• تاریخ و سیره
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • ۳۰ دیدگاه (RSS)

چندسالی است که موضوع مسموم شدن و شهادت پیامبر اکرم(ص) توسط نزدیکان ایشان (بعضی از زنان آن‌حضرت) مطرح می‌شود. با این رویکرد نوشته‌های فراوانی همزمان با ایام درگذشت‌ پیامبر اسلام(ص) در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود که در آن‌ها با چنیش بعضی روایات خواسته‌اند این موضوع را اثبات کنند. در ادامه این یادداشت تلاش می‌شود به صورت مختصر و کوتاه به بعضی از این مطالب پاسخ داده شود.لازم به ذکر است این مطلب دیدگاه مباحثات نبوده و از بحث و نقد در این زمینه استقبال می شود.

تنها روایتی که با تمسک به آن  تلاش می‌شود که بگویند عایشه و حفصه به پیامبر(ص) سم خورانده و آن دوعامل شهادت پیامبر(ص) بودند، روایتی است از تفسیر عیاشی. ‏[۱]‎ این روایت علاوه بر آن‌که سند ندارد و به‌صورت مرسل نقل شده است، منبع اصلی آن نیز منحصر به تفسیر عیاشی است که از این دست اخبار، در آن کم وجود ندارد. از طرفی دیگر همراه با نقل این روایت، مقدمه‌چینی نادرست و تحریف‌آمیزی نیز صورت می‌گیرد؛ به این معنا که برای محکم کردن این سخن نامعتبر، منابعی از شیعه و اهل‌سنت برشمرده می‌شود که موضوع شهادت پیامبر(ص) را مطرح کرده‌اند؛ در حالی که مقصود آن‌ها از شهادت پیامبر(ص) در این منابع، موضوع مسمومیت ایشان به دست زن یهودیه است و آن‌ها به این امر تصریح کرده‌اند.

موضوع داستان مسومیت رسول خدا(ص) در خیبر نیز مسأله‌ای نیست که تنها در منابع اهل سنت آمده باشد؛ بلکه بعضی رویات شیعه نیز به بیان آن بپرداخته‌اند. اتفاقاً ذیل عبارت «مَا مِنْ نَبِيٍّ وَ لَا وَصِيٍّ إِلَّا شَهِيدٌ» که در این نوشته‌ها به آن استناد می‌کنند، آمده است: «عنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه‌السلام قَالَ: سُمَّ رَسُولُ اللَّهِ يَوْمَ خَيْبَرَ فَتَكَلَّمَ اللَّحْمُ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي مَسْمُومٌ قَالَ فَقَالَ النَّبِيُّ(ص) عِنْدَ مَوْتِهِ الْيَوْمَ قَطَعَتْ مَطَايَايَ الْأُكْلَةُ الَّتِي أَكَلْتُ بِخَيْبَرَ وَ مَا مِنْ نَبِيٍّ وَ لَا وَصِيٍّ إِلَّا شَهِيدٌ». ‏[۲]‎ همچنین بعضی از  این روایات را می توانید در بحار الأنوار ‏[۳]‎ مشاهده کنید.

درباره داستان «لدود» و ماجرای دارو دادن به پیامبر(ص) نیز که عده‌ای با چینش بعضی از مطالب آن، خواسته‌اند آن را به موضوع مسموم کردن ایشان ربط دهند، باید گفت این روایت بسیار موهن و خرافی را شیعه قبول ندارد؛ زیرا در متن آن آمده است که پیامبر(ص)  هنگامی که داروی تلخی به‌نام «لدود» را به ایشان خوراندند، ناراحت شدند و فرمودند: «بايد به مجازات اين عمل، در برابر چشمانم، به دهان تمام کسانی که در مجلس حضور دارند، به جز عباس، از آن دارو ريخته شود». سرانجام طبق دستور اکيد و سوگند پيامبر(ص)، دارو به دهان يکايک حضار، به جز عباس، ريخته شد تا نوبت به همسران پيامبر(ص) رسيد. از ميان آنان، ميمونه اصرار کرد که من روزه هستم؛ ولي به گفتار وي اعتنا نکردند؛ زيرا پيامبر(ص) بر اين امر تأکيد و سوگند ياد کرده و کسی را جز عباس استثنا ننموده بود.

درباره این روایت موهن باید گفت: اولاً این ماجرا را نمی‌توان به مسأله مسمومیت ارتباط داد؛ چون اگر این دارو سم بود، باید تمام اهل منزل پیامبر(ص) مسموم می‌شدند. ثانیاً روایت‌هایی که درباره‌ی داروخوراندن به پیامبر(ص) از طریق اهل‌سنت وارد شده‌اند – با قطع نظر از مناقشه در سند – دارای این اشکالات هستند: در متن این روایات، از جهاتی تناقض و اضطراب و اختلاف وجود دارد؛ از جهت این‌که چه کسی یا کسانی  این دارو را به حضرت خوراندند اختلاف است؛ مطابق برخی روایات، عباس این دارو را به حضرت خوراند و مطابق برخی روایات دیگر، این عمل کار اصحاب او بوده و مطابق برخی دیگر کار همسران حضرت و زنان بوده است و مطابق برخي ديگر كار اسماء بنت عميس بوده است. همچنین مطابق برخی  روایات، حضرت بعد از آن‌که اثر دارو را در دهانش چشید، فهمید که داروی «لد» است؛ ولی مطابق برخی دیگر از روایات، حضرت از ابتدا می‌دانست و لذا آنان را از این عمل نهی نمود؛ ولی آن‌ها دستور حضرت را امتثال نکردند. در متن این روایت آمده که خداوند هرگز او را به مرض ذات‌الجنب مبتلا نخواهد کرد؛ در حالی که از عایشه نقل شده که گفت: «إن النبی(ص) مات من ذات الجنب»؛ «همانا پیامبر(ص) به جهت مرض ذات الجنب از دنیا رحلت کرد». وانگهی مطابق برخی روایات، ذات الجنب از شیطان است.

