• علم و اجتهاد
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

مباحثات: با همکاری پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و موسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر، همایش یک‌روزه‌ی «گفت‌وگو برای زندگی: بازخوانی تجربۀ امام موسی صدر» برگزار می‌گردد. در این همایش که چهارشنبه ۲۸ بهمن ساعت ۹ الی ۱۲ در سالن همایش‌های پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی (قم، ابتدای خیابان معلم، طبقه چهارم) برگزار می‌شود، شخصیت‌هایی همچون عالیجناب سبوسرکیسیان اسقف اعظم ارامنه تهران و شمال، حاج ماموستا ملا قادر قادری امام جمعه پاوه و حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالکریم بی‌آزار شیرازی سخنرانی خواهند کرد. این نوشتار، یکی از مقاله‌های ارسال‌شده برای این همایش است.

مقدمه

در اواخر قرن بیستم دین به عرصه عمومی بازگشت و در قالب ایجاد جنبش‌ها، احزاب، سازمان­ ها و حتی در دولت­ ها بخشی از قلمروی عمومی را در اختیار گرفت. تجربیات موفق و ناموفق بسیاری از این رخداد غیرقابل پیش ­بینی، در قرن بیست ­ویکم نیز تداوم پیدا کرد. ایجاد شدن حکومت ­های مبتنی بر ساختار جمهوری اسلامی، پیدایش احزاب بنیادگرا، گروه‌های تروریستی و همین­طور احزاب و نهادهای مذهبی به ­خصوص در جهان اسلام از منظر علم سیاست، رویدادهایی است که در قالب جهان پساسکولار مورد تحلیل قرار می­ گیرد. البته جهان غرب با توجه به موقعیت اسرائیل و همینطور تجربیات منفی حضور دین مسیحیت در قلمروی عمومی، به پیدایش الهیات سیاسی در اسلام با تردید و شکاکیت نگریسته و اغلب متون و بازنمایی ­های رسانه ­ای از حضور گزاره­ های اسلامی در جهان­­ زیست ­عمومی با روایت ­های تروریستی، تکفیری و خشونت ­طلب تحلیل گردیده است.

علی­رغم همه این ها، یکی از رهبران جنبش اسلامی که با قرائت شیعی و خاصی از مذهب توانسته است الگویی جالب و ناشناخته از حضور دین در عرصه عمومی بازنمایی کند، امام موسی صدر است. منش و اندیشه‌ی وی مبانی و اصولی دارد که برچسب­ های تکفیر و خشونت را افشاسازی می‌کند. این نوشتار قصد دارد رویکرد روادارانه، عقلانی، متکثر و مبتنی بر صلح و گفت­ وگو را در منش و اندیشه امام صدر واکاوی کند و نشان دهد که او با استفاده از چه تکنیک­ هایی – برخلاف بسیاری از اندیشه ­ها و جنبش­های سیاسی و اجتماعی در جهان اسلام – دستاوردهای بسیار درخشانی برای مسلمانان به‌بار آورده است. در واقع امام موسی صدر، چارچوب ­های خاصی در برقراری ارتباط و ایجاد کنش ­های انتقادی داشت که به‌راحتی می ­توان آن‌ها را استانداردی برای دوری از بنیادگرایی از یک سو و حفظ هویت بومی از سوی دیگر قلمداد نمود. این نوشتار شیوه ­های اجرایی، عملی و استانداردهای تکنیکی «گفت­ وگو» را در منش و اندیشه سیاسی امام موسی صدر مورد واکاوی قرار می‌دهد؛ با این پرسش که با توجه به بحران ­های موجود، چه تکنیک‌هایی باعث موفقیت مسلمانان در گفت ­وگو می­ شود و الزامات یک گفت­ وگو از منظر امام موسی صدر چیست؟

۱- «دین اجتماعی»

هر اندیشه ­ای دارای وجوه متافیزیکی است و به­ خصوص ادیانی که قصد اصلاح قلمروی شهروندی را دارند، تنها نمی­توانند در حد شعار باقی بمانند. اندیشه‌ی صرف، نوعی شعار است و گزاره ­هایی چون اجرای احکام اسلامی و برقراری عدالت، نابودی استبداد و ریشه­ کنی فقر شاید بتواند مردم را بر گرد گفتمانی جمع کند، اما موفقیت اصلی آن اندک است.

اصلی­ ترین و مبنایی ­ترین اصول اندیشه‌ی امام موسی صدر مربوط به قرائت «اسلام اجتماعی» بود. وی بر این باور بود که دین برای خدمت به انسان ­ها آمده است و دینی که نتواند عدالت و رفاه را برای بشر ایجاد کند و در اخلاق اجتماعی دستاوردی نداشته باشد، موفق نیست. امام موسی صدر در اندیشه و کنش، دین را از سطوح فردی و سیاسی محض خارج می­ کند و می ­گوید: «دین فقط برای نماز و حج یا برقراری دولت اسلامی نازل نشده؛ بلکه برای خدمت به خلق شکل گرفته است». دین اجتماعی در فهم او، امکان گفت ­وگوهای زیادی را فراهم می­سازد؛ زیرا این گفتمان، هم امکان نقد و بررسی دارد و هم روایتی است دارای کارآیی و قابلیت ارزیابی. بنابراین بدون این‌که این روایت، اندیشه خود را در بستر اجتماعی قرار دهد، امکان تبدیل شدن به گفتمانی اثربخش را پیدا نمی­کند.

