• علم و اجتهاد
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

شامگاه روز چهارشنبه، بیست‌وسوم ۱۳۹۶، دویست‌وهشتادوهشتمین جلسه از سلسله جلسات مؤسسه فهیم با موضوع مبانی و محدوده حجاب شرعی با حضور امیرحسین ترکاشوند نویسنده کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر و حجت‌الاسلام حسین سوزنچی، دانشیار دانشگاه باقرالعلوم و با استقبال خوب شرکت‌کنندگان برگزار شد. گزارشی از مباحث مطرح شده در این جلسه را در ادامه بخوانید.

در ابتدای جلسه حجت‌الاسلام والمسلمین قاضی‌زاده، مدیر مؤسسه فهیم، ضمن عرض خیرمقدم به حضار گفت این مؤسسه خصوصی بوده و با همکاری و مشارکت اندیشمندان حوزوی و دانشگاهی تأسیس شده است و سعی بر این بوده که در آن، نگاه پیشرو نسبت به مسائل دینی وجود داشته باشد. او با بیان این که تاکنون جلسات مؤسسه را در سه قالب ارائه نظریه، بررسی کتاب و مناظره علمی برگزار کرده‌ایم، افزود: در تمام این جلسات، نگاهمان به مسأله‌ی مورد بحث، علمی بوده است و تا کنون نیز حدود صد استاد را برای ارائه نقطه نظرات‌شان دعوت کرده‌ایم و علت پایایی مؤسسه نیز در غیرسیاسی‌بودن و علمی‌بودن آن است.

او تأکید کرد: در باب بحث حجاب که در این جلسه به آن خواهیم پرداخت، باید به دو نکته اشاره کنم؛ اول این‌که اصل حجاب بین اندیشمندان دینی به‌عنوان دستور دینی، مسأله‌ای غیراختلافی است و دوم این‌که وظیفه حقوقی و قانونی حکومت و دولت در باب حجاب و اجبار به آن را این‌جا مورد بررسی قرار نخواهیم داد؛ بلکه به محدوده حجاب که بین فقها از حیث نظری، اختلافی است، اشاره خواهیم کرد. البته در این جلسه هم قصد فتوادادن نداریم و ارائه فتوا به‌عهده‌ی مراجع تقلید است؛ بلکه می‌خواهیم بحث آکادمیک و نظری داشته باشیم و فتوادادن برعهده مراجع است.

سوزنچی: شالوده سخنان آقای ترکاشوند در کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر این است که آیا حجاب، واقعاً درعصر پیامبر که امکاناتی چون حمام و سرویس بهداشتی وجود نداشته، به همین شکل بوده است یا خیر. بنده هم در این‌جا می‌خواهم به این مسأله بپردازم که آیا دوخته‌نبودن لباس و برهنگی طبق آن‌چه آقای ترکاشوند در کتابشان ادعا کرده‌اند، در عصر پیامبر شایع بوده یا خیر؟ به نظر بنده ادله‌ی ایشان برای اثبات ادعایشان، ناتمام است و ایشان به دلایل زیر واقعیات را زیر گرفته‌اند:

