد

  36. رحمان

    واقعا متاسفم برای این جناب روحانی نما. معلومه که عرفان واقعی نون اینا رو آجر میکنه و دیگه کسی به ارجیفشون گوش نمیده .چه شناخت سطحی و پر از کینه از جناب مولانا دارن بخصوص راجع به جبر واختیار

  37. شمسه منو خدای من

    استاد بزرگ علامه سخن میلانی اگه شما ایت الله طباطبایی و جعفری و اقلیت حساب میکنیین پس ایت الله خامنه ای و بهشتی ام اقلیت هستن و شما اکثریت.فایله صوتی سخنرانی ایت االه خامنه ای که تو اون نظر خودش و ایت الله بهشتی رو درباره جنابه مولانا وشمس بیان میکنه بهتره این صحبت از اقلیتو بشنوین.خدارو شکر شما که لبریز از دانش علوم فقه و ادبیات و…. برای شناسوندن جنابه مولوی انتخاب شدین ارزوی طول عمر براتون دارم

  38. ناشناس

    ایراد آقای میلانی اینه صریح حرف میزنه

    شخصیت زدگی و کمرنگ شدن تبری شیعه نسبت به جماعت عمریه از مهمترین معظلات فضاهای علمی ما میباشد .

    ای کاش اینقدری که به مولوی جبری عمری تعصب داشتیم به امام علی نیز تعصب داشتیم .

  39. بهزاد

    هر کسی مولانا رو ب قدر وسعت فهمش میفهمه .این ملای بی سواد ک میاد اینطوری ب مولانا حمله میکنه معلومه حرفا از خودش نیستن و از ی طرفی اجیر میشه.و الا کسی ک رقص السما روبگه مجلس رقص زنونه کلا فاقد عقله.

  40. محمد

    واقعا متاسفم برای دست اندرکاران سایت مباحثات…. به نظرم کمی فراماسونری دارید رفتار میکنید که همچنین مصاحبه هایی رو انتشار میدید… به نظرم کمی

  41. باده فروش

    ” در صحبت حافظ ”
    پایان کتاب

    حکایت کرده اند که وقتی در یکی از پایتخت های اروپا
    در روزنامۀ معتبری اعلام کردند که
    فلان میخانه بدترین میخانۀ شهر است.
    صاحب آن میخانه همین عبارتِ ” بدترین میخانه ”
    را اهرمِ تبلیغاتی خود کرد
    و تابلوی بزرگی بر بالای میخانه برافراشت
    که روی آن نوشته بود:
    ” ما بدترین میخانۀ شهریم ”
    و نام آن روزنامۀ معتبر را نیز یاد کرده بود.

    اینک ما، در پایان این دفترِ مستی و باده پرستی،
    همۀ انتسابات کفرآمیز چون مصاحبت اُم الخبائث
    و معاشقت با دختر هرجاییِ تاک را به جان می خریم
    و اعلام می کنیم که ” ما بدترین میخانۀ روزگاریم “. از ما حذر کنید
    و از پیچ پیچ راهِ این میخانه عنان بگردانید
    ” چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد “.

    ما این میخانۀ عشق را بی هراس از شمشیرِ دمشق
    به خاطرِ رندانی که آماده اند تا در هوای مغبچگانِ باده فروش
    و لعبتانِ بازیگوشی چون حافظ و سعدی و مولانا
    خاکِ درِ میخانه را بروبند، دایر کردیم
    تا آن رندان که همۀ مردمِ خوش طبع پارسی گو
    و همۀ صاحبدلانِ جهانند بگویند:

    المنَّة لِلَّه که درِ میکده باز است
    زآن رو که مرا بر درِ او رویِ نیاز است
    خُم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
    وآن می که در آن جاست ” حقیقت ” نه مَجاز است.

    برگرفته از کتاب ” در صحبت حافظ ”
    به قلم حسین الهی قمشه ای

    1. ناشناس

      بسیار زیبا

      1. خورشید

        احسنت به قلم قمشه ای

    2. سامی

      بسیار زیبا بود

  42. ناشناس

    یه سری انسانهای بی شعور هستند که نه مقام مولانا رو درک می کنند نه فارسی بلد هستند و نمیدانند که نمی دانند

    1. ناشناس

      👌👌👌

  43. ناشناس

    مه فشاند نور و سگ عو عو کند
    هر کسی بر طینت خود می‌تند
    چون تو خفاشان بسی بینند خواب
    کاین جهان ماند یتیم از آفتاب
    کی شود دریا ز پوز سگ نجس
    کی شود خورشید از پف منطمس
    حکم بر ظاهر اگر هم می‌کنی
    چیست ظاهرتر بگو زین روشنی
    شمع حق را پف کنی تو ای عجوز
    هم تو سوزی هم سرت ای گنده‌پوز
    هر که بر شمع خدا آرد پف او
    شمع کی میرد بسوزد پوز او
    در شب مهتاب مه را بر سماک
    از سگان و عوعو وی چه باک
    سگ وظیفه خود به جا می آورد
    مه وظیفه خود به رخ می گسترد
    بانگ سگ هرگز رسد در گوش ماه؟
    خاصه ماهی کو بود خاص اله
    کارک خود می‌گذارد هر کسی
    آب نگذارد صفا بهر خسی
    ای بریده آن لب و حلق و دهان
    که کند تف سوی ماه آسمان
    خس، خسانه می‌رود بر روی آب
    آب صافی می‌رود بیاضطراب
    مصطفی مه می‌شکافد نیمه شب
    ژاژ می‌خاید ز کینه بو لهب
    آن مسیحا مرده زنده می‌کند
    آن جهود از خشم سبلت می‌کند

    1. رامینال

      آفرین بر تو فرزند خلف

  44. محمد

    واقعا متاسفم . تمام شخصیتهای و مشاهیر ما از عارفان هستند که همیشه به امثال این شيخک ها تاخته اند. ما همین حالا حکومت این شیخ ها رو و عملکرد آنها رو میبینیم ..مولانا عارفی بی همتاست . و کلمه خداوندگار برازنده حضرت مولاناست . این آخوندک کی باشه که مولانا قبول نداشته باشه . اینها کاسبان دین هستند . مولانا عطار سنایی حافظ سعدی . به راستی بزرگان حقیقت هستند .که این اخوندکها بویی از آن نبرده اند .

    1. نایب

      شیخکها نمیخوان قدرت رو رها کنند باید هم ضد مولانا و شمس و از این مسال باشن

  45. جعفر

    سلام جای بسی تاسف است که در مورد مولانا اینطور بی انصافی مکنند مولانا اقیانوس به تمام معنا است وهر شناگری به اندازه ای که شنا بلد است در ان اقیانوس به شنا می پردازد به نظر می اید جماب ایت الله در کناره های اقیانوس میباشد هنوز به اعماق اقیانوس خیلی فاصله دارد.

  46. Fatemeh

    حرفاش کلا غیرمنطقی وچرت بود

    1. نایب

      اونایی که به وجود روح معتقد نیستند نباید وارد این مباحث بشن

  47. طاهر

    تفکرات صهیونیسمی ، رادیکال ومتعصبانه شما … حال همه را بد می‌کند. شما که در پستوی… و تنها کارتان نمازیست که تماما به سهو می‌رود و کتابخانه ای با کتابهای تانخورده… در مورد شخصیتی حرّافی می‌کنید که در پی حق به فنا الی ا.. رسیده و در دفاع از حقیقت ، بی هیچ ملاحظه و ترسی حاکمان حق به جانب امثال شما و قاضی القضات ها را (که شمشیر به قتل وی می کشیدند )به چالش کشانده. البته مولانا در جای جای مثنوی جوابهای مناسبی دارد.

    1. ضد طاهر

      خدا نگذره که یکی به نعل می زنی و یکی به تخته . حالا دیگه تفکر میلانی رو از اساس صهیونیستی کردی؟ مردک دورو . تو بودی پیش مولانا که ایشان به فنا فی الله رسید ؟
      سوغات برات چی اورد؟؟؟ نادان حتی کتاب شمس رو خوندی ؟؟ اگه طرفدارای مولانا مثل تو باشن مشخصه داعش چطور پدید اومده

  48. ناشناس

    مخم هنگید…چ قد بحث میکنین باهم

  49. آبان....

    گوش نامحرم نباشدجای پیغام سروش….کاش منم محرم شوم..دعایم کنید….آمین….

  50. ناشناس

    نمی دانم چگونه و چطور به خود اجازه دادید چنین متنی را بنویسید مولانا برای خود عارفی سلوک مظهر است و استادی همچون شمس داشته است ؛ بسیار ی از روحانیون موافق اند مولانا مردی اهل حق بوده است جای تاسف دارد در ایران چنین سخنان ناشایستی زده شود در مثنوی معنوی مولانا از قرآن کمک می گیرد و درس های زندگی را که قرآن گفته است با زبان خودش برایم نقل می کند . با اینکه در برخی اسناد و کتاب ها آمده است که مولانا اهل سنت بوده است ولیکن اشعار بسیار ی در مدح حضرت علی علیه السلام گفته است . متاسفانه جای افسوس دارد افرادی که اینگونه مولانا و شمس را می پندارند اظهار دینداری هم می کنند .

  51. هانیه

    ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست نان حلال شیخ ز آب حرام ما….

  52. هانیه

    وحی آمد سوی موسی از خدا
    بندهٔ ما را ز ما کردی جدا
    تو برای وصل کردن آمدی
    یا برای فصل کردن آمدی
    تا توانی پا منه اندر فراق
    ابغض الاشیاء عندی الطلاق
    هر کسی را سیرتی بنهاده‌ام
    هر کسی را اصطلاحی داده‌ام
    در حق او مدح و در حق تو ذم
    در حق او شهد و در حق تو سم
    ما بری از پاک و ناپاکی همه
    از گرانجانی و چالاکی همه
    من نکردم امر تا سودی کنم
    بلک تا بر بندگان جودی کنم
    هندوان را اصطلاح هند مدح
    سندیان را اصطلاح سند مدح
    من نگردم پاک از تسبیحشان
    پاک هم ایشان شوند و درفشان
    ما زبان را ننگریم و قال را
    ما روان را بنگریم و حال را
    ناظر قلبیم اگر خاشع بود
    گرچه گفت لفظ ناخاضع رود
    زانک دل جوهر بود گفتن عرض
    پس طفیل آمد عرض جوهر غرض
    چند ازین الفاظ و اضمار و مجاز
    سوز خواهم سوز با آن سوز ساز
    آتشی از عشق در جان بر فروز
    سر بسر فکر و عبارت را بسوز
    موسیا آداب‌دانان دیگرند
    سوخته جان و روانان دیگرند
    عاشقان را هر نفس سوزیدنیست
    بر ده ویران خراج و عشر نیست
    گر خطا گوید ورا خاطی مگو
    گر بود پر خون شهید او را مشو
    خون شهیدان را ز آب اولیترست
    این خطا را صد صواب اولیترست
    در درون کعبه رسم قبله نیست
    چه غم از غواص را پاچیله نیست
    تو ز سرمستان قلاوزی مجو
    جامه‌چاکان را چه فرمایی رفو
    ملت عشق از همه دینها جداست
    عاشقان را ملت و مذهب خداست
    لعل را گر مهر نبود باک نیست
    عشق در دریای غم غمناک نیست

  53. سلیمان

    هفت شهر عشق عطار نیشابوری
    گفت ما را هفت وادی در ره است

    چون گذشتی هفت وادی،درگه است

    وا نیامد در جهان زین راه کس

    نیست از فرسنگ آن آگاه کس

    چون نیامد باز کس زین راه دور

    چون دهندت آگهی ای ناصبور؟

    چون شدند آن جایگه گم سر به سر

    کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟

    هست وادی طلب آغاز کار

    وادی عشق است از آن پس ، بی کنار

    پس سیم وادی است آن معرفت

    پس چهارم وادی استغنا صفت

    هست پنجم وادی توحید پاک

    پس ششم وادی حیرت صعبناک

    هفتمین وادی فقر است و فنا

    بعد از این روی روش نبود تو را

    در کشش افتی روش گم گرددت

    گر بود یک قطره قلزم گرددت

    وادی اول:طلب

    ملک اینجا بایدت انداختن

    ملک اینجا بایدت درباختن

    در میان خونت باید آمدن

    وز همه بیرونت باید آمدن

    چون نماند هیچ معلومت به دست

    دل بباید پاک کردن از هرچه هست

    چون دل تو پاک گردد از صفات

    تافتن گیرد ز حضرت نور ذات

    وادی دوم:عشق

    کس درین وادی بجز آتش مباد

    وان که آتش نیست عیشش خوش مباد

    عاشق آن باشد که چون آتش بود

    گرم رو و سوزنده و سرکش بود

    عاقبت اندیش نبود یک زمان

    درکشد خوش خوش بر آتش صد جهان

    وادی سوم:معرفت

    چون بتابد آفتاب معرفت

    از سپهر این ره عالی صفت

    هر یکی بینا شود بر قدر خویش

    بازیابد در حقیقت صدر خویش

    سر ذراتش همه روشن شود

    گلخن دنیا بر او گلشن شود

    مغز بیند از درون نه پوست او

    خود نبیند ذره ای جز دوست او

    وادی چهارم:استغنا

    هفت دریا یک شَمَر اینجا بود

    هفت اخگر یک شرر اینجا بود

    هشت جنت نیز اینجا مرده ای است

    هفت دوزخ همچون یخ افسرده ای است

    وادی پنجم:توحید

    رویها چون زین بیابان درکنند

    جمله سر از یک گریبان برکنند

    گر بسی بینی عدد، گر اندکی

    آن یکی باشد درین ره در یکی

    چون بسی باشد یک اندر یک مدام

    آن یک اندر یک ، یکی باشد تمام

    وادی ششم:حیرت

    مرد حیران چون رسد این جایگاه

    در تحیر ماند و گم کرده راه

    گر بدو گویند”مستی یا نه ای؟

    نیستی گویی که هستی یا نه ای؟

    در میانی یا برونی از میان؟

    برکناری یا نهانی یا عیان؟

    فانیی یا باقیی یا هردویی؟

    یا نه ای هردو ، تویی یا نه تویی؟”

    گوید:”اصلا می ندانم چیز من

    وان “ندانم” هم ندانم نیز من

    عاشقم اما ندانم بر کیم

    نه مسلمانم نه کافر پس چیم

    لیکن از عشقم ندارم آگهی

    هم دلی پر عشق دارم هم تهی”

    وادی هفتم:فقر و فنا

    بعد از این وادی فقر است و فنا

    کی بود اینجا سخن گفتن روا

    عین وادی فراموشی بود

    گنگی و کری و بیهوشی بود

  54. ناشناس

    آفرین بر آقای میلانی
    اسلام واقعی را باید از ایشون یاد گرفت

    1. ناشناس

      خیلی زیاد صحبت میکنی ازترست هم اسمتو ناشناس گذاشتی واقعا براتون متاسفم شماها فهمتون بسیار سطحی و‌اندکه و واقعا اصلا بویی از انسانیت هم نبردین شما داعش و‌القاعده هستید اگر بشه گفت یکم متمدن تر که نیستید

      1. سمانه

        سلام بر دوستان موافق و مخالف، عزیزان همه شما میخواهید بگویید که برحقید این طبیعت ذات آدمیست، حب ذات او را کور میکند و باورهای خودش را به جبر میخواهد درست جلوه دهدولی عزیزان خداوند در قرآن حتی داوری بین اختلافات را به خودش در قیامت واگذار کرده این یعنی شما احساس امنیت به الله رادریابید به انان که دین را شعبه شعبه میکنن خیلی نظر نندازین
        دوستان گلم همه ما به خدا معتقدیم ولی ببینید چه نگرشی شمارو به احساس امنیت به الله میرساند که تمام قران در موردش بارها سخن گفته،
        عزیزان اگر در آیات کتاب
        الله که خوبیش اینه که بی تغییر باقی مونده تفکر کنید اونوقت قالی که مناسب حال روح نباشه رو میفهمید
        دین اومده که ما رو به احساس امنیت به الله نزدیک کنه و بگه اگر کسی به این احساس نزدیک بشه مامور عمران و آبادانی زمین خواهد شد چون هر کدام از ما رسالتیواقعی در زمین داریم که از طریق احساس امنیت به یگانه قدرت جهان هستی با عملی که با وجودمون در صلحه پدید خواهد اومد مثل گراهام بل خدمتی به جهان خواهید داشت خداوند در قرآن تمام کشتیها و چیزهایی از این قبیل روصنع خودش میدونه چون تمام ایده اختراعات از فرا ذهن یگانه جهان هستی به ذهن بشر القا میشه و اینکه در چه مسیری استفاده بشه به این وابسته است که چقدر با جهان هستی که الله صاحب اختبار تمام اون هست در صلح باشین و اگر بشر بخواد از طغیانگران ناخودآگاهش تبعیت کنه یقینا نور الله رو که مایه عمرانو آبادانی زمین هست یا نخواهد دید یا اگر هم ایده ها رو دریافت کنه در مسیر صلح بشریت بکار نخواهد گرفت
        همه ماعروسکانی هستیم که نخمان در دستان خداونده و اینکه عروسک گردان ما رو زیبا میچرخونه ولی اینکه چرا ما هر لحظه تلو تلو خوران به سویی میریم بخاطر گره هایی هست که در نخهای ضمیر ناخودآگاه ما وجود داره پس بهتره به عروةالوثقای الهی چنگ بزنیم که درآن گسستنی وجود نداره و از الله صمیمانه خواستار هدایتمون بشیم به خدا قسم که اگر تعصب رو کنار بزنید واز معبود یکتا طلب کنید به طریقتی که براتون قابل فهمه هدایت میشین
        یهدی من یشا و یضل من یشا
        که این لفظ مشیت نشان از جبر الله نیست نشان از طلب وجود و احساس آرامش هر آدمی هست که اون رو در مسیر زیباییهای مشیت الله قرار میده و بالعکس بی طلبی و یا عدم آرامش درونی و اضطراب، فرد رو به مسیری از مشیت الله میبره که پلیدیها رو بوجود میاره و این قانون عدل الهیه که در اصل دین پذیرای اون هستیم
        این طلب در تو گروگان خداست
        زان که هر طالب به مطلوبی سزاست
        میدونم که همه درد دین دارین ولی قبل از هر چیز از درون به الله وصل بشین
        موفق و پایدار باشین

    2. علی

      وای خدا چطوری میتونید اینقدر جاهلانه و کوته نظر باشید ازتون خواهش میکنم برید درباره مولانا تحقیق کنید بعد نظر بدید واقعا متاسفم براتون

  55. حدیث

    شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست
    کافر و مومن خراب و زاهد و خمار‌ مست

  56. حدیث

    شمس تبریزی نهان از خلق نیست
    آنکه مولانا تواند شد یکیست

  57. سید نورالدین صالح

    سلام من به این اقای روحانی میگم اگر خدا را نمی بینید ایا نیست و ایا نباید این را پذیرفت و تنها با درک و حس و چشم سوم قابل درک کامل است . اطاعت از شریعت و مسلمانی کفر است چون باید درک شود و بدون درک فرقی با الهاد ندارد ، تفاوت علوم و فلسفه و عرفان بسیار است ، اما همه در خطی جهت درک بیشتر و نه نقض دیگری است. امروز کلیه دانشمندان ادیان را کذب میدانند ، چون قابل اثبات نیست. اما من میگوم عدم درک ان نشانهنبودن وکذبنیست و عرفان تنها نقطه درک و هدایتانسان جستجوگر است. و نه نشانه جادوگری ، و چون شما درکی ندارید ان رانقض میکنید

  58. ناشناس

    در حدی نیستی که بخای حتی ی کلمه از مولانا درک کنی

  59. درویش علی ادریساوی

    عجب است که رندانه می زنید و می کوبید و می روید. ای دوست بزرگوار شما خودتان شیفته شیخ رومی استید. از اشعاری گفته اید که نشان از اندیشه صوفی دارد. معنای اشعاری که خواندید ابعاد گسترده ای دارد. شما با جدل دخول کرده اید. و بزرگانی را بر حسب سخن مخالفین محاکمه کرده اید! پنهان کاری هیچ دردی را دوا نمی سازد. اگر امروز از اهل بیت می گویید ازآن جهت است که این بزرگان از آن بزرگان گفته اند. در ثانی با این همتی که نشان می دهید باید که هالیوود از پدران ما بگوید. باید که خشایارشا و مولانا و شمس بزرگ را بکوبند تا حقارت کهنه شان را تسکین دهند. و شما به عنوان پاسداران فرهنگ ایرانی و اسلامی سکوت اختیار کنید. ای کاش که هیچ وقت این بزرگان در ایران متولد نمی شدند. حال سخن بیش ازین بیراه است.
    با سوره دل، اگر خدا را خواندی
    حمد و فلق و نعره مستانه یکیست
    یا هو که هیچی را دوست می دارد

  60. ناشناس

    تا کور شود هر آن‌که نتوان دید. آخه ملا رو چه به ادبیات و شعر؟ از نظر ملاها همه چیز با اسلام مشکل داره.

  61. عاشق

    زنده بادشمس پرنده

  62. ناشناس

    حرفهای بی اساس ایشان مملو از بغض و عداوت نسبت به شخصیت شمس و مولانا بود. مصلحت آن است که ایشان با ساکن شدن در منزل خود موج تنفر از دین را تشدید نکند.

  63. Amir

    اصلا این آقای نسبتا محترم میلانی کی هستند که بخوان درباره حضرت مولانا و شمس نظر بدن
    همین حضرت مولانا که از اهل سنت بودن زیباترین مدح و درباره حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام دارند
    تا صورت پيوند جهـــــــــــــــان بود علي بود
    تا نقش زمين بود و زمــــــــان بود علي بود

    آن قلعه گشايي که در قلعـــــــــه ي خيبر
    برکند به يک حملــــــــه و بگشود علي بود

    آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
    تا کـــــــــار نشد راست نياسود، علي بود

    آن شيــــر دلاور که براي طمـــــــــــع نفس
    بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نيالود علي بود
    ……………
    ولی آدم هایی امثال شما چی کار کردند فقط بلدید……….

  64. ترانه

    مولانا و سعدی منحرفن
    شما اگه دقیق سعدی رو بخونی
    خودش داد میزنه شاهد بازی می کرده و بعد توبه کرده
    دیگه چطور احمقانه گفته های سریح خود این افراد رو نقض می کنین
    جالبه
    افراد قدیس درست می کنند از کسانیکه
    تاریخ زندگی اونها رو هم نمی دونند

  65. تاریخ گواه هست

    مولانا در غلو بالا برده شده . حتی بسیاری از اساتید ادبیات دانشگاه شیراز و فردوسی مشهد هم این فرد رو نقد می کنند و شخصیتش رو کلا زیر سوال می برن .
    فقط عوام الناس هستند که این مرد را تا عرش الهی بالا می برن .
    این فرد قابل قیاس با عرفای شیعه نظیر اقای حسن زاده آملی و امام خمینی و علامه طباطبایی نیست . لطفا خلط مطلب نکنید و کمی تاریخ بخوانید تا کمتر به میلانی حمله ور بشین .
    خجالت داره تا از تاریخ اگاهی ندارین اینطور غلو می کنین

    اگه تاریخ نبود ، اثار هیتلر رو که می دیدید اعم از نوشته ها و نقاشی اون رو روحی لطیف می پنداشتید و حاضر بودید به کسانی که به هیتلر توهین می کنند حمله ور بشین .

    کلیه افرادی که میلانی رو تخطئه می کنید ، بی اطلاعی شما از تاریخ زندگی این جلا الدین بلخی هویداست.
    زندگینامه ی این فرد مولانای شما رو بخونید …..

    1. یک ایرانی

      تاریخ رو کسانی نوشتن که قهرمانان رو بر دار کردند…
      صرفا جهت اطلاع شما مورخ گرامی

    2. مسعود

      لطفا درباره شاعر عشق که کل دنیا میشناسش نظر ندید. استاد دانشگاه فردوسی :)) خنده دار نیست؟ کی رو با کی مقایسه می کنی برادر؟
      خود علمای شیعی که میگید از دلبستگان حضرت مولانا بودن. دارید از شصت هزار بیت صحبت می کنید هااا. از دوتا قصیده یا غزل حرف نمیزنیم. لطفا اطلاعات ندارید اظهار فضل نکنید.

  66. نیازی

    به نظرم در حال حاضر شخصیتی بالاتر از حضرت امام خمینی و شهید مطهری نداریم بنده دانشجو ی پسر شهید مطهری بودم و اتفاقا ایشون سر کلاس ها به شدت از حضرت مولانا و حافظ دفاع میکردن و حتی به ما میگفتن کتاب پدرم درمورد حضرت مولانا رو مطالعه کنید و اینکه هیچ مخالفتی با حضرت مولانا نداشتن به قول از پدرشون . دوست عزیزی که اومدی و به راحتی دم از شاهد بازی سعدی و شاعران دیگه میزنی لطفا اطلاعات ادبیاتی ت رو بالا ببر در گذشته اشعار در وصف عشق زن گفته نمیشده چون خلاف ادبیات بوده اصلا اون‌موقع زنی دیده نمیشده که بدونن زن چه شکلی هست ؟ مثل الان نبوده که هر جا یه زن ببینی مخصوصا بعد از ورود اسلام بخاطر قوانین اسلامی زنان و مردان به طور کامل از هم تفکیک بودن زنها در پشت پرده ها ی ضخیم نگه داری میشدن و اصلا ظاهر شون معلوم نبوده بخاطر همین اکثرا مردان آن زمان حتی پادشاه های معروف مثله شاه عباس و محمود غزنوی و حتی تا این اواخر یعنی قاجار این رسم و رسوم ها بوده همین فتحعلی شاه که میگن هزار تا زن داشته همجنس باز هم بوده با غلامان پسر رابطه داشته اینو تاریخ میگه و شاعران دربارش . خلاصه اینکه حتی دکتر شمیسا هم در کتابش میگه ما نمیتونیم سعدی و حافظ و بقیه رو به شون این اتهام رو بزنیم ممکنه در شعر هاشون برای زیبایی های ادبی این الفاظ بکار گرفته شده باشه در ضمن ما هنوز نتونستیم اتهام سعید طوسی رو روشن کنیم چه برسه به افراد چند صد سال پیش . سعید طوسی هم یه عده میگن این اتهام رو واقعا انجام داده و یه عده میگن نه البته من خودم به شخصه اصلا دوست ندارم بشینم اتهام های بقیه و بررسی کنم چون ممکنه واقعا همچین چیزی نبوده باشه و به گناه تهمت مرتکب شم حضرت سعدی هم در کتاب بوستان شاهد بازی رو منع کرده ممکنه فقط بخاطر زیبایی های ادبی رایج در زمانشون اینطور اشعار رو سروده باشن که باز هم به نقل از دکتر شمیسا گفتم مثلا دوست دختر دوست پسر های الان با اینکه یه مسئله غیر مجاز ه ولی میبینیم متاسفانه چقدر عادی شده لطفا زمان رو در نظر بگیرید حضرت مولانا هم اشعار زیبایی در وصف خداوند و حضرت علی دارند من صحبت های آقای میلانی رو به هیچ وجه قبول ندارم ایشون حتی علامه طباطبایی و حسن زاده آملی رو هم زیر سوال برده که عقایدشون اشتباههههههه !!!! به نظرم ایشون بیشتر از مغالطه استفاده کرده و همچنین اینکه باید به عرض برسونم ایشون به مراحل تصوف مثل توحید و فقر و فنا و غیره توجه نکرده وهمچنین حال و وصف صوفیان رو به کلی ذکر نکرده من خود آقای میلانی رو بیسواد میدونم و براش متاسفم بعضی افراد برای برجسته شدن کارهاشون به چه کارهایی که متوسل نمیشن لطفا آگاه باشید

  67. ناشناس

    نزدیک به نیم قرن است که به بزرگان این سرزمین توهین می کنید. اصلا با این اندیشه مسموم این سرزمین احتیاج به دشمن ندارد. هر ملتی که گذشته اش را تخریب کند سزاور توهین جهانی ست. شما به دنبال چه هستید؟دردتان چیست؟مشکل شما با شیخ رومی بزرگ نیست. شما از اندیشه او می هراسید. شما نگران متصوفه استید. مولانا را با هیتلر مقایسه می کنید. آخر شما ایرانی استید در همین سرزمین آلمان یک آلمانی به هیتلر توهین نمی کند. اما ما به سرعت در هر مقوله ای شهوت جنسی را وارد می سازیم و می گوییم که طرف مشکل دارد. این شمایید که مشکل دارید شمس دختر مولانا را به همسری گرفت. دیگر بس کنید. به جای تخریب تاریخ اندکی به مشکلات اقتصادی فکر کنید. بایک بارش برف مملکت تعطیل می شود. شما به دنبال سرابید. و می خواهید تنفر را درین سرزمین نهادینه سازید. ای دوستان گرامی مولانا یک مردی بود که اساس عرفان را در اسلام رنگی نو زد. ایشان دیگر تکرار نمی شوند. حال شما حلقتان را با اراجیفی ساختگی پاره کنید. او دیگر تکرار نخواهد شد. به امید دادار بی همتا و سربلندی ایران اسلامی.

  68. سعید

    اول مثنوی بخوانید بعد برسر اعتقاد به خلافت یا امامت بحث کنید . در مثنوی داستان ان سه نفر که زبان مختلفی داشتند ولی خواسته انها یک چیز بود را بخوانید سپس تشتط آراء درست کنید . برخی فقها به فرموده امام خمینی رحمت الله علیه خود سر منشا انحراف هستند و قصدشان از مطرح کردن برخی مباحث فقط ایجاد شبهه است . اینقدر مسیله امامت و خلافت در آن دوره کم ارزش و ابتدایی بوده که شمس و مولوی از آن فارغ بودند . اصل مباحث مولوی و شمس پیرامون ذات احدیت و مبانی عقلی است . از همه اینها گذشته خدایی که مولوی ترسیم میکند از خدای روایی که فقها در عصر حاضر توصیف میکنند هم بزرگتر است و هم زیباتر و مهربانتر. قطعا تسلیم در برابر خدای مولوی شیرینتر از تسلیم در برابر خدای نژاد پرست امروزی است . ما با اشخاص و فرقه ها و سلیقه ها کاری نداریم . اصل خود خدای رحمان است و بس برای پرستش هم کتاب قرآن است و بس .‌زمانی میتوانیم عرفا و علمای اعصار گذشته را منحرف بنامیم که بر خلاف کتاب الله و فرمایشات رسول الله و مبانی عقلی و علمی نظری داشته باشند. خواهش مندم زود به قطعیت نرسید این موضوع تحقیق بسیار میطلبد . ممنونم

  69. شهاب

    افرادی از این قبیل به قول حضرت شمس راهزنان دین محمد اند. حیف شمس و مولانا نیست که این بی خردان نظر بدهند.

  70. .

    پای استدلالیان چوبین بود
    پای چوبین سخت بی تمکین بود

  71. ناشناس

    کاش حداقل قبل از اینکه این مصاحبه رو بکنید یک بار کتب مربوط به عرفان رو می خوندید.. کاش به جای اینکه مردم و از آتیش و جهنم بترسونیم یا وعده بهشت و حوری و موری بدیم بهشون یاد می دادیم خدا رو فقط برای خودش بپرستیم.. عرفان اینو می گه ای عالم علم کلام..

  72. ناشناس

    به قول شمس تبریزی این دنیا به اندازه ستاره های آسمان انسان های عالم نما داره..

