• تدبیر و سیاست
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • دیدگاه شما (RSS)

چهاردهم تیر ۹۶، همزمان با روز قلم، در سرای اهل قلم، کتاب «گونه‌شناسی جریان­‌های فکری حوزه و نسبت آن‌­ها با اندیشه‌ی انقلاب اسلامی»، نوشته­‌ی آقای سید محسن طباطبایی­‌فر (دکترای علوم سیاسی) رونمایی و بررسی شد. مدیر اجرایی پروژه، آقای مهدی نظری است و کتاب توسط انتشارات «مکث اندیشه» وارد بازار نشر شده است. در  این جلسه، نویسنده­‌ی کتاب و نیز دکتر محمدتقی دشتی «دکترای حقوق عمومی» برای بحث و بررسی کتاب حضور داشتند.

دکتر طباطبایی‌­فر

در ابتدا، از دغدغه‌­های کلان خود در نگارش این کتاب سخن خواهم گفت و سپس از دغدغه‌­های جزئی. به‌نظر می‌رسد ما در حوزه­‌ی علوم انسانی دچار نوعی خلأ توصیفی هستیم؛ یعنی بیش از پرداختن به توصیف، به تحلیل، تبیین و بایدها و نبایدها می‌­پردازیم و شاید همین موجب شده است بسیاری از تبیین‌­ها و تحلیل­‌های ما چندان مفید نباشند و به راهکار درست منجر ن­شوند و در سطح اجتماعی نیز مشکلاتی را سبب می‌­شوند که اکنون مورد بحث ما نیست.

در مورد حوزه‌ی علمیه نیز احساس می­‌کردم زمانی‌­ که در مجموعه‌­ی تحلیلی می‌خواهد صحبتی شود، شناخت مناسبی از حوزه­ی علمیه‌­ی قم وجود ندارد؛ لذا در این نوشتار تلاش کردم تا جایی‌­ که ممکن است توصیف مناسبی از حوزه ارائه دهم؛ طوری‌­که بتواند مختصات عمومی حوزه را در اختیار خواننده قرار دهد. توصیف نیز دو بعد می­‌تواند داشته باشد: سخت­‌افزاری و نرم‌­افزاری. توصیف سخت­‌افزاری شامل فیزیک کار است؛ مثلاً چند مدرسه­‌ی علمیه وجود دارد؟ چند انتشارات حوزوی؟ چند استاد و طلبه؟ و… . توصیف نرم‌­افزاری بیشتر به بررسی افکار و اندیشه‌­های موجود در حوزه می‌­پردازد. در مورد تقسیم‌بندی اندیشه­‌های موجود در حوزه نیز انواع و اقسام متعددی ارائه شده بود که البته در ابتدای این کتاب، به آن اشاره ‌و تبیین کرده‌ام که برای این تقسیمات چه معیارهایی وجود داشته است که البته مورد مباحثه‌­ی کنونی ما نیست.
به نظرم رسید اگر در این کتاب، بتوانیم یک جریان­‌شناسی انجام دهیم، خواننده می‌­تواند به مختصات حوزه­‌ی علمیه‌­ی قم از حیث اندیشه‌­ای پی ببرد و بداند در این حوزه، چه تکاپوهای فکری‌­ای در حال وقوع است و چه تضارب آرایی در آن وجود دارد. این حوزه، علی­رغم ظاهر یک­دستی که از دنیای بیرون قابل مشاهده است، در داخل دارای تکثر و تنوع بسیار زیادی است که البته این تکثر ویژگی­‌های مثبتی دارد؛ اولاً این تکثر، بسیار روشمند است و از اسلوب خاصی تبعیت می‌­کند. دوما همه­ی این جریانات متکثر، پایبند به یک متن، تکست و ـ به‌­قول حوزویان ـ تراث هستند که سعی می‌­کنند از آن تراث حفاظت کرده و قرائت‌­های ممکن از آن تراث را ارائه دهند. ثالثاً این تکثر بسیار اخلاقی عمل می‌کند و حاصل این تکثر، نفی و تکفیر دیگری نیست و این جریانات، با حفظ اختلافاتشان همیشه در قبال یکدیگر، از گفتار و زبان مؤدبانه‌­ای بهره­‌مند هستند. رابعاً این تفکرات و جریانات متکثر همواره به صورت ایجابی عمل می­‌کنند؛ یعنی همدیگر را نقد می‌­کنند؛ ولی نفی نمی‌کنند. خامساً این جریانات، بسیار تکلیفی عمل می­‌کنند؛ یعنی آبشخور این جریانات، خود حوزه است و به­‌سختی می‌­توان آن‌­ها را به جریانات سیاسی و اجتماعی بیرون از حوزه منتسب کرد و بیشتر، بر سایر جریانات جامعه، اثرگذار هستند تا تأثیرپذیر؛ از همین روی بیشتر مورد ارزیابی قرار می‌­گیرند و زیر ذره­‌بین هستند.

