گزارش نشست علمی

استاد صفایی یکی از شخصیت هایی است که توانست یک اندیشه را به جریان فکری تبدیل کند. زمانی‌ که دکتر سروش ادعاهای خود را مطرح کرد، اولین اتفاقی که در فضای اندیشه‌ای حوزه‌ علمیه رخ داد، بُهت بود؛ در حالی‌که استاد صفایی

نقدی بر دیدگاه شهید مطهری

به‌مناسبت روز بزرگداشت حافظ

به نظر می‌آید تصویری که ارزیابی همه‌جانبۀ اشعار حافظ از شخصیت او به ما می‌دهد بیش از آن که عارفی دل‌سوخته را برای ما تداعی کند، ما را با انسانی مواجه می­‌سازد که اشعار او در عین حال که در بستر اجتماعی ـ تاریخی خاصی سروده شده­‌اند، چندین وجه از وجوه مختلف فرهنگ ایرانی را بازنمایی می‌کنند.

متأسفانه این‌گونه زیاده‌روی‌ها و تندروی‌ها نسبت به محکوم‌کردن فلسفه و عرفان از گذشته وجود داشته و هنوز هم ادامه دارد. کار به جایی رسیده است که تدریس و تحصیل فلسفه در یکی از مدارس علمیّۀ شهر قم، ممنوع و حرام اعلام شده است! و یا اینکه در همایش و میزگردی علمی که اساتید و متخصصان علوم عقلی مشغول تبادل نظر و همفکری بوده‌اند، شخصی از درون جمعیت با سروصدا و لعن و نفرین جلسه را بر هم زده است.

حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن اسلامی در چهارمین نشست اندیشه‌ورزی مباحثات:

ما باید محدویت‌های انسانی خود را بپذیریم و اصول اخلاقی‌ای را نیز مراعات کنیم؛ از جمله این که حق نداریم سخن کسی را به نفع ادعای خود مصادره کنیم؛ بلکه باید انسان‌ها را در جغرافیای فکری خودشان ببینیم و مثلاً هرگز نمی‌توان علامه طباطبایی را ضد فلسفه معرفی کرد.

بحثی درباره امکان یا امتناع تحقق تمدن اسلامی در عصر غیبت و روزگار سیطره مدرنیته

گزارشی از اثر در دست نگارش مهدی نصیری

مراجعه به فقها در چنین عصری تنها مانع از سرگردانی مطلق و بلاتکلیفی و بن‌بست نظری و عملی است و کمک می‌کند احکام و ارزش‌های دینی در حدی نسبی و محدود محقق شوند؛ اما این قابلیت، ظرفیت و شأنیت را ندارد که بتواند به تأسیس جامعه، دولت و تمدن تراز دین منجر شود.

حجت‌الاسلام والمسلمین پیروزمند قائم‌مقام فرهنگستان علوم اسلامی در سومین نشست اندیشه‌ورزی مباحثات:

معیار آزمون و تصدیق و تکذیب در هر لایه از علم، به حسب همان لایه می‌باشد و معتقدم فرهنگستان به حد بضاعت خود در مقیاس راهبردی ـ و نه کاربردی ـ در مواضع مهمی ورود پیدا کرده است و وقتی با متخصصان هر علمی به بحث پرداخته‌ایم، متوجه شده‌ایم که تفکرات فرهنگستان، نه‌تنها کمبودی ندارد، بلکه در برخی نقاط، قوت قابل توجهی هم دارد.

رغبت دینی در زمانه‌ی کنونی

غایت و هدف دینداری را می‌­باید برگزید. نمی‌­باید دین و دینداری را در تمسک به اموری معرفی کرد که با عقل زمانه کم‌تر سازگاری دارد. پای‌نهادن در عرصه­‌ی عمومی، اشباعِ عقلِ جمعی را نیز می­‌طلبد. می‌­توان به دستاوردهای جدیدِ امروزین به دیده­‌ی عنایت نگریست و همچنان بر مرام دینی مقیّد بود. مرحوم شیخ مفید قرن‌ها پیش متدیّنان را هشدار داده بود که «جماعتی از شیعیان که دیانت آن‌ها از روی تقلید و بدون تأمل است… شایسته‌ی خلود در جهنم می‌باشند». وی حتی معتقد بود: «امام غائب(عج) از آن جهت تا کنون ظاهر نشده است که می‌­داند اعتقاد بیش‌ترین پیروان او مبتنی بر تقلید است و بر چنین مردمی نمی‌­توان اعتماد کرد».

تکمله و پاسخ به چند پرسش

چگونه می‌شود از اعتباریات پیش از اجتماع سخن گفت؟ اگر همه ادراکات غیرحسی اعتبار از نوع انسانیست، آیا همه‌چیز نسبی می‌شود؟ جایگاه اخلاق در این تقسیم‌بندی کجاست؟ اگر همه گزاره‌های حقوقی و اخلاقی حاکم بر روابط انسانی و اجتماعی به تعبیر علامه طباطبایی اعتبار است و درنتیجه ـ و به تعبیر نگارنده ـ الهیات نیز بازتاب روابط اجتماعی در سپهر اعتقادات، جایگاه دین و وظیفه‌ی انبیا چگونه است؟

سنخ‌شناسی جریانات سیاسی در جهان اسلام (طرح یک پژوهش)

روشنفکران دینی همچون خوارج معتقدند، ملت مشروعیت‌بخش به حکومت است و حکومت باید در خدمت منافع ملی و مردم باشد و اگر چنانچه شخص حاکم از مسیر قانون و منافع ملی عدول کرد، جامعه حق عزل، محاکمه و مجازات آنان را دارد. خوارج به‌جای تأکید و تقدیس حاکم و حکومت، به شریعت و قوانین شرعی توجه کردند و قدرت عالیه را متعلق به جماعت مؤمنان دانستند.

تأملی در نظریه اعتباریات علامه طباطبایی (یادداشت وارده)

اگر مفروضات ایمانی را متعلق به پیش از اجتماع بدانیم، بخش اعظم الهیات مربوط به اعتباریات بعد از اجتماع، ثابت و منعکس‌کننده اقتضائات بدیهی و لایتغیر اجتماع بشری هستند که صورت الهیاتی یافته‌اند و تقریباً در تمام ادیان و فرق یکسانند. بخش اعظم احکام و شرایع متعلق به اعتباریات بعد از اجتماع نیز متغیرند