۲- توجه به حاشیه­ ها

امام موسی صدر علاوه بر تکنیک دین اجتماعی، برای این‌که امکان اصلاح­گری را در اندیشه به ­دست آورد، به‌سمت «حاشیه ­ها» حرکت می­ کند. در جهان اسلام شیعیان در اقلیت هستند و اغلب از آن‌ها روایت­ های مرموز و ترسناک نقل شده است. امام موسی صدر بدون توجه به کلیشه­ ها، در همه مسائل شیعه – از عدل و امامت تا عصمت، غیبت، زیارت قبور و… – با فرقه­ ها و ادیان دیگر گفت ­وگو می­کرد. از سوی دیگر او در طول زندگی خود تلاش کرد علاوه بر شیعیان، گروه ­هایی مثل زنان، یتیمان و محرومان را مورد توجه قرار دهد؛ به‌زعم وی اگر اقشار و طبقاتی این­چنین در جامعه باشند، گفت ­وگویی شکل نمی ­گیرد و امکان دارد آن‌ها در اثر سکوت به سمت خشونت و اقدامات رادیکال حرکت کنند. امام موسی صدر با کمک ­رسانی به این گروه­ ها و دادن آموزش­های مختلف، گروه ­های حاشیه ­ای را قدرتمند ساخت.

۳- نهادسازی

گفت­ وگو در ذهن امکان تحقق ندارد؛ بلکه باید در بستر اجتماعی شکل گیرد. برای گفت­وگو به سازمان، تشکیلات و نشست­ هایی نیاز است که افکار و اندیشه­ های متفاوت را در کنار یکدیگر قرار دهد. امام موسی صدر به نهادسازی اعتقادی وافر داشت؛ به نحوی که در مدت فعالیتش مجالس، احزاب، نشست­ ها و کنفرانس ­های زیادی را ایجاد نمود. شیوه‌ی کار او فعالیت ­های جمعی و مورد خطاب قرار دادن همه گروه­ ها بود. نهادسازی یکی از اصلی­ ترین تکنیک ­هایی است که امام موسی صدر از آن بهره می ­گرفت و با استفاده از فنون کار جمعی و تشکیلاتی، فرآیند رسیدن به درک و تفاهم و ایجاد کارآمدی ­های اجتماعی را سروسامان می ­داد.

۴- عقل معاش

گفت­ وگو برای امام موسی صدر، امکانی برای مباحث روشنفکری و خودنمایی­ های برخاسته از تفکرات پدیدارشناسی و انتقادیِ رادیکالی دور از مردم نبود. او به مردم توهین نمی­ کرد و از زاویه عقل افلاطونی به آن‌ها نمی­گریست. صدر، دانشمندی انسانی در میان مردم بود که در فرایند گف ت­وگو و مباحث اندیشه ­ای، عقل معاش را مورد تأکید قرار می ­داد. برای او به همان میزان که گفت‌وگو با اندیشمندان و فعالان سیاسی ـ اجتماعی اهمیت داشت، نتایج گفت­ وگو برای شهروندان – به ­خصوص محرومان نیز مهم بود. در همه‌ی آثار و سلوک صدر، رگه­ های عقل معاش برای بهبود زندگی مردم دیده می‌شود. او مدرسه فنی را به ریاست دکتر چمران برای کودکان محروم و یتیم لبنان بنا نهاد، جنبش محرومان را راه‌اندازی کرد و از هیچ اقدامی جهت ایجاد شغل و تأمین اجتماعی غفلت ننمود.

۵- عقلانیت ارتباطی

انسان­ ها اگر از جای خود حرکت نکنند، امکان گفت­ وگو را به ­دست نخواهند آورد. هرگاه فردی در لاک تفکرات خویش – که ناشی از سازوبرگ­ های ایدئولوژیک قدرت است – زندگی کند، به تمام معنا فکر می ­کند فرهنگ و جهان­ ­زیست او حقیقت محض است. اندیشه‌ی انسان ­ها زمانی به سمت گفت ­وگو حرکت می­ کنند که در مواجهه‌ی عملی و نظری با اندیشه­ های دیگر، قرائت ­های مختلف را تفهم کنند. امام موسی صدر با توجه به تحصیل در دانشگاه و حوزه، سکونت در قم، نجف و تهران و نیز سفر به بسیاری از کشورهای عربی و اروپایی، چشم و گوشش نسبت به دنیای جدید باز بود؛ توانایی برقراری ارتباط داشت و از تکنیک عقل ارتباطی بهره‌ی کامل می‌برد. با اهل سنت، مسیحیان و همه گرو ه ­ها می ­نشست و با رویکردی کثرت­ گرا به منطق درونی آن‌ها راه پیدا می ­کرد. این تکنیک، صدر را در جایگاه فرهمندی قرار می ­داد؛ به‌گونه‌ای که همه‌ی اقشار و گروه­ ها به او اعتماد داشتند.