  1. ایشان از لغات، معانی‌ای جز آن‌چه رایج است، اراده کرده‌اند و معانی شاذ و نادر را به موارد متعدد سرایت داده‌اند؛
  2. طبق آن چیزی که بنده از اساتید تاریخ پرسیدم، در تاریخ بشری، زمانی را نداشته‌ایم که حجاب وجود نداشته باشد و برهنگی در آن رایج بوده باشد؛ البته به جز در قرن بیست؛
  3. اتفاقاً در گذشته برای سرکوب غریزه جنسی از پوشاندن خود و حجاب استفاده می‌کرده‌اند؛
  4. بنا به گفته‌ی دورکیم جوامع بدوی با تابو شکل گرفته‌اند؛
  5. ممنوعیت ارتباط با محارم در جوامع بدوی به واسطه لباس انجام می‌شده است؛
  6. طبق آن‌چه قرآن می‌فرماید لباس حتی برای آدم و حوا وجود داشته؛ گرچه آقای ترکاشوند از این لباس سعی کرده‌اند معنای دیگری را اراده کنند؛
  7. آقای پاکتچی درمقاله‌ای به نام «حجاب: پوشش عرب جاهلی» می‌گوید زنان اعراب جاهلی طوری لباس می‌پوشیده‌اند که فقط یک چشم‌شان بیرون بوده است؛
  8. اسم های زیادی برای پوشش و حجاب در بین اعراب جاهلی وجود داشته که اهمیت حجاب را نشان می‌دهد؛
  9. شهری که به اعتراف تاریخ مهم‌ترین تجارتش پارچه بوده ـ یعنی مکه ـ نمی‌تواند در آن، لخت‌بودن رایج بوده باشد؛
  10. طواف عریان پدیده‌ای بسیار نادر و با کارکرد فرهنگی و نه دینی بوده که آقای ترکاشوند در کتابشان به کل جامعه‌ی عرب آن زمان تعمیم داده‌اند؛
  11. این غیر ممکن است که ۱۴۰۰ سال معنای حجاب در جهان اسلام تحریف شده باشد و کسی هم چیزی نگفته باشد و به یک‌باره آقای ترکاشوند این تحریف را کشف کرده باشند و آن را در کتابشان اعلام نمایند؛
  12. فقها و اندیشمندان اسلامی بر روی حجاب اجماع قاطع دارند و اصل حجاب را غیرقابل انکار می‌دانند؛
  13. این‌که در روایات داریم که خواستگار می‌تواند موی زن را هم نگاه کند، مؤید است که حجاب از همان زمان رایج بوده است؛
  14. یکی از مشکلاتی که آقای ترکاشوند در ادعاهایشان در کتاب دارند، در نظر نگرفتن مقام وضع و استعمال لغات است و ایشان مکرر و در موارد متعددی اشتباه بردشات کرده‌اند؛
  15.  قدر متیقن برای همگان از جمله آقای ترکاشوند این است که از نیمه اول قرن یکم به بعد این حجابی که الآن وجود دارد بین مسلمین وجود داشته است و تلاشی که مخالفین ازجمله آقای ترکاشوند دارند، برای اثبات عدم وجود حجاب به معنای کنونی برای قبل از این زمان است؛ در حالی که ایشان برای اثبات رایج بودن برهنگی در همان زمان ـ یعنی نیمه اول قرن یکم ـ در استعمال کلمات اشتباه کرده‌اند و به‌عنوان مثال ایشان معنای رجل را به قدری عام درنظر گرفته‌اند که حتی شامل زن هم می‌شود!

ترکاشوند: بحث من چه در این‌جا و چه در کتابم در مورد محدوده‌ی حجاب زنان است؛ زیرا حجاب مردان چندان مورد اعتنا نیست و کاری هم به این ندارم که چقدر به متون مربوط به این مسأله عمل شده و درو اقع می‌خواهم مجموعه و بسته فقه را نقد و بررسی کنم. انگیزه من از نگارش کتاب حجاب شرعی در عصر پیامبر ـ که تنها کتاب موجود معتنابه در موضوع حجاب است ـ بررسی آرای علما ـ ازجمله علمای سنتی ـ در باب حجاب بود و می‌خواستم دلایل علمای معتقد به حجاب به معنای کنونی را به نقد بکشم. دلایل این علما که حول جلوگیری از مفسده می‌باشد، عبارتست از:

  1. جلوگیری از فحشا به وسیله‌ی حفظ حجاب توسط زن مسلمان؛ که البته این مسأله به‌صورت جدی در متون قدیم ذکر نشده است؛
  2. حفظ حرمت زن مسلمان به وسیله‌ی استفاده از حجاب که بیش‌تر منظور این علما پوشاندن سر است و این‌که زنان غیرمسلمان به واسطه عدم ضرورت حفظ حرمت‌شان، نیازی به پوشانیدن موهای خود ندارند؛
  3. حفظ حجاب در طبیعت و ذات بشر نهفته هست.

ضمن این‌که بنده قبول دارم که حفظ حجاب در طبیعت و ذات بشر نهفته هست، ولی باید بگوییم که  قدمای ما برای رسیدن به این نیات خوب متأسفانه بسیاری از مسائل مهم را نادیده گرفته‌اند و در واقع با این کارشان مواردی را نادیده گرفته‌اند که عبارتست از:

  1. علمای ما از کارکرد زیبایی‌محورانه لباس غفلت ورزیدند. قرآن سه کارکرد برای لباس درنظر می گیرد: اول) جلوگیری از سرما و گرما؛ دوم) ماهیت شرعی حجاب؛ سوم) مایه آراستگی‌بودن؛ یعنی انسان به واسطه پوشیدن لباس می‌خواهد بر فراتر از پایین‌تنه‌ی خود، به زیبایی اندامش بیفزاید.