  73. ناشناس

    تا کور شود چشم حسودان به لطف حضرت مولانا

    شما فقط عرب بپرستید و قهرمانان ملی ما رو نابود کنین ولی باید از روی جنازه ما رد بشین

  74. ک ه ی ع ص

    و الدخلوها بسلام آمنین

  75. ناصر

    از این به بعد به کسی خواستم بگم مغرض جمودالفکر میگم (ای میلانی)!

  76. س ی ش ن

    تورا چه به این حرفا حاجی تو چطور جرآت میکنی در مورد شمس و مولانا چنین سخیفانه انتقاد کنی . تو کل تاریخت یه نفر ثالثی بیار که مثل شمس و مولانا باشه بعد بیا نظر بده

  77. حامد

    به نظر من تمام مباحث زر مورد عرفان و مولانا و شمس همش گمراه كردم و گيج كردن مردان و زنان آكادميك ديده هست وبس
    افرادي كه كلاسهاي عرفان شركت كردن اكثرا مشكل دارن طلاق خيانت و افسردگي در همه شان شديدا ديده ميشه
    دوستاني هم كه دم إز عرفان و مولانا ميزنن كلاهشان رو قاضي كنند ميبينن

    1. ناشناس

      گر پدر تو فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل
      ما ایرانی ها بدفرهنگیم چه ربطی داره که اسلام بده

    2. بهلول

      من میگم طلاق زیاد شده . پس بخاطر وضع اقتصادی محصول دست عرفان ندیده های متشرع نیست بخاطر اهل عرفان بدون پست و مقامه ! آها ! ( ضمنا دوستان خواننده شرع با دین فرق داره، اشتباه نشه ! )

  78. حامد

    كلاه خود رأي قاضي كنيد ببينيد خودتون و دوستاتون كه گير عرفان افتاده ايد ببينيد كجاست زندگيتون
    همه چيزتان تضاد شده، به اصطلاح خودتون عاشق فلان نفر بغير همسرتون شده أيد و در مسير خيانت هستيد
    روح مطالب مولانا و امثالهم كه در عرفان بوده اند گيج كردن و شعبده بازي بوده نه آگاهي و آخر گيج كردن انسانهاي آكادميك ديده راهي بجز خيانت و پستو رفتن و …. نيست

  79. حامد

    حداقل پنج و شش نفري إز دوستان فاميل و حتي خانم م كه تو عرفان گير كردن تقريبا در ۱۴،۱۵ سالگي حرفه اَي نماز خون و معتقد بودن الان كشف حجاب پيش مستر خودشون، دست ميدن و خيلي ريلكس و اونايي هم كه زنهاي جوان و خوشكل هستن عاشق و هم عصر استاد و مستر شدن و خيانت شديد و خيلي هم عادت كردن و چيز طبيعي هست مسائل في مابين شان.
    با دو سه تا بچه گير كردن افسرده بلاتكليف و تضاد با خانواده پدري و آموزه هاي دوران دبيرستان و دانشگاهي مثل اينكه هيپنوتيزم شدن.بعد اينكه اين مطالب من رو خوندن خودشون و خداي خودشان بغير حرف هاي مسترهاي شعبده بازشون و كلاه خودشان رو قاضي كنن ببينن زندگي شان محا بود الان كجاست

  80. ناشناس

    بعدی چیه حافظ سعدی شهریار احتمال میدم ازون بچه ها هستن که کلاس چهارمن چندتا متن احمقانه تو چنتا سایت احمقانه پیدا میکنن اشتراک گذاری میکنن

  81. مخلوق

    مشكل ما ايرانيان اين است كه وحى بر يك شخص فارس زبان نيامده، وهميشه در رقابت با اعراب هستيم، و از طرفى به شعر و عالم خيال و هپروت كه نتيجه سنت قديمى بافور و افيون كشيدن است علاقه مفرطى داريم كه نتيجه اش زايش افرادى تنبل و فلسفه باف در لباس عالم و زاهد هستش ايا تا به حال از خود پرسيديد ، چرا نهج البلاغه با ان همه منابع از حكومت دارى و توصيه هاى قوى براى زندگى شخصي و اجتماعى اينقدر كنار گذاشته شده ودر عوض ديوانهاى شعرا بازارشون تو ايران گرمه؟ جوابش جز حقيقت گريزى ما ايرانيان و پناه بردن به عالم خيال چيز ديگه اى نيستش، از دين كم اورديم به فلسفه رجوع كرديم

  82. مخلوق

    جالب اينكه بعضي از اين دوستان انچنان مولوى دو اتشه هستند، كه اينگار همين امروز از سر سفره ديزى اقاى شمس و مولوى برگشته اند، اين دوستان فكر مى كنند كه ديگران قدرت استنباط اين به اصطلاح عرفا را ندارند و از قضا خودشون تونستند كه درك كنند. هنر پيامبر اسلام اين بود كه خدا رو در عرض چند سال با زبان ساده به خلق ال.. بفهمونه ( هنر يعنى اين) و اما اين مولويها چه كردند، پيچوندن خدا ،چرا؟ براى اينكه تافته جدا از بافته هستند وبه سر الأسرار رسيدن يعنى چه؟ يعنى من فهميدم ، ولى هنوز شما به مرحله من نرسيدى ( همون نوچه جمع كنى البته از نوع فلسفى، همون صفت قدرت طلبى معروف ما ايرانيان)، لا مذهبا ببينيد با دين اسلام چه كرديد. اسلام يك دين مرز بندى شده است، برأى همين قابل فهمه، فلسفه يعنى هرچه به خيالت راست اومد بگو ، يعنى قاراش ميريش يعنى هاردامبيل يعنى اقا منم هستم، يعنى اشوب، يعنى بحث بر جزييات.

    نقدو ول كرده ، نسيه رو چسبيده

  83. مخلوق

    بى خود نيست همه از دين گريزونند، نگو كه چه سمى بنام فلسفه وارد دين شده، مى خواهيم همه چيني رو با فلسفه توجيه كنيم.
    بزار يه چيزيرو كه خيلى وقته يادمون رفته رو متذكر شم
    لقب انسان ، عبد اللاه هست ، عبد يعنى بنده و اللاه يعنى خدا،
    بنده يعنى غلام يعنى در بند، يعنى بندگى، يعنى گوش كن، يعنى اقا بالا سر دارى ، اون بالاسرى خداست، يعنى اون خلقت كرده ، اون به تو قراره دستور بده، يعنى گوش نكنى اخراج ( كه شديم اونم با سقوط ازاد به سمت كره زمين)، يعنى مجازات، حالا بعضيا اومدن برأى هر چيزى تو اين دنيا يه توجيه مى اورند وبه اصطلاح خودشون جواب همه چيزارو پيش خودشون دارند، نه داداش من اين خيالا نيست، ما همون بنده ها ى در بند هستيم

  84. بنده خدا

    بسم الله الرحمن الرحیم
    ببینید عزیزان من از ویژگی های آخرالزمان همین فتنه های غامض آن است…. مشکلی نیست… برای روشن شدن قضیه حقانیت و یا بطلان راه علامه طباطبایی (ره) و آیت الله قاضی (ره) باید سیره، روش، منش، حقیقت، طریقت و شریعت ایشان را در احوال ایشان جست… اگر ذره ای گفته های ایشان با قرأن و احادیث معتبر مخالف بود حرف شما درست ولی نباید نسنجیده بر این بزرگواران بر چسب زد… خیلی از مسائل در هستی وجود دارد که برای درک آن باید با صاحبان این روش ها مصاحبه کرد و مجالست کرد… مباحثه کرد…. در نهایت باید به قرأن تمسک جست و پای بر جای پای معصومین(ع) گذاشت و در علوم تابع شیعیان واقعی و اولیاؤ راستین ایشان شد…. در این صورت عرفان همان معرفت ناب محمدی است که انسان را به خلافت الهی می رساند…. التماس دعا…. Instagram: hes66313

  85. ناشناس

    به نظر من شخصی منحرف تر از شیخ حسن میلانی در جهان نداریم خجالت بکش آقای میلانی با این افکار خراب و منحرفت حالا یعنی اومدی گفتی شخصی منحرف تر از مولانا نداریم مولوی زندگی منو عوض کرد کاری کرد که من عاشق خدا شوم خداوندا این مرد نادان ( آقای میلانی) را ببخش آقای میلانی چطور به خودت اجازه دادی که به مولانا که انسان پاک، صادق، خردمند، داناو… تهمت بزنی بهت سفارش میکنم یکی از کتاب های مولانا را بخونی تا شاید کمی دانا شوی. تو بخاطر اینکه مقام خودت رو بالا ببری به مولانا تهمت زدی شاید در این دنیا بتونی به مقام برسی اما بخاطر این کارت مقام تو پیش خدا وند بخشنده بسیار کم است ای کسانی که فکر می کنیدافکار آقای میلانی درست است بسیار اشتباه است.

    1. شازده

      شاید شما دچار توهم شدید

  86. ارمین

    واقعا متاسفم برای این عده روحانی افراطی و اهل قضاوت. شما خودتون رو در جایگاهی میبینید که درمورد همچین افرادی نطق سرایی کنی!فقط اراجیف و تهمت هایی ک هیچ کدام درمورد این دو بزرگوار صدق نمیکنه. به شما توصیه میکنم حداقل برای یه مقدار اشنایی محدودم که شده کتاب ملت عشق الیف شاکاف رو یه مطالعه ای داشته باشید که بشه گفت حداقل به اندازه ی یک کتاب به دردبخور دراین زمینه مطالعه داشتیدو اظهار نظر فرمودید. فقط میشه تاسف خورد همین..

  87. ناشناس

    هرکس به دیگران حرف بد بزنه معلومه ادم بیتربیتی هست.فرهاد ۵ ساله

  88. علی

    بزرگش نخوانند اهل خرد. که نام بزرگان به زشتی برد
    شما خود منحرف هستید که دیگران را منحرف می دانید

  89. ناشناس

    سلام .چیزی که من از رفتار اقای میلانی وهم کلاهی های ایشان فهمیدم اینه که هر کس در نزد اکثریت مردم مورد قبول وتقدیر باشه باید خرابش کرد

  90. ناشناس

    سلام من نمیتونم به طورقطعی ازیکی دفاع کنم فقط خدا میدونه حق باکیه

  91. ناشناس

    سلام من نمیتونم به طورقطعی ازیکی دفاع کنم فقط خدا میدونه حق باکیه
    بچسبید به زندگیتون شاکر خدا باشید زحمت بکشید به

    1. مسعود

      برادر یعنی دست از حقیقت برداریم به دنبال نان باشیم؟ اینجوری که عمر رو تلف کردیم…

  92. احمد

    ولي خوف و رجا اولين مراحل سير عرفان است. در مرحله توكل انسان مانند ابراهيم ميشود و بالاتر از توكل ,در مرحله رضا همچون اولين مهاجر و انصار انسان به فناي كامل ميرسد . در فناي كامل انسان مرتكب اشتباه نميشود . بلكه دست او دست خداست و هر آنچه ميكند , از طرف الله است . مانند خضر .

  93. مسعود

    به قول حضرت حافظ:

    ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست/عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

  94. مسعود

    اونجا که میگه همه ما از ذات خدا نیستیم جالبه واسم. برادر من اگه همه ما از ذات خدا نیستیم پس شما داری میگی خدا محدوده…این که شد تناقض؟ یه حرفی نزن که یه آدم عادی هم مثه من بتونه دستت بندازه…

  95. احسان

    سلام.آقا خجالت داره شما انگشت کوچیک حضرت آیت الله طباطبایی هم نیستیحالا کار به جایی رسیده که به اساتید بزرگوار چون علامه تهمت و توهین میکنید؟این است آداب شما؟؟؟؟؟ وای بر شما …..انسان هر چه میکشد از جهل و نادانی میکشد…

  96. احسان

    ضمنا اگر تفسیر آیات کلام الله مجید را از مولانا بگیریم ؟؟آیا چیزی باقی می ماند؟ مثنوی معنوی که تفسیر قرآن است….

  97. زینو

    اکثر کامنتهای دوستان رو خوندم و اگه جای مدیریت سایت مباحثات بودم استعفای خودم رو مینوشتم و میرفتم شاید درس عبرتی باشم برای دست اندرکاران کشورم!!! اینهمه نفرت از روحانیت ؟؟ چیکار کردین بندگان خدا تو این چهل سال که اینطور از چشم همه افتادین ؟

    1. ناشناس

      داداش چرا بی ربط می نویسی … مثل اینکه اصلا نه موضوع رو دیدی نه کامنت ها رو… خواستی بپرونی یه چیزی… مسئله اعتقاد به عرفان و فلسفه و نقد آنهاست… بنظرم شیخ میلانی بی سوادی اش شاهکار است در حوزه… هرجور آدمی هست. طباطبایی و حسن زاده افتخارند این سبک مغز هم شاهکار تحجر

  98. اعظم

    اگر مردم خدا را آنطور که مولانا معرفی می کنه بشناسند
    حرفای صد من یک غاز این ها رو خاک میکنن

  99. اعظم

    حیف می آید مرا این دین پاک در میان جاهلان گردد هلاک
    کسانی که شرح مثنوی و اشعار مولانا را می خونن واقعن حاضر نیستند در محضر خدا گنا هی انجام بدن و همیشه خدا را ناظر و حاضر می بینن
    و دیگه نیازی به این کنترلها و نصیحت ها نیس
    کاش همه مردم اینو میدونستن

  100. مریم

    آنجا که عقاب پر بریزد از پشه لاغری چه خیزد
    حضرت مولانای عزیز و بزرگوار به روح بزرگ خودت این توهین را ببخش

  101. مریم

    هرکسی لیاقت حب مولا علی رو نداره …
    تاریخ رو بدون غرض ورزی خوندم از شیعه و سنی از قبل از اسلام …. که شاید علی ع رو من به دین پدرانم برتر میدونم ولی جوری شد که صدبار محکم تر از قبل شدم
    اینا رو گفتم که بگم الحق مع العلی…
    اگه کسی حب علی ع رو نداره لیاقتش رو نداره ولو اینکه ۱۰۰ هزار بیت شعر زیبا و هنرمندانه داشته باشه
    ملاک اهل بیت هست

    1. ناشناس

      تو لياقت داري فقط بين ۷ ميليارد آدم كره زمين
      توهم خود برتر بيني!
      اين طرز تفكر حالت پيشرفته تر تفكر هيتلر بود كه فكر مي كرد بين همه انسان هاي كره زمين فقط اون و نژاد خودش از همه برتر هست

    2. محبوب

      خب برو ببین تو بیشتر حب علی رو داری یا مولوی، که به قول پروفسور شفیعی کدکنی: هیچ کس در تاریخ شعر زیباتر از او درباره مولی سخن نگفته، اونهم برعکس دیگران که محدود بوده اکثر اشعارشون به زلف و لب و غیره معشوقی چون مولی علی ! محبت بدون معرفت شما مریم خانم انشا الله یه روز دستگیر شما بشه البته فکر میکنم با رفع بغض و کینه نسبت به اهل ولایت مولی ، خیلی زودتر این اتفاق بیفته. البته ملاک خداست چون ملاک خود اهل بیت هم خدا بوده و اونهام خدا رو نشون دادند نه خود رو؛ میونه ی راه نمونید لطفا

    3. بنده

      تا جای کسی نبودید قضاوت نکنید.
      “…الله اعلم بمن یهتدی…”
      مگر با خواندن تاریخ می شود حقایق امور را فهمید؟
      الله اعلم بحقایق الامور

  102. ناشناس

    منصور حلاج رو دیگه چرا منحرف میدونی!؟ امام حسین و امام علی هم کلی مخالف داشتن. وقتی گفتن علی (ع) تو مسجد در حال سجده شمشیر خورده ، عده ای بسیار گفتن علی مگر نماز هم میخوند!!!!تا بوده همیشه ازاین چیزها بوده.

  103. فقیر

    به اونایی که اراجیف میگن باید بگم ای سبک مغزها حضرت مولانا اول اخوند بوده اونم اخوندی که همه اخوندا برای پابوسیشو نوکریش از سراسر دنیا میرفتن پیشش….انچه میگویم بقدر فهم توست مردم اندر حسرت فهم درست

  104. ناشناس

    با سلام
    شرمم شد این متن رو خوندم.درباره مولانا و شمس باید عاشق دل بریده از این دنیا باشی تا درک کنی.کی از کی انتقاد میکنه فلاسفش موندن این طریق رو بعد اقایون همین سر سری میان درمورد چیزی که هنوز یه پلشم موندن حرف میزنن

  105. مهرداد

    اما توصیه وی به اهل استدلال این است که اگر استدلال آن‌ها با شهود اهل دل مخالف بود باید شناخت شهودی را بپذیرند.

    چشم اگر داری تو کورانه میا ورنداری چشم، دست آور عصا
    آن عصای حَزم و استدلال را چون نداری دید، میکن پیشوا
    ور عصای حزم و استدلال نیست بی عصاکش بر سر هر ره مایست
    گام از آن سان نه، که نابینا نهد تا که پا از چاه و از سگ، وارهد
    لرز لرزان و به ترس و احتیاط می‌نهد پا تا نیفتد در خُباط

  106. حسین

    متن رو که خواندم یاد فرمایش حضرت آیت الله العظمی آقا سید علی آقا قاضی افتادم که خطاب به آسید هاشم حداد فرمودند که کمر رسول الله رو همین به ظاهر علمای بی فکر شکستن .

  107. رهگذر

    نظر هركسي نسبت به حضرت مولانا و شمس متفاوت است….
    اما نميشود كه هركسي كه ذهن پرواز طلبانه داشت رو تمسخر كنيم و بگوييم خلاف شرع است…
    خيلي از تفاسير ما در رابطه با تمام رفتار ها اشتباه بوده و هست….
    من جمله اينكه همه ما به مرور زمان و ناخوداگاه هنگامي كه وسيله اي بي محافظ رها شده است مي گوييم (…)را سپرده اي به امان خدا؟
    و عين در حالي است خدا را نا خواسته و شايد خواسته مظهر بي اعتمادي قرار دادي…
    ولي ايا كسي دقت در گفتار اين حرف دارد؟
    خيلي از تفاسير گفته شده در مورد حضرت مولانا و شخص شمس از برداشت هاي غلط ما است ،بي احترامي به كسي نباشد خودم را ميگويم….
    تفاسير اشتباهي كه راه قضاوت ها ،بي عدالتي ها و تمام اختلافات و درگيري ها را به زندگيمان باز كرده اند….
    بياييد كمي روشن فكر تر ….منطقي تر…وگاهي از نگاه مولانا به خدا و يا شمس به خدا يا نگاه هر دوي اين ها به هم به افكار فكر كنيم …
    به زندگي…
    و به تمام راه هاي عرفانيت…
    و به خدا…
    شايد كمي زندگي شيرين شد
    و باز هم شايد.

  108. بینام

    بابا جان نه میشود به راحتی مولانا و حافظ و خیام و امثالهم را رد کرد نه به سادگی تایید.همین قد میدونم که باید دل را پاک کرد وگرنه نه اشعار مولانا،نه اشعار حافظ و خیام،بلکه خود قرآن هم میتونه از آیاتش گمراهی و ضلالت برداشت بشه،همچنان که دیدید داعش با خواندن و تدبر در همین قرآن چه ها کرد؟،خوارج را هم که دیدید با خواندن و استناد به آیه همین قرآن(لا حکم الا لله) در مقابل علی ایستادند و چه ها کرد . با خواندن همین قرآن هم میشود بشوی بهترین خلق خدا.پس متن قرآن که یکیست،پدید آورنده اش هم که یکیست، این آقا ی داعشی آن را می خواند و پس از تدبر و تعمق فراوان به این نتیجه میرسد که قرآن گفته این کارها را بکن،بکش و بسوزان و تجاوز کن و ویران کن،برایش میشود منبع و مظهر و وسیله خریت و جنایت،آن آقا هم همین قرآن را میخواند و در آن تدبر و تعمق میکند به این نتیجه میرسد که قرآن گفته کارهایی را بکند که بشود چنان بنده ای برای خدا به نام محمد مصطفی .لذا بنده کم مطالعه کم دانش به اندازه فهم خودم برداشتم این است که سر این اسمها و رسمها دعوا کردن عملا چیزی را برای ما حل نمیکند ،به قول معروف که میگن اونی که نماز خونه، قبله اش راسته. یه آیه قرآن هم خیلی زیبا و شسته رفته تکلیف را معلوم کرده و خیلی نیاز به دعوا نیست . می فرماید:مَن یَتق الله یجعل له فُرقانا(یعنی هر کس در زندگیش تقوای خدا را داشته باشه(یعنی حواسش به خدا باشه و حواسش باشه که خدا هم حواسش بهش هست) درست و غلط را تشخیص میده(فرقان یعنی وسیله فرق گذاشتن گذاشتن(تشخیص دادن).فی امان الله

  109. قمارباز

    ای وای
    چرا انقدر تخریب؟چرا شخصیتی منحرف تر از شمس و مولانا نداریم؟
    انقدر باید سواد داشته باشید که ابتدا به منابع موجود درمورد این اشخاص رجوع کنید و سپس مقاله ای با این عنوان در مورد این اشخاص بنویسید.
    هیچ شما و هیچ آقای روحانی که اسمشان را هم نمیدانم نگاهی به خط سوم انداخته اند؟
    هیچ شما و هیچ آقای روحانی که اسمشان را هم نمیدانم نگاهی به آثار مولانا انداخته اید؟
    امام صادق فرموده اند برادر من انست که عیب مرا به من بگوید یعنی اگر نسبت به من شکی هم داری بیا و بپرس تا رفع شه و تبدیل به شرک نشه.
    به این راحتی آمده اید و شمس و مولانا را زیر ذره بین اشخاصی که هیچ نه از تشیع نه از تصوف نه از تسنن نه از هیچ چیز دیگری اندکی مطالعه ندارند و حتی ما هایی که قران را هم اشتباه به مغزمان خورانده اند میبرید؟
    نخیر جناب شمس بی سواد نبود این شما هستید که بی سواد هستید
    از فلسفه ی سخنان کودکی های شمس هم به تنگ می آیید اگر چیزی بفهمید که یقینا نمیفهمید
    کتاب هایی که قبل از قران امدند همگی تحریف شدند و شما حتی نمیتوانید ببینید که یمشود کسی آثار مولانا را هم به نفع خود تحریف کند.
    چه بسیار انسان هایی که از همین دست نوشته ها گمراه شدند و چه دست انسان هایی که با سخنان و اشعار بزرگانی چون شمس و مولانا سرشار از عشق شده اند،عشق الهی
    بدانید و آگاه باشید که از ما روزی سوال خواهد شد که به چه حق فلانی را قضاوت کردید؟
    ما که از حضرت صادق و امامان شنیده ایم که نباید کسی را ندانسته قضاوت نکنیم
    پس نکنیم که انقدر مردمان از خداوند سادیسمی که ساخته ایم فرار نکند
    به همان خداوندی میسپارمتان که کلامش حق و خود نیز حق است.

  110. ف

    به قول خود مولانای جان؛
    هرکسی از ظن خود شد یار من
    از درون من نجست اسرار من
    بنده متاسفم از حضور چنین عالمانی در جامعه
    که از دین و عرفان، تنها به پوسته و ظاهر آن پیوسته‌اند و از حقیقت آن غافل‌اند.
    مولانا شخصیتی بس عظیم و شریف است که هیچ‌کس را یارای شناختنش نیست. حتی شما علمای به‌ظاهر متدین

  111. مولوی

    خود خدا هم می گه شما قسمتی از من هستید
    نشنیدی می گه روح خودم رو در انسان دمیدم.
    بعد میای می گی مولانا گفته من خدا هستم و مشرکه!!!!؟
    شما نتونستی درک کنی چرا اصلا حرف می زنی؟!
    چرا ما اشرف مخلوقاتیم؟
    چون ما قسمتی از خداییم.
    هدف از وجود این جسم رسیدن به هدفه خودمونه یعنی قسمتی از خدا .
    خود واقعی یعنی روحت رو شناختی غیر از این می شه که خدا رو شناختی؟!!
    خدا در ایه ۸۲ سوره یس چه عظمتی داده به انسان.
    به غیر از اینه که می دونه چه قدرتی به انسان داده ؟!
    قدرتی بالاتر از روح خداوند که در وجودمون هست می شناسی؟
    مولانا واسه همین اشاره داره که خداست چون قسمتی از خدا در همه ما وجود داره.

    1. محمّد امین

      اشتباه کرده اید ما قسمتی از خدا نیستیم، آن روح هم که خدا به انسان داده است مخلوق است و به خاطر شرافتی که دارد خدا آن را به خودش نسبت داده،مثل بیت الله یعنی خانه خدا، یا ثار الله یعنی خون خدا
      این مطلب در احادیثی که از چهارده معصوم نقل شده آمده است
      برای فهم درست آیات محکم و متشابه قرآن مثل این باید به احادیث صادر شده از پیامبر خدا و اهل البیت علیهم السلام مراجعه کنید همانطور که خود خدا در آیه ۴۴ سوره النحل دستور به اینکار داده است
      خدا خالق ما و بی نیاز است و ما مخلوق و نیازمندیم
      و این تناقض و محال است که خدای بی نیاز همان مخلوق نیازمند باشد و این تناقض و محال است که خدای قدیم و سازنده همان مخلوق حادث(نوپدید)و ساخته شده باشد
      اینکه همه ما در حیطه ی خدا موجود هستیم به این معنی نیست که جزئی از او باشیم بلکه به معنی این است که ما عین نیازمندی و وابستگی و فقر به او هستیم و این فقط خداست که بی نیاز و مستقل است
      و خدا عالی و برتر است و مخلوقات همذات او نیستند

  112. سعید

    قضاوت این آقا در مورد حضرت مولانا همانند قضاوت یک دانش آموز دبیرستانی است از نظریه نسبیت عام انیشتین

  113. زهرا

    یاد شخصیت “متعصب” در کتاب “ملت عشق” افتادم !!
    دانا به علم مطلق خداست و او معنای مطلق کلمات و عالم مطلق قلوب و بخشاینده ی مطلق خطاهاست و رحیم و رحمت گر مطلق … پناه بر او

  114. علی

    بعضی از نظراتی که آقای میلانی اظهار داشتند از نظر سطحی که ایشان در آن هستند صحیح است و مطلبی به گزافه در سطح خود بیان نکردن. مولانا از نظر علم فقه و سواد دینی هزاران مرتبه بالاتر از ایشان و تمامی همفکران ایشان هست و به مرتبه بعدی که شناخت از ذات حق تعالی هست دست پیدا میکنه و به عرفان و تصوف از طریق آدمی به ظاهر بی سواد بنام شمس تبریزی دست پیدا میکنه ولیکن بقول مولانا همین شمس بعدا در شعر مولانا میشه “شمس من و خدای من” و مولانا حرفی به گزافه نمیزنه اگر امثال آقای میلانی از سخنان این صوفی بزرگوار این منظور رو اشتباه برداشت می کنن پس مشکل از سطح ایشونه که به اون سطح نرسیدن که جان کلام رو در یابن.
    بهتره بجای اینکه این مطالب رو در باب تخریب عرفان و تصوف بیان کنیم توجهی به تاریخ خودمون و آنچه هنوز بهش می بالیم بکنیم آن وقت متوجه میشیم که هر دیوانی هر اثری که در تاریخ ایران جاودان مانده مربوط به افرادی نظیر مولوی،سعدی، حافظ، فردوسی، سنایی، خاقانی، خیام ، عطار، شمس تبریزی، ابوالسعید ابوالخیر و بزرگان دیگری میشه که عرفای بنام ایران بوده ان و در مقابل شما و امثال شما بعدا هیچ جایگاهی در این مرز و بوم ندارین و تاریخ شما رو به یاد نخواهد داشت.
    به قول حافظ شیرازی :
    ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست
    عرض خود می‌بری و زحمت ما می‌داری

  115. mmm

    واقعا چجوری این چرتوپرتارو گفته یعنی خودشو انقددد بالا میدونه که بخودش اجازه میده راجب همچین شخصیتای بزرگی این مزخرفاتو بگه

  116. سیامک

    می گویند برادر حاتم طایی برای اینکه نامش همچون برادرش در تاریخ ثبت شود ، به چاه زمزم ادرار کرد !!! تا اولین و آخرین نفری باشد که نامش با این گستاخی در تاریخ ثبت شده است .
    ایشان هم می خواهند با هتاکی به بزرگانی همچون حضرت مولانا خودشان را مطرح کنند و توجهی جلب کنند ولی زهی خیال باطل و سعی سخیف ….
    برای آقای میلانی صحت عقل و فهم از درگاه حضرت حق خواستارم .

  117. ناشناس

    باید عاشق بود تا ابیات مولانارو بفهمی .. از آدم های سطحی انتظار بیشتر از این هم نمی رود … آدما هایی که به جای تحقیق خواندن…. کارشون دخالت و نظر دادن…. مگر شما عالمی و دانشمند که در مورد همه چیز نظر میدی …. گذشت اون زمان که عالم واقعی تو جامعه بود از ادبیات.وتا ریاضی درک میکرد …. شماهایی که با پول ملت زندگیتون می گذرانید … با سهمیه درس میخوانید …. سربازی نمیرید …. باید هم کاری جز انتقادهای بی اساس نداشته باشید … باشد که هدایت شوید

  118. محمّد امین

    مولوی وقیحانه عمر ابن الخطاب و معاویه و عثمان و ابوبکر را مدح کرده است
    معاویه ای که طبق احادیث کتب سنّی کافر از دنیا رفته و دستور داده بود که بر روی منبرها امیرالمومنین علی ابن بیطالب سلام الله علیه را فحش بدهند و لعنت کنند
    عمر ابن الخطاب و ابوبکر و عثمان اُموی هم که معلوم است چه اشخاصی بودند
    درباره شناخت خدا که مولوی و شمس از آن دَم زده اند هم اگر گفته هایشان مطابق با خدایی که پیغمبر خدا محمّد مصطفی و امیرالمومنین علی مرتضی و اهل البیت ایشان علیهم السلام وصف کرده اند نباشد قطعاً خدایشان باطل و بافته و ساخته ی ذهن معیوبشان بوده است
    همچنان که خداوند در قرآن کریم فرموده است: سبحان الله عمّا یصفون إلاّ عبادالله المُخلصین((منزّه است خدا از آنچه وصف میکنند مگر (وصف)بندگان مُخلَص خدا))
    بندگان مُخلَص خدا طبق آیات ۳۹ و ۴۰ سوره الحجر همانهایی هستند که شیطان هیچ تسلّط و نفوذی در آنها ندارد و در واقع مُخلَصین حجّت های خدا هستند یعنی پیغمبران و ائمه هدی علیهم السلام که راهنمای خلق و معصومند و از سوی حق خدا را به درستی معرفی میکنند

    1. امیرعلی

      اگر کسی حسن فرضا موجود شخصی در مقطعی رو گفت مداح نیست، منصف است. اما مدح آن اظهار ارادت سرمستانه ای است که از مولوی در مورد مولای ما و مولایش علی می شنوی، اگر بشنوی ! :
      مسجـــــود ملايک که شد آدم، ز علي شد
      آدم چو يکي قبلـــــــــــه و مسجود علي بود

      آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
      بر کنگــــــره عرش بيفـــــــــــــــزود علي بود

      هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
      هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علي بود

      اگر بشنوی و گرنه : حدیث نو نرود در شکاف گوش کهن
      به قول روانشناسان : بسیاری اوقات حقیقت نظر ما را تغییر نمی دهد

      وگرنه به فرمایش متین حضرت علامه طباطبایی ره : هیچ دلیلی وجود نداشته که در دورانی که قدرت دست اهل سنت و جماعت بوده، اهل تصوف و عرفان بخواهند بر خلاف جهت آب، اظهار محبت به مولا علی یا تظاهر به آن کنند و سند سلسله های اساتید خود را به دروغ به مولا علی منتهی کنند که برایشان جز آزار و خطر چیزی در پی نمی داشته است

  119. احسان

    نوبَتِ کُهنه فروشان دَرگُذشت
    نوفروشانیم و این بازارِ ماست
    http://shamsrumi.com/molana/poem/ghazal/ghazal-424

  120. م

    باورم نمیشه یک روحانی اینقدر مبتلا به لفظ باشه!
    گرفتار ِ کلمات باشد و از معانی فارغ!

