بهنظر میرسد «تکلیف سیاسی» و «رعایت شأن حوزه» دو ابزار مقابله با رقبای سیاسی است که هراز چندی دستبهدست شده و از گروهی به گروه دیگر منتقل میشود. تا زمانی که نگاه به این دو مفهوم مهم، صرفاً نگاهی ابزاری باشد، نمیتوان به صداقت طرفداران آنها اعتماد کرد و در این بین جایگاه والای حوزههای علمیه است که هر روز ضربات جبرانناپذیری میخورد. ادامه …
برخلاف آنچه فکرش را میکرد، حوزه علمیه فقط یک نهاد آموزشی مانند دانشگاه یا مراکز آموزشی دیگر نبود. احمد به زودی متوجه شد که طلبگی، یک سبک زندگی متفاوت است؛ زندگی در حجرههایی بسیار ساده که تا همین چندی پیش حتی تهویه نداشته و خوابیدن روی تختهای چوبیِ بدون خوشخواب که خیلی زود باعث دچارشدن احمد به کمردرد شده بود. ادامه …
اگر قرار باشد تغییر و تحولی در حوزه – با توجه به هنجارهای خاص آن – صورت گیرد، باید فقط (تأکید میشود فقط) از طریق گفتوگو و مُجابساختن بزرگان آن، یعنی مراجع عظام و اساتید سطوح عالی انجام پذیرد. حوزه مانند دانشگاه نیست که درخواستهای صنفی از طریق «تجمعات سلفسرویسی» به نتیجه برسد؛ بلکه ساختاری کاملاً سنتی و حسابشده دارد و سلسلهمراتب آن باید به دقت رعایت گردد. ادامه …
ما میراثدار روش اجتهادی هزار سالهایم و افتخار حوزه علمیه شیعه، پویایی و کمالجویی و تحولخواهی بوده است. همین تحولخواهی است که موجب شده بیش از هزار استاد در بخش عالی و خارج مشغول تدریس باشند و هزاران دانشپژوه را پدرانه زیر بال علمی و عاطفی خود بگیرند. ادامه …
شفافیت مسائل مالی پس از رحلت مراجع تقلید از طریق اعلام رسمی پایان دریافت وجوهات یکی از اصلیترین وظایفی است که بر عهدهی آنان است تا از این طریق، بیش از گذشته اعتماد مقلدان را جلب کنند. چنانچه این اقدام با سستی یا بیتوجهی دفاتر مواجه شود، قطعا به کلیت سازمان حوزههای علمیه و نهاد تشیع ضربه وارد میکند. ادامه …
از نشانههای جریان سنتی تلاش در تمایز با دیگر ادیان ومذاهب است که عملاً بر منازعات مذهبی میافزاید؛ اما نشانهی جریان جدید، تلاش در جهت تقریب و تلطیف فضاست؛ تا از دل این کاهش منازعات، امکان تبلیغ و ترویج عقلایی مذهب فراهم گردد ادامه …
سلوک رفتاری عالمان قدیم را دارد و از شهرت و ایجاد دستگاه و تشکیلات گریزان است. با وجود اینکه به گفتهی فرزند ارشدش خاطرات نابی از حوزه و اساتید بزرگش دارد، اما بهسختی تن به مصاحبه یا مکتوبکردن آنها میدهد. همهی کسانی که به دیدارش میآمدند را یکسان احترام میکرد؛ حوزوی و غیرحوزوی. ادامه …
نویسنده مدعی است ایران بهدنبال بهدستگرفتن مرجعیت نجف پس از آقای سیستانی است! و سالهاست برای آن برنامه دارد؛ یکی از نشانههای آن، کتابی است با عنوان «الخامنئی قائدی» که مؤسسه «اسلام اصیل» در نجف منتشر کرده است. در ابتدای این کتاب به نقل از آقای سیستانی آمده است: ادامه …
پرسش اصلی این بود که «چرا خانمها حوزه را انتخاب میکنند؟» و «آیا امکان دارد بر اساس انگیزههای تحصیلی آنها یک سنخشناسی تیپولوژی از زنان حوزوی ارائه دهیم؟». من در کارم به دو سنخ کلی رسیدم: «سنخ تعالیگرا» و «سنخ رشدگرا». برای «سنخ تعالیگرا» مسألهی اصلی استفاده از فضای حوزه جهت رشد معنوی – مذهبی است و برای «سنخ رشدگرا» مسألهی اصلی دستیابی به انواع سرمایههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و حتی نمادین. ادامه …
من وقتی بحث حقوقهای نجومی را شنیدم با خودم گفتم کاش بزرگان حوزه بگویند که وضعیت طلبهها چطور است؛ بگویند مرحوم آیتالله واعظ طبسی ۳۷ سال تولیت حرمت امام رضا(ع) بود و یک ریال از حقالتولیة اجرت نگرفت! مقام معظم رهبری هم زندگیشان نه از سهم امام میچرخد و نه از حقوقهای دولتی. ادامه …