سوزنچی: آقای ترکاشوند که می‌گویند شخصیت مردان با حفظ حجاب بیش‌تر زنان، مخدوش می‌شود باید بدانند که اگر قرار است با حفظ پوشش زن، مرد بی‌شخصیت شود، کافی است به ضوابط دانشگاه‌های غربی درباره حفظ حجاب مراجعه کنند. به نظرم کتاب ایشان غیر از این‌که مطالب تکراری زیادی دارد، قطعاً نمی‌تواند تنها منبع درباره حجاب قرار بگیرد و حتی می‌توانم بگویم که کتاب ایشان اعتبار خاصی ندارد. ایشان به‌جای اثبات ادعاهای خودشان، ذهن‌ فقها را می‌خوانند.

علمای ما کارکرد سوم را به کلی نادیده می‌گیرند؛ زیرا حجاب ایده‌آل زن از دیدگاه قاطبه‌ی این علما، حجاب زن قاجاری است که جز چشمانش چیزی دیده نمی‌شد. سؤال من این است که چنین پوششی که زن را کاملاً محو می‌کند چه زیبایی‌ای می‌تواند داشته باشد؟

  1. دومین چیزی که بین قدما نادیده گرفته شده، تمامیت زن است. رأی اصلی و قطعی تمام قدما درباره‌ی زن، بنا به این‌که «البیت جلبابها» یا «استحباب الحبس المرأة فی البیت» این است که زن باید درخانه محبوس باشد و حتی اگر هم برای امر ضروری می‌خواهد بیرون بیاید باید مانند یک خیمه خود را بپوشاند و حتی در احکام گفته می‌شود بهتر است زن برای اعتکاف، نماز و تشییع جنازه بیرون نیاید؛ چرا که احتمال مفسده وجود دارد.
  2. سومین چیزی که فقها نادیده گرفتند شخصیت مرد بود. وقتی که بین مردان و زنان پرده ضخیمی ترسیم می‌شود و تحریک‌ها و هیجانات مردان را مبنا قرار می‌دهیم، در واقع مردان را بی‌شخصیت و بی‌جنبه معرفی کرده‌ایم و با تنگ‌تر کردن هر چه بیش‌تر حلقه‌ی حجاب، این بی جنبه‌تر کردن مردان، گویا رنگ بیش‌تری به خود می‌گیرد.
  3. چهارمین چیزی که فقها در نظر نگرفتند اختلاف فاحش بین حجاب مرد و زن بود. ترسیمی که فقهای شیعه و سنی از حجاب برای زن دارند کامل و صددرصد است. این را شما مقایسه کنید با حجاب مردان که تقریباً صفر است و با پوشاندن عورت حتی با دست محقق می‌شود!

به‌نظر بنده مشکل ما این است که برای حل مسائل خودمان از جمله در حجاب، به قرآن به عنوان یک سندبالادستی مراجعه نکردیم تا اصل مسأله را فهم کنیم و امروز هم ما تاوان تعبد در متن را می‌دهیم.

سوزنچی: آقای ترکاشوند در فهم مسأله دچار تخیل شده‌اند. ایشان بسیاری از مستحب‌ها را چه درکتابشان و چه در این‌جا واجب جلوه دادند. ایشان که می‌گویند شخصیت مردان با حفظ حجاب بیش‌تر زنان، مخدوش می‌شود باید بدانند که اگر قرار است با حفظ پوشش زن، مرد بی‌شخصیت شود، کافی است به ضوابط دانشگاه‌های غربی درباره حفظ حجاب مراجعه کنند. به نظرم کتاب ایشان غیر از این‌که مطالب تکراری زیادی دارد، قطعاً نمی‌تواند تنها منبع درباره حجاب قرار بگیرد و حتی می‌توانم بگویم که کتاب ایشان اعتبار خاصی ندارد. ایشان به‌جای اثبات ادعاهای خودشان، ذهن‌ فقها را می‌خوانند. این‌که ایشان طواف عریان را به‌عنوان یک پدیده رایج در جامعه‌ی عربی آن زمان تلقی کرده‌اند و آن را به تمام حوزه‌های جامعه تعمیم داده‌اند، کار بسیار اشتباهی است؛ چرا که طواف عریان یک مراسم آیینی مشرکانه از سوی عده‌ی کمی از اعراب جاهلی بوده است. ایشان ضوابط فهم متن را حفظ نکرده‌اند و برای فهم متن نیاز بود که متوجه بسیاری از مسائل فقهی و اصولی از جمله مطلق و مقید و یا جواز و عدم جواز استناد به مفهوم مخالف می‌بودند.

