در سال‌های اخیر نهاد نماز جمعه و امامت جمعه مورد چالش و مطالبات جدی بوده‌است. در ابتدای انقلاب امام‌جمعه محور تمامی رخدادها و مسائل دینی، فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی شهر و ملجا و پناهگاه مردم بود، اما این جایگاه به دلایل مختلفی که از مجال این بحث خارج است در سه دهه‌ی اخیر دچار افت قابل توجهی شده است. همین امر باعث شده که نسل دوم و سوم انقلاب انتقادهای جدی به بسیاری از ائمه‌جمعه حتی نمایندگان ولی‌فقیه در مراکز استان‌ها داشته باشند. به نظر می‌رسد بخشی از این انتقادات نیز صحیح بوده است.
فاصله‌گرفتن امام‌جمعه از مردم و محدود بودن به تریبون نمازجمعه و جلسات رسمی و دولتی از جمله آسیب‌هایی بوده که برخی یا تعداد قابل توجهی از امامان جمعه دچار آن شدند.
با انتشار خبر ناگوار حمله و شهادت امام جمعه کازرون مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین خرسند این دغدغه‌ها مجددا در اذهان زنده شد. اما این‌بار امام‌جمعه‌ای مورد حمله و شهادت قرار گرفت که توانسته بود خود را از آسیب‌ها و مشکلات گریبانگیر سایر ائمه جمعه برهاند.
در دو سال اخیر ماجرای اختلافات قومیتی یا تقسیمات جغرافیائی بین کازرون و مناطق اطراف بارها در رسانه‌ها حتی رسانه‌های بیگانه منتشر می‌شد. اما آنچه که مورد توجه قرار گرفته بود محوریت امام جمعه فقید در این اعتراضات بود. ایشان توانسته بودند ملجأ و پناهگاه بسیاری از این اعتراضات باشند. معترضین مقابل بیت ایشان تجمع می‌کردند و بیشترین دفاع از خواسته‌ی مردم توسط امام جمعه‌ی شهر مطرح می‌شد.
همین امر باعث شده‌بود که دیگر مردم چشم امیدی به رسانه‌های مختلف از جمله رسانه‌های بیگانه نداشته باشند و حتی جلوی سوء‌استفاده‌ی این اعتراضات نیز گرفته شود. اتفاقی که در سایر شهرها کمتر دیده می‌شود. چرا نباید امام‌جمعه سنگ صبور و پناهگاه کارگران و معلمانی باشد که ماه‌ها حقوق نگرفته‌اند یا مورد ظلم واقع شده‌اند؟ امام جمعه اگر نتواند محور شهر حتی در اعتراض به نهادهای مختلف نظام و دولتی قرار گیرد عملا میدان را برای سوءاستفاده‌ی بیگانگان آماده کرده است و آن وقت انتقاد از رسانه‌های بیگانه هیچ فایده‌‌ای ندارد.
برای مرحوم حجت‌الاسلام خرسند که در یکی از بهترین شب‌های سال و پس از استغفار و نیایش به صورت مظلومانه به شهادت رسید طلب علو درجات را داریم.

پاسخ دهید