جای تعجب آن است که این روایت بر خلاف عقاید شیعه است و با قدری تأمل و تدبر در جوانب این قصه، پی می‌بریم که دلیل جعل آن، توجیه نسبت ناروای هذیان از جانب خلیفه دوم به رسول خدا(ص) است؛ این نکته ای است که ابن ابی الحدید از استادش نقیب نقل کرده است: «من در مجلس استادم ابوجعفر نقيب حديث «لدود» را مطرح کردم و نظر او را در اين مورد جويا شدم که آيا در اين حادثه، به دهان علي بن ابي طالب نيز از آن داروي تلخ و بدمزه ريختند؟ او در پاسخم گفت: معاذ الله؛ اگر چنين چيزي حقيقت داشت، عايشه مي‌گفت؛ زيرا او علاقه‌مند بود که در باره‌ی علي بن ابی طالب نقطه ضعفي بيابد و آن را افشا و برملا کند. ابوجعفر سپس گفت: در آن روزها و ساعت‌هاي آخر پيامبر، مسلماً نه‌ تنها علي و فاطمه، بلکه حسن و حسين نيز در کنار بستر پيامبر حاضر بودند و آيا مي‌توان احتمال داد که از آن دارو به دهان آنان نيز ريخته باشند؟! نه؛ به خدا سوگند چنين چيزي نبوده است». ابن ابی الحديد می‌گويد: ابوجعفر گفتار خود را با اين جمله پايان داد: «و داستان لدود از اصل دروغ و ساختگي است و آن را تنها يک نفر براى تقرّب به بعضى از مقامات ساخته و پرداخته است». ‏[۴]‎

همچنین یکی دیگر از انگیزه‌های جعل این روایت می‌تواند فضیلت‌تراشی برای عباس عموی پیامبر(ص) از ناحیه خلفای عباسی باشد؛ زیرا در این روایت آمده است که پیامبر(ص) دستور داد به دهان همه حاضران در خانه ایشان داروی تلخ ريخته شود و تنها کسی که مستثنا گرديد، عباس بود!

افزون بر روایات پیشین، عده‌ای برای اثبات مسمومیت پیامبر(ص) توسط همسرانش به نقلی از تفسیر قمی استناد کرده‌اند که در آن پیامبر(ص) نوبت زنان خویش را رعایت نکرده و در منزل حفصه با ماریه قبطیه خلوت کرده است. حفصه از این ماجرا آگاه شده و پیامبر(ص) که از این قضیه شرم‌زده شده بود، برای این که حفصه را از خود راضی کند و قضیه کش‌دار نشود، ماریه را بر خود حرام کرد و قسم خورد که بعد از این هرگز با او همبستر نخواهد شد. سپس حق‌السکوتی دیگر به حفصه می‌دهد و آن خبر غیبی است مبنی بر این‌که بعد از پیامبر(ص)، ابوبکر خلافت مسلمانان را به‌دست می‌گیرد و بعد از او، پدرحفصه (عمر)! پیامبر(ص) از حفصه می‌خواهد که این مطلب را با کسی بازگو نکند؛ ولی او این موضوع را به عایشه می‌گوید. عایشه هم به پدرش ابوبکر و او هم به عمر مطلب را بازگو می‌کنند و سرانجام این چهار نفر تصمیم می‌گیرند که با مسموم کردن پیامبر(ص) امر خلافت را جلو بیاندازند؛ ولی پیامبر(ص) از طریق وحی از این ماجرا با خبر شد و توطئه آن‌ها نقش برآب می‌شود. ‏[۵]‎ مشابه همین داستان در کتاب الصراط‌المستقيم نیز آمده است؛ به اضافه این‌مطلب که وقتی پیامبر(ص) از طریق وحی از این ماجرا با خبر شدند، دستور به قتل آن دو (عمر و ابوبکر) دادند؛ ولی آن دو قسم خوردند که این‌کار را نکردند؛ ولی وحی آمد: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَعْتَذِرُوا الْيَوْمَ»‏؛ «اى كسانى كه كافر شده‏ايد؛ امروز عذر نياوريد». ‏[۶]‎

متأسفانه این روایت‌های موهن و عجیب، که سرتاپا آثار وضع و جعل در آن‌ها مشخص است و توهین‌های فراوانی نیز به مقام شامخ پیامبر اسلام(ص) در آن‌ها وجود دارد، مستمسک بعضی برای مطرح کردن چنین سخنان سخیفی شده است.