ترکاشوند: آقای سوزنچی می‌گویند که بنده در کتابم گفته‌ام در زمان بعثت، پیامبر برهنه بوده‌اند! بنده ابداً چنین ادعایی نداشته و ندارم و در ابتدای کتاب هم گفته‌ام که سعی‌ام بر این است که توضیح دهم در آن زمان چه نوع پوششی، رایج بوده و گفته‌ام که گاهی افراد بی‌لباس هم وجود داشته‌اند؛ همان‌طور که افراد ثروتمند هم وجود داشته‌اند که لباس‌های بلندی می‌پوشیدند. لذا همان‌طور که نمی‌توان لباس بلند ثروت‌مندان آن زمان را به کل جامعه‌ی آن زمان تعمیم داد، نمی‌توان عریان بودن را هم به اکثریت مردم آن زمان تعمیم داد؛ بنابراین نه عریان بودن و نه لباس بلند پوشیدن در آن زمان رایج نبوده است. آقای سوزنچی به بنده می‌گویند نمی‌توانید ادعا کنید که اولین کسی هستید که بعد از ۱۴۰۰ سال مسأله‌ی به این مهمی را کشف کرده‌اید. بنده هم در پاسخ ایشان می‌توانم موارد متعددی را مثال بزنم که فقهای ما حرف جدیدی را زده‌اند که قبلاً آن را کسی نزده و یا حتی علمای قبلی، خلاف آن را می‌گفته‌اند. به‌عنوان مثال، تمام فقهای سابق، جهاد ابتدایی را پذیرفته‌اند؛ ولی امروزه برخی فقهای حتی سنتی ما جهاد ابتدایی در زمان غیبت را قبول ندارند؛ در حالی که آیات قرآن و روایات به آن تصریح کرده‌اند.

مثال دیگر این‌که طبق آرای قدیم، جان و مال کفار نامحترم بوده؛ در حالی که  الآن نظر فقها چنین نیست. مثال دیگر این که آقای سوزنچی درباره نام مبارک حضرت علی در قرآن کار کرده‌اند و در یک مدت بسیار کوتاهی  به این نتیجه رسیده‌اند که نام حضرت امیر در قرآن امده است که البته ادعای ایشان خیلی مهم است و چه‌بسا ایشان بتوانند با اثبات حرفشان یک جامعه را از سردرگمی نجات دهند و بسیاری از اختلافات میان مسلمانان را حل کنند؛ هرچند کتب معتبر تفسیری ما حرف خلاف ادعای آقای سوزنچی را زده‌اند و البته ایشان به‌عنوان یک محقق حق هم دارند حرف جدید بزنند؛ ولی چرا من این حق را نداشته باشم؟!

به نظرم اگر به نود سال پیش برگردیم و این مناظره را بخواهیم در آن زمان انجام دهیم، دعوای ما بر سر روسری نبود؛ بلکه بر سر روبند و پوشیه داشتیم مناظره و بحث می‌کردیم. لذا می‌خواهم بگویم رسیدن به وضعیت موجود بسیار زمان‌بر بوده و ما نباید بیش از این مقاومت کنیم؛ بلکه باید کار علمی انجام دهیم. حتماً شما به یاد دارید که بسیاری از چیزها مثل ویدیو که در همین ده پانزده سال اخیر حرام، ممنوع و غیرقانونی بود، به یک باره حلال و قانونی شد؛ طوری که به یاد دارم زمانی که در سپاه شاغل بودم، در یکی از فروشگاه‌های وابسته به سپاه دستگاه ویدیو را به صورت قسطی می‌فروختند و معنای فروش قسطی هم این است که دوست داریم اکثریت جمعیت، بتوانند یک نمونه از این دستگاه را در خانه خود داشته باشند.

ترکاشوند: سعی‌ام بر این است که توضیح دهم در آن زمان چه نوع پوششی، رایج بوده و گفته‌ام که گاهی افراد بی‌لباس هم وجود داشته‌اند؛ همان‌طور که افراد ثروتمند هم وجود داشته‌اند که لباس‌های بلندی می‌پوشیدند. لذا همان‌طور که نمی‌توان لباس بلند ثروت‌مندان آن زمان را به کل جامعه‌ی آن زمان تعمیم داد، نمی‌توان عریان بودن را هم به اکثریت مردم آن زمان تعمیم داد؛ بنابراین نه عریان بودن و نه لباس بلند پوشیدن در آن زمان رایج نبوده است.

