گفت‌وگو با یکی از مدیران مدرسه فقهی امام باقر (ع)؛

در سال‌های اخیر بازگشت به فقه و اصول در بخش‌هایی از حوزه علمیه به چشم می‌خورد، به گونه‌ای که در حال حاضر ۱۴ مرکز تخصصی فقهی تشکیل شده است. مرکز فقهی امام باقر(ع) از اولین مراکز تخصصی فقهی است که از ۱۵ سال پیش زیر نظر آیت الله العظمی شبیری زنجانی تأسیس شده و مورد توجه و استقبال طلاب قرار گرفته است. در دفتر این مرجع تقلید ساعتی با یکی از مدیران این مدرسه به گفت‌وگو نشستیم. 

مدرسه فقهی امام محمدباقر(ع) با چه هدفی تأسیس شده است؟

راه‌اندازی این مدرسه فقهی با دو هدف اصلی بوده است. این دو هدف بر اساس دو مشکلی است که در حوزه‌های علمیه، وجود داشته و دارد. مشکل اول، بی‌انگیزه‌ بودن طلبه‌های فاضل حوزه علمیه،‌ نسبت به فقه، مسائل فقهی و علوم وابسته به فقه است. با خیلی از طلبه‌های پایه شش صحبت می‌کردیم و می‌کنیم، خیلی‌ از آن‌ها درباره آینده علمی‌شان چنین فکر می‌کنند که می‌خواهند در تفسیر و کلام کار کنند و حتی اگر به فقه می‌پردازند، آن را صرفا پل و مقدمه‌ای برای آن کار می‌دانند.

منشأ این بی‌انگیزگی این است که قبل از انقلاب، تقریبا علوم تفسیر و کلام و اعتقادات و تاریخ و علوم دیگری از این دست، به صورت موردی توسط تک‌دانشمندان و علمایی همچون مرحوم علامه طباطبایی دنبال می‌شد و در سیستم فراگیری که طلبه‌ها و فضلای متعددی در آن راه مشغول باشند، نبوده است. و به صورت موردی، افرادی همچون مرحوم آقای مطهری رشد می‌کنند. و همیشه این اعتراض وجود داشت که چرا همه به فقه و اصول می‌پردازند و علوم دیگر،‌ غریب است.

پس از انقلاب که روحانیت در مسند همه شئون کشور قرار گرفت و این شئون در اختیار حوزه‌ها قرار گرفت، با اینکه انتظار بود مسائل فقهی بیشتر مطرح و پاسخ داده شود اما برای گسترش آن دیدگاه، مؤسسات مختلف آموزشی و پژوهشی به وجود آمد که به خاطر همان پیشینه و تاریخ همگی غیر فقهی بودند. لذا فقه، اگر نگوییم به حالت متروک درآمد، مظلوم و مهجور واقع شد و انگیزه برای پرداختن به فقه،‌ کم شده بود. لذا یکی از اهداف این مجموعه، بالا بردن انگیزه فقهی فضلای حوزه بود که به نظر هدف خیلی مهمی هم بود. اکنون پس از این ده پانزده سال که از تأسیس این مؤسسه می‌گذرد، کمی موج ایجاد شده و مؤسسات فقهی متعددی ایجاد شده است و آن هدف، تا حدی تأمین شده است.

Imam Baqir School 01

یکی از سرمایه‌های هر مجموعه آموزشی، پژوهشی و علمی، دانش‌آموزان، دانشجویان و کسانی هستند که در آنجا تحصیل می‌کنند. در حوزه، شرایط به این صورت بود که از پایه یکم تا ششم طلبه را آموزش می‌دادند و سپس طلبه به سطوح عالی می‌رفت. پایه هفت تا پایه دهم، مقطع بسیار حساسی است. زیرا اولا طلبه‌ها معمولا در این دوران، ازدواج می‌کنند. دیگر اینکه از یک بلوغ ابتدایی فکری برخوردارند و یک توانایی اجمالی برای جهش و بالا رفتن علمشان پیدا می‌کنند.

متأسفانه در این مقطع، بهترین استعدادها از حوزه خارج می‌شوند. یعنی اگر یک تحقیق میدانی در باره سال‌های گذشته انجام شود، معلوم خواهد شد که بسیاری از ورودی‌های حوزه در سال‌های اوایل انقلاب که ما بودیم و گروه‌های بعدی، مستعدانشان دقیقا در همین چهار پنج سال بعد از مقدمات، یکی یکی جذب دانشگاه شدند و یا از حوزه رفتند. طبیعی است که اگر شما مستعدترین طلبه‌ها و محصلانتان را در چنین مقطعی از دست بدهید، در آینده می‌خواهید برای چه کسی برنامه‌ریزی کنید؟ چه کسی قرار است مسیر را ادامه بدهد؟ امروز می‌توان اصطلاح فرار مغزها را در حوزه نیز مشاهده کرد که من آن را فرار استعدادهای مناسب می‌نامم.

پس از انقلاب، اگر نگوییم فقه به حالت متروک درآمد، مظلوم و مهجور واقع شد و انگیزه برای پرداختن به فقه،‌ کم شد.

هدف دوم این بود که فضایی را فراهم کنیم که طلبه‌های مستعد، طلبه‌های درسخوان، دست‌کم در معرض تهاجم قرار نگیرند و دیوار نسبتا امنی در کنارش قرار دهیم که این‌ها اگر هم می‌خواهند از حوزه بروند، با یک انتخاب و صلابت خاصی بروند؛ نه اینکه هر جا از راست و چپ صدایشان کردند، بروند.

مشکل سومی که وجود داشت این بود که بالاخره حوزه، بعد از انقلاب یک گسترش کمّی نسبتا قابل توجهی پیدا کرد. یعنی مثلا حوزه‌ای که قبل از انقلاب، شاید سالانه صد تا صد و پنجاه نفر، آن هم فقط در قم واردش می‌شدند، بعد از انقلاب به صورت یک‌جا در یک سال، چهار پنج هزار نفر یا شاید ده هزار نفر و حتی یک سال هجده هزار نفر اعم از زن و مرد، و از شهرستان‌های مختلف کشورپذیرش کرد. به طور طبیعی، این تعداد نیاز به رسیدگی و تأمین مالی و غیره دارد. اگر بخواهید به طور یکسان به همه نگاه کنید، سرمایه‌ها درست استفاده نمی‌شود؛ مثلا می‌بینید که شهریه برای همه طلبه‌ها به صورت یکسان پرداخت می‌شود. ولیبهتر است کسانی که جدی‌ترند، استعداد بالایی دارند و می‌توانند آینده حوزه را شکل دهند، نویسنده و یا مجتهد بزرگی بشوند، شناسایی شوند و مورد حمایت ویژه قرار بگیرند. به هر حال نه همه، ولی یک عده هم باید بیایند و این کار را بکنند، عده‌ای را انتخاب کنند، فضا ایجاد کنند و باعث شوند که دست‌کم در آینده حوزه، سرمایه‌های بزرگی بمانند، تربیت شوند، رشد کنند، بالندگی پیدا کنند و به سرمایه‌ها و آینده حوزه تبدیل شوند. سه عاملی که اشاره کردم، باعث و انگیزه‌ای شد برای ما که مدرسه‌ای تحت عنوان مدرسه تخصصی فقه در ابتدای پایه هفتم شکل بگیرد.

چرا فقه؟ فقه چه جایگاهی در حوزه دارد و چرا باید تقویت شود؟

فقه، دستورات و مناسک عملی دین در شئون مختلف و نقشه راهی برای هر مسلمان است که باید آن را طی کند. من انکار نمی‌کنم که سایر علوم هم جایگاه خود را دارند که نمی‌توان اهمیت آن‌ها را انکار کرد. مشاهده می‌کنید که در ده سال اول انقلاب که مؤسسات و مجموعه‌ها و مراکز مختلفی ایجاد شد ولی هیچ کدام به صورت خاص، فقهی نبودند. در حالی که برای علوم دیگر به صورت مکرر، مؤسسه و مجموعه درست شد. چون شئون نیازمند به فقه، گسترده شده بود. یک نمونه‌اش را که همین چند روز پیش با آن مواجه شده بودیم، به عنوان مثال خدمت شما عرض می‌کنم.

Imam Baqir School 02

چند روز پیش یکی از مشاوران وزیر نفت، آمده بود و می‌گفت فضای حاکم بر مسائل نفت، شامل قراردادها، استخراج، تولید و دیگر مسائل آن، همه بر اساس آیین‌نامه‌هایی است که در آمریکا و انگلیس نوشته شده و هیچ جهت‌گیری‌ای از طرف حوزه به عنوان (به تعبیر خود ایشان) «فقه نفت» نشده که خط قرمزهایی مشخص شود و مسیری در نظر گرفته شود و ما دقیقا بر اساس همان فضایی که آیین‌هایی آمریکایی و انگلیسی ترسیم می‌کنند حرکت می‌کنیم.

شما می‌بینید که فقه برای امور خصوصی کوچک جواب داده است. مثلا درباره چاهی که حفر می‌کنند، حکم داده است که حریمش چقدر است، نهر آب به چه شکل است، همسایه چه حقوقی دارد، حدود و فروع کشاورزی چیست، احکام آب چیست. ولی این را در مقیاس بالا مثل نفت نداریم. امروز در موضوعات مختلفی که حکومت با آن‌ها درگیر است، در مسائل فقهی‌اش مشکل داریم. بنابراین، این  اصل هدفی است که به طرفش آمده‌ایم.

چه دوره‌هایی در این مرکز طراحی شده است و قرار است طلبه‌ها در این دوره‌ها چه توانمدی‌هایی به دست آورند؟

طراحی مدرسه برای پایه هفتم تا پایه ده و یازده است. این چهار پنج سالی که سطوح عالی است، بخش اول کار ماست. بخش دوم کار ما سه سال درس خارج است با عنوان «دوره مقدماتی استنباط» که این هم سه سال طول می‌کشد. و افراد این دوره با مباحث کلی استنباط آشنا می‌شوند و با حضور در درس‌های خارج، روش‌هایی را با کمک اساتید راهنما یاد می‌گیرند. بخش سوم، دوره عمومی استنباط است که چهار سال طول می‌کشد که جمعا هفت سال درس خارج حوزه می‌شود. در این چهار سال، مباحث کمی تخصصی‌تر می‌شود و در بحث‌های اجتهاد، جلو می‌روند. قرار است که یک دوره تخصصی سه‌ساله استنباط هم باشد که آن دوره هنوز طراحی کامل نشده است. اگر آن دوره هم کامل بشود، ان شاء در مدرسه فقهی راه‌اندازی خواهد شد.

 شنیده شده است در امتحان ورودی و پذیرش طلاب برای این مرکز تخصصی، سختگیری‌هایی وجود دارد. این دقت ها با چه هدفی صورت می‌گیرد؟

یکی از نکاتی که از روز اول تا به امروز، مدرسه متکفل آن بوده است، به تعبیر شما سخت‌گیری و به تعبیر من،‌ دقت در گزینش است. ما اینجا به هر حال، امکانات محدودی در اختیار داریم. و از جهت استاد، فضای آموزشی و… به گونه‌ای است که سالیانه فقط تعداد محدودی را می‌توانیم گزینش کنیم. طبیعی است که هر چه این تعداد، با دقت بیشتر و با گزینش مناسبی صورت گیرد، آینده مدرسه به همین نیروهایی است که جذب می‌کند. بنابراین، اسمش را نمی‌توانیم سخت‌گیری بگذاریم. ولی رقابتی وجود دارد. هر سال تعدادی ثبت نام می‌کنند.

امروز می‌توان اصطلاح فرار مغزها را در حوزه نیز مشاهده کرد که من آن را فرار استعدادهای مناسب می‌نامم.

سیستمی که در مدرسه طراحی شده، چند نکته دارد. یکی اینکه هیچ کس به غیر از سیستم گزینش مدرسه، راه دیگری برای ثبت نام در مدرسه ندارد. به هیچ وجه. حتی نزدیک‌ترین دوستان مدیر مدرسه هم باید با همان قواعد و مقررات مدرسه، وارد مدرسه شوند. طبیعتا در امتحان مدرسه شرکت می‌کنند. در مصاحبه شفاهی علمی هم شرکت می‌کنند و در یک گفت‌وگوی عمومی هم شرکت می‌کنند و توسط خود اساتید، گلچین‌ شده و انتخاب می‌شوند. شاید همین دقت باعث شده که سطح علمی طلبه‌هایی که وارد مدرسه شده‌اند، سطح قابل قبولی باشد. یکی از چیزهایی که شاید همه طلبه‌ها بر این باور باشند، این است که جو علمی مدرسه، جو مناسبی است. همه پی درس و تحصیل‌اند، همه در پی استفاده از وقتشان هستند. و این هم به نظر من، مرهون همان (به تعبیر شما) سخت‌گیری‌ای است که وجود دارد. به عنوان مثال، سال گذشته ۲۵ نفر از ۴۴۰ نفر انتخاب شدند. امسال از ۵۰۰ نفر، قرار است ۲۵ نفر انتخاب شوند. طبیعی است که دیگرانی که قبول نمی‌شوند، احساس می‌کنند سخت‌گیری شده است. ولی هر کس شرایط بهتری داشته باشد، انتخاب می‌شود.