دکتر طباطبایی‌فر: یکی دیگر از خصوصیات جریانات متکثر درون حوزه این است که بسیار اخلاقی عمل می‌کنند؛ یعنی حاصل این تکثر، نفی و تکفیر دیگری نیست و با حفظ اختلافاتشان همیشه در قبال یکدیگر، از گفتار و زبان مؤدبانه‌­ای استفاده می‌کنند. ویژگی دیگرشان این است که همواره به صورت ایجابی عمل می­‌کنند؛ یعنی همدیگر را نقد می‌­کنند؛ ولی نفی نمی‌کنند. همچنین بسیار تکلیفی عمل می­‌کنند؛ یعنی آبشخور این جریانات، خود حوزه است و به­‌سختی می‌­توان آن‌­ها را به جریانات سیاسی و اجتماعی بیرون از حوزه منتسب کرد و بیشتر، بر سایر جریانات جامعه، اثرگذار هستند تا تأثیرپذیر.

بنابراین، ما با حوزه‌­ای مواجهیم که به یک متن و تراث پایبند است و ویژگی آن، این است که این متن هنوز قوام دارد و همه­‌ی این جریانات، تفکرات خود را به متن­ واحدی ارجاع می‌­دهند. سؤال مهمی که در این‌جا پیش می‌­آید این است که اگر همه‌­ی این جریانات اندیشه­‌های خود را به متن واحدی ارجاع می­‌دهند، چرا شما از جریانات و افکار متکثر سخن می­‌گویید؟ به‌خصوص که این همه اشتراکات برای این جریانات برشمردید. این سؤال مهم، در نگارش این کتاب مد نظر ما بود و به دنبال این پاسخ بودیم که منشأ این تکثر و تعدد کجاست. به همین دلیل بنده به کارهای گذشتگان حول این سؤال و موضوع رجوع کردم؛ پاسخ اکثر آن‌ها این بود که دلیل این تکثر و تنوع، زیست‌­بوم است؛ لذا مکتب قم و مکتب نجف داشته­‌ایم. حال سؤالی که مجدداً پیش می‌­آید این است که زیست‌­بوم مکتب قم که واحد است؛ چرا حتی در این زیست­‌بوم واحد، جریانات متکثری در حال کنش هستند؟ از همین جهت به نظرم رسید روش اسپیریگنز خیلی می‌­تواند مورد استفاده‌­ی ما قرار گیرد. او از نظریه‌­ی بحران اجتماعی سخن می­‌راند و بر این عقیده است که در یک موضوع، هر متفکری با توجه به بحرانی که در آن موضوع تشخیص می‌­دهد، سعی می‌­کند راه حلی را ارائه نماید. این نظریه در زمینه‌­ی مسائل اندیشه‌­ای مطرح شده است؛ ولی می‌­تواند در مورد هر بحرانی مورد استفاده قرار گیرد. لذا مبنای کار ما در این کتاب، نظریه­‌ی ایشان است و تلاش کردم بدانم دغدغه‌­ی اصلی هر یک از این جریانات متکثر در حوزه‌­ی علمیه‌­ی قم چیست و چه چیزی بحران و مسئله­‌ی اصلی آن‌ها بوده است و در مقابل چه بحران‌­هایی این راه‌حل‌­ها را ارائه کرد‌‌ه‌­اند.
در ادامه‌ی کار متوجه شدم این جریانات متکثر، با وجود زیست­‌بوم واحدی که دارند، با مسائل و دغدغه­‌های متعددی مواجهه دارند و چون پاسخ­‌های متعددی به این مسائل داده شده است، جریانات متعددی نیز به‌وجود آمده است. نیز در این کتاب، به تفصیل گفته­‌ام که چرا نام این تفکرات مختلف را جریان نهاده­‌ام؛ نه گفتمان یا مکتب.