افزون بر این، سندهای این روایات همگی ضعیف و غیرقابل قبول هستند و حتی برای نقل کتاب الصراط المستقيم اصلا سندی وجود ندارد و روایت نقل‌شده در آن با تعبیر «في رواية» آمده است. منابع این روایات – یعنی تفسیر قمی و الصراط المستقيم – که وضعی بدتر دارند و مورد اطمینان علمای شیعه نیستند. از همه این‌ها گذشته در این دو روایت، اصلاً مسمومیتی برای پیامبر اسلام(ص) ایجاد نمی‌شود و معلوم نیست بعضی چگونه آن‌ها را به شهادت پیامبر(ص) ارتباط می‌دهند!؟

پانوشت‌ها

  • ۱. [^] تفسير العياشي، ج‏۱، ص۲۰۰.
  • ۲. [^] بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج‏۱، ص۵۰۴.
  • ۳. [^] ج‏۱۷، ص۴۰۶.
  • ۴. [^] ابن ابی‌الحدید، شرح نهج البلاغة، ج‏۱۳، ص۳۲.
  • ۵. [^] تفسیر قمی، ج۲، ص۳۷۶.
  • ۶. [^] الصراط المستقيم إلى مستحقي التقديم، ج‏۳، ص۱۶۸.

۳۰ دیدگاه دربارهٔ «اثبات شهادت پیامبر(ص) یا رحلت ایشان؟»

  1. وحدتی

    اولا شهادت حضرت منحصرا به دست بعض صحابه خاین و همسر ملعونه نیست، پس شما کلمه شهادت را بپذیر
    ثانیا :مطلب مهمتر
    برای اثبات خباثت خلفا و بطلان عقاید عامه، همان ماجرای کوچه بنی هاشم و سقیفه کافی است
    مگر آنکه آنها را هم منکر شوید
    که از شما نان به نرخ وحدت خور ها هیچ بعید نیست
    خدا شما را با برادرانتان محشور کند

  2. حسینی واعظ

    سلام علیکم ممنون از مطلب استفاده کردم. متاسفانه این زمان دشمنان می خواهند تفرقه اندازی کنند. اگه مشکلی نیس این مطالب به ایمیل بنده فرستاده بشه

    1. پیرو علی

      جالب بود. ما اونقدر اختلافات اساسی با اهل سنت داریم که نیازی به اختلاف افکنی نیست. خدای اونها در اسم با خدای ما یکی است. خدایی که سوار بر الاغ خود میشود و از عرش به پایین می آید را شما که شیعه هستید میشناسید؟ پیامبر آنها در اسم با پیامبر ما یکی است. در تفکر اهل سنت اعتزال و اشعری گیری هست که در تفکر ما نیست. در امر خلافت و امامت و جانشینی پیامبر اکرم هم که اختلاف، اظهر من الشمس است. قرانی که آنها میخوانند در عین اینکه در متن با قران شیعه یکی است اما تفاوت در فهم و تمسک به قران از زمین تا آسمان است. و قضایای دیگر هم هست که بماند… البته این اختلاف بنیادین و اساسی به معنای بی احترامی به اهل سنت نیست، همچنانکه به پیروان دیگر ادیان در عین اختلافات اساسی احترام میگذاریم. لذا با توجه به این اختلافات باید به یک معنای صحیح از وحدت رسید. خدانکند که در اثر تفسیر اشتباه از وحدت و القاء آن در رسانه ها شیعیان امیر المومنین علیه السلام به تدریج و در طول گذشت زمان از بعضی اعتقادات ضروری خود دور شوند و…………

  3. محمد

    خدا لعنتتون کنه که اونقدر وحدت و باج دادن به هر قیمت براتون مهم شده که اگر زورتون برسه ماجرای شهادت حضرت صدیقه رو هم تبدیل میکنید به رحلت
    و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون…

  4. محمد

    متاسفانه در این یاداشت ابتدایی ترین معیارهای علمی لحاظ نشده است. ایشان سخن از داروی لدود گفته اند در حالی که لدود نام دارو نیست بلکه عباردت لد یلدلدا البته تشدید روی دال دارد به معنای دارو ریختن به گوشه دهان است اقلا به لغت مراجعه کنید اگر به معجم الوسیط مراجعه می فرمودین این اشتباه فاحش را نمی کردین کسی که معنای ظاهری روایت تاریخی را نمی فهمد چگونه در مقام نظریه پردازی و فهم علت نشر و دیگر مسایل بر می اید ؟ ..مساله دوم نیت خوانی محقق محترم است ایشان از کجا کشف کرده اند که این منتشر کننده گان مطالب نیت شان تفرقه است ؟ مگر جعل منبع کرده اند ..انان همام مطالب موجود در کتب تاریخی را بازنشر کرده اند. واقعا انتشار این مقاله از سایت های زرد انتظار می رفت اما از سایت مباحثات که معیار های علمی را مد نظر داشته بعید می نمود ؟ به ارجاعات و دیگر ارکان مقاله دها اشکال اساسی علمی وارد است

