گزارش نشست تخصصی

مبنای تقریب مذاهب آیت الله بروجردی این بود که ما باید با جوامع غیرمسلمان ارتباط داشته باشیم.

  • تشکیلات حوزوی
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما

روز چهارشنبه ۷ آذرماه ۱۳۹۷، نشست تخصصی رسالت جهانی روحانیت شیعه با بازخوانی سیره امام موسی صدر در کتابخانه آیت الله العظمی بروجردی برگزار شد. در این نشست که با حضور سرکار خانم حورا صدر و نیز جمعی از اعضای موسسه امام موسی صدر، روحانیون و پژوهشگران برگزار گردید، آیت الله سید محمدجواد علوی بروجردی در سخنانی به جنبه هایی از شخصیت امام موسی صدر پرداختند. در ادامه گزارشی از این نشست را می خوانید.

امام موسی صدر دست پرورده حوزه قم

مساله امام موسی صدر مساله شخص نیست.در دوره معاصر ما، امام موسی صدر یک شخصیت خاص و ممتازی است که عمدتا در حوزه قم تحصیل کرده و به مدتی کوتاه حوزه نجف را درک کرده اند، و عمده تفکر ایشان نیز از حوزه علمیه قم است. وقتی حرکت ایشان را مورد سنجش قرار دهیم می بینیم ایشان دارای تفکر اصیل شیعی است. به ویژه که در نقطه خاصی از دنیا و در آن مقطع زمانی شکل گرفته است. چرا که بیروت و لبنان مرکز فرهنگی دنیای عرب بود. تمام روزنامه های لبنان و بیروت در بلاد عربی منعکس می شدند.  لذا جزئی ترین حرکت ایشان نیز در تمام بلاد عرب مورد رصد قرار می گرفت.

امام موسی صدر نه فقط با ایران شیعه، بلکه با جامعه اسلامی سر و کار داشتند که اکثرا سنّی هستند. در جامعه لبنان سنی ها جمعیت زیادی دارند و از نظر نفوذ اجتماعی هم بسیار برتر از شیعه در آن روزگار بودند. یعنی طرف هایی که امام موسی صدر با آنها سر و کار داشتند، چه در جامعه لبنان و چه در سراسر دنیای آن روز، شیعه نبودند. اما ایشان در جامعه لبنان آن روز در جامعه شیعه قرار گرفته بود و حرکت ایشان به نحوی است که هنوز آثار مبارک حضور و حرکت ایشان در جامعه شیعه لبنان منعکس و ماندگار است.

الگوگیری شاگرد از تفکر تقریبی استاد

امام موسی صدر را نمی توانیم صرفا شخصیتی حساب کنیم که فعال بوده و در آنجا خدماتی به جامعه شیعه کرده است. ایشان شخصیت متفکری است که تفکری را بنیان می گذارد و این تفکر ریشه در قم دارد. همانطور که آیت الله العظمی بروجردی می فرمودند ما در بین مسلمان ها اقلیت هستیم، باید بپذیریم اکثریت سنی هستند. پس باید روابطمان را با آنها ترسیم و تعریف کنیم. می خواهیم با آنها چه رابطه ای داشته باشیم، که این مبنای تقریب آیت الله العظمی بروجردی بود که ما باید با جوامع غیرمسلمان ارتباط داشته باشیم. ما باید در تمام مراکز اصیل و مطرح دنیا، چه مراکز علمی و چه مراکز غیرعلمی حضور داشته باشیم.

برمبنای همین تفکر، شاید بتوان گفت برای نخستین بار و با توجه به وسعت اروپا و امریکا، آیت الله العظمی بروجردی نمایندگانی به این کشورها فرستادند، تا ما در آنجا حضور داشته باشیم، چون شیعه حرف برای گفتن دارد. ما مانند مذاهبی نیستیم که عقایدمان را از دیگران پنهان کنیم. همچنان که ائمه ما اصرار داشتند علی رغم مشکلات موجود، در مدینه بمانند، در حالی که امکان اینکه در خارج از مدینه و جاهای دیگر راحت تر زندگی، و شاگرد تربیت کنند نیز وجود داشت. امام موسی صدر نیز اصرار داشتند که در مدینه باشند و بیرون رفتن خود از مدینه را تبعید به حساب می آوردند. ایشان ارتباط با مسلمانان غیرشیعه و ارتباط با ادیان غیر اسلام به ویژه مسیحیت که در لبنان قوی بود را در نظر داشتند و آثار حرکت ایشان هنوز در لبنان باقی است که یکی از طوائف بسیار نزدیک به جامعه شیعه هنوز مسیحی ها هستند. این ارتباطات فعلی با حزب الله لبنان و این ارتباطات سیاسی همه نشات گرفته از همان تفکر و عمل است.

در میان مسیحیان لبنان، اکثر مسیحیان متمایل به حرکت شیعه هستند. آیت الله العظمی بروجردی این پدری را نه فقط نسبت به شیعه و نه فقط نسبت به مسلمین، بلکه نسبت به همه ادیان و مذاهب اعمال می کردند.

در مساله تقریب مذاهب و روابطی که آیت الله العظمی بروجردی با جامعه الازهر مصر داشتند، و آثاری که این تقریب  مذاهب در دنیای آن روز به جای گذاشت، هنوز شیخ احمد الطیب -مفتی فعلی جامعه الازهر مصر- و طنطاوی – شیخ سابق جامعه الازهر مصر- فتوای شیخ محمود شلتوت از خاطرشان نرفته است. این فتوا آغازی بود که اینها مذهب شیعه را به عنوان مذهب پنجم معرفی کنند. که صریحا در فتوا می گوید مسلمان مجبور نیست از مذهب خاصی پیروی کند. از هر یک از مذاهب اربعه پیروی کند، مجزی است، و اگر در اصول و فروع از مذهب شیعه امامیه اثنی عشری هم  پیروی کند، مجزی است.