در همین راستا، با نگاهی همدلانه ـ و نه انتقادی ـ دوازده جریان اصلی را مورد شناسایی قرار داده‌­ام و زمانی‌ ­که مثلاً در مورد مکتب تفکیک صحبت می­‌کنم، سعی کرده‌­ام خودم را جای اندیشمندان این جریان قرار دهم و دغدغه­‌ها و تفکرات این جریان را مورد فهم قرار دهم و آن را با انسجام، طوری بیان کنم که سخن اصلی این جریان برای خواننده، قابل فهم باشد. لذا زمانی‌ ­که خواننده به قسمت مکتب تفکیک مراجعه می­‌کند، ممکن است بعد از مطالعه‌­ی این قسمت بگوید بهتر از این جریان و اندیشه­‌های آنان وجود ندارد؛ ولی زمانی­ که به فصل و جریان بعدی مراجعه می‌­کند، امکان دارد دوباره همین قضاوت را درباره­‌ آن نیز داشته باشد. لذا سعی کرده‌­ایم به شکل توصیفی و به دور از نقد و قضاوت و به شکلی منسجم، دغدغه و اندیشه­‌ی این جریانات را ترسیم و تبیین کنیم. جالب است زمانی‌ ­که نگارش کتاب به اتمام رسید، قبل از چاپ آن، کتاب را به بانیان برخی از این مکاتب دادم و آنان نیز تأیید کردند که این بیانی که از اندیشه و جریان ما و اصول و کارکردهای آن داشته‌­اید، صحیح بوده و منطبق بر آن چیزی است که ما در صدد بیان آن هستیم.
مایلم دوازده جریانی را که در این کتاب احصا کرده­‌ایم، را نام برده و اجمالاً توضیح دهم:

۱. در قلب این جریانات، جریان اجتهاد را قرار داده‌­ایم؛ چرا که این جریان در حوزه‌ی‌ علمیه­‌ی قم، جریان هژمون و مسلط است. در بطن این جریان، دو دسته وجود دارد؛ یکی اجتهاد سنتی و دیگری اجتهاد پویا که ناظر به حوزه‌­ی اجتماعی است و درصدد است دین را از حوزه‌­ی خصوصی بیرون کشیده و به مسائل اجتماع نیز سرایت دهد و لذا نوع مواجهه‌­ی این جریان با متن، نوع خاصی است که پاسخ­‌های خاصی را نیز در پی دارد.

۲. جریان نص‌­گرا، جریان بعدی است که شناسایی شده و در داخل حوزه نیز به جریان تراث شهرت دارد و بر این دغدغه است که در دنیای امروزین نص (قرآن و سنت) را در مقابل هجمه­‌های فلسفی و ایسم‌­های متعدد تفکر مدرن حفظ نماید. هدف و دغدغه‌­ی این‌ها، احیای نص است. این جریان، چندین زیر شاخه دارد؛ یکی جریان مکتب تفکیک است که احساس می­‌کند بر اساس آمیختگی مسائل عقلی و فلسفی با مسائل دینی و نص، این نص است که به حاشیه رانده می‌­شود؛ لذا تلاش می­‌کند بین نص و مطالب عقلی تفکیک کند. یکی دیگر از این زیرجریانات، جریان مخالفت با تمدن جدید است؛ جریانی که اعتقاد دارد آن‌چه به نص ضربه می‌­زند، مفاهیم نوین هستند. جریان بازگشت به قرآن را نیز داریم که خیلی به سنت ارجاع نمی‌­دهد و بیشتر به قرآن مراجعه می‌­کند .همچنین جریان اسلام تبرایی (ولایتی‌ها) وجود دارد که اولویت را به سنت، به عنوان مفسر قرآن می­‌دهد.