  121. سینا

    بهتر است جناب شیخ در وقت مطالعه و تحقیق بیغرز باشند تا شاید دریچه ای هم برای ایشان گشوده شود
    مطالعه بفرمایید لطفا :::
    سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
    تا بگویم شرح درد اشتیاق
    .
    هرکسی از ظن خود شد یار من
    از درون من نجست اسرار من
    .
    سر من از ناله من دور نیست
    لیک چشم و گوش را آن نور نیست
    .
    محرم این هوش جز بیهوش نیست
    مر زبان را مشتری جز گوش نیست
    .
    روزها گر رفت گو رو باک نیست
    تو بمان ای آنکه جز تو پاک نیست
    .
    هر که جز ماهی ز آبش سیر شد
    هرکه بی روزیست روزش دیر شد
    .
    بند بگسل باش آزاد ای پسر
    چند باشی بند سیم و بند زر
    .
    * در نیابد حال پخته هیچ خام
    پس سخن کوتاه باید والسلام

    1. مهدی

      شمااول غرض رو درست بنویس خخخ

  122. ح

    فهمش بیشترازاین نیس….

  123. ضد فلسفه

    من خودم شخصا هیچ علاقه‌ای به فلسفه ندارم، چون پیچیده است و انسان را دچار گمراهی می‌کند. قرآن خودش تمام خلقت را به زبان خیلی ساده بیان کرده و بهترین راه رسیدن به خالق، خواندن قرآن است.
    با ارزیابی‌های شخصی خودم، تا بحال هر کتاب و مسلک و شخصی از کشورهای اسلامی، چه در قدیم و چه در حال، از جانب غربی‌ها مورد توجه خاص قرار گرفته شده، بودار است و قابل تأمل. مثلا کتاب رباعیات خیام در میان اهالی صنعت فیلمسازی آمریکا از قدیم‌الایام بسیار رایج بوده و هست. همین باعث شد که من بار دیگر کتاب رباعیات خیام را بخوانم، و دیدم که اشعارش همه ختم به دنیاپرستی و … شده است. این یک نمونه است و نمونه‌های بسیار زیاد دیگری، چه در گذشته و چه در حال وجود دارد.

  124. امید

    شخصیت این جناب میلانی هم مثل شخصیت معتصب کتاب ملت عشق الیف شافاک است که در صفحه ۳۷۸ میگه مسیحیت و اسلام مثل آب و روغن هستن و نمی توانند کنار هم زندگی کنند.
    این یک تفکر غلط است که مولانا و شمس آن زمان این را رد کردند.

  125. غلام

    سلام من با گفته اریا موافقم

  126. ناشناس

    لطفا هر اراجیفی را بعنوان مقاله و بحث اینجا تایپ نکنید این شیخ شما هر وقت توان داشت یک بیت از اشعاره حضرت مولانا رو بگه یا حتی درک کنه میتونه در موردش نظر بده متاسفم برای این چرندیات که اینجا نوشتید 👎👎👎👎

  127. ناشناس

    هرکسی از ظن خود شد یار من
    از درون من نجست اسرار من
    مزخرفتر از این گفتگو جایی نخوندم تا حالا👎

  128. خاموش

    برای خودم و وطنم متاسفم که کسانی که خودشون رو عالم ب حساب میارن انقدربرداشت سطحی از چنین بزرگانی دارند
    سطحی نگری تا چه حد؟؟؟؟؟؟؟؟

  129. سعدی

    سوال از دوستان هر دوازده امان شیعیان یک کتاب در اصول فقه یا فلسفه یا کلام دارند ؟؟؟
    لطفا نقد های خالی از انصاف را تایپ نکنید
    شما اگر از تاریخ اسلام امثال مولوی حلاج بسطامی خارزمی سعدی حافظ فارابی ابن مقفع ابن رشد غزالی . شافعی ملا صدا و غیره را حط بزنید شما میمانید و یک سری راوی ….
    کشنده ترین جای داستان در این است که ما نگرش های مخالف خودمان را فقت و فقت بر حق بدانیم !!!!

  130. محمدی

    برای من یک سوال خیلی مهم به وجود اومده، اینکه مولوی و شمس و امثالهم از کجا ارتزاق میکردند؟ ثروتشون چقدر بوده؟ شغلشون دقیقاً چی بوده؟ از کجا پول در میآوردند؟ یقیناً در طول تاریخ هیچ کس به کس دیگری یک ریال هم بدون چشم داشت پول نمیده و حتماً یا چیزی میخواد یا کاری. بعدش واقعاً نماز و روزه و قضای اونها و سایر احکام که فقها میگن خیلی سخت و اگه تمام شعبات عقیدتی که در جهان اسلام بوده رو نگاه کنید آخر ماجرا به اونجا رسیدند که سَر نماز و روزه و محدودیتهای دیگه رو یه جوری هم آوردند رفته. اتفاقا اعراب بیشتر از ایرانیها شعبه زدند. اعراب رو مساوی با اسلام در نظر نگیرید. نمونه ش قرمطیان بحرینی اسحا . خلاصش اگه این احکام سخت بردارن اسلام دین قشنگیه

  131. Zoo

    این آقا اهل صورته(ظاهربین)
    اصلا تا حالا اشعار مولوی رو درست خونده؟
    هر موقع آثار مولوی رو با شرح خوند بیاد نظر بده.
    امان از وقتی که یه عده آدم سطحی نگر به جایی برسن و اظهار نظر کنن. بدا به حال اسلام با وجود چنین افرادی…

    1. پیمان

      حالا خدایی این دوستانی که دارن از این کلام دفاعیه مینویسن دارن شوخی می کنن یا جدی واقعا!!؟
      مگه داریم ، مگه میشه!؟

  132. ناشناس

    ما زبان را ننگریم و قال را
    ما درون را بنگریم و حال را
    موسیاآدابدانان دیگرند
    سوخته جان وروانان دیگرند

    نمیدونم بعضی ازآقایون درمورد خودشون چه فکری میکنند یا چجوری اصلا به خودشون اجازه میدن که همچنین حرف های مزخرفی درباره دیگران بزنند ،عشق مولوی وشمس عشق خداییست نه هوسرانی وشهوت طلبی.
    واما درباره چیزی که گفتین درخانقاه لواط صورت میگرفته باید بگم …
    مگه خدادرقرآن نمیفرماید که وای بر منافقان پس چرا مثلا به قول خودتون حجت الاسلامی مثل شما باید بیاد بگه که سنی فلان ،شیعه فلان پس شماباید اول خودتونو درست کنید البته اگه گوش شنوایی هم وجود داشته باشه پس به جای اینکه به فکر انتقاد دیگران باشیدخودتونو درست کنیدالبته برای شما که چیزی متوجه نیستید هر حرفی اضافیه
    براتون متاسفم

  133. ناشناس

    باسلام.
    آقای میلانی پس دیگه حرفی نمیمونه شما برگرد همون کشور خودت .به عقیده شخصی بنده باید یه جنگ راه بیفته تا مولوی را از قونیه بیاریم بهشت زهرا قسمت ……

  134. عارف

    امام خمینی ره می‌فرماید: «کثیرى از ناس شعر مثنوى را جبر مى‏ دانند و حال آنکه مخالف با جبر است و علت آن این است که آقایان معناى جبر را نمى‏دانند. و چنانکه مرحوم حاجى (مراد امام، حکیم حاج ملا هادی سبزواری است) نیز در شرح خود بر مثنوى نتوانسته در شرح و تفسیر، مرام مولوى را برساند؛ زیرا حکیمى قول عارفى را بیان نموده بدون اینکه حظ وافر از قریحه عرفانى داشته باشد و بلاتشبیه مثل این است که ملحدى، مرام نبى مرسلى را شرح کرده باشد. بیان مرام شخصى قریب الافق بودن با اعتقاد او را لازم دارد، براى شرح قول عارف رومى، مردى صوفى که یک نحوه کشف ذوقى داشته باشد لازم است که آن هم نه با نثر بلکه با نظمى که از روى ذوق عرفانى برخاسته باشد مانند نسیمى که از سطح آبى برمى‏ خیزد، به شرح آن بپردازد.» (تقریرات فلسفی، ج۲، ص۱۹۸)

  135. شهریار

    سلام.
    ابتدا فهم باید کردن سپس انکار.
    اگر بابی بر شما بسته بوده منکر حقیقت آن نشوید. هر علم اهل خود را دارد .

  136. محمد رضا

    جالبه که در طول تاریخ کسانی که از راه شریعت امرار معاش می‌کنند همه به یک صورت با عاشقان مرتضی علی ومروجین اسلام واقعی همه به یک صورت برخورد می‌کنند اینها اوباشی هستند که برای از بین بردن اسلام استخدام شدند با لباس دروغین روحانیت که طراح آن کشور انگلستان بود شما حتی حق نداری اسم این بزرگان رو بر زبان بیاری چه برسه به این که بخای اونهارو نقد کنی ولی خدایی از اعتماد به نفس وپر رویی استادی افررررین

  137. اللهویردی

    این جور ادم ها سطحی بین هستند ومنشا مصیبت دردین اینها هزار سال هم عمر کنند وتحقیق هرگز به باطن دین ویا عرفان نخواهند رسید گر چه در سطح خیلی فعال وسر زبانند ولی عمق ندارندخدای بیامرزد علامه جعفری هم از قماش بودند این ادم هم نقد وارونه ای بر اثار کریشنا مورتی داشتند ولی من به اینها میگم عرفان یعنی شناخت خود اگه بتونی خودت رابشناسی میتونی مولوی وعرفا را بشناسی و از دین هم سردراوری

  138. مولانا

    کافر همه را …………..

  139. ناشناس

    این نشون میده شمام مثل بقیه اخوندا ن چیزی میبینی ن چیزی میفهمی

  140. ما

    مشخصه هیچ هیچ نمیفهمین

  141. خاک کف پای نعلین قنبر ، غلام علی

    خوب گوش کن
    از خودم والله نمیگم
    از یک مرد خدا و ولی خدا میدونم که میگم (شرمندم که نمیتونم از ایشان بگم البته ناشناسه)

    مولوی از شیعیان خاص امیرالمؤمنین بوده
    آقای قاضی ره هم به همین معتقد بوده

    مولوی در ابتدا از ابوبکر و عمر و عثمان تعریف (نه تعریف آنچنانی ) کرده و سپس در دفتر بعدی اومده خیلی لطیف از فضایل مولا گفته که یعنی یک مشت آب در برابر دریا
    پوچه …

    تعریف اول به خاطر کشاندن طرف مخالف به سمت خودشه
    و تعریف دوم به خاطر گفتن حقه (اونم تو اون زمان که همه سنی بودن)

    هر کسی برداشت خودشو از مثنوی کرده …
    مگه خودش نگفت ” هر کسی از ظن خود شد یار من “

  142. matilda

    یکی از حکایاتی که حضرت شمس فرمودن:
    روزی شاگردی با عجله به محضر استادی رفت و گفت استاد عده ای در کوچه با مجمع هایی بر سر می روند! استاد فرمود: به من چه مربوط؟ شاگرد گفت: آخه استاد اونها به خانه شما می روند؟ باز هم استاد گفت: به تو چه مربوط!!!
    یکی نیست بگه چه اصراری دارید که کسی رو نقد کنید یا اثبات کنید؟ اونم کسی که هفتصد سال پیش رخت ازین دنیا بربسته!
    بقول یکی از روحانیون مگه خدا شمارو مامور کرده که مردم رو به راه راست هدایت کنید؟ یکی نیست بگه چرا سر در گریبان خودتون نمیکنید و به اعمال خودتون نمی اندیشید؟ گیرم که شمس و مولانا کافر، شما چه اصراری دارید که ما به راه کج نریم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    نکنه شما قرار جور کش ما در اون دنیا باشید که از اعمال و افکار ما می ترسید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ای کاش قبل ازینکه حرفی بزنید قدری بیندیشید! عواقب کلمات و بار معنایشون خلاصه یه روزی گریبانتون رو می گیره!

    1. احمد

      واقعا مولوی و شمس رو منحرف می دونن این آقایون
      واقعا نمی فهمند منظور این ها چی بوده از این اشعار
      یعنی مثلا اگر مولوی یا حافظ گفته شراب و می یعنی منحرف بوده
      جای تاسف داره

  143. matilda

    گر پدر تو فاضل، از فضل پدر تو را چه حاصل
    ما ایرانی ها بدفرهنگیم چه ربطی داره که اسلام بده

  144. امید اذر

    سلام فقط در یک موضوع نظرتان را رد میکنم جناب میلانی وهمان نماز وروزه بله مولانا درست میگوید نماز وروزه تمرینی برای اطاعت خدا ودوری از شیطان است برای منحرفانی چون شما تا شاید به یاد خدا باشید والا مولوی غرق عشق خداوند شده بوده واین دوران را تا پنجاه سالگی انجام داده بود ومجذوب عشق خداوند بوده است . ان النسان لکنود.ان النسان کفور.

  145. حاج قاسم

    این نوشته نظرات یه فاشیست در مورد سلطان عشق بود. به نظرم این بابا تو لفظ و کلام و توجیه و تفسیر گیر کرده باید مثل مولانا بلند شه دو تا چرخ بزنه بین مردم بگرده درد مردم رو ببینه دست خیر داشته باشه ….. اونوقت به شور و حال برسه یاد بگیره با مکانیزم های دیگه ای خدا رو جستج کنه و مفاهیم و عمق بیشتری برای خودش استخراج کنه مولانا هم راه کارهای خودش را پیش رو میگذارد که تا امروز هم پیرو و رهرو دارد خیلی های دیگر هم طرق متفاوتی پیشنهاد داده اند نهایتا همه ی این ها در راستای خداجویی ست و تلاش نوع انسان برای فهم حقیقی خداست که طبعا خارج از این مقالات و قیل و قال های سخیف و مضحکه

  146. سید

    به نام خدای حکیم که او خود حکیم است وحکمت را دوست دارد .عقل را خدا آفرید وبر آن قسم خورد .عقل از ابزار فلسفه است پس هیچگاه نباید تعطیل شود.دهن کجی به فلسفه یعنی انکار و مردود شمردن عقل .تعطیل کردن فلسفه یعنی مجوز ورود خرافات در دین.تعطیل کردن فلسفه یعنی ظهور دوباره خوارج .یعنی ظهور وهابیت یعنی بوجود آمدن بهائیت تعطیل کردن فلسفه یعنی پیدایش داعش .دهن کجی به فلسفه اهانت به شعور علمای زحمتکش شیعه در گذشته وحال است .بزرگترین حکمای ما شیعیان در اصل خود امامان معصوم ورسول اکرم ( ص )بوده اند که دین و زندگی و راه رسیدن به سعادت را با بهترین استدلال وبرهان وفلسفه برای مردم بیان میفرمودند. پس هیچگاه فلسفه تعطیل نشده ونخواهدشد. /درود به روح و روان علامه طباطبایی و ملاصدرا که خیلی خون دل خوردند ازدست متحجران زمان خود تا از حیثیت فلسفه دفاع کردند وخود نیزقله های عرفان وفلسفه را فتح کردند به کوری چشم دشمنان دین وعقل./

  147. علی

    یکی از کسانی که اخیرا با تقطیع مطالب و نوشته های علماء و عدم علم و آگاهی به مبانی علمی آنها، سد سبیل مومنین کرده است، شخصی است به نام شیخ حسن میلانی. وی و اطرافیانش نه فقط با تقطیع مطالب، بلکه با تهمت ها و دروغ ها و هوچی گری های فراوان نسبت به ساحت مقدس علماء و مراجع، سعی درمطرح کردن خود و تخریب علمای واقعی و معارف حقه ی الهی دارند. از جمله علمایی که مورد حمله این شخص قرار گرفته است، مرحوم آیت الله میرزا مهدی اصفهانی رحمه الله علیه  و شاگردان بزرگوار ایشان هستند. مرحوم میرزا مهدی اصفهانی شخصی است که عظمت علمی ایشان برای عموم علماء و فقهاء و برای آشنایان با معارف قرآن و عترت، قابل انکار نیست. ولی حالا افرادی کم اطلاع و سودجو برای مقاصد شوم خود دست به تخریب شخصیت والای این عالم ربانی زده اند و ایشان را به دروغ قائل به اقوال فلاسفه و عرفا، و با کمال بی شرمی قائل به وحدت وجود و موجود معرفی می کنند که البته برای کسانی که اندک اطلاعی داشته باشند بطلان این نسبتها از اوضح واضحات است.

    لذا من باب وظیفه، و تا آن مقدار که خداوند متعال توفیق عنایت فرماید و امام عصر علیه السلام یاری نمایند، سعی داریم جهت رفع تهمت نااهلان و جاهلان از مقام شامخ بزرگان، مطالبی را در چند بخش خدمت طالبان حقیقت عرض کنیم.

  148. رضا

    بزرگش نخوانند اهل خرد
    که نام بزرگان به زشتی برد

  149. ارمان

    والا به قول موسي صدر هر درختي رو بايد از ميوه ش شناخت شما و همقطاران فقيه و شريعتمدارتون…مثل طوفاني خشك و سوزان به جون اين مملكت افتادين و به هر چيز مادي و معنوي ميوزيد، مسوزونيد و كوير و بايرش مي كنيد… همين ذره اي هم كه از اسلام باقي مونده مديون بزرگان عرفان هستيد…

  150. علی

    و چه زیباست دیدن‌ترس شما آقاخونده ها😁

  151. راشد

    مگه در زمان پیامبر شیعه وسنی بوده است پس چرا علی ویارانش بحث شیعه را جلو کشیدند مگه بعد از پیامبر نباید به سنت او وقران وعقل واجماع پیروی کنند چرا به سنت اعتقاد ندارند شیعه جز منابع چهار گانه نیست ولی سنت پیامبر هست در ثانی مولوی وشمس را باید فیلسوفان وعرفا تجزیه تحلیل کنند نه هر اخوند حوزه ای که کتابی از کسی خوانده بی شک اینها معنی عرفانی بیشتر شعر مولوی را درک نمی کنند ومعنای ظاهری را می بینند

    1. انسان

      دوست من، علی و یارانش بحثی بجز گفته پیامبر (ع) را پیش نکشیدند که به قول مولانا :
      گفت هر کس را منم مولی و دوست / ابن عم من، علی مولای اوست , و گمان نمی کنم این گونه تعبیر شما درباره مولی علی با این سفارش پیامبر سازگار باشد. باز به قول مولوی درباره مولی علی : آن که نفسش را بدین سان پی کند / حرص میری و خلافت کی کند ؟!

  152. محسن

    بنده یقینا مطمئنم که ایشان و تقریبا همه همفکران ایشان حتی برای یک بار هم که شده مثنوی و دیوان شمس را کامل نخوانده اند و به صورت تقلیدی و نه تحقیقی این حرف ها را مطرح نموده اند. بنده حتی مطمئنم که ایشان مباحث مورد قبول خودش را هم درست نخوانده و نفهمیده است.

  153. زن ناشناس

    سلام…در روان شناسی مبحث بسیار مهمی با عنوان فرافکنی داریم.
    منطبق با این بحث
    عملی را که یک فرد به شدت به آن راغب ولی به دلایلی از جمله بسته بودن فضا و…به همان شدت در وجود خود سرکوب می کند، به سایه آن فرد تبدیل می شود. این سایه با المان هایی چون تعصب، کینه،حسادت، نفرت و تهمت و افترا نسبت به آن موضوع خود را بروز می دهد.

    این بزرگوار هم گویا دوران کودکی،نوجوانی و جوانی دشواری را پشت سر گذاشته اند…!
    برای تمام بیماران به ویژه بیماران روحی دعا کنیم…

  154. ملیکا

    خجالت بکشید مولانا کسی نیست که از هر … راجع بهش نظر بپرسین. مولانا خدای شعر های عارفانست و یک اسطوره ایرانی مثل فردوسی سعدی و حافظ امثال شما رو چه به انتقاد از مولانا

  155. سعید

    جهت فصل الختام این بحث چند نکته قابل تأمل است
    ۱- آنچه باعث ماندگار شدن تألیفات و اشعار مولوی و حتی سایر شعرای بنام ایران بوده است مفاهیم ارزنده ان است فارغ از عقاید و اعمال و حتی تقید شاعر به رعایت حدود شرع . ادمیست و حامل دو نفس متضاد که غیر از معصوم متمایل به این دو ضد . هر که متعبد تر نزدیک تر به نیرو و نهایت نزدیکتر به نفس مطمئنه و تراوشات عقلی ایشان جدا از اعمال و کردار ایشان است زیرا بهره و حظی که ما میبریم از تراوشات عقلی مولوی است نه با خود مولوی . ازاینکه او را تا حد خداوندگار بالابریم عین افراط و اینکه او به حد الحاد رسانیم عین تفریط . او هم مانند تمامی بنده های غیر معصوم در معرض خطا بوده است . و قضاوت اعمال و کردارش با خدای منان . اما در سفره ای که در معرفت گشوده است ما جیره خوار بوده و هستیم . زیرا در تمامی اعصار این شعرا بودند که با حضور شان بواسطه در اختیار داشتن اثارشان مفاهیم اجتماعی و فرهنگی نقش معلمی بالقوه را داشتند . گر چه اگر معلم هم دیکته بنویسد ندرتا بیست میگیرد اما شأن معلمی هرگز از او ستانده نمیشود . در مثنوی مولوی بیش از صدها مفاهیم قرانی را با تمثیل ساده و سهل برای عموم به شیوایی نگاشته است . و مهربانی و رحمت خداوند جرم و اشتباهش به مدح دشمنان شیعی را به مدح علی و حسین ببخشاییم . ومطمئنا رسای مدح علی و حسین بسیار والاتر و بالاتر از مدح دشمنان است
    بکش شمشیر و ملک عشق بستان که ملک عشق ملک پایدار است
    حسین کربلایی آب بگذار که آب امروز تیغ آبدار است
    و از این موارد کم نیست .
    خاصه از شعرا که بگذریم در فقها نیز اختلافات داریم از فعل تا فکر بزرگترین اندیشمندان دینی که آثارشان در حال حاضر هنوز مرجع است و بعضی از انها ملقب به شیخ الفقها نیز بودند در عصر و زمانه خود در عمل کمیتشان لنگ بود. سخن نور است و فارغ از حلقوم
    و بقول جامی
    سخن از کاف و نون دم بر قلم زد قلم بر صفحه معنی رغم زد
    چون سخن ناب نورانیت است هر از گاهی تاب مستوری ندارد و از به فرمان قلمی اظهار وجود میکند حال قلم چه رنگی باشد و در دست که اهمیت چندانی ندارد گاه از قول مولوی و گاه از حلقوم علامه طباطبایی و حتی امام راحل

  156. امير

    واقعا متاسفم شماها با اين افكارتون باعث شديد دشمنان بيان بگن پس حضرت علي (ع) و مالك اشتر هم منحرف بودند .

  157. ناشناس

    کار مردان روشنی و گرمی است
    کار دونان حیله و بی‌شرمی است

  158. ناشناس

    بزرگش نخوانند اهل خرد
    که نام بزرگان به زشتی برد

  159. نسرین

    امام خمینی (س) عبارتی درباره مثنوی دارد که بسیار عجیب است. من از کسانی که مخالفت‌هایی می‌کنند می‌خواهم درباره حرف این مرد بزرگ بیاندیشند.

    امام می‌فرماید: «کثیرى از ناس شعر مثنوى را جبر مى‏ دانند و حال آنکه مخالف با جبر است و علت آن این است که آقایان معناى جبر را نمى‏دانند. و چنانکه مرحوم حاجى (مراد امام، حکیم حاج ملا هادی سبزواری است) نیز در شرح خود بر مثنوى نتوانسته در شرح و تفسیر، مرام مولوى را برساند؛ زیرا حکیمى قول عارفى را بیان نموده بدون اینکه حظ وافر از قریحه عرفانى داشته باشد و بلاتشبیه مثل این است که ملحدى، مرام نبى مرسلى را شرح کرده باشد. بیان مرام شخصى قریب الافق بودن با اعتقاد او را لازم دارد، براى شرح قول عارف رومى، مردى صوفى که یک نحوه کشف ذوقى داشته باشد لازم است که آن هم نه با نثر بلکه با نظمى که از روى ذوق عرفانى برخاسته باشد مانند نسیمى که از سطح آبى برمى‏ خیزد، به شرح آن بپردازد.» (تقریرات فلسفی، ج۲، ص۱۹۸)

    به هر حال مولوی و امثال مولوی آدم‌های بزرگی بوده‌اند و نمی‌شود درباره آنها و آراء آنها به راحتی اظهار نظر کرد، عجولانه سخن گفت و سبکسرانه قضاوت کرد.

  160. رضا.س

    هرکسی از ظن خود شد یار من
    از درون من نجست اسرار من…
    این پاسخ به آقای میلانی به اندازه کل مصاحبه ایشان صحبت و حرف دارد!!!

  161. ناشناس

    چرا وقتی به آیه اله خمینی میرسید انگار وحی منزل باشد کلمه حضرت امام میگوئید؟ واقعا این بدعت و حداقل طعنه و تحقیر شان ائمه معصومین که هماره آیشان را حضرت امام خطاب میشده اند نیست؟ کمی عمیق باشیم اگر طالب تفکریم.

    1. ناشناس

      پس دیگر نگوییم امام جماعت چون از شان ائمه کم میشود.!آقا کجای کاری؟شما هنوز در کلمه امام مانده اید .امام امام بود و امام خواهد ماند و اکنون امام خامنه ای پرچمدار اسلام است.

  162. اکبری

    امثال این فرد که شخصیتی مثل مولانا رو فاسد میدونه بوده حتما نقصی در وجود خودش دیده یا نتونسته عرفان رو درک کنه چنین کلامی میگه .

  163. مجید

    آقای میلانی، من به حیث انسانیکه اتا خود را هم جمع دیگران مانده و بیطرفانه از بالا تماشا میکنم میبینم که شما چقدر عقیده متعصب و مضر دارید،
    اصلا دین شما دین غلط است اگر هر نامی داشته باشد ، لطفا تیکه دار اسلام و مدافع مسلمان خود را جلوه ندهید !
    اصلا تاریخی رو که شما یاد آوری میکنید غلط هست چون تاریخ و عقیده شما انسان گرایانه نیست ، کمی تعقل کنید میدانید که شما ناخود آگاه گروهی خود را جلوه میدهید…

  164. ناشناس

    آقای میلانی شما در واقع با این مطالب میخواهید حضرت امام را نقد کنید اما چون حضرت امام از علمای با سواد حوزه بودن هیچکس جرات نمیکرد در مورد نظرات ایشان بحثی داشته باشند اما الان به راحتی شعر و عرفان و فلسفه را زیر سوال میبرید و میگویید فقط قران و سنت .اتفاقا عرفان اهل بیتی یا همان عرفان اسلامی یا همان معرفت اسلامی هم همین را میگوید اما شماها سوادش را ندارید .لطفا زبان سعر و عرفان و فلسفه را بیاموزید بعدا ادله بیاورید.من از کلیات مباحث شما اعتقادات شیعیان انگلیسی در ذهنم زنده شد که در مباحثشان بسیار نزدیک به شما بحث میکنند و ادله می آورند .

  165. شمس

    ننگ بر تو و دیگر هیچ…..

  166. آرش

    در نیابد حال پخته هیچ خام
    پس سخن کوتاه باید والسلام.

  167. زهرا

    سلام
    فهم افکار عرفایی چون ابن عربی و مولوی کار هر کسی نیست همین جماعت حضرت خمینی بزرگ را متهم به کفر میکردند چون فلسفه میگفت و نجس میخواندند و از ترس همین جماعت علامه پنهانی فلسفه میگفت و میگویند تفسیرهای عرفانی اش از قرآن را به دور ریخت . لاکن باید گفت لایکلف الله نفسا الا وسعها و گذشت.
    خداوند خودش عرفان ناب اسلامی را برجانمان بنوشاند.

  168. محمد

    به نظر من مشکل جناب آقای میلانی فقط با چندواحد ادبیات فارسی گذراندن کاملا حل می شود

  169. جبار گرامي

    جام بلوريست پر ز شهد و عسل ترش دهنان را بر ان راهي نيست وان مولاناست

  170. رامینال

    واقعا متاسفم برای افکار پوسیده تون جناب .مثنوی درک و شعور میخواد.فهم عرفانی میخواد در واقع انسانیت میخواد تا به عمق کلام مولوی پی برد چیزی که خیلیا ندارن متاسفانه.درک مثنوی شعور میخواد برادر من چیزی که متاسفانه اونم خیلیا ندارن.بن بست ذهنتون خیلی متروک و تاریک و بد بوست.عمر بگذشت به بی حاصلی و بی خبری….