یکی دیگر از ایرادهایی که آقای سوزنچی به بنده می‌گیرند، معناهای عجیبی است که به نظر ایشان بنده از لغات اراده کرده‌ام؛ در حالی‌که در این کتاب بنده معانی و آرای متعدد و مختلف را ذکر کرده‌ام و واقعاً هم هنگام نگارش کتاب به دنبال این بودم که معانی و مواردی را پیدا کنم که به نظر و فتوای علمای امروز نزدیک باشد و نشان دهد که من دارم حرف شاذی را می‌زنم.

به نظرم نیاز است که بدانیم برای اثبات این‌که فردی مثل ترکاشوند اشتباه می‌کند، نباید حرف‌های اصلی و فرعی را به هم بیامیزیم. مثلاً در بحث کشیدن عبای حضرت زهرا بر روی سرشان هنگام ورود سلمان به منزل ایشان و این‌که اگر ایشان عبا را روی سر مبارک‌شان می‌کشیدند، قسمتی از پایشان دیده می‌شد و اگر هم پایشان را می‌پوشاندند، سرشان بدون پوشش می‌ماند و در نهایت حضرت ترجیح دادند که سرشان را بپوشانند، خواسته‌ام بگویم و اثبات کنم که جامه‌های آن زمان دوخته نبوده است و این ادعای آقای سوزنچی مبنی بر این‌که حضرت زهرا سرشان را با پارچه دیگری غیر از آن یک تکه پارچه پوشانده‌اند، اشتباه است و بنده اسناد متعددی را دیده‌ام که نشان می‌دهد حضرت با همان یک پارچه، سرشان را پوشانده‌اند.

سوزنچی: اولاً اگر به نود سال پیش برگردیم، قطعاً مناظره ما هم‌چنان بر سر همین چیزی است که الآن داریم درباره‌ی آن صحبت می‌کنیم و نه بر روی اثبات واجب بودن پوشیه برای زنان. به نظر بنده ایشان درفهم و استنادات مطالب و آیات و روایات مشکل دارند و با فضاسازی جلو رفتند. تمام تلاش‌های آقای ترکاشوند در کتاب‌شان برای اثبات این ادعا‌یشان است که عریانی در میان اعراب رایج بوده و لباس‌ها دوخته نبوده است. ایشان هر جایی که روایات را موافق آرای خود نمی‌دانند، آن‌ها را جعلی معرفی می‌کنند و به فضاسازی می‌پردازند و برای ادعای جدیدشان هم استدلالی نمی‌آورند و صرفاً از تقطیع احادیث استفاده می‌کنند و چه‌بسا تقطیع حدیث، در مواردی منجر به توهین‌آمیز بودن آن روایت هم بشود. ایشان، وقایع خاص را عام جلوه می‌دهند و در آخرین بخش از کتاب خود در باب تحریف معنای حجاب ـ تحریف به زعم ایشان ـ می‌گویند فهم‌ها درباره‌ی حجاب دچار اشتباه شده است. مگر می‌توان ۲۳ سال تلاش پیامبر برای جا انداختن حجاب را نادیده گرفت و ادعا کرد که خلیفه دوم در عرض چندسال  و به یکباره حجاب رایج امروزی را برزنان تحمیل کرد؟! آقای ترکاشوند می‌گویند حیا و حجاب با هم پیوند خورده؛ در حالی که نباید چنین می‌شد. سؤال من از ایشان این است که یعنی شما این تعداد احادیث را انکار می‌کنید؟! ضمن این‌که حتی در کتب مقدس قبلی هم به لزوم رعایت حجاب توسط زنان اشاره شده است.