۳. جریان بعدی، جریان عقل­گراست که بر این عقیده است که نص، امری صامت است که گویاکردن آن، نیازمند تعقل است و باید به عقل بهای بیشتری داد. این‌ها دو نحله هستند: عقل کلامی و عقل فلسفی. جریان عقل کلامی، عقل را زیرمجموعه­‌ی شرع معنا می‌­کند و خارج از حیطه‌­ی شرع، تفکر نمی‌­کند؛ درحالی‌­که عقل فلسفی، تعقل و تفلسف می­‌کند و به آن‌چه رسید، آن را محصول اندیشه­‌ی خود می­‌نامد. ذیل تفکر کلامی، یکی جریان نوصدرایی قرار دارد که به علامه طباطبایی و شاگردان ایشان مربوط می‌­شود که با نوآوری‌­هایی که داشتند، ویژگی‌­ها، مبانی و مفاهیم خاص خود را دارند. دیگری جریان تمدن اسلامی است که با جریان ضدیت با مفاهیم جدید از این جهت که ایسم‌­ها و تفکرات غربی را نفی می‌­کند، اشتراک دارد؛ ولی بیشتر به تمدن‌سازی اسلامی قائل است. جریان بعدی، جریان سلوکی- معرفتی است که به علامه طباطبایی برمی‌گردد (البته ناظر به دیدگاه‌های اخلاقی علامه)؛ دغدغه­‌‌اش  این است که بحران جامعه­‌ی مسلمان امروزی، بحران اخلاق است. جریان دیگری که ذیل جریان عقل‌­گرا معرفی کرده­‌ایم، جریان عقل فلسفی است که می‌­توان گفت کمتر متوجه تفکر کلامی است؛ یعنی تفلسف خالص دارد که بنده از آن تحت عنوان جریان نواندیشی حوزوی و نواندیشی دینی نام برده‌­ام؛ دغدغه‌­ی این جریان نیز هجوم ایسم‌­های فراوانی است که به دین می‌­شود و بر این باور است که تفکر سنتی در مقابل هجمه‌­هایی که به دین می‌­شود توان مقابله ندارد و نیاز است که در تفکرات دینی، هنگام رجوع به متون دینی، بامراجعه­‌ی به عقل، بیان متحول و نوینی را داشته باشیم که بتواند در مقابل هجمه­ه‌ایی که به دین می‌­شود، پاسخگو باشد.

دکتر دشتی

سفارش دهنده­‌ی این کتاب، مؤسسه­‌ی مطالعاتی صراط مبین بود و نشردهنده‌­ی آن، مکث اندیشه بود که مربوط به این مؤسسه است. این کتاب یکی از کتب برجسته­‌ی این حوزه است؛ چراکه آثار متعددی دراین‌­باره به طبع رسیده است؛ ولی این کتاب نگاه جدیدی داشته که ارزشمند است. ارزیاب این کتاب دکتر خسروپناه، جریان‌شناس متبحر حوزوی­‌اند که بعد از مطالعه‌­ی کتاب، آن را کم‌­نظیر قلمداد کردند. این کتاب در عین عمق و دقتی که دارد، از قلم روان و نگاه متعادل  و منصفانه‌­­ای بهره می‌­برد.

دکتر دشتی: یکی از موضوعات مهمی که با نگاه کارکردگرایانه به ذهن می‌رسد این است که این تفکرات و جریانات متکثر حوزوی چه تأثیری در پهنه‌­ی اجتماعی، گروه­‌های اجتماعی و جامعه­‌ی ما خواهند داشت و آیا تعامل مؤدبانه‌­ی جریانات حوزوی با یکدیگر، لزوماً به رفتار مؤدبانه جریانات اجتماعی با یکدیگر منتهی خواهد شد؟ آیا این گروه‌­های اجتماعی به تعامل می‌­رسند یا تعارض؟ از همین حیث یکی از موضوعات مهمی که پیش می­‌آید جریان­‌شناسی سیاسی­ حوزه است که دراین‌باره با آقای دکتر طباطبایی‌­فر صحبت‌هایی داشته‌­ایم و البته تاکنون نتوانسته‌­ایم به نتیجه برسیم؛ چراکه گویا ملاحظاتی در این باره وجود دارد.