این گونه اقدام ها در دنیای تسنن در برابر تندروهایی مانند عربستان و وهابیتی که پایگاه اصلی آن عربستان است و امارات و قطر هم نقش بسیار عمده ای دارند، محور قرار گرفته است. کتاب های عمده شیعه مانند «مجمع البیان» با مقدمه شیخ مجید سلیم که توسط جامعه الازهر مصر منتشر شد و تعبیراتی که نسبت به شیعه و نقش شیعه در علوم اسلامی در تفسیر بیان کردند؛ یا کتاب «مراجعات» مرحوم شرف الدین که جامعه الازهر منتشر کرد، همه در راستای همان تفکر تقریبی آیت الله العظمی بروجردی بودند. حتی در اثر این پیوند ها شیخ محمود شلتوت در آن روزگار دستور داد که در تدوین قانون مدنی مصر، قانون «ارث» را براساس فقه شیعه تنظیم کنند. ایشان گفته بودند که فقه شیعه در «ارث» مترقی تر از فقه مذاهب است.

قرارگیری شیعه در مدار سیاسی لبنان

امام موسی صدر نیز از استادش –آیت الله العظمی بروجردی- این معانی و تعریفی که ما باید در روابط با ادیان دیگر داشته باشیم را گرفت. لذا ایشان در لبنان در کلیسا و صومعه سخنرانی می کند. در آنجا مسیحی ها ایشان را معتمد خودشان می دانند. وقتی جُهّال مسلمان یا شیعه کلیسایی را خراب می کنند – آنطور که من متوجه شده ام البته شیعه نبوده اند- ایشان اعلام می کند که برای ساخت مجدد این کلیسا باید پول جمع کنیم. این همان پدری است که ایشان اعمال می کند.

روابطی که امام موسی صدر با اهل تسنن در آن زمان داشتند به ویژه در آن روزگار که مساله اسرائیل مطرح بود و اسرائیل به لبنان تجاوز می کرد. ایشان این تفکر را داشتند که ما باید مبارزه کنیم، و زمانی می توانیم این مبارزه را موثر قرار دهیم که هویت شیعیان خودمان را تحکیم کنیم. اینها باید زندگی اولیه شان تامین باشد، مبارزه با استعمار فقط جنگیدن نیست. اگر ما توان علمی جامعه شیعه را بالا ببریم، مدارس شیعه را احیاء کنیم، فهم و ادراک سیاسی را در جوانان بالا ببریم، بعد خودشان اقدام به مبارزه می کنند. ما باید خانواده های شیعه را از فقر و فلاکت در بیاوریم و برای آنها کار ایجاد کنیم. با اقدامات ایشان، شیعه در لبنان که اصلا دیده نمی شد و آن را در معادلات سیاسی وارد نمی کردند، شیعه آرام آرام هویت پیدا کرد. هویتی که امروز بر هویت مسیحی و سنّی غلبه می کند.

پدری روحانیت شیعه

امام موسی صدر دو ویژگی اصلی داشتند: یکی تفکر اصیل اسلامی و دوم روشی که برای اعمال این تفکر به کار می بردند. صِرف داشتن و عرضه تفکر، کافی نیست. این تفکر و اجرای آن برای کسانی که می فهمیدند امام موسی صدر دارد چه می کند، آنچنان گران آمد، که این اقدام ربایش ایشان را ایجاد کردند. آن کسی که این شرایط را پیش آورد، شخص صدر را نمی خواست بکوبد، این تفکر را می خواست بکوبد. هم تفکر و هم روشی که  ایشان در اعمال این تفکر داشت را هدف قرار دادند.

ما نیازمند الگو سازی برای طلاب حوزه علمیه و کسانی که در آینده می خواهند عهده دار امر مردم شوند، هستیم. امروز این کسانی که دانش آموخته حوزه علمیه  هستند فقط در داخل ایران توزیع نمی شوند، بلکه به سرتاسر دنیا می روند. امروز کسانی که در حوزه علمیه مشغول تحصیل هستند، باید عهده دار بخش قابل توجهی از ایرانی های خارج از کشور باشند.

براساس تفکر  امام موسی صدر حتی کسانی که از ما بریده اند و از ایران رفته اند، کسانی که رفته اند و در کلیسا مسیحی شده اند و شاید هم با اسلام سر و کار نداشته باشند، اما اینها فرزندان ما هستند و پدری روحانیت شیعه نسبت به اینها جایی نرفته و نمی توانیم نسبت به اینها بی تفاوت باشیم.

ما باید تنگ نظری ها را کنار بگذاریم و مبارزه اصیل را بیاموزیم. مبارزه فقط شعار نیست. بزرگترین موفقیت، بالابردن سطح آگاهی جوانان شیعه و مسلمان است. اگر آگاهی بالا رفت، استعمار چاره ای جز تسلیم شدن ندارد. امام موسی صدر در این مسیر حرکت کرد. ایشان در جامعه ای که شیعه در آن ضعیف بود، با برنامه های خود شیعه را رشد داد، و این رشد باقی ماند و از بین نرفت. شیعه در آینده دنیا تاثیرگذاری بیشتری از امروز دارد. شیعه منطقی دارد که خود به خود پیش می رود و براساس محکماتی بنا شده که همه جا قابل عرضه است، اما نحوه و روش عرضه مهم است، که اینها را از امام موسی صدر باید آموخت، و برای این آموختن حضور تفکر ایشان به صورت بیشتر در بزرگترین حوزه دنیای اسلام که همان حوزه قم است ضروری است.

پاسخ دهید