نگاهی به نظرات گذشته آیت الله صانعی درباره آمریکا؛

  • تدبیر و سیاست
  • نسخهٔ چاپی
  • همخوان کنید
  • ۷ دیدگاه (RSS)

وی در گفت‌وگو با روزنامه نیویورک تایمز با اشاره به درگذشت ماندلا گفت: من امیدوارم که رهبران دنیا همان گونه که در مراسم تشییع آقای ماندلا حاضر شدند و این‌گونه به او احترام گذاشتند به کار او نیز احترام بگذارند، یکی از کارهای ارزنده او این بود که وقتی آزاد شد از همه آنهایی که در حق او ظلم کرده بودند گذشت اما به شرط آنکه به مردم بگویند چه ظلم‌هایی در حق او و مردمش کرده‌اند.

وی می‌افزاید: امروز هم معتقدم دولتمردان ایران و آمریکا و سایرین با هم مطابق آنچه گفتم از هم بگذرند و دوستانه زندگی کنند.

حال این سؤال جدی وجود دارد که آیا آمریکا در استراتژی و روش‌های خود در مواجهه با ایران تغییری ایجاد کرده است؟ اساسا ایران چه ظلمی در حق آمریکا کرده است که آمریکا نیز از حق خود بگذرد؟

پاسخ این سؤال در بیانات آیت الله صانعی که در دهه شصت و هفتاد بیان شده است وجود دارد. وی می‌گوید: «آمریکا موقعی که دست از جنایت نسبت به مردم دنیا برداشته و پول خون عزیزان ما را داد، آن وقتی که ثروت‌های بلوکه شده ما را دادند، آن وقتی که آدم شدند ملت ایران با آنها صلح می‌کند که بعید است به این زودیها به آنجا برسد.»

آیت الله صانعی در دهه شصت و هفتاد موضوع دشمنی آمریکا با ایران و ضرورت مقابله ملت ایران با دشمنان را همواره در خطبه‌های نماز جمعه و سخنرانی‌های خود بیان کرده است و کمتر سخنرانی از وی سراغ داریم که این مسئله مهم را متذکر نشده باشد. با هم چند نمونه از دیدگاه‌های وی را مرور می‌کنیم:

sanei-newspaper1-up

تصویر ۱: امروز نهضت و قیام امام امت انقلاب، روحانیت و مردم کار را به جایی کشانده است که مرگ بر آمریکا در تمام دنیا یک شعار شده است و این را بدانید که امریکا و دیگر ابرجنایتکاران هیچ چیز نیستند. زیرا رهبری امام امت و نقش روحانیت در جامعه و حضور مردم در صحنه تمام نقشه‌های آنها را بر آب کرده و رسوا ساخته است. (جمهوری اسلامی ۱۱/۸/۶۴)

sanei-newspaper2

تصویر ۲: فکر اینکه با آمریکا بسازیم، اوضاع ما بهتر می‌شود فکر غلطی است. حکومت پهلوی با آمریکا ساخته بود وضع ما آنطور بود. آیا آمریکائیها و مسیحیها می‌خواهند به ما خدمت کنند؟… یک جهت یاد امام، این است که اهداف امام را نگهداریم و نباید کارهای کلیدی به نااهلان سپرده شود.

sanei-newspaper3

تصویر ۳: ای شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی! یک روز در این صحن سخنرانی کردی و به مردم گفتی که بگویند مرگ بر آمریکا، تا ریگان و سران آمریکا بشنوند. امروز من طلبه هم به پیروی از تو، از این ملت تقاضا می کنم که بگویند: مرگ بر آمریکا و مرگ بر شوروی (تا هر دو بشنوند).

sanei-newspaper4

تصویر ۴: آمریکا باید بداند حتی فرزندان انقلابی که به مصلحت اسلام و جهاتی کنار رفته‌اند با همه مشکلاتی که برایشان بوجود آمده است اگر ببینند آمریکا بخواهد حرفی بزند دندانش را در دهانش می شکنند.