    1. ناشناس

      ایرادی به آقای میلانی گرفتی که ظاهرا خودت هم گرفتارشی(ذهن متروک و تاریک و بدبو)نذار عمر به بی حاصلی بگذره

  171. رامینال

    از خدا جوییم توفیق ادب/بی ادب محروم ماند از لطف رب/بی ادب تنها نه خود را داشت بد/بلکه آتش در همه آفاق زد

  172. ناشناس

    درود بر حضرت عشق،مولانای جان،مولوی شریف و بزرگوار😍

  173. ناشناس

    درود بر حضرت عشق،مولانای جان،مولوی شریف و بزرگوار

  174. حسين

    متاسفم براي جهل شما اقاي روحاني نما

  175. ناشناس

    یکی از حرفایی که شمس به یکی از مریدای مولانا زد این بود که اگر دست من بود بهشت و جهنم رو نابود میکردم تا مردم فقط عاشق خدا بشوند..ولی مثل اینکه فراموش کرده است که در طول زندگی همه جا و همه کس رو به عشق به خداوند دعوت میکرده..کسی که عاشق است باید معشوق را بپذیرد!!!!!!!!!!!!!!!!!
    مردم در پی این هستند که عاشق خداوند باشند و به او برسند و تا جایی ک مشخص است این است که مولانا شیعه بوده و تقیه میکرده است ( طبق نظر عده ای از مردم و حتی اهل تصوف)
    ولی مثل اینکه فراموش میکنند مردم سخنان خدا و پیامبر را
    نی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما
    مگر غیر از این است که خود خداوند راه رسیدن به خدا را اهل بیت و قران میدانند؟؟
    شمس کسی که یک انسان معمولی است و جناب مولانا که علم زیادی دارند و یک انسان معمولی هستند!!!!! چگونه میتوانند با وجود گناهانی ک داشتند به عالم های دیگر سفر کنند؟؟این با منطق و عقاید شیعه سازگار است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    اگر سفر کردند پس ان عالم الهی نبوده!!!!!!!!!!
    کجای دین شیعه فرموده اسست در کدام منبع و سندی حضرت محمد فرموده است برای رسیدن به خداوند دور خود بچرخید و ۴۰ روز چله نشینی کنید؟؟در کدام یک از منبع شیعه ما چله نشینی دیده ایم؟؟؟؟
    چیزی به اسم چله نشینی در کدام سند معتبر که شیعه قبول دارد امده؟؟
    کلا اخر: عشق به خدا میخواهید؟پیرو دین هستید
    به سخن خداوند مراجعه کنید
    و از شعرای زیبای جناب مولانا تنها لذت ببرید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    1. امیرعلی

      ۱- شما اول اثبات بفرما که هر چه پیشوایان دین گفته اند ، به ما رسیده، بعد بگو کجا در دین گفته شده فلان ؟
      ۲- در دین کجا گفته شده سوار اتومبیل شو ! ؟ شما سوار نمی شوی؟!
      ۳- در دین شما احیانا آمده که به عقل، علم و آگاهی و یافته ی خودت پایبند باش یا نه؟ اگر آتش می سوزاند، نیازی به گفتن دست نزن، نیست و اگر عشق رشد می دهد، نگفته هم معلوم است که: عاشق باش
      ۴- در قرآن شما هم (مثل ما) احیانا آمده است که : ان الله لا ینظر الی صورکم، بل ینظر الی قلوبکم: خدا به ظاهرهای شما نمی نگرد، بلکه به دلهای شما نگاه می کند. شما چه؟ به کدام نگاه می کنی ؟
      ۵- پس به قول مولانا : لنگ و لوک و خفته شکل و بی ادب / سوی او می غیژ و او را می طلب : (یعنی حتا اینطوری هم که شده او را بطلب؛ نه اینکه حتما به این شکل او را بطلب ؛ لطفا تهمت جدیدی به او نزنید ! : سخن شناس نیی، جان من خطا اینجاست )

  176. بنده ی خدا

    خدا همه رو هدایت کنه واقعا تو این دوره زمونه آدم نمیدونه چی درسته چی نه از پنجم دبستان تا الان داشتن شعر زیبای مولانا به ما یاد میدادن و به عنوان یه عارف و با خدا معرفی کردنش بعد این آقا اومده و اینارو میگه یعنی انگار واسه هر خوبی تو دنیا باید یک ضدی وجود داشته باشه در چند سال آینده اینا وجود خدارو هم با آیه های قران و تفسیر های خودشون نقض میکنند
    به قول حضرت مولانا
    درنیابد حال پخته هیچ خام پس سخن کوتاه باید والسلام …

  177. خموش غ

    ما جامعه ای هستیم هرچه خوب است را پنهان میکنیم آقای میلانی که استاد حسن زاده املی را هم قبول ندارند
    در حالی که هرچی خوبه رو پنهون کردیم تا بحال دیدید استاد حسن زاده املی رادر رسانه ها نشان دهند یا آنقدر مردم بشناسند .از بزرگی این استاد کمتر کسی چیزی میداند
    الان مردم ما چقدر استاد حسن زاده املی رو میشناسند؟؟
    در حالی که کل رسانها پر شده از سخنان بیهوده شما!!
    حضرت مولانا الگو بسیاری از زندگیهاست،نمیتوان کلامی از حضرت مولانا را توجه کرد کسی به درکی از خدا رسیده که در توان من یا آقای میلانی نیست بخواهیم اظهار نظر کنیم
    چه برسد بدگویی
    لواط واقعا واقعا متاسفم برای فکر کوته فکران…
    دانش ندارید اندیشه که هست اندکی فکر….
    نماز را با مهر میخوانیم آیا مهر را میپرستیم؟
    به زیارت آقا امام رضا میرویم به بارگاهش سجده میکنیم ایا آقا امام رضا را خدای خود میدانیم؟
    هر چیز و هر کس را به خدا راهی است….زلیخا را یوسفی !!
    مولانا را شمسی!!
    کمی فکر….
    من کل مسیرم آرامشم وخدایم عشقیست که در کنج عشق مولانا به شمس وجود دارد….
    نمیتوان وجود انسانها را دید کسی چه میداند مولانا در شمس چه دید که اینگونه عاشق شد….

    زاهد بودم ترانه گویم کردی

    سر فتنهٔ بزم و باده‌جویم کردی

    سجاده‌نشین با وقاری بودم

    بازیچهٔ کودکان کویم کردی

    خیلی از این عشق ها الان هم وجود دارند ولی بخاطر برداشت نابجای کسانی مثل اقای میلانی “خموش”مانده اند
    به امید روزی که شمسی بیاید و مولانای درونمان نمایان شود

  178. آناهیتا

    متاسفم برای وجود آدمهایی چون شما.که حتی نمیدونید شمس و مولانا کی هستن.تمام دنیا اشعار مولانا رو میخونن و لذت میبرن و ما ایرانیا اصلا نمیدونیم مولانا کیبود و چی گفت.
    به قول حضرت عشق مولانای جان: تن ز جان و جان ز تن مستورنیست: لیک کس را دید جان دستورنیست.
    بله هرکس رادید جاندستورنیست بهتره برید و بدون تعصب کورکورانه مطالعه کنید.

  179. هادی

    سر نخ هایی که جناب میلانی در خصوص انحرافات فکری و عقیدتی مولانا و شمس دادند بسیار قابل مطالعه است و به نظر میاد اشخاصی همانند مولانا را باید دوباره از نو شناخت. و این مهم برای متعصبها کاری بسیار سخت و شاید محال خواهد بود. و نتیجتا باورهای اعتقادی بسیاری را که از مولوی الهام گرفته اتد را در هم خواهد شکست.

    1. خموش

      بشین برادر

  180. بز بز قندی

    سخنان آقای میلانی استدلال محکم ومنطق استوار داشت لاجرم باید پذیرفت. .اما تعجب اینجاست که همکاری وگرفتن حقوق از مخالفان عقاید خودشان نشانه این نیست که چندان هم پایبند این تفکرات نیستند؟ شما که مبنای دین را بدرستی قرآن واحادیث میدانید چرا با پیروان عقاید اخوانی یار هستید ؟ احادیث عدم تشکیل حکومت را قلم گرفته اید؟

  181. مولانای جااااااان

    تاسف برای جاهلانی که حتی یک روز درباره حضرت مولانا یا شمس تبریزی بزرگ تحقیق نکردند و افکار و عقاید فاسد خودشون رو با زور به خورد مردم میدن

  182. حمید

    با درود ب همه
    مولانا ب مقام وحدانیت رسیده بوده
    که درک این مقام از علم و دانش ما و اون مخالفان نادان مولانا واقعا بیرون هست .فقط باید بشنویم نی از چون حکایت میکند ….

  183. Babak penhan

    اخه این اخوند محترم چی میدونه از شعر چی میدونه از عرفان این فقط یاد گرفته سفسطه و مغلطه بکنه،به این یاد دادن بیاد تو جامعه نور زندگی رو تو قلب مردم خاموش کنه به جاش چند تا اسم از چند تا مجسمه بکنه تو مخ مردم.
    مرد حسابی این چه مطلبیه اخه؟؟؟؟شمس و مولانا دنبال نور خدا بودند،مثل این متعصبای نفهم نبودن که خداوند هرچی رو به ما توصیه کرده اونا هم درست مثل اون عمل میکردند بزرگترینش مهربانی و بخشش بوده اونا از یک روح توی چندین بدن حرف میزدن شما که قلبتون سنگ پس درک نمیکنید.بعدشم اصلا این اخوند محترم مگه خدا هستن که بگن کی بخشوده میشه کی نه؟؟؟خداوند رحمااااااااان،با حرف هیچ اخوند یا کشیش کاری نداره ای کاش روزی برسه که همه ما از نوری که خدا برای پیدا کردن مسیر تو قلبمون جا داده استفاده کنیم،نه حرف مردم نفهم.
    ما انسانیم،ما علم‌یم،عرفانیم/جهان ذره ای از ماست و ما ذره‌ی جهانیم.

  184. فقط حیدر امیرالمومنین است

    نظرات ایشون به کلی رد هستش. چون…
    ایشون استناد به اقای حسن زاده املی میکنن که خود این اقا به کلی مردود هستن چرا؟؟
    چون در یکی از کتابهای اقای حسن زاده املی اومده که در قعر جهنم گیاهی روییده میشه به اسم….
    این در حالیه که خود شخص حضرت رسول میفرمایند که ه کسی عقیده داشته باشه که در جهنم گیاه روییده میشه احمق هست و دوری کنید از این ادم…
    از طرفی دیگه ایشون اشعار مولانا رو اونجوری که دلشون میخواد تفسیر و معنی میکنن که این هم نامردی و هم دروغ هست.
    به خرد خودتون رجوع کنید خواهشن…

  185. سعيد

    . «یک بخش مهمی از شعر آئینی ما میتواند متوجه مسائل عرفانی و معنوی بشود. و این هم یک دریای عظیمی است. شعر مولوی را شما ببینید. اگر فرض کنید کسی به دیوان شمس به خاطر زبان مخصوص و حالت مخصوصش دسترسی نداشته باشد که خیلی از ماها دسترسی نداریم و اگر آن را کسی یک قدری دوردست بداند، مثنوی، مثنوی؛ که خودش میگوید: و هو اصول اصول اصول الدین. واقعاً اعتقاد من هم همین است. یک وقتی مرحوم آقای مطهری از من پرسیدند نظر شما راجع به مثنوی چیست، همین را گفتم. گفتم به نظر من مثنوی همین است که خودش گفته: و هو اصول … . ایشان گفت کاملاً درست است، من هم عقیده‌ام همین است. البته در مورد حافظ یک مقدار با هم اختلاف عقیده داشتیم…
    ((نظر رهبري در رابطه با مولانا))
    ديدار با شاعران در رمضان ۱۳۸۷/۰۶/۲۵

  186. یاس

    شما ها ک ادعای اسلام می کنید نمیدونم چرا تعصب دینی تون فقط برای چند نفر خاصه چرا نمی خواید به همه انسانها احترام بزارید؟ حتما باید همه رو تخریب کنید تا ثابت کنید شماها خوبید فقط؟ هر روز دارید منفور تر جلوه می دید خودتونو. والا اسلام اومد شمارو از جهل در بیاره ولی شما فقط اسلامو ابزار کردین برا فر مانروایی

  187. ساده

    بگذارید که از میکده یادی بکنم / من که با دست بت میکده بیدار شدم.امام خمینی

  188. ایرانی

    یک دعوایی ازقدیم بین فقها ویااهل ظاهر وقشریون بوده ومتاسفانه الان هم موجوداست مولوی هم گوید: مازقرآن مغز رابرداشتیم مابقی راپیش خربگذاشتیم ! این آشیخ راچه به فهم باطن دین! خرچه داند قیمت نقل ونبات! البته مولوی هم بت نبوده! ولی توهین به چنین مقامی ازبیسوادیست!

    1. ناشناس

      فهم دین نزد جناب عالی یعنی خر دانستن دیگران!ایول به دینت!!

      1. انسان

        تعبیر خر در قرآن کریم هم برای برخی که اتفاقا علمای اهل ظاهر بودند به کار رفته است : مثال آنان که تورات را حمل کردند ولی بعد آن را حمل ( و دنبال نکردند) ، مانند خری است که اسفاری (جزء هایی از کتاب مقدس ) را حمل می کتد

  189. هدایتی

    دم به دم بر همه دم
    بر گل رخسار محمد ص
    اخرین شاه ولایت صلوات
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

    خدا عاقبت هممونو ختم بخیر کنه
    ….
    در جایگاهی نیستم که کسی رو توصیه کنم
    اما اول شکر گزاری از خداوند
    و قرآن و اهل بیت علیهم السلام
    تنها وسیله ی عاقبت بخیری
    از پدر مادرهامون غافل نشیم
    دستگیری از محرومان در حد توانمون

    ما فرزندان خاک پاک ایرانیم
    شیعه و سنی یکپارچه و متحد زیر پرچم سه رنگ ایرانیم
    ما یه مشت سربازیم …سربازای زیر پرچمیم
    یاعلی

  190. سارا

    چه قشنگ همه رو بردی زیر سؤال میلانی جان!

    1. امیرعلی

      زیر سئوال ؟! یریدون لیفئو نور الله بافواههم و الله متم نوره :
      چراغی را که ایزد برفروزد / هر آن کس پف کند ریشش بسوزد (مولانا)
      از درمها نام شاهان برکنند / نام احمد بر درمها می زنند ( و نام احمدیان/ محمدیان بویژه خوانسار فخر محمدی، جلال الدین محمد مولوی) : مولانا

  191. گمراه

    گلاویز شدن با حق جهت اثبات حق ، ثبب خنده حق میشود .
    جناب علامه از درک ضعیف ما اینگونه حاصل شد اگر فلاسفه عرفا و… به حق نرسیدند شما هم بنا به هر نوع برداشت سطحی وعمقی از آیات وروایات به شناخت چه در لغت وچه در اصطلاح حتی نزدیک هم نشدید شاید هم هرچه بیشتر سایتون روی سر ما باشه خدایی نکرده روز به روز دور تر هم بشید.
    یک انسان گمراه دراین باره میفرماید:
    این مدعیان در طلبش بی خبرانند
    کان را که خبر شد خبری باز نیامد
    که البته روی سخن این شعر با انسان های نادانی مثل ماست نه شما
    خداوند متعال هم طی پیامی تشکر خودشونو مبنی بر دفاع جنابعالی از هویت واقعیشون ورسوایی گمراهان بالفطره اعلام کردن
    افمن زین له سوء عمله ی فرآه حسنا
    !
    در پایان خوبه که بدونید عزت در تخریب نیست
    من کان یرید العزة فلله العزة جمیعا
    هر کس عزت میخواهد عزت جمیعا نزد خداوند است

  192. فدایی مولانا

    خرده گيرد در سخن بر بايزيد
    ننگ دارد از درون او يزيد

  193. عاشقان مولای جان

    خرده گيرد در سخن بر بايزيد
    ننگ دارد از درونِ او يزيد
    مولانا

  194. مخلوق ساده

    لعنت خدا و تمام مخلوقات بر شمس و مولوی و تمام اهل فلسفه و تصوف که اهل بیت اطهار ( تنها سرچشمه هدایت ابدی ) این جماعت رو بخاطر کفر و فسق در عقیده در احادیث صحیح اشرار خلق الله بر روی زمین دانسته اند !
    تعجب از عالم نماهای منحرف شیعه نما که ریشه هدایت را در افرادی جست و جو میکنند که علاوه بر صوفی بودن پیرو اهل سقیفه هستند و امامت الهی رو قبول ندارند که خودش بزرگترین دلیل باطل بودن این افراد هست
    البته وقتی بجای معارف ناب اهل بیت اطهار که کاملا به فراموشی سپرده شده این افکار و عقاید باطل در حوزه ها و مملکت رواج داره وضع دین و دنیای شیعه و مردم هم بهتر از این نخواهد شد که ۹۹ در ۱۰۰ افراد جامعه و دنیا در گمراهی مطلق قرار دارن!
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعن اعدائهم اجمعین .. اللهم عجل لولیک الفرج

    1. امیرعلی

      یا بهتره بفرمایید دشمنان اهل بیت یعنی جاعلان حدیث بخاطر دشمنی با حقیقت دین یعنی معنویث و هراس از آن، این احادیث رو جعل کردند (چنانچه نظر محققانی از معاصرین بر همین است و بررسی سندی روایات هم ضعف اونها رو می رساند).
      اون بزرگواری که این احادیث از کتاب بیش از صد جلدی او نقل می شود (یعنی مجلسی دوم)، سخن صریح پدر خود یعنی مجلسی اول رو هم در این باب تحریف فرموده و میگه: من پدرم رو بهتر میشناسم و این اظهار ارادت واضح او به اهل تصوف و عرفان بخاطر کشاندن منحرفان متمایل به تصوف به سمت خود بود تا بتونه اونها رو هدایت کنه ! ، در حالی که پدرش تاکید کرده که بخاطر اینکه چیزهای دروغ و خلاف این رو به من نسبت دادند، تصریح می کنم که : امروز نزدیکترین راهها به سوی خدا (اقرب الطرق الی الله) ، طریقه «حقه» ذهبیه معروفیه علویه است. حال خودتون قضاوت کنید .

      1. امیرعلی

        و تازه اگه اون توجیه ایشون رو در صحه گذاشتن به رفتار پدر و تفسیر آن بر خلاف واقع، بپذیریم این سئوال پیش میاد که با چنین محملی و پذیرش اون و تاییدش آیا خود ایشون حاضر نبوده برای هدایت منحرفان از دید خودش یعنی اهل تصوف و عرفان، حدیثی در رد آنها با نیت خیر ، ارائه کنه ؟

  195. نجف

    سلام علیکم کسانی که تهمت جمود میدهند خود جلواندیشه ونقد را نگیرند که نارواست.باوجود اینکه بنده نظر اقای میلانی را در رد عرفان ناب و اصیل اسلامی جناب اقای قاضی و علامه بزرگوار طباطبایی و اقای عاملی که مورد توجه امام عصر (_عج) هم بوده اند رد میکنم ولی نظر ایشان درباب صوفیه و افکار و وهمیات غیر دینی انها را تایید و خلاف شریعت و قران میدانم و قسمتی از نظرات ایشان درباب مولانا و شمس را درست ومنطقی می بینم.عزیزان جواب نقد منطقی را باید با استدلال و منطق داد و برای این کار باید مطالعه زیاد و تحقیق داشته باشیم .با توهین و افترا نمیشود چیزی را اثبات یارد کرد.بنده ارشد ادبیات و از کودکی مطالعات فلسفی -عرفانی و کلامی داشته ام که طی سالیان مطالعه وتحقیق به اینجا رسیدم که خیلی از افکار صوفیه از قدیم تا ابن عربی و فلاسفه انحراف از دین و راه راست بوده و هست البته در این بین فلسفه ملاصدرا به واسطه توجه صدر المتالهیت به قران و اهل بیت سالم تر بوده است و به این نتیجه رسیدم که رسیدن به کمال و ارامش فقط در خواندن و عمل به قران و سخن وراه پیامبر و اهل بیت هست. ودر احادیث معتبر هم امده که هرکس راهی به جز قران و اهل بیت برگزیند و برود به گمراهی خواهد افتاد ولی عرفان اسلامی جناب قاضی -علامه طباطبایی و عاملی را به واسطه عمل به قران وتمسک محکمی که اهل بیت و امام عصر داشته اند راتایید میکنم.الله اعلم(العیاذ بالله)

    1. انسان

      عزیز من، این که تناقضه : چون خود حضرت آقای قاضی و امثال ایشان به مولونا ارادت تام و تمامی داشتند

  196. ایرانی

    با مدعی نگویید اسرار عشق و مستی
    بگذار تا بمیرد از درد خود پرستی

  197. انسان

    آقا ی میلانی بعید می دانم مطلب من منتشر شود :
    ۱- حداقل انتظار از شما صداقت است مثلا در طرح نظر علما نسبت به مولوی : عجب که هیچ کس نیست که برعکس شما به او تمایل داشته باشد !!! پس فقط شما عالمید ! نه علامه قاضی، نه علامه طهرانی، نه امام خمینی، نه آیت الله جوادی آملی، نه علامه طباطبایی !!!!!!!!!!!!
    ۲- شما چطور بر خلاف قرآن درباره آنچه اطلاع ندارید ، نظر می دهید؟؟ برادر من شما حتی نمی دانید که ابیاتی که پرسشگر نقل می کند از مولوی است و می گویید: اگر واقعا اینها را گفته باشد ! ، آن وقت درباره او نظر می دهید ؟؟! مگر قرآن به شما نگفته است که: درباره چیزی که نمی دانید نظر ندهید (آن را دنبال نکنید): و لاتقف ما لیس لک به علم (سوره اسراء، آیه ۳۶)
    ۳- جالب است که از شما شنیدیم که کسی که ولایت و خلافت را درخور علی علیه السلام می داند، شیعه نیست ! مرحبا ! البته خب شما اول باید مثنوی می خواندید و بدان اشراف می داشتید و بعد درباره ناظم آن سخن می گفتید که البته چنین نیستید، لذا عرض می شود که بدانید که مولوی کسی را که دیگری را بر علی (ع) ترجیح داده، کسی می داند که علی (ع) را درست نشناخته و در تاریکی او را دیده (یعنی در واقع ندیده) : تو به تاریکی علی را دیده ای / زین سبب غیری بر او بگزیده ای ؛ حال اگر از این کس منحرفتر پیدا نمی شود، شما این انحراف را اصلاح بفرمایید !!!!!!!!!!!!!!!!! تا هم مستفیض شویم !
    والسلام علی من اتبع الهدی

  198. زیبای نیلوفر

    سخن کوتاه باید گفت واقعا…در برابر چنین حرفهای زشت و پلید در رابطه با حضرت عشق مولانای جان تنها باید سکوت کرد…بزرگی مولانا در مغزهای فندقی نمیگنجد…از عشق زمینی است ک انسان ب عشق الهی و ب دراجات بالای عرفان میرسد…فقط امیدوارم ک روزی برسد ک روحانیون خشکه مذهب و دین دیگر بر روی زمین خداوند وجود نداشته باشند…

  199. ناشناس

    ایا واقعا شمس به اهل بیت جسارت کرده دلیلش چیه ؟؟

  200. انسان

    سایت محترم، نظر به اینکه ظاهرا شجاعت درج نظرات فاقد و عاری از توهین (و البته شامل تعریض) نسبت به توهین کننده و منحرف شمارنده (بلکه منحرفترین !) شخصیتهای اهل عرفان و ولایت را ندارید، آنهم بزرگانی چون شمس و مولوی که محترمان و معظمان اولیای حق (اعم از حضرات آیات کرام نخودکی، قاضی ، علامه طباطبایی، طهرانی، انصاری همدانی و … ) بوده اند و هستند، لذا ادامه گفتگو را جایی دیگر و با جستوجوگران واقعی ( و نه فروشندگان بی بهره از ) حقیقت پی می گیرم. والسلام

  201. وادى حق

    سلام ، براى خودم متاسفم كه مطالب اين اقا را خواندم ، ابن ملجم هم بنام حق بر سر حق زد ، طلب خير براى اگاهى اين فرد

  202. مولانا خداوندگار

    چرا بحث میکنید،بذارید هر کی هر چرتی هر حرفی میخواد بزنه.
    مقام و جایگاه مولانا انقدر بالا هست که کسی منکرش نمیتونه بشه،شاید بالاتر از خیلی از پیامبران.مثنوی هم اگر بالاتر از قرآن نباشه هم ترازش هست.
    هر کسی مخالفشه یا مپلانا رو نشناخته یا جهت دهی ذهنی شده.
    خود مولانا خداوندگار میفرمایند که:
    هر کسی از ظن خود شد یار من….از درون من نجست اسرار من
    و مهم تر از اون
    در نیابد حال پخته هیچ خام،،،پس سخن کوتاه باید والسلام

    1. شازده

      خفه بابا.
      از درون من نجست اسرار من.
      همین مصرع خودش یه دنیا حرف توشه….میگه این کس خولا که منو عارف میدونن خبر ندارن که منو شمس چه کارا که با هم نکردیم

  203. سعید

    ما ایرانی ها استاد فرصت سوزی و تهدیدزایی و نخبه کشی هستیم!! همه دنیا تشنه آنند که برای خود حتی شده به صورت جعلی بزرگان ادبیات بسازند و نشان دهند که چه بوده اند و دارای چه ریشه هایی هستند تا جایی که کشورهای آذربائیجان و امارات و امثال آنها که فاقد سابقه و تمدن تاریخی هستند، می آیند و شخصیت های فرهنگی ما را به خود نسبت می دهند مانند ابو علی سینا و یا یا خود مولانا که در حال حاضر در قونیه ترکیه است. ترکیه حتی نام ایران را در خصوص مولانا نمی برد و در مراسم سالیانه آن کلی گردشگر از خارج جذب می کند و از دراویش به عنوان یک فرصت بهره می برد و ثروت زیادی را جذب کشورش می کند و از طرف دیگر به خارجی های گردشگر فخر می فروشد که ما دارای چه شخصیت های جهانی بزرگی هستیم. حالا ما با شمس که در ایران مدفون است چه درآمدی کسب کردیم و یا با حافظ و سعدی و فرودسی چه؟ سخنان آقای میلانی من را یاد اوایل انقلاب می اندازد که عده ای می گفتند حافظ شراب خوار است و در اشعارش کلمه شراب آورده است و در نتیجه باید اشعارش آتش زده شود. آیا این کار دشمنان کشور ایران نیست که با زبان برخی افراد نا آگاه داخلی بیان می شود که می خواهند ایران را از ثروت معنوی آن همانند ثروت مادی آن محروم کنند ؟ ما کی می خواهیم عاقل شویم و قدر داشته هایی را که گذشتگان ما به ارث گذاشتند بدانیم؟ و از آن تولید ثروت مادی و غیر مادی کنیم ؟ گیرم که حرف آقای میلانی درست باشد، آیا گفتن این مطالب برای کشور ما سودآور است یا استفاده از ابعاد معنوی مولانا برای رشد و ترقی مادی و معنوی کشور؟ حتی در کشورهای دنیا از افراد خلاف کار خود یک ناجی و قهرمان تاریخی می سازند و ما از قهرمانان خود چه می سازیم؟ همین دراویش که در کشور ما تبدیل به یک تهدید شدند و مجبوریم با تهدید آنها مقابله کنیم اما در کشور ترکیه با سیاست صحیح تبدیل به یک فرصت شدند و در تولید ناخالص داخلی ناشی از ورود گردشگر نقش دارند.

  204. م.م

    لطفا قبل اینکه این مطلب را مینوشتید کتاب ملت عشق الیف شافاک با ترجمه دکتر علی اصغر شجاعی را میخوانید.
    این فردی که این اظهارات را کرده تضمین میکنم که هیچ چیزی در مورد دین و اسلام نمیداند واز دین فقط ب پوسته آن دست یافته همان اعمال و ظاهر دین.
    چیزی رو که نمیدونید لطفا نزارید پیچ تون.
    یکی بیسواد هم میاد میخونه میگه مولانا و شمس همجنس باز بودند.

  205. amin

    به این چرت و پرت های اقای میلانی کاری ندارم ولی ببینید مولانا چقدر ادم بزرگی بوده که توی زمان حمله مغول ها به ایران شاعر بوده و اونوقت یک کلمه بد به این ادم ها نگفته راستی عاشقان را ملت و مذهب خداست ملت عشق از همه دین ها جداست

    1. امیرعلی

      عجب استدلال متینی ! پدر مولانا در کودکی مولانا به علت حمله مغول از بلخ به قونیه هجرت کرد استاد! بغض و کینه حقا که چشمان آدم رو کور میکنه. شما مثلا مسلمانی ؟ قرآن نخوانده ای که : و لا یجرمنکم شنئان قوم علی الا تعدلوا ، اعدلوا هو اقرب للتقوی: دشمنی گروهی شما را به این نکشاند که در موردشان از انصاف خارج شوید! انصاف داشته باشید که این به پرهیزگاری نزدیکتر است (سوره مائده ، آیه ۸)

  206. ایمان

    متاسفم برای سایتی که این چرندیات رو منتشر کرده…این میلانی کی هست که در مورد شمس و مولانا نظر بده؟!!!
    در حرفهایش جز مغلطه و سفسطه چیزی ندیدم.
    اینها همان قاتلان حلاج و سهروردی و عین القضاتند که دین را وسیله معاملات دنیایی خودشان کرده اند…

  207. غریب

    واقعا متاسفم که افرادی نظیر ایشان چگونه اسم خود را استاد می گذارند در حالی که به صراحت به تفرقه و شایعه پراکنی میان امت اسلام با توهین به علمای گرانقدر دامن میزنند جناب در اصلاح فقیه !نور خدا با فوت خاموش نمیشود و کسی را که خداوند عزیز بداند با گفتار توخالی امثال شما لطمه ای نمیبیند شنا کردن خلاف جهت علما که در صدر آنان مقام معظم رهبری هستند عین خیانت است

  208. عارف

    سلام .نه رد میکنم ن تایید .فقط ب این نتیجه رسیدم ک ۲تا خدا وجود دارد یکی خالق ک مخلوقات رو وجود اورده دیگری خالقی ک مخلوقات (شماها)به وجودش اوردین ..به نظر شما اگر شمس و مولانا زمان پیامبر بود پیامبر ب انها میگفت اهل دوزخید و… و… و.من پیامبر را رد نمیکنم چون در ان درجه نیستم ک بخواهم بگویم مقربان درگاه بد بودن یا خوب ….کتاب ملت عشق رو بخوانید

  209. شب بیدار بودم

    سلام
    من موندم که هرکی طبل خودشو میزنه
    اون میگه پیامبر و خاندانش که همسایه بقلی ما بودن
    این میگه شمس و مولانا که مال خودما بودن
    یکی دیگه میگه عیسی یکی میگه موسی
    کسی با نام و شناسنامه فکرهای جورباجور
    منتسب به چیزی یا مقامی نخواهد شد
    به هم نوع خوبی کنید شاد باشید در پی حقیقت باشید مسیرش برای هرکس متفاوته چوپان خدا رو در گوسفند می بینه مولانا در شمس یکی در پیامبر یکی در عیسی
    اگر قرار بود بر فرض مثال جناب ایکس حرفاش کاملا درست بود بقیه مردم مرخص هستند و فقط جناب ایکس خدای دانا کره زمین هستین
    عزیزم هممون به نوعی غرق اشتباهات هستیم که تجربه ای میشه برای بهتر زیستن
    اگه قرار حساب کتاب بشه بر حسب عملت هست
    نیا نگو عمل من بر حسب رفتار فلانی بوده و اون درست میگه که بر میگردیم سر نقطه اول

  210. ناشناس

    بسیار زیبا و دقیق آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای استاد میلانی

    1. انسان

      زیبایی و دقتش یا برعکس داره با نقدش مشخص میشه انشا الله

  211. جهانگیر

    کسی که به خودش اجازه میده که عقاید و سیره و مسلک بزرگی مثل مولوی رو نقد کنه از دو حالت خارج نیست!! یا دیوانه است یا از به اصطلاح عاقلان ، داناتر!
    به قیافه این بابا نمیخوره دیوانه باشه. شاید از ما عاقلتر باشه!! از کجا معلوم؟

  212. amin

    شما میگی شخصیتی منحرف تر از مولانا وشمس نداریم ولی من میگم شخصیتی والا تر از شمس ومولانا نداریم شما با یه مت عقاید ذهنی هم هویت شده داری حرف می زنی ولی مولانا خودش سرچشمه حکمت خدایی بوده شما با عقل نه میتونی خدا رو بشناسی نه مولانا ویا کسایی مثل مولانا . بله دیگه اگه شما اون چیز که مولانا دیده بود دیده بودی الان این حرف هارو نمیزدی….

    1. شازده

      شما از کجا مطمئنی مولانا چیزی دیده بود؟
      یا اگه چیزی درک کرده بود اون چیز چی بوده و درست بوده یا غلط؟
      الان اگه یکم مخدر بزنی بالاتر از اونا رو درک میکنی

      1. خردمند

        عین همین سئوال شما رو درباره همه بزرگان عالم میشه پرسید. پس لطفا بر سر شاخ ننشین و شاخ نبر ، شازده !

