• علم و اجتهاد
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

دکتر مهدی گلشنی، عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف است. وی دکترای فیزیک خود را از دانشگاه برکلی آمریکا اخذ کرده و هم اکنون نیز سمت‌هایی چون عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی و فرهنگستان علوم ایران را داراست. دکتر گلشنی از اندیشمندان مهم نظریه علم دینی در کشورمان محسوب می‌شود.

تعریفی که جناب‌عالی از علوم انسانی دارید چیست  و کارکرد این علوم را چگونه ارزیابی می­‌کنید؟

علوم انسانی آن حوزه­‌هایی از دانش است که ابعاد مختلف انسان، جامعه‌ی انسانی و فرهنگ را مطالعه می‌­کند و شامل زبان‌­ها، ادبیات، فلسفه، جغرافیا، تاریخ و… است. این علوم در فرهنگ‌سازی، انسان‌­سازی، و رابطه‌ی افراد با جوامع­شان نقش و تأثیر عملی دارند.

در مباحث معرفت­‌شناسی، ابزار معرفت چیست و عقل، دین و تجربه، چه جایگاهی در این مباحث دارند؟

همان‌­طور که در کتاب «قرآن و علوم طبیعت» توضیح داده­‌ام، از نظر این‌جانب ابزار معرفت، حواس، عقل، الهام و وحی است. عقل نقش بسیار اساسی در همه‌ی ابعاد زندگی انسان‌­ها، و حتی در برداشت از وحی، دارد. باید از مسلّمات وحی، اصول حاکم بر علوم را استنتاج کنیم و البته در بسیاری از موارد تجارب حسی، بخشی از ابزار معرفت است.

آیا کلام سنّتی توانایی لازم برای مواجهه با مسائل کلامی معاصر را دارد؟

کلام سنّتی مسلّماتی دارد که از آن‌­ها در کلام معاصر هم می­‌توان بهره گرفت؛ ولی به­‌هرحال باید به مسائل مستحدثه توجّه کرد و از این جهت تکمیل و تعمیق کلام سنّتی لازم است.

آیا می‌­توان بدون شناخت علوم مدرن، وارد بحث­‌های کلامی شد؟

در عصر ما بعضی از دانشمندان علوم تجربی شبهاتی را در مقابل ادیان توحیدی مطرح کرد‌ه‌­اند که برای پاسخ‌­گویی به آ‌ن‌­ها تسلط به علم روز ضروری است و البته فلسفه می‌تواند به پاسخ­‌ها عمق بخشد.

نسبت میان نگرش­‌های جامعه‌شناختی علوم اجتماعی با علوم سنّتی هم­چون فقه چیست؟ و چطور می­‌توان بین این دو رابطه‌ای را (با تأکید بر فقه) برقرار کرد؟ و آیا اساساً رابطه‌ای متصوّر است؟

هما‌ن‌­طور که علامه محمدتقی جعفری(ره) و بعضی از دیگر از افاضل مسلمان تأکید کرده‌اند، لازم است که فقها از مسائل مستحدثه آگاهی لازم را داشته باشند. بسیاری از این مسائل جامعه‌شناختی هستند و لذا تعامل حوزویان با جامعه­‌شناسان خبیر و مؤمن برای رسیدن به راه‌حل­‌های سازگار با اسلام ضروری است. رابطه بین این دو گروه ممکن و از نظر این‌جانب لازم است.

چه نسبتی میان جهان‌شناسی­‌های مدرن و سنّتی وجود دارد؟

جهان‌شناسی مدرن تحت­‌الشّعاع یک جهان­‌بینی سکولار قرار دارد که فقط به ظاهر طبیعت توجه می‌کند و از مراتب بالاتر واقعیت غافل است و لذا نمی­‌تواند سعادت و خوش­بختی درازمدت انسان­‌ها و جوامع بشری را تضمین کند. تنها یک جهان­‌بینی الهی است که به همه‌ی نیازها و دغدغه­‌های انسانی توجه دارد.

جهان‌شناسی­‌های مدرن چه تأثیری بر ادراک ما از هستی، خداشناسی و مباحث دینی داشته و خواهند داشت؟

جهان‌شناسی‌­های مدرن تأثیرات زیر را داشته‌اند:

  • نادیده‌گرفتن ارزش‌­های اخلاقی در کار علمی؛
  • تشدید عطش قدرت و ثروت؛
  • نادیده‌گرفتن نقش مفروضات فوق علمی در علم؛
  • غفلت از مراتب بالاتر واقعیت (به علت بی‌توجهی به ادیان الهی)؛
  • نادیده‌گرفتن دغدغه­‌های بنیادی انسان.

دانشگاه مطلوب از دیدگاه شما چیست؟ و آیا بر فرض استیلای نهادهای سنّتی بر دانشگاه زمینه‌ی رشد علمی برای دانشگاه وجود خواهد داشت؟

دانشگاه مطلوب از نظر من دانشگاهی است که در آن بینش و منش اسلامی حاکم باشد؛ یعنی نگرش افراد به جهان و جامعه و هدف از زیستن در جهتی باشد که اسلام مقرّر کرده است. ضمناً باید در آن شعائر و ظواهر اسلامی بروز داشته باشد. اگر نهادهای سنّتی بر دانشگاه استیلا داشته باشند، در صورتی در دانشگاه زمینۀ رشد علمی وجود خواهد داشت که آن‌ها آگاه به مقتضیات زمان خود باشند.

مدل صحیح تعامل دانشگاه با نهادهای سنّتی و سیاسی چیست؟

به نظر این‌جانب بهترین راه تعامل دانشگاه با نهادهای سنّتی، تعامل علمی بین اساتید دانشگاه با اساتید حوزوی در چهارچوب حلقه‌­های پژوهشی و ارائه سمینارها و کنفرانس‌های مشترک است. در مورد تعامل دانشگاه با نهادهای سیاسی، باید دانشگاه­‌ها مرتباً نهادهای سیاسی را در جریان نقشی که دانشگاه­‌ها می‌­توانند در صنعت و امور فرهنگی ایفا کنند بگذارند؛ تا آن‌ها مساعدت­‌های قانونی لازم را معمول دارند.

پاسخ دهید