    1. مهدی مسائلی

      اولا وجود یک اشتباه در تعبیر، نافی مطالب دیگر مقاله نیست و اگر نقدی به بقیه استدلال‌ها وجود دارد صریحا بفرمایید. این‌که یک تعبیر از مقاله را که نقشی بر استدلال ها ندارد برگزیده و می‌خواهید مطالب دیگر مقاله را ضعیف نشان دهید به آن نقد علمی نمی گویند، این کار نوعی تخریب و جو سازی است.
      ثانیا در هیچ کتاب تاریخی سخن از شهادت پیامبر اسلام ص به وسیله همسانش به میان نیامده است، اما این‌که عده ای چند روایت ضعیف را که نزد شیعه نیز مقبولیت ندارد، کنار تعابیر علمای شیعه و اهل سنت از شهادت پیامبر(ص)-که مقصودشان شهادت به واسطه سم زن یهودیه در خیبر است- قرار می‌دهند و به علمای شیعه وسنی نسبت می‌دهند که قایل به شهادت پیامبر(ص) توسط زنانشان بودند، آیا اسم این کار را می‌توان بیان حقایق علمی و مطالب تاریخی گذاشت!؟
      درست است که به خاطر وحدت اسلامی نباید مطالب علمی را منکر شد، ولی آیا اجازه داریم با این روایت ضعیف که نزد شیعه نیز قابل قبول نیست، مطالبی را مطرح کنیم که نتیجه اش تنها دو دستگی و ایجاد خصومت میان مسلمانان است؟! و اصلا آیا این مطالب علمی است؟! یعنی هرکسی چند روایت را کنار هم قرار داد کار علمی انجام داده و درباره روش و هدفش نباید سخن گفت؟! شاید عده ای از سر تعصب مذهبی چنین اقداماتی را بکنند ولی بالاخره کار آنها نیز نوعی تفرقه افکنی است. شیعه حرف هایی دارد که با استدلال محکم عقلی و نقلی آنها را بیان می کند ولی این سخنان‌های سست و ضعیف جز وهن استدلال‌های شیعه نتیجه ای ندارد و نشان می‌دهد بعضی شیعیان بیش از اینکه بخواهند حقیقت تاریخ اسلام را با استنادات روشن بیان کنند، هدف‌شان هجمه علیه اعتقادات اهل سنت با هر روشی است و میدان ، میدان جنگ است نه بیان حقیقت!

      1. حقجو

        آخه جناب مسائلی اگر ما نقدی بر دیگر جاهای مقاله داشته باشیم، شما که منتشر نمی کنید! شما اینقدر ترسو و دین به دنیا فروخته تشریف داری که تنها هدفت ضربه زدن به عقاید شیعه است برای همین جرأت نشر انتقادهایی که به صورت علمی بر مقاله ات وارد می شود نداری!

  5. حقدوست

    با سلام.
    تلاش نگارنده محترم برای اثبات عدم مسمومیت حضرت رسول خدا(ص) و تطهیر چهره مخدوش برخی خائنین اطراف آن حضرت، قطعا از سوی اهل سنت و برخی متسنین سینه چاکان وحدت!!!(بهتر است بنامیم ذبح اعتقادات شیعه برای خوشایند اهل سنت) ستودنی و قابل تقدیر و لایق جایزه ای ارزشمند است.
    و جالب این خواهد بود که در آینده ای نه چندان دور، امثال همین نویسندگان، قلمهایی در تطهیر غاصبان فدک و عدم تعرض آن ملعون به صدیقه طاهره(س) خواهند زد، چرا که آنچه بیش از همه مانع در آغوشِ هم خوابیدن برادران!!! اهل سنت و این شیفتگان وحدت(بهتر است بنامیم خیانت به شیعه) است، جنایت خلیفه دوم نسبت به صدیقه طاهره(س) است، لذا باید آن را از بین ببرند تا وحدت مد نظر این حضرات شکل بگیرد.
    بارها مقام معظم رهبری(سلمه الله) فرمودند وحدت بهم معنای زیر پاگذاشتن اصول اعتقادی شیعه و فدا کردن شیعه نیست، بلکه وحدت بمعنای گفتمان شیعه و سنی برای رسیدن به واقعیت و حقیقت دین است. و چقدر برخی از ما به اصطلاح شیعیان از این معنا دوریم.
    با تمام این تفاصیل توصیه میکنم عزیزان این مطلب را که اغلب آن با عنایت به نگاشته های معتبر خود اهل سنت است، مطالعه فرمایند.

    http://bia2mofid.persianblog.ir/post/115/

    والسلام علی من اتبع الهدی

  6. مسلمان

    عالی بود…

  7. مهدی

    شما دچار بیماری تراکم جهل شدی!
    وقتی برای اثبات شهادت رسول خدا به احادیث اهل سنت استدلال میشه از باب الزام خصم هست و نیازی نیست که ما مفاد آنرا قبول داشته باشیم
    علاوه بر اینکه جواب از عمومات ما من نبی و امثالهم را ندادید
    معلوم نیست شما در صدد اصل انکار شهادت هستید یا تطهیر بعضی از متهمین به قتل

  8. رضا

    بنده فقط یک مقاله از مقالات آقای مسایلی رو مطالعه کردم که بحث فتوای میرزا نایینی راجع به قمه زنی بود با همون یک مقاله وزنه علمی ایشون برام مشخص شد.
    صرفا نسبت به این مقاله باید این رو تذکر بدم که طبق نظر ایشون آقای حسینی قزوینی و موسسه تحقیقاتی ولی عصر جزتفرقه افکنانن.
    به این لینک مراجعه کنین http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?id=1084&bank=question&startrec=2

  9. ابومحسن

    باسلام و احترام
    ظاهرا جناب مسائلی کمربند خود را محکم نموده تا همه تحقیقات خود را در راستای اثبات وحدت کلید زده حتی به قیمت از بین بردن و انکار معارف و اعتقاداتی که بزرگان شیعه با زحمت به دست ما رسانده اند .
    به نظر می رسد تحقیق پیرامون اثبات شهادت ویا انکار آن نیاز به تحقیق عمیقتری داشته و شایسته نیست که تنها با پرداختن به برخی از نقل ها و روایات، نتیجه گیری شود.
    مسلّم است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با حالت مسمومیت از دنیا رفتند و در این زمینه هفت روایت به جز تصریح بزرگانی همچون شیخ طوسی و شیخ مفید و علامه حلی و….موجود است.
    اما بحث در این است که عامل مسمومیت چه بود؟ این زمینه را بایستی بدان پرداخت که با توجه به قرائت وشواهد انسان بدین اطمینان می رسد که سبب مسمومیت، از سمت برخی همسران ایشان صورت گرفت.
    برخی از این تحقیقات را در علامه سید جعفر مرتضی عاملی بررسی نموده است.
    ر.ک: الصحيح من السيرة النبي الأعظم، مرتضى العاملي ،ج‏۳۳،ص:۱۴۱
    الفصل الثالث: رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله مات شهيدا