  213. amin

    راستی شمس میگه قران چهار سطح داره که سطح اولش معنای ظاهریه سطح بعد معنای باطنی وسطح بعد باطن باطن ان واخرین سطح که در زبان وکلمات نمی گنجد شما مثل اینکه همون معنای ظاهری اون هم درست بلد نیستی چون اگه بلد بودی این چنین حرف هایی نمیزدی

  214. amin

    با ادم بزرگی مثل مولانا در نیفت

    1. شازده

      چی چی لانا؟

      1. مقابله به مثل

        چی چی زده ؟ : این ، چی زده ؟ شا ، چی ؟ شاهدونه ؟

  215. صدر

    جناب میلانی شما وهمفکرانتان منحرفید و اسلام داعشی حاصل امثال شماهاست و شما پرچمدار طالبانیزم هستید . یکی از همفکران شما در تاریخ شیعه نقشی اساسی نداشته است .
    آن آمیرزا مهدی اصفهائی که بوی می نازید جز توهین و جسارت به بزرگان شیعه هیچ چیز دیگری ندارد و در تمام دوران رضاخان یک سیلی هم برای اسلام نخورده است . دیگرانتان هم همین هستید . هیاهو و جنجال کار شماست و جز این کاری از شما بر نمی آید

  216. ظهور حق

    اگر مولانا همجنس گراست.پس اقای طوسی که بچه های مردمو به بهانه ی قران خواندن می برد و بساط لواط راه می انداخت که بود؟
    شمس مراد مولانا بود و خدا را در او می دید.و می جست.
    اگر کلام این گونه افراد موثر بود که این همه فساد زیر زمینی در ایران نداشتیم.بدانید ای فکر های منحرف راه را اشتباه رفتید

    نبود کار برای مردم فساد است .از بیکاری به شاعران هم بهتان می زنند

  217. ایرانی

    میزان عقل و درک و فهم امثال این اقایان از عرفان و سلوک فقط از کمر به پایین هست خب علم دیگری از ایشان طلبی نیست .
    مفهوم وحدت وجود ، مفهوم وچوه الهی اهل صرف و نحو ندانند اهل حقیقت دادنند.
    اصلا تفاوت حقیقت و واقعیت هم ندانند .
    هر جا مینگری جز وجه الهی نمیبنی .
    روح االه که در ادم دمیده شد خود نشانه وحدت وجودیست …چشم شما به جسمیت است نه روحانیت .
    دهان بشویید از گفتار .
    عمریست از هر کی خوشتان نیامده ، تهمت های جنسی زدید و خود به ان دچار شدید .

  218. ناشناس

    بنظرم میلانی بره کـشکشو بسابه..

  219. نــستــرن

    حیا کنیــد تو رو خــدا
    این وصله ها به عارفانی مثل مولانا و شمس اصلا و ابدا نمیچسبه
    اونی که داره چرت و پرتای کشورای غربی رو ترویج میده شمائید که مضخرفاتی این چنین میگیـد
    بترسیـد از خـــدا و به دوست دارانش انـگ نزنید که اون دنیا بایــد جواب بدیــد

  220. کامران

    مباحثات/ استاد قادر فاضلی در پاسخ به نقد استاد میلانی

    “تفسیر مثنوی کلاس تمرین علامه جعفری برای ورود به نهج‌البلاغه”
    🔸اخیر استاد حسن میلانی مصاحبه‌ای پیرامون علامه جعفری داشته‌ و نقدهایی را نسبت به ایشان وارد کرده‌اند، در ادامه پاسخ استاد قادر فاضلی را به نقدهای ایشان می‌خوانید:
    🔹اینکه گفته می‌شود علاّمه جعفری از تفسیر مثنوی پشیمان شده و گفته کاش من این کار را نمی‌کردم! در چندین جا ایشان فرمودند، این دروغ است، من اصلاً پشیمان نشدم و عین عبارتش این است که: «اگر اکنون دستم یاری کند، ده جلد هم مستدرک برای این تفسیری که نوشتم می‌نویسم».
    🔹مرحوم علاّمه در پاسخ به این سوال که چرا بعداً نهج‌البلاغه را شروع کردید؟ فرمود: نهج‌البلاغه شوخی‌بردار نیست. ما کتاب مثنوی را به عنوان کلاس تمرین انتخاب کردیم که آنجا مقداری پخته شویم تا با سرمایه‌ی بیشتری سراغ نهج‌البلاغه برویم. یکی از علت‌های تأخیر نهج‌البلاغه از تفسیر مثنوی این بوده است، علت دیگر خوابی است که از مرحوم علاّمه‌ی امینی دیده بودند.
    🔹آقای میلانی در مورد مثنوی و تفسیر مثنوی، دروغ‌هایی را به خودِ مثنوی و مولوی نسبت می‌دهند، از آن جمله: مولوی ادّعای خدایی کرده و شمس او را به عنوان خدا معرفی کرده است. به اشعار متشابه مثنوی استناد می‌کنند و از ظواهر آن دست برداشته‌اند. مگر شما در اصول نخواندید که ظواهر حجّت است، چطور شما از ظواهر مثنوی دست برداشتید؟ مولوی در کجا ادعای خدایی کرده است؟
    🔹اینکه آقای میلانی می‌گویند شمس گفته که مولوی مصداق «قل هو الله احد» است، اول اینکه کجا گفته؟ ثانیاً به فرض که گفته باشد، امام خمینی هم در مورد جناب بوعلی همین را گفته است، پس امام خمینی مشرک و ابن سینا را به خدایی قبول کرده است؟
    🔹یکی از مصادیق بارز، مثل‌های قرآنی از قبیل- لم یکن له کفوا احد- لیس کمثله شیء- خود امام خمینی است. چه بسا بعضی‌ها در بعضی جهات از امام خمینی بالاتر بوده‌اند، فقیه‌تر و فیلسوف‌تر از او داشته‌ایم، ولی اینکه عارف، فیلسوف، فقیه، سیاستمدار و شاعر و….با هم باشد، واقعا نداشته‌ایم. شخصیت امام خمینی در نوع خود، «لیس کمثله شیء» است.
    🔹دروغ دیگری که آقای میلانی به مولوی و شمس نسبت داده این است که، آنها را جبرگرای محض می‌داند و می‌گوید: مولوی و شمس به جبر محض ایمان دارند. در حالی که با استناد به اشعار مثنوی، مولوی نه جبری است و نه تفویضی، بلکه ایشان همانند شیعه پیرو مکتب وسط است.

    ادامه مطلب در سایت مباحثات
    👇👇👇
    http://mobahesat.ir/17778
    🔻🔻🔻
    @mobahesatmagz

  221. محمد

    نادر شاه در اولین اقدام پس از تاج‌گذاری دستور داد تا جیره هفتادهزار طلاب که از دولت مقرری میگرفتند قطع شود. بزرگان طلاب نزد نادر رفتند. نادر پرسید کار شما در این مملکت چیست؟ گفتند لشکر دعا هستیم. هنگامی که سپاه شما به جنگ میرود ما با دعا پیروزی‌شان را تضمین میکنیم. چرا باید سلطان نان ما را قطع نماید؟

    نادر فریاد زد وقتی لشكر محمود افغان ایران را گرفت، یکصد هزار طلاب علوم چرا جواب آنها را ندادند؟
    پاسخی از کسی شنیده نشد. نادر دستور داد آنان را به زمین‌های زراعتی فرستادند و به کشاورزی واداشتند.

    از كتاب “تاريخ اجتماعى ايران” جلد ۸

  222. انتشارات علامه جعفری

    با سلام. با توجه به اظهار نظر آقای حسن میلانی درباره پشیمان بودن علامه جعفری از تفسیری که بر مثنوی مولوی نگاشته اند، به اطلاع میرساند که چنین چیزی صحت ندارد و آقای میلانی هم در مجامع قانونی در این دنیا و هم در آخرت باید پاسخگوی چنین دروغی بزرگ باشند. طبق سخنانی که مرحوم علامه جعفری به بستگان درجه یک و دوستانشان گفته اند، اگر فرصت داشتند، ۱۰ جلد دیگر برای این کتاب شریف می نوشتند. جالب است که پاسخ یکی از شاگردان علامه جعفری به نام آقای قادر فاضلی به این دروغ بزرگ که تا دیروز در این سایت دیده میشد، حذف شده است. جناب میلانی ای کاش لحظاتی در تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی علامه جعفری تأمل و مطالعه میکردند، سپس به کذب و افترا دامن میزدند.

  223. مریم

    دین و عرفان هیچ ربطی بهم ندارن دین در دنیای فیزیکی کاربرد داره و عرفان در دنیای معنوی … تا شخصی وارد عرفان نشود از معنای این ابیات بی اطلاع هست ک البته خدا خواسته ک بی اطلاع بماند …

  224. AM

    ملت عشق از همه دین ها جداست عاشقان را ملت ومذهب خداست

  225. Yassan

    از همان روز نخست میان فقها و اهل کلام با فلسفه و عرفان دشمنی بوده و خواهد بود. (نشان آن هم فلاسفه و عرفای مشهوری است که در دوره‌های مختلف تاریخ به تحریک و توسط کلامیون و فقها مقتول و معدوم شده‌اند) این نکته نشان از اختلاف و ناسازگاری شریعت و فقه و کلام با فلسفه و عرفان دارد. به گمان من یا باید به مذهب و شریعت (به پیروی فقها) پایبند ماند یا بدون هیچ عذر و تعارفی راه عقل و فلسفه و یا عرفان و تصوف را در پیش گرفت و بیهوده سعی در سازگاری این دو (فلسفه و عرفان) با فقه و شریعت نکرد. من با اینکه شخصاً اهل شریعت و چهارچوب تنگ فقه و موافق سنت‌های قشری اهل کلام نیستم، صراحت و قاطعیت روش امثال آقای میلانی و فقهایی چون مصباح یزدی و علم‌الهدی را درست‌تر میدانم تا آنها که سعی دارند فلسفه و عرفان و علوم انسانی را با مذهب همراه سازند. شاید یکی از دلایل گرفتاری ما در نظام «جمهوری اسلامی» همین خلط و در هم آمیختن مفاهیم و شیوه‌های ناسازگار باشد. شاید اگر پس از انقلاب در کشور ما یک «حکومت فقط اسلامی» با مدیریت فقط فقها برپا میشد امروز وضعیت بهتری میداشتیم. دست‌کم تکلیفمان روشن بود که آن را میخواهیم یا نمیخواهیم و امروز مصداق «چوب دو سر طلا»! نمیشدیم.

  226. سید

    مولانا میفرمایند چون خدا خواهد که پرده کس درد میلش اندر طعنه نیکان برد این روزها هژمونی غرب به منظور غارت و چپاول هر چه بیشتر جهان سومیها با نشر و توصعه خورده فرهنگها و اصالت بخشیدن به انها از طریق فضای مجازی اطلاعاتی دستمالی شده کم عمق و کلیشه ای را خوراک افکاری میکنند که بزرگ شدنشان را در بالا رفتن از این و آن میدانند . این عبارت چنان سخیف و بی ارزش است که حتی اشاره به آن . آن را اعتبار میدهد

    1. ida

      مولانا و شمس نه خداپرست بود نه همجنسگرا نه گناه کار نه جادوگر نه خدا ترس اون عاشق خدا بود فقز همین

  227. حسین

    متاسفانه نظرات جناب میلانی بسیار سطحی است.دقیقا مثل این بود که یک فردی و چند کلاس سواد بخواهد در مورد فیزیک کوانتوم نظر دهد. مثلا تفسیری که از اشعار داشتن واقعا خیلی ناباورانه غیر علمی بود.

    1. یا حضرت مولانا

      احسنتم

  228. Bob

    وقتی zorost has you just commite to his commentmentandthen that would be enough to be a good person remember GOOD DEEDs, GOOD THOUGHS, GODD WORDS.WELLBSAID.

  229. ح

    بدون تفکر و لحظه ای فکر شمس یک عالم بوده از بچگی فرشته های روی شونه هایش را میدیده،کارهایی شبیه ب معجزه می‌کرده نکنه شماهم مثل مردم جاهل و نادان قونیه فکر میکنید جادو گر یا همجنس باز بوده؟ اولا هیچوقت مراسم سماع مختلت نبوده و ب صورت جداگانه اجرا می‌شده د‌وما خود شمس فرستاده خدا بود و صرفا برای شناخت خود آدم ها بودو الان هم زنده و حاضر هستش شما از کجا میدونید لواط انجام شده نکنه اونجا بودید ؟؟؟؟که با این حرف تاسف میخورم ب درجه ایی که علکی گرفتید !!!شمس حتی با زنش کیمیا نزدیکی اینجا نکرد چ برسه ب مردم دیگه شمس ب عمق قرآن نگاه میکرد و مولانا برای زیبایی اشعارش از کلمه ها استفاده می‌کرده که اصلا ب اشعارش فکر نمی‌کرده و خودش میومده واقعا نمی‌دونم ب جاهلی مثل شما چی بگم

    1. ida

      درسته درود برتو که در راه حقیقت استوار قدم بر میداری امیدوارم به مرحله چهارم برسی دوست من☺

  230. ناشناس

    احسنت معلومه که خیلی عالم تر از این عالم بی علمی. این حاج آقا مثل اینکه خیلی چیزهارو تو قرآن نخونده از جمله داستان خضر و موسی که چگونه حضرت موسی رو به شاگردی یکی از مردان خدا یا اولیا الهی می فرستند و موسی با آن مقامش کم می آورد . …

  231. ناشناس

    آخوندهای انگلیسی
    رد کردن شخصیتی همچون علامه طباطبایی و امثالهم که جایگاه ویژه ای در راس هرم علمی و اعتقادی مردم در عصر کنونی دارد هدفی جز گمراه کردن و ضربه زدن به اعتقادات عامه مردم را ندارند

  232. ناشناس

    آیت الله قاضی
    آیت الله انصاری همدانی
    آیت الله نجابت
    علامه طباطبایی
    حسن زاده عاملی
    علامه جعفری
    .
    .
    .
    بزرگوارنی هستند که نمونه ندارند
    میلانی و امسالهم جاهل هستند نمی دانند

  233. Parsamasoodiniaii

    اى مگس عرصه سيمرغ نه جولانگه توست
    عرض خود ميبرى و ……..

  234. رضا

    سلام بر خانم ها و آقايان عزيز
    من كه خيلي خيلي گيج شدم.
    من تو عرفان هيچم و هيچي نميدونم

    من كه جزو عارفان در اين سراها نيستم
    من كجا عرفان كجا!!!
    روزگاريست كه من در پيشان ميگردم.
    اين خيابان آن خيابان. كوچه و پس كوچه ها
    خسته و نالان از اين بي ادعا
    گر كسي نام ونشاني از يكي از عارفان دارد
    ميشود آن را براي من ناآگه غافل بدهد.

    1. ح

      دنبال کنید ان شا الله طلب حاصل می شود

  235. ناشناس

    من وقتی مثنوی مولانا رو میخونم حس خیلی خوبی بهم دست میده.

  236. حسن

    سلام دوستان عزیز

    من قصد اظهار نظر ندارم معلوماتش هم ندارم

    ولی یک تجربه دارم ادمهای بزرگ همه ارزشمند هستن از پیامبر و امامان و حافظ و سعدی ومولانا و …

    اینا این همه تجربیات زیبا دارن ما میریم بجای اینکه اونا رو تو زندگی پیاده کنیم یک جمله رو کلید میکنیم روش

    اگر راجب دیدگاه اونا میخاین حرفی بزنین متن صحبت رو کامل بخونین چند بار

    بزرگان همدیگرو رد نمیکنن

    هر کدوم از اونا از یک دریچه ای که برای زمان اونا لازم بوده باز شده
    خداوند همه دریچه ها رو با هم برای یک نفر باز نمیکنه

    چون اگر تمام اسرار رو انسان بدونه دیگه زندگی براش لذتی ندار ه

  237. محمد

    ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگاه توست!

    1. بینام

      خدایا ۵۰۰۰۰۰ هزارجلد از ترجمه اش تو امریکا …………

  238. بینام

    بابا بگه گه خوردم ولش میکنید

  239. مسعود

    اقای میلانی :چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست/ سخن شناس نهی جان من خطا اینجاست
    در مورد جمله ای که می فرمایید فخر رازی آدم بی‌سوادی نیست ولی از همان ابتدا در راه باطل علامه شده است و مثلا آقای صمدی آملی یا حسن‌زاده …
    آخه مگه میشه کسی در راه باطل علامه بشه. اگر شما با فلسفه و عرفان مشکل داری دلیل بر این نیست که اینها باطل هستند. پس با این شرایطی که شما می گویید باید به عقل همه دانشمندانی مثل ملاصدرا، شیخ اشراق، ابن سینا، خواجه نصیرالدین طوسی، علامه طباطبایی و استاد مطهری و امام خمینی هم شک کرد چون این بزرگان همگی فلسفه و عرفان خوانده اند.

    برو به کار خود ای واعظ این چه فریاد است / مرا افتاده دل از کف ترا چه افتادست

  240. ناشناس

    چرا ملاها فکر میکنند تنها راه رسیدن به خداوند اسلام است چند هزار تا پیامبر و ولی از ابتدای خلقت وجود داشته و البته تمام ادیان از یک سرچشمه است ، واقعا برای فردی که مثلا اینهمه درس خونده تو حوزه متاسف هستم ، اشعار مولانا الهی و عرفانی و ار جانب خدا وحی شده، هر کسی میتونه اینو بفهمه .

  241. نسیم

    خدای من.. یعنی دارین این حرف هارو راجع به مولانا می زنین؟
    یعنی عشق بین مولانا رو به شهوت و نیازهای جسمی آلوده کردین و تا این حد پایین آوردین؟
    الله اکبر…
    یه جوری درباره مولانا و شمس حرف میزنین انگار دو تا پسر ۲۵ ساله مربوط به این دوره و زمونه بودن…
    دنبال چی هستین واقعا؟ خدا به دادمون برسه…. اصلا منقلب شدم از این همه کوته فکری…

  242. معترض

    واقعا تاسف باره …
    چطور به خودتون اجازه میدید یک عارف بزرگ فوق العاده رو که تمام جهان درگیرش هستند قضاوت کنید … اون هم با همچنین کلمات فصح باری … لطفا به جای قضاوت آدم ها به اصلاح خودتون فکر کنید …تا زمانی که آدم هایی مثل شما در ایران وجود داره ما هم به پای شما قربانی خواهیم شد …

  243. معترض

    واقعا حذ نفس بردم از یکسری از دیدگاه هایی که نشون می ده هنوز هم امید هست که افراد خشک مذهب دروغینی که خودشون رو پشت ستون دین قایم کردن از ایران بیرون کنیم …

  244. ناشناس

    بحث فوق حرفهایی فقهی وعالمانه است وریشه ان در حوزه ها ودانشگاهها در سطوح بالا مطرح میشود وافراد کم سواد وغیر متخصص اگر اظهار نظر نکنند بهتر است

  245. ناشناس

    ایشان به اندازه فهم اندک خودشون حرف زدند

  246. ناشناس

    در باب حرفهای بالا باید بهتون بگم که درسته درصدی انحراف های جنسی و شاهد بازی در دوره های سلجوقی و صفوی و بعضی از شاعرا ، علما و نامداران وجود داشته. ولی یک اینکه سعدی یک بیتی دارد که در ان مستقیم اشاره به همجنسگرایی خودش می کند (اسم سعدی همه جا رفت به شاهد بازی این نه عیب….)ولی موضوع مولانا و شمس تبریزی فرق میکرده چون در کتاب ملت عشق زمانی که شمس با دختر مولانا ازدواج میکنه از رابطه جنسی با اون می پر هیزه و همین باعث مرگ دختر مولانا می شود چون به نظر شمس رابطه جنسی انسان را زمینی می سازد. و دوم اینکه اقایی که میگی مولانا انحراف داشته اگه یکم مطالعه داشتی میفهمیدی که مولانا دو تا زن داشته و دوتا بچه به نام سلطان ولد و علاعدین داشته. اما درسته حافظ و سعدی به وضوح از شاهد بازی خودشون می گن البته نباید اونها انسان های منحرف دانست چون در زمان انها یک بیشتر مخاطبانشان مرد بودند و دوم اینکه شاهد بازی در ایران در یک بازه زمانی چیز زشت و غیر اخلاقی بشمار نمیرفته. انکه شما میگی سنی بودن بده بیشتر شاعران و بزرگان ما به جز تعداد اندکی سنی بودن و ما هیچوقت نباید به نژاد و دینی توهین کنیم . با همه این حرفا اینها نظر من بود و من هم به نظر شما ها احترام میزارام.
    یاعلی

  247. حضرت میر تاجیک

    آقای میلانی برای اینکه به شهرت برسد به انسانهای پاک وشریفی مثل مولوی وشمس انتقادمیکند وتهمت میزند . آقای میلانی که باچشم ظاهری میبیند نمیتواند احساسات مولانا وشمس را که علاوه بر چشم ظاهری باچشم حقیقی وباطنی می دیدند درک کند و به همین دلیل به صورت یکطرفه قضاوت میکند وبا این کار دایره اسلام را تنگ تر میکند گویا فقط خودشان مسلمان واقعی هستند.
    البته از نظربنده همین موضوع و اختلافات اینچنینی میتواند باعث پیشرفت نظری وعلمی وعرفانی بیشتر برای مسلمانان شود.

  248. ناشناس

    از تمام اين مباحثات و نظرات متعصبانه فقط ميشه گفت:

    قومي متفكرند اندر ره دين
    قومي به گمان فتاده در راه يقين
    ميترسم ازآنكه بانگ آيد روزي
    اي بيخبران راه نه آن است و نه اين

    چنان با قطعيت صحبت ميكنن كه گويي ساليانه چندين بار به عالم مرگ سفرهاي رفت و برگشت دارند و دفاع جانانه اي هم از نظراتشون ميكنند.

    1. ناشناس

      منحرف ترین شخص تویی با این وبلاگت اخه ادم حسابی به درجه عرفانی که مولانا وشمس رسیدند اگه منحرف بودند چه جوری می رسیدند تا انسان به وادی عشق خداوند راه پیدا نکند کجا می تواند مثل جناب مولوی وشمس چنین اشعار زیبایی بگوید

  249. مهران

    فکر کنم اینجا دیگه باید از حضرت حافظ کمک بگیرید
    مرغ باغ ملکوتم

  250. سیدابوالحسن سجادی

    حضرت مولاناومثنوی ماننددریائیست که خس وخاشاک نیز داردبعضی هاخس وخاشاک رامیبینند وعظمت دریارانمی بینندوبعضی مبهوت عظمت دریا شده وازخس وخاشاک غافلگشته اند

  251. erfan zohrehvand

    من واقعا تعجب میکنم. امیدوارم خدا ما را هدایت کند. ایشان از آن دسته روحانیونی است که آن قدر در ظواهر امر گیر کرده اصولا حتی مراعات علامه طباطبایی را هم نمیکند و به مولانا که هیچ حافظ و سعدی را هم احتمالا مورد عتاب قرار میدهد. ظاهر بینی در این حد آشکار است که در آن ابیات منسوب به مولوی میگوید مولانا قرار است عقیده ی جبری را نسبت دهد به امام علی و بگوید که ابن ملجم مرادی فرد بی تقصیری است. اولا چنین عقیده ای اصولا صحت ذاتی در باورهای مولانا نمیتواند داشته باشد:هر چند وی سنی بوده اما ارادتی خاص نیز به امام علی در عقاید وی هویدا است احتمالا منصور حلاج هم انسانی نابخرد و منافق بوده نه؟ در ان ابیات نیز مولانا میخواهد رحمت علی علیه السلام را نشان بدهد و بگوید که تو مرا به معبود و مطلوب خود رساندی از این رو من شفیع تو خواهم بود و در باب رحمن و مهربانی امامان چنین روایاتی آورده شده است که آینه ای از رحمت الهی بوده اند.

  252. erfan zohrehvand

    برایم قضیه وقتی جالبتر میشود که میبینم عده ای از همین معتقدین به عقاید شما وقتی گلستان سعدی و مثنوی معنوی مولوی جزو بیست کتاب برتر جهان از نگاه نهادهای بین المللی قرار میگیرند آنرا در بوق و کرنا کرده و یادشان میرود نقدهای بی ارزش حضرتعالی را.

  253. یا حضرت مولانا

    با سلام بنده قریب به دو سال است گرد این موضوع تحقیق دارم
    در بیان اول که به شدت کفری شدم این است که گفته شد حضرت مولانا به حضرت علی اعتقاد نداشتن که اگر اینطور بود شما تورقی بر مثنوی داشتید اینگونه پوچ تفکرات را با چند شعری که در مورد مردانگی حضرت علی زده اند و ایشان را مقامی والا میدانند
    دوم اینکه شما خودتان را نقض می کنید کتاب دینی دوازدهم چندین شعر در مورد نفی افکار جبری آمده و حضرت نیمی از دفتر پنجم مثنوی خود را به این موضوع اختصاص داده اند و کافر خواندن جبریان که از مهم ترین بخش این موضوع است
    بیتی برای اثبات و سر ذاستانی از مثنوی شریف برایتان می اورم تا شاهد مثال باشید و از سر بی تعقلی صحبتی نشود:
    جواب گفتن مومن سنی کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده
    این که فردا این کنم یا آن کنم خود دلیل اختیارست ای صنم
    بعد حضرت خیلی زیاد از آیات استفاده کرده اند
    مانند
    تو ز قرآن بازخوان تفسیر بیت گفت ایزد ما رمیت اذ رمیت
    حتی از حضرت علی با نام وصفت شیر حق یا میکنند وامیر مومنین میدانند
    و می فرمایند از علی اموز اخلاص عمل
    در مورد حضرت محمد هم می فرمایند
    نام احمد نام جملهٔ انبیاست
    چونک صد آمد نود هم پیش ماست

  254. حلاج

    اقای میلانی ( میلان – ایتالیا-واتیکان ) درست مانند اون پادشاه یهود که که خود را به دروغ مسیحی اعلام کرد و با حیله و فتنه پادشاه مسیحیان شد و بدعت گذاشت و انحراف ایجاد کرد قصد از بین بردن فلسفه اسلامی و به قهقرا کشیدن اسلام ناب را دارد . جاسوس صهیونیسم و انگلیس و تربیت شده برای همین کار می باشد -بیدار باشید و بشناسید این جانور را که جایگاهش طبقه ۴ جهنم است.

  255. ح

    بسم الله الرحمن الرحیم
    با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
    تا بی خبر بمیرد در عیش و خود پرستی
    رحمت و رضوان خداوند به معمار کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی که از برکت وجود ایشان باب مباحث عرفانی در حوزه های علمیه گشوده شد تا این حوزه ها از جمود فکری ره یافته و به تبع ان دیگر مردم نجات یابند و قطعا اصل اصل و قلب انقلاب همین است.

  256. رضا

    به نظر من دوستی شمس و مولانا یکی از پدیده های نادر در عصر آخرالزمان می باشد . وقتی ۲ تا دل و روح با هم یکی میشوند حتی کوه را هم می‌توانند از جا برکنند. آقای میلانی ایشان را با عقاید و باورهای پوسیده خودشان قیاس می‌کنند و نظر می دهند.که البته قیاس منطق شیطان است.

  257. غریبه

    جنگ هفتاددوملت همه را عذر بنه چون ندیدند حقیقت ره افسانه زدند

  258. سحر

    دی همی با چراغ گرد شهر گشتم کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست …حضرت مولانای جان

  259. امین

    بهتر است با ناسزای مورد علاقه ی جناب شمس به استقبال سخنان سراسر گه بار این یارو بریم:ای میلانی “غر خواهر” خاموش باش.

  260. ناشناس

    حضرت آیت الله جناب افقه الفقها ، استاد العلما ، شیخ الزاهدین ، اعلم المجتهدین ، فی زمانه ، فرمودند :
    تا صورت پیوند جهان بود ، علی ( علیه السلام ) بود
    تا نقش زمین بود و زمان بود علی ( علیه السلام ) بود
    تا انجا که فرمود :
    این کفر نباشد سخن کفر نه این است !
    تا هست علی ( علیه السلام ) باشد و تا بود علی ( علیه السلام ) بود
    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند : میزان حب علی ابن ابیطالب ( علیه السلام ) است .
    این طلبه ،برود کمی لمعه و سیوطی و علم رجال و مکاسب و حاشیه میرزا عبدالله و از همه مهمتر حدیث شریف کسا را بخواند که بداند محب آل الله محبوب رسول الله و خداست ( چرا که در حدیث امده : شیعتنا و محبینا ، و صد البته که رسول الله فرمودند: علی جان گمراه نمیشود مگر انکه تو را نشناخت ! جالب تر انکه آنقدر جناب مولوی ره یافته و خادم الشریعه و با ولایت بوده اند که در رثای شهدای کربلا میفرماید : کجائید ای شهیدان خدایی
    بلا جویان دشت کربلائی
    آدم گاها کمی فکر کند حرف بزند اشکالی به وجود نمیاید
    موجب وهن اهل بیت و رسول الله و خدا نباشیم حرف باید مغز داشته باشد ، پخته باشد ، حساب شده باشد ، دستور شریعت و طریقت هم همین است ، ما خیلی باید مراقب این زبان باشیم ، مرحوم عارف بزرگوار جناب آقای محمد اسماعیل دولابی ، رحمه الله علیه عارف بودند ، اقای آیت الله حاج شیخ محمد تقی بحجت اعلی الله مقامهما مرحوم آقای آیت الله اقا میرزا جواد ملکی تبریزی ، مرحوم آقای آیت الله سید علی قاضی رحمه الله علیه ، مرحوم آقای آیت الله سید موسی زر آبادی ،، این آقایان همه واصل و عارف بودند خلاصه که خدا هدایتمان کند ،لذا خداوند متعال گمراهان ، و فاسقین و جاهلین را مشروط به ختم الله علی قلوبهم و علی سمعهم و علی ابصارهم نبودن ! هدایت فرماید

  261. ش.ت.م.ش

    ایشون هم مثل شیخ یاسینی.
    برای تو عشقم را میفرستم ای شیخ تا به امید اینکه خودت را از خواب بیدار کنی و از جهل بیرون آیی.

  262. هرسین

    متاسفم برا شخصی که اینطوری فکر کنه.
    اخه بی انصاف تو به این فرد چطور میگی منحرف:مولانا در ی جایی میگه
    من بنده ی خوبانم هرچندبدم گویند/ ،بازشت نیازم هرچند کند نیکی
    یا میگه
    صبح حشر کوچک است ای مستجیر،//حشر اکبر خود قیاس از وی بگیر
    یا
    ای تو امان هر بلا ما همه در پناه تو
    و…که هرکدامش بدنو میلرزونه.
    علامه حسن زاده برو الهی نامه شو بخون بعد ببین در حدش هستی نظر بدی
    در ی جایی میگه الهی!همه از مردن میترسند و حسن از ماندن،چرا که این کاشتن است و آن یکی درو کردن.
    الهی شنیدم که فرمودی مشتی خاک را مگر بیامرزم ،چه کنم!

  263. شاهد

    نفهمی تا کجا
    قرآن را رها کرده و خودش را از علامه طباطبایی برتر می بیند . طفلک بیچاره
    علم آموزی بدون تزکیه نفس نتیجه اش میشود این

  264. صراط

    https://www.aparat.com/v/Mneoq/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%28%D8%B9%29%3A%D8%B5%D9%88%D9%81%DB%8C%D8%A7%D9%86_%D9%87%D9%85%DA%AF%DB%8C_%D9%85%D8%AE%D8%A7%D9%84%D9%81_%D9%85%D8%A7_%D9%87%D8%B3%D8%AA%D9%86%D8%AF%21%21

    امام هادی(ع):صوفیان همگی مخالف ما هستند!!

    1. ناشناس

      شما بقیه اشعار مولانا رو مطالعه نکردید
      لطفا یه مقدار بیشتر مطالعه کنید

  265. عاشق

    متاسفانه ایشون برداشتشون از عشق فقط روابط جنسیست .عشق آفریده خداست ومقدس …عشق به مادر عشق به پدر عشق به فرزند ولی واقعا به چنین افکار بیمار گونه متاسفم

  266. تهرانی

    سلام.

