بازخوانی رابطه روحانیت و نظام (۵)؛ حجت‌الاسلام والمسلمین نبویان در گفت‌وگو با مباحثات:

حوزه علمیه از ابتدای انقلاب باید کادرسازی را شروع می‌کرد که به‌خاطر مصلحت‌اندیشی‌ها و عافیت‌طلبی‌های بخشی از همین حوزه این اتفاق نیافتاد/ما زمانی می‌توانیم هزینه کنیم تا عده‌ای از حوزویان و دانشگاهیان در قالب یک کار علمی فکر و اندیشه دینی تولید کنند که مدیریت هزینه‌های این‌چنینی و بیت‌المال در دست ما باشد.

بازخوانی رابطه روحانیت و نظام (۴)؛ حجت‌الاسلام والمسلمین محمدهادی مفتح در گفت‌وگو با مباحثات:

گروه­‌های مختلفی برای انقلاب مبارزه می‌­کردند و شکنجه می‌­کشیدند؛ ولی مردم به­‌واسطه سخن آن‌ها به میدان نیامدند؛ بلکه به پیروی از مراجع تقلید، روحانیت و حوزه‌­ها به میدان آمدند. لذا طبیعی است که نظام را با حوزه یکی بدانند و ن­توانند ببینند که حوزه می‌گوید من در مقابل این حکومت و نظام هیچ مسئولیتی ندارم. فرزندان مردم به­‌خاطر حرف مرجعیت و حوزه به شهادت رسیدند.

بازخوانی رابطه روحانیت و نظام (۳)؛ حجت‌الاسلام والمسلمین کاملان در گفت‌وگو با مباحثات:

انقلاب مولود جریانات بسیاری بود که از زمان نهضت مشروطه شروع شدند؛ مثل جریان مرحوم آخوند، جریان نهضت نفت یا جریان مرحوم دکتر شریعتی/مراجع و فضلا باید حواسشان به استقلال حوزه باشد؛ نهادی که بیش از هزار سال ـ از زمان شیخ طوسی ـ در جامعه شیعی بوده. این امانت را نباید به خاطر منافع چهار روزه، از بین ببریم.

بازخوانی رابطه روحانیت و نظام (۲)؛ آیت‌الله سید محمد غروی در گفت‌وگو با مباحثات:

تا وقتی که کلیت نظام، اسلامی باشد، حوزه از آن حمایت می‌­کند. نظام مولود حوزه است و حوزه در ارتباط با اشتباهاتی که در قسمت­‌های مختلف ممکن است وجود داشته باشد، گوشزد می‌­کند و نمی‌­گذارد انحرافی پدید آید. نه مرجعیت قم و  نه مفاخر حوزه و مدرسین منفعل نیستند که در نهایت سپر شوند و نظام هم شأنش بالاتر از این است که برخورد ابزاری نسبت به حوزه داشته باشد و حوزه را سپر قرار بدهد.

بازخوانی رابطه روحانیت و نظام(۱)؛ آیت‌الله احمد بهشتی در گفت‌وگو با مباحثات:

حوزه نباید به گونه‌­ای عمل کند که تلقی مردم این باشد که حامی مطلق است و کاری ندارد به این‌که آن‌چه از آن حمایت می‌کند، نقطه قوت است یا نقطه ضعف. حوزه باید مراقب این جهت باشد که اگر هم سپر است، در برابر خدمات سپر باشد و در برابر عیوب، مطالبه‌­گر. درحقیقت زبان مردم باشد و مطالباتی ­که مردم از نظام دارند، حوزه هم باید از نظام داشته باشد.

حجت‌الاسلام والمسلمین عبدالرحیم اباذری

بیت محترم شیرازی همواره  خود را میراث‌دار شخصیت، افکار و اندیشه‌های مرحوم آیت‌الله‌العظمی سید محمد شیرازی می‌داند و به اصطلاح همیشه از شخصیت ایشان کسب اعتبار نموده است؛ اما امروز چه شده است که بعضی از آن‌ها  بر خلاف نظر صریح ایشان، علیه  اصل ولایت‌فقیه این‌گونه  مواضع سست و نسنجیده می‌گیرند و تلاش می‌کنند این امر مهم را وارونه جلوه دهند؟

چندی پیش و همزمان با آشوب‌های خیابانی، فیلمی از سخنرانی حجت الاسلام سید حسین شیرازی فرزند آیت‌الله سیدصادق شیرازی در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد که وی با توهین‌های فراوان از دفاع مقدس و ولایت فقیه سخن گفته و آن‌ها را نفی می‌کند. وی در بخشی از سخنانش می‌گوید:  ولایت فقیه همان سخن فرعون است. به خدای بلدمرتبه قسم ولایت فقیه دقیقاً و مو به مو همان «أنا ربکم الاعلی» است.

به‌مناسبت سالروز درگذشت

یکی دیگر از حقوق مردم برعهده حاکمان خود، تأمین معاش و رفاه و آسایش زندگی آنان است. فیض کاشانی در ضرورت آن می‌گوید: «دنیا منزلی از منازل انسان در سیر به سوی خداوند متعال است و بدن او مرکب این راه است و مادامی که امر معاش او در دنیا منتظم نگردد، نمی‌تواند به‌سوی خدا سیر کند.

یادداشت وارده

آیا به‌راستی اگر علما از درد و رنج مردم بگویند، نمک بر زخم‌شان پاشیده‌اند؟ چرا این‌طور به مسأله نگاه نمی‌کنیم که بیان رنج‌ها و مشکلات جامعه توسط علما، یک خاصیت مهمش این است که مردم متوجه شوند علما اگر نمی‌توانند ـ یا نمی‌خواهند ـ باری از مشکلات جامعه بردارند، دست‌کم نسبت به دردهای مردم آگاهی دارند. همین مقدار هم بدون‌شک می‌تواند تا حدی مرهمی بر دردهای مردم باشد.

به بهانه‌ موج ناآرامی‌‌های اخیر

هم‌اکنون بسیاری از نخبگان سیاسی، فرهنگی وحتی هنری و ورزشی تلاش کرده‌اند با اظهارنظر خود فضای جامعه را آرام کنند و ضمن تأکید بر حق مردم برای اظهارنظر و بیان مشکلات، بروز هرگونه ناآرامی را نفی می‌کنند. به همین دلیل از بزرگان حوزه نیز انتظار می‌رود با رویکردی پدرانه، مسأله را تبیین نمایند تا این ذهنیت در جامعه ایجاد نشود که روحانیت نسبت به مشکلات و معضلات مردم بی‌تفاوت است.