  10. احسان

    با انتشار چنین مطلبی و مبرا کردن آن ملعونه از خیانت و جفا در حق رسول الله بدون تردید قلب حضرت صدیقه کبری را آزردید منتظر چوب آن باشید

  11. احسان

    استاد حسین سوزنچی:
    آقای طالعی عزیز سلام
    من الان مطلب شما را دیدم
    این هم پاسخ من بدیشان

    اولا کدام تکه تکه کردن روایات؟ من متن کامل را آوردم
    ثانیا چه کسی در روایت تهمت هذیان گویی تردید کرده؟ روایت در صحیحین بخاری و مسلم آمده و نزد اهل سنت این دو کتاب معیار ند و کسی که در رجال اهل سنت کار کرده هیچ مناقشه‌ای در این دو کتاب ندارد
    ثالثا علت اینکه آوردند این است که قل الله اسرع مکرا. و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین و هزار و یک علت دیگر که خدا خواسته. اینکه روایت متعدد داریم که خدا وقتی بخواهد هدفش پیاده کند عقول اینها را برمی دارد و … . با این استدلال شما بیایید حدیث متواتر غدیر را هم انکار کنید چون واقعا چه دلیلی دارد که آنها در کتابشان بیاورند.
    اینکه آن چه داده سم نبوده و دوا بوده لازمه اش لوس بودن پیامبر و لجباز بودنش است و … . اگر به لازمه ملتزمید خود دانید. معلومه که حصم همواره مطلب را باب میل خود بیان میکند و در همان لحظه هم ادعا کردند دوا می دهند. شما بفرمائید چرا پیامبر زیر بار خوردن نمی رفت و به زور در گلویشان ریختند
    رابعا کجای روایت می گوید در حالت شدت مرض بوده؟ اتفاقا با خوردن این ماده ایشان بیهوش میشوند و قبلش بهوش هستند
    رابعا ادعای رحلت پیامبر در خانه عایشه از دروغ های مهمی است که لااقل در شیعه صریحا باطل شده و در شیعه قطعی است که در خانه زهرا س بوده است. آیا شما که در مهمترین ادعاهای اختلافی موضع وهابیت را ترجیح می دهید مدافع وهابیت نیستید؟
    خامسا وحدت اگر به معنای مخفی کردن حقایق است خلاف سیره مهمترین منادیان وحدت همچون امام و رهبری می باشد. مگر خود آقا که مدافع جدی وحدت است هر سال مراسم فاطمیه در بیت خود برپا نمیکند؟ مگر شهید مطهری که از مهمترین مدافعان وحدت بود کتاب درباره امامت ندارد و یا در بحث نفاق و غدیر به تصریح از فزیب خوردن امت از منافقان که معلوم است منظورش شیخین هستند سخن نگفته؟
    اصلا خود امامان که مهمترین مدافعان وحدت بودند مگر توضیحاتی برای ما ندادند که ما به حقانیت شیعه پی ببریم. بله استدلال های شیعه همواره متقن بوده اما در استدلال های کسی که با خلط دیدگاههای وهابیت و غالب کردن آنها به نام شیعه (مثل ادعای رحلت پیامبر در خانه عایشه) ادعای وحدت می کند باید تردید کرد

    1. مهدی مسائلی

      اگر روایات لدود با شأن و ساحت نبوی منافات دارد و برخلاف آیات قرآن کریم است، باید آنها را کنار بگذاریم نه اینکه به نحو دل بخواهی و طبق ذائقه مذهبی خویش آن را تفسیر کنیم و به خیال خویش تعارض آن را برطرف کنیم. مجددا تاکید می کنم که رفع تعارضی شما در این جا انجام می دهیم جز توهم توطئه دلیلی دیگر ندارد، در حالی که لازم است برای آن دلیل نقلی اقامه کنید. گزارش کننده روایات لدود اهل‌سنت هستند و در گزارش های مختلفیکه از آن رسیده، در بعضی از انها کسانی همچون اسماء، عباس و دیگران مباشر دارو خوراندن به پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بوده‌اند، پس آیا آنها نیز در توطئه سم خوراندن مشارکت داشتند؟! شما همه گزاره های روایت لدود را بدون هیچ مدرک و استدلالی و با صرف توهم توطئه تغییر می دهید، این درحالی‌ است که اگر گزارش کننده تنها اهل‌سنت و عایشه باشند یا باید کلا آن را رد کنید و یا آن را تایید کنید، قول به فصل، دلیل نقلی می خواهد که شما ندارید.
      نمی دانم این چه روشی است اگر کسی سخنی برخلاف نظر شما بیان کند، نظرش می شود نظر وهابیت!!! اعتقاد به این که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در خانه عایشه درگذشته است چه ارتباطی با وهابیت دارد؟! روایات فراوانی هم از طریق شیعه و هم اهل‌سنت بر این مطلب وجود دارد و البته شواهد نیز بر طبق آن است چون پیامبر را در جایی به خاک سپردند که در آنجا از دنیا رفته بود و اتفاقا این استدلال شیعه در مقابل یکی از شبهات وهابیت است. به هر حال، چون شما فکر می‌کنید این فضیلتی برای عایشه است، می خواهید آن انکار کنید.
      بنده قصد توهین ندارم ولی متأسفانه شما اعتقادات خویش را از تاریخ استخراج می کنید، نه حقایق را.
      با این رویکرد اخبار معتبر و فراوان را ضعیف و جعلی جلوه می دهید و اخبار ضعیف و شاذ را قطعی و متواتر.
      باز می گویم که درست است بیان مطالب علمی و قابل اثبات، مخالف وحدت اسلامی نیست، ولی هر مطلبی که با روایت همراه می شود هم علمی و قابل اثبات نیست.