    دوستان موافق شعرا، عرفا و فلاسفه نگران نباشند،
    این بزرگواران ( فقیهان ، ….) خود در تنگ کوچکی هستند و بوده اند که چیزی بیشتر از فهم خود نمی دیدند و…
    و این سنت برش زدن ( براساس فهم کوچک خودشان تفسیر و حکم دادن )،حرفهای دیگران از قدیم بوده و هست و هر کس از ظن خود شد یار من یا دشمن من.
    گر چنین سنتی درست باشد، تناقضات و اشتباهات و کفرگویی ها در هیچ کتابی به اندازه قرآن نخواهند دید. ( مثل جسم مادی دادن به خدا )
    چ.ن ندیدند حقیقت ره افسانه زدند …

  267. مجید

    حکایت در معنی «سلامتِ جاهل در خاموشی» (سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت) :
    یکی خوب خُلقِ خَلَق پوش بود/ که در مصر یک چند خاموش بود خردمند مردم ز نزدیک و دور/ به گِردش چو پروانه جویان نور
    تفکر شبی با دل خویش کرد/ که پوشیده زیر زبان است مرد
    اگر همچنین سر به خود در برم / چه دانند مردم که دانشورم؟!
    سخن گفت و دشمن بدانست و دوست/ که در مصر نادان تر از وی هم اوست
    حضورش پریشان شد و کار زشت/ سفر کرد و بر طاق مسجد نبشت
    در آیینه گر خویشتن دیدمی/ به بی دانشی پرده ندریدمی
    چنین زشت از آن پرده برداشتم/ که خود را نکو روی پنداشتم
    کم آواز را باشد آوازه تیز / چو گفتی و رونق نماندت گریز
    تو را خامشی ای خداوند هوش/ وقار است و، نا اهل را پرده پوش
    اگر عالمی هیبت خود مبر / وگر جاهلی پردۀ خود مدر
    ضمیر دل خویش منمای زود/ که هر گه که خواهی توانی نمود
    ولیکن چو پیدا شود راز مرد / به کوشش نشاید نهان باز کرد
    قلم سر سلطان چه نیکو نهفت/ که تا کارد بر سر نبودش نگفت
    * بهایم خموشند و گویا بشر / زبان بسته بهتر که گویا به شَرّ
    چو مردم سخن گفت باید به هوش/ وگر نه شدن چون بهایم خموش
    * به نطق است و عقل آدمی‌زاده فاش/ چو طوطی سخنگویِ نادان مباش
    به نطق آدمی بهتر است از دواب/ دواب از تو به گر نگویی صواب

  268. محمود

    آخه تو در حد شمس و مولوی نیستی که راجع بهشون نظر میدی
    بشوی اوراق اگر همدرس مایی که درس عشق در دفتر نباشد
    عشقی که حقیقتی است درسی نبود در سینه بود هر آنچه درسی نبود

  269. قاسم سلوکی

    بزرگش ندانند اهل خرد
    که نام بزرگان به خاری برد

  270. جوینده عرفان

    مشکل اصلی قشری نگری در شریعت است. دانش فقه حوزوی پایین ترین سطح معارف گسترده الهی است و قادر نیست که به عظمت معارف الهی دست یابد.

  271. داریوش

    به این مردک بگین در حد و قواره ی خودش حرف بزنه و دست از قضاوت نسنجیده ی خودش برداره

  272. فرشته

    درود
    به نظر من هر کسی باید بتونه نظرشو آزادانه بیان کنه
    منم دارم نظر خودمو میدم . در مورد مراجع سوال میشه اگه بعدها ثابت بشه که نظرشون اشتباه بوده و مقلداشون به تقلید اشتباه عمل کردن گناهی به گردنشون نیست چون نظرشون بوده و گفتن . حالا مولوی چون خطاهایی داشته و نشر داده تا آخر لعن و نفرین میشه و جایگاهش قعر جهنمه جالبه بعضیا خیال میکنن خداوند هم پارتی بازی میکنه مثلا در قیامت هم جداگانه دادگاه ویژه روحانیت میزاره و تخفیفاتی بهشون میده . قربون شمشیر امام زمان برم. توصیه میکنم فیلم هندی P.K. رو همه ببینند.

    1. ناشناس

      خانم فرشته لطفا یه مقدار مطالعه و سواد و فهم و آگاهی تون رو بالا ببرید بعد به جای خداوند در مورد بزرگترین شخصیت عرفانی ایران قضاوت کرده و حکم دهید.

      1. فرشته

        درود فرشته هستم
        عزیز ناشناس بامطالعه و فهیم و آگاه لطفا چند بار نوشته من رو مطالعه بفرمایید و متن اصلی رو هم کامل بخونید. من دو نظریه رو بیان کردم که دومیش نظریه آقای میلانی بود و بعد جمع بندی کردم که هیچکدام را قبول ندارم و چون خداوند عادل است به عدالت حکم خواهد کرد . من خودم از مریدان حضرت هستم ولی از هیچ کس برای خودم بت نمیسازم . به امید صلح و آرامش برای همه مردم دنیا

  273. ناشناس

    می رویم ان دنیا و همه چیز را می بینیم و می فهمیم اینقدر حرص و جوش نخورید

  274. محمد

    دلم خون شد ازین غولان ادم رو /چه حال است این/خدایا بی دانشانرا دانشی یا مرگ ناگاهی

  275. سجاد

    باسلام به هر حال خداوند ذاتی است که عقل به آن راه ندارد؛ و هر عارفی با قریحه و طبع خویش با این قضیه برخورد می کند؛ وعرفا وحدت وجودی هستند؛ و همه عالم را تجلی ذات او می بینند؛ و هر دستی را به او نسبت می دهند و فعل او می دانند؛ و در این قضیه برخی به بیراهه رفتند

  276. م' حاجی بابایی

    به نظر من انسانها برای سیر و ترقی اول و آخر نیاز به سوال دارند و شناختن مسیر هدایت آیا ما انسانها از خالق خودمان باید جلوتر حرکت کنیم او که در کلام معصومین علیهم السلام از مادر به ما مهربانتر است و تمامی نیاز های ما را بی کم و کاست برای ما مهیانموده ا ست آیا با فرستادن پیام آوران الهی مساله لاینحلی مانده است که ما دست به دامان امثال مولوی شویم مگر آنکه در سر فکر دیگری داشته باشیم و سیری غیر از قرب الهی مد نظر داشته باشیم و برای رسیدن به آن اهداف غیر از آنچه را که پروردگار عالمیان برای هدایت ما از لطف خود ارزانی داشته را به کناری بگذاریم و خود را به جای تبعیت از بهترین مخلوقاتش اسیر دست چنین عقل های ناقصی کنیم به قول مولی امیرالمومنین علی علیه السلام امثال این آقایان هیچ موقع افکار باطل خود را یک دست به ما ارایه نمی دهند بلکه مشتی از حق و مشتی از باطل را میگیرند و به ما تحویل میدهند لذا در جملات آقایان می بینیم هم گفتار حق هست و هم باطل ولذا عقل سلیم پیروی از چه گروهی را به ما دستور میدهد یا اولی الالباب ؟؟؟؟؟؟

  277. سید

    بنده پاک خدا بودن به ۲متر ریش و ۱ من عمامه و سر کج کردن و اینها نیست بلکه به فهم است فهم

    حضرت مولانا رضوان الله علیه در مدح حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام ذیل داستان نبرد حضرت امیر با عمرو بن عبدود میفرمایند :
    از علی آموز اخلاص عمل/// شیر حق را منزه دان از دغل
    یا
    او خدو انداخت در روی علی/// افتخار هر نبی و هر ولی
    یا
    آن خدو زد بر رخی که روی ماه/// سجده آرد پیش او در سجده گاه
    یا در ادامه در مدح حضرت امیر و رد عمر بن خطاب ملعون میفرمایند :
    راز بگشا ای علی مرتضی/// ای پس از سوء القضا حسن القضا
    راست گفتن که خداوند باید پیچ فهم رو برای بنده اش باز کنه والا به قول امیرالمومنین که میفرمایند بعضی از انسانها را به حیوانات نسبت ندهید بلکه حیوانات را به آنها نسبت بدید چون تنها فرق انسان با حیوان در عقل و فهم است فهم فهم

  278. سید

    تا صورت پيوند جهـــــــــــــــان بود علي بود
    تا نقش زمين بود و زمــــــــان بود علي بود

    آن قلعه گشايي که در قلعـــــــــه ي خيبر
    برکند به يک حملــــــــه و بگشود علي بود

    آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
    تا کـــــــــار نشد راست نياسود، علي بود

    آن شيــــر دلاور که براي طمـــــــــــع نفس
    بر خوان جهـــــــــــــان پنجه نيالود علي بود

    شاهي که ولي بود و وصــــي بود علي بود
    سلطان سخــــــــــــــا و کرم و جود علي بود

    هم آدم وهم شيث و هم ادريس و هم الياس
    هم صالــــــــــح پيغمبــــــــر و داوود علي بود

    هم موسي و هم عيسي و هم خضر و هم ايوب
    هم يوسف و هم يونس و هم هــود علي بود

    مسجـــــود ملايک که شد آدم، ز علي شد
    آدم چو يکي قبلـــــــــــه و مسجود علي بود

    آن عارف سجّاد ، که خاک درش از قــــــــدر
    بر کنگــــــره عرش بيفـــــــــــــــزود علي بود

    هم اول و هم آخـــــر و هم ظاهـــــر و باطن
    هم عابـــــــد و هم معبد و معبود ، علي بود

    آن لحمک لحمـــــي ، بشنو تــــــا که بداني
    آن يـــــــــــــار که او نفس نبي بود علي بود

    موسي و عصــــا و يــــــــد بيضــــــــا و نبوت
    در مصــــــــــر به فرعون که بنمود ، علي بود

    عيسي به وجود آمدو في الحال سخن گفت
    آن نطق و فصـــــــاحت که در او بود علي بود

    خاتم که در انگشت سليمان نبي بود علي بود
    آن نور خدايــــي که بر او بــــــــــــود علي بود

    آن شاه سرافـــــــراز که اندر شب معــــــراج
    با احمــــــــــد مختــــــــــار يکي بود علي بود

    آن کاشف قرآن که خــــــــــــدا در همه قرآن
    کردش صفت عصمت و بستــــــــود علي بود

    آن شيـــــــــر دلاور که ز بهر طمــــــــع نفس
    بر خوان جهـــان پنجه نيالـــــــــــود علي بود

    چندان که در آفـــــــــــــاق نظر کردم و ديدم
    از روي يقين در همه موجــــــــــود ، علي بود

    اين کفر نباشد، سخـــــــن کفر نه اين است
    تا هست علي باشد و تابــــــــــود علي بود

    سرّ دو جهــــــــــــــان جمله ز پيدا و ز پنهان
    شمس الحق تبريز که بنمـــــــود، علي بود

  279. سید

    مولوی در مثنوی، در نخستین اشاره به امام علی علیه السلام، عشق خود را به ایشان با دو بیت زیبای عربی آشکار میسازد:

    مرحبا یا مجتبی یا مرتضی

    ان تغب جاء القضا ضاق الفضا

    انت مولی القوم من لا یشتهی

    قدردی، کلا لئن لم ینتهی

  280. کلام حق

    در حدیثی از پیغمبر صلی الله علیه وآله درباره علم حضرت علی علیه السلام آمده است: «انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیات الباب» . (۳۱)

    در اینباره، در دفتر اول مثنوی چنین آمده است:

    چون تو بابی آن مدینه علم را

    چون شعاعی آفتاب حلم را

    باز باش ای باب بر جویای باب

    تا رسند از تو قشور اندر لباب

  281. کلام حق

    در یکی دیگر از سخنان معروف حضرت رسول صلی الله علیه وآله درباره امام علی علیه السلام آمده است: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه» . (۳۳)

    این سخن را پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در هنگام بازگشت از «حجةالوداع» در منطقهای به نام «غدیر خم» در مورد علی علیه السلام خطاب به مردم فرمود و ایشان را به عنوان جانشین و وصی خود انتخاب کرد. مولوی در اینباره در دفتر ششم مثنوی میگوید:

    زین سبب پیغمبر با اجتهاد

    نام خود و آن علی «مولا» نهاد

    گفت: هرکو را منم مولا و دوست

    ابن عم من علی مولای اوست

    کیست مولا آن که آزادت کند

    بند رقیت زپایت برکند

    چون به آزادی نبوت هادی است

    مؤمنان را زانبیا آزادی است.

  282. میلاد محمدی

    به نام خداوند
    به خدا قسم که همه شما به دنبال جسمی درون آینه میگردید وای بر همه شما که از اهل خوارج هستید ولی خودتان نمیدانید. اگر شما سخنان حاج آقارو اشتباه میدونید پس همه ما عروسکان پیش ساخته خداوندیم و آمده ایم تا بدون اختیار یکیمان علی شویم و یکیمان ابن ملجم.

  283. بهرام معصومي

    واقعا متاسفم به این دیدگاه تنگ و تاریک امثال آقای میلانی که مخالف عقل و اندیشه و تفکر هستند و از مطالعه مصاحبه این چنین انسان وجودش به تباهی و تنگی و… می گراید

  284. الف ت

    سلام
    طبق نظر این آقا که به ظواهر کلام چسبیده س کلام امامان را در دعاها چگونه تفسیر می کنید که خوشان راگنهکار می دانستند و یاقرآن که آدم راگناهکار می داند و به پیامبر می فرماید برای گناه خودت طلب استغفار کن

  285. أین المنتقم

    مسخره است
    کی هستید وکی بودید جز یک نطفه ناچیز
    ،به علامه طباطبایی و علامه حسن زاده ایراد میگیرید ؟ از مفسر قرآن ؟
    شرم آوره .
    آخه یک شعر از مولوی را تونستید بفهمید که در موردش چیه ،یا همه رو با همین دنیای دنی ترجمه کردید .
    معنی فنای فی الله را اصلا به گوشتان خورده یعنی چی .

    اینجا این روایت خیلی جاداره .
    مولانا امیرالمؤمنین صلوات الله علیه در مقام هشدار به اهل آن می فرمایند ؛
    این تذهب بکم المذاهب
    «غررودررآمدی»

    يعنى ؛ راه و روشهای مختلف و نادرست شما را به کجا می کشد؟!.
    این شعر را بادقت بخون برای مولوی هست .

    🔹آب کم جو تشنگی آور به دست
    🔹تا بجوشد آبت از بالا وپست

    🔸تا((سقیهم ربهم)) آید خطاب
    🔸تشنه باش! اللّه اعلم بالثواب

    🔹آب رحمت بایدت، رو پست شو!
    🔹وان گهان خور خَمر رحمت، مست شو!

    این را در قرآن خوانده اید که ؟
    🔅وَسَقَهم ربهم شرابا طهورا
    یاا گر این آیه را نمی آوردم می گفتید مستی شراب دنیاست !!!!. و مولوی نمیدونم فلان و بهمان ، خجالت داره واقعا
    خدا ما را از راه راست منحرف نکنه

  286. ناشناس

    من تا حالا فکر میکردم نسل دایناسورها چند میلیون سال پیش منقرض شده. ولی ظاهراً چند تا از اون ها هنوز روی این کره خاکی زندگی می کنند.

  287. Mohammad

    واقعا اگر عرفان را از اسلام بگیریم، چیزی جز خرافه و اعمال پوچ باقی نمیمانند. حالا کار به جایی رسیده که یک جوجه آخوند علامه طباطبایی و حسن زاده را نقد میکند.مردک کمی مطالعه بد نیست. طلبه احمق و بیتربیتی میشناسم که در تلویزوین بیگانه با همین منطق تمام فلاسفه و عرفا را رد میکنه و همه را نجس میداند. مثل اینان مثل طفل ۳ ساله هست که استاد دانشگاه را نقد کند. مردک خلقت خدا را با نان نانوا مقایسه میکند.کمی بیاندیش. نانوا از نان جداست، آن فعل خلقت نیست. خود خدا خلقت را چون سایه خود تشبیه کرده، حالا خدا را هم نقد کن مردک!

  288. ناشناس

    آقای حسن میلانی
    حیف اون کلمات حجت و اسلام که قبل از اسمتون اومده
    شما بارزاً مصداق این آیات قرآن کریم هستید:

    خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ ﴿بقرة۷﴾
    خدا بر دل‏ها و شنوایی‏شان مهر نهاده و بر چشمانشان پرده‏ای است و آنها را عذابی بزرگ است.
    أَمْ یقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کذِبًا فَإِن یشَأِ اللَّهُ یخْتِمْ عَلَى قَلْبِک وَیمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَیحِقُّ الْحَقَّ بِکلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿شورى۲۴﴾
    آیا مى‏گویند بر خدا دروغ بسته؟ پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى‏نهد [تا نتوانى خلاف بگویى‏]، و خدا باطل را محو و حق را با سخنان خویش استوار مى‏گرداند. بی‌تردید او به راز دل‌ها آگاه است. (شوری۲۴)
    أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَن یهْدِیهِ مِن بَعْدِ اللَّهِ أَفَلَا تَذَکرُونَ ﴿جاثیة۲۳﴾
    پس آیا دیدى کسى را که هواى خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را از روى علم [به این که پذیراى هدایت نبود] گمراه ساخته و بر گوش و دلش مهر زده و بر دیده‏اش پرده نهاده است؟ آیا پس از خدا چه کسى او را هدایت خواهد کرد؟ آیا متذکر نمى‏شوید؟ (جاثیه۲۳)
    مَثَلُهُمْ کمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَاراً فَلَمَّا أَضَاءتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لاَّ یبْصِرُونَ ﴿بقرة۱۷﴾
    مثل آنان مثل کسی است که [به زحمت‏] آتشی بیفروخت و همین که اطراف وی را روشن ساخت، خدا نورشان را برد و در تاریکی‏ها رهایشان کرد که نبینند. (بقره۱۷)
    سَأَصْرِفُ عَنْ آیاتِی الَّذِینَ یتَکبَّرُونَ فِی الأَرْضِ بِغَیرِ الْحَقِّ وَإِن یرَوْاْ کلَّ آیةٍ لاَّ یؤْمِنُواْ بِهَا وَإِن یرَوْاْ سَبِیلَ الرُّشْدِ لاَ یتَّخِذُوهُ سَبِیلاً وَإِن یرَوْاْ سَبِیلَ الْغَی یتَّخِذُوهُ سَبِیلاً ذَلِک بِأَنَّهُمْ کذَّبُواْ بِآیاتِنَا وَکانُواْ عَنْهَا غَافِلِینَ ﴿أعراف۱۴۶﴾
    و به زودی کسانی را که در [این‏] سرزمین به ناحق بزرگی می‏کنند از آیات خود منصرف خواهم کرد. آنها اگر همه معجزه‏ها را هم ببینند به آن ایمان نمی‏آورند، و اگر راه رشد را ببینند آن را پیش نمی‏گیرند، و اگر راه ضلالت را ببینند آن را پیش می‏گیرند. این از آن روست که آیات ما را تکذیب کردند و همواره از آن غفلت می‏ورزیدند. (اعراف ۱۴۶)
    وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کثِیرًا مِّنَ الْجِنِّ وَالإِنسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْینٌ لاَّ یبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لاَّ یسْمَعُونَ بِهَا أُوْلَئِک کالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُوْلَئِک هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿أعراف۱۷۹﴾
    همانا بسیاری از جنیان و آدمیان را [گویی‏] برای دوزخ آفریده‏ایم، [چرا که‏] دل‏هایی دارند که با آن فهم نمی‏کنند و چشم‏هایی دارند که با آن نمی‏بینند، و گوش‏هایی دارند که با آن نمی‏شنوند. آنها چون چهارپایانند بلکه گمراه‏ترند، و آنان غافلانند. (اعراف ۱۷۹)
    وَإِن تَدْعُوهُمْ إِلَى الْهُدَى لاَ یسْمَعُواْ وَتَرَاهُمْ ینظُرُونَ إِلَیک وَهُمْ لاَ یبْصِرُونَ ﴿أعراف۱۹۸﴾
    و اگر آنها را به هدایت بخوانید نمی‏شنوند، و می‏بینی [مانند مجسمه‏] به سوی تو می‏نگرند ولی نمی‏بینند. (اعراف ۱۹۸)

  289. ناشناس

    چقدر منزجر کننده‌ست!
    احوالات جناب میلانی، انسان را به یاد کلام حضرت موسی میاندازد که به خداوند عرضه میدارد که چرا به امثال فرعون قدرت و ثروت داده است!
    جناب میلانی! من با مباحث شما که هیچ پایه و اساس علمی ندارد کاری ندارم. حداقل ادب را رعایت میکردید! جواب این تهمتها که زدید چگونه خواهید داد؟
    آیا مرگ حق نیست؟!
    برای کسب شهرت، چرا از دیوار آبروی دیگران بالا میروید؟
    هر کس تریبونی پیدا کرد، باید هر مزخرف و خضعولی بر زبان براند؟!!!
    هر انسان منصفی با دیدن منطق صد من یک قاز شما، متوجه غیظ قلب شما خواهد شد. اهانت و جسارت به ساحت علما تا چه حد؟!!!
    وا اسفا بر حال ما که صاحبان اسم در جامعه‌ی ما امثال شما باشید…

  290. علی مرادی

    در پاسخ به این جناب باید عرض کنم تو هم باید باشی و مولانارو نقد کنی‌وگرنه بدون تو جهان کامل نمیشه تو هم هستی و از دید خودت مولانارو نقد میکنی هر کسی از ظن خود شد یار من حالا یه عده هم نفرت بجای یار تو هم همینجکری باش بدون این جناب میلانی دنیا کامل نمیشه بالاخره یکی فرعونه یکی موسی یکی هم میلانی ….

  291. يك موجود

    يكي از القابي كه براي مولي الموحدين اميرالمؤمنين علي ابن ابي‌طالب عليهما السلام ذكر شده، قبلة العارفين است.
    حضرت مي‌فرمايد: من عرف نفسه فقد عرف ربّه.
    خوب شما به معرفت نفس رسيدي؟
    معرفت نفس چيه؟
    علم و آگاهي صرف به يك سري مفاهيم است؟
    خوب اگر اينگونه است و شما به آن رسيده‌ايد پس چرا آثار معرفت رب در وجود شما نيست؟
    آقاي ميلاني، خوب است انسان لااقل اندكي فكر كند و اين عقل را مثل خوارج آك‌بند و دست‌نخورده به زير خاك نبرد.
    وقتي نمي‌فهم سكوت كند و با بافتني‌هايش بار گمراهي جماعتي را نيز بر دوش خود حمل نكند.

    سر سوزني به قيامت انسان باور داشته باشد اينقدر بي‌پروا به عالم و آدم بهتان نمي‌زند.
    طنز قصه اينجاست كه اين شخص براي خود پيشوند حجت اسلام را نيز زيبنده مي‌داند.
    در مظلوميت اسلام همين بس كه چنين بي‌خرد سفيهي خود را حجت آن مي‌داند.

  292. ناشناس

    اگر حرف های آقای میلانی درست باشد، خود خدا نعوذ به، اولین کافر است زیرا خودش در کتابش گفته است که «یدالله فوق ایدیهم»، یعنی گفته است که خدا دست دارد!!!

  293. تارا

    شما به غیبت و تهمت و پیش داوری و فحاشی میگید، مباحثات

  294. بخووووووووووووووووووووووووون حاج آقا

    آقای میلانی با عقل ناقص شما نمی توان در بزرگان رو مورد نقد و بررسی قرارداد. این قدر در مورد معیار عقلی نظر ندید. عقلی که با مصرف کوچکترین مخدر رو به زوال میره .

  295. محمود

    متأسفانه شیطان چنان راحت فریب میده برخی از روشنفکران رو که حاضرند معصومین علیهم‌السلام رو رد کنند، اما یک انسان جایز الخطا رو در حد قطب و مراد بالا ببرند. به طرفداران مولوی و شمس توصیه میکنم جریان کنیزکی که با یک خر رابطه داشت و خاتونش خواست مانند او لذت ببرد از خر اما زیر خر مرد را خوانده و احوالات عرفانی که پیدا کردند را بازگو کنند. یا چندین مورد دیگر از دفتر پنجم مثنوی.

    https://fa.m.wikisource.org/wiki/مثنوی_معنوی/داستان_آن_کنیزک_کی_با_خر_خاتون

    1. سمانه

      بنده خدا کودکانه صحبت کردن در مقابل کودکان دال بر کودکی آن فرد نیست دلیل بر شفقت و مهرش میباشد که میخواهد با کودکان به گونه ای سخن بگوید که آرام آرام وارد دنیای بزرگان شوند

  296. ف

    مولانا دیگه نه😐

  297. مازیار اوستا

    آقای میلانی با اینکه از عقل و اختیار صحبت می کنند و دیگران را بجری معرفی می کنند،اما در گفتارشان ذره ای به عقل و اختیار اعتقاد ندارند !!ایشان از عقل می گویند ،اما عقل انسان را برای فهم کتاب وحی ناقص دانسته و می گویند باید بر اساس عقل ائمه کتاب را بفهمیم !!در جای دیگر با عدم توجه به گزینه زمان و اینکه باید تفسیر کتاب هم براساس اقتضتئات زمانی باشد مدعی می شوند که در روایات همه چیز گفته شده و نیازی به تفکر و تعقل جدید نیست !!حتی از فحوای کلامشان چنین استنباط می شود که همه روایات صحیح هستند و اگر احساس کردیم روایتی با عقل سازگار نیست ،ایراد از عقل ماست نه از آن روایت !!
    ایشان بدون هیچ مرزبندی عرفا،صوفیان و فلاسفه را در یک کفه گذاشته و قضاوت می کند ،در صورتی که عرفان ،تصپف و فلسفه علاوه بر آنکه با هم در روش و باور متفاوت هستند ،هرکدام نیز شاخه های دارند که آن شاخه ها نیز با هم تفاوت دارند،مثلا در فلسفه دهها نوع نگاه به انسان ،خلقت و جهان وجود دارد و..
    بنظر می رسد آقای میلانی همچون اشاعره فکر می کنند،که هر نوع تفکر را باطل دانسته و تنها اتکائشان به حدیت و کتاب بود ،تا آنجا که هر روایتی و حدیث را حتی اگر در تضاد با هم بودند قبول داشتند و برای پیروان خود هر علم و شناخت را حرام دانسته ،کتاب و حدیث ثرا کافی می دانستند !!
    نکته دیگر اینکه ایشان خیلی بی پروا بر شمس و مولانا تاخته و به این هم بسنده نکرده بزرگانی همچون علامه جعفری،علامه حین زاده آملی و علامه طباطبایی را هم نواخته اند،در صورتی که اثر و نظر این بزرگان در بین متدینین ، روشنفکران و مردم این عصر خیلی بیشتر از سخنان امثال میلانی خریدار دارد ،افکار آقای میلانی در عصر امروز نه تنها جذابیتی ندارد ،بلکه موجب دین گریزی شده جوانان و مردم را نسبت به دین بدبین می کند!!
    آقای میلانی شاید بخاطر مصالحی به امام نتاخته اند!!!اما بدون تردید اگر آن مصالح نبود حضرت امام را هم بی نصیب نمی گذاشتند !زیرا همین تفکر بود که قبل از انقلاب آب خوردن از کوزه ای را که فرزند امام آب خورده منع می کرد به این دلیل که امام فلسفه و عرفان تدریس می کردند.
    نکته پایانی هم اینکه مولانا و شمس قطعا معصوم و بدون ایراد نیستند،اما به قول این آقا منحرف هم نمی باشند!!مولانایی که مثنوی او دریایی از دانش است و این مرد بزرگ به هر چه ما بیندیشیم ،پیش از ما جامع و زیبا اندیشیده است .

    1. ابراهیم

      سلام و رحمت
      باید بین مولانا و جناب میلانی و طرفدارانشان مصالحه داد.
      داستان شما مانند همان سه نفر هست که برای ناهار دعوی داشتند و یکی میگفت انگور بخوریم یکی میگفت اوزوم و یکی عنب. بعد که یک نفر آمد که زبان هر سه را میفهمید رفت انگور آورد و دعوا تمام شد.
      عارفی که رسیده به این مطلب که دومی در عالم نیست و هرچه هست اوست نمی تواند علت و معلول را قبول کند و در بیان فلاسفه هست که “صرف الوجود کل الاشیا و لیس بشی منها”
      اینها دارند یک مطلب را از زبانهای مختلف میگویند و چون زبان هم را نمیفهمند دعوا پیش میاد.
      هم میلانی و طرفدارانش انسانهای خوب و متشرع و محترمی اند و هم مولانا اصل اصل اصل دی نه.
      جلسه ۵ تفسیر سوره حمد امام خمینی ره را بخوانید.

  298. ناشناس

    به نظر بنده تمام توهمات جناب عالی آقای میلانی بسیار مضحک می باشد چرا که کسانی کخ راه مولوی را رفتند تاریخ ثابت کرده به تعالی رسیدند و به حق واصل گشتند . اما تاریخ گذشتگانی چون شما که اندیشه های نه اسلامی و نه عرفانی ر ا ترویج نمیکیند بلکه افکار عرب جاهلی را در فکر دارید جای تاسف دارد که اثار بزرگان مارا امثال شما بخواهند تحریف کنند علامه جعفری اگر از شرح مثنوی پشیمان بود هیچگاه تا پایان عمر جلساتی برای توضیح بیشتر این دریا صرف نمیکرد. از دیدگاه امثال شما فردوسی هم وطن فروش بوده و امثال اعراب جنایتکار ره روان بهشت . حاج آقا وقتی درکی از چیزی ندارید چیزی را نقد نکنید . مولوی اگر ۱۰۰ مشکل دارد خروارها معرفت به جایش عرضه کرده این شما هستید که سطح را نگاه میکنید و مغز کلام توجه ندارید قران را به عربی میخوانید و نزدیک به ۷۰% آنرا درک نمیکنید به جای بافتن این توهمات به هم کافی است زبان به کام بگیرید و اندکی تامل کنید . انسان ها به ذاته گرایش به نیکی دارند و به سمت نیکی سوق می یابند راه مولوی را اکثر بزرگان جهان انتخاب کرده و به قدم زدن در این راه به خود می بالند اما متحجرانی چون شما تاریخ را نابود اسلام و مسلمان را متحجر نمایان میکنند مولوی راه نیک را اموخت اما شما راه بدی و زشتی را امیدوارم رستگار شوید و به جای نقد جاهلانه اندکی در افکار این گوهر دردانه تاریخ تامل کنید چرا که شما اصلا در جایگاه نقد این فرد نیستید .