ترکاشوند: بنده ۷۰ لغت مربوط به پوشش و لباس را در بین اسناد قدیم تا کنون بررسی کرده‌ام و هیچ‌کدام ربطی به حجاب شرعی به معنای امروزی نداشتند. حتی به کتب مقدس پیشین هم مراجعه کردم و در قسمت‌های اصلی آن‌ها هیچ اشاره‌ای به حجاب به معنای کنونی‌اش نشده بود؛ پس این ادعا که بگوییم حجاب امری است قدیمی و حتی در کتب مقدس پیشین ذکر شده، بلااعتبار است. ضمن این‌که شکی نیست که خلیفه دوم حجاب کنونی را رایج کرد؛ مگر ایشان در زمان پیامبر و حتی در جلوی ایشان به حجاب زنان پیامبر اعتراض نمی‌کرد؟ لذا یقیناً چنین فردی می‌تواند بعد از پیامبر حجاب دلخواهش را به جامعه تحمیل کرده باشد. آقای سوزنچی می‌گویند بنده اسناد را گشته‌ام و هر چه از تأیید برهنگی بوده را پیدا کرده‌ام و گفته‌ام که این هم سند. این حرف ایشان درست است؛ چراکه بنده به دنبال حجاب واجب شرعی بوده‌ام؛ نه این‌که فقط گزارش پوشاک آن زمان را داده باشم. در واقع بنده هم همان رویه فقها را اتخاذ کرده‌ام. ضمن این‌که بنده اصلاً به دنبال ترویج برهنگی نبوده و نیستم. روزی پیامبر با انس بن‌مالک با هم روی یک اسب نشسته بودند و به واسطه حرکت اسب و وزش باد و دوخته‌نبودن لباس پیامبر، قسمتی از ران ایشان دیده می‌شود. هیچ کس هم ران مرد را عورت تلقی نکرده است. آیا می‌توان گفت فقها که می‌گویند ران مرد عورت نیست، خدای ناکرده دنبال اشاعه‌ی برهنگی و فحشا هستند؟! بنده با ضرس قاطع معتقدم که عورت بیان‌شده در روایات، جسد و بدن است؛ نه گردن و سر.

اما اجازه دهید در انتهای بحث به محدوده‌ی حجاب شرعی در زمان کنونی بپردازیم. از قدیم‌الایام روسری کارکرد شرعی و اخلاقی و جنسی نداشته؛ بلکه استفاده از روسری، امری تشریفاتی، رسومی و آدابی بوده است؛ زیرا زنان کنیز مسلمان، زنان یائسه، زنان غیرمسلمان ساکن در حوزه جغرافیایی مسلمانان و زنان مسلمان عزادار، از پوشاندن سر و استفاده از روسری معاف بوده‌اند و مردان مسلمان می‌توانستند به سر آن‌ها نگاه کنند و اگر پوشش سر ربطی به تحریک‌شدن و مسائل جنسی می‌داشت، چه فرقی بین برده و غیربرده وجود دارد؟ به خصوص که زنان عزادار  در حضور معصومین و نامحرمان موی خود را پریشان می‌کردند و اگر این کار ممنوع بوده، باید ایشان از کارشان نهی می‌شده‌اند؛ چرا که کارشان به‌نظر امثال آقای سوزنچی اشاعه فحشا بوده است. ضمن اینکه خصوص مو در متون موضوعیت چندانی ندارد و دعوا بر سر سطح سر است.

سوزنچی: موضع آقای ترکاشوند در کتاب‌شان، با آن‌چه الآن گفتند، فرق می‌کند و از این جهت بسیار خوشحالم که ایشان از قسمتی از حرف‌های‌شان در کتاب عقب‌نشینی کردند. ضمن این‌که حجاب، امروز به نماد مسلمانی تبدیل شده است؛ در حالی‌که ۲۰۰ سال قبل این‌طور نبود. جامعه امروز تصویرمحور است و وقتی در رسانه‌های دنیا درباره زن مسلمان بحث می‌شود، او را با حجاب درنظر می‌آورند. اگر خدا حجاب را وضع کرده است مردم را به بهانه آرای فقها علیه خدا نشورانیم. حجاب، امری فقهی، اسلامی و قرآنی است و محدوده آن نیز در آثار همه علمای اسلامی بیان شده و سر و گردن نیز جزو آن است.

اما راجع به استثنائاتی هم که آقای ترکاشوند شمردند باید بگویم که در قانون‌گذاری، عمده‌ی قوانین با کسر و انکسار مصالح و مفاسد تعیین می‌شود و نمی‌خواهیم و نمی‌توان تمام شرایط و استثنائات را در قانون ذکر کرد. در حجاب هم همین مسأله را داریم و البته استثنائاتی هم وجود دارد. حجاب کارکردهایی مانند کارکرد فرهنگی، عفت و جلوگیری از تحریک جنسی دارد و زنان ذمی و کنیزان، شهروندان درجه دو بوده‌اند و قرار هم نیست لزوماً آن‌ها در قانون ذکر شده باشند؛ زیرا شأن قانون بالاست. ضمن این‌که این ادعای آقای ترکاشوند در مورد زنان عزادار، سند ندارد.

پاسخ دهید