آیت الله صانعی با ذکر اینکه باید موج جدیدی علیه سیاستهای خصمانه آمریکا در کشور ایجاد شود گفت: بعضی مواقع با موج، دشمن از پای در می‌آید. حالا چه شده است که اعمال ظاهری و سروصدا انجام نمی ‌گیرد نمی دانم. شاید مصلحت کلی در این باشد والا انقلاب با سروصدا مانده است. اباعبدالله الحسین با دهل و سنج مانده است نه با بی تفاوتی و در خانه نشستن و دعا کردن.

استاد حوزه علیمه ضمن انتقاد از مرعوبین و ناآگاهان و علاقمندان به رفاه و پست و مقام تاکید کرد: دینداری جانبازی می خواهد فشار و داد و محرومیت می خواهد. حفظ احکام اسلام امروز نیاز دارد به اینکه مقابل آمریکا بایستیم و با او درگیر شویم و اگر کسی ایستادگی کرد از او حمایت کنیم.

sanei-newspaper5

تصویر ۵: ملت مسلمان ایران از امام خود این درس بزرگ را فراگرفته و با رژیم عراق که بدتر از یزید است و با اسرائیل و آمریکا و فرانسه که علیه حکومت اسلامی میجنگند سازش نخواهد کرد.

sanei-newspaper6

تصویر ۶: ملت ایران مخالف سازشی نیست که همراه با عدالت باشد. مخالف با سازش گرگ و میش است. مخالف با ظلم و جنایت و وحشیگری است. جالب‌ترین تعبیر را در این سخنرانیها بعد از امام، امروز مقام معظم رهبری داشتند «آمریکا غرورطلب و تزاید طلب است». خداوند ایشان را و بقیه افرادی که برای این انقلاب رنج برده و می برند حفظ نماید.

برخی فکر نکنند که اگر ما با آمریکا سازش کردیم اسلام و قرآن و ارزشهای مکتبی در ایران همچنان باقی خواهند ماند. نه هرگز چنین نیست… اینطور نیست که اگر آمریکا یک تغییر جزئی در سیاست خود دهد آن موقع با مسلمانان و حوزه‌های علمیه خوب می‌شود. بلی آمریکا اسلام مراکشی و حسین اردنی و اسلامی که کفار بر مسملمین در تمام زمینه‌های اقتصادی سیاسی و فرهنگی سلطه داشته باشند قبول دارد.

هنوز ملت ما فراموش نکرده است که امام فرموده‌اند: آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. این سخن کسی است که تمام پیش بینیهایش درست بوده و در آنها اشتباهی رخ نداده و نمی‌دهد.

آمریکا موقعی که دست از جنایت نسبت به مردم دنیا برداشته و پول خون عزیزان ما را داد، آن وقتی که ثروتهای بلوکه شده ما را دادند، آن وقتی که آدم شدند ملت ایران با آنها صلح می کند که بعید است به این زودیها به آنجا برسد.

دشمن چه فکر می کند. شاید بنده و جنابعالی به فکر ۱۳ آبان نباشیم… اما ملت به فکر ۱۳ آبان است. دانشجویان، طلاب و در راس، مقام معظم رهبری به فکر ۱۳ آبان می‌باشند و سخن همه فرزندان امام را خلاصه کرده و می‌گوید و با آن صلابتی که مخصوص حکومت اسلامی است به آمریکا حمله می‌کند و بجا حمله کرد، سلام بر او و سلام بر امام او و سلام بر همه یارانش و سلام علی المرسلین.

sanei-newspaper7

تصویر ۷: ضدانقلاب هرچه باشد باید بایکوت شود. یعنی کسی که حرکت ضدانقلابی دارد باید منفی شود باید فراموش شود، در تاریخ باید همه چیزش از بین برود. به جای رحمت و تحتّی که برنامه قرآن است بریده باد و مرگ بر ابی لهب، حرکت قرآنی است. این راهی است که قرآن بما یاد میدهد. عموی پیغمبر قوم و خویش پیغمبر باشد در رابطه با اسلام و انقلاب اسلامی این حرفها بدرد نمیخورد. طلحه و زبیر باشد سابقه انقلابی داشته باشد سابقه انقلابی اش هم انقلابی نبوده سابقه انقلابی شان هم برای خدا نبوده، طلحه و زبیر که مؤمن شدند، طلحه و زبیر که مسلمان شدند آمدند برای کسب شخصیت تاریخ زندگی شان معلوم است از اول که آمدند مشکوک آمدند آنها اسلام واقعی را نپذیرفتند.