تا کنون چند دوره پذیرش شده‌اند؟

از ابتدا تا کنون، با احتساب امسال، ۱۴ دوره طلبه در مدرسه فقهی پذیرش شده‌اند. و هر سال تعداد نفرات بین ۲۰ تا ۲۵ بوده است. گاهی بعضی شرایطش را ندارند که تا آخر همراهی کنند و ریزش‌هایی وجود دارد.  و به همین دلیل مثلا گروهی که چهار سال پیش ثبت نام شده‌اند، امسال ۱۳ نفرشان برای درس خارج ثبت نام شده‌اند. البته بنا بر این است که همه دوستانی که با ما هستند، تا آخر همراه باشند، مگر اینکه خودشان انگیزه‌ یا توانایی لازم برای همکاری را نداشته باشند.

در مقاطع بالاتر کسی نمی‌تواند وارد مدرسه شود؟

تا به حال ما هیچ ورودی‌ای در مقطع درس خارج، از بیرون از مدرسه نداشته‌ایم. ولی امسال شاید برای اولین بار، دو سه نفر به صورت گزینشی وارد مدرسه شوند. شاید این فضا ایجاد شود که از سال آینده، هر سال چند نفری در مقاطع بالاتر نیز پذیرش شوند. ولی امسال برای اولین بار به صورت غیر رسمی این کار انجام می‌شود؛ مانند کسانی که قبلا طلبه خودمان بوده‌اند و به هر دلیلی رفته‌اند و می‌خواهند برگردند. و یا استادی از اساتیدمان طلبه‌های ممتازی را معرفی کرده باشند، به صورت معدود شاید بین یک تا سه نفر اضافه شوند.

مدرسه فقهی امام باقر(ع) از ابتدای تأسیس تا کنون، محصول و خروجی هم داشته است یا هنوز زود است؟

تا کنون سه دوره از دوستان ما فارغ التحصیل شده‌اند. و امسال نیز چهارمین دوره ما فارغ التحصیل می‌شوند و شاید پانزده سال شده باشد. تقریبا می‌شود گفت بالای ۵۰ درصد دوستان فارغ التحصیل ما در حال حاضر،‌ در سطوح عالی حوزه تدریس می‌کنند. بعضی از آن‌ها در خود مدرسه و برخی دیگر در مدارس مشابه، و برخی هم در شهرستان‌ها تدریس می‌کنند. الان در شهرستان‌های مختلف، بخش فقه و اصول مدارس را دوستان فارغ التحصیل مدرسه فقهی به عهده گرفته‌اند و هدایت می‌کنند و آموزش می‌دهند. به علاوه اینکه عده‌ای از آن‌ها در مؤسسات پژوهشی مختلف، مشغول هستند. الان شاید بشود گفت حدود سی تن از اساتید سطوح عالی حوزه، از طلاب مدرسه فقهی امام محمد باقر هستند و پنج شش نفر از آنها حتی در خود مدرسه تدریس می‌کنند.

درباره سیستم آموزش مدرسه هم توضیحاتی بفرمایید.

بحث خیلی مفصلی است. ولی در حدی که در ذهنم هست پاسخ می‌دهم. در مقطع سطح، دروسی که باید تدریس شود، مشخص است. کاری که ما می‌کنیم این است که اولا سعی می‌کنیم با انتخاب اساتید خوب، و نظارت و برنامه‌ریزی، درس‌ها را تقویت کنیم. دیگر اینکه یک کلاس راهنما در کنار درس‌های دیگر می‌گذاریم که درس اصلی را تکمیل کند و نکات از دست رفته و حواشی تکمیل شود. معمولا کلاس‌های راهنماهای موفق، خیلی موجب موفقیت و نشاط طلبه‌ها می‌شود. سوم اینکه یک سری از علوم و دانسته‌های لازم برای طلبه‌ها همچون علوم اعتقادی، رجال، علوم حدیث و امثال این‌ها در کنار درس‌های اصلی به صورت تدریس یا دوره‌های کارگاهی یا مطالعاتی در برنامه طلبه‌ها قرار می‌گیرد.

اردوی علمی مدرسه فقهی امام باقر(ع) به رصدخانه‌ای در اطراف شهر قم.
اردوی علمی مدرسه فقهی امام باقر(ع) به رصدخانه‌ای در اطراف شهر قم.

چهارم اینکه طلبه‌های مدرسه را بهبرخی از مهارت‌ها مجهز می‌کنیم. مثلا مهارت‌های آی.تی از جمله مهارت‌هایی است که از ابتدای ورود به مدرسه تا پایان سال پنجم، یازده دوره به آن اختصاص داده شده است. دوره‌های کوتاهی منطبق با نیاز طلبه‌های مدرسه طراحی شده و توانایی کار با کامپیوتر، کار با نرم‌افزارهای علوم اسلامی،‌ کار با یک ادیتور خوب، کار با یک بانک اطلاعاتی خوب مثل اکسل، کار با برنامه‌های مخصوص ارائه مطالب مثل پاورپوینت، و یا برنامه‌های یادداشت‌برداری همچون وان‌نوت و… در دستور کار قرار می‌گیرد. حتی تایپ را به عنوان یک مهارت، تقریبا همه دوستان مدرسه بلدند و همه باید تحقیقاتشان را خودشان تایپ کنند. مهارت‌های نوشتاری، پژوهشی خاص و… نیز به آن‌ها آموزش داده می‌شود.

با احتساب امسال، ۱۴ دوره طلبه در مدرسه فقهی پذیرش شده‌اند.

یک بخش دیگر از برنامه مدرسه نیز، بخش پرورشی است. مثلا با برگزاری درس‌های اخلاق، بازدیدها، مراسم‌های مدرسه، نشست‌های علمی، اردوهای علمی و… به صورت جانبی در کنار کارها قرار می‌گیرد.

بعد از وارد شدن به مقطع درس خارج، مهم‌ترین ویژگی مدرسه این است که طلبه‌ها را آزاد می‌گذارد که در هر درسی که خواستند شرکت کنند، فقط شرط اصلی‌اش این است که دست‌کم سه نفر آن درس را انتخاب کنند تا بشود یک گروه علمی تشکیل داد. طبیعی است که به خاطر قوت علمی بچه‌ها و مشاوره‌هایی که دارند، عملا درس‌هایی انتخاب می‌شوند که قوت مناسبی دارند. و عملا از میان صدها درس، هفت یا هشت درس مورد توجه بچه‌ها قرار می‌گیرد.

پس از انتخاب درس‌ها، کلاس راهنما در کنار آن‌ها تشکیل می‌شود و کلاس راهنما دو بخش است. یک بخش، مقدمه و تمهید است که آماده می‌شوند برای کلاس. و بخش دوم، رفع اشکال است. طبیعتا هر درسی، دو تا سه جلسه در هفته، راهنما دارد. بعضی از جلسات راهنمایی، توسط خود اساتید درس خارج انجام می‌شود. بعضی دیگر توسط شاگردهای خوب آن استاد و بعضی دیگر توسط اساتید دیگر.

به علاوه اینکه طرح جامع پژوهشی برای قدرت پژوهشی دوستان برای دوره درس خارج طراحی شده است. برای نگارش یک متن، از تقریرات ساده تا نوشتن یک مقاله علمی، و نهایتا یک کتاب یا پایان‌نامه، با یک برنامه‌ریزی کاملا مشخص، از خلاصه کردن مقالات تا پیدا کردن کلمات در کتب فقهی قدما، تا نگارش و نهایتا آخرین دوره‌ای که دوستان در پژوهش انجام می‌دهند این است که هر پژوهشی را تحت نظر یک استاد انجام می‌دهند و هفته‌ای یک بار، کارهایی که در آن هفته کرده‌اند را به استاد عرضه می‌کنند و استاد، بررسی می‌کند و دوباره برای هفته آینده‌شان و هفته‌های دیگر و به این ترتیب، هر ترم یک مقاله نوشته می‌شود که این مقاله بعدا در مجلسه پژوهش مدرسه منتشر می‌شود و مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تا جایی که ما در جریان هستیم، مدرسه تا به حال تبلیغاتی انجام نداده است فکر می‌کنید آن مثلا ۵۰۰ نفری که مراجعه و ثبت نام می‌کنند، از چه طرقی به مدرسه وصل می‌شوند؟

بزرگترین تبلیغ، تبلیغ شخص به شخص است. یعنی ما اگر هیچ اطلاعیه‌ای هم ندهیم، پنجاه درصد این جمعیت ثبت نام می‌کنند. هدف اصلی هم از اینکه تبلیغ نمی‌کنیم این است که شرمنده می‌شویم؛ چون عده زیادی ثبت نام می‌کنند و تنها عده محدودی قبول می‌شوند و با اینکه بسیاری از آن‌ها خوب‌اند، قبول نمی‌شوند و ما شرمنده آن‌ها می‌شویم. اگر امکانات مدرسه به حدی بود که می‌توانستیم تعداد بیشتری پذیرش کنیم، احتمالا تبلیغ بیشتری می‌کردیم که چه بسا هزار نفر هم ثبت نام کنند و مثلا صد نفر از آن‌ها قبول شوند. ولی با توجه به اینکه امکانات مدرسه از جهات مختلف، محدود است، ‌به خاطر همین طبیعی است که تبلیغ چندانی نکنیم. ولی طبق نظرسنجی‌هایی که ما انجام داده‌ایم، حدود ۶۰ درصد تا ۷۰ درصد دوستانی که در امتحان ورودی مدرسه شرکت می‌کنند، می‌گویند از طریق دوستان و رفقا اطلاع پیدا کرده‌ایم. بعضی هم از طریق اطلاعیه و برخی هم از طریق مدرسه محل تحصیلشان خبردار شده‌اند. البته آمار همه این‌ها را داریم. میزان رضایتمندی طلبه‌ها از زمان و نوع امتحان، کیفیت سؤالات و همه این‌ها در طول ۱۵ سال را آمار داریم و می‌شناسیم و هر بار تحلیل می‌کنیم و سعی می‌کنیم که هر سال بهتر از سابق بشود.

بر اساس توضیحاتی که فرمودید،‌ قاعدتا طلاب این مدرسه، رغبت چندانی به مدرک نداشته‌ باشند، ولی به هر حال، رویکرد و سیاست شما در این باره چیست؟

همان طور که شما اشاره فرمودید، در پی مدرک نیستیم. ولی با توجه به خدماتی که طلبه‌ها می‌خواهند در دانشگاه‌ها و جامعه داشته باشند، ناگزیرند که مدرکی در اختیار داشته باشند. بر اساس برنامه‌ریزی ما قرار است دوستان مدرسه ما در پایان دوره مقدماتی استنباط، مدرک سطح ۳ را بگیرند و در پایان دوره عمومی استنباط، سطح چهار را بگیرند. یعنی برنامه‌ریزی ما به این صورت که وقتی طلبه‌ای تا پایان دوره عمومی با ما همراه است، سطح ۳ و ۴ حوزه را بگذراند و مدرکش را بگیرد. بر این اساس، پایان‌نامه سطح ۳ و ۴ را در برنامه‌های پژوهشی مدرسه گنجانده‌ایم و استاد بر روند این پژوهش‌ها نظارت می‌کند و دفتر مدرسه نیز نظارت می‌کند؛ مثلا در برنامه تابستانی مشخص است که باید ۳۰ درصد از پایان‌نامه‌شان را بنویسند؛ به عنوان مثال تا امروز حدود ۴۰ نفر از طلبه‌های درس خارج، سطح ۳ حوزه را تمام کرده‌اند و عده‌ای هم سطح چهارشان را تمام کرده‌اند و همان مدرک حوزوی مرسوم را گرفته‌اند.

برخی از مراکز تخصصی، گله دارند که چرا حوزه علمیه، پایان‌نامه‌ها را به خودشان واگذار نمی‌کند. مدرسه فقهی در این باره چه رویکردی داشته است؟

ما هم صحبت‌های زیادی با مدیریت حوزه داشته‌ایم و همکاری‌های خوبی انجام شده است. مثلا کمیته‌ای که قرار است طرح‌های پایان‌نامه را تصویب کند، در خود مدرسه چند بار تشکیل شده است که ‌ قدمی رو به رشد بوده است. به هر حال مرکز مدیریت حوزه هم سخت‌گیری و مقاومتی در این باره دارد ولی همچنان مشغول پیگیری هستیم. واقعیت این است که در تمام دنیا هر مجموعه آموزشی خودش امتحان می‌گیرد و خودش پایان‌نامه می‌دهد و خودش تصویب می‌کند و نهایتا مدرکش برای تصویب نهایی به نهاد بالاتر برود. و این شکل موجود در حوزه علمیه، قطعا شیوه‌ای شکست‌خورده‌ و ناصحیح است که همه باید بروند یک جا امتحان بدهند و شیوه امتحان گرفتنی که در این سی سال در حوزه انجام می‌شده است، به نظر من در هیچ نظام آموزشی‌ای اتفاق نمی‌افتد که مثلا بگویند همه دانشگاه‌ها باید دانشجویانشان را بفرستند تا در وزارت علوم امتحان بدهند. در واقع، مرکز مدیریت جایگاه بزرگ نظارتی و کیفی را دارد و باید چنین جایگاهی را داشته باشد. البته الحمد لله به تدریج دارند به آن سمت حرکت می‌کنند.