  299. نن

    ایشون دقیقا شخصیت متعصب در کتاب ملت عشق هستند همان هایی که شمس ازشون می ترسید

  300. ماریوس رند

    کامنتهای عالیجنابان رو دیدم به کل از نوشتن پاسخ انصراف دادم دنبال کلماتی میگردم این مترسک پشمالورو از دست شماها نجات بدم خخخ

  301. ناشناس

    میلانی حق دارد اینگونه قضاوت کند چون مرتبه ای که او قرار دارد بسیار پایین تر از شمس و مولوی است

  302. ناشناس

    ولمان کن آخوند

  303. ری استارت همه جا هست

    امروزه بر همه عیان شده که جمهوری اسلامی هراران ستیت را با پول ملت مدیریت میکند و چون این آخوندک ها جاسوس انگلستان هستند تا میتوانند خذعبلات در مورد تفکرت و فرهنگ ایرانی میبافند
    در حقیقت فاسد همینان هستند که ایران را تبدیل به ویرانه کردند و نتیجه سلطا و حکومتشان جز نکبت و بدبختی چیز دیگری نبوده به امید سرنگونی این دیوان به قول حکیم وعارف نامی فردوسی به یزدان اگر ما خرد داشتیم / کجا این چنین حال بد داشتیم
    نسل گذشته ما از روی نادانی شما را سوار بر خر حکومت کردند

  304. ای برادر کمی درنگ کن

    با عرض سلام !
    با توجه به سخنان که اقای میلانی زدند باید گفت که اینگونه نیست که کسی نمی تواند نقد بر شمسی تبریزی و مولانا وارد کند. ولی باید توجه داشت که باید با روش و ادبیات آنها به خوب آشنا شد. از طرف هم بر فرض اینکه جایی اشتباه کرده اند باید خیلی مهترمانه نقد کرد. و همچنین صرف یک ادعا کفایت نمی کند. هر کسی اگر نظریه یا روشی را می خواهد نقد کند باید ابتدا آن را به خوبی درک نموده باشد و سپس با دلایل قانع کننده و مدبانه بیاید نقد کند.
    ولی متاسفانه در این روزها هر کسی با هر ادبیات که بخواهد سخن را بیان می دارد.
    آقای ملانی شما که از قران ، سنت پیامبر اکرم ص و ایمه اطهار ع صحبت می کنید و ادعا دارید که به آن پایی بندید کجایی قران و سنت به این نحو کسی را نقد نموده است حتی در زمینه کفار هم می بینیم ادبیات مودبانه است. خود مناظرات اهل بیت را ببینید حتی ملحدین را این گونه نقد نمی کردند.
    بنابر این اول باید سعی کنیم ادبیاتمان را درست کنیم سپس روش و سخن طرف را دقیق متوجه بشویم و بعد از آن به نقد بپردازیم.
    بازم نظر بنده این است که نقد نمودن نظریه ای یا روشی هیچ اشکال ندارد ولی باید دقت نمود که هر چیزی اصلوبی دارد و با افترا و نسبتهای ناراوا دادن به طرف مقابل به جایی نخواهیم رسید.

  305. عرفان عقل و فلسفه

    من هیچ کاری به مولانا ندارم
    ولی تو درحدی نیستی که علامه طباطبایی و علامه حسن زاده و آیت الله جوادی آملی ملاصدرا توهین کنی
    این از آنجایی نشات میگیرد که نمی فهمی
    این مطلب را هم حذف کنید سنگین تره

  306. مسعود

    واقعا باورم نمیشه وقتی دیدگاه بعضی از دوستان که نه دوست من نیستند این افرادی که این حرف ها رو میزنن در باره ی مولانا … از یه آخوند انتظاری نیست چیزی نفهمیده از عشق چیزی نفهمیده از دوست داشتن … با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی تا که بمیرد در درد خود پرستی … ایرانی و این حرفا …. چه تآثیری گرفتیم از اعراب که کار به جایی رسیده که حضرت عشق رو محکوم میکنیم …خموشید خموشید که تا فاش نگردید که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا … یا حق

  307. علی

    اولا باچه حقی ودلیل قاطع ومحکمی می گویید که مولانا وحافظ صوفی است کمی مطالعه و درادبیات و تاریخ بد نیست حافظ اگر خود راصوفی می گوید طعنه ای رندانه به این جامعه ی خانقاه و زهد و ریا میزند خودواقعا چقدر بی ریاست و درد از ریا و زهد دروغین صوفی و زاهد ظاهرپرست دوران دارد که این چنین بیزاری از صوفیان می جوید .
    دوما این اشعار رمزی است ظاهرش به دردما می خورد از باطن آن که بی خبریم .
    سوما اینها اهل تسنن بودند واگر شعری درباب عثمان وعمر گفتند درباب علی بهتراز آنرا هم گفتند و ممکن است یک سری داستان های دروغین هم نسبت به این شاعران ببندند.
    چهارما نفی این بزرگانی چون حافظ و مولانا نفی تقریبا کل شاعران قدیم ماست از رودکی بگیر با خیام و جامی و این کار یعنی آسیب به ادبیات غنی واسلامی مان من هم نمی گویم که مولانا عارف کامل بوده قطعا راه خطایی در زندگی این انسان ها هست ولی دلیلی نمی شود هرچیزی دلمان خواست درباره اش بگوییم وذهن نسل جوان را خراب کنیم وبه جایی که جوان با ادبیات خویش آشنا شود اورا ازآن دور کنیم اگر فقط یک درصد مثنوی هم حرف حق باشد باید قدردان آن بود چه بسا که غالبا حرف حق است مگر نمی دانید که بوستان وگلستان همدم و یار دیرینه دانش آموزان به مدت قرنها بوده و علمای قدیم بسیار استفاده ها کرده اند ولی باز نمی دانم حق را خدا می داند و بس نمی خواهم طرفداری از کسی یا قشری داشته باشم چون در آخرالزمان جدایی حق از باطل نیرویی الهی می خواهد.

  308. یوسف

    مه فشاند نور و سگ عوعو کند
    هر کسی بر طینت خود می تند

  309. دینشاه کاوه

    مولوی بلخی خوشهء حقیقت ها بود.
    نه جنگ میان حقیقت ها

  310. حسین

    ما ز قرآن مغز را برداشتیم پوست را پیش سگان انداختیم
    مولانا

  311. بیز

    آخه برادر من یه نگاه به رزومه خودت بنداز بعد علامه حسن زاده آملی رو زیر سوال ببر

  312. هما خانومی

    با سلام و ادب .
    چرا عقاید ی که اکثر بزرگان با اون مخالف هستند اینجا اشاعه میدهید، به ضرس قاطع این هم توطئه ای علیه عقاید این ملت است تا بزرگان این کهن بوم وبر از چشم بیفتند. لعنت خدا به ملحدان وطن فروش،لعنت خدا به دشمنان اسلام و مسلمین .

  313. علی

    أَعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الْعَمی بَعْدَ الْجَلاءِ وَ مِنَ الضَّلالَهِ بَعْدَ الْهُدی وَ مِنْ مُوبِقاتِ الْاعْمالِ وَ مُرْدِیاتِ الْفِتَنِ
    پناه به خدا میبرم از نابینایی بعد از بینایی و از گمراهی بعد از راهیابی و از اعمال ناشایسته و فرو افتادن در فتنه ها.
    خداوند این گونه بنده ها را خودش هدایت فرماید… شما باید در اون دنیا پاسخگوی این حذفات باشید عرفان یعنی شناخت خدا

  314. علی

    ما مدعی مگویید اسرار عشق ومستی تابی خبر بمیرد از در خود پرستی

  315. بهزاد

    به قول سهراب سپهري مولوي بزگترين شاعر اشعار عرفاني و عقلاني جهان است و او نيز در روياروي با شمس تبريزي ، از هيبت شخصيت و نفوذ كلام او به انساني در مرتبه عاليتر (ابر انسان ) ، دچار تحول شخصيت شد و به مولوي شهرت پيدا كرد و به قول دكتر سروش” مولوي مانند عقاب تيز پرواري در آسمان معرفت است كه ما تنها تاثيرات سايه او را بر زمين ميبينيم” فراموش نكنيم كه مولوي و شمس دو انسان بودند و نه معصوم كه هيچ خطايي در عملكرد آنها نبوده باشد
    اما سطح معرفت آنها(خدا شناسي و حق شناسي) و بزرگي شخصيت آنها آنقدر بالاست كه فهم آنها براي ما مشكل است . افرادي مانند حافظ و مولوي و شمس تا اندازه اي (ذومراتب ) به شخصيت حضرت پيامبر نزديك شده بودند(كه پيامبر (ص) بالا ترين فيض الهي و نزديكي به خداوند را تجربه كرد و تنها كسي كه دايره خيال و انديشه را به اراده خود درآورد)
    چگونه ممكن است كسي مانند مولوي كه بر مثنوي او در طول تاريخ از طرف بزرگترين فلاسفه و انديشمندان ايران و جهان ، دهها شرح و تفسير نوشته شده باشد آنگاه يك حجت الاسلام با نام شیخ حسن میلانی اينگونه سفيهانه بر عليه آن بزرگوار اسائه ادب كند و زبان تحجر را بر تخريب بگشايد و با كلام سخيف بر نگين معرفت خدشه آورد . يقينا هيمنه روحانيت آينده با داشتن چنين افراد متعصبي كه حقيقت را مي پوشانند و خرافات را در جامعه تزريق ميكنند دچار آسيب فراوان خواهد شد

  316. فائزه

    از زمانی که بیشتر با مولانا آشنا شدم، دیگر آن آدم سابق نشدم. مثنوی برای من یک تغییر مثبت و خروج از روزمرگی بود. بله همه می دانیم که شمس و مولانا خدا نبودند و قطعا بی ایراد نبودند. اما اگر حال و هوای آنها را درک نمی کنیم دلیلی ندارد با خاک یکسانشان کنیم.

  317. منتظر

    جناب میلانی بدنیست درمورد حافظ هم قلمفرسایی کنین… البته مرحوم آیت اله مرعشی رو از یاد نبرین فکرکنم تاثیرش براتون بهتر باشه معروفترتون میکنه

  318. بهزاد

    بنده حدود۲۰ سال با آثار و سلوک فکری و روحی علامه طباطبایی مانوس بودم و هستم.
    هرچه به ذهنم فشار وارد کردم که همه آنچه از علامه را می دانم در چند جمله تیتر کنم نتوانستم ولی به اختصار بگویم:
    – زمانی علامه در مسجد کوفه مشغول نماز بودند و حوری با ظرفی شرابی بهشتی بر او وارد شد و او بی توجه به ذکر و نماز مشغول بود(نقل قول از خود علامه)
    – پیشبینی شهادت شهید مطهری و بهشتی و…
    – وصی معنوی سید علی قاضی مرد بزرگ الهی
    و هزاران مورد دیگر
    امان از بی سوادی آقا.
    خوب است نظر امام خمینی را نیز درباره مولوی بدانید.
    کسی می تواند درباره عرفان و مردان الهی سخن بگوید که با آن وادی سنخیت داشته باشد.
    البته گاهی مخالفت با این موارد و مسائل به خاطر جهل است.
    نکته آخر!
    آقای شیخ میلانی اگر به راستی ما بزرگان خود را مانند علامه حسن زاده و علامه طباطباطط که فخر عالم اسلامند واگذاریم به دنبال شما که میزان سوادتان معلوم است راه بیفتیم از کجا سر درخواهیم آورد؟! و به کجا خواهیم رسید؟!

  319. قاسم

    با سلام این همه تعریف و تمجید از خلفای ثلاث را نمی خوانید و نمی بینید توهین به امامان را و به راحتی به یک منتقد که با دلیل نظر می دهد اینجور توهین که ضد البته تعدادی از روی کم دانشی ولی گروهی از روی بغض به شیعه و علی (ع) دنبال روی مولوی هستند کمی بررسی کنید در همه اشعار مولوی که چه توهین هایی که به امامان ما نموده البته برای انحراف در بعضی از اشعار به مدح هم در مورد پهلوانی و جوانمردی اهلبیت گریز هایی زده است
    اشعار مولوی در مثنوی و دیوان شمس که
    در وصف عمر و ابوبکر و عثمان سروده و ارادت خاصی به آنها داشته و این ارادت خود را بارها و بارها در اشعارش انعکاس داده که متاسفانه به عنوان ولی الله و فردی عارف و واصل به حق در جامعه معرفی می شود. او در برخی از اشعارش حتی مقام خلفا را از حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام نیز بالاتر می داند!

    اشعار مولوی در مدح عمر و ابوبکر و عثمان
    توجه شما را به نمونه هایی از این اشعار جلب می کنیم :

    چو احمدست و ابوبکر یار غار دل و عشق****** دو نام بود و یکی جان دو یار غار چه باشد

    (دیوان شمس غزل شماره ۹۰۱)

    عاشقانی که باخبر میرند******پیش معشوق چون شکر میرند

    از الست آب زندگی خوردند******لاجرم شیوه دگر میرند

    و انک اخلاق مصطفی جویند******چون ابوبکر و چون عمر میرند

    (دیوان شمس غزل شماره ۹۷۲)

    ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو******چون می ز داد تو بود شاید نهادن جان گرو

    بوبکر سر کرده گرو عمر پسر کرده گرو******عثمان جگر کرده گرو و آن بوهریره انبان گرو

    پس چه عجب آید تو را چون با شهان این می‌کند******گر ز آنک درویشی کند از بهر می خلقان گرو

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۱۳۶)

    در وحدت مشتاقی ما جمله یکی باشیم******اما چو به گفت آییم یاری من و یاری تو

    چون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاری******زیرا که دوی باشد غاری من و غاری تو

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۱۷۳)

    امروز مستان را نگر در مست ما آویخته******افکنده عقل و عافیت و اندر بلا آویخته

    هست آن سخا چون دام نان اما صفا چون دام جان******کو در سخا آویخته کو در صفا آویخته

    باشد سخی چون خایفی در غار ایثاری شده******صوفی چو بوبکری بود در مصطفی آویخته

    این دل دهد در دلبری جان هم سپارد بر سری******و آن صرفه جو چون مشتری اندر بها آویخته

    آن چون نهنگ آیان شده دریا در او حیران شده******وین بحری نوآشنا در آشنا آویخته

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۲۷۵)

    ای بر سر بازاری دستار چنان کرده******رو با دگران کرده ما را نگران کرده

    با صدق ابوبکری چون جمله همه مکری******کو زهره که بشمارم این کرده و آن کرده

    زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد******جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۳۲۶)

    چشم احمد بر ابوبکری زده******او ز یک تصدیق صدیق آمده

    گفت من شه را پذیرا چون شوم******بی بهانه سوی او من چون روم

    نسبتی باید مرا یا حیلتی******هیچ پیشه راست شد بی‌آلتی

    همچو مجنونی که بشنید از یکی******که مرض آمد به لیلی اندکی

    گفت آوه بی بهانه چون روم******ور بمانم از عیادت چون شوم

    (مثنوی معنوی دفتر اول بخش ۱۲۸)

    قصهٔ عثمان که بر منبر برفت******چون خلافت یافت بشتابید تفت

    منبر مهتر که سه‌پایه بدست******رفت بوبکر و دوم پایه نشست

    بر سوم پایه عمر در دور خویش******از برای حرمت اسلام و کیش

    دور عثمان آمد او بالای تخت******بر شد و بنشست آن محمود بخت

    پس سؤالش کرد شخصی بوالفضول******که آن دو ننشستند بر جای رسول

    پس تو چون جستی ازیشان برتری******چون برتبت تو ازیشان کمتری

    گفت اگر پایهٔ سوم را بسپرم******وهم آید که مثال عمرم

    بر دوم پایه شوم من جای‌جو******گویی بوبکرست و این هم مثل او

    هست این بالا مقام مصطفی******وهم مثلی نیست با آن شه مرا

    بعد از آن بر جای خطبه آن ودود******تا به قرب عصر لب‌خاموش بود

    سخت خوش مستی ولی ای بوالحسن******پاره‌ای راهست تا بینا شدن

    (مثنوی معنوی دفتر چهارم بخش ۱۹ – قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله)

    هرکه خواهد که ببیند بر زمین******مرده‌ای را می‌رود ظاهر چنین

    مر ابوبکر تقی را گو ببین******شد ز صدیقی امیرالمحشرین

    اندرین نشات نگر صدیق را******تا به حشر افزون کنی تصدیق را

    (مثنوی معنوی دفتر ششم بخش ۲۲)

    هرکس کسکی دارد و هرکس یاری******هرکس هنری دارد و هرکس کاری

    مائیم و خیال یار و این گوشهٔ دل******چون احمد و بوبکر به گوشهٔ غاری

    (دیوان شمس رباعی شماره ۱۹۸۶)

    طه و گلگونه غیب است کز او******زعفرانی رخ عشاق چو عناب شدست

    چند عثمان پر از شرم که از مستی او******چون عمر شرم شکن گشته و خطاب شدست

    (دیوان شمس غزل شماره ۴۱۵)

    یک دست جام باده و یک دست جعد یار******رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

    می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار******دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست

    (دیوان شمس غزل شماره ۴۴۱)

    چو خورشید آدمی زربفت پوشد******چو آن مه روی زرافشان درآمد

    بزن دست و بگو ای مطرب عشق******که آن سرفتنه پاکوبان درآمد

    اگر دی رفت باقی باد امروز******وگر عمر بشد عثمان درآمد

    همه عمر گذشته بازآید******چو این اقبال جاویدان درآمد

    (دیوان شمس غزل شماره ۶۶۸)

    سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو******چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو

    چه حدیث است ز عثمان عمرم مستتر است******و آن دگر را که رئیس است نگویم تو بگو

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۲۲۲)

    چون محمد یافت آن ملک و نعیم******قرص مه را کرد او در دم دو نیم

    چون ابوبکر آیت توفیق شد******با چنان شه صاحب و صدیق شد

    چون عمر شیدای آن معشوق شد******حق و باطل را چو دل فاروق شد

    چونک عثمان آن عیان را عین گشت******نور فایض بود و ذی النورین گشت

    چون ز رویش مرتضی شد درفشان******گشت او شیر خدا در مرج جان

    چون جنید از جند او دید آن مدد******خود مقاماتش فزون شد از عدد

    بایزید اندر مزیدش راه دید******نام قطب العارفین از حق شنید

    چونک کرخی کرخ او را شد حرس******شد خلیفهٔ عشق و ربانی نفس

    پور ادهم مرکب آن سو راند شاد******گشت او سلطان سلطانان داد

    وان شقیق از شق آن راه شگرف******گشت او خورشید رای و تیز طرف

    چون ابوبکر از محمد برد بو******گفت هذا لیس وجه کاذب

    چون نبد بوجهل از اصحاب درد******دید صد شق قمر باور نکرد

    آینهٔ دل صاف باید تا درو******وا شناسی صورت زشت از نکو

    (مثنوی معنوی دفتر دوم بخش ۲۳)

  320. قاسم

    انحرافات اعتقادیِ اشعار مولوی در مثنوی و دیوان شمس
    یکی از کسانی که اشعار بسیاری در وصف عمر و ابوبکر و عثمان سروده و ارادت خاصی به آنها داشته و این ارادت خود را بارها و بارها در اشعارش انعکاس داده، مولوی است که متاسفانه به عنوان ولی الله و فردی عارف و واصل به حق در جامعه معرفی می شود. او در برخی از اشعارش حتی مقام خلفا را از حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام نیز بالاتر می داند!

    اشعار مولوی در مدح عمر و ابوبکر و عثمان
    توجه شما را به نمونه هایی از این اشعار جلب می کنیم :

    چو احمدست و ابوبکر یار غار دل و عشق****** دو نام بود و یکی جان دو یار غار چه باشد

    (دیوان شمس غزل شماره ۹۰۱)

    عاشقانی که باخبر میرند******پیش معشوق چون شکر میرند

    از الست آب زندگی خوردند******لاجرم شیوه دگر میرند

    و انک اخلاق مصطفی جویند******چون ابوبکر و چون عمر میرند

    (دیوان شمس غزل شماره ۹۷۲)

    ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو******چون می ز داد تو بود شاید نهادن جان گرو

    بوبکر سر کرده گرو عمر پسر کرده گرو******عثمان جگر کرده گرو و آن بوهریره انبان گرو

    پس چه عجب آید تو را چون با شهان این می‌کند******گر ز آنک درویشی کند از بهر می خلقان گرو

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۱۳۶)

    در وحدت مشتاقی ما جمله یکی باشیم******اما چو به گفت آییم یاری من و یاری تو

    چون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاری******زیرا که دوی باشد غاری من و غاری تو

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۱۷۳)

    امروز مستان را نگر در مست ما آویخته******افکنده عقل و عافیت و اندر بلا آویخته

    هست آن سخا چون دام نان اما صفا چون دام جان******کو در سخا آویخته کو در صفا آویخته

    باشد سخی چون خایفی در غار ایثاری شده******صوفی چو بوبکری بود در مصطفی آویخته

    این دل دهد در دلبری جان هم سپارد بر سری******و آن صرفه جو چون مشتری اندر بها آویخته

    آن چون نهنگ آیان شده دریا در او حیران شده******وین بحری نوآشنا در آشنا آویخته

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۲۷۵)

    ای بر سر بازاری دستار چنان کرده******رو با دگران کرده ما را نگران کرده

    با صدق ابوبکری چون جمله همه مکری******کو زهره که بشمارم این کرده و آن کرده

    زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد******جان را که فلاحی شد با رطل گران کرده

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۳۲۶)

    چشم احمد بر ابوبکری زده******او ز یک تصدیق صدیق آمده

    گفت من شه را پذیرا چون شوم******بی بهانه سوی او من چون روم

    نسبتی باید مرا یا حیلتی******هیچ پیشه راست شد بی‌آلتی

    همچو مجنونی که بشنید از یکی******که مرض آمد به لیلی اندکی

    گفت آوه بی بهانه چون روم******ور بمانم از عیادت چون شوم

    (مثنوی معنوی دفتر اول بخش ۱۲۸)

    قصهٔ عثمان که بر منبر برفت******چون خلافت یافت بشتابید تفت

    منبر مهتر که سه‌پایه بدست******رفت بوبکر و دوم پایه نشست

    بر سوم پایه عمر در دور خویش******از برای حرمت اسلام و کیش

    دور عثمان آمد او بالای تخت******بر شد و بنشست آن محمود بخت

    پس سؤالش کرد شخصی بوالفضول******که آن دو ننشستند بر جای رسول

    پس تو چون جستی ازیشان برتری******چون برتبت تو ازیشان کمتری

    گفت اگر پایهٔ سوم را بسپرم******وهم آید که مثال عمرم

    بر دوم پایه شوم من جای‌جو******گویی بوبکرست و این هم مثل او

    هست این بالا مقام مصطفی******وهم مثلی نیست با آن شه مرا

    بعد از آن بر جای خطبه آن ودود******تا به قرب عصر لب‌خاموش بود

    سخت خوش مستی ولی ای بوالحسن******پاره‌ای راهست تا بینا شدن

    (مثنوی معنوی دفتر چهارم بخش ۱۹ – قصهٔ آغاز خلافت عثمان رضی الله)

    هرکه خواهد که ببیند بر زمین******مرده‌ای را می‌رود ظاهر چنین

    مر ابوبکر تقی را گو ببین******شد ز صدیقی امیرالمحشرین

    اندرین نشات نگر صدیق را******تا به حشر افزون کنی تصدیق را

    (مثنوی معنوی دفتر ششم بخش ۲۲)

    هرکس کسکی دارد و هرکس یاری******هرکس هنری دارد و هرکس کاری

    مائیم و خیال یار و این گوشهٔ دل******چون احمد و بوبکر به گوشهٔ غاری

    (دیوان شمس رباعی شماره ۱۹۸۶)

    طه و گلگونه غیب است کز او******زعفرانی رخ عشاق چو عناب شدست

    چند عثمان پر از شرم که از مستی او******چون عمر شرم شکن گشته و خطاب شدست

    (دیوان شمس غزل شماره ۴۱۵)

    یک دست جام باده و یک دست جعد یار******رقصی چنین میانه میدانم آرزوست

    می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار******دست و کنار و زخمه عثمانم آرزوست

    (دیوان شمس غزل شماره ۴۴۱)

    چو خورشید آدمی زربفت پوشد******چو آن مه روی زرافشان درآمد

    بزن دست و بگو ای مطرب عشق******که آن سرفتنه پاکوبان درآمد

    اگر دی رفت باقی باد امروز******وگر عمر بشد عثمان درآمد

    همه عمر گذشته بازآید******چو این اقبال جاویدان درآمد

    (دیوان شمس غزل شماره ۶۶۸)

    سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو******چون عمر محتسبی دادکنی این جا کو

    چه حدیث است ز عثمان عمرم مستتر است******و آن دگر را که رئیس است نگویم تو بگو

    (دیوان شمس غزل شماره ۲۲۲۲)

    چون محمد یافت آن ملک و نعیم******قرص مه را کرد او در دم دو نیم

    چون ابوبکر آیت توفیق شد******با چنان شه صاحب و صدیق شد

    چون عمر شیدای آن معشوق شد******حق و باطل را چو دل فاروق شد

    چونک عثمان آن عیان را عین گشت******نور فایض بود و ذی النورین گشت

    چون ز رویش مرتضی شد درفشان******گشت او شیر خدا در مرج جان

    چون جنید از جند او دید آن مدد******خود مقاماتش فزون شد از عدد

    بایزید اندر مزیدش راه دید******نام قطب العارفین از حق شنید

    چونک کرخی کرخ او را شد حرس******شد خلیفهٔ عشق و ربانی نفس

    پور ادهم مرکب آن سو راند شاد******گشت او سلطان سلطانان داد

    وان شقیق از شق آن راه شگرف******گشت او خورشید رای و تیز طرف

    چون ابوبکر از محمد برد بو******گفت هذا لیس وجه کاذب

    چون نبد بوجهل از اصحاب درد******دید صد شق قمر باور نکرد

    آینهٔ دل صاف باید تا درو******وا شناسی صورت زشت از نکو

    (مثنوی معنوی دفتر دوم بخش ۲۳)

  321. باران

    کلللللللی خندیدیم! ممنون! آقا از علامه طباطبایی بهتر میفهمه! بابا شما با این اعتماد به نفس حیفه ادعای خدایی نکنی

    1. سجاد

      این روحانیان ِ تازه، می‌خواهند با دو سه پاراگراف، همه‌ی عالمان و همه‌ی تجربه‌ها و همه‌ی عارفان را «صفر مطلق» کنند، بعد بگویند که بیا حرفِ اصلی پیش من است. پیش خودش که می‌نشینی جز ظاهر بینی و تناقضی که به دو سه تا سوال در هم می‌شکند، چیزی نمی‌بینی…

  322. منتظر

    یه مشن متعصب عاریایی ریختن اینجا الحق اینا مسخ شده ی چند بیت شعرن وقتی شعرای خودش هست که توش کلمات رکیک بکار رفته شده چ جای دفاعی داره؟نکنه همون کلمات رکیکم از درک ما خارجه و معنای ژرف داره خخخخ امان از جهل حتی نرفته شعرای طرفو از اول تا اخر بخونه دایه مهربانتر از مادر میشه باورم نمیشه مولوی اینقدر خراب بوده که افغانیو ایرانی سرش دعوا دارن خیلی متشکر ازین سایت خیلی دقیق توضیح دادید

  323. محمد حافظ کل قران کریم بلطف الهی

    سلام بر همه

    اقلا یکبار کل قران را بخوانید تا مشخص شود برخی اشعار مثنوی ایراد دارد و اصراری بیجا یا نامفهوم در اشعار هست بر اثبات مطالبی خلاف قران!

    یک نمونه بحث کامل از این مطلب را در این سایت گنجور در ذیل شعر مولوی ببینید:
    https://ganjoor.net/moulavi/masnavi/daftar1/sh167/

    مولوی، ابن ملجم را از زبان امام علی ع تبرئه میکند و او را ابزار خداوند میداند و خدا را فاعل میداند

    قران اما، ابن ملجم را پیرو شیطان، امام علی ع را لبیک گوی دعوت رحمان و خدا را منزه از دعوت به زشتی و عصیان معرفی میکند

    “جبر” و “وحدت جود” موج میزند در مثنوی

    جبر و وحدت خدا و مخلوق در قران رسما نفی شده دقیقا در جواب امثال مولوی که در طول تاریخ چنین عقیده داشته و اظهار کرده اند بی هنر یا با هنر مثل مثنوی

    اشعار خوب زیاد دارد مثنوی اما نباید در مقدمه کتابش میگفته مثنوی اصول اصول دین است

    دوستان به هم احترام بگذارید و فحش ندهید با سپاس و ارزوی سلامتی

  324. علی

    وقت همگی به خیر .عارف در شعرش از خال لب یار و چشمان مست او میگوید و آنکه فقط ظاهر را دیده و خوانده اعلام میکند: عارف به عشق و عاشقی پرداخته . در حالیکه عارف با عشق خداوند در سوختن است و منظور شعرش نیز عشق خداست. به زبان عاشقان و عرفا مطلب را بیان میکند. این عشق زمینی نیست . باید عرفان را شناخت.

  325. امید

    این آقا و امثال آقا جزو همون منجمدالفکرهایی هستند که در تاریخ بشریت و همه ادیان بوده وهستند گذشتگان این انسانها با این تفکرات امثال آخوندهای نظامیه بغداد بودند که با سعایت و حسادت زنانه شان منجر به قتل و سوزاندن شیخ شهید سهره وردی شدند تنها به دلیل اینکه عقل کوته و منجمدشان به قله بلند سیمرغ منظر سهره وردی نمیرسید امثال این جناب متحجر امام محمدغزالی که ابن سینا که تاریخ بشریت به او میبالد را تکفیر کرده میباشد نمونه خارجی این آقایان همان کشیشان سنگدل و وحشی بودن که میلیونها انسان را به جرم تفکری بالاتر از فهم کوتاه خودشان در قرون وسطی زنده زنده سوزاندند آقای محترم تو کجا مولانا کجا تو کجا شمس کجا قبل ازینکه بخواهی از آنها حرفی بیاری خودت رو نقد کن حاجی تو در تمام سخنانت از یک فرقه حرف زدی و گفتی چه و چنان کاش درک میکردی مولانا و امثال مولانا قبل ازینکه پرچم و علمی داشته باشند برای انسانیت سخن رانده اند چه انسانی از ترکستان چه انسانی از فرغانه بببین نظریات کم مایه تو ترکستان و فرقانه که چه عرض کنم از اتاقت هم بیرون خواهد رفت بزرگی به افتادگی و معرفت است شیخ نه بررگان را خورد شمردن

    چو خواهی که نامت رود درجهان مکن نام نیک بزرگان نهان

  326. محمد

    تمامی گفته های این آقا حاکی از بی اطلاعی و ناآگاهی از عرفای بزرگ ایران عزیزمان است ازین رو پیشنهاد میکنیم به شما حتما قبل از مردنتان و عزیمت کردن به دیار باقی حتما یک جلسه از صحبت های کانال گنج حضور توسط دکتر پرویز شهبازی تفسیر میشود استفاده کنید
    حدیث حضرت رسول : بمیرید قبل از آنکه بمیرید

  327. فروزنده

    کی شود. که اینگونه افراد دروغگو از صحنه روزگار محو شوند چگونه میشود فردی اینقدر بیسواد در چنین جایگاهی قرار میگیرد وای برما که اینها استاد حوزه های ما هستند خدا به فریادمان برسد

  328. هادی

    من که مکتبم رو از اهل بیت و کسانی که سمت پیروی از اهل بیت و نشر عقاید ایشان رو دارند می گیرم و امیدوارم که خود اهل بیت در روز قیامت شفیع من باشند. آقایانی که دم از صوفی و امثال مولانا و شمس می زنند، امیدوارم که روز قیامت خود صوفی ها و امثال شمس و مولانا شفیعشون باشند، البته اگر شفاعت اونا پذیرفته باشد. این رو برای این نوشتم که یک عده اینقدر بعضی روحانیون رو که دغدغه طرفداری از اهل بیت و بیان مظلومیت ایشان رو دارند و حرف های خودشون رو با دلیل و استدلال بیان می کنند رو منجمد الفکر نخوانند.