  12. شیخ عبدالزهرا

    حاكم نيشابوري كه از كبار علماي اهل سنت است وديگر علماي ايشان در كتب خود از شعبي با اسناد مختلف نقل نموده است

    كه از اين دنياي پست چه توقعي داريد در حالي كه پيامبر ص به وسيله سم به شهادت رسيده اند

    عن الشعبي أنه قال ماذا يتوقع من هذه الدنيا الدنية وقد سم رسول الله صلى الله عليه (وآله)وسلم

    ?المستدرك علي الصحيحين ج۳ص۶۷
    ?مختلف تاويل الحديث

    علاوه بر اين علماي اهل سنت از صحابي بزرگ وگرانمايه پيامبر ص عبدالله بن مسعود نقل نموده اند كه وي مي گويد

    اگر نه ۹ بار قسم بخورم که رسول خدا ص کشته شده وبه شهادت رسيده اند براي من محبوب‌تر ودوست داشتني تر از اين است که يک بار قسم بخورم که او کشته نشده و به شهادت نرسيده اند

    عبد اللَّهِ حدثني أبي ثنا عبد الرَّزَّاقِ ثنا سُفْيَانُ عَنِ الأَعْمَشِ عن عبد اللَّهِ بن مُرَّةَ عن أبي الأَحْوَصِ عن عبد اللَّهِ قال لأَنْ أَحْلِفَ تِسْعاً ان رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه وسلم قُتِلَ شهيدا أَحَبُّ الي من أَنْ أَحْلِفَ وَاحِدَةً انه لم يُقْتَلْ

    ?مصنف عبدارزاق ج۵ص۲۶۹
    ?طبقات الكبري ج۲ص۲۰۱
    ?المعجم الكبير ج۱۰ص۱۰۶
    ?مسند احمد ج۱ص۴۰۸و۴۳۴
    ?المستدرك علي الصحيحين ج۳ص۶۰
    ?مجمع الزوائد ج۹ص۳۴
    ?و….

    همانطور كه گذشت شهادت رسول خدا نزد اهل سنت امري مسلم است اما اينكه اين سم توسط چه كساني به پيامبر ص خورانده شد بر خلاف امر صريح رسول خدا ص كه امر فرموده بودند به من چيزي نخورانيد به آدرس هاي ذيل از صحيحين (صحيح بخاري ومسلم )كه صحيح ترين كتب اهل سنت بعد از قران مي باشد ومعتقدند كه هر چه در اين دو آمده صحيح مي باشد مراجعه فرمايند

    ?صحيح بخاري ج۷ص۱۲۷ح۵۷۱۲وج۶ص۱۴ص۴۴۵۸وج۹ص۷ح۶۸۸۶وج۹ص۸ح۶۸۹۷
    ?صحيح مسلم ج۴ص۱۷۳۳ح۲۲۱۳

  13. طلبه

    کاملا با کامنت جناب «محمد ۱۳۹۴/۹/۲۰ در ۱۲:۵۹» موافقم

    از سایت مباحثات هم بسیار تعجب می کنم که چطور مطالب آقای مسائلی رو نشر می دند، کاملا نگاه مغرضانه و ژورنالیستی مطالب ایشون واضحه ….
    امیدوارم آقای مسائلی هم مقداری بیشتر مطالعه کنند و این اندازه سنگ ملعونین رو به سینه نزنن … ان زنی که جلوی آمیرالمؤمنین علیه السلام ایستاد و جنگید همانند این است که جلوی پیامبر صلی الله علیه و آله ایستاده و جنگیده به هر حال ملعون است و اهل دوزخ چه آقای مسائلی و اهل سنت خوششان بیاید چه خوششان نیاید

    1. احمد نجمی

      سایت مباحثات تلاش می کند در فضایی کاملا منطقی، مسائل مختلف فکری تحلیلی مطرح و بررسی شود.پیش از این در چند مورد و اخیرا درباره موضوع قمه زنی بحث های جدی مطرح شده است. درباره این مطلب هم از هرگونه نقد استقبال می کنیم