یکی از مشکلات طلبه‌ها که باعث می‌شود ترک تحصیل کنند یا در کنار تحصیل خود به کارهای دیگری مشغول شوند، نیازهای مالی است. مدرسه فقهی چه مقدار از طلبه‌های خود در این زمینه حمایت می‌کند؟

به نکته خوبی اشاره کردید. در ابتدای صحبت من به این اشاره کردم که مدرسه فقهی را به چه هدفی راه‌اندازی کردیم. تا حدودی به برنامه‌های مدرسه هم اشاره کردم. یکی از برنامه‌های مدرسه، پشتیبانی و دادن تسهیلات به طلبه‌هاست. در بحث تسهیلات، چند مسئله مد نظر بوده است. یکی اینکه چه میزان باید تسهیلات به طلبه‌ها داده شود. ما تسهیلات مدرسه را نه آن قدر بالا بردیم که نسبت به کسانی که در این مجموعه‌ها نیستند احساس اختلاف طبقاتی و فاصله مالی احساس شود. مثلا کسی بگوید من که در این مؤسسه‌ها نیستم کل درآمدم در ماه، ۴۰۰ هزار تومان است ولی کسانی که در این مؤسسه‌اند دو میلیون تومان درآمد دارند. لذا این تسهیلات را به قدری بالا نبردیم که چنین احساسی در طلبه‌های دیگر ایجاد شود. و نه آن قدر حمایت را کم کرده‌ایم که فشار وارد بر شخص، او را مجبور کند به اینکه در کنار درسش کاری به عهده بگیرد و پژوهشی انجام دهد و غیره.

این شکل موجود در حوزه علمیه، قطعا شیوه‌ای شکست‌خورده‌ و ناصحیح است که همه باید بروند یک جا امتحان بدهند.

در زمینه تسهیلات، به دو روش عمل کردیم. یکی اینکه شهریه‌ای را به عنوان  پایه تسهیلات ولی به صورت هدفمند برای طلبه‌های مدرسه قرار دادیم. هدفمند یعنی بر اساس تجرد و تأهل، تعداد اولاد و دیگر شرایطی که دارند، شهریه طلبه‌ها تغییر می‌کند. مثلا طلبه‌ای که متأهل است و سه فرزند دارند، ممکن است شهریه‌اش حتی تا سه برابر یا چهار برابر شهریه یک طلبه مجرد باشد. لذا سیستم شهریه مدرسه، به صورت کاملا هدفمند طراحی شده. دیگر اینکه امور پژوهشی آموزشی عادی مدرسه را هیچ وقت به شهریه نبسته‌ایم. یعنی این طور نیست که بگوییم اگر نمره طلبه‌ای کم شد، شهریه‌اش هم کم شود. گاهی در برخی از مجموعه‌ها دیده می‌شود که شهریه را بر اساس ساعت‌های صرف‌شده در مجموعه طراحی کرده‌اند. این روش، علاوه بر اینکه خلاف کرامت طلاب است، اثر اخلاقی، آموزشی و پژوهشی بد دارد. لذا تا زمانی که طلبه، عضو مدرسه است، شهریه‌اش برقرار است. گاهی ممکن است کسی شرایط اصلی مدرسه را رعایت نکند و دیگر طلبه ما نیست،‌ طبیعی است که مزایای طلبه‌های مدرسه را ندارد؛ حتی اگر به صورت میهمان در برنامه‌ها شرکت کند.

دیگر اینکه سعی کرده‌ایم در کنار شهریه، تسهیلات جانبی را فراهم کنیم؛ گاهی با پرداخت عیدی، بن، وام‌های قرض الحسنه، و گاهی با برگزاری اردوها و پرداخت کمک‌هزینه‌هایی در این زمینه، حتی گاهی کمک به مشکلات خاصی همچون کمک‌هزینه مسکن صورت می‌گیرد.

طلبه‌هایی که تا سطوح بالاتر می‌آیند، سعی می‌شود که حتی الامکان اگر مشکلی در زمینه مسکن هم دارند، دغدغه‌شان به صورت خاص و موردی بررسی و برطرف شود. ولی چند نکته را رعایت می‌کنیم. یکی اینکه پرداخت‌ها آن قدر بالا نیست که باعث ایجاد فاصله طبقاتی شود و دیگر اینکه سعی می‌کنیم کمک‌ها بر اساس اصول کرامتی باشد. چون خیلی اهمیت دارد که اگر قرار است چنین کمک‌هایی انجام شود، با آداب خاصی به حساب طلبه‌ها واریز می‌شود و زمانش تأخیر نمی‌کند. چون به هر حال طلبه‌ها منت گذاشته‌اند و به این مجموعه آمده‌اند. ما نباید به خاطر پرداخت رقم کمی که انجام می‌شود، تصور خاصی داشته باشیم. الحمد الله این روحیه را اکثر دوستانی که در این مجموعه هستند، دارند.

مثالی از زبان معاون وزارت نفت نقل کردید با توجه به نیازهایی که امروز در جامعه وجود دارد، چه مقدار از محتوای آموزشی مدرسه، به سمت مسائل اجتماعی یا مشکلات مردم گرایش دارد؟

یکی از دغدغه‌های جدی خیلی از مجموعه‌ها تخصصی‌ کردن فقه است. دیدگاهشان هم این است که همان طور که سایر رشته‌ها تخصصی شده است، مثل حقوق عمومی و حقوق خصوصی و حقوق جزا و حقوق بین الملل، فقه هم باید به همین صورت تفکیک شود. همه علوم بالاخره جایگاه خودشان را دارند و به همین صورت تخصصی شده‌اند. بر این اساس، بسیاری از افراد از همان اولی که مجموعه فقهی‌شان را راه‌اندازی می‌کنند، فقه را تخصصی می‌کنند و مثلا فقه حقوق، فقه خانواده و فقه جزا و… تأسیس می‌کنند. ولی در این روش، دو مشکل وجود دارد. مشکل اول اینکه فقه تخصصی زمانی جواب می‌دهد که شما فقه عمومی‌تان را به صورت مناسب  عرضه کرده باشید. زیرا قواعد فقهی و اصولی ما و روش‌های استنباط ما در لابه‌لای فقه پخش شده است. به همین سبب شما زمانی می‌توانید وارد فقه تخصصی بشوید که دوره عمومی فقه را طی کرده باشید. مثل همه علوم دیگر. طبیعتا تا کسی هفت سال عمومی پزشکی را نخوانده باشد، نمی‌تواند وارد پزشکی تخصصی بشود. ولی متأسفانه، عده‌ای به این نکته توجه نمی‌کنند و مثلا از همان سال اول درس خارج، وارد بحث تخصصی می‌شوند. در حالی که طلبه باید ابتدا فضای عمومی را طی کند و بعد وارد این بحث شود. ما حتی در اسم‌گذاری دوره‌هایمان هم این نکته را رعایت کرده‌ایم و از همان ابتدا از عنوان تخصصی استفاده نکرده‌ایم که طلبه خیال کند متخصص فقه شده است. ما دوره اول را مقدماتی و دوره دوم را عمومی نامیده‌ایم که نشان می‌دهد تازه بعد از دوره عمومی، کار آغاز می‌شود.

کارگاه تجهیز میت در مدرسه فقهی امام محمد باقر(ع)
کارگاه تجهیز میت در مدرسه فقهی امام محمد باقر(ع)

نکته دیگری که در بحث‌های تخصصی وجود دارد این است که در برخی از رشته‌های تخصصی، نیاز به یک سری پیش‌فرض‌ها و مقدمات و دروس وابسته و موضوع‌شناسی و مسائلی دارد که بخشی از آن‌ها در فقه انجام نشده است. به عنوان مثال، مؤسساتی در قم تأسیس شدند و رشته‌های تخصصی فقه و حقوق یا فقه و اقتصاد راه‌اندازی کردند. این مجموعه‌ها برای اینکه مثلا رشته فقه و حقوق را راه‌اندازی کنند، لیست واحدهای درسی حقوق در دانشگاه را الگو قرار داده‌اند که مثلا ده واحد حقوق مدنی دارد، چند واحد را گلچین کرده‌اند و در واحدهای  درسی مجموعه خودشان گذاشته‌اند. یا مثلا حقوق بین الملل یک و دو را انتخاب کرده‌اند. ولی دربارهاینکه کدام یک از این واحدها مورد نیاز است، دقت چندانی صورت نگرفته است.

خلاصه اینکه از میان همه واحدهای درسی رشته حقوق، گلچینی را انتخاب کرده‌اند و با اندکی جابه‌جایی و تغییر، در واحدهای درسی خودشان گنجانده‌اند. این در حالی است که مشکل بسیار جدی‌ای وجود دارد. بسیاری از این درس‌ها ریشه‌ و خاستگاهش مبتنی بر فلسفه حقوق غرب است. حال این مؤسسه می‌خواهد فقه تخصصی حقوق اسلامی را ارائه کند، و برای این کار از درس‌هایی استفاده می‌کند که هدفش به کلی هدفی دیگر است و افراد را به جایی دیگر می‌برد.

ما دوره اول را مقدماتی و دوره دوم را عمومی نامیده‌ایم که نشان می‌دهد تازه بعد از دوره عمومی، کار آغاز می‌شود.

نتیجه چنین روشی این می‌شود که نوعی فکر التقاطی و مخلوط شکل می‌گیرد که معلوم نیست می‌خواهد طلبه را به کجا ببرد. شاهد این حرف هم این است که بسیاری از خروجی‌های چنین مؤسساتی نه فقیه خوبی می‌شوند،‌ نه حقوقدان خوبی. نه فقیه خوبی می‌شود، نه روان‌شناس خوبی، نه فقیه خوبی می‌شود، نه جامعه‌شناس خوبی.

زمانی می‌توانیم این تخصصی شدن را با خیال راحت پیگیریکنیم که تا حدود قابل قبولی، علممان را از ریشه طراحی کرده باشیم،‌ اهداف و ساختارش را چیده باشیم و بر اساس آن، واحدهای درسی را طراحی کنیم. خیلی هنر نیست که بگوییم می‌خواهیم فقه اقتصاد راه‌اندازی کنیم و چند واحد از دروس اقتصاد دانشگاه را به همراه چند پیش‌نیاز انتخاب کنیم و با فقه ترکیب کنیم و ادعا کنیم که فقه اقتصاد طراحی کرده‌ایم. این فقه اقتصادی نیست. نه فقه است، نه اقتصاد.

اگر از اول انقلاب تا امروز، یک رشته را بررسی کنید، حالا من حقوق را مثال می‌زنم چون تخصص خودم در دانشگاه بوده است، رشته‌های حقوق را اگر نگاه کنید،‌ هیچ کدام از کسانی که از وسط راه رفته‌اند و هر دو را خوانده‌اند نتوانسته‌اند تبدیل به یک نظریه‌پرداز و ایده‌پرداز شوند و بتوانند یک گره حقوق دینی را باز کنند. اگر هم کسانی بوده‌اند که این هدف رسیده‌اند، کسانی‌اند که ابتدا در فقه مجتهد شده‌اند و سپس رفته‌اند وارد حوزه‌های دیگر شده و کارهایی انجام داده‌اند. لذا ما تا زمانی که ساختار درس‌های تخصصی‌مان و مشکلات مقدماتی‌اش حل نشود، به هیچ وجه فقه تخصصی راه نمی‌اندازیم. چرا که ضررش بیشتر از سودش خواهد بود.

اگر مجموعه علوم اسلامی را به صورت سیستمی، مربوط به یکدیگر بدانیم طبیعتا در یکدیگر تأثیر می‌گذارند. به عنوان مثال، کسی که نگرش فلسفی دارد، قطعا پیش‌فرض‌هایی می‌سازد که جایگاه عقل در فقه را تقویت کند برای این مسئله، چه فکری دارید؟

این مسئله قابل بررسی است که میزان تأثیرگذاری سایر علوم اسلامی بر فقه چقدر است. مثلا می‌دانیم که طبق فرمایش شما، کسانی که فلسفه خوانده‌اند، چقدر در فقه و اصول موفق‌اند و کسانی که نخوانده‌اند چطور. ما سعی می‌کنیم که برخی از علوم را به صورت مطالعاتی و تشویقی، هم‌زمان با فقه در مدرسه ایجاد کنیم. بعضی از این علوم را نیز طلبه‌ها خودشان پیگیر هستند. مثلا همین فلسفه که اشاره کردید،‌ معمول طلبه‌ها در حد بدایه و نهایه که جزء مواد درسی آن‌هاست فلسفه می‌خوانند. ولی بیش از این اگر کسی بخواهد دنبال کند، خودش یک رشته تخصصی می‌شود و لازم می‌شود که رشته تخصصی فلسفه در مدرسه تأسیس شود. ولی ما می‌دانیم که خیلی از این‌ها اثر دارد. بنابراین در جاهایی که خود طلبه‌ها پیگیر هستند، واگذار می‌کنیم و در جاهای دیگر،‌ خودمان تا یک حدودی وارد می‌شویم. به عنوان مثال، علم رجال،‌ تاریخ، حدیث، تفسیر قرآن و… که مرتبط با فقه است، در هر کدام برنامه خاصی داریم. مدعی هم نیستیم. این‌ها طبیعتا قدم‌های اوله که باید پیگیری بشود و به مرور استادهای بهتری بیایند و طرح‌هایی که داشته‌ایم را چکش‌کاری کنند و مهم‌تر از همه، نیت ماست. اگر این علوم را مطرح کنیم ولی اهداف خدایی را در نظر نگیریم، طبیعی است که نتایج مطلوب را ایجاد نمی‌کند و خداوند راهش را می‌بندد. امیدواریم که خداوند متعال این کمک را به دوستان ما کرده باشد.