    1. بکران

      آقای هادی محترم و عزیز
      یکم علمتو ببر بالا
      اهل بیت پیرو جاهل و تیره دل نمیخوان
      شما اشعار مولانا با جانت دل بخون .ناخودآگاه عاشق اهل بیت و خدای بزرگ میشی یا بهتر بگم از عشق فراتر …
      کسی که عاشق علی میشه و شعر های زیبا و دل نواز برای علی سروده چه عالی که اونم مارو شفاعت کنه …
      و چه خون دل ها خورد علی از دست این جماعت سر به سجود آیه خوان به ظاهر متدین…
      این ☝️در باب افکار شماست. ک قدرت فکریتو تو یه چهار چوب پوسیده حبس کردی و علی به واسطه شیخ ها احادیث شناختی
      افکار انسان های بزرگ برو ببین با چه دیدی به علی و آل علی نگاه میکنن
      ببین شریعتی با کتاب علی تنهاست چه میگه
      ببین مولانا با اشعارش چی میگه
      ببین مولانا وقتی با شمس دیدار میکنه چی میشه عاشقانه برای علی شعر میگه
      اونوقت هستش که تمام نهج البلاغه رو با حیرت و شگفت میپذیری..
      یکم سفر کن به درون خودت به رویاهای اومدی بزرگ ….. به امید خارج شدن از ظلمات

  329. محسن

    به نام خدا
    لو علم اباذر ما فی قلب سلمان لقتله
    همانطور که در علوم طبیعی فهم دانشمندان در یک حد نیست در علوم الهی نیز اینگونه است . فهم توحید صمدی مقدور هر دانشمندی نیست.

  330. جاهد

    با سلام. این جور سخنهای دور از عقل راجع به حافظ هم گفته شده اما در این مصاحبه مشخص شد که جناب آقای میلانی مثنوی را درست و کامل نخوانده به طوری که یکی HC داستاهای معروف مولوی را که درباره صوفی و علوی و فقیه در باغ است نشنیده است . دوم این که مولوی در موارد بسیاری جبر را نفی کرده و این موضوع رادر داستان شیر و نخچیران لا اقل به خوبی می توان دید. ایشان تنها دید تعصب آمیز نسبت به شیعه و سنی دارد به همین دلیل از مولوی ایراد می گیرد و ضمنا داستاهای نسبت داده شده به مولوی و شمس قابل اعتماد نیست که ایشان به انها استناد کرده است. فهم مثنویدرک بالایی از عرفان و کلام و فرق نیاز دار ولی ایشان تنها به کتاب و سنت چسبیده اند و احادیثی که اغلبشان در زمان عثمان جعل شده است.

  331. سینا

    این که مولوی خلفای اهل سنت را محترم شمرده عجیب نیست اینان از بزرگان دین بوده و نزد اهل سنت محترمند و اگر شیعه از نگاه خود به این اشعار خرده می گیرد عجیب است . احترام به بزرگان هر دین طبیعی است و شیعه هم اگر عاقل بود و با تعصب برخورد نمی کرد می دید که خود امام علی هم نسبت به این افراد تعصبی نداشته و بیشتر صحبت آقای میلانی هم بر سر همین تعصب شیعه و سنی است و مرجع درستی ندارد و مشخص است که نه مثنوی را درست خوانده و نه جاهایی که خوانده درک کرده اطلاعات ایاشن در سطح اینترنت سخنان پراکنده و مجعولی است که راجع به شمس و مولوی نقل شده.

  332. ناشناس

    یا شیخ..!
    نیاموختی..!!

  333. عیسی

    آخر کسی باید در مورد شخصی مثل مولانا و شمس حرف بزند که لااقل از علوم مختلف سر در بیاورد بفرض هم هر چقدر شخصیتی بد داشته باشد باز در علم آدمی مثل ایشون نمی‌گنجد که بیاید بگوید فاسد بوده و یا منحرف.مثل شیطان..آخر همه مان میگوییم شیطان بد است خوب چقدر علم دارین شما ، بجز شنیده های مجهول .چند تا عالم و جهان را شکافتی ؟ خوب این قدرت را کی به شیطان داده؟چرا ازش پس نمیگیرد مثل قصه های ناقصی که از بلعم بائورا و یا برسیسای مسیح شنیده ایم ..آخر نمی شود با علم ابتدایی و ناقص در مورد کسی حرف زد اونم با فاصله هزار ساله

  334. ناشناس

    یک انسان چقدر میتونه جاهل باشه ؟!!!!
    چقدر سطحی نگر
    آخه این مزخرفات چیه نوشتید !!!!
    لطف کنید کل مطلب پاک کنید

  335. مصطفی

    کجایید ای شهیدان خدایی بلاجویان دشت کربلایی
    کجایید ای سبک‌بالان عاشق پرنده‌تر ز مرغان هوایی
    کجایید ای شهان آسمانی بدانسته فلک را درگشایی
    کجایید ای ز جان و جا رهیده کسی مر عقل را گوید کجایی
    کجایید ای درِ زندان شکسته بداده وام‌داران را رهایی
    کجایید ای درِ مخزن گشاده کجایید ای نوای بی‌نوایی

    دیوان شمس مولوی

  336. حامد

    پرستش به مستیست در کیش مهر برون اند زین حلقه هوشیارها

  337. ناشناس

    نه همه بد هستن….تو خودت خوبی….تو فقط زندگی می دونی چیه….بقیه به دنیا نیومدن….و زندگی نکردن…خدایا از رو زمین این آدمارو بردار تا دنیا جای بهتری برای زندگی کردن بشه …

  338. ناشناس

    سید ۲۹/۶/۹۸ در۱۴:۵۰
    حضرت مولانا خودش جواب آخوند میلانی را داده.
    ما ز قرآن مغز را بر داشتیم
    پوست را بهتر خران بگذاشتیم

    1. ایمان

      احسسسسسنتتتتتتتتتتتتتت

    2. نورالهدی

      خدا حیرت بده،باریکللااااا

  339. مصطفی ......

    آقای میلانی
    با توجه به اینکه قانون تضاد در کاینات از جمله قویترین قوانین حاکم بر کاینات است ، بدرستی که نظریات شما به حضرت مولانا در چهارچوب همین قانون است …
    خدارو شاکرم که فضای مجازی این فرصت را به قشر کثیری از انسانها داده که حق را از باطل تمییز دهند ….
    جهان بینی شما بسیار ضعیف است ….
    نظریات شما بر اساس حب و بغض است …
    چراغ عالم افروز مُخَلَّد
    که نی کفرست و نی ایمان کدامست ؟

    چه قبله کرده ای این گفتگو را ؟
    طلب کن درس خاموشان کدامست ؟

    اللهُ اعلم بالرشاّد ….

  340. ایمان

    الان که فهمیدم اخوندا باهاش مخالفن بیشتر ازش خوشم اومد . اگه زندگی نامه شمس و مولانا رو بخونید همون موقع هم اخوندا باهاش مخالف بودن ولی هیچ کدوم توان مباحثه و مناظره با مولوی و شمس رو نداشتن

  341. فرشید

    هر کسی از ظن خود شد یار من / از درون من نجست اسرار من
    حال پخته درنیابد هیچ خام / پس سخن کوتاه باید والسلام

  342. محمد از اصفهان

    نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون که هرکجا خبری هست ادعایی نیست

  343. داریوش

    چون ندانی دانش آهنگری ریش و مو سوزد گر آنجا بگذری

  344. جهل ستیز

    ای شیخ نادان تو بسیار حقیر تر از آنی که در مورد شخصیت بزرگی مانند مولانا قضاوت کنی جواب دهن کجی های تو را با ابیاتی از آن انسان بزرگ پاسخ می دهم هر چند لایق پاسخ دادن نیستی:
    از همه محروم تر خفاش بود *که عدو آفتاب فاش بود
    با عدو آفتاب ای بد عتاب*ای عدو آفتاب آفتاب
    ای عدو آفتابی کز فرش*می بلرزد آفتاب و اخترش
    تو عدو او نه ای خصم خودی*چه غم آتش را که تو هیزم شدی
    دشمنی گیری به حد خویش گیر*تا بود ممکن که گردانی اسیر
    قطره با قلزم چو استیزه کند*ابله است او ریش خود بر می کند

  345. فرقان

    با سلام صحبت بنده در ارتباط يا تاييد يا رد تشخاصي چون شمس مولاناو….نيست.زيرا درمقامي نيستنم كه داوري كنم .در مورد مرحوم علامه طبابايي هم عرض كنم ايشان قابل نقد است اما بايد ديدچه فردي با چه دانشي نقد را مطرح مي كند . في المثل ببينيد مرحوم مطهري با چه داش جامعي و مودبانه (بدون خودشيفتگي )ذيل مقاله هاي رئاليسم مرحوم مطهري نقدها و يا نظرياتي متفاوت ارايه مي دهد و چگونه مرحوم علامه طباطبايي اجازه ميدهد كه آن ها در كتاب براي انديشه ورزي چتپ شود . لذا برخورد هاي اين دو عالم رباني بسيار آموزنده است .حال مقايسه كنيم برخورد هاي روحانيان دوره حاضر را با آنان . چگونه يك روحاني كه نه در علم كلام نه در فلسفه نه در فقه ونه در عرفان ونه در علوم فيزيكي به علم جامع نرسيده است به خود اجازه مي دهد با اندك اطلاعات سطحي در علم كلام افرادي را نقد كند كه جامع علوم ذكرشده بودند . به نظر مي رسد تقواي الهي در برخي روحانيان جايش را به توهم داده است . بنده سوالي دارم تاكنون چند نفر سراغ داريد كه تنها با علم كلام كه خود معرفت دست دوم از منابع وحي و روايت است و جز معرفت بشري براي انسان ها برنامه تربيت ديني طراحي كند كه انسان را در تمام ابعاد فطري از عقل تا نيازهاي معنوي رشد و پرورش دهد . علم كلام بدون همراهي با فلسفه و عرفان نتوانسته است انسان هاي متعالي پرورش دهد . اگر علم چنين كرده است نمونه اي بياوريد و همچنين برنامه و الگوي حود را به صورت عملياتي در معرض بحث و سپس اجرا قرار دهيد . تا به امروز كه نتوانسته است شايد با همت آقاي ميلاني عزيز ميسر شود ان شالله ؟؟؟

  346. ناشناس

    بعد از سلام وادب .مولانا به هر دین ومسلکی که بوده ،مسلمان بوده یا هرچیز دیگه صدها سال پیش دعوت حق رالبیک گفته وبه دیار باقی شتافته .کسی چه می داند خداوند برای او چه منزلگاهی در نظر گرفته .کسی چه می داند که الان در بهشت برزخی است یا دوزخ برزخی .خدا خودش می داند وبس .اگر یک درصد در نظر بگیریم که او بهشتی بوده این صحبتها در باره او بی فایده است .پس به جای آنالیز کردن کردار مردگان چند صد سال پیش باید به فکر آنالیز کردن کردار خودمون باشیم .

  347. رامین نعمتی

    متأسفانه عده‌ای که از هوش و فراست کافی برخوردار نیستند، به طور آگاهانه و ناآگاه، از آغاز نگارش تفسیر مثنوی توسط علامه جعفری در سال ۱۳۴۸، همواره در راه تخریب افکار و شخصیت ایشان و دیگر متفکران و صاحب‌نظرانی که در این وادی گام گذاشته­ اند، تلاش می‌کنند. این افراد برای توجیه دروغ خود، فیلمی را هم از ایشان منتشر کرده ­اند که پاسخ آن به اختصار چنین است: اولاً، فیلمی که در فضای مجازی پخش شده، قطعه‌ای بریده از جلسه سخنرانی ایشان در یکی از روزهای ماه محرم سال ۱۳۷۶ است که اتفاقاً استاد در این جلسه اشاره کردند که بسیاری از افراد سؤال می‌کنند: آیا ما هم می‌توانیم مثنوی جلال الدین محمد مولوی را مطالعه کنیم؟ استاد در پاسخ این سؤال گفته­ اند: افراد در مقابل این کتاب، سه گروه هستند:

    گروه اول، کسانی هستند که معلومات آنان شکل گرفته و واقعاً اطلاعات قوی دارند و شخصیت‌شان اشباع شده است. برای آنها لازم است که مثنوی را ببینند، زیرا اشتباهات و مطالب حقیقی آن را می‌فهمند و برایشان مفید خواهد بود.

    گروه دوم، کسانی هستند در حد متوسط که اطلاعات آنان خیلی قوی نیست، اما علاقه دارند که حتماً مطالعه کنند. اینها نباید بدون راهنما وارد شوند، زیرا نوسانات مثنوی خیلی تند است.

    گروه سوم، کسانی هستند که از اطلاعات علمی بسیار محدود برخوردار بوده و فقط زیبایی داستان‌های مثنوی برایشان جالب است. این‌گونه افراد هرگز نباید مثنوی را مطالعه کنند، زیرا جواب مشکلاتی را که بعداً برایشان پیش خواهد آمد، باید خودشان مهیّا کنند.

    همان‌گونه که ملاحظه میشود، هیچ ندامت و پشیمانی در این سخنرانی دیده نمیشود و ایشان هرگز از نگارش این مجموعه احساس پشیمانی نداشته و بلکه تلاش این سه گروه را مقدمه‌ای بر فهم مثنوی دانسته‌اند. افرادی سودجو و ناآگاه فقط به برداشت گروه سوم اشاره کرده و از قول ایشان گفته­ اند که مثنوی نباید خوانده شود!!!!! قابل ذکر است که در بیشتر آثار علامه جعفری، خصوصاً جلد ۲۱ ترجمه و تفسیر نهج­ البلاغه، که مجلدات پایانی آن در اواخر عمر شریفشان نگاشته شده است، حاوی بسیاری از ابیات جلال­ الدین محمد مولوی، با استناد به مثنوی و دیوان شمس تبریزی است. در مجموعه نفیس و گران‌قدر تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی می‌توان به رعایت جانب احتیاط در روش تطبیقی استاد جعفری اشاره کرد. ایشان در تطبیق مضامین مثنوی، به طور فراوان از کلمات «احتمالاً»، «شاید» و «ممکن است»، استفاده کرده و هرگز به مطلق‌گویی در آراء و اندیشه‌های مولوی نپرداخته‌اند. با همه اوصافی که در این مجموعه پانزده جلدی مستتر است، گاهی نقدهایی هم از طرف برخی محققان صورت گرفته است. با کمال صراحت می­توان گفت: نقد و بررسی افکار و اندیشه­ ها امری کاملاً ستودنی و پسندیده است، اما دروغ بستن و نشر اکاذیب به نام اندیشمندان در محافل سخنرانی و فضای مجازی، دور از جنبه و ساحت علم‌گرایی و دین­ گرایی است. نظر خود استاد محمدتقی جعفری درباره این مجموعه چنین است:

    «کوشش من این بوده است که بتوانم مطالبی را در ارائه راهی مخصوص برای بررسی محتویات مثنوی ارائه بدهم و آن‌چنان که عرض کرده‌ام، بررسی مثنوی با نظر به اصول اساسی جهان‌بینی و انسان‌شناسی و انسان‌سازی است که در فرهنگ‌های متنوع بشری عرضه شده است. این مطالب به عنوان مقدمه‌ای است محدود و قابل تحقیق بر این‌گونه تفاسیر. لذا، اگر کسی خیال کند که هرگونه تحقیق و بررسی که در این مجلّدات صورت گرفته است، قابل قبول و هیچ‌گونه جای تردیدی ندارد، همان اندازه از واقعیت دور است که کسی این مجلّدات را فقط برای انتقاد از اول تا آخر در پیش روی خود باز کند و با اصول پیش‌ساخته یا بیان عقاید شخصی، مورد انتقاد قرار بدهد. وقتی که مولوی می‌گوید: «هر که گوید جمله حق است، احمقیست//هر که گوید جمله باطل، او شقیست»، تکلیف ما نیز روشن است که در ارزیابی کار انسان‌ها، هرگونه افراط و تفریط، ظلمِ نابخشودنی است. امیدوارم خداوند متعال همه ما را از افراط و تفریط‌گرایی محفوظ بدارد و ما را موفق به عدل و داد و انصاف نماید».

    گاهی اشخاصی بودند که حتی به اعتراف خودشان، صفحاتی از یک مجلّد مجموعه ۱۵ جلدی تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی را مطالعه نکرده، شروع به اظهارنظر منفی میکردند، و گاهی هم برخی از اشخاص، چه به وسیله نامه و چه به صورت شفاهی، درباره تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی تعریف و تمجید مبالغه‌آمیز به راه می‌انداختند. ایشان در پاسخ به هر دو گروه موافق و مخالف درباره تفسیر مثنوی چنین می‌گفتند:

    «شما را به خدا سوگند می‌دهم، بگذارید کار کنیم. این‌قدر با خلاف واقع‌گویی‌ها سد راه جویندگان نشوید. شما به جای این مطالب خلاف واقع و میخکوب‌کننده رهروان، بروید مسئله‌ای را مورد تحقیق قرار بدهید که سودی به حال مردم علاقه‌مند به معرفت داشته باشد … من عاشق ملّای رومی نشدم، ولی برای من هم مانند دیگران خیره‌کننده است. اما اشتباهاتش را دیدم و به‌ همین دلیل می‌فهمم که مطلق نیست، اما واقعاً مغز است! شاید هیجان مغزیِ او را من از ملّاصدرا خیلی بالاتر ببینم. از یک جهت از ابن‌سینا بالاتر است، ولی بالأخره بشر است، ملّای رومی است، اشتباه هم می‌کند. یکی از بزرگان که مولوی‌شناس هم بود، به بنده گفتند: من بعد از پیغمبران و ائمه ـ علیهم‌السلام ـ مردی به این بزرگی، مغزی به این بزرگی و روحی به این بزرگی سراغ ندارم، شما نظرتان چیست؟ در پاسخ گفتم: بنده در خود نمی‌بینم که پرونده مغزیِ بشر را ببندم. این کار من نیست. همین مقدار می‌گویم که این مرد خیلی بزرگ و غیر عادی است. اما اینکه نظیر ایشان دیده نمی‌شود، سخن صحیحی نیست. ما چه می‌دانیم چه اشخاصی با مغزهای بزرگ‌تر به زیر خاک تیره رفته‌اند! دنیا چه اندازه انسان‌هایی را فشار داد که اگر آن فشارها نبود، ممکن بود ده‌ها برابر مولوی بوده باشند. فشار روحی، اجتماعی و عوامل جبری، آنها را قالب کرده بود … در آن هنگام که تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی را شروع کردم، عده‌ای از دوستان می‌گفتند که شما چرا به‌ جای تفسیر و نقد و تحلیل مثنوی، تفسیر نهج‌البلاغه را شروع نکرده‌اید؟ گفتم: این نوع تحلیل و تفسیری که در رابطه با مثنوی می‌خواهیم شروع کنیم، شاید بی‌سابقه باشد و گفتم: وقتی مثنوی تمام شود، نهج‌البلاغه را شروع خواهیم کرد. در حقیقت، طرح مثنوی که دارای معارف بسیار فراوانی از اسلام است، می‌تواند برای ما راهگشا و مقدمه‌ای جهت شناخت نهج‌البلاغه باشد».

    1. بکران

      بسیار عالی بود .کاملا درست و منطقی گفتین
      احسنت به این همه کمال
      شما کلمامتی بیان کردین که در ذهن بیشتر ما بود ولی قدرت ادا آنها نداشتیم
      کاملا درسته مولوی ام یک انسان ک گاهی اشتباه کرده ولی واقعا مرد بزرگی بوده مث خیلی های دیگه ….

  348. رامین نعمتی

    خانم دکتر ناهید عبقری که سی سال از عمر خود را برای نگارش شرح مثنوی (شش مجلد) صرف نموده، می‌نویسد: «اگرچه مولانا حنفی‌مذهب و اشعری‌مسلک بوده است و همان‌گونه که از تتبع در احوال و زندگانی وی برمی‌آید، در خانواده‌ای سنی و حنفی‌مذهب تولد یافته و بالیده است و فقه حنفی را نیز در ایام جوانی به خوبی فرا گرفته و بدان معتقد گشته است، اما پس از رسیدن به درجه اجتهاد و بالاخص پس از برخورد با شمس تبریزی و انقلابی که محصول این آشنایی و نتیجه دل‌انگیز آن که عارفی عاشق را به جهان عرضه داشت، مولانا عارفی بی‌نظیر شد که از نظرگاه تقلید کلی فراتر نهاده و در جایگاه تحقیق به استغراق و شهودی تمام، حقایق را به ادراکی عارفانه حاصل می‌یافت و در این منزلگاه، ادراک روحانی وی برتر از آن بود که در قالب فقه و اصول شافعی یا حنفی بگنجد، گفتار او تراوش بی‌وقفه یک روح پاک است که به الهام ربانی، کشف و شهود عارفانه و دریافت حقایق از منبع آن اتکا دارد، این حقایق يكجا به صورت محبت بسیار در حق پیامبر عظیم‌الشأن(ص) و خاندان پاکش نمود می‌یابد و علی(ع) را با اظهار محبت تام و ولایت، افتخار هر نبی و هر ولی می‌داند و «ترازوی احدخو» و «مولای مؤمنان» می‌خواند. و در جایی که به مناسبتی نام سیاهکاران تیره‌بختی همچون یزید یا شمر در میان می‌آید، انزجار از چهرۀ کلام وی آشکارا هویدا می‌گردد؛ بنابراین این انسان فرازمینی خارج از قواعد و قوالب مذاهب، هر جا که حقایق را به ادراک عظیم روحانی خویش می‌یافت. به وضوح در تقریر آن می‌کوشید و اندیشه ژرف وی را نمی‌توان در چهارچوب فرقه یا گروه ‌خاصی محصور و محدود ساخت.
    «مثنوی» که از ذخایر فرهنگ بشری در جهان معاصر به شمار می‌آید، منظومه‌ای است بالغ بر بیست و پنج هزار و ششصد و اندی بیت که در شش دفتر به نظم آمده و مشتمل است بر حدود دویست و شصت و یا دویست و هفتاد قصۀ کوتاه و بلند و کثیری از لطایف و تمثیلات. این جوامع الحكایات بی‌نظیر علی‌رغم تنوع و تکثری که در قصه‌ها دارد، به موجب کلام آن جناب مستطاب که می‌فرماید:
    ما چه خود را در سخن آغشته‌ایم
    کز حکایت، ما حکایت گشته‌ایم
    یک حکایت بیش نیست. حکایت «روح» خود اوست. گویی که مولانا در مثنوی روح خود را به سان طومار طویلی گشوده است و معانی و معارف را با پیمانۀ قصه عرضه می‌دارد. این حکایت که یک سخن بیش نیست، قصۀ مهجوری است، قصۀ آفرینش است و قصۀ نی و نیستان. حکایت «روح» انسان که از نیستان هستی جداست و «فرع» را از بازگشت به «اصل» گریزی نیست. جهد مشفقانۀ این عارف بی‌نظیر در مثنوی آن است که «انسان بی‌درد» دریابد که او را «درد»ی هست، درد جدایی از اصل و پیامد آن ارائه طریق برای طی کردن قوس صعودی، در دایرۀ هستی که سعادتی سرمدی را در پی دارد. در عصری که آرام آرام معنویت و آرمان‌های انسانی گاه فراموش و گاه به یک سو نهاده می‌شوند، بهره‌مندی از اندیشۀ والای این سفیر عشق و دوستی که خلق را به وحدتی عارفانه فرا می‌خواند، الزامی فرخنده است».

  349. ناشناس

    تشیع مولوی و بیزاری اش از خلفاء سه گانه قطعی است . در کلیات شمس می خوانیم:

    شاهم علی مرتضی بعدش حسن نجم سما دانم حسین کربلا الله مولانا علی
    آن آدم آل عبا دانم علی زین العباد هم با قر و صادق گو الله مولانا علی
    موسی کاظم هفتمین باشد امام و رهنما گوید علی موسی الرضا الله مولانا علی
    سوی تقی آی و نقی در مهر او عهدی بخوان با عسکری رازی بگو الله مولانا علی
    مهدی سوار آخرین بر خصم بگشاید کمین خارج رود روی زمین الله مولانا علی

    آنگاه در بیزاری از حلفاء سه گانه گوید :
    قاضی و شیخ و محتسب دارد به دل بغض علی هر “سه ” شدند از دین بری الله مولانا علی
    گر مقتدای جاهلی کردست در دین جاهلی تو مقتدای کاملی الله مولانا علی
    اقرار کن اظهار کن مولای رومی این سخن هر لحظه من سر لدن الله مولانا علی

    این تصریحات از مولوی موجود است و محیط او محیط تقیه بوده است و با این همه عجیب است که در محیط تقیه این چنین مطالب گفته است .
    تقیه محیطی است که اگر آقای میلانی عزیز هم در آن محیط به سر می برد به همین اندازه هم نمی توانست مطالب اظهار نماید

    مولوی به حوزه حلب رفته است و دیدار از حوزه حلب – بخوانید نجف آن روزگار – در شخصیت او بسیار موثر افتاده و در عین حال شکی نیست که او مخالف فقهاء – به معنی فقه اجتهادی آن روزگار و امروزه – است . عرفاء معمولاً این فقه رایج را به این صورت قبول ندارند .
    دشمنی فقهاء با عرفاء بر سر ولایت نیست و این بهانه ای به دست فقهاست که عرفاء را به پیروی از مکتب خلفاء متهم می کنند .
    بزرگان اصولیونی که اقوال بسیاری از فقهاء شیعه کپی برداری از آنهاست را اینقدر فقهاء شیعه مورد تاخت و تاز قرار نمی دهند .
    ولی عرفائی چون مولوی در نزد ایشان مردود است از آن روی که مخالف دکان فقه و فقاهت هستند نه مخالف فقه شرع مقدس . در نظر آنها فقیه و فقه رایج شغل و دکانداری است
    علت اصلی مخالفت فقهاء با مولوی این است .
    همان مخالفتی که با همه ” غیر فقیهان ” دارند .
    در نظر آنها همه دین ؛ فقه است و فقه همه دین است . در حالی که هرگز چنین نیست
    فقهاء از بیان بسیاری از اسرار معارف عاجزند و آیات قرآن در این زمینه را آنقدر تأویل می کنند که قرآن را در حد کتب خود نهایتاً قرار می دهند .
    اشکال اساسی در آنجاست

    اگر میلانی محترم مایل باشد و جواب دهد ؛ ادامه می دهم .
    تهرانی

  350. رضا

    وصف دقیق اگر برای مذهب و شیوه شمس و مولوی به کار بریم همانا هرهری مذهبی است و تمام .

  351. علی حیدری

    انسان وانسانیت بقدری ظریف است گه گناه ، غرور ، شهوت وعشق به دنیا ممکن هر کسی به بلعد ، مولانا ،شمس دوعارف شاعر ملسک ازاین قاعده مستثنا نیستند ، جریان کیمیا، ونمونه بسیار فراوان در اینها اگر یک صدم هم صحت داشته باشد کار این ها با کرام الکاتبین است . دفاع های متعصابه صد من یک غاز دردی دوانمی کنند ،توجیه در مقام انسانی که خودرا بی نیاز از خدابه بیند بی شک باخته است ، حرفهای گنده از دهن ما با خدای خود مشغولیم و.‌‌… که چنین حرفهای از دهن مبارک امیر المومنان در نیامده است . به دهن گشاده هرکس نمی زیبد. ظلم به یک دختر بینوا که از غلفت یکی ونامردی دیگری در آن دخیل بوده است همین مطلب به تنهایی می تواند اینا ن در رده انسانهای پست قرار دهد.

  352. محسن از شاهرود

    جناب میلانی و سایر دوستان :
    سماع بیانگر داستان خلقت روح متعالی است موسوم به نور محمد که با فرمان “باش” یعنی شروع هبوط آدمی آغاز می شود و بعد از عروج یک انسان کامل شده است. پس از وفات مولانا سماع با پاره ای از قوانین و اصول پیوند یافت، سماع با مدح حضرت محمد(ص) آغاز میشود، تمام پیامبران انعکاسی از روح الهی یعنی خداوند می باشند. بنابراین مدح پیامبر در حقیقت مدح خداست.

  353. ناشناس

    سلام از اینکه با مطلب تون من رو روشن کردید ممنونم. واقعا اینها رو نمی دونستم. درسته که خصوصیات خوبی داشته اند ولی نباید ازشون الگو گرفت. این حرف ها رو جاهای دیگه هم بگید تا کسانی که مثل من بوده اند اگاه شوند.

  354. عاقل

    بسم الله
    کلمات آقای میلانی جایش در محافل عوام نیست و کلمات علامه ی بزرگوار طباطبایی هم جایش در بین عوام علما نیست پس در نتیجه این دو بحث نباید در بین عوام علما باشد چه رسد به عوام(عرف جامعه).والسلام علی من اتبع الهدی

  355. saye

    ای کاش قبل از نظر دادن . حداقل کتاباای پولوی را کامل می خوندید . حتی رهبر هم گفتن مثنوی مولوی اصول اصول اصول دین است

  356. لیلا

    ما همه تکه هایی از روح خدا هستیم و نفس درون ما همان شیطان است .شیطان درون ماست نه اطراف ما .اطراف ما فقط کسانی هستند که وسیله ازمایش ما هستند .ما انتخاب میکنیم شیطان درونمان فعال شود یا خدای درونمان. ما میتوانیم شیطان باشیم و هم میتوانیم خدا باشیم. اگر گول کسی یا چیزی را خوردیم ان کس یا شئ شیطان نیست بلکه شیطان درون ماست که فعال شده است. پس باید گناهمان را گردن بگیریم و نگوییم چون کسی یا چیزی ما را وسوسه کرد گناه کردیم و او شیطان است و باید از ان دوری کنیم .نه نباید از ان دوری کرد بلکه باید از شیطان درون دوری کرد و به وسوسه های نزدیکتر از رگ گردن دچار نشد . اگر گناهمان را گردن بگیریم و توبه کنیم پاک میشویم ولی اگر دعا کنیم خداوند دوباره وسوسه کنندگان را به ما نزدیک نکند در اشتباهیم و پاک نیستیم.مولانا میگوید از ترس خدا از گناهان دوری نکنیم بلکه به خاطر احترام به خدا و خودمان که بخشی از خدا هستیم (روحمان از روح خداست)گناه نکنیم.

  357. بهزاد

    اخلاص عمل به محضر یار بیار بگذر ز زبان دل سوی دلدار بیار در بحر دل ار گوهر صدقی داری ما طالب اوییم خریدار بیار در این گفتار نه خلوص نیتی دیده می شود و گوهر صدقی .سراسر عناد و کج فهمی است.

  358. صمیمه

    از شما خودتون چگونه شخصیت هستید .شما فقط یکی از اونجایی هستید که دارایش یه سری معلومات هست که اکثر آنها خود شما را منحرف ساخته ور شخص عاقل که همچین حرفی نمی گوید من میگم حتی یکبار هم که شده به درون خود رجوع کن .و بیشتر در مورد چرندیات که گفتی دقت و جستجو کن ورنه این باورهای زمینی و بی مفهوم خودت نگهدار نزد خودت 😓🤔🤔🤔 انشا الله که راه یاب شوی همه مسوول خود است پس متکی به باور های خود نباش ببین بدون هیچ باور ویا بی باوری که شمس و مولوی کیست اون وقت به من هم خودت را معرفی کن چون این که حالا بیان کرده ای معلوم می شود که خودت را نشناختی عزیز شاید به چیزی که گفتم در مورد آن از باورها یت استفاده کنی اما بدان که چیزی بالا تر از باور های تو وجود دارد والسلام

پاسخ دهید