دکتر طباطبایی­‌فر محتویات کتاب را توضیح دادند. بنده می‌خواهم به قبل و بعد کتاب بپردازم. هر نظام سیاسی یک خاستگاه فکری دارد و به مکتبی متکی است. نظام جمهوری اسلامی، به‌عنوان نظامی دینی، باید از حیث تفکرات از حوزه­‌ی علمیه تغذیه شود. بنابراین شناخت ابعاد و جریانات حوزه، از این حیث، بسیار مهم است؛ لذا مؤسسه ما در این موضوع ورود کرد و دغدغه­‌ی ما این است که حوزه­‌ی علمیه بتواند در زمینه‌­های کلان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، برای نظام جمهوری اسلامی، تولید محتوا داشته باشد. موضوع مهم دیگری که به ذهن کارکردگرایانه‌­ام متبادر می‌­شود این است که این تفکرات و جریانات متکثر حوزوی چه تأثیری در پهنه‌­ی اجتماعی، گروه­‌های اجتماعی و جامعه­‌ی ما خواهند داشت و آیا تعامل مؤدبانه‌­ی جریانات حوزوی با یکدیگر، لزوماً به رفتار مؤدبانه جریانات اجتماعی با یکدیگر منتهی خواهد شد؟ آیا این گروه‌­های اجتماعی به تعامل می‌­رسند یا تعارض؟ لذا از آقای دکتر می‌خواهم که به ادامه و تکمیل کار بپردازند. از همین حیث یکی از موضوعات مهمی که پیش می­‌آید جریان­‌شناسی سیاسی­ حوزه است که دراین‌­باره با آقای دکتر طباطبایی‌­فر صحبت­‌هایی داشته‌­ایم و البته تاکنون نتوانسته‌­ایم به نتیجه برسیم؛ چراکه گویا ملاحظاتی در این باره وجود دارد.

بحث بعدی، نگاه آسیب‌­شناسانه است که بعد از توصیف این جریانات ـ که آقای دکتر به خوبی آن‌را در این کتاب انجام داده‌­اند ـ پیش می­‌آید. آسیب‌­شناسی این جریانات متنوع، بسیار مهم و مؤثر خواهد بود. بحث بعدی، راهکار محور، یا راهبرد محور است که بتوانیم نحوه‌­ی تعامل و هم‌­افزایی این جریانات را ترسیم نماییم و مثلاً به مدیر محترم حوزه‌­های علمیه بگوییم این راهکارها هستند که منجر به هم­‌افزایی معطوف به پیشرفت حوزه­‌های علمیه می‌­گردد و تعارضات احتمالی این جریانات را مرتفع می‌­کند. بحث بعدی، آینده­‌پژوهی این جریانات است که نشان دهد سرانجام این جریانات به کجا خواهد رسید. مثلاً به این مطلب بپردازد که آیا این امکان وجود دارد که فلان‌جریان در آینده به افراط و تکفیر سایر افکار گرایش پیدا نماید؟ یا یک جریانی به نگاه سکولار تمایل یابد؟ کما این‌که رهبر انقلاب فرمودند: «گاهی مطالبی مطرح می‌­شود که گویا نگاه سکولار در حوزه هم یافت می­‌شود»؛ یا این‌که در آینده آیا امکان دارد یک جریان نویی ساخته و پرداخته شود؟

نکته‌­ی آخر هم  بررسی تطبیقی بین جریانات حوزه‌­ی قم و حوزه‌ی نجف و سایر مراکز علمی حوزوی (مثل مشهد و اصفهان که صاحب سبک هستند) است که به بحث و بررسی نیاز دارد تا بدانیم چه تفاوت‌­هایی با یکدیگر دارند.

پاسخ دهید