در طول چند دهه‌ای که از انقلاب اسلامی و راه‌اندازی این مؤسسات تخصصی گذشته‌ است،‌ امروز ظاهرا بیش از ۱۷ مؤسسه تخصصی داریم و دانشگاه‌هایی هم در کنار آن‌ها وجود دارند. اما امروز شاهد بازگشت به فقه هستیم و مدارس فقهی متعددی در این سال‌های اخیر راه‌اندازی شده‌اند. چه باید کرد که رویش این مؤسسات فقهی نیز به سرنوشت آن رویش‌های تخصصی دچار نشود؟

اصل رویش چنین مؤسساتی ایراد ندارد. مهم،‌ نظارت بر آن‌ّهاست. بر اساس یکی از کارهایی که خود بنده انجام داده‌ام، حداقل ۱۴ مجموعه تخصصی فقه وجود دارد که مدیران آنها را به جلسه شورای هماهنگی دعوت می‌کنیم و این دوره‌ها به صورت ماهیانه برگزار می‌شود که تاکنون ده جلسه در یک سال گذشته برگزار شده است و این مدیران به صورت منظم می‌آیند و با هم تبادل نظر می‌کنند.

اگر به تعبیر شما به صورت نامنظم، رویش‌ها رخ دهد، مناسب نیست. ولی رویش منظم، خیلی هم عالی است. اگر همه این رویش‌ها منظم باشد و ابتدا و انتهای آن‌ها روشن باشد و از تجارب همدیگر استفاده کنند، بسیار عالی است. به هر حال اینکه ما بخواهیم از شکل‌گیری مؤسسات جدید جلوگیری کنیم، نادرست است؛ بلکه باید از همه انگیزه‌ها استفاده کرد و البته خیلی هم زیاد نیست.

باید حوزه‌های شهرستان‌ها به سمت تخصصی شدن فقه بروند

همین امسال ‍۱۸ هزار طلبه جدید وارد حوزه شده‌اند. اگر ۲۰ مجموعه تخصصی هم در حوزه باشد که هر کدام بخواند سالیانه ۲۰ نفر را پذیرش کنند، از این ۱۸ هزار نفر فقط سیصد تا چهارصد نفر قرار است وارد این مؤسسات شوند که نه‌تنها رقم عجیبی نیست؛ بلکه خیلی کم است. من معتقدم باید حوزه‌های شهرستان‌ها به سمت تخصصی شدن فقه بروند و امیدوارم این مؤسسات مختلفی که راه بیفتد، خروجی‌هایشان قطعا هفت هشت سال دیگر، باعث ایجاد مجموعه‌های خوبی در شهرستان‌ها شود. برخی از همین دوستانی که با ما بوده‌اند و از میانه راه از ما جدا شده‌اند، بعضا مؤسسات جدیدی راه‌اندازی کرد‌ه‌اند. چهار پنج نمونه از مؤسسات موفقی که امروز در حوزه علمیه فعالیت می‌کنند، دوستان ما هستند که برخی فارغ التحصیل ما بوده‌اند یا دوره‌های اول طلبه‌های ما بوده‌اند. و خودشان می‌گویند که تجاربی را در مدرسه فقهی دیده‌ایم و در مؤسسات خودمان پیاده می‌کنیم. چهار مجموعه از مجموعه‌های معروف فقهی که امروز راه افتاده است، از دوستان این مجموعه بوده‌اند.

اگر ممکن درباره جلسه مدیران مؤسسات فقهی هم توضیحی بفرمایید.

معمول مؤسسات تجاربی دارند و راهی را پیگیری می‌کنند و به مشکلاتی برخورد می‌کنند و تجاربی را به دست می‌آورند. واقعیت این است که مؤسسات شیعی واقع‌شده در قم، اگر تجربه‌های خودشان را به همدیگر منتقل نکنند، بزرگ‌ترین خسارت است. خود من این دیدگاه را قبلا در مؤسسات نرم‌افزاری اسلامی اجرا کردم. ده‌ها مجموعه را دور هم گرد آورده بودیم و به صورت دوره‌ای جلسه داشتیم و خیلی تجربه خوب و موفقی بود. اولا رفاقت‌ها بیشتر می‌شد و انگیزه‌ها بالا می‌رفت و نشاط مدیران بیشتر می‌شد؛ ضمن اینکه هر کسی به مجموعه جدیدی می‌رفت، حرف‌های جدیدی می‌شنید و ایده‌های جدیدی می‌شنید. و از همدیگر یاد می‌گرفتند.

در حدود یک سال و یکی دو ماه قبل، ما دوستان و مدیران ۱۲ مؤسسه را دعوت کردیم و دور هم نشستیم و این ایده را مطرح کردیم. اولین جلسه هم در مرکز خودمان برگزار شد و گفتیم که نظر ما این است. خیلی با بزرگواری آمدند و استقبال کردند و دبیری از میان مدیران تعیین شد و اساس‌نامه‌ای تدوین شد که این جمع، راه بیفتد و از آن روز تا به حالا ۱۰ بار این گردهمایی انجام شده است و به سمت هماهنگ خوبی در حرکت است. امیدواریم که این برنامه بتواند به نتیجه خوبی برسد.

کار دیگر اینکه در مجموعه خودمان انجام می‌شود این است که وقتی طلبه‌هایمان فارغ التحصیل می‌شوند،‌ رهایشان نمی‌کنیم و انجمن دانش‌آموختگان مدرسه ایجاد شده است و اساس‌نامه و هیئت مدیره‌ای تشکیل شده است و ما فقط از آن‌ها حمایت می‌کنیم و هدف این است که حتی وقتی جدا شدند،‌ هر کسی تجاربش را با دیگران در میان بگذارد و به هم کمک کنند. این هم به نظر من می‌تواند منشأ برکات فراوانی بینجامد. یکی از این برکات تا به حال این بوده است که به مدارس مختلف در سراسر کشور اعلام شده است که اگر نیاز به استاد خوب دارند، این انجمن دانش‌آموختگان استادان خوبی دارد. و کارهای خوب دیگری که در اینجا اتفاق افتاده است.

۱۲ دیدگاه دربارهٔ «فرار مغزها از حوزه علمیه»

  1. طلبه این مدرسه نبودم

    سلام، این گزارش بیشتر شبیه رپرتاژ آگهی است نه مصاحبه، شما هیچ چالشی ایجاد نکرده اند، و ایشان هم فقط مشغول تبلیغ مؤسسه خود بوده اند، در حالیکه اسم این گزارش ها رپرتاژ آگهی است، شما می توانسته اید از کسانی که قبلاً در این مؤسسه بوده اند مشورت بگیرند و نقایص این مؤسسه را از مدیر آن بپرسید، من خودم در این مؤسسه نبودم، ولی مثلاً گفته می شود این مؤسسه مکتب فقهی قمی آیت الله شبیری را ترویج می می کند نه مکتب نجف را یعنی مروج یک مکتب فقهی خاص یعنی مکتب فقهی آیت الله شبیری شده است، این مؤسسه دوازده پیش شماره مجله تخصصی منتشر کرده است و بعد از گذشت انتشار دوازده شماره هنوز نتوانسته است مجوز انتشار مجله رسمی بگیرد این نشانه ای از فقدان مدیریت صحیح در این مدرسه نیست؟
    مجله علمی تخصصی منتشر این مؤسسه از فقدان مقاله علمی رنج می برد و اینها حتی در مدرسه فیضیه و مدرسه گلپایگانی آگهی می زنند که مقالات شما را چاپ می کنیم و حق الزحمه هم می دهیم، این مدرسه بعد از ۱۵ سال سابقه تأسیس هنوز فارغ التحصیلی که برای شان مقاله بنویسد تربیت نکرده است و می آید در مدرسه قیضیه آگهی می زند که به مجله ما مقاله بدهید و پول تالیف بگیرید، مدیر موسسه صحیتی از نتایج آزمونهای متمرکز حوزه نکرده است، درحوزه آزمونهای پایه هفتم تا دهم متمرکز برگزار می شود دانش پژوهان این موسسه چه رتبه ای در آزمونها کسب کرده اند؟ مبلغ شهریه هم گفته نشده است که چه مقدار است؟ ایشان فقط کلی گویی کرد و بالاخره نگفت چه مبلغی پرداخت می کنند؟
    از مصاحبه بر می آید که گویا سالانه ۲۵ نفر پذیرش می شوند و امسال ۱۳ نفر به مقطع خارج ثبت نام شده اند، این ۱۲ نفر چرا از این مدرسه رفته اند، یعنی نیمی از دانش پژوهان نخبه و باهوش که می توانستند دردانشگاه مدرک بگیرند و موفق باشند و حقوق بالا داشته باشند در این مدرسه ثبت کرده اند ولی از مدرسه اخراج شده اند یا رفته اند چرا؟ این افراد دیگر فرصت ورود به دانشگاه را از دست داده اند از این مدرسه هم مدرکی نگرفته اند، و صدها سوال دیگر مثل اینکه بعد از فوت آیت الله شبیری زنجانی سرنوشت این مدرسه چه می شود؟ مثل دهها مدرسه دیگر منحل می شود؟
    مقالات منتشره در مجله این مؤسسه که نوشته دانش پژوهان این مدرسه بودند فاقد کیفیت علمی است و از روی این مقالات مشخص است که کیفیت آموزشی بسیار نازلی در این مدرسه وجود داشته است، اسامی اساتید این مدرسه که در سطح عالی تدریس می کنند چیست؟ ظاهراً تعداد شاگردان کمی دارند چون اگر شاگردان زیاد داشتند که این مدیر با افتخار می گفت، شاگردان سراغ کسی می روند که معروف باشد وقتی کسی در این مدرسه مشغول تحصیل باشد طلاب او را نمی شناسند و سراغ اساتید معروفی می روند که در مدارس پایه یک تا شش درس می دهند و معروف هستند و صدها سوال دیگر کاش بجای تهیه رپرتاژ آگهی سراغ دانش پژوهان اخراجی می رفتید و….

  2. طلبه این مدرسه نبودم

    اینکه طلاب این مدارس استاد سطوح عالی شده اند، ارتباطش با این مدرسه چیست؟ وقتی خود ایشان می گوید از میان ۵۰۰ نفر داوطلب فقط ۲۵ نفر برگزیده شده اند و از این میان فقط ۱۳ نفر در مقطع خارج ثبت نام کرده اند، بدیهی است که این افراد خودشان دارای هوش استعداد تحصیلی بالایی بودند و اگر به این مدرسه هم نمی آمدند باز هم استاد سطح عالی می شدند، و استاد شدن اینها ربطی به مدرسه پیدا نمی کند
    نکته بعدی اینکه وقتی این مدرسه برنامه ای جهت آموزش زبان انگلیسی ظاهراً ندارد پس چگونه می خواهد در آینده دروس دانشگاهی مثل حقوق و روان شناسی و اقتصاد و … را بعدها از منظر اسلامی تدریس کنند، شرط اول اینکار آموزش زبان انگلیسی از همان پایه هفتم است
    من متوجه نشدم چه اشکالی دارد به طلبه مبلغ ماهی دو میلیون تومان شهریه داده شود؟ ایشان می گوید ما سالانه از بین پانصد نفر داوطلب طلاب را گزینش می کنیم و الان هم تنها سیزده نفر در مقطع خارج ثبت نام کرده اند دقیقا اشکالش چیه که به چنین طلبه نخبه ای مبلغ دو میلیون تومان شهریه داده شود؟ که ایشان با افتخار می گوید ما مبلغ شهریه را متناسب کرده ایم و نمی خواهیم اضافه بدهیم، خوب الان اگر بقیه موسسات دارند کم شهریه می دهند، باعث می شود که شما هم شهریه خودتان را متناسب کنید و کم بدهید؟
    برنامه این موسسه برای صندوق قرض الحسنه، خانه سازمانی، تعاونی مسکن جهت خانه سازی، خودروی قسطی، وام ازدواج و سایر مواردی که هر مؤسسه آموزشی باید داشته باشد چیست؟ چرا هیچ صحبتی نشده است؟
    از آیین نامه های دانشگاههای آموزش عالی دولتی می توان به دیوان عدالت اداری شکایت کرد یا بازرسی وزارت علوم، وقتی که در قم بیش از هفده مدرسه فقهی تأسیس شده است و صدها طلبه را جذب کرده اند و این مدیر می گوید ما یکسال است که جلسات ماهانه با مدیران این مدارس داریم، خوب چه راه حلی برای این مسأله اندیشیده شده است؟