حالا ما اعتراف کنیم چرا این آدم انقلابی اینجور شده. خوب آن انقلابی اش هم قلابی بوده آن انقلابی اش که حقیقی نبوده است….

۷ دیدگاه دربارهٔ «تا فیضیه هست سازش با آمریکا هرگز»

  1. شهروند ایرانی

    تغییر نگرش افراد نسبت به مسائل گوناگون با گذشت زمان و نغییر شرایط کاملا طبیعی است.کافی است تا صفحه ۸ روزنامه کیهان مورخه ۱۱ بهمن ۵۷ را که در سمت چپ بالای آن مقاله ای از جناب مکارم شیرازی در خصوص اصول اساسی حکومت اسلامی نوشته شده است را مطالعه نمایید.ایشان اصول سه گانه را اینگونه بیان میکنند: حق مشارکت مردم، استفاده از صاحبنظران هر رشته و نظارت فقیه .ایشان که آن زمان نقش فقیه در حکومت را در حد نظارت دانسته اند و اکنون از طرفداران محکم ولایت فقیه آنهم از نوع مطلقه اش هستند از دیدگاه شما دچار چه درجه ای از تناقض شده اند؟!!!!! قصد جسارت ندارم اما نویسنده مقاله سایت شما آنقدر احمق بوده که نتوانسته چنین تغییرات طبیعی در نگرش افراد نسبت به مسائل مختلف را درک کند و شاید هم به مانند بسیاری از امثال خود مخاطب را نادان یافته و خواسته تلاشی در مخدوش کردن چهره آقای صانعی انجام دهد. ایمان قوی و توجه به وجدان و اخلاق عاملی مهم در رعایت انصاف است.خداوند همه ما را بیامرزد.

    1. شهروند ایرانی

      امام هم بعد از جنایات سعودیها علیه حجاج ایرانی در سال ۶۶ گفتند که اگر از آمریکا و…..بگذریم از آل سعود نمیتوانیم بگذریم اما در همان زمان حیات ایشان روابط ما با عربستان عادی شد.لابد میخواهید امام را هم به تناقض گویی و عدول از مواضع انقلابی متهم کنید!!!!!!!!!

      1. احمد نجمی

        در جریان فاجعه خونین ۶۶ هنوز هم ایران معتقد است آل سعود ظلم بزرگی را مرتکب شده است و از این نظر خود کوتاه نیامده است.آقای امام جمارانی – رئیس وقت سازمان حج و اوقاف- برای بنده نقل کردند که در نخستین مذاکره با عربستان پس از سه سال توقف حج طراحتا به انها گفتیم که ایران ظلم شما را هیچ گاه نخواهد بخشید و خون سیصد شهید ما برگردن شماست.طرف سعودی بارها خواست درباره گذشته صحبتی نکنیم.یعنی آنها در قبال موضع قاطع ایران هیچ پاسخی نداشتند.
        ۳- مسئله تغییردر همه اصول است.بنده به عنوان کسی که قریب به اتفاق نظرات آقای صانعی از ابتدای انقلاب را تا به حال را مطالعه کرده ام عرض می کنم ایشان تغییر اصولی در دیدگاه های اساسی فقهی و انقلابی خود داده است.تغییر ۱۸۰ درجه در مسائلی همچون اجرای حدود، دفاع از مستضعفان، آزادی بیان و دهها مورد دیگر.جالب اینجاست که ایشان و اطرافیانشان حتی نمیخواهند قبول کنند که در آن سالها چنین نظراتی داشته اند!!! مسئله تغییر در اصول فکری است