  14. آموزگار

    در مورد مسمومیت پیامبر صلی الله علیه واله وسلم، اصل اینکه ایشان مسموم شده اند مورد اتفاق اکثر سنی جماعت است، بخاطر روایتهای بخاری و مسلم منتها اقایان میگویند اثر سم خیبر بوده که مال سه سال قبل از ان است، روایت لد و دوا را هم همه اقایان نقل میکنند ولی میگویند دوا در ان سم نبوده …
    سوال ما این است اگر ان سم نبوده چرا پیامبر (ص) از ان دوا نهی کرد؟ و چرا نهی او را اطاعت نکردند؟ چرا وقتی حضرت پرسیدند که چه کسی به او این دوا را داده دروغ گفتند ؟ چرا حضرت از این عمل انها عصبانی شدند؟ چرا فرمودند وامر کردند که این دوا را خود ان زنها بخورند؟ اگر اصل مسمویت قطعی است چطور امکان دارد سم بعد از سه سال اثر بگذارد؟ از لحاظ طبی دلیل بیاورد که چنین چیزی ممکن است! چطور شخص دیگری که با پیامبر بود واز ان شاة مسمومه خورد همان وقت مرد ولی حضرتش سه سال بعد متاثر به ان سم شدند؟ پس این سه مقدمه را کنار هم بگذارید نتیجه کاملا واضح است، اصل مسمومیت قطعی است، مسمومیت شاة خیبریه که سه سال قبل بود نه عقلائیا و نه طبیا قابل قبول است ، چیز دیگری جز ان دواء مشکوکی که این همه نهی پیامبر (ص) و عصبانیت حضرتش در مورد ان بود در ان حوادث نقل نشده، لذا متهم اصلی در قتل حضرت سلام الله علیه عایشه و حفصه هستند که ان دوا را به حضرت خوراندند

  15. مهدی مسائلی

    ☀در پاسخ بعضى از دوستان که منتقد به کار بردن تعبیر تفرقه‌افکنی در ابتدای مقاله بنده بودند، باید بگویم تفرقه افکنی تنها از این جهت نیست که کسی از انگلیس و آمریکا پول گرفته باشد و یا اینکه نیت پلیدی داشته باشد، بلکه انگیزه های مقدس نیز ما را به این سمت و سو می کشاند. متأسفانه ما هر گاه اسم تفرقه افکنی می‌آید آن را به سمت اهل‌سنت و وهابیت هُل مى‌دهیم انگار که اصلاً در شیعه چنین چیزی وجود ندارد. وهابیت را هم موجود آلوده ای می‌دانیم که برای کارهایش انگیزه‌های پلیدی دارد. به هرحال بنده بارها گفتم که هیچ انگیزه‌ای جز انگیزه های اسلامی و توحیدی – که در نظر انتحاریهای سلفی مقدس است- آنها را وادار نمی کند که شیعیان را به خاک و خون بکشند!
    به هر حال ما فکر می کنیم اگر کسی انگیزه مقدسی داشته باشد کارش تفرقه افکنی نیست، و نباید در مقابلش خروشید، چون نامش دوست است و نیتش نیک. این عده چون طبق ذائقه مذهبی بعضى سخن می‌گویند، کار آنها در تمسک به روایات ضعیف و موهن، تکه تکه روایات، تحریف سخن علما و تحلیل های متوهمانه به چشم کسی نمی آید و با تسامح از آن می گذرند و فعالیتشان هم می شود کار علمی و تحقیقاتی. اما چون فعالیت بنده برخلاف ذائقه مذهبی بعضی است، می شویم دشمن، متسنن، دشمن حضرت زهرا سلام الله علیها، وهابی و…
    حالا بر فرض کار بنده (برانداختن دین و مذهب) باشد و از این رو باید مقابل آن ایستاد، چرا در مقابل آنان‌که ( دین را از چشم می اندازند) نمی ایستید؟! شکی نیست که چنین افرادی دانسته و یا ندانسته، خواسته یا ناخواسته، چنین آسیبی به دین می‌زند که دشمن دین و برانداز نمی زند.
    به هرحال بر این مطلب مجددا تاکید می کنم که درست است که به خاطر وحدت اسلامی نباید مطالب علمی را منکر شد، ولی آیا اجازه داریم  با این روایتهای ضعیف که نزد شیعه نیز قابل قبول نیست، مطالبی را مطرح کنیم که نتیجه اش ایجاد خصومت میان مسلمانان و جنگ مذهبی است؟! و اصلا آیا این مطالب علمی است؟! محققا شیعه حرف هایی دارد که با استدلال محکم عقلی و نقلی آنها را بیان می کند ولی این سخنان‌های سست و ضعیف جز وهن استدلال‌های شیعه نتیجه ای ندارد و نشان می‌دهد بعضی شیعیان بیش از اینکه بخواهند حقیقت تاریخ اسلام را با استنادات روشن بیان کنند، هدف‌شان هجمه علیه اعتقادات اهل سنت با هر روشی است و میدان برای آنها، میدان جنگ است نه بیان حقیقت!

  16. ناصر

    نقد…
    http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?id=1084&bank=question&startrec=2

  17. تمشک اوجی

    قبلا حساب ویژه ای روی مطالب سایت مباحثات داشتم.
    جالبه خود آقای نجمی هم کامنت گذاشتند و نمیشه گمان کرد که احیانا از دست شون در رفته.

    واقعا متاسفم

  18. سید حسینی

    سلام
    همه از سایت مباحثات انتقاد کردند اجازه بدهید یک تشکری هم بشود:

    از این که با منتشر کردن این مطلب، بیشتر از پیش اندازه علم نویسنده را روشن کردید بسیار ممنونیم. آقای مسایلی با این نوشته ها نشان میدهد چقدر درس خوانده و چقدر آگاهی در ارتباط با شکل مباحث تاریخی و اعتقادی و فقهی دارد.
    برای توضیح بخشی از اشکالات فراوان به این نوشته؛
    “تنها روایتی که با تمسک به آن تلاش می‌شود که بگویند عایشه و حفصه به پیامبر(ص) سم خورانده و آن دوعامل شهادت پیامبر(ص) بودند، روایتی است از تفسیر عیاشی. ‏[۱]‎ این روایت علاوه بر آن‌که سند ندارد و به‌صورت مرسل نقل شده است، منبع اصلی آن نیز منحصر به تفسیر عیاشی است که از این دست اخبار، در آن کم وجود ندارد.”