  3. طلبه این مدرسه نبودم

    الان فردی که بیست ساله است و در آزمون پایه هفتم این مدرسه قبول شود و تا هشت سال هم درس خارج در این مؤسسه تحصیل کند و فارغ التحصیل شود یعنی مدت دوازده سال در این مدرسه بماند (پایه هفتم تا دهم و هشت سال درس خارج) می شود سی و دو ساله، این فرد ۳۲ ساله چه شغلی بعد از فارغ التحصیلی با تحصیل در این مدرسه می تواند بدست آورد؟ اگر فقط قرار است استاد سطح عالی شود که وقتی بقول شمای مدیر مدرسه از بین ۵۰۰ نفر فقط ۱۳ نفر در مقطع خارج ثبت نام می کنند خودبخود این فرد آنقدر استعداد و هوش داشت که بدون اینکه نیازی به ورود به این مدرسه داشته باشد استاد سطح عالی شود، بنابراین این فرد چه شغلی دیگری به جز استادی سطح عالی با تحصیلات در این مدرسه می تواند بدست آورد؟ این فرد با استعداد و باهوش در صورتیکه به این مدرسه نمی آمد با رفتن و استادی در دانشگاه ها درآمد تضمین شده ای در انتظارش بود ولی این طلاب با رها کردن دانشگاه به این مدرسه می آیند ولی بعد از فارغ التحصیلی زمانیکه سن و فرصت و شرایط تحصیلات دانشگاهی را از دست داده است فقط استادی حوزه در انتظار اوست که بدون ورود به این مدرسه هم به آن قطعاً می رسید.
    در همین مصاحبه گفته شده است که فارغ التحصیلان این مدرسه به یکی از این سه شغل مشغولند یا به تدریس سطوح عالی می پردازند یا در بیرون خود مدرسه فقهی تأسیس کرده اند (که به نظر می رسد چون استاد سطح عالی نشده اند لذا مدرسه ای تأسیس کرده اند که با زور حضور و غیاب شاگردانی جمع کنند) و یا اینکه به انجمن فارغ التصیلان این مدرسه پیوسته اند و به تمام کشور نامه فرستاده اند که برای تدریس آماده اند (یعنی حتی به همان تدریس سطوح عالی هم نرسیده اند و بیکار مانده اند).
    واقعیت این است که ثمره و سود این مدارس بیشتر نصیب اساتید این مدارس می شود ، اساتیدی که در تدریس آزاد بیرون شاگردان کمی و بعضا بسیار کمی دارند و اکنون در این مدارس استاد هستند و شاگردان به زور حضور و غیاب در درس آنها باید شرکت کنند تا این اساتید به تدریس خارج و سطوح عالی شهرت یابند (و کم لها من نظیر) در حالیکه این شاگردان بعد از ۱۲ سال تحصیل در این مدارس تازه متوجه می شوند که از حضور در این مدارس بیشترین سود را اساتید برده اند نه شاگردان، امیدوارم اینگونه نباشد ولی اگر واقعاً اینگونه نیست پس فارغ التحصیلان این مدارس دقیقاً چه آینده شغلی دارند؟

    1. طلبه

      عزیز دل برادر خیلی به خودت فشار نیار!
      اگه این مدرسه اینقدر که شما می گید بد باشه، پس چرا ۵۰۰تا ۵۰۰تا متقاضی ثبت نام داره؟ یعنی اگه هر سال ۲۵ تا هم بگیره، شانس هر نفر فقط ۵ درصد است.
      شما ظاهرا یا طلبه نیستی یا شیفته ی دانشگاه هستی و احتمالا وامانده از آن.
      علمیتی که در حوزه هست، هرگز در دانشگاه پیدا نمی شود.
      طلبه، طالب خداست؛ روزی اهل علم هم تضمین شده از طرف خداست، شما فکر شغل و درآمد طلبه ها نباشید.
      اگرچه ممکن است بعضی از نقد های شما تا حدی وارد باشد و البته مسوولین باید به فکر حل آن باشند، ولی لحن کلی حاکم بر متن شما، به گونه ای همراه با عصبانیت و … است.
      طلبگی، نوکری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
      یک گوشه ی چشم آقا به همه ی دنیا و ما فیها می ارزد.
      امیدوارم نقدهای شما به گوش مسوولین مدرسه برسد و با حوصله و دقت به آن بپردازند و در رفع نقایص و اصلاح امور و پیشرفت علمی و معنوی مدرسه تلاش کنند.
      خدایا به همه ی ما روزی معنوی و مادی حلال و واسع عنایت بفرما…

      1. طلبه این مدرسه نبودم

        همانطور که گفتم دلیل تعداد داوطلبان زیاد این مدرسه شهریه قابل ملاحظه این مدرسه است، ولی همانطور باز هم گفته شد، متاسفانه غالب این داوطلبان نمی دانند این شهریه در حقیقت چندان هم زیاد نیست و اگر بجای تلف کردن وقت خود در این مدرسه برای تحصیل همزمان در حوزه و دانشگاه اقدام کنند، بعد از استادی در دانشگاه ، درآمد بسیار بیشتری خواهند داشت،
        علاوه بر اینکه گفته شد این نوع مدارس در تقویت سطح علمی داوطلبان خود نیز نقش چندانی ندارد(در مصاحبه گفته شده که از پانصد نفر داوطلب آزمون ورودی پایه هفتم فقط سیزده نفر در مقطع خارج ثبت نام کرده اند) و کارکرد اصلی این نوع مدارس ، به شهرت رساندن اساتید این مدارس است که در تدریس آزاد شاگردان بسیار کمی دارند، و بعضا خصوصاً در مقطع ئرس خارج فاقد شاگرد هستند ولی در این مدارس به عنوان استاد راهنمای درس خارج شروع به فعالیت و کسب شهرت می کنند
        در مورد مقایسه سطح علمی حوزه و دانشگاه، مسأله سالهاست که روشن شده است، در آزمونهای مشابه بین طلاب و غیر طلاب در رشته های ادبیات عرب و … همیشه دانشگاه ها برتر یا مساوی با حوزه بوده اند، مثال بزنم به المپیاد ادبیات عرب که توسط دانشگاه قرآن و حدیث وابسته به دارالحدیث برگزار می شود و همیشه دانش پژوهان غیر طلبه این مؤسسه رتبه های برتر یا مساوی با طلاب این مؤسسه می آورند، در مورد پایان نامه های نوشته توسط طلاب و دانشجویان غیرطلبه در موضوعات مشابه در رشته های قرآن ، و الاهیات و تاریخ و کلام و سایر رشته های علوم اسلامی، نیز سطح علمی هر دو پایان نامه های نوشته شده توسط طلاب و غیرطلاب مساوی است و گاهاً سطح علمی پایان نامه های نوشته شده توسط دانشجویان غیر طلبه برتر است، بنابراین این سخن شما که سطح علمی حوزه در دانشگاه پیدا نمی شود فاقد هرگونه شواهد علمی می باشد
        بد نیست اشاره کنم در کتابهای قدیمی در رشته هایی مثل قرآن تحقیق و تصحیح و چاپ شده توسط طلاب و دانشگاه های عرب زبان خارج مثل دانشگاه های سعودی هم این مطلب دیده می شود که وقتی کتابی قدیمی توسط طلاب تحقیق و تصحیح و چاپ شده است و بعدها مشخص می شود که قبلاً یک دانشگاه مثلاً سعودی هم این کتاب قرآنی را تصحیح و چاپ کرده است ، سطح علمی تحقیق و تصحیح دانشگاه سعود بسیار بهتر بوده است.
        اصولاً تعریف شما از طلبه چیست؟ خود این آقایی با او مصاحبه شده است معترف است که طلاب فارغ التحصیل این مدرسه هیچ نوع بازارکار خاصی تاکنون نداشته اند و حداکثر تدریسی دارند و یا در برخی مؤسسات پژوهشی مشغول کار شده اند، بنابراین چه تفاوتی با فارغ التحصیلان دانشگاهی دارند که آنها نیز بعد از فارغ التحصیلی در دانشگاه (در رشته های قرآن، الاهیات، کلام، تاریخ اسلام و سایر رشته های علوم اسلامی…) تدریس کرده یا جذب مؤسسات پژوهشی می شوند؟ که روزی یک گروه را خدا می دهد و روزی گروه دیگر را را وزارت علوم می دهد،
        دوست من این گونه مدارس فراوان بوده اند مثل مدارس مرحوم مظفر در عراق، جامعة النجف برای طلاب سعودی در نجف، مدرسه، ولی با درگذشت مؤسس و حامی مالی این مدارس ، این بقول شما روزی خدایی قطع شده و کل مدارس منحل شده اند،
        در مورد نقد ها هم، باید گفت وقتی هر سال بیست و پنج نفر پذیرش شده ولی فقط سیزده نفر در مقطع خارج ثبت نام کرده اند، شما این احتمال را بدهید که آن دوازده نفری که ثبت نام نکرده اند حرف و صحبت بسیار داشته اند ولی این مدارس بدلیل اینکه تابع هیچ مرکز نیستند قابل پیگرد و شکایت نیستند، شما از تمام آیین نامه هایی که مصوب مجلس شورای اسلامی نباشند یا در قانون اساسی نیامده باشند می توانید به دیوان عدالت اداری شکایت کنی ولی در این نوع مدارس که حداقل در قم چهارده مدرسه مشابه تأسیس شده است، سلیقه مدیر تنها قانون حاکم است
        در مورد تضمین شدن روزی طلبه، دوست من شما یک مشورتی با مرکز مشاوره حوزه بگیر و بیین چه تعداد طلاق و از هم پاشیدن خانواده های طلاب ناشی از فقر است، میزان طلاق در خانواده های طلاب به دلیل فقر چه میزان بوده است؟ فکر می کنم شما در شهر قم طلبه نیستید که از این مسائل بی اطلاع هستید، در مدارس خوابگاهی سطح دو ، تعداد طلاب مجرد سطح دو و مقطع خارج چه میزان است؟

        1. طلبه

          الغريق يتشبث بکل حشيش…

          چقدر سخت است وقتی انسان در شرایط شخصیِ سختی قرار گرفته است، با چشم باز و با آگاهی و احاطه ی کامل، به مسایل پیرامونش نگاه کند.

          اگر هدف، تاختن به حوزه و نظام آموزشی و مالی و پرورشی و … آن باشد، مثال و نمونه از همه جا جمع می شود. نجف شیعه باشد یا سعودی وهابی فرقی ندارد!
          آمار ادعایی حوزه ها یا تخیل علمیت دانشگاه، همه و همه دست به دست هم می دهند تا تصویر مبهمی نقاشی کنند که انتهای آن گره زدن حوزه با مسایل مالی و دنیایی است.
          تفکر غلط آنجا شکل می گیرد که کسی به طلبگی به عنوان منبع درآمد نگاه کند.
          آنکه به حوزه آمده تا زندگی بهتر از دانشگاه داشته باشد، از اول اشتباه آمده است.
          حوزه از قدیم با فقر درآمیخته بوده.
          و البته همیشه عزیز بوده و هرگز ذره ای از عزت و سربلندی آن کم نشده است.

          با یک محاسبه ی سر انگشتی متوجه می شویم درصد تاثیر فقر بر زندگی مشترک طلاب بسیار ناچیزتر از تاثیر این عامل در زندگی غیر طلبه ها است.

          گاهی ما خدای ناکرده به خدا هم بی اعتماد می شویم.
          خداست که غنی مطلق است و هموست که روزی رسان است.

          طلبه ها زیاد مزّه ی روزی من حیث لایحتسب را چشیده اند.
          و چقدر شیرین است وقتی بدانی نان خور مستقیم آقایی هستی که همه ی خلقت به برکت او روزی می خورند.

          یکی از دوستان می گفت به قراین داخلیه و خارجیه، احتمالا نویسنده ی «طلبه این مدرسه نبودم»، طلبه ی همان مدرسه بوده و شاید او را بیرون رفته اند! که اینقدر دل خونی دارد.

          و البته خود من با این نظر موافق نیستم.

          و دعا می کنم …
          برای خودم، تا خداوند فهم و علم عنایت کند و دیده ای حقیقت بین مرحمت نماید تا خطا نبینم که خطا بگویم.

          و دعا می کنم…
          برای شما، به همان دعا

          و دعا می کنم…
          برای همه، که خداوند روزی حلال و واسع به نصیب کند.
          آمین یا رب العالمین

        2. بنده خدا

          انگیزه اصلی طلاب برای ورود به این مدرسه کمک هزینه تحصیلی نیست، چونکه مدارس دیگری هستند که کمک های مالی بیشتری برای طلاب پرداخت می کنند ولی داوطلبان کمتری دارند.
          استفاده از اساتید خوب در کلاسهایی با شاگردان محدود و همتراز، مهمترین انگیزه طلاب برای ورود به این مدارس است.
          چندبار سلیقه ای بودن قوانین حاکم بر این مدارس را متذکر شده اید. برنامه درسی، متون و آزمونها براساس برنامه مصوب شورای عالی حوزه است. آیین نامه های داخلی هم طبیعتا در حیطه اختیارات مدیران مدارس است و در محدوده قوانین آموزشی حوزه تعیین می‌شوند.