        1. شهروند ایرانی

          جنابعالی اظهارنظر متفاوت در خصوص نوع رابطه با کشوری خاص را تغییر در اصول میدانید؟! جنس نوع رابطه با آمریکا از جنس تغییر دیدگاه فقهی است؟! دقت کنید که موضوع مقاله چیست؟! هرچند تغییر در دیدگاههای یک مرجع تقلید در مواردی که با تفقه بیشتر به آن رسیده اند در هیچ جای فقه شیعه امری مذموم و ناپسند تلقی نمیشود. و تغییر در اصول فقهی نیست.به جنابعالی که ظاهرا در تعاریف خود از واژه ها مشکل دارید پیشنهاد میکنم در خصوص عبارت اصول در علم فقه بیشتر مطالعه کنید.اما آنچه مسلم است هیچکس حق ندارد به هر دلیلی شان یک مرجع تقلید را مخدوش کند.آقای صانعی یک مرجع تقلید است با مقلدینی زیاد و تفاوت دیدگاههای ایشان نسبت به مراجع دیگر مجوز حمله به ایشان نیست.وی مانند هر مرجع دیگری نظرات فقهی خود را بیان کرده اند و تغییر در نظرات فقهی وی با گذشت زمان نمیتواند نامعقول تلقی شود.

    2. احمد نجمی

      اگر یک بار دیگر روزنامه های سال ۵۷ و ۵۸ را مرور کنید متوجه خواهید شد مدلهای مختلفی از حکومت اسلامی از سوی افراد ارائه شده است.چون هیچ الگوی نهایی وجود نداشت و طبعا افراد نظرات بسیار متفاوتی ارائه می کردند.این مسئله تا قطعی شدن الگوی جمهوری اسلامی ایران وجود داشت که نه تنها ایرادی ندارد بلکه امری بسیار خوب بود.اما پس از رای مردم و تایید امام خمینی بر الگوی جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی تبعیت از این امر بر همگان لازم الاجراست. قطعا آیت الله العظمی مکارم شیرازی منکر چنین نظراتی نیستند و از این قبیل نظرات هم از سوی افراد مختلفی مثل شهید مطهری، بهشتی،منتظری و … ارائه شده بود.
      مسئله مهم تغییر بنیادین در اصول فکری است.چگونه می شود که یک نفر در دهه شصت نظرات بسیار افراطی درباره اجرای حدود، مبارزه با ضدانقلاب، آزادی بیان و دهها مسئله دیگر داشته باشد و الان بدون هیچ اشاره به آن نظریات دقیقا ۱۸۰ درجه تغییر نظر داده و به صورت جالبی دیگرانی که حتی نظرات متعادل تر از نظرات ایشان در دهه شصت دارند را تخطئه کنند؟
      کاش مروری بر دیدگاه های ایشان حتی درباره مسائل فقهی داشته باشید تا متوجه شوید تغییر در نگرش نبوده بلکه بخاطر مسائل سیاسی روز و تغییر فضای حاکم بر جامعه دیدگاه ایشان نیز صددرصد تغییر یافته است.

      1. شهروند ایرانی

        دوست عزیز خلط مبحث نکنید! موضوع این مقاله تغییر در آراء آقای صانعی نسبت به اصول مد نظر شما نبوده است که در صدد توجیه آن بر می آیید اگر بحث اصول است که جناب مکارم اصولا اعتقادی به نظریه ولایت فقیه که البته اکنون تبدیل به اصل شده نداشته اند و باید وی را به اتهام بزرگتری متهم کرد! موضوع مقاله فعلی تغییر نظرات جناب صانعی نسبت به امور غیر فقهی نظیر رفتار با آمریکاست که کاملا هم طبیعی است.چرا که تغییرات زمانی و مکانی چنین موضوعی را کاملا توجیه میکنند.قبول کنید که نویسنده این مقاله صرفا در صدد تخطئه آیت الله صانعی بوده اند.

      2. شهروند ایرانی

        به شدت توجیه میکنید جناب نجفی.بحث ولایت فقیه مدلی از حکومت اسلامی نیست.جناب مکارم و بسیاری دیگری ولایت فقیه را اصلی مسلم و تنها مدل حکومت اسلامی میدانند.اتفاقا تغییر بنیادین و البته تناقض در اصول همین تفکر جناب مکارم است که از نظارت فقیه به ولایت مطلقه فقیه رسیده اند.اکنون اگر کسی جرات دارد از نظارت فقیه سخن بگوید شک نکنید حتی ممکن است مرتد خوانده شود!

پاسخ دهید