    ۱- تنها روایت؟؟
    ۲- روایات تاریخی، نیاز به سند دارند؟؟؟ با این نگاه چند واقعه تاریخی مقبول خواهد بود؟ این چه روشی است برای عیارسنجی نقل های تاریخی؟؟
    ۳- عیاشی از این دست اخبار کم ندارد؟؟؟
    واقعا انسان از این همه دلیل علمی! شگفت زده می شود

    بازهم از سایت مباحثات متشکریم
    فقط لطف کنید و اندکی سطح “مباحثات” را بالاتر ببرید تا وقت خواننده تان به بطالت نگذرد

  19. میثم

    جناب مسائلی عزیز؛ اگر شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم توسط این دو زن را منکر شدیم؛ وحدت بین شیعه و سنی از این ناحیه این دو زن تأمین میشود؟؟ جنگ جمل با امیر المومنین علیه السلام را چه کنیم؟ نقل تیر اندازی به جنازه امام مجتبی علیه السلام را چه کنیم؟ کینه ای که از ائمه علیهم السلام در دل این زن بود چه کنیم؟ غیره و غیره و غیره را چه کنیم؟ آن ها هم منکر شویم؟

  20. نحن ابناء الدلیل

    خدمت نویسنده محترم عارض هستم برای تألیف مقاله کتاب علامه جعفر مرتضی عاملی را مطالعه فرموده اید و اینگونه قاطعانه صحبت میکنید؟ در مطالعات خود نقل های تاریخی را استقصاء کرده اید؟ اقل مطلب این است که نوشتار شما نوشتای ناقص است که جامعیت لازم را ندارد. آیا صحیح است که در مورد یک واقعه تاریخی ولو فرضا واقعه ای بی اهمیت؛ اینگونه سخن گفته شود؟؟ ان شاء الله بدون هیچ سابقه ذهنی و بدون هیچ هدف خاصی؛ سراغ این موضوع رفته باشید که در این صورت، معمولا شخص محقق، تحقیقی جامع و کامل را دنبال میکند.

  21. طوسی

    واقعا طرح این مباحث چه مشکلی از مشکلات جهان اسلام را حل میکند؟ آیا جز افزودن به حساسیتهای مذهبی ثمره ای دارد؟ اثبات یا رد شهادت پیامبر(ص) و مباحثی ازین دست اثبات محب بودن اهل بیت (ع) است؟ یعنی تمام مشکلات جامعه اسلامی را حل کردید و فقط مانده همین مساله؟ از پژوهشگران حوزوی انتظار میرود دغدغه هایشان همسو با دغدغه های رسول مهربانی باشد؛ همو که مهمترین هدف بعثتش را اتمام مکارم اخلاق ذکر میکند. در شرایطی که جهان اسلام ازاختلافات خونین مذهبی رنج میبرد طرح اینگونه مباحث، آب به آسیاب دشمن ریختن است.

    1. حیدر

      برادر عزیز اصرار بر نفی آن و مقاله در رد ان نوشتن چه مشکلی را حل میکند؟ اگر شهادت واقع شده که شده و حقیقت قابل انکار نیست و مقاله بر رد آن نوشتن هیچ حسنی که ندارد بلکه ناپسند است. اگر هم واقع نشده که نشده. اگر اشکالی هست به هر دو طرف است. اگر هم اشکالی نباشد هر دو طرف علی حد سواء هستند

  22. حامد

    جناب آقاي مسائلي، حقيقتا تحقيق نيكويي كرده ايد. خداوند شما را براي اسلام حفظ كند. از داد و بيدادها نيز نهراسيد و بر راه خود راسخ بمانيد كه شما نه اولين نفر از اين سلسله ايد و نه آخرين. به قول مرحوم مطهري جامعه ايران جامعه ماشين دودي است. تهمت هايي كه به زنان پامبر زده ميشود تخم كينه ميكارد كه از آن داعش درو ميشود. مطلب شما زيبا و آموزنده بود و درمان افراطي گري.

  23. حقجو

    امیدوارم جناب مسائلی همانگونه که در سایتشان مبنی بر پخش نکردن کامنت ها رفتار می کنند، در اینجا کامنت ما را در آب نمک نگه ندارند که برایشان هزینه گزافی در پی خواهد داشت!

    [Forwarded from سـخـنـان اتـودیـان]
    🌹تحقیقی جامع پیرامون اسناد شهادت پیامبر(ص) به دست عایشه و حفصه + پاسخ به اشکالات مهدی مسائلی

    لینک زیر را فشار دهید:

    http://telegra.ph/%D8%A7%D8%B3%D9%86%D8%A7%D8%AF-%D8%B4%D9%87%D8%A7%D8%AF%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1-%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D9%87-%D9%88-%D8%AD%D9%81%D8%B5%D9%87-11-27

    به ما بپیوندید:
    https://telegram.me/joinchat/CJz71T8DP-IDc6VK8eyd_Q

پاسخ دهید