  4. طلبه این مدرسه نبودم

    بنده طلبه این مدرسه نبودم، اینجا گفته شده انگیزه داوطلبان این نوع مدارس فقهی استفاده از اساتید خوب در کلاس های محدود با شاگردان همطراز است، در حالیکه برخی از اساتید راهنمای درس خارج این مدارس، بطور کلی درس آزاد ندارند (قبلاً داشته اند ولی چون فاقد شاگرد آزاد بودند بناچار کلاس درس آزادشان را تعطیل کرده اند) و برخی دیگر در مدرسه خان و مدرسه فیضیه با حداکثر دو شاگرد آزاد روزگار می گذرانند، بهتر نیست این داوطلبان به جای شرکت در کلاس های با جمعیت حداقل متوسط این مدارس ، در همان کلاس های آزاد دو نفره اساتید همین مدارس در مدرسه خان و فیضیه شرکت کنند؟
    یا گفته شده انگیزه داوطلبان شرکت در کلاسهای با شاگردان همطراز است، در حالیکه بحث شاگرد همطراز هم بطور کلی منتفی است زیرا اصولاً بسیاری از شاگردان ضعیف در درسهای آزاد شرکت نمی کنند و فقط در امتحانات حاضر می شوند علاوه بر اینکه ما حداقل تا به امروز همانطور که مصاحبه گفته شده است چهارده مدرسه فقهی در قم داریم که مجموع این چهارده مدرسه هر سال حداقل چهارصد طلبه می توانند جذب کنند، پس دیگر بحث شاگرد همطراز مطرح نیست و از همه سطوح علمی شاگرد خواهند داشت، زیرا دقت داریم که در مصاحبه گفته شده است تعداد کل داوطلبان آزمون امسال فقط در این مدرسه پانصد نفر بوده است، و در مصاحبه گفته شده است که تا امروز حداقل چهارده مدرسه فقهی در قم داریم که حداقل می توانند چهارصد شاگرد جذب می کنند، پس یعنی شاگردان بسیاری از این مدارس فقهی همگی در یک سطح بالا و نخبه نخواهند بود. زیرا اگر در این مدرسه قبول نشوند در دیگر مدارس فقهی قطعاً قبول می شوند.
    گفته شده قوانین این مدرسه و مدارس مشابه در محدوده قوانین آموزشی حوزه است، اگر این طور است متن کامل قوانین این مدرسه را در سایت مدرسه قرار دهند؟ این مدرسه سایت اینترنتی بسیار مفصلی دارد و با افتخار تمام از سمینارها و کنفرانس ها و کلاس های مدرسه عکس و گزارش در سایت اینترنتی مفصل مدرسه قرار داده اند و حتی انجمن هم این سایت اینترنتی دارد (البته برخی از مدارس فقهی مشابه هم سایت اینترنتی مفصلی دارند) لطفا متن کامل تمامی قوانین آموزشی این مدرسه را در اینترنت قرار دهند تا برای همه مشخص شود آیا این قوانین در محدوده قوانین آموزشی حوزه بوده است که باعث شده از ۲۵ نفر ورودی پایه هفتم فقط ۱۳ نفر در مقطع خارج باقی بمانند؟ در کدام دانشگاهی و مدرسه علمیه تحت برنامه ای شما دیده اید که قریب نیمی از دانش پژوهان آن عطای شهریه را به لقای آن بخشیده و مدرسه را ترک کنند؟ وقتی ما چهارده مدرسه فقهی فقط در قم داریم این احتمال را بدهید که دیر یا زود این روند سبب می شود که با بهانه همین قوانین سلیقه ای مدارس فقهی در بسیاری از این مدارس ورود به دلیل داشتن پارتی و رابطه یا همسویی با گرایش سیاسی مدیر باشد و اخراج به دلیل اعتراض به رابطه بازی و یا آزاد اندیشی و عدم همسویی در مسایل سیاسی روی دهد، با عدم نظارت به قوانین ممکن است این مسأله دیر یا زود اتفاق بیفتد.(البته در همین مصاحبه تصریح شده است که امسال احتمالاً با «««نظر مدیر»»» و «««بدون آزمون ورودی کتبی»»» چند نفری در مقطع خارج اضافه می شوند)
    کدامیک از مراجع تقلید فعلی فارغ التحصیل این نوع مدارس فقهی بوده اند؟ در زمان نوجوانی مراجع تقلید فعلی مدارس فقهی با پرداخت شهریه های کلان و اساتید بسیارنخبه وجود داشتند اما کدامیک از مراجع تقلید فعلی در آن مدارس تحصیل کرده اند؟ و ثمره چنین مدارسی بوده اند و سؤال بعدی کدامیک از فارغ التحصیلان آن مدارس توانسته اند جزء مراجع تقلید شوند؟ در حالیکه بهترین اساتید و بالاترین شهریه ها را دریافت کردند.
    مثل مدرسه فقهی که توسط مرحوم مظفر نویسنده کتاب «اصول فقه» در نجف اداره می شد، مدرسه فقهی «جامعة النجف» که با پول ثروتمندان شیعه سعودی و تجار ایرانی با مدیریت مرحوم «کلانتر» نویسنده شرح مکاسب اداره می شد و اساتیدی نظیر «مدرس افغانی استاد برجسته ادبیات عرب» از اساتید آن بودند، حتی کدام مرجع تقلید فعلی جزء فارغ التحصیلان مدرسه فقهی «حقانی» است؟ مدرسه ای که با پول مستقیم یک مرجع تقلید یعنی مرحوم آیت الله میلانی (ره) اداره می شد و با پرداخت دستمزدهای بسیار کلان به اساتید قم، بهترین اساتید آن روز حوزه علمیه قم در آن تدریس می کردند، ولی آیا مدرسه «حقانی» به غیر تربیت تعداد زیادی سیاستمدار توانست «مرجع تقلید» هم تربیت کند؟ و «کم لها من نظیر»، آیا اینها کافی نیست که بفهمیم سیستم آموزشی این مدارس فقهی مجتهد پرور نیست؟ فقط برای اساتید آن «شهرت آور» است؟
    من سه بار در کامنت های قبلی پرسیدم که تعریف طلبه چیست؟ فردی که در دانشگاه یا حتی جامعة المصطفی که در واقع مرکز دانشگاهی است ، ادبیات عرب خوانده در المپیاد علمی ادبیات عرب در کنار صدها طلبه آزمون داده و از همه آنها بالاتر شده و سپس پایان نامه فقهی در دانشگاه(یا جامعة المصطفی که به نظر من دانشگاه است نه حوزه) نوشته و در موضوع مشابه کیفیت علمی پایان نامه اش بسیار برتر از پایان نامه طلاب بوده است، و سپس در دانشگاه به تدریس و پژوهش فقه در دانشگاه مشغول است، در مسائل سیاسی به نهایت جسارت و شجاعت بدون نگرانی از قطع شهریه و …. اظهار نظر کرده (چون دانشگاهها از وزارت علوم پول می گیرند ولی از نظر سیاسی کاملاً مستقل هستند و اساتیدشان با اظهار نظر سیاسی مخالف نه اخراج می شوند و شهریه شان قطع می شود) از نظر شما طلبه نیست و سرباز امام زمان نیست؟ ولی طلبه ای که در کوچکترین مسأله سیاسی از ترس قطع شهریه و … جرأت کوچکترین اظهار نظر مخالف ندارد، حتی ممکن است با کمترین اعتراضی کرسی استادی در مدرسه را از دست بدهد (وقتی چهارده مدرسه فقهی داریم احتمال بدهید که اساتید این هم از مدیر مدرسه وحشت داشته باشند که مبادا از مدرسه اخراجشان کند) فقط سرباز امام زمان است؟
    البته بنده هم معتقد زندگی طلاب همیشه با فقر بوده است ولی مشکل اینجاست که طلاب این مدرسه بعد از پایه هفتم باید حداقل دوازده سال را در این مدرسه بگذارنند و در مصاحبه گفته شده است که حتی برنامه در حال تدوین است که بعد از گذشت دوازده سال هم دوره آموزشی وجود داشته باشد، بنابراین طلبه بعد از اخذ دیپلم وارد حوزه شود حداقل ۱۸ سال دارد و بعد از قبولی پایه ششم حوزه ۲۴ ساله است و بعد از گذراندن ۱۲ سال دوره تحصیلی در این مدرسه ۳۶ ساله است، بنابراین این فرد سی و شش ساله بعد از اینکه ۱۸+۶+۱۲ ، هیجده سال را به تحصیل دینی گذراند دیگر طلبه نیست بلکه یک عالم محسوب می شود و سیره علما با زندگی طلاب متفاوت بوده است ، اگر در شهر قم زندگی می کنید در مورد علمای معاصر نیازی به صحبت نیست در مورد علمای قدیم هم فقط متن کوتاهی می آورم
    تمسک به سیره عملی سید مرتضی و سید رضی . محقق کرکی در این‌باره می‌گوید:
    فمن ذلك ما تكرّر سماعنا من أحوال الشريف المرتضى علم الهدى… فإنّه مع ما اشتهر من جلالة قدره في العلوم و أنّه في المرتبة التي تنقطع أنفاس العلماء على أثرها و قد اقتدى به كلّ من تأخّر عنه من علماء أصحابنا بلغنا أنّه كان في بعض دول الجور ذا حشمة عظيمة و ثروة جسيمة و صورة معجبة و أنّه قد كان له ثمانون قرية (کرکی، ۱۴۱۳ق، ص۸۵).
    همچنین سید مرتضی با آن جلالتِ قدرش در علوم و با آن مرتبه‌ای که نَفَس علما از رسیدن به آن بریده می‌شود و متأخرین از علما به او اقتدا کرده‌اند، در برخی از دولت‌های جور، دارای حشمت و شوکت عظیم و ثروت زیاد بوده؛ به‌طوری که ۸۰ قریه در اختیار داشته است.
    محقق کرکی در ادامه به سید رضی اشاره می‌کند که سه قریه و ولایت را در اختیار داشته؛ محقق گفتار خویش را با این مطلب ادامه می‌دهد که احوال خواجه نصیرالدین طوسی بر کسی پوشیده نیست که متولّی کارهای پادشاه بوده و یا علامه حلّی (متوفای۷۲۶ قمری) که ملازم با سلطان ‌محمد خدابنده بوده و قریه‌هایی را در اختیار داشته و نفقات و جوائز سلطان به او می‌رسیده است
    منبع:
    (کرکی، ۱۴۱۳ق، ص۸۶) محقق کرکی، رسالة قاطعة اللجاج في تحقيق حل الخراج، قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۳ق. به نقل از فصلنامه حکومت اسلامی شماره ۶۹ ,عنوان مقاله :علل همکاری علمای شیعه با دولت صوفی صفویه مولف مقاله :محسن فتاحی اردکانی

  5. دوستدار آقای رحیمی

    به نام خدا
    آقایی که طلبه این مدرسه نبودی
    از کجا این همه از مطالب داخلی آن خبر داری و با اطمینان میگویی؟!
    چرا به طلبه ها و مسوولیت آن جسارت میکنی؟
    من طلبه مدرسه فقهی هستم.
    اساتیدی که داریم، بعضی از آنها در بیرون از مدرسه چندصد شاگرد دارند. مثلا استاد عندلیب
    بسیاری از ایشان مجتهد هستند و همزمان که اینجا با فروتنی تدریس رسائل و مکاسب یا راهنمایی درس خارج می کنند، در بیرون تدریس خارج دارند.
    آیا می دانید استاد محترم حاج آقای شهیدی که درس خارجشان در مدرس آیت الله تبریزی بسیار شلوغ و ویژه است، برای طلاب این مدرسه کلاس راهنمای خصوصی و ویژه دارند؟!
    من هم فکر می کنم شما چون خودت مشکلات معیشتی داری _که دعا می کنم رفع بشود_ این مدرسه را فقط پولی می بینی.
    این مدرسه _و مدارس مشابه_ بنایشان بر تقوی و علم است.
    مصاحبه را خیلی دقیق خوانده ای ولی نفهمیدی که این مدرسه نتیجه دغدغه یک آیت الله و مرجع شیعی در مورد فقه و فقاهت است.
    مرجعی که خودش هرگز به دنبال معروف شدن نبوده و تواضع و فروتنی ایشان زبانزد است، آیا مدرسه ای بپا میکند تا سبب معروفیت چند استاد بی شاگرد را فراهم کند؟
    شاید کمی دقت بیشتر در نظر دادن لازم باشد.

    اما چند نکته:

    اساتید جامعه المصطفی که میگویید دانشگاه است، طلاب و اساتید حوزه هستند. برخی از شاگردان و دانش آموختگان مدرسه فقهی الان استادی جامعه المصطفی را دارند.

    از ۹ نفر برگزیده المپیاد علمی حوزه، که در تابستان امسال برگزار شده، ۷ نفر آنها طلاب مدرسه فقهی هستند.

    در برنامه فعلی مدرسه فقهی، دروس سطح در ۴سال و نیم خوانده می شود تا مطالبی که غالبا در دروس آزاد به علت ضیق وقت خوانده نمی شود هم خوانده بشود. پس امتحانات طلاب از نظر زمانی با برنامه پایه ای حوزه تطابق کامل ندارد. اما در سالهای گذشته که برنامه منطبق بوده، همیشه نفرات اول تا پنجم حوزه را طلاب این مدرسه به خود اختصاص می دادند.

    آیا اساتید محترمی همچون استاد عندلیب و استاد آل طه و استاد جزایری و استاد میری و استاد سیدمحمد و سید جواد شبیری و استاد قاضی زاده و استاد سیبویه و استاد قائینی و غیره و غیره لایق شرایطی که گفتید _ و تهمت هایی که زدید_ هستند!

    یکی از اهداف مدرسه فراهم کردن شرایط مناسب تر برای تحصیل طلاب مستعد است. کمک هزینه ای که از دارایی صاحب اصلی حوزه به طلاب پرداخت می شود به جهت کاستن مشغله های فکری و وقتی طلاب است نه کاسبی و تجارت.

    در مورد دارایی های برخی علمای سلف مطلبی نوشته اید که پر از مغالطه و خطای در فهم مطلب است. جدای از انگیزه نویسنده اصلی آن مطالب و منبع اطلاعاتی و آماری آنها، مقایسه علمای تک و تراز اول حوزه با طلاب سی و اندی ساله این مدرسه بسی دور است. خوب است این دارایی را با اموالی که در اختیار مراجع عظام تقلید است مقایسه کنید که مصادیق برابر مرحوم علامه حلی و سید مرتضی در عصر ما هستند.

    امسال یک نفر از بیرون مدرسه در درس خارج پذیرفته شده است. ایشان آزمون ورودی مدرسه را با موفقیت پشت سر گذاشته و در مصاحبه علمی هم شرکت کرده و پذیرفته شده است. و البته تا آنجا که ما میدانیم هیچ قرابت و سفارشی هم نداشته.

