بازخوانی انتقادی نگاه شریعتی به شیعه و روحانیت در شماره هفتم تقریرات

در سرمقاله و یادداشت سردبیر، به نسبت میان شریعتی و نسل امروز روحانیت و طلاب حوزه‌های علمیه پرداخته شده و از «روحانیت منهای شریعتی» سخن به میان آمده است. همچنین در گفت‌وگوهایی با دکتر سارا شریعتی، دکتر آقاجری و استاد طارمی‌راد به بازخوانی نگاه شریعتی به شیعه و روحانیت پرداخته شده و از جمله دکتر آقاجری و استاد طارمی، آرای شریعتی درباره صفویه و روحانیت شیعه را نقد کرده‌اند.

به‌مناسبت درگذشت عبدالله قمی؛‌ دبیر کل دارالتقریب مذاهب اسلامی قاهره

این‌که مرحوم عبدالله قمی اختلافات کلامی و فقهی را «جزئی» پنداشته و ازسرگیری روابط سیاسی ایران و مصر را به‌عنوان راهکار ضروری تقریب اسلامی پیشنهاد می‌دهد، حکایت از آن دارد که وی پس از هشت‌دهه تلاش خود و پدرش در پروژه اثرگذار دارالتقریب قاهره و نیز تجربه زیسته‌اش در این دو کشور به این نتیجه رسیده که باید به جای یکسان‌سازی عقاید پیروان دو مذهب، به دنبال ایجاد سازگاری اجتماعی میان آن‌ها بود

به‌مناسبت درگذشت دکتر ابراهیم یزدی

ابراهیم یزدی در سال‌های فعالیت دینی و انقلابی در امریکا همان‌قدر که دغدغه ارائه تصویری به‌روز و آزادی‌خواهانه از اسلام را داشت، خواهان سیاسی‌شدن روحانیت و خصوصاً حوزه نجف نیز بود. در خاطراتش از ساکت و آرام بودن حوزه نجف در آن سال‌ها ابراز تأسف کرده و نوشته که با وجود ارتباطات زیادی که با برخی علمای نجف داشته، نتوانسته بود آنان را به اعتراض علیه برخوردهای دولت عراق با امام خمینی ترغیب کند.

حال و آینده‌ی مرجعیت شیعه

اگرچه اکنون حدود چهل مرجع تقلید شیعه در کشورهای ایران، عراق، لبنان، افغانستان و پاکستان زندگی می‌کنند، اما سن اغلب آن ها بالای هشتاد سال است و طبق سنت مرسوم حوزه‌های علمیه شیعه، استادان و روحانیون برجسته در چنین دوره‌ای به شناسایی مجتهدینی می‌پردازند که اصطلاحاً در «مظانّ مرجعیت» قرار دارند و به احتمال زیاد، آمادگی پذیرش مسؤولیت مرجعیت را خواهند داشت. این گمانه‌زنی و بررسی، مانع از بروز خلأ در نهاد مرجعیت و بلاتکلیفی متدینین می‌شود.

تصور بسیاری از روحانیون و علما این است که پرداختن بیش از حد معمول حوزویان به امور سیاسی و حزبی، جایگاه مرجعیتی آنان را کاهش داده و این نهاد اثرگذار را تا سطح طرف دعوای دیگر گروه‌های سیاسی تنزل داده است. نتیجه چنین رفتارهایی، به گمان جریان غیرسیاسی فعلی، کاهش دینداری و اخلاق در جامعه است و روحانیت اکنون وظیفه دارد که با کمرنگ‌کردن فعالیت‌های سیاسی و اجرایی خود، فکری به حال بحران اخلاق و دینداری جامعه کند.

غالب علل موجود در روایات (علل الشرایع)، در واقع حکمت هستند که به شکل علت آمده‌اند/ شریعت سنگلجی بی‌دین نبود؛ شیعه بود؛ ولی کجی‌ها و انحرافاتی داشت/ درباره «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و…» اگر موضوع عوض شود و عنوان یک حکم از بین برود، دیگر آن حکم حلیت و حرمت هم از بین خواهد رفت/درباره کتاب «فقه‌الرضا» صدوق هیچ اشاره‌ای نکرده و پیداست که آن زمان، کتابی با این عنوان دست آن‌ها نبوده است.

کتابشناسی انتقادی جامعه‌شناسی تشیع

نگاهی به جدید‌ترین اثر گروه مطالعاتی جامعه‌شناسی تشیع

در این کتاب که حاصل چهار سال پژوهش و جست‌وجو در همه کتاب‌های فارسی منتشر شده در ایران از آغاز صنعت چاپ تا پایان سال ۱۳۹۱ حول موضوعات اجتماعی شیعه است، هفده کتاب ذیل حوزه پژوهشی «روحانیت و مرجعیت» معرفی و نقد شده است. سارا شریعتی در مقدمه کتاب، روحانیون و روشنفکران دینی را غایبان عرصه مطالعات اجتماعی تشیع دانسته.

در نشست علمی با عنوان «داستان اجتماعی یک متن مغفول: ولایت فقیه» در دانشگاه تهران مطرح شد:

امام خمینی در اواخر عمر چندین بار تأکید کرده‌اند که جمود بر دقت‌های مدرسه‌ای که کارکرد اجتماعی ندارند، فقه را از عرصه جامعه دور خواهد کرد و آن را به چالش جدی با تمدن جدید خواهد انداخت. نمی‌توان انکار کرد که چالش‌های اجتماعی که ایشان در دوره تبعید و رهبری خود درک کرد، بینش اجتماعی‌شان را نیز کامل کرده و به فهم متفاوتی از مذاق شریعت رساند.

نگاهی به حواشی تقریرنویسی از دروس آیت‌الله‌العظمی وحید خراسانی

آیت‌الله وحید شخصاً در جلسه درس روز ۲۹ فروردین ۱۳۹۵ تأکید کردند: «آقایان باید بدانند تقریر این مباحث، مطلقاً آنچه به ما نسبت داده می‌شود در مطالب، در دروس، اگر مهر و امضای ما نباشد، اصلاً اعتبار ندارد و هر کس آثار ما را چاپ کند بدون اجازه ما، در درس فدک، در درس فقه، از فسّاق قطعی است. این هم حکم شرعی‌اش».

آیت‌الله سید کمال حیدری چه می‌گوید و چه می‌خواهد؟

از نظر سید کمال حیدری زیربنای همه اصلاحات و پیشرفت‌هایی که در اين سه یا چهار قرن اخیر در کشورهای غربی رخ داده، اصلاحات دينى بوده و مبنای آن نیز اصلاحات «لوترى» يا به تعبير عربى «لوثری» بوده است. اگر به آن مبانی خوب دقت کنید خواهید یافت که اصلاح فلسفى نبوده؛ بلکه اصلاح دينى بوده و بر اساس اصلاح دينى همه اصلاحات ديگر شروع شده است. ما هم اگر مى‌خواهيم اصلاح یا پيشرفتى رخ دهد، بايد از اصلاحات دينى شروع كنيم.