۶- گفتمان انتقادی در فضای عمومی

احترام به شهروندان و شناخت گفتمان­ های همدل و رقیب به امام موسی صدر این توانایی را داده بود که با حضور در عرصه­ های عمومی با اغلب آن‌ها وارد گفت­ وگو شود. گفت­ وگو قواعد پیچیده­ ای دارد و نمی­ توان از ابتدا با نقد و طرد رقیب ارتباط را ادامه داد. صدر می­ دانست ارتباط، قدرت می­ آفریند و هیچ هدفی بدون ارتباط برقرارکردن با گروه­ ها، اقشار و طبقات قابل دستیابی نیست. او با عربستان رابطه برقرار کرد تا شیعیان آزادی عمل ـ حتی در بعد زیارات مخصوص خود را ـ داشته باشند. به دنبال وحدت جهان اسلام بود و از تفرقه و تکبر فرقه­ ای بیزار بود. او با رویکردی انتقادی، گفتمان­ های دینی را واکاوی می­کرد و شجاعانه اعتقاد داشت این رویکردها از زوایه دید خود اوست و با عقل خود به این نتیجه رسیده است. به‌دیگرسخن، او از جانب خداوند گزاره نقل نمی‌کرد و همیشه سعی داشت با منطق و رویکرد انتقادی به موضوعات بنگرد. وی همچنین احترام ویژه­ ای به حوزه عمومی می­ گذاشت و در این میان از دانشجویان، زنان و طبقات محروم و پرسشگر استقبال می­کرد.

۷- شناخت غیریت

گفت ­وگو بدون داشتن قدرت و بدون ایجاد غیریت شکل نمی­ گیرد. هیچ گفتمان مداحانه یا محافظه­ کارانه­ ای امکان بقا و کارآمدی را پیدا نمی ­کند. در تکنیک­ های مذاکره و گفت­وگو، امام موسی صدر غیریت­ ها را به­ صورت شفاف و صریح روشن می­ کرد. برای صدر اسرائیل همیشه گفتمان و جغرافیایی غاصب بود که قابلیت رواداری و مصالحه نداشت. او در سراسر زندگی‌اش، رژیم اسرائیل را دشمن اول مسلمانان و جهان می­ دانست. علاوه بر این، او روایت­ های رادیکال از اسلام و همین­طور نقل­ گرایی و خشک­ مذهبی را قبول نداشت و آن‌ها را نیز به ­مثابه غیریت برمی‌شمرد. صدر با تقدمی که برای کنش و فعالیت ­های معاش مبتنی بر دین اجتماعی قائل بود، باعث گردید روایتی متکثر از ایجاد جنبش­ ها و کنش­ های سیاسی اسلام ایجاد شود که معتقد به گفت­ وگو و رواداری است؛ اما در اصول و مبانی، قائل به دشمن و «غیر» است. فقر، بی­ سوادی، عقب­ ماندگی، استبداد، تحجر و اسرائیل، غیریت‌های اندیشه سیاسی صدر را تشکیل می‌دهند.

نتیجه

تحقق شرایط ذکرشده، برای شکل­ گیری گفت­ وگو ضرورت دارد. هرکدام از این مؤلفه­ های تکنیکی اگر لحاظ نشود، امکان این‌که اندیشه ­ای به سمت خودخواهی و تکفیر حرکت کند بسیار بالاست. عقل ارتباطی که با رویکرد انتقادی می­ تواند با دیگران وارد گفت­ وگو شود، حتماً حوزه عمومی را یک­طرفه تحریف نخواهد ساخت. امام موسی صدر توانست در دوره‌ی فعالیتش، یکی از آرمانی­ ترین الگوهای گفت­ وگو با شرق و غرب و نیز میان مسلمانان را ایجاد کند. او برای وضعیت بحران­ زده جهان اسلام، تکنیک‌هایی عملی به ما می‌آموزد. جا دارد منش و اندیشه‌ی وی – که در دوران کنونی فراموش شده – احیا گردد تا برخی مشکلات حیطه انسانی مسلمانان را کاهش دهد؛ آن هم در زمانه‌ای که مسلمانان از مشکلاتی مانند وابستگی، استبداد، تحقیر منطقه­ ای و بین­ المللی (در بعد خارجی) و نیز تفرقه و عقب­ ماندگی (در بعد داخلی) رنج می‌برند.

پاسخ دهید