شاه‌بیت تقریب به سبک خراسانی

هرچند برخی نهادهای رسمی همچون بسیج و سازمان تبلیغات اسلامی طی سال‌های اخیر کوشیده‌اند با برگزاری کاروان‌های زیارتی امام رضا(ع) برای زائران سنی‌مذهب و نیز برپایی جلسات مشترک شیعه و سنی به کاهش تنش‌های فزاینده کمک کنند؛ اما به‌نظر می‌رسد دغدغه برخی مراجع تقلید و روحانیون شیعه، بسیار جدی و حاصل برخی اطلاعات و گزارش‌های نگران‌کننده است.

تقریرات گعده علمی آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی

خیلی از این روایات طبی، اَسناد درستی ندارند و نمی‌شود اِسناد بَتّی [و قطعی] به ائمه(ع) داد. آن‌هایی که سند درستی دارند قابل استناد هستند؛ ولی اگر فقط دارای ظهور باشند، امر قطعی نیست؛ بلکه ظنی است و اگر الآن خلاف علم است همان هم از اعتبار می‌افتد. با این‌ها می‌آیند معامله قطع می‌کنند و بعد گیر می‌کنند.

نقدی بر رویکردهای اصلاحی درباره مناسک نوظهور

شاید بهتر باشد در نخستین گام، حق نوآوری مشروع در برپایی آیین‌های دینی را همانند سایر آیین‌های ملی و محلی به رسمیت بشناسیم و تعدد منابع مشروعیت‌زا در امر مناسک را بپذیریم تا ارتباط میان توده مقید به مناسک با اصلاح‌گران برقرار شود. در گام بعد نیز میان مصلحت‌سنجی‌های سیاسی و اصلاح‌گری دینی تفکیک قائل شویم تا دین عامه نیز مرجعیت جریان اصلاح‌گر را به رسمیت بشناسد. سومین گام نیز درک مختصات دنیای امروز است.

بازخوانی انتقادی نگاه شریعتی به شیعه و روحانیت در شماره هفتم تقریرات

در سرمقاله و یادداشت سردبیر، به نسبت میان شریعتی و نسل امروز روحانیت و طلاب حوزه‌های علمیه پرداخته شده و از «روحانیت منهای شریعتی» سخن به میان آمده است. همچنین در گفت‌وگوهایی با دکتر سارا شریعتی، دکتر آقاجری و استاد طارمی‌راد به بازخوانی نگاه شریعتی به شیعه و روحانیت پرداخته شده و از جمله دکتر آقاجری و استاد طارمی، آرای شریعتی درباره صفویه و روحانیت شیعه را نقد کرده‌اند.

به‌مناسبت درگذشت عبدالله قمی؛‌ دبیر کل دارالتقریب مذاهب اسلامی قاهره

این‌که مرحوم عبدالله قمی اختلافات کلامی و فقهی را «جزئی» پنداشته و ازسرگیری روابط سیاسی ایران و مصر را به‌عنوان راهکار ضروری تقریب اسلامی پیشنهاد می‌دهد، حکایت از آن دارد که وی پس از هشت‌دهه تلاش خود و پدرش در پروژه اثرگذار دارالتقریب قاهره و نیز تجربه زیسته‌اش در این دو کشور به این نتیجه رسیده که باید به جای یکسان‌سازی عقاید پیروان دو مذهب، به دنبال ایجاد سازگاری اجتماعی میان آن‌ها بود

به‌مناسبت درگذشت دکتر ابراهیم یزدی

ابراهیم یزدی در سال‌های فعالیت دینی و انقلابی در امریکا همان‌قدر که دغدغه ارائه تصویری به‌روز و آزادی‌خواهانه از اسلام را داشت، خواهان سیاسی‌شدن روحانیت و خصوصاً حوزه نجف نیز بود. در خاطراتش از ساکت و آرام بودن حوزه نجف در آن سال‌ها ابراز تأسف کرده و نوشته که با وجود ارتباطات زیادی که با برخی علمای نجف داشته، نتوانسته بود آنان را به اعتراض علیه برخوردهای دولت عراق با امام خمینی ترغیب کند.

حال و آینده‌ی مرجعیت شیعه

اگرچه اکنون حدود چهل مرجع تقلید شیعه در کشورهای ایران، عراق، لبنان، افغانستان و پاکستان زندگی می‌کنند، اما سن اغلب آن ها بالای هشتاد سال است و طبق سنت مرسوم حوزه‌های علمیه شیعه، استادان و روحانیون برجسته در چنین دوره‌ای به شناسایی مجتهدینی می‌پردازند که اصطلاحاً در «مظانّ مرجعیت» قرار دارند و به احتمال زیاد، آمادگی پذیرش مسؤولیت مرجعیت را خواهند داشت. این گمانه‌زنی و بررسی، مانع از بروز خلأ در نهاد مرجعیت و بلاتکلیفی متدینین می‌شود.

تصور بسیاری از روحانیون و علما این است که پرداختن بیش از حد معمول حوزویان به امور سیاسی و حزبی، جایگاه مرجعیتی آنان را کاهش داده و این نهاد اثرگذار را تا سطح طرف دعوای دیگر گروه‌های سیاسی تنزل داده است. نتیجه چنین رفتارهایی، به گمان جریان غیرسیاسی فعلی، کاهش دینداری و اخلاق در جامعه است و روحانیت اکنون وظیفه دارد که با کمرنگ‌کردن فعالیت‌های سیاسی و اجرایی خود، فکری به حال بحران اخلاق و دینداری جامعه کند.

غالب علل موجود در روایات (علل الشرایع)، در واقع حکمت هستند که به شکل علت آمده‌اند/ شریعت سنگلجی بی‌دین نبود؛ شیعه بود؛ ولی کجی‌ها و انحرافاتی داشت/ درباره «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و…» اگر موضوع عوض شود و عنوان یک حکم از بین برود، دیگر آن حکم حلیت و حرمت هم از بین خواهد رفت/درباره کتاب «فقه‌الرضا» صدوق هیچ اشاره‌ای نکرده و پیداست که آن زمان، کتابی با این عنوان دست آن‌ها نبوده است.

کتابشناسی انتقادی جامعه‌شناسی تشیع

نگاهی به جدید‌ترین اثر گروه مطالعاتی جامعه‌شناسی تشیع

در این کتاب که حاصل چهار سال پژوهش و جست‌وجو در همه کتاب‌های فارسی منتشر شده در ایران از آغاز صنعت چاپ تا پایان سال ۱۳۹۱ حول موضوعات اجتماعی شیعه است، هفده کتاب ذیل حوزه پژوهشی «روحانیت و مرجعیت» معرفی و نقد شده است. سارا شریعتی در مقدمه کتاب، روحانیون و روشنفکران دینی را غایبان عرصه مطالعات اجتماعی تشیع دانسته.