    شما یادتان هست ورودی پایه یک حوزه تا پایه شش که در یک مدرسه بودید، چند نفر ریزش داشتید؟! اگر الحاقی ها را حساب نکنید، گاهی کلاس نصف می شود.
    طبیعی است در مقطع بالاتر و مخصوصا با طلاب نخبه که هر کدام صاحب فکر و ایده هستند، این ریزش و افتراق بیشتر خواهد بود.
    آنچه من در این چند سال در کلاس خودمان دیده ام، کسانی که از مدرسه رفته اند یا بخاطر مشکلات شخصی بوده که به شهرستان رفته اند و یا اینکه طلاب زرنگی بوده اند که بسیار فعال بودند و سریع تر از برنامه های مدرسه پیش می رفتند و به همین خاطر از مدرسه رفته اند. و تا پایه ده ما حتی یک نفر هم از طرف مدرسه اخراج نشده است. و به عنوان مثال دیگر، تمام پایه دهی های امسال در مقطع خارج پذیرفته شده اند.

    کلام آخر:
    غرض نویسنده این مطلب، اصلاح برخی خلاف واقع های مطالب کسی است که طلبه این مدرسه نبوده؛ تا خدای نکرده موجب ضعف و سستی طلاب محصل مدرسه و بدبینی کاذب آنها به مجموعه ای که در آن درس می خوانند نشود.

    واما یک سوال:
    شما که این همه به حوزه و مدارس تخصصی فقه از زمان مرحوم مظفر تا کنون تاخته اید، آیا در شرایط کنونی راهکار بهتر و جایگزین های مناسبی برای رسیدن به اهداف تعریف شده این مدارس که پرورش فقیه به معنای واقعی است دارید؟
    خوب است جهت مطالب را به سوی مباحث ایجابی سوق دهیم و در ضمن آن مشکلات و معایب موجود را هم حل کنیم.

    در پناه امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پر روزی و موفق باشید.

  6. طلبه این مدرسه نبودم

    خوشبختانه فرهنگ اسلامی برای علم ارزش قایل هست. طلاب با استعداد زیادی با شوق و ذوق و علاقه رشته تخصصی فقه را انتخاب می کنند و سرمایه گذاری مادی مراجع تقلید در این زمینه هم-از نظر من- مناسب هست. می دانم که بسیاری از طلاب با این نظر من موافق نیستند و بر این عقیده اند که باید بکوشیم تا مراجع پول و سرمایه بیشتری به این مدارس فقهی تزریق کنند «بحث شخصی نیست چون من طلبه این مدرسه نبودم، کلی می گویم همانطور که در مصاحبه گفته شده تاکنون حداقل ۱۴ مجموعه تخصصی فقهی تأسیس شده». برخی از طلاب می گویند “اصل پول هست. اگر پول باشد در این مدارس حتی مرجع تقلید هم تربیت می شود.” من ابدا با این دیدگاه موافق نیستم. اگر نیروی انسانی و زیر ساخت های لازم و فرهنگ صحیح پژوهشی نباشد تزریق بی رویه سرمایه و پول آفت خواهد بود و تنها باعث رشد فساد و شارلاتانیزم می شود. اگر چنین شود همین اعتماد و حرمتی را که طلاب ما به طور سنتی به مؤسسین این مدارس فقهی ارزانی می دارند از دست خواهیم داد. این حرمت و اعتماد بسی بیشتر از سرمایه مادی ارزش دارد. این جمله را به عنوان شعار نمی گویم. این حرمت و اعتماد هست که باعث می شود برخی از مستعدترین طلاب این مرز و بوم که توان انتخاب هر رشته دانشگاهی را دارند به سوی رشته تخصصی فقه گرایش داشته باشند. جذب این مغزها برای آبیاری شجره فقاهت در آینده، حیاتی تر از جذب سرمایه های مادی است. سرمایه مادی مانند باران اگر بر محیطی که مستعد نباشد سرازیر شود سیلاب ویرانگر پدید می آورد. ما باید سعی کنیم که زمینه مناسب را از طریق جدی و اصولی فراهم سازیم.«نزاع با مدرسه خاصی نداریم مخصوصاً که بنده اصلاً طلبه این مدرسه هم نبوده ام، کلی می گویم همانطور که در مصاحبه گفته شده تاکنون حداقل ۱۴ مجموعه تخصصی فقهی تأسیس شده اینکه هرکس بتواند یک خانه مسکونی را اجاره کند بتواند بیاید فیضیه آگهی بزند و طلاب را جذب کند که مدرسه تخصصی فقه تأسیس شده است صحیح نیست»
    همان طوری که قبلا گفتم سرمایه گذاری مالی در مدارس فقهی بد نیست اما من به نحوه توزیع این سرمایه گذاری مالی انتقادات جدی وارد می دانم. «در مورد عموم مدارس فقهی صحبت می کنیم نزاع با شخص و مدرسه خاصی نداریم کلی می گوییم همانطور که در مصاحبه گفته شده تاکنون حداقل ۱۴ مجموعه تخصصی فقهی تأسیس شده» یکی از اشتباهاتی که در حوزه های ما –به تقلید از دانشگاه ها – می شود، به نظر من، رشد کمی مدارس فقهی و پذیرش بی رویه طلاب در مدارس تازه تأسیس فقهی است که یک آفت هست. در رشته فقه و اصول، هر استاد حداکثر می تواند راهنمای رساله سه یا چهار طلبه به طور همزمان باشد. راهنمایی پایان نامه کاری بسیار زمان بر هست. متاسفانه به علت مشکلات معیشتی و مادی، برخی استادان دروس خارج همزمان راهنمایی رساله های تعداد بسیار بیشتری از طلاب را بر عهده می گیرند. طبعا نمی توانند به رساله همه این طلاب رسیدگی کنند. در نتیجه شاهد پایان نامه هایی با کیفیت بسیار پایین هستیم. و از همین اساتید روزانه خبر انواع و اقسام رونویسی و کپی پیست کردن ها را در متن رساله های طلاب می شنویم. اگر شأن استاد رعایت می شد و سیاستگذاری ها در جهت فقط پرداخت دستمزد بالا به اساتید راهنما برای آوردن آنها به مدارس فقهی و تبلیغ اینکه بله در مدرسه فقهی ما فلان استاد با صدها طلبه در درس آزاد تدریس می کند و یا فلان استاد بسیار معروف که صدها طلبه شاگرد درس آزاد آنها هستند در مدرسه فقهی ما استاد راهنما هستند نبود ویا پذیرش بی رویه طلاب در مدارس فقهی تازه تأسیس نبود چنین اتفاقاتی نمی افتاد. راهنمایی پایان نامه به این معنی است که استاد باید هر پاراگراف پایان نامه طلبه را سه چهار مرتبه ویرایش کند. یعنی طلبه باید نسخه اولیه بیاورد استاد بخواند اگر ایراد داشت به او بگوید که ویرایش کند و این روند سه چهار بار تکرار شود. اگر بداند حتی یک کلمه از این رساله سطح ۳ یا ۴ را نفهمیده و نوشته، استاد از او بخواهد یا یاد بگیرد و یا آن را حذف کند. طبعا با این رویه نمی توان بیش از دو سه رساله پایان نامه سطح سه یا چهار را به طور همزمان داشت. از طرف دیگر با این رویه جایی برای پدیده ی کپی پیست کردن و رونویسی در محتوای رساله باقی نمی ماند. علاوه بر اینکه همین اساتید مجدداً داوری رساله های سطح سه و چهار را می پذیرند و به ندرت بیشتر از نصف از رساله پایان نامه مورد داوری را مطالعه می کنند. چنانکه کسی در جلسات داوری رساله هایی که استاد راهنما یا داور آنها اساتید بسیار معروف با صدها شاگرد درس خارج هستند شرکت کند، می بیند که اشکالات وارده به رساله به گونه ای است که روشن است این استاد معروف فقط بخش کمی از رساله را مطالعه کرده است.
    متأسفانه این رویه در اساتید معروف و پرشاگرد بصورت یک سنت درآمده است و تدریس این اساتید در مدارس فقهی در کنار مزایایش دچار این معایب هم هست! «اختلاف شخصی که با مدرسه ای نداریم و در مورد هیچ مدرسه خاصی صحبت نمی کنیم در مورد مجموع چهارده مجموعه فقهی در شهر قم صحبت می کنیم» این سیاست نادرست باعث شده شأن استاد و فقه و حوزه تنزل کند و این برای چهارده مدارس تخصصی فقه فاجعه است!
    از طرف دیگر باید امکانات مادی را برای طلاب مدارس فقهی بهتر کرد. طلاب مدرسه فقهی یا متأهل هستند و یا دیگر در سنی نیستند که انتظار داشته باشیم از والدینشان پول توجیبی بگیرند. از سوی دیگر تحصیل آنها در این مدارس در هر دو شیفت صبح و بعد از ظهر و یک کار پژوهشی تمام وقت هست. اگر کسی در کنار دوره تحصیلی کار دیگری به خاطر در آمد انجام دهد از زمانی که باید برای تحصیل فقه و نوشتن پایان نامه اش بگذارد می زند!
    علی الاصول طلبه ای که در مقطعی است که پایان نامه «سطح سه» می نویسد باید حقوق کار تمام وقت یک طلبه با مدرک «سطح دو» را بگیرد
    و طلبه ای که در مقطعی است که پایان نامه «سطح چهار» می نویسد باید حقوق کار تمام وقت یک طلبه «سطح سه» را بگیرد. چون هم دارد کار تمام وقت می کند و هم چنین مدرکی را داراست. پس دلیلی ندارد جز این باشد. وقتی که در انتخاب طلاب مدرسه فقهی وسواس به خرج می دهیم و به حق سختگیر هستیم بعد از پذیرش باید امکانات خوبی به او بدهیم. هم از نظر معیشتی باید تامین باشد و هم در امکانات پژوهشی که به او داده می شود نباید امساک شود. متاسفانه در حال حاضر وضعیت کاملا برعکس هست. در انتخاب و پذیرش سخت گیری چندانی نمی شود «به استثنای موجود در یکی دو مدرسه کاری نداریم بطور عموم از چهارده مدرسه فقهی در قم صحبت می کنیم» و تعداد بسیاری زیادی وارد دوره های مدارس فقهی می شوند ولی امکانات لازم را دریافت نمی کنند. پژوهشگر- اعم بر استاد و طلبه – باید ازلحاظ مالی تامین باشد تا با فراغ بال به کار تحصیل و تحقیق بپردازد.
    کار دیگری که مسئولین این مدارس فقهی باید بکنند ایجاد شرایط برای آشنایی با رشته هاست. گاهی هم می بینی طلبه می خواهد این رشته را انتخاب کند تنها به این دلیل که اسم رشته “شیک” هست! در حالیکه مثلاً رشته تخصصی تاریخ یا ادبیات عرب «شیک» نیست، و داوطلبی ندارد.
    در دور و بر من خیلی از طلاب برای گرفتن دکتری در رشته های فقه یا فقه و مبانی حقوق یا غیره تصمیم می گیرند به دانشگاه مثل دانشگاه های حوزوی مثل جامعة المصطفی بروند به دلایلی که در بالا گفته شد: ۱) استاد راهنمایی بیابند که بتواند پروژه او را به نیکویی راهنمایی کند. (۲) در دوره دکتری از لحاظ معیشتی تامین باشند. تا بخاطر «مشکلات شخصی» ترک تحصیل نکنند، همانطور که در همین کامنت بالا هم این کامنت گذار محترم هم همین را گفته است که ««آنچه من در این چند سال در کلاس خودمان دیده ام، کسانی که از مدرسه رفته اند یا بخاطر مشکلات شخصی بوده که به شهرستان رفته اند»» اگر این دو معضل حل شوند (معضلات با اصلاح راهکارها و سیاستگذاری ها حل شدنی است) فرار مغزها تا حدود زیادی مهار می شود. البته باز هم عده زیادی می روند. اما فرار نمی کنند. می روند و با دست پر می آیند
    در همین کامنت بالا این کامنت گذار محترم گفته شده است که ««از ۹ نفر برگزیده المپیاد علمی حوزه، که در تابستان امسال برگزار شده، ۷ نفر آنها طلاب مدرسه فقهی هستند.»» سؤال اینجاست که وقتی تاکنون حداقل ۱۴ مدرسه فقهی فقط در شهر قم تأسیس شده است، چگونه است که سایر این مدارس در المپیاد های علمی رتبه نمی آورند؟ اگر آن سیزده مجموعه فقهی دیگر فاقد شرایط لازم هستند آیا نباید نظارتی بر آنها وجود داشته باشد؟ این بوضوح نشان دهنده نقص در سیستم آموزشی این مدارس فقهی نیست که از سیزده مجموع فقهی دیگر کسی رتبه نیاورده است و فقط از این مدرسه فقهی این رتبه آورده شده است که ««از ۹ نفر برگزیده المپیاد علمی حوزه، که در تابستان امسال برگزار شده، ۷ نفر آنها طلاب مدرسه فقهی هستند.»»

    در کامنت بالا آمده است که ««نفهمیدی که این مدرسه نتیجه دغدغه یک آیت الله و مرجع شیعی در مورد فقه و فقاهت است.»» پاسخ: شما مطمئن باشید مراجع سلف هم این دغدغه ها را داشته اند، بطور خلاصه اشاره کنم در دوران جنگ تحمیلی حسینعلی منتظری چهار مدرسه تخصصی فقه در قم تأسیس کرد (یعنی از مدارسی که تحت برنامه مرکز مدیریت حوزه بودند، جدا بودند و با آزمون جداگانه طلاب نخبه پذیرش می شند، این مدارس تخصصی فقهی برای طلاب برگزیده با امکانات ویژه برای طلاب نخبه بودند) مکان یکی از آنها همین مدرسه امام باقر(ع) که زیر پل نیروگاه است بود «که الان تحت برنامه مرکز مدیریت است»، یکی مدرسه امام سجاد(ع) که در خیابان چهارمردان در کوچه ای که بیت آیت الله صافی است بود (الان خوابگاهی است) و دو مدرسه دیگر، طلاب این مدارس فقهی با گزینش و آزمون های علمی برگزیده می شدند، و الان طلاب سابق آن چهار مدارس فقهی نزدیک چهل پنجاه سال دارند، در حوادث خرداد ۱۳۶۸ شمسی، هر چهار مدرسه فقهی منحل شدند و الان جزء مدارس تحت برنامه مرکز مدیریت حوزه یا خوابگاهی هستند، در هر صورت تا جایی که مطلع هستم هیچ کدام از این طلاب چهار مدرسه نیز اکنون موقعیت فقهی اصولی قابل ملاحظه ای در قم ندارند (هر چند در موارد دیگر مثل تدریس در دانشگاه موفق هستند) و بار دیگر ثابت شد که سیستم آموزشی این مدارس در تربیت فقیه توفیقی نداشته است.
    حتی این مرکز فقهی ائمه اطهار قم که در میدان معلم قرار دارد همانطور که سایتش آمده است به سال ۱۳۷۶ هجري شمسي تأسیس شد دو سال است که مجوز رسمی انتشار مجله علمی تخصصی دریافت کرده است ولی طی این دو سال فقط توانسته یک شماره مجله علمی تخصصی منتشر کند و به نظر می رسد که بعد از هیجده سال تربیت طلاب، هنوز طلبه ای ندارد که برای این مجله بتواند مقاله بنویسند تا اینها مجله شان بطور منظم منتشر شود
    برای قضاوت در مورد اساتید که پیشنهاد می گردد که سایت بسیار مفصل مدرسه شما، مثل تمامی دانشگاهها و دانشگاه حوزوی جامعه المصطفی نام «تمامی» تأکید می کنم «تمامی» اساتید خود را در سایت درج کند تا برای داوطلبان ورود به این مدارس براحتی مشخص شود که آیا «همگی» اساتید از اساتیدی هستند که صدها شاگرد دارند؟
    علاوه بر اینکه پیشنهاد می شود تمامی چهارده مجموعه فقهی قم ملزم شوند در سایت مدرسه خود اسامی تمامی اساتید را درج کنند، تا داوطلبان متوجه شوند که نام برخی از این اساتید همزمان در سایت چندین مدرسه فقهی درج می شود (استاد همزمان در سه چهار مدرسه در حال تدریس است) و حالا که یک استاد که همزمان در سه چهار مدرسه در حال تدریس است، آیا اصلاً فرصتی برای مطالعه دقیق نوشته ها و رساله های طلاب این مدارس را دارد یا خیر؟
    یا مثلاً مدارس حوزه علمیه خواهران در رشته تخصصی فقه، که سطح چهار رشته فقه خواهران آن هم دو سالی است در قم راه اندازی شده است، و اساتید سطح چهار حوزه علمیه خواهران در رشته فقه هم، غالباً همین اساتید معروف مدارس فقهی هستند، و کتب و مواد درسی آنها هم ، مشابه مدارس تخصصی فقهی برادران است، آنچه ما از این اساتید سطح چهار فقه حوزه علمیه خواهران شنیده ایم این است که عموم طلاب سطح چهار خواهر در رشته سطح چهار فقه، نظر فقهی آنها این است که مطابق آیات قرآن اختیار همسر دوم برای عموم مردم ««حرام شرعی»» است و برای تمام مردم حرام شرعی است زیرا در قرآن تصریح شده است که شرط رعایت عدالت بین دو همسر برای مردم امکان ندارد، آیا این است ««تفوا و علم جاری در مدارس فقهی»» که این کامنت گذار محترم در کامنت بالا نوشته است که ««این مدرسه _و مدارس مشابه_ بنایشان بر تقوی و علم است»». بیش از این مصدع نمی شوم والا شواهد و مثالها بسیار بیش از این است

  7. طلبه این مدرسه نبودم

    اگر تمامی این ۱۴ مجموعه فقهی موظف شوند که مثل تمامی دانشگاهها و دانشگاههای حوزوی (مثل جامعة المصطفی)، متن کامل آئین نامه و قوانین داخلی و کتب و منابع درسی مدرسه فقهی خود را در سایت اینترنتی خود قرار دهند و همچنین مثل تمامی دانشگاهها و دانشگاههای حوزوی (مثل جامعة المصطفی) همگی موظف شوند که اسامی
    «««تمامی»»»
    اساتید خود را در اینترنتی خود قرار دهند، براحتی مشخص می شود که اساتید تمامی این ۱۴ مدرسه فقهی با یکدیگر همپوشانی دارند و تقریباً اساتید ۱۴ مدرسه مشابه هستند و هم منابع درسی و کتب مورد تدریس ۱۴ مدرسه فقهی تقریباً یکسان است و هم سیستم آموزشی هر ۱۴ مدرسه فقهی در اصل دروس فقه و اصول یکی است و فقط در دروس جنبی الحاقی تفاوت دارند،
    بطور مثال بسیاری از اساتید همین مدرسه فقهی امام باقر(ع) در چندین مدرسه تخصصی فقهی دیگر هم ، همزمان در حال تدریس هستند، همانطور که گفتم اساتید هر ۱۴ مدرسه به اصطلاح «عام و خاص من وجه» هستند و هر استادی در سه تا پنج مدرسه فقهی همزمان در حال تدریس و همکاری هست ، شاهد اینکه در همین مصاحبه هم مدیر محترم این مدرسه تصریح کرده اند که

    ««««چهار پنج نمونه از مؤسسات موفقی که امروز در حوزه علمیه فعالیت می‌کنند، دوستان ما هستند که برخی فارغ التحصیل ما بوده‌اند یا دوره‌های اول طلبه‌های ما بوده‌اند. و خودشان می‌گویند که تجاربی را در مدرسه فقهی دیده‌ایم و در مؤسسات خودمان پیاده می‌کنیم. چهار مجموعه از مجموعه‌های معروف فقهی که امروز راه افتاده است، از دوستان این مجموعه بوده‌اند.»»»»

    وقتی که اساتید هر ۱۴ مجموعه فقهی به نحو به اصطلاح(عام و خاص من وجه) با یکدیگر هم پوشانی داشته و یکسان هستند و از کتب درسی و منابع مشابه استفاده می کنند و طبق یک سیستم آموزشی تقریباً مشابه فعالیت می کنند، ثابت می شود دلیل موفقیت یک مدرسه در المپیادهای حوزه، هوش و استعداد ذاتی طلاب شاغل به تحصیل در آن مدرسه بوده است(بدلیل شهرت، سابقه یا شهریه کلان آن مدرسه) ولی سیستم آموزشی آن مدرسه کمترین نقش و تأثیری در موفقیت مدرسه در آزمون یا المپیادهای حوزه نداشته است.
    یا مدیر محترم مدرسه در همین مصاحبه تصریح فرموده اند که:

    ««««الان در شهرستان‌های مختلف، بخش فقه و اصول مدارس را دوستان فارغ التحصیل مدرسه فقهی به عهده گرفته‌اند و هدایت می‌کنند و آموزش می‌دهند …. کمیته‌ای که قرار است طرح‌های پایان‌نامه را تصویب کند، در خود مدرسه چند بار تشکیل شده است …. تا امروز حدود ۴۰ نفر از طلبه‌های درس خارج، سطح ۳ حوزه را تمام کرده‌اند و عده‌ای هم سطح چهارشان را تمام کرده‌اند»»»»

    این شهرستان ها در المپیادها و آزمون های حوزه چه موفقیتی کسب کرده اند؟ آیا جز این است که بدلیل فقدان شاگردان نخبه موفقیت قابل ملاحظه نداشته اند؟ (و موفقیت این مدرسه بدلیل استعداد ذاتی طلاب بوده است نه سیستم آموزشی مدرسه)، جای این سؤال هم هست که چرا پایان نامه فارغ التحصیلان مدرسه فقهی مستقیماً توسط خود مدرسه بصورت کتاب چاپ نمی شود؟ (علاوه بر چاپ مقالات مستخرج در مجله)، چه دلیلی برای این کار هست؟ امیدارم دلیل آن فقدان علمیت در این پایان نامه های بدلیل کمبود وقت اساتید راهنما و مشاور این پایان نامه ها نباشد.

  8. طلبه این مدرسه نبودم

    اینکه طلابی که گیرایی بالاتری دارند و زودتر از بقیه می توانند مراحل تحصیلی شان را طی کنند در مدرسه تخصصی فقهی مشغول تحصیل باشند و جدا از طلاب معمولی باشند علی الاصول خوب است. چون هم وقت این طلاب کمتر تلف می شود و زودتر مراحل را طی می کنند و از طرفی هم حس می کنم از نظر روحی هم نسبت به بقیه حساس تر و حتی زودرنج تر هم هستند.
    اما بدلیل عدم تأمین مالی و پرداخت نکردن شهریه مناسب به طلابی که مشغول به تحصیل در مدارس فقهی هستند باعث شده است که در هر دوره ورودی حداکثر ۱۰ تا ۲۰ درصد افراد پذیرش و گزینش شده در این مدارس ضریب هوشی بالاتز از حد متوسط طلاب معمول حوزه علمیه داشته باشند.
    یعنی به دلیل طولانی بودن مدت تحصیل در این مدارس فقهی که به گفته این مدیر محترم حداقل ۱۳.۵ سال است، یعنی این افراد چهار سال دوره سطح عالی را (پایه هفتم تا دهم) طی پنج سال و نیم می خوانند تا قسمت هایی از کتب سطح عالی را که معمولاً خوانده نمی شود را هم بخوانند، و هشت سال هم طول دوره خارج فقه و اصول است و بعد از این هشت سال هم دوره فقه تخصصی (فقه اقتصادی، فقه پزشکی…) شروع می شود و بنابراین یک فرد هیجده ساله که بعد از دیپلم وارد حوزه شده و شش پایه اول را گذرانده(۲۴ ساله) باید بعد از قبولی در این مدرسه پایه های هفتم تا دهم را ابتدا طی پنج سال و نیم بگذراند(۲۹.۵ ساله) و سپس طی هشت سال دوره خارج را بگذراند و سپس وارد مرحله فقه تخصصی (فقه رسانه، فقه سیاسی…) شود.
    ۱۸+۶+۵.۵+۸=۳۷.۵
    در نتیجه داوطلبان و علاقمندان ورود به این مدارس فقهی تنها منحصر به طبقات خاصی از جامعه طلاب است که مشکل مادی ندارند، مثلاً کسانی که ثروت پدری دارند، یا بدلیلی مثل داشتن قدرت بیان خطیب مشهوری هستند و یا به نحوی از نظر مادی و مسکن تأمین هستند، زیرا بدلیل اینکه دوره تحصیلات در این مدرسه فقهی تا قبل از شروع دوره های فقه تخصصی، حداقل سیزده سال و نیم است، اگر طلبه فقیری هم وارد این مدرسه شود بدلیل مشکلات ناشی از تأمین اجاره مسکن و هزینه های زندگی تحت فشار خانواده خود در طول سیزده سال نیم تحصیل (تا قبل از شروع دوره های فقه تخصصی) از باقی ماندن و ادامه تحصیل در این مدارس فقهی انصراف می دهد، به عبارتی این مدارس فقهی مختص طلاب مستعد و باهوشی است که تمکن مالی نیز داشته باشند که درصد آنها در جامعه طلاب خیلی کم است. و یا البته طلابی که خانواده شان با قناعت و صبر چنین مدت طولانی را با فقر طی نمایند! است.
    حالا اگر طلاب تیزهوشی را که به هر دلیلی نمی توانند وارد این مدارس فقهی شوند (فقدان تمکن مالی یا عدم صبر خانواده طلبه به تحمل فقر در چنین مدت طولانی…) اینها با اینکه از هشتاد درصد طلابی که الآن در این مدارس تحصیل می کنند باهوش تر و مستعدتر و برتر هستند اما بدلیل اینکه نمی توانند داوطلب ورود به این مدارس فقهی شوند (شرایط علمی و هوشی تحصیل در این مدارس فقهی را دارند ولی تمکن مالی ندارند تا سیزده سال و نیم را در فقر زندگی کنند) اینها در تمامی دوره های تحصلیشان یا دچار کمبود اعتماد به نفس هستند یا در مباحثات و مناظرات علمی توسری خور افراد باهوش هم دوره شان هستند (که بله ما تخصصی فقه خوانده ایم، نزد فلان استاد بحث خصوصی داشته ایم و فلان کتابها را اضافه تر خوانده ایم ولی شما که در این مدارس نبوده اند…) از طرفی آنان که در این مدارس فقهی تحصیل می کنند هم خودشان را یک سروگردن برتر می دانند و …
    حتی این فرهنگ فخر فروشی و چشم و هم چشمی بین اساتید هم برای تأسیس این مدارس را هم به همراه دارد و هر استادی تلاش می کند بودجه ای از محلی فراهم و منزل مسکونی را اجاره کند و در فیضیه آگهی بزند که مدرسه فقهی تأسیس شده است یا تصور کنید استادی نتواند در این مدارس تدریس کند، چنین استادی همیشه در درس های آزاد در رقابت در جذب شاگرد نسبت به دیگر اساتید دیگری که در این مدارس تخصصی تدریس می کنند…

پاسخ دهید