وقتی ادعای مهدویت با ادعای یمانی‌بودن توأم گردد، راه فرار از برخی مطالبات راحت خواهد بود؛ هروقت از او معجزه و تحقق نشانه‌های مهدی(ع) طلب شود، ادعا می‌کند که من یمانی یا مهدی اول هستم؛ نه مهدی موعود؛ هروقت از او لوازم یمانی‌بودن خواسته می‌شود – مثل این‌که چرا قیام و زمینه‌سازی نمی‌کند – به خصوصیات مهدی(ع) تمسک می‌جوید و پاسخ می‌دهد: باید تعداد یاران به ده‌هزار نفر برسد! هروقت هم که در قیام و نبرد شکست بخورد – درحالی‌که شکست در قیام مهدی(ع) راه ندارد – پاسخ می‌دهد: من یمانی هستم و شکست برای یمانی امکان دارد! او با این روش، از پراکنده‌شدن طرفداران خود